خودسوزي خاك ، نتيجه برداشت بی‌رویه از آبهای سطحی و زیرزمینی

 

تا بحال شنيده و ديده بوديم كه يكي از آثار و عواقب برداشت بيش از حد آب از سفره هاي آب زيرزميني، افت سطح آبخانه ها است كه متعاقب آن ايجاد ترك ها و يا فرو چاله هايي با عمق و وسعت متفاوت است. نمونه هايي از اين پديده در استانهاي كرمان، همدان، خراسان و تهران بوضوح مشاهده شده است اما اخيرا حادثه عجيب ديگري اتفاق افتاده است كه بسيار جاي تامل دارد. قضيه از اين قرار است كه چندی پیش مردم منطقه سلطان آباد شیراز از آلودگی هوای این محدوده ابراز نارضایتی کرده و آن را ناشی از فعالیت کارخانجات و واحدهای تولیدي شهرک صنعتی مجاور اين منطقه مي دانستند. پس از بررسي بيشتر مشخص شد که مشکلات آلودگی هوا فراتر از این موضوع است و اساسا ربطی به این واحدها ندارد. كنجكاوي بيشتر نشان داد كه 15 تا 20 هکتار از خاک منطقه سلطان آباد شیراز و روستاهای همجوار که شهرک صنعتی نیز در آن واقع شده در حال خودسوزی است و آلودگی هوای منطقه نيز بر اثر همين خودسوزی خاك است. اين خودسوزي خاك بدان حد است كه  در بعضي از نقاط قابل اشتعال نیز هست.

مدیر کل محیط زیست استان فارس پیرامون دلایل ایجاد چنین مشکلاتی گفته است: منطقه‌ای که هم‌اینک شهرک صنعتی سلطان‌آباد و روستاهای همجوار در آن واقع شده از ابتدا منطقه‌ای باتلاقی بوده و کشاورزان در این منطقه فعالیت داشته‌اند از اين رو خاک آن انباشته از مواد آلی گیاهی است و پس از گذشت مدت زمان طولانی از برداشت بی‌رویه آب از آبهای سطحی و آبهای زیرزمینی و خشک شدن باتلاق، خاک این منطقه به خاک پیت یا خاکی قابل اشتعال تبدیل شده و مانند زغال عمل می‌کند. بنا به اظهار نظر كارشناسان مربوطه اين موضوع یک پدیده نو در کشور است و برخورد با آن احتیاج به بررسی کارشناسانه جدی و دقیق دارد. در این خصوص یکی از کارشناسان زمین شناسی گفته است : اگر روند خودسوزی ادامه داشته باشد خطر ایجاد حفره های بزرگ به صورت ناگهانی در منطقه وجود خواهد داشت. گفتني است در حال حاضر کارگروهی متشکل از دانشگاه علوم پزشکی، فرمانداری، بخشداری، منابع طبیعی استان تشکیل شده که در حال بررسی دقیق برای مواجه جدی با این پدیده هستند و سعی بر این است که با اقدامات و عملیات فیزیکی از گسترش آتش‌سوزی به اراضی مجاور جلوگیری شود. 

