پایش روند خشکيدگي تالابها و نقش آنها در توليد گرد و غبار
وضعيت موجود تالاب هاي ايران نشان ميدهد که بسياري از آن ها بر اثر مديريت نادرست آب و تغيير و تبديل کاربري اراضي، و یا تغییرات اقلیمی و خشکسالي، دچار تغييرات شگرفي در وضعيت هيدرولوژيكي خود شده اند. اين تغييرات غيرمعمول سبب شده که برخي از تالابها که بسترشان خشکيده يا در حال خشکيدن است به کانون توليد گرد و غبار تبديل شوند. در تحقیق حاضر ﺭﻭﻧﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ فيزيكي سطح تالابهاي گاوخونی، جازموریان، شادگان، مهارلو، بختگان و دریاچه ارومیه ﺩﺭ ﻳﻚ ﺩﻭﺭﺓ ﺯﻣﺎﻧﻲ مشخص با بهره گيري از تکنيک دورسنجي و سامانه اطلاعات جغرافيايي تعیین شد. همچنین عوامل مهم تاثيرگذار بر خشکيدگي تالابهای مورد مطالعه، فرايند تغييرات به وقوع پيوسته در سطح تالابها و کاربري هاي اطراف آن و همچنین تاثير این تغییرات بر توليد ريزگردهاي داخلي مورد بررسي قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد تغییرات فیزیکی و روند خشکیدگی در تالاب گاوخونی بعد از سال آبی 73-1372 که بیشترین سطح مرطوب را (421.2 کیلومتر مربع) داشته است، رو به کاهش گذاشته و به مرور و هر سال نسبت به سال قبل، سطح بیشتری از تالاب خشک شده است بطوریکه در سال 93-1392 سطح آبدار تالاب به کمتر 50 کیلومتر مربع رسیده است و از سال مذکور تا سال 98-1397 سطح تالاب کلا خشک بوده است. همچنین مهم ترين عوامل تأثيرگذار بر تغييرات سطوح خشک تالاب گاوخوني بر اساس بهترين مدل برازش يافته شبکه عصبي مصنوعي نشان داد که بهره برداري نادرست از منابع آبهاي سطحی در بالادست حوضه با تاثیرگذاری 56.7 درصد، بیشترین نقش را در خشکيدگي تالاب داشته است.
در تالاب جازموریان نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد 4 دسته عوامل اصلی در تغییرات سطح تالاب موثر بوده اند. این عوامل به ترتیب شامل تغییرات جریانات سطحی خصوصا جریانات ورودی به تالاب از ناحیه غرب حوضه (هلیل رود)، تغییرات اقلیمی ( بارش)، عوامل انسانی ( سدهای احداثی) و خشکسالی های رخ داده در شرق حوضه بوده است. همچنین نتایج نشان داد که با وقوع خشکسالیها وافزایش مصارف و کاهش دبی ورودی به تالاب، سطح مرطوب تالاب طی دوره مورد مطالعه کاهش یافته و این کاهش سطح مرطوب سبب افزایش غلظت گردوغبار شده است.همچنین بررسی مدلهای گردوغباری در منطقه و تحلیل آماری روز و پدیده گردو غبار ایستگاههای هواشناسی اطراف تالاب و همچنین بررسیهای ازمایشگاهی سرعت آستانه فرسایش نمونههای محدوه اطراف تالاب و شاخص DSI، نشان داد که سطح تالاب مستعد وقوع غلظتهای بالای گردوغبار نسبت به سایر نقاط حوضه میباشد
بررسی روند تغییرات پوشش طبقات اراضی تالاب شادگان نیز نشان داد که در برخی سالها به دلیل رخداد خشکسالی شدید در حوزهآبخیز، تالاب کاملا خشک شده است. با توسعه سطح زیرکشت از طریق توسعه شبکه های آبیاری بزرگ بر روی رودخانه جراحی که تامین کننده 90 درصد آب ورودی به تالاب است، تغییرات سطح خشکیده تالاب دارای روند افزایشی بوده بطوریکه بیشترین سطح خشکیده در شمال شرق تالاب شادگان واقع شده است. با توجه به وقوع خشکسالیهای پیدرپی در حوزه آبخیز تالاب و کاهش شدید منابع آب شیرین ورودی، بیش از 90 درصد مساحت تالاب پتانسیل تبدیل شدن به کانون گردوغبار را دارد که با توجه به مسیر جهت جریانات جوی بویژه در فصل سرد میتواند به منبع گردوغبار شدیدی برای کلان شهر اهواز تبدیل شود.
