تعارف در «بحران آب»

روزنامه «شرق» هشتم تیر ۱۳۹۵، گزارش میزگردی را منتشر کرد[1] که به مسئله انتقال آب در ایران پرداخته بود. متأسفانه باید گفت که آن دوستانِ آگاه، از ابراز واژه «بحران آب» در ایران وحشت داشتند. بله درست است که ایران همیشه با کم‌آبی مواجه بوده (که در چندین نوشتار به آن پرداخته‌ام)، ولی اگر الان با چنین تنش شدید آبی‌ای مواجه هستیم که ۳۴ هزار روستا تخلیه شده‌اند؛ از حدود ۷۷۰ هزار حلقه چاه مجاز و غیرمجاز، تنها هفت‌دهم درصدِ آنها را پایش می‌کنیم (یعنی می‌دانیم آن حلقه‌ها چقدر آب مصرف می‌کنند و از بقیه چاه‌ها و برداشت‌ها، اطلاع دقیقی نداریم)؛ منابع آب فسیلی زیرزمینی را کمابیش تمام کرده‌ایم؛ در سرانه آب تجدیدپذیر طی دوره ١٣٤٠ الی ١٣٩٣، ٧٦درصد کاهش داشته‌ایم؛ و... و طبق معیارها و شاخص‌های بین‌المللی یعنی «شاخص فالکن مارك»، «شاخص سازمان ملل» و «شاخص مؤسسه بین‌المللی مدیریت آب» که بیان می‌دارند ایران در شرایط بحران آبی قرار دارد و هزاران دلیل و مدرک دیگر بر این «بحران» وجود دارد، بعد آن مصاحبه‌شوندگان از به‌کارگیری عبارت «بحران آب» واهمه دارند و به‌هم تعارف می‌کنند! پس سؤال اینجاست که چه چیز دیگری باید اتفاق بیفتد تا واژه «بحران» برای آب به کار رود؟

علاوه‌برآن، در پاسخ به سؤالی در مورد تشابه شرایط اقلیمی کشورهای آمریکا و سوئیس و ترکیه با ایران، پاسخ داده می‌شود که «دقيقا. اگر کالیفرنیا را با ایران مقایسه کنید به لحاظ تغییرات اقلیمی مشابه هستند»!!! پرسش این است که آیا اقلیم ایالت کالیفرنیا با تمام ایران مشابه است، یا فقط با بخشی؟ همچنین آیا اقلیم ترکیه و سوئیس با ایران همسان است؟ کی می‌خواهیم از این کلی‌گویی‌های مبهم نادرست، پرهیز کنیم؟ علاوه‌برآن، اگر همین کالیفرنیا را هم در نظر بگیریم چرا به موضوع حقابه دریاچه مونو در کرانه شرقی سیرا نوادا و رویکرد دادگاه عالی کالیفرنیا برای مجاب‌کردن شهر لس‌آنجلس به پرداخت‌کردن حقابه آن دریاچه ارجاع نمی‌دهیم که جلو شوری بیشتر دریاچه و مرگ آرتمیا و نابودی آشیان پرندگان را گرفت. جنبشی دانشجویی که از دهه ۱۹۷۰ شروع شد و از آینده‌ای که مانند وضعیت کنونی دریاچه ارومیه برای دریاچه مونو در انتظار بود، جلوگیری کرد؟ کاش جنبش شکستن سد در این کشور را هم می‌گفتند تا خواننده بداند که آن کشورها، دیگر مسیرهای گذشته پراشتباه را تکرار نمی‌کنند. از این گذشته، در مورد کلرادو گفته شده که «بدون تأسیسات ساخته‌شده امکان ایجاد آن مجموعه وجود نداشت».

دقیقا مشکل همین است که به آب اصلا ارزش داده نمی‌شود، بلکه تأسیسات و سازه‌ها را ارزش می‌دانیم.

لازم نیست با کلرادو خودمان را مشغول کنیم، بلکه همین جانمایی نادرست را در صنایع سنگین همچون فولاد و ذوب‌آهن را در اصفهان و یزد داریم. پس آیا باید گفت بدون تأسیسات، امکان ایجاد چنان صنایعی نبود؟ یعنی یک‌جور دور و تسلسل بازی با کلمات؟ یا مثال دیگر این است که تمامی شهرها و مناطق طبیعی اطراف تهران را تشنه نگه داشته‌ایم و سپس شهر غول‌پیکری ساخته‌ایم به نام «تهران» و تمام آب‌های کیلومترها دورتر را به تهران اختصاص می‌دهیم و بعد بگوییم که این از خوبی‌های سدهای اطراف تهران است!!!

آیا چنین تجمیعی در تهران و چنین اجحافي به دیگر شهرها و مناطق اطراف تهران، اخلاقی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی، قانونی و اجتماعی است؟ همچنین صحبت در مورد آب است و رفتاري که آن مدیریت و این جانمایی نادرستِ صنایع و سازه‌ها داشته‌اند، نه اینکه سازه‌ها و صنایع خوب هستند یا نه! بله سازه‌ها خوب هستند اگر و تنها اگر با درنظرگرفتن تمامی جوانب، درست جانمایی شده، مطابق توان منطقه بوده و تخصصی و کارآمد ساخته و اجرا شوند. صحبت از این نیست که «صنعت سدسازی شاخه‌ای از علم» است یا خیر! بلکه کنش این است که چرا علوم یا روش‌های دیگر را ندیدیم؟ چرا اولویت را به سدسازی دادیم؟ معیارها کدام بودند؟

باز هم سدسازی را نسخه‌ای برای «ويژگي كشور ما» برشمرده‌اند.

آیا سایر روش‌ها را نسخه مناسب نمی‌دانند؟ اولویت کشور ما با کدام است، عملیات آبخیزداری، آبخوان‌داری یا سدسازی؟

وقتی برآورد شده است که با ٢١درصد کل هزینه سدسازی (یعنی حدود یک‌پنجم هزینه سدسازی) می‌توان عملیات آبخیزداری انجام داد که به همان میزان آب تولید می‌کند و دارای سایر كاركردهاي مثبت همچون ترسيب كربن، حفظ پوشش گياهي، حفظ و تثبيت خاك و جلوگيري از سيل است، پس با چه معیاری سدسازی را برای کشور در اولویت اول می‌دانند؟ از طرفی دیگر، طبق برآوردها، اینکه با سدسازی، سالانه بالغ بر «١٠ میلیارد مترمکعب از آب شیرین ذخیره شده کشور در پشت مخزن سد‌ها، تبخیر می‌شود» را علم مدیریت آب بدانیم کجا و یا آب را در زیر زمین (عملیات آبخوان‌داری) و دور از آفتاب سوزان نگه داریم کجا!!! کدام‌یک، در راستای علم صحیح مدیریت آب است؟

ادعا شده است که «كار سدسازي در كشور ما موفق بوده است». این ادعا از کدام پژوهش و گزارش استنباط شده است؟

متأسفانه نبود شفاف‌سازی، محرمانه‌بودن گزارش‌ها و نبود ‌انعطاف‌پذیری بخش سازه‌ای به راهکارهای بومی و حتی به‌روز دنیا، موجب می‌شوند که کسانی بی‌محابا حرف از موفقیت سدها بزنند که باید دید مردم چه چیزی را قبول می‌کنند.

کاش گزارش‌های ملی ۶۴۷ سد در حال بهره‌برداري، ۵۳۷ سد در حال طي مراحل مطالعاتي و ۱۴۶ سد در حال ساخت، در دسترس همگان بود تا مشخص می‌شد چقدر به اهداف نوشته‌شده‌شان رسیده‌اند؟

چقدر در عمل موفق بوده‌اند؟ میزان هزینه- فایده و هزینه- فرصت آنها چقدر است؟ و چه خسارت‌ها و آسیب‌هایی ایجاد کرده‌اند که در گزارش‌های اولیه برآورد نشده‌اند همچون مسائل محیط‌زیستی و مهاجرت‌های اجباری و حاشیه‌نشینی‌ها و خشک‌شدن اراضی دور پایین‌دست و...؟

تا بعد، با توجه به چنین تجربه‌های گران و فلج‌کننده، بتوانیم در مورد انتقال آب به پژوهش و راستی‌‌آزمایی بپردازیم.

در پایان، آنچه لازم است بیان شود این است که بی‌تفاوتی جامعه به بحران آب، نه به‌خاطر توجه‌نکردن یا درک‌نکردن ‌آن، بلکه گاهی به‌خاطر همین ترس و تردید کارشناسان و خبرگان محیط‌زیست و جامعه‌شناسی است در آگاه‌سازی راستین جامعه و مسئولان!

علاوه‌برآن، معتقدم تا جامع‌نگری و شفاف‌سازی در حکمرانی، سياست‌گذاري، سياست‌پژوهي و بومی‌سازي مسئله آب صورت نگیرد و گزارش ملی آب نداشته باشیم، هرگونه عمل سازه‌ای در مدیریت آب (همچون سدسازی، تخلیه آب‌های ژرف، انتقال آب بین‌حوضه‌ای و شیرین‌سازی)، مقطعی، بخشی، غیراقتصادی و مخرب است.

[1] مهدی کلاهی.پژوهشگر مسائل اجتماعی- محیط‌زیستی

 روزنامه شرق شماره ۲۶۲۷ - ۱۳۹۵ دوشنبه ۲۱ تير

http://www.sharghdaily.ir/News/97408/

 

منابع طبيعي و امنيت غذايي   

شرط رسيدن به توسعة‌ پايدار و امنيت غذايي، حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از  منابع طبيعي است. مسلما بدون حفاظت از منابع آب، خاك، جنگل، مرتع و بهره برداري بهينه از آنها نمي توان به توسعه پايدار و توليد مطمئني در كشاورزي دست يافت زيرا كشاورزي‌ بر بستر منابع‌ طبيعي‌ استقرار مي‌يابد و دوام‌ آن‌ بستگي‌ به وضعيت‌ منابع‌طبيعي‌ دارد. همانطور که حيات‌ خاك‌ به‌ مقدار آب‌ وابسته‌ است، آب‌ نيز به‌ وجود جنگل‌ها و مراتع‌ و پوشش‌ گياهي‌ هر منطقه‌ وابسته‌ است. در واقع‌ اگر منابع‌ طبيعي‌ سالم‌نباشد كشاورزي‌ و در نتيجه امنيت غذايي هم‌ امكان‌پذير نخواهد بود.

متاسفانه در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در نامطلوبترين شرايط، مورد بهره برداري قرار مي گيرند. منابعي كه شايد در بسياري از جهات ارزش واقعي آن در محاسبات اقتصادي مورد توجه قرار نمي گيرد. به اين ترتيب مي توان گفت منابع طبيعي با وجود نقش حياتي كه در تامين غذا بازي مي كنند و از اجزاء اصلي محيط زيست به شمار مي روند، هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آنها شده است. انقراض گونه ها و تهديد تنوع زيستي، آلودگي آب، خاک و هوا، نابودي جنگل ها و مراتع و بحران هايي نظير بيابان زايي، فرسايش خاک و کمبود شديد منابع آب شيرين از جمله مخاطرات کنوني زيست محيطي است که طي دهه­هاي اخير و در پي بي توجهي به ملزومات توسعه پايدار بر منابع طبيعي كشور وارد شده است. اين موضوع براي كشور ما كه در رديف سرزمين هاي خشك با پوشش كم جنگل قرار دارد اهميت شايان توجهي دارد. يقينا در چنين كشورهايي بايد در استفاده و بهره برداري از منابع آب و جنگلها و مراتع دقت كافي بعمل آيد. از اين رو حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از جنگلها و مراتع که بعنوان بستر کشاورزي از آن ياد مي شود نقشي قابل توجه در امنيت غذايي کشور دارد. بارزترين اثر آن افزايش ذخيره آبهاي زيرزميني و ذخيره سازي آب در خاك و همچنين جلوگيري از فرسايش خاک است. مهمترين رودخانه هاي کشور با بيش از 40 درصد آبهاي جاري و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنين حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس، مرهون وجود جنگلهاي اين منطقه است. اين جنگل‌ها نقشي حياتي و کليدي در زندگي ميليونها انسان ساکن در غرب کشور دارند. 10 استان کشور با بيش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعيتي بالغ بر15 ميليون نفر و همچنين50 درصد دام کشور در اين ناحيه قرار دارد. بيش از 800 هزار عشاير کوچ رو، دامداري خود را به‌طور مستقيم به اين جنگل‌ها مديون هستند و از اين راه پروتئين دامي نزديک به 20 ميليون نفر را تأمين مي‌کنند[1]. زندگي در غرب ايران بدون وجود جنگل‌هاي بلوط امکان‌پذير نخواهد بود. متاسفانه در حال حاضر گستره قابل‌ملاحظه‌اي از اين جنگل‌ها به‌دليل پديده ريزگردها و برخي عوامل ديگر دچار خشکيدگي شده و در حال از بين رفتن هستند. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بياباني شدن در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد.

از جمله موارد ديگري که براي نيل به امنيت غذايي کشور بايد بدان اشاره شود و به نوعي مرتبط با منابع طبيعي مي باشد، اصلاح الگوي مصرف آب و نان است. حجم زياد ضايعات نان، اتلاف زياد منابع آبي به دليل استفاده از روش هاي نادرست آبياري کشاورزي و عدم توجه به نگهداري مناسب از محصولات زراعي و باغي از مصاديق نگران کننده در اين زمينه است. اگرچه بخش کشاورزي بعنوان يکي از مهم‌ترين بخش‌هاي اقتصادي کشور حدود 18 درصد توليد ناخالص ملي، 25 درصد اشتغال، 85 درصد تأمين غذاي جامعه، 25 درصد صادرات غيرنفتي را فراهم مي‌کند، اما حدود 95-90 درصد از منابع آب کشور را هم مصرف مي‌کند که به علت راندمان پايين آبياري و هم‌چنين بالا بودن ضايعات کشاورزي به صورت مسقيم و غيرمستقيم بخش عمده‌اي از منابع آب را هدر مي‌دهد. آبي كه سرمنشآ آن در حوضه هاي آبخيزي است كه بدليل تخريب پوشش گياهي تبديل به سيلابهاي مخرب شده و از دسترس خارج مي شود. نتيجه هرز روي رواناب ها، علاوه بر كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه سبب پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي شود. مضافا اينكه ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. گزارشات منتشر شده نشان مي دهد هر سال بين 13 تا 35 درصد محصولات کشاورزي از مرحله کاشت محصول تا مصرف به صورت ضايعات از بين مي‌رود اين مقدار معادل 11 تا 30 ميليارد مترمکعب از منابع آبي کشور است . به ازاي کاهش هر يک درصد از ميزان ضايعات کشاورزي حدود 870 ميليون مترمکعب آب صرفه‌جويي مي‌‌شود. اين در حالي است كه بخش قابل توجهي از اين آب بوسيله چاههای عميق و نيمه عميق كشور که تقریبا نیمی از آنها در مناطق ممنوعه حفر شده اند برداشت مي شود. به همين دليل بيشتر آبخوانه هاي كشور با روند منفي تراز آب مواجهند و هرسال از حجم آبهاي زيرزميني كاسته مي شود. متعاقب افت سطح آب زيرزميني، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. از طرفي  به سبب پمپاژ زياد آب از چاههاي عميق، كيفيت آبهاي زيرزميني تغيير كرده آنچنانكه شاخص "املاح محلول آب" در بيشتر نقاط كشور بيشتر از 1000 تا 1500 ميليگرم در ليتر است كه در مقايسه با ميزان مناسب براي آب شرب (500 ميليگرم در ليتر) وضع مطلوبي بشمار نمي رود. در پاره­اي از مناطق آب چاهها آنقدر شور شده كه باعث تخريب خاك سطحي شده و در نتيجه اين اراضي براي كشاورزي از حيز انتفاع خارج شده و رها شده اند (بروز پديده بيابانزايي). بسياري از درياچه ها و تالاب هاي كشور بر اثر مديريت نادرست آب در كشور و حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته اند و بصورت کانونهاي توليد گرد و غبار در آمده اند. تحقيقات انجام شده در بخش بيابان موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور نشان مي دهد که حدود 5 ميليون هکتار از مساحت کشور در اشغال شنزارها و تپه هاي ماسه اي قرار دارند که حدود 78 درصد تپه هاي ماسه اي بصورت فعال ، 14 درصد نيمه فعال و  مابقي يعني فقط 11 درصد غيرفعال است. فعاليت ماسه هاي روان و طوفانهاي گرد و غبار ناشي ازآن بعلت خساراتي که بر بخش کشاورزي وارد مي­کند ، مي­تواند امنيت غذايي کشور را به مخاطره اندازد. از اين رو در کشور خشک و نيمه خشکي مثل ايران که به استناد تحقيقات انجام شده در اين موسسه قريب 55 درصد مساحتش در قلمرو مناطق بياباني قرار گرفته است و همواره با خشکساليهاي مکرر روبروست، صرفه جويي و اصلاح الگوي مصرف آب بايد در سرلوحه برنامه هاي فوري و ضروري بخش کشاورزي قرار گيرد. موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور در راستاي اهداف تحقيقاتي خود علاوه بر اجراي صدها طرح و پروژه در زمينه هاي متنوع منابع طبيعي كه هريك به نوعي با امنيت غذايي مربوط است در مورد روشهاي بهره برداري، صرفه جويي و حفاظت منابع آب و همچنين شيوه هاي مناسب و پايدار بازسازي و بهره برداري از منابع آب و خاك براي كم كردن فشار بر اين منابع بويژه در مناطق بياباني کشور، كارهاي پژوهشي فراواني انجام داده است تا در غياب مقررات بازدارنده بهره برداري هاي نادرست از منابع خاك و آب بتواند راهکارهاي لازم را ارايه کند تا از فشار جاري بر آنها کاسته شود. برخي از اين طرحهاي تحقيقاتي بشرح زير است:

- طرح اجرايي پژوهشي گسترش سيلاب براي ايجا د مزارع و مراتع مشجر

- آبياري زيرزميني با لوله ها ي سفالي (براي صرفه جويي در مصرف آب)

- تعيين شيوه مناسب كاشت نهال تاغ به منظور كاهش ميزان آب مصرفي در مراحل اوليه كاشت

- بررسي درختكاري ديم با استفاده از هرزآب درمنطقه پروئيد بافت

- بررسي آبياري زيرزميني جهت توسعه فضا ي سبزمناطق بياباني

- بررسي تاثير ابياري با سيلا ب كالشور براستقرار و توليد گيا ها ن - مرتعي دست كا شت

- استفاده بهينه ازآب با اعما ل روشهاي مختلف آبياري جهت جلوگيري از شورشدن اراضي

- بررسي اثرمقاديرمختلف پليمر در افزايش آب قابل استفاده در خاكها ي شني

- بررسي عوامل موثر در شورشدن آب و خا ك و گسترش بيابان

- بررسي علل وعوامل شور و كويري شدن اراضي مرتعي استان يزد

- احيا ء و بهبود مراتع نواحي خشك ونيمه خشك استا ن خراسان براسا س اگرو-متئورولوژي

- تعيين مناطق تحت اثربيابانزايي به كمك اطلاعات ماهواره اي وسيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS)

- نقش زراعت در بيابا ني شدن

- بررسي روند تغييرات شوري و قليائيت آب و خاك در اراضي اطراف ايستگاه نورالدين‌آباد گرمسار

- بررسي عوامل اجتماعي اقتصادي موثر بر فرايند بيابان زدايي در منطقه تهران

- پايش روند تغييرات شوري وقليائيت خاك وتغييرات كمي وكيفي منا بع آب در دشت كا شا ن

- بررسي استعدادرويشي شن زارها ي ايران با استفا ده ازروش بيلان آبي

- بررسي كارآيي پليمر پلي لاتيس در مقا يسه با مالچ نفتي در تثيبت شن ها ي روان و استقرار گيا ه

- بررسي علل افزايش و تشديد سيل درايران با تا كيد برنقش پوشش گياهي

- برآورد تقريبي نياز آبي چند گونه چوبي مناسب شنزارها و مناطق بياباني كشور

همچنين به منظور صرفه جويي و بهره برداري پايدار از منابع آبي کشور، اين موسسه استفاده از آبهاي شور و نامتعارف را نيز در سرلوحه اهداف تحقيقاتي حود قرار داده است. بطوريکه پاره اي از طرحهاي تحقيقاتي در زمينه استفاده از آبهاي شور مناطق بياباني براي احيا و اصلاح مراتع و توليد علوفه و همچنين پساب فاضلابهاي شهري با رعايت ملاحظات زيست محيطي؛ براي جنگلکاري و استفاده از چوب و فضاي سبز انجام شده و يا در حال انجام است.



[1] روزنامه همشهري دوشنبه 20 آبان 1392

 

نگاهی به وضعیت اقلیمی جهان و ایران در سالی که گذشت

سال 2015 به عنوان گرم‌ترین سال جهان شناخته شد

دانشمندان سال 2015 را بعنوان گرمترین سال جهان طی دوره 136 ساله ثبت آمار (2015-1880) اعلام کردند. پیش از این، سال ۲۰۱۴ عنوان گرمترین سال را به خود اختصاص داده بود. بر اساس گزارش ناسا و اداره ملی اقیانوس شناسی و هواشناسی آمریکا (NOAA) ، دانشمندان از سال ۱۸۸۰ تا به امروز سال به سال دمای کره‌ی زمین را مورد بررسی و کاوش قرار می‌دهند. اوایل ماه جاری میلادی، دانشمندان امریکا اعلام کردند در مقیاس کره‌ی زمین سال 2015 به عنوان گرم‌ترین سال و در ایالات متحده به عنوان دومین سال گرم از زمان ثبت دمای سالانه‌ی زمین بوده است. به گفته‌ی دانشمندانی که در زمینه شرایط جوی و آب و هوایی تحقیق و بررسی می کنند، اگر گرمایش زمین به طور گسترده‌ای که امروزه با آن روبرو هستیم وجود نداشت، احتمال اینکه دو سال پیاپی شاهد ثبت گرم‌ترین سال‌های تاریخ زمین باشیم از نظر ریاضی به اندازه‌ی یک در ۱۵۰۰ بود. بر پایه‌ی بررسی‌های منتشر شده توسط NOAA، میانگین دمای سطوح خشکی و اقیانوسی جهان در سال 2015 به میزان 0.9 درجه سانتیگراد (1.62 درجه فارنهایت) بیشتر از متوسط دمای قرن بیستم زمین (13.9 درجه سانتیگراد) بوده است و به اندازه‌ی ۰.۱۶ درجه سانتیگراد نسبت به ۲۰۱۴ گرم‌تر بوده که این رکورد به عنوان بزرگترین جهش دمای صورت گرفته بین دو سال پیاپی است. در بررسی اداره ملی اقیانوس شناسی و هواشناسی آمریکا آمده‌است: در مجموع 9 ماه از 11 ماه نخست سال 2015 میلادی گرم‌ترین رکورد را داشته‌اند. همچنین سازمان هواشناسی ژاپن اعلام کرد: دمای میانگین کشور ژاپن در سال 2015 میلادی در حدود شش دهم درجه سانتیگراد بیشتر از حد معمول بوده است و احتمال می رود که دمای هوا در ژاپن در سال 2016 نیز برای چهارمین سال متوالی و از زمان جمع آوری داده ها (از سال 1898 میلادی) گرم تر باشد. کوجی ایشی هارا یکی از مقامات سازمان هواشناسی ژاپن گفت: پدیده ال نینو نیز به گرم شدن بیشتر زمین در سال آینده منجر می شود. وی گفت: اگر روند گرم شدن زمین ادامه یابد امکان تکرار باران های سیل آسا و دیگر حوادث طبیعی بالاتر خواهد رفت.

نمودار زیر مقایسه میزان افزایش دمای ماهانه سال 2015 را نسبت به 6 سال از گرمترین سالهای تاریخ ثبت آمار آب و هواشناسی جهان نشان می دهد.

 

نگاهی به وضعیت هیدرواقلیمی ایران در سال آبی 94-93

بارش سالانه كشور

به گزارش مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی کشور در سال آبي 94-1393 میزان بارندگی در 27 استان كشور كمتر از ميانگين بلند مدت خود و در 4 استان شمال و شمال غرب كشور بيش از ميانگين بلند مدت و طبيعي آنها بوده است. كاهش بارندگی از حدود 45 درصد در استان بوشهر تا حدود 4درصد در استان هاي سمنان و كرمان را شامل مي شود. همچنين كل كشور هم حدود 16 درصد نسبت به شرايط طبيعي و بلند مدت كمبود بارش را نشان ميدهد. به این ترتیب سال 94-93 از منظر بارش دريافتي سال مناسبي نبود (نمودار شماره 1).

شکل 1: نمودار درصد تغییرات بارش استانها و کشور در سال آبی 94-93

ميانگين دماي متوسط سالانه

از نظر دمايي ايران در در سال 94-93 يكي از سال هاي گرم خود را سپري كرد. براساس بررسي هاي به عمل آمده اين سال، در ردیف هفت سال گرم کشور  طي 30 سال گذشته بوده است ؛ تا جايي كه درتابستان اين سال ركوردهاي بي سابقه اي خصوصاً در استان گلستان رقم خورد. اين افزايش گرما باعث افزايش توان تبخيري محيط گرديد كه در كنار كمي بارش، شرايط سخت تري را براي هموطنان ما بويژه در استانهاي واقع در جنوب و شرق كشور رقم زد. بررسی روند میانگین دمای 30 ساله کشور افزایشی در حد نیم درجه سانتیگراد را نشان می دهد اين درحالي است كه طي 10 سال اخير تنها يك مورد (سال91-90) آن هم به مقدار بسيار جزئي ميانگين دماي كشور به زير نرمال رفته است و در مابقي سالها ميانگين دماي كشور از مقدار ميانگين بلند مدت و طبيعي خود بيشتر بوده است.

 

روند افزايشي تبخير-تعرق پتانسيل طي 31 سال اخير

از نظر تبخیر و تعرق پتانسیل نیز روند افزايشي محاسبه شده بيانگر ميزان افزايشي درحدود 10.5 ميلي متر براي هر سال مي­باشد كه گوياي افزايش قابل توجه مقادير تبخير و تعرق پتانسيل در كشور طي 31 سال اخير مي­باشد. روند افزايش تبخير و تعرق دركنار افزايش دما و كاهش بارندگي مي­تواند به طور جدي زنگ خطر بحران آب را به صدا درآورده و نياز به رعايت بيش از پيش الگوي مصرف آب را دركشور گوشزد نمايد.

 

وضعيت خشكسالي كشور

بررسی شرايط خشكسالي كشور مبين آن است كه خشكسالي و ترسالي طي 31 سال اخير به تناوب در كشور وجود داشته ولي از سال 1386 به بعد شرايط خشكسالي با شدت و ضعف در كشور حاكم بوده است. مطابق بررسی مرکز ملی حشکسالی و مدیریت بحران، كشور ایران طي 5 سال اخير در خشكسالي خفيف قرار داشته و آخرين ترسالي كشور مربوط به سال زراعي 86- 85 ميباشد. وضعیت خشکسالی کشور كه طی سال 94-93 از طریق مرکز فوق با چند شاخص مورد بررسي قرار گرفته است نشان می­دهد که طي آن بخش قابل توجهي از مساحت كشور با خشكسالي خفيف تا بسيار شديد مواجه بوده است. همچنين در بررسي خشكسالي كشاورزي مشخص گرديده كه اراضي زراعي هفت استان كشور بين 20 تا 100 درصد تحت استرس خشكسالي بوده و علاوه براين براساس شاخص خشكسالي موثر 14 روزه، تعداد بسيار زيادي از ايستگاه ها در شبكه بارانسنجي كشور بين 190 تا 310 روز خشكسالي را سپري نموده ­اند.

 

وضعيت گرد و خاك

پديده گرد و خاك نيز كه طي چند سال اخیر دامنه گسترده تری يافته و بيش از 20 استان كشور را با جمعيتي بالغ بر 52 ميليون نفر و گستره اي به مساحت يك ميليون كيلومتر مربع تحت تاثير قرار داده است،  در سال 94-93 مناطق وسيعي از غرب كشور را درگير خود كرد تا جايي كه پديده ي گرد و خاك با ديدكمتر از 5 كيلومتر تا حد بي سابقه 77 روز در برخي مناطق خوزستان مشاهده گرديد. پهنه بندي وضعيت گرد و خاك در سال آبي 94- 93 حاكي از آن است كه  استانهاي خوزستان، قم ، مركزي و كرمانشاه تا 77 روز و استان هاي ايلام، بوشهر، اصفهان و فارس تا 45 روز و استانهاي كردستان، آذربايجان غربي، يزد، كهگيلويه و بوير احمد، خراسان جنوبي و سيستان و بلوچستان تا 33 روز درگير اين پديده بوده اند. گسترش پهنه هاي گرد وخاك با ديد افقي زير 5 كيلومتر با تعداد روزهاي بيش از 13 روز در سال به حدود 15 استان كشور مي­رسد. اين موضوع را ميتوان به خشك شدن بيش از پيش خاك كشور در اثر خشكساليهاي فراگير و تجمعي چند سال اخير نسبت داد.

 

حجم ریزشهای جوی در سال آبی 94-93

براساس گزارش شرکت مدیریت منابع آب وزارت نیرو، حجم ریزشهای جوی در سال آبی 94-93 بالغ بر 328.8 میلیارد مترمکعب برآورد گردیده که معادل 199.5 میلیمتر بارندگی می باشد. این مقدار بارندگی در مقایسه با میانگین دوره مشابه 46 ساله (243.1 میلیمتر) مقدار 18 درصد کاهش و در مقایسه با دوره مشابه سال قبل (216.7) میلیمتر حدود 8 درصد کاهش نشان می دهد. جدول 1 ارتفاع ريزشهاي جوي و مقايسه آن با سال آبي گذشته و متوسط 46 ساله را به تفکیک 6 حوضه آبخیز و کل کشور نشان می دهد.

جدول 1 ارتفاع ريزشهاي جوي و مقايسه آن با سال آبي گذشته و متوسط 46 ساله

 

وضعيت جريانهاي سطحي

حجم جریانهای سطحي در سال آبي 94-93  بالغ بر 40.88ميليارد مترمكعب برآورد گرديده است كه در مقايسه با متوسط درازمدت (87.23 ميليارد متر مكعب) 53 درصد كاهش و نسبت به سال گذشته (42.7 ميليارد متر مكعب) 4 درصد كاهش داشته است. جدول 2 حجم جريانهاي سطحي را نسبت به ميانگين درازمدت و همچنين نسبت به سال گذشته نشان مي دهد.

 جدول 2: حجم جريانهاي سطحي و مقايسه آن با سال آبي گذشته و متوسط بلند مدت

 

تغییرات اقلیمی و نوسانات اقلیمی

Climate Change and Climate variability

تغییر اقليم[1] يك تغییر طولانی مدت آب و هوايي در یک محل خاص ، منطقه و یا سیاره زمين است. اين نوسانات(swing)بوسيله تغییرات در ویژگی های مرتبط با ميانگين هاي هوا، از قبیل دما ، الگوهای باد و بارش اندازه گیری مي شود. چیزی که بیشتر مردم نمی دانند این است که تغییر[2] در تنوع[3] (تغييرپذيري) آب و هوایی را حتی اگر شرایط  متوسط هوا هم يكسان باقی بماند، بعنوان تغییر اقليم در نظر مي گيرند. در حالي كه تغییر زماني اتفاق مي افتد که اقليم یک منطقه خاص و یا سیاره (زمين) بین دو دوره زمانی مختلف تغییر كند. این حالت معمولا زمانی حادث مي شود كه بعضي چیزها مثلا مقدار کل انرژی خورشید كه توسط جو و يا سطح زمین جذب مي شود تغيير كند. از اين نظر تغییر اقليم نیز هنگامی رخ میدهد که مقدار انرژی گرمایی از سطح زمین و اتمسفر در يك مدت زمان طولانی وارد فضا شود. چنين تفاوت هايي می تواند هم تغییرات متوسط شرایط هوا و هم تغییراتي را كه حول متوسط ها اتفاق مي افتد شامل شود. تغییرات می تواند بوسيله فرایندهای طبیعی مانند فوران های آتشفشانی ، تغییرات در شدت خورشید یا تغییرات بسیار آهسته در جريانهاي اقیانوسي و سطح زمین که در طي دوره هاي زمانی طولاني در حد چندين دهه و يا قرن و یا بیشتر از آن رخ می دهد، ایجاد می شود. از طرفي، انسان نیز با انتشار گازهای گلخانه ای و ذرات معلق (آئروسلها) در فضا باعث تغییر شرایط آب و هوایی می شود. بنا براين هر دو عامل طبیعی و انسانی موجب تغییر اقليم مي شوند. اين گونه تغييرات اقليمي را اجباري[4] مي نامند ، چرا که آنها  با نیرو[5] يا اجبار اقليم را به سمت  مقادير جدید حركت[6] مي دهند.

نوسانات يا تغييرپذيري اقليمي[7] به تغییرات یا نوسانات در آب و هوا به عنوان یک انحراف از متوسط بلند مدت (عناصر) هواشناسی در طی یک دوره معینی از زمان مثل ماه ، فصل و یا سال خاص اشاره مي كند. نوسانات[8] يك مؤلفه طبیعی اقليم هستند كه از تغییرات سیستم  يا سيستمهايي که تحت نفوذ سیستم گردش عمومی هوا هستند ناشي مي شوند. مثلا، يك سیستم (ها) ضعیف یا قوی می تواند بطور دوره ای منجر به حوادث شدید آب و هوایی شود. اين نكته را بايد يادآور شد كه تعدادي از نوسانات اقليمي مي توانند بدون تاثير در متوسط ها صورت گیرند. به عنوان مثال ، يك مکاني ممکن است مرطوبتر و يا خشك تر از سالهاي نرمال شود در حاليكه متوسط ها تقریبا یکسان باقی بماند.



[1] -Climate change

[2] - change

[3] - variability

[4] - climate forcing

[5] - force

[6] - shift

[7]- Climate Variability

[8] - variations

بحث های ما و پدیده جهانگرمایی

 ارايه نتايج جنبي يك طرح تحقيقاتي كه در پست قبلي ارايه كردم ظاهرا برداشتهاي متفاوتي از طريق دوستان در پي داشته است. لازم ديدم اين پست را بويژه در پاسخ به برداشت آقاي دکتر کرمی در همين باب منتشر كنم. از قرار معلوم آقاي دكتر كرمي خيلي به مطلب بنده توجهي نكرده اند و ضمن اشتباه خواندن تفسیر آماری که بنده و آقای مهندس درویش در اختیار  داشته ايم آن مطلب را خیلی قابل انتقاد دانسته اند و در ادامه نوشته اند هر دو به جای تامل جدی در آماری که در پیش رو داشته اند، با ذهنیت قبلی و از پیش تنیده شده دست به تحلیل زده اند. در این مورد باید گفت بنده تحلیلی در این مورد نداشته ام و صرفا مستندات آماری موجود را که از طریق ایستگاههای سینوپتیک سازمان هواشناسی منتشر شده ، بررسی کرده و آنرا برای خوانندگان و علاقمندان ارایه کرده ام. در مورد ذهنیت قبلی و از پیش تنیده شده بنده هم در مورد تغییر اقلیم یقینا برداشت درستی نداشته اند. بنده همیشه در مورد بحث تغییر اقلیم با احتیاط صحبت کرده ام و سعی داشته ام حرفهایم مستند به مدرک باشد و یا حتی الامکان مستند به  استنادات صاحبنظران مربوطه باشد و گرنه حرفي را در دهان چرخاندن و فرود آوردن آن در  گوشه اي از كاغذ و كاري به نتيجه تحقيقات ديگران نداشتن كاري بس ناصواب است. در این مورد چندین ماه پیش مطلبی کوتاه نوشتم که می توانید آنرا در اینجا ببینید. البته اگر آقای مهندس درویش (که اشتباها نام بنده را نوشته اید) در بازنویسی مطلب بنده اعلام کرده است که " خطر جهان گرمایی در هفت منطقه اصلی کشور جدی است "  مستند به نمودارهایی بوده است که بنده منتشر کردم و آنهم مربوط به آمارهای 20 ساله (نه دوره 50 ساله) منتهی به سال 2005 بوده است و درست هم هست. به نظر بنده اظهار نظر یک محقق یا کارشناس باید مستند به مدرک معتبر و یا تجربیات علمی و کارشناسی وی باشد و گرنه آن حرف اعتبار علمی ندارد. اين نكته را هم بايد بياموزيم كه  اصطلاحاتي مانند "میانگین احمقانه "  خواندن متوسط های اقلیمی از نظر آماري در ادبيات اقليم شناسي جايي ندارد چرا كه  پایه و اساس تعریف اقلیم بر مبنای همین متوسط ها است  و بدون این متوسط ها اقلیم تعریف نمی شود. نکته ديگري كه آقای دکتر کرمی در مورد ایستگاه مهرآباد تهران عنوان كرده اند و گرماي اين ايستگاه را  ناشی از وضعیت خاص شهری و مسایل صنعتی این ابر شهر دانسته اند (كه تا اندازه اي هم درست است اما نه با تفاوت 7 درجه سانتيگراد با محيط اطراف شهر) و آنرا بي ارتباط به روند كلي گرم شدن محيط طبيعي ايران در دو دهه اخير مي دانند وقتي صحت پيدا مي كند كه مستند علمي ارايه كنند. اگر چنين است اين موضوع نبايد به ايستگاههاي اطراف تهران تعميم پيدا كند در حالیکه در جوار این کلانشهر، ایستگاه آبعلی با وضعیت خاص اقلیمی خود نیز به اندازه 1.87 درجه سانتيگراد گرمتر شده است آمار و ارقام ايستگاههاي مورد بررسي نشان مي دهند كه  در کلیه نواحی اقلیمی ایران دهه منتهی به سال 2005 نسبت به دهه قبلی گرمتر شده است. از اين رو همانطور كه مي بينيد بنده با آمار و ارقام اندازه گيري شده آنهم وسيله مطمئن ترين ايستگاههاي هواشناسي كشور صحبت مي كنم و با ذهنیت قبلی و از پیش تنیده شده چيزي نمي گويم.  به هر حال از اظهار نظر جناب دکتر کرمی بسیار خوشحال شدم که بر ما منت نهاده و مطلب را خوانده و آنرا تحلیل کرده اند هر چند برداشت بنده را از موضوع با پیش زمینه ای که از دوست عزیز و تحلیل گر منابع طبیعی آقای مهندس درویش داشتند مخلوط کرده اند.

و اما سخنی در مورد تغییر اقلیم :

اولا بنده خود را در حدی نمی بینم که تایید دهها و بلکه صدها دانشمند صاحب نام در زمینه تغییر اقلیم و یا نظر یک دانشمند و  یا دیدگاه یک موسسه را بر نفی تغییر اقلیم به چالش کشم. اگر چه برخی از صاحب نظران اقلیم شناسی معتقدند که چون کلیه تحولات کره زمین تحت تاثیر خورشید است و از طرفی مقدار گرمایی که زمین از خورشید می گیرد تقزیبا ثابت است لذا  وقتی می توانیم از تغییر اقلیم صحبت کنیم که مقدار این گرما دستخوش تغییر شده باشد مثلا زاویه تابش خورشید و یا فاصله آن  نسبت به زمین تغییر کرده باشد که چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. از طرف دیگر شواهد زمین شناسی و اسناد تاریخی نشان می دهد که در گذشته چنین تغییراتی وجود داشته است بطوریکه در طول هزاران و بلکه میلیونها سال گذشته تغییراتی اساسی در کره زمین بوجود آمده که طی آن دوره های گرم و سرد و یا خشک و مرطوب جای خود را عوض کرده اند آنچنانکه شوارتز باخ (1950) با بررسی جامع اقلیم گذشته زمین از شواهد زیست شناختی (گیاهان و جیوانات) ، سنگ شناسی و ریخت شناسی استفاده کرده و اين تغييرات را تاييد كرده است. از طرفي دوره کواترنر که دوره ظهور انسان نیز تلقی می شود با شرایط اقلیمی بسیار ناپایدار و تحولات عظیم اقلیمی همراه بوده است. در این دوران وضعیت آب و هوایی جهان به تناوب تغییرات گسترده ای داشته است و دوره های یخچالی و بین یخچالی متعددی پدید آمده است . هر مرحله از این تغییرات با جابجایی مناطق آب و هوایی به سمت استوا، در دوره های بین یخچالی همراه بوده است. در دوره های یخچالی عرقچین های قطبی به سمت شمال اروپا و آمریکا تا جنوب شوروی سابق و نواحی شمالی تر آمریکا پیشروی داشته است (به نقل علیجانی و کاویانی، 1371). به نظر بسیاری از پژوهشگران تحولات اقلیمی گذشته محصول تاثیر متقابل عوامل متفاوتی بوده اند که در طول گذر زمان روندهای کاملا متفاوتی داشته اند. از این رو پیش بینی تحولات تغییرات اقلیمی آینده لااقل در  حال حاضر عملا امکان پذیر نیست. آنچنانكه در این باره نظرات متضادي هم وجود دارد بطور مثال  (کوپن، 1931) مي گويد با توجه به ارقام نجومی وقوع یک یخبندان طی 20000 سال آینده غیر ممکن است. در حاليكه نظر (بروکس، 1974) چيز ديگري است و مي گويد طی چند هزار سال آینده بار دیگر یخبندان، آلپ و نروژ را فرا می گیرد.

به هر حال سر و صدایی که امروز توجه جهانیان را به مسئله " جهان گرمایی" جلب کرده است بیشتر از هر چیز به نقش انسان در بروز این مسئله اشاره دارد[1].  آیا گرمتر شدن کره زمین به اندازه  ۰٫۷۴ درجه  سانتیگراد را در طول ۱۰۰ سال گذشته، می توان تغییر اقلیم نامید و یا اینکه اینها همان نوساناتی است که در دوره سرد فعلی اتفاق می افتد بعبارتی این تغییر (Change)  است یا نوسان (variation) ؟ آيا Climate change  درست تر است يا Climate variation ؟ باید گفت اگر تغییراتی در جو زمین اتفاق افتاده است مربوط به تغییرات ترکیبی جو است مثلا درصدهای مشخصی از بعضی گازهای موجود در جو کم و یا زیاد شده اند منتها ساختار کره زمین به گونه ای است که در مقابل این شرایط عکس العمل نشان می دهد.

 محیط طبیعی ایران گرمتر شده است

در ادامه بررسی آمار دمایی برخی ایستگاههای سینوپتیک کشور که در محدوده اجرای طرح تحقیقاتی بنده وجود داشت، تعداد دیگری از ایستگاههای سینوپتیک کشور بررسی شد که نتیجه این بررسی در شکل ۱ نشان داده شده است. بررسی وضعیت تغییرات دمایی 16 ایستگاه سینوپتیک که در مناطق اقلیمی مختلف کشور وجود دارند نشان می دهد که در طول 20 سال منتهی به سال 2005 میلادی در کلیه این مناطق دهه فعلی نسبت به دهه قبلی گرمتر شده است. همانطور که در شکل ۱  نشان داده شده است در 16 ایستگاه مورد بررسی ناحیه خشک و گرم چاه بهار با 0.18 درجه سانتگراد کمترین و ناحیه سرد و مرطوب آبعلی با 1.87 درجه سانتیگراد بیشترین مقدار گرما را نسبت به دهه قبلی تجربه کرده اند. از ناحیه جنگلی و پرباران رشت و بندر انزلی گرفته تا نواحي بياباني سمنان و زابل و مناطق ساحلي بوشهر و بندرعباس همگي در دهه فعلی نسبت به دهه قبلی گرمتر شده اند.

شکل ۱

آیا گرمتر شدن دهه منتهی به سال 2005 را نسبت به دهه قبلی می توان دلیلی بر تغییر اقلیم ايران عنوان کرد؟

پاسخ منفي است! چرا كه آمار و ارقام طولاني مدت بسياري از نقاط ايران (هرچند روند گرمايش آنها در دوره 20 ساله اخير هماهنگ است) اين موضوع را تاييد نمي كند. بطور مثال آمار 40 ساله ايستگاه شيراز ، تهران و مشهد مشابه هم و با شيب نسبتا تندي روند گرم شدن دماي اين مناطق را طي نيم قرن اخير تاييد مي كنند اما در تعداد ديگري از ايستگاهها اين روند يكنواخت مشاهده نمي شود  مثلا تغييرات دماي روزانه در ايستگاه گرگان در طول سالهاي(1995-1951) روندي نزولي داشته است و در دهه منتهي به سال 2005 كه با اندكي افزايش دما رو به رو شده است. بررسي دماي متوسط روزانه 55 ساله (2005-1951) ايستگاه سينوپتيك خرم آباد نشان مي دهد كه تغييرات دمايي در اين ايستگاه حركت سينوسي داشته است بطوري كه پس از اوجي تقريبا 1.5 درجه اي در اواخر دهه 1960 نسبت به دهه 50 ميلادي، مجددا در دو دهه بعدي با روندي نزولي مواجه شده است. بصورتي كه دهه 1980 نسبت به دو دهه قبلي 3 درجه سردتر شده است و سرانجام در دهه منتهي به سال 2000 ميلادي گرايش به گرم شدن پيدا كرده است. ايستگاه سمنان در طول 40 سال گذشته از فرازي تقريبا 19.1 درجه به فرودي 17.7 در جه سانتيگراد رسيده و پس از دو دهه هم اكنون روندي صعودي يافته است. در يك نتيجه  كلي مي توان گفت اگر چه در يك دوره طولاني 50 ساله در تعدادي از ايستگاههاي كشور افت و خيزهاي دمايي ديده مي شود اما تقريبا در تمام ايستگاههاي مورد بررسي در اين مطالعه از دو دهه پيش دماي متوسط سالانه رو به گرم شدن پيش مي رود.  البته چون پيش بيني سير صعودي يا نزولي اين روند قابل پيش بيني نيست لذا بطور قطع و يقين هم نمي توان گفت كه در اين سرزمين پديده جهانگرمايي و يا تغيير اقليم در حال رخ دادن است زيرا بروز اين پديده به مداومت آن بستگي دارد و معمولا تغيير اقليم در كوتاه مدت و حتي طي چند قرن قابل بازگشت نمي باشد در غير اينصورت اين موضوع هم مانند دوره هاي خشكسالي يا تر سالي پس از چند سال قابل برگشت است

 

 

[1] در اين مورد نظريه ديگري نيز وجود دارد  و مي گويد كه انسان آنچنان نقشي در گرم شدن كره زمين ندارد بلكه عواقب گرم شدن کره زمین مربوط به تغییرات آب و هوایی خود کره زمین است زيرا تغییرات آب و هوایی در کره زمین امری بسیارعادی محسوب می شود و شواهد بسیار زیادی وجود دارد که طی چند هزار سال گذشته کره زمین دستخوش تغییرات جوی متنوعی بوده است، بدون آنکه بشر در آن دخالتی داشته باشد. آنچنانكه در"دوران گرم قرون وسطایی" دورانی قبل از "یخ بندان کوچک"، بین قرن دهم تا پانزدهم میلادی، دمای کره زمین بسیار بالاتر از دمای فعلی بوده است. به گفته اين گروه از دانشمندان تاثیر این گرما در معماری کلیساها و بناهای ساخته شده در این دوران مشهود است. دربرداشت این گروه، خورشید به عنوان عامل اصلی تغییر دمای کره زمین در دوره های متفاوت زمبن معرفی شده است. در این نظریه لکه های خورشیدی باعث بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی قوی در سطح خورشید می شود و باعث ازدیاد اشعه های وارده به کره زمین می شود در نتيجه،  اين پديده  به غیر از تاثیر مستقیم خورشید بر دمای کره زمین با تاثیر گذاری بر روی میزان تشکیل ابرها، در تغییر دمای کره زمین نیز نقش ایفا می کند.

 

مقدمه ای بر هیدرولوژی حوضه های آبخیز

 

سرنوشت‌ بارش‌ در حوضه‌آبخيز:

مقدار كل‌ بارشي‌ كه‌ به‌ سطح‌ زمين‌ مي‌رسد در مسيرهاي ‌متعددي ‌توزيع‌ مي‌گردد.براي‌ رگبارهاي ‌كم‌ و خيلي‌ كوتاه‌، مقدار جذب ‌شده ‌توسط گياهان ‌و در ختان ‌مي‌تواند معادل ‌كل‌ بارش‌ باشد.زماني ‌كه‌ ذخائر مربوط به‌ جذب ‌اندامهاي‌ گياهي‌ تكميل‌ گرديد قطرات‌ باران ‌شروع ‌به ‌افتادن ‌از علفها و اندامهاي‌ گياهي‌ مي‌نمايند. آب‌ ذخيره‌ شده ‌در اندامها بالاخره‌ از طريق ‌تبخير از دست‌ مي‌رود ولي ‌بارشي ‌كه ‌بهر طريق‌ به ‌سطح‌ زمين‌)خاك) مي‌رسد مي‌تواند شبكه‌هاي ‌متعددي ‌را اختيار نمايد.قسمتي‌ از آب‌، فرورفتگي‌ها را پر نموده ‌بالاخره‌ تبخير مي‌گردد و قسمتي ‌در خاك ‌نفوذ خواهد نمود، قسمتي ‌از آب‌ نفوذ يافته ‌در لايه‌هاي ‌نسبتاً غير قابل ‌نفوذ نزديك ‌سطح‌ زمين‌ متوقف ‌شده‌ و در حالت‌  تقريبا ًموازي ‌سطح‌ زمين‌ جريان ‌يافته ‌و توليد جريان ‌زير قشري‌ )رواناب‌ دير رس)را مي‌نمايد.قسمتهاي ‌ديگري ‌از بارش‌ در ترميم‌ رطوبت‌ خاك‌ در لايه‌هايي ‌بالايي ‌بكار رفته‌، و قسمتي ‌از آبهاي‌ نفوذي‌ در صورت‌ امكان ‌به ‌مخازن ‌آبهاي ‌زيرزميني ‌مي‌رسد كه‌ اين‌ مخازن‌ نيز جريان ‌آب‌سطحي ‌فصول‌ خشك‌ را تـــأمين‌ مي‌كند. قسمتي ‌از بارش ‌كه ‌مازاد بر نفوذ موضعي‌ باشد توليد ورقه‌اي ‌از آب‌ در سطح‌ زمين ‌ايجاد مي‌كند تا جريان ‌ارضي‌ يا روي‌ زميني‌(Overlandflow) را تـــشكيل ‌دهــد.جريان ‌در سطح‌ زمين ‌بالاخره ‌به ‌آبراهه‌هاي ‌مشخصي‌ رسيده ‌و توليد جريان ‌آبراهه‌اي ‌را مي‌نمايد.

 مولفه‌هاي‌ آبدوي‌ نيز به ‌سه‌ طريق‌ ديده ‌مي‌شوند:

-جريان ‌اراضي‌، عبارت‌ از آبي‌ است‌ كه ‌در روي‌ سطح‌ زمين‌ حركت‌ مي‌كند تا به ‌يك ‌آبراهه ‌بپيوندد. مسافتي ‌كه‌ آب‌ به‌ صورت‌ جريان ‌ارضي‌ طي‌ مي‌كند نسبتاً كوتاه‌ بوده ‌و به‌ ندرت‌ از 70 متر تجاوز مي‌كند)افشار1364). بنابراين‌ جريان ‌ارضي‌ در مدت‌ كوتاهي‌ به ‌يك ‌آبراهه ‌مي‌رسد و معمولاً عامل ‌مهمي‌ در تشكيل ‌ماكزيمم ‌سيلاب ‌مي‌باشد. ميزان ‌جريان ‌ارضي‌ در زمينهاي ‌قابل ‌نفوذ، ممكن‌است ‌بسيار ناچيز باشد.زيرا براي‌ شروع ‌جريان ‌ارضي‌ لازم‌ است ‌كه ‌شدت ‌بارش ‌از ظرفيت‌ نفوذ تجاوز كند.

مــولفه ‌ديگر، جـريان ‌زيـرقـشري (Subsurface Flow) ‌يا بين ‌لايه‌اي (Inter Flow) ‌است‌ كه‌ پس‌ از نفوذ در لايه‌هاي‌ فوقاني ‌خاك‌ به‌ صورت‌ جانبي ‌در جهت‌ شيب‌ زمين‌ حركت‌ مي‌كند تا به‌ رودخانه‌ بپيوندد، اين‌ آب ‌با سرعت‌ كمتري‌ حركت‌ مي‌كند و تا حدودي‌ ديرتر از جريان ‌ارضي ‌به ‌رودخانه ‌مي‌رسد.اگر چه ‌سرعت‌ حركت ‌اين ‌جريان ‌كمتر از سرعت‌ جريان ‌ارضـي‌ است ‌لكن‌، ميزان ‌آن‌ قابل ‌توجه‌ است‌ و در با رشهاي ‌ملايم‌، مي‌تواند عامل‌ اصلي‌ صعود دبي ‌جريان ‌باشد (Gupta,1989). همانطور كه ‌در شكل‌ ديده‌ مي‌شود از بهم‌پيوستن‌ جريان ‌ارضي‌ و جريان ‌زير قشري‌، رواناب‌ مستقيم ‌شكل‌ مي‌گيرد.

مقداري‌ از بارندگي‌ ممكن‌ است‌ به‌ لايه‌هاي ‌عميق‌تر زمين‌ نفوذ كند و به‌ آبهاي ‌زيرزميني‌ بپيوندد.در صورتي ‌كه‌ سطح ‌آب ‌زيرزميني‌ آبراهه‌هاي ‌رودخانه‌ را قطع‌ كند باعث‌ تغذيه ‌رود خانه‌ مي‌شود. بعبارت ‌ديگر اين‌ جريان ‌كه‌ به‌ داخل ‌رودخانه ‌تخليه ‌مــي‌شود جــريان ‌پــايه‌ را تشكيل مي‌دهد. از مجموع‌ اين‌ سه‌ مولفه‌، جريان‌ رودخانه‌ ظاهر مي‌شود (Maidment,1993) و(Gupta,1989) . به ‌اين ‌ترتيب ‌بارشي ‌كه ‌بر سطح‌ حوضه‌ مي‌بارد به‌ انحاء گوناگون‌ به‌ خروجي‌ حوضه‌ مي‌رسد و در طول‌ اين‌ مدت‌ كاهش‌هاي ‌هيدرولوژيكي ‌از قبيل‌ تعريق‌، تبخير، گيرش‌، ذخيره ‌گودالي‌، و نفوذ روي‌ آن‌ اثر مي‌گذارند كه ‌براي‌ تخمين‌ ميزان‌ رواناب‌ در خروجي‌ حوضه‌ بايد آنها را محاسبه‌ و از كل ‌بارش‌ كم ‌كرد.

مهاجرت‌های آریاییان و چگونگی آب‌وهوا و دریاهای باستانی ایران

اگر چه اصل مقاله در باره ابراز تردید در فرضیه اثبات نشده مهاجرت آریاییان از سرزمین‌های شمالی به ايران و از كتاب ايران، سرزمين هميشگی آرياییان نگارش رضا مرادي غياث آبادي(1384) مي باشد اما اطلاعات بسيار جالبي در باره آب و هوا و درياهاي باستاني ايران باستان بدست مي دهد كه مطالعه آن براي علاقمندان محيط طبيعي ايران بسيار مفيد است

از آنجا كه مهاجرت‌های انسانی و جابجایی تمدن‌ها در طول تاریخ همواره به دلیل دستیابی به «شرایط بهتر برای زندگی» بوده است، در دوران باستان این «شرایط بهتر» بویژه عبارت از آب فراوان‌تر و خاك حاصلخیزتر بوده است. اگر چنانچه بتوانیم دلایلی برای این گمان فراهم سازیم كه در روزگار باستان ویژگی‌های آب‌وهوایی و چشم‌انداز طبیعی در فلات ایران مناسب‌تر از روزگار فعلی بوده است؛ و از سوی دیگر مشخص شود كه خصوصیات آب‌وهوایی در سرزمین‌های شمالی ایران نامناسبتر از امروز و حتی روزگار باستان بوده است؛ می‌تواند مهاجـرت بـزرگ آریـاییـان به ایـران امروزی را با تردید مواجه شود و حتی احتمال مهاجرت‌هایی از ایران به نقاط دیگر جهان را مطرح شود.  از آنجا كه رشد و ازدیاد جمعیت همواره در زیست‌بوم‌های مناسب و سازگار با انسان رخ داده است، بعید به نظر می‌رسد كه جوامع كهن، سرزمینِ با اقلیم مناسب و معتدل ایران را نادیده گرفته و در سرزمین‌های همیشه سرد و یخبندان سیبری، روزگار بسر برده و پس از آن متوجه ایران شده باشند. علاوه بر آن در تحقیقات میدانی‌ نیز سكونتگاه‌هایی در آن مناطق پیدا نشده است.

شواهد باستان‌زمین‌شناسی: می‌دانیم كه آخرین دوره یخبندان در كره زمین،  در حدود 14000 سال پیش آغاز شده و در حدود 10000 سال پیش پایان یافته است. دوره‌های یخبندان موجب ایجاد یخچال‌های بزرگ و وسیع در قطب‌ها و كوهستان‌های مرتفع ‌شده و در سرزمین‌های عرض‌های میانی و از جمله ایران به شكل دوره‌های بارانی و بین‌بارانی نمودار می‌شود. دوره‌های بارانی همزمان با دوره‌های بین‌یخچـالی و دوره‌های بین‌بـارانی همزمان با دوره‌های یخچالی دیده شده‌اند. رسوب‌های چاله‌های داخلی نشان می‌دهد كه ایران در دوره‌های گرم بین‌یخچالی شاهد بارندگی‌های شدیدی بوده كه موجب برقراری شرایط آب‌وهوایی مرطوب و گسترش جنگل‌ها در نجد ایران شده و در دوره‌های سرد یخچالی به استقبال شرایط آب‌وهوایی سرد و خشك می‌رفته است. بدین ترتیب در حدود 10000 سال پیش، با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان، شرایط آب‌وهوایی گرم و مرطوب در ایران آغاز می‌شود. شواهد باستان‌زمین‌شناسی نشان می‌دهد كه با آغاز دوره گرم و مرطوب و عقب‌نشینی یخچال‌ها به سوی شمال، به مرور بر میزان بارندگی‌ها افزوده می‌شود. بطوریكه در حدود 6000 سال تا 5500 سال پیش به حداكثر خود كه 4 تا 5 برابر میزان متوسط امروزی بوده است، می‌رسد. متعاقب آن آب دریاچه‌های داخلی بالا می‌آید و به بالاترین سطح خود می‌رسد و تمامی چاله‌ها، كویرها، دره‌ها و آبراهه‌ها پر از آب می‌شوند. این دوره‌ای است كه در اساطیر ملل مختلف با نام‌های گوناگون و از جمله توفان عصر جمشید و توفان نوح یاد شده است.

ادامه نوشته

بادها

باد جريان هوايي است كه از مراكز فشار زياد به طرف مراكز كم فشار به حركت در مي‌آيد. هر چه شيب فشار (تفاوت فشار) بين دو نقطه بيشتر باشد شدت جريان هوا نيز بيشتر خواهد بود. تفاوت فشار دو نقطه را گراديان فشار مي‌گويند.

1- بادهاي آليزه (تجارتي) : اين بادها در نيمكره‌هاي شمالي و جنوبي به ترتيب از شمال‌شرقي به جنوب‌غربي و از جنوب‌شرقي به شمال‌غربي در حال وزشند بادهاي تجارتي در زبان‌هاي اسپانيولي‌ـ ايتاليايي و فرانسوي به ترتيب Alisios و Alisei و Alizes در زبانهاي آلماني تحت عنوان Passat مي‌نامند تمام اين اسامي فاقد منشاء شناخته شده‌ايي مي‌باشند. اين بادها در بين منطقه پرفشار جنب حاره و همگرايي ميان حاره‌ايي در بخش اعظمي از اين مناطق در تمام طول سال مي‌وزد. و با ثبات‌ترين بادهاي كره زمين مي‌باشند. در نيمكره‌ جنوبي به علت مداومت فشار زياد جنب حاره، بادهاي تجارتي به طور منظم وزيده و طوقه‌ايي را تشكيل مي‌دهند. از اينرو تجارتي‌هاي سطحي در نيمكره شمالي حالات منظم‌تر و قويتري دارنده وسعت نفوذ كمربند تجارتي‌ها در نيمكره شمالي در حدود 2500 كيلومتر و در نيمكره جنوبي در حدود 3000 كيلومتر است. در سطح فوقاني كمربند حاره در حدود 10 كيلومتري از سطح زمين، بادهايي با جهت مخالف تجارتي‌ها مي خورند، كه آنها را آنتي‌تريد (ضد تجارتي) مي‌گويند.

  2- بادهاي موسمي : كلمه موسم داراي ريشه عربي است و به معني فصل مي‌باشد به بادهايي كه در فصول متضاد سال با جهات مخالف مي وزند موسمي‌ها گفته مي‌‌شود. اين بادها در زمستان، به صورت جريان سردي از خشكي به دريا و در تابستان به صورت جريان هواي مرطوب و گرمي از دريا به خشكي مي‌وزند. در تابستانها، قاره آسيا گرم شده و به علت تشكيل كم‌فشارهاي حرارتي گسترده در خليج فارس و آسياي مركز و دشت راجستان هند، از اقيانوس هند و آرام بادهايي به جهت اين مراكز كشيده مي‌شوند اين شرايط همزمان با استراليا و توأم با تشكيل يك آنتي‌سيلكون در روي آن مي‌باشد. كه بادهاي خروجي از آن، ضمن عبور از استوا با جهت جنوب غربي به جهت آسيا كشيده مي‌شوند و موسمي‌هاي تابستاني در آسيا را بوجود مي‌آورند.
بادهاي غربي : در گستره جهاني اغلب در عرض هاي ميانه و بين حدود 35 تا 65 درجه عرض جغرافيايي و يا به عبارت ديگر از پر فشار جنب حاره به مناطق كم فشار جنب قطب شيوع دارند.
اين بادها از نظر جهت و استمرار داراي خصوصيات متغيرند در سرعت و جهت حركت آنها جريانات موجي بويژه سيلكون‌هاي سيار و آنتي سيلكون‌هايي كه در منطقه نفوذ اين بادها از غرب به شرق حركت مي‌كنند اثر عمده‌اي دارند از اينرو ممكن است بادهاي مذكور ضمن وزش از غرب به شرق خصوصيات طوفاني هم داشته باشند در زمستان‌هاي نيمكره شمالي توسعه آنتي‌سيلكون‌هاي قاره‌ايي و بعضاً حتي سيكلون‌‌ها از توسعه بارز بادهاي غربي ممانعت به عمل آورده و بدين جهت بادهاي مزبور به نحو بارزي بر روي اقيانوس‌ها توسعه مي‌يابند ولي چون در عرض‌هاي ميانه نيمكره جنوبي، شرايط قاره‌ايي تقريباً حاكميتي ندارد. بادهاي غربي هم تقريباً حالت كمربند جهاني بخود گرفته‌اند.

بادهاي محلي : اين بادها منطقه كوچكي را در برگرفته و معمولاً منحصر به لايه‌هاي بسيار پايين اتمسفر است.

1- نسيم درياو خشكي : اين بادها حاصل تفاوت روزانه درجه حرارت بين درياها و خشكي‌ها مي‌باشد به هنگام روز، ميزان فشار هواي درياها در مقايسه با خشكي‌هاي همجوار به علت پايين بودن نسبي درجه حرارت بيشتر است از اينرو جريان هوايي از طرف دريا به طرف خشكي برقرار مي‌گردد و شب هنگام خشكي‌ها سرد شده و به علت افزايش فشار هواي سطوح آنها جريان بادي از خشكي به سوي دريا مي‌وزد.

  2- بادهاي كوه و دره : اين بادها در اتمسفر آزاد، در نتيجه تفاوت گرماي حاصله بين دره‌ها و دشت‌ها كه منجربه اختلاف فشار بين نواحي ياد شده مي‌گردد بوجود مي‌آيند.
3- فون (Foehn) : باد گرم و خشكي است كه در سمت پشت به باد يك پشته كوهستاني بروز مي‌كند و اين نام منشاء خود را از آلپ گرفته است.
زماني كه هواي نسبتاً مرطوبي بر پشته كوهي صعود مي‌كند سرد شده، تراكم حاصل از اين امر به صورت بارندگي در جهت رو به باد ظاهر مي‌شود و چنانچه در ارتفاعات ذخيره‌ايي از هواي سرد انباشته نباشد جريان هوا ضمن گذر از پشته كوهستاني بتدريح در شرايط بي‌دررو، در داخله پشت به باد گرم و خشك مي‌گردد به طور كلي، در زمان جريان اين باد، ميزان نم نسبي به طور ناگهاني پايين مي‌آيد بارندگي قطع مي‌گردد. در زمان حداكثر شدت باد، درجه حرارت به حداكثر خود مي‌رسد و عموماً از ميزان فشار هوا كاسته مي‌شود. ذوب برف‌هاي زمستاني، خشكي و سوزاندن مزارع و ايجاد شرايط مساعد براي حريق جنگل‌ها از ديگر نشانه‌هاي بروز بادهايي با خصوصيات باد «فون» مي‌باشد.

منبع:  http://www.cloudysky.ir/ 

http://en.wikipedia.org/wiki/File:Earth_Global_Circulation.jpg

علت وجودی بیابانها در روی کره زمین

 

شكل 1: مناطق خشك كره زمين و كمربند پرفشار جنب حاره را نشان مي دهد

 

علت اصلي پيدايش بيابانها در روي كره زمين به دليل عمل نكردن دو عامل اصلي ايجاد بارش يعني هواي مرطوب و عامل صعود هواست. وجود مراكز پرفشار اطراف مدارهاي راس السرطان و راس الجدي حوالي عرض هاي 40-20 درجه دو طرف خط استوا كه به آن مراكز پرفشار جنب حاره نيز گفته مي شود علاوه بر اينكه مانع صعود هوا مي شود، محل نشست هوا است. بنابراين در چنين مناطقي اگر چه در برخي مناطق رطوبت كافي وجود دارد ولي به دليل نبودن مكانيسم صعود هوا بارندگي بسيار كم و در نتيجه بيابانها ايجاد شده اند. علاوه بر بيابانهاي فوق، بيابانهاي سرد قطبي نيز وجود دارند كه حاصل تسلط پرفشارهاي عظيم و يكپارچه قطبي مي باشد شكل ۱ و ۲  اين مناطق را در روي كره زمين نشان مي دهد.

شكل2: مناطق بياباني كره زمين را نشان مي دهد.

از جنبه های دیرینه اقلیمی بیابانها به دو نوع منطقه ای و غیر منطقه ای تقسیم می شوند[1]. وجود بیابانهای منطقه ای بسته به موقعیت آنها نسبت به پدیده های هواشناسی و در مقیاس جهانی سنجيده مي شود ( منطقه فشار زیاد و فشارهای جنب مداری). شکل ۳.

شكل3: محدوده رنگ روشن مناطق بياباني را در اطراف عرض 30 درجه در نيمكره شمالي (منطقه پر فشار جنب حاره ) نشان مي دهد. همانطور كه در شكل ديده مي شود قسمت اعظم گستره ايران در اين ناحيه قرار دارد.

 

ولی وجود بیابانها غیر منطقه ای نتیجه موقعیت جغرافیایی خاصي است که در حرکت جوی در مقیاس جهانی اختلال ایجاد می کنند. مانند بیابانهایی که در پناه و پشت رشته کوهها واقع شده اند( غرب ایالات متحده آمریکا- آسیای مرکزی و دشت کویر ایران) (شکل ۴) يا در وضعیتی هستند که بادهای مرطوب بزحمت به آنها می رسد(جنوب غربی ماداسگار- شمال غربی برزیل و بیابان تار در هند) و یا بیابانهای اقیانوسی که تحت تاثیر یک جریان سرد می باشند(غرب آمریکای مرکزی) (شکل۵) . بيابانهاي منطقه اي به تغييرات بيلان حرارتي زمين كه قبل از هر چيز از تشعشع خورشيد نتيجه مي شود، فوق العاده حساس مي باشند. بيابانهاي غيرمنطقه اي به اين تغييرات حساسيت كمتري دارند، زيرا شرايط جغرافيايي ناحيه اي بر آنها غلبه دارد و اين شرايط نيز كمتر تحت تاثير پديده هاي كيهاني مي باشند و فقط به طور مستقيم آنها را تحت تاثير قرار مي دهند.

شكل4: بيابانهاي بادپناهي را نشان مي دهد. همانگونه كه از شكل پيداست هنگام صعود هوا از كوهستان توده هواي مرطوب در دامنه بادگير كوهستان رطوبت خود را از دست مي دهد و به صورت هوايي خشك و گرم در دامنه بادپناه سرازير مي شود و بيابانهاي بادپناهي را بوجود مي آورد. دشت کویر در ایران نمونه ای از این گونه بیابان ها است

 

 

 

شكل 5 بيابانهاي ساحلي را نشان مي دهد. اين بيابانها معمولا در اثر جريانهاي سرد ساحلي (سواحل شمالي اقيانوس اطلس) و يا سواحلي كه دور از كوهستان و ناهمواريهاي سطح زمين قرار گرفته اند تشكيل مي شود (سواحل درياي عمان و قسمتهاي شرقي اقيانوس اطلس).

 

از جنبه سينوپتيكي نیز بیابانها به دو گروه تحت عنوان بيابانهاي ديناميكي و بادپناهي تقسيم مي شوند. در بيابانهاي ديناميكي نزول هوا در زير مركز پر فشار جنب حاره درطول سال مانع صعود هر گونه هوايي مي شود. حتي درتابستان كه براثر تابش شديد خورشيد هواي مجاور زمين بسيار گرم و نا پايدار مي شود وجود جريان نزولي در طبقات بالاي آتمسفر مانع صعود هوا و در نتيجه مانع تشكيل ابر و باران مي شود. بنا براين عامل اصلي خشكي،  نبودن مكانيسم صعود است. بهمين دليل اين نواحي را بيابان ديناميكي مينامند. اما بيابانهاي باد پناهي بيابانهايي هستند كه در پناه ارتفاعات و كوهستانهاي بزرگ قرارگرفته اند. تفاوت ظاهري بيابانهاي بادپناهي و بيابانهاي ديناميك جنب حاره اي در پايين بودن دماي آنهاست. اين گونه بيابانها جزئي از قلمرو بيابان هاي سرد يا نيمه بياباني سرد محسوب مي شوند. بيابانهاي باد پناه و ديناميك درداخل قاره ها به هم ملحق مي شوند . مثلا در ايران دشت كوير بيابان بادپناهي است در حاليكه دشت لوت بيابان ديناميكي محسوب مي شود[۲]



 1.       [1] - تریکار، ژان، ناهمواری های مناطق خشک، ترجمه دکتر مهدی صدیقی- محسن پور کرمانی (1369) انتشارات آستان قدس رضوی.

 [۲]- عليجاني بهلول و كاوياني محمدرضا، 1372 . مباني آب و هواشناسيانتشارات سمت(چاپ دوم)