آلودگی هوای منطقه سلطان آباد شیراز و روستاهای همجوار بر اثر خودسوزی خاک

گزارش تصویری خودسوزی خاک در منطقه سلطان آباد شیراز

منبع خبر: سایت تابناک

خروش دوباره ریزگردها

 گردو غبار1

در خبرها آمده بود که روز سه شنبه (23/9/89) پنج شهر استان خوزستان به دلیل بروز طوفانهای گرد و غبار به تعطیلی کشیده شد. بروز این طوفانهای گرد و غبار هشداری است به مسئولین و دست اندرکاران مربوطه که متاسفانه مقطعی و موردی با چنین پدیده هایی برخورد می کنند و از برنامه ریزهای درامدت (حد اقل در حوزه کاری منابع طبیعی و محیط زیست) عاجزند. شاید هم بدلیل مشکلات پیاپی فرصت اینکار را پیدا نمی کنند!! در طول چند سال گذشته و در همین حوزه کاری، با چند پدیده به ظاهر طبیعی مانند سیل؛ خشکسالی، طوفانهای گرد و خاک و آتش سوزی جنگلها مواجه بوده ایم. در هر مورد سازمانهای مربوطه امکانات مادی و تحصصی خود را بصورت مقطعی به آن سمت و سو سوق داده اند اما به محض اینکه حادثه دیگری بوقوع پیوسته مشکل قبلی فراموش شده و به مشکل جدید پرداخته شده است. خشکسالی چند سال پیش را که یادتان هست گذشته از بسیج امکانات سازمانهای دست اندرکار چه بودجه های هنگفتی از طریق مجلس شورای اسلامی برای اینکار اختصاص یافت حال این بودجه ها چگونه هزینه شد و کجا خرج شد، نمی دانم؛ فقط می خواهم بگویم که چه برنامه و تمهیداتی پیش بینی شد که اگر این پدیده مجددا با شدت و حدت مشابهی بوقوع پیوست صدمه کمتری به مردم و منابع برسد. طوفانهای گرد و غبار پارسال هم از جمله مواردی بود که سر و صدای زیادی به پا کرد و فاطمه جوادي رئيس اسبق سازمان حفاظت محيط زيست مورد انتقاد فراوان قرار گرفت كه چرا در مورد طوفانهاي گرد و غباری که دمار از اهالي جنوب و جنوب غرب كشور در آورده و زندگي را بر آنان تنگ كرده است کاری نمی کند (بنده خدا چکار می توانست بکند این مشکلات یک شبه بوجود نیامده که یک شبه حل شود)  وقتی که اين ريزگردها 18 استان كشور را در بر گرفت و به پايتخت ايران رسيد و پايتخت را به تعطيلي كشاند. آن موقع بود كه همه مسئولین به تکاپو افتادند بلكه جلو اين گرد وخاك را بگيرند كسي گفته بود كه چند صد هكتار جنگلكاري مي كنيم ، ديگری گفته بود كه تمام شنزارهاي خوزستان را مالچپاشي مي كنيم و دیگری بايد سراسر مرز ايران و عراق را جنگلكاري كنيم و نگذاریم اين گرد و خاك به کشور وارد شود!! . وقتي آقايان دريافتند اين گرد و غبار از كشور مجاور است مسئولین راهي كشور عراق شدند نشست های کاری گذاشتند ، مصاحبه ها کردند که چنین و چنان می کنیم. به مرور که طوفانها فروکش کرد تب اینکار هم خوابید. ایکاش مسئولین مربوطه به مردم می گفتند برای جلوگیری از بروز خسارات طوفانهای گرد وخاک چه تصمیماتی اتخاذ کردند که در صورت بروز مجدد این پدیده مردم و منابع خسارت کمتری ببینند. حقیقتا من کارشناس این حوزه نمی دانم نتیجه این نشست ها و تشکیل گروههای کاری به کجا کشید فقط همین قدر می دانم که اگر دوباره با این مشکل روبرو شویم که شدیم باز نقطه سر خط!!.

مشکل آتش سوزی جنگلها هم که الحمدلله با رحمت خداوند متعال و آمدن باران فعلا مرتفع شد فقط یادتان باشد که مسئولین مربوطه قول و قرارهایی گذاشتند و امیدوارم که تجهیز امکانات و ناوگان هوایی مورد نیاز برای دیده بانی و اطفاء حریق های احتمالی آینده تامین شود. بگذریم؛ بروز طوفانهای گرد و غبار در حالی اتفاق می افتد که هنوز فصل خشک فرا نرسیده و در زمستان بسر می بریم باید گفت سالی که نکو نیست از زمستانش پیداست. یقینا نسبت به سالهای گذشته اطلاعات بیشتری از کانونهای بروز گرد و غبار بدست آمده است و اکنون چشمه های تولید گرد و غبار شناسایی شده است این نکته را باید یادآوری کنم که اگرچه در استانهای جنوبی کشور و سایر استانها از قدیم الایام طوفانهای ماسه وجود داشته است و کارهای خوبی هم در مورد تثبیت ماسه ها صورت گرفته اما محل و منشا طوفانهای گرد و غباری که اکنون با این دامنه گسترده با آن مواجه شده ایم در کشورهای مجاور است و علت آنهم تا حدودی روشن شده است لدا این موضوع بیشتر نیازمند تصمیمات سیاسی است از این رو باید نشست های سال گذشته با کشورهای همجوار که تقریبا به فراموشی سپرده شده بود، با شدت و حدت بیشتری صورت گیرد بلکه قبل از فرا رسیدن بحران سال گذشته چاره ای اندیشیده شود. نگذاريد بحران بوجود آيد و بعد آنرا مديريت كنيم . شايد هم برداشت من اشتباه است ما مديريت بحران نداريم بلكه بحران مديريت داريم

پنج شهر خوزستان تعطیل شد

به نقل از تابناک

به علت بروز پدیده گرد و غبار در استان خوزستان مدارس، دستگاههای دولتی و بانکهای پنج شهر این استان امروز سه شنبه تعطیل اعلام شد.

به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، با وجود اینکه استان خوزستان دو روز پر بارش را تجربه کرده بود ولی بروز پدیده گرد و غبار که بلافاصله بعد از بارش باران آغاز شد، امروز به شدت افزایش یافت بگونه ای که استانداری خوزستان بر مبنای پیش بینی هواشناسی، فعالیت های اداری و تحصیلی پنج شهر را تعطیل اعلام کرد.

بر همین اساس فعالیت ادارات، مدارس و بانکها برای امروز در شهرهای اهواز، خرمشهر، آبادان، شادگان و دشت آزادگان تعطیل اعلام شد ولی فعالیت مراکز درمانی و همچنان ادامه دارد.

ستاد حوادث غیر مترقبه استان از شهروندان درخواست کرده تنها در مواقع بسیار ضروری از منازل خارج شوند و در هنگام خروج از ماسک مناسب برای دهان خود استفاده کنند ضمن کودکان و افراد سالخورده و بیماران تنفسی به هیچ وجه از منزل خارج نشوند.

فعلا اینها را داشته باشید تا بعدا در این مورد چیزهایی برایتان بنویسم

جنگلهاي عزير تا آمدن باران بايد بسوزيد از دست ما كاري ساخته نيست!

 

مسئول عزيز، متولي محترم  اين چه توجيه ناصوابي است از شما!

چندين ماه است كه جنگلهاي غرب كشور و چند هفته است كه جنگلهاي بي همتاي شمال كشور در آتش مي سوزند . ايضا اضافه كنيد آلودگي هوا را در شهرهاي بزرگ كشور كه چندين روز است بيداد مي كند انوقت مسئولين محترم به اميد روزي نشسته اند كه باراني ببارد و از شر اين آتش سوزيها و آلودگي ها خلاص شوند. فرض كنيد در سال خشكي قرار گرفته ايم كه به اين زوديها هم باراني نبارد آنوقت بايد چه كنيم ؟ آيا بايد نظاره گر شعله هاي آتش باشيم و يا براي خلاصي از آلودگي هوا ادارات و مدارس را تعطيل كنيم. مهمترين مسئله اين است كه واقعيت را به گوش مردم برسانيم و از توجيهات ناصواب و كتمان حقايق پرهيز كنيم . در جايي مسئولي مي گويد آتش سوزيها خيلي سطحي است و فقط برگها آتش گرفته اند و به درختان صدمه اي نرسيده است همان مسئول در جاي ديگري براي توجيه شعله ور شدن مجدد آتش جنگل مي گويد سنگهاي مناطق سنگلاخي از شدت آتش مي پوكند و به پايين سرازير مي شوند و خود باعث آتش سوزي دو باره مي شوند. بايد گفت اين چگونه آتشي است كه فقط برگها را مي سوزاند و سنگها را متلاشي مي كند ولي به پوست درختان صدمه نمي زند. پس نگوييد فقط برگها مي سوزند اين آتش سوزي نه تنها جنگل كه خاك آنرا و در پس آن اكوسيستم منطقه را بهم مي ريزد. سالهاي سال است كه اين هشدارها براي ديده بانيهاي مداوم و تامين و تجهيز وسايل پيشگيري از آتش سوزي جنگل ها داده شده و مي شود ولي از آنجايي كه ما به مديريت بحران عادت كرده ايم! به اين هشدارها توجهي نمي كنيم . وقتي سيل ويرانگري حادث مي شود همه بسيج مي شويم و ستاد بحران تشكيل مي دهيم سيل كه تمام شد و آرامش نسبي برقرار شد همه چيز فراموش مي شود تا سيلي ديگر و بحراني ديگر. طوفانهاي گرد و خاك و ريزگردها كه بخش بزرگي از استانهاي كشور را در بر گرفت گروههاي كاري و سياسي تشكيل داديم و رفت و امدها به عراق و تركيه و سوريه شروع شد تا براي تالابهاي خشك شده در كشورهاي همجوار و كاهش گرد و خاك كاري كنيم براستي نتيجه آن چه شد و به كجا انجاميد؟ وقتي خشكسالي اتفاق مي افتد و يا وقتي زلزله اي مي شود به همين صورت عمل مي شود  اينها يعني علاج واقعه بعد از وقوع! مگر در باره خشك شدن درياچه اروميه و يا تالابهاي ديگر كم هشدار داده شد. علاوه بر هشدارها راهكار هم بيان شد ولي چه شد؟ اكنون بطور واضح مي توان از كوير اروميه صحبت كرد! نه از درياچه اروميه! مگر ما چقدر تالاب داريم و يا چقدر جنگل برايمان باقي مانده است؟ رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شده است. نوار باريك جنگلهاي شمال كشور كه زماني بيش از سه ميليون هكتار وسعت داشت اكنون به كمتر از نصف آن رسيده است. با اين وضعيت سوختن 35 تا 40 هزار هكتار از اين جنگلها در سالجاري حكايت از مديريت نادرست و سهل انگارانه دست اندركاران دارد. مگر ارزش خريد يا اجاره چند دستگاه بالگرد و يا هواپيماي ابپاش براي ديده باني و گشت هوايي در فصول خطر اتش سوزي و يا اطفاي حريق چقدر است؟ اگر بدانيم كه هر هکتار جنگل در طول سال  اکسیژن لازم برای 10 نفر را تامين مي كند(2.5 تن اکسیژن در سال) از بين رفتن 35 هزار هكتار جنگل يعني از بين رفتن چند نفر انسان؟ اگر بدانيم كه هر هكتار جنگل سالانه بر حسب نوع آن حدود 500 تا 2000 متر مكعب آب باران را در خاك ذخيره مي كند از بين رفتن 35 هزار هكتار يعني هدر رفت چند ميليون متر مكعب آب؟ اگر بدانيم كه هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب مي دهد؛ اگر بدانيم كه با تخريب درختان‌ يك‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هكتار 95 كيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 كيلوگرم‌ كلسيم‌ از بين‌ مي رود؛ اگر بدانيم كه جنگل چه نقش مهمي در تعديل و تلطيف هوا ، جلوگيري از وقوع بهمن و رانش زمين و..... دارد آنگاه هيچ توجيهي براي نبود اعتبار و پول و هزينه اين ابزار و ادوات پذيرفته مي شود؟. من نمي دانم چرا از از دور انديشي و برنامه ريزي عاجزيم و غالبا” دچار روزمرگي و حل بحران هستيم. مگر نمي خواهيم برنامه سند چشم انداز 1404 كشور را اجرايي كنيم؟  چرا بيشتر نواقص را مي بينيم، ولي در رفع نواقص ناتوانيم؟ برادران عزير و مسئول! هشدارها در مورد تخريب منابع طبيعي و محيط زيست بسيار جدي است. ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات ، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت.

معرفي و كاربرد روش لانگ‌بين براي بازسازي و تكميل آمار ماهانه در هيدرولوژي و اقليم شناسي

 

تا كنون روشهاي متعددي براي بازسازي و تكميل داده هاي هيدرولوژي و آب و هواشناسي در همين وبلاگ معرفي شده است. اما گاهي اوقات در داده هاي ماهانه يك ايستگاه چندسال پياپي از ابتدا يا انتهاي دوره داده اي ثبت نشده و يا ايستگاه فاقد داده است. در اين موارد به جاي استفاده از اروشهاي معمول بهتر است از روش لانگ بين استفاده شود. روش لانگ‌ببين يك روش نسبتاً طولاني و وقت‌گير است و براي مواقعي بكار مي‌رود كه ايستگاه با آمار كوتاه مدت در مجاور يك ايستگاه با آمار بلند مدت و مطمئن وجود داشته باشد ترجيحاً دو ايستگاه بايد در يك حوزه آبخيز وجود داشته باشد. در اين روش داده‌هاي ماه به ‌ماه يا 10 روزه را براي دو ايستگاه در نظر گرفته و به شرحي كه در زير مي‌آيد مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرند تا در نهايت ميزان رواناب براي ماه‌ها يا سال‌هاي فاقد آمار در ايستگاه مورد نظر به دست آيد. اين روش براي برآورد رواناب در ايستگاه‌هاي با آمار كوتاهتر با يك نمونه كاربردي در حوزه آبخيز تيره بكار گرفته شده است. در حوزه آبخيز تيره ايستگاه درود با آمار كامل و خوب به مدت 28 سال (1379-1351) موجود است و در بالا دست آن ايستگاه رحيم‌آباد از سال 55-1354 داراي آمار مي‌باشد لذا براي تكميل آمار اين ايستگاه و رسيدن به دوره‌پايه لازم‌است با‌استفاده از آمار ‌طولاني‌مدت ايستگاه‌درود، آمار ماهانه چهار‌سال 51-1350 تا 55-1354 توليد شود. داده‌هاي‌خام ايستگاه هيدرومتري درود و رحـيم‌آباد در جدول شماره (1) و (2) نشان داده شده است. اولين قدم محاسبه لگاريتم داده هاي خام اين دو ايستگاه است. جدول شماره (3) و (4) لگاريتم داده‌هاي مذكور را براي دو ايستگاه نشان مي‌دهد. در ادامه روش لانگ‌بين پس از محاسبه ميانگين لگاريتمي داده‌ها براي هر دو ايستگاه (رديف آخر جداول 3 و 4) تك‌تك داده‌هاي ماهانه از ميانگين كم مي‌شود و در نتيجه جدول شماره (5) و (6) به دست مي‌آيد. لازم به ذكر است با توجه به اينكه داده‌هاي ماهانه 28 سال ايستگاه درود به صورت لگاريتمي است لذا متوسط 28 ساله يا 24 ساله (همتراز با داده‌هاي ايستگاه رحيم‌آباد) تفاوت چنداني نداشته و مي‌توان ميانگين را براي هر يك از دو وضعيت فوق محاسبه كرد. در اين مطالعه ميانگين 28 ساله در نظر گرفته شده است. قدم بعدي محاسبه مجذور اين داده ها و ضرب آنها در يكديگر در سالهاي داراي آمارمي باشد.  جدول شماره (7) و (8) مجذور داده‌هاي موجود در جداول شماره (5) و (6) را نشان مي‌دهد و جدول(9) از ضرب داده‌هاي جدول (5) و (6) در سال‌هايي كه هر دو ايستگاه داراي آمار بوده‌اند به دست آمده است.

در ادامه اين روش يك رابطه خطي از نوع y = a + bx با استفاده از مقادير موجود در دو جدول شماره (5) و (6) براي دو ايستگاه درود و رحيم‌آباد توسعه داده شده است. در روش لانگ‌بين چون متغيرها به صورت انحراف از ميانگين هستند در نتيجه فاصله مقدار a در معادله فوق از مركز مختصات صفر خواهد بود و شيب مربوطه به صورت زير محاسبه مي‌شود.‌‌

b= {xy/{x2

  xy ـ داده‌هاي مربوط به جدول‌شماره (9) مي‌باشد كه جمع مربوط به هر‌ستون در رديف آخر جدول محاسبه شده است.

x2 ـ داده‌هاي موجود در جدول شماره (5) مي‌باشد كه مربوط به ايستگاه درود مي‌باشد.

b ـ شيب خط برازش است و مقادير‌b براي آن تعداد از سال‌هايي كه ايستگاه رحيم‌آباد آمار نداشته‌اند محاسبه شده و از ضرب اين مقادير در داده‌هاي ماهانه سال‌هاي 51-1350 تا 54-1353 مربوط به ايستگاه درود (داده‌هاي جدول شماره 5) جدول شماره (10) توليد شده است.

لگاريتم دبي‌هاي مربوط به هر ماه در دوره مطالعاتي همان ايستگاه به‌دست ‌آمده‌است در جدول شماره (11) نشان داده شده‌است. اكنون با گرفتن آنتي‌لگاريتم از داده‌هاي جدول شماره (11) دبي متوسط ماهانه براي سال‌هاي فاقد آمار در ايستاه رحيم‌آباد حاصل مي‌شود. (جدول شماره 12)

ادامه نوشته

پرانتز باز.....  70 درصدكشاورزان بی‌سوادند، 45هزارمتخصص كشاورزی بیكار

ایران در تولید گندم به خودكفایی نرسیده است،جشنی كه بعنوان خودكفایی تولید گندم گرفته شد، به معنای خودكفایی در تولید این محصول نبوده است،هم اكنون تولید گندم در واحد سطح كشورهای توسعه یافته به بیش از 8تن می رسد ، این در حالیست كه در كشور ما این میزان كمتر از 4تن است.قیمت تمام شده تولید برنج در كشور هفت برابر قیمت جهانی است

اشتباه نكنيد این حرف من نيست بلکه حرف یکی از مسئولین کشور است که حتما هم اطلاعات صحیحی از بخش کشاورزی دارد البته براي من جاي تعجب ندارد.

رئیس دانشگاه تهران در حاشیه مراسم جشن 110 سالگی  پردیس كشاورزی و  منابع طبیعی كرج با انتقاد از این رویه گفت: هم اكنون بیش از 70 درصد كشاورزان حتی از سواد خواندن و نوشتن محروم هستند و این در حالیست كه بیش از 45 هزار نفر فارغ التحصیل در بخش كشاورزی بیكارند. وی همچنین ادامه داد: مابقی فارغ التحصیلان شاغل نیز در بخش هایی غیر از كشاورزی فعالند كه این بسیار جای سئوال دارد.

ایران در تولید گندم به خودكفایی نرسیده است

رهبر ادعا كرد: جشنی كه بعنوان خودكفایی تولید گندم گرفته شد به معنای خودكفایی در تولید این محصول نبوده است. وی با اعلام اینكه هم اكنون تولید گندم در واحد سطح كشