سال نو بر شما مبارک باد

 

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی


نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

 

با آرزوی سالی خوش و شاد برای شما عزیزان

 

 

و بازهم داستان غم انگیز ریزگردها

چند سال پیش بدنبال طوفانهای گرد و غباری در استانهای جنوب و جنوب غرب کشور و تحت تاثیر قراردادن مناطق مرکزی ایران، که سر و صدای زیادی هم بلند شد،  در همین وبلاگ مطالبی را بعرض دوستان محترم رساندم که می توانید آنها در اینجا و اینجا دو باره مرور کنید. اکنون هم می گویم تا وقتیکه برنامه ای جامع و درست و با همفکری تمامی نهادهای دست اندرکار برای مقابله با ریزگردها تهیه نشود به راه حلی مطمئن و کارساز نخواهیم رسید. اینگونه کارهای ضربتی و خلق الساعه اگرچه تسکینی برای کم کردن التهابات مردمی محسوب می شود چاره کار نیست. متاسفانه ما دنباله رو حوادث شده ایم. زلزله ای اتفاق می افتد، سیل مخربی حادث می شود و طوفانهای گرد و غباری دمار از روزگار مردم درمی آورد آنوقت با تشکیل جلسات متعدد سیاسی و کارشناسی باید دنبال راه و روشی برای مهار آنها باشیم. ما که ادعا داریم بر اساس سند چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی باید از هر نظر در منطقه سرآمد باشیم چرا باید اینگونه منفعلانه با حوادث برحورد کنیم. دستگاههای تحقیقاتی با استفاده از دانسته های علمی روز دنیا و انجام پروژه های تحقیقاتی باید بتوانند  در ارتباط با حوادث احتمالی و یا روند انجام اموری که می تواند به این فجایع منتهی شود هشدارها و پیش آگاهی لازم را بدهند و راه حل های کاربردی خود را نیز ارایه دهند. اگرچه وضعیت اعتبارات تحقیقاتی بسیار اسفناک است بطوریکه بخش مهمی از وقت محققین باید صرف یافتن منابع اعتباری از طریق دستگاههای مرتبط باشند ولی بارها در گذشته در باره اقدامات نابخردانه ای که ممکن است در آینده منجر به چنین حوادث وخامت بار منابع طبیعی و محیط زیستی بشود هشدارهای لازم را داده اند اما گوش شنوایی نبوده است. مسئولین رده بالا و میانی ما آنقدر در بحث و مباحثات سیاسی خود غرق بوده اند که به این گونه مسایل توجه درخوری نداشته اند. اکنون هم پیش از آنکه تصمیمات اتخاذ شده برای مهار ریزگردها همراه با تدبیر و درایت باشد بصورت ضربتی و همراه با طرحهای اجرایی بزرگ و متکی بر آزمایش و خطا صورت می گیرد. تعدد نظرات کارشناسی بدون اجرای پژوهشهای پایه و کاربردی موجب سردرگمی مدیران رده بالایی کشور شده است. معضلات زیست محیطی هم که بر اثر سیاست های نادرست گذشته هر روز ابعاد گسترده تری پیدا می کند تصمیم گیریها را مشکل تر می کند. روزی همه نگاهها بسوی دریاچه ارومیه است، روزی دیگر به زابل و یا جنگلهای خشکیده زاگرس و امروز به خوزستان . نگاهي به وضعيت چند دهه گذشته اين سرزمين نشان مي دهد كه مسئله سيل و خشكسالي و گرد و خاك با شدت و حدت متفاوت ، سالهاي سال است كه اين كشور را تحت تاثير قرار داده و مي دهد و ما توجه کافی به عوامل بروز و ظهور و یا تشدید این پدیده نداشته ایم . اکنون هم نبايد تقدم و تاخري براي اين پديده هاي به ظاهر طبيعي قايل شد چرا كه اين فجايع انسان ساز كاملا با همديگر مرتبط هستند و توجه به يكي و غفلت از ديگري فقط كار را مشكلتر مي كند. اگر بپذيريم كه در اكثر اين مشكلات و بليات طبيعي و غير طبيعي رد پايي از نابخرديهاي انسان ديده مي شود پس بايد قبول كرد كه با مديريت بهتر و هماهنگي بيشتر مي توان بر اغلب اين مشكلات فائق آمد و به صراحت بايد گفت اگر درك بهتري از موضوع بين مردم و بويژه مسئولان و دست اندركاران و تصميم سازان وجود مي داشت منابع طبيعي و محيط زيست ما بهتر از اين بود كه هست.