در دریاچه ارومیه روند نزولی افت سطح آب پس از سال ۱۳۷۴ شروع گردیده و در طی بیست سال، تراز دریاچه بیش از ۸ متر افت کرده است. بهطور متوسط دریاچه در بیست سال اخیر سالیانه با افت ۴۰ سانتیمتری مواجه بوده است و بیش از 30 میلیارد مترمكعب از حجم آب آن در اثر تبخیر و عدم ورود منابع آب کافی به آن کاهش یافته است. بررسی عناصر اقلیمی نیز حاکی از تغيير در پارامترهاي اقليمي بهويژه افزايش دما و كاهش بارش در سطح حوضه است. این افزایش 1 تا 0.5 درجه سانتیگرادی در حداقل دمای ایستگاههای محدوده حوضه دریاچه ارومیه به ازای یک دهه میباشد. روند تغییر تعداد روز های همراه با گرد و غبار تنها در ایستگاه ارومیه معنیدار بوده است. تغییرات ایستگاه ارومیه در سطح 5% بر اساس شیب روند sen از بین ایستگاههای مورد مطالعه، دارای روند کاهشی بوده است. در بقیه ایستگاههای موردمطالعه تا زمان مطالعه (1395) هیچ روند مشخصی در این پارامتر رخ نداده است. بنا براین تغییرات مکانی گرد و غبار از جنبه تعداد روزهای همراه با گردو غبار گسترده نبوده است و مساله ای که باعث نگرانی شده است افزایش تعداد روزهای همراه با گرد و غبار نبوده بلکه افزایش غلظت این پدیده است. براساس بررسی تصاویر کاربری مودیس، مساحت کلی اراضی کشاورزی که بهصورت سالانه و با تناوبهای فصلی در حوضه مورداستفاده قرار می گیرد معادل 586000 هکتار میباشد.
در تالاب مهارلو نتایج حاصل از بررسی تصاویر ماهواره ای نشان داد که ضمن وجود نوعی نوسان در مقادیر سطح مرطوب دریاچه، در دراز مدت روند کلی کاهشی در مساحت دریاچه وجود دارد. نتاﻳﺞ آزﻣﻮن ﺿﺮﻳﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﭘﻴﺮﺳﻮن نشان دهنده وجود همبستگی آماری معنی دار بین سطح آب دریاچه و سطح آب چاههای واقع در شرق دریاچه بود. همچنین بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی و تغییرات کاربری اراضی بر بیلان آب دریاچه مهارلو نشان داد که در همه سال های مورد مطالعه، بیلان آب دریاچه منفی بوده و با توجه به تغییرات اقلیمی، میزان آب ورودی به دریاچه در سال های آتی اگر بارش کمتر و دما بیشتر شود کاهش خواهد یافت. عامل دبی ورودی تاثیرگذارترین متغیر بر سطح خشکیده دریاچه بود و پس از آن عاملهای بارش و تبخیر قرار داشتند. همچنین بین میزان سطح خشکیده تالاب مهارلو و تعداد روزهای گرد و غبار در سال رابطه آماری معناداری در سطح 0.01 برقرار است.
تالاب بختگان: يكي از دلايل اصلي خشكيدگی بختگان، احداث سه سد در بالادست اين تالاب روي رودخانه «كر» است. در دهه نود خشن ترین تغییرات در محدوده مرطوب تالاب رخ داده است. ورود سازه های آبی(سدهای) بالادست به چرخه بهره برداری، تاثیر خشکسالی و کم بارشی منطقه، خشکیدگی تالاب در دهه اخیر را تشدید کرده است. دو سد ملاصدرا و سیوند طی سالهای 1386 به بهره برداری رسیدند. بر اساس بررسی های انجام شده نیاز آبی جهت احیاء تالاب بختگان 250 میلیون متر مکعب است؛ که حتی حقابه 60 میلیون متر مکعبی در نظر گرفته شده در مطالعات سدها نیز طی سالیان اخیر تامین نشده است. بنابراین تنها با نگاه به تصمیمات گذشته و بازمهندسی طرح های آبی(سدها) و همچنین نحوه و میزان برداشت آب زیرزمینی حاشیه تالاب، و تلاش برای کاهش اثرات هیدرولوژیکی آن ها بر تالاب، تا حدود زیادی می توان بحران پیش آمده برای این محیط آبی را مدیریت کرد. چرا که بارش کم و خشکسالی امری طبیعی و نوعی سازگاری طبیعی نیز طی سالیان گذشته سابقه داشته است، و این عوامل انسانی، از جمله کاهش حقابه تالاب و به صفر رساندن آن است که باید جبران شود.
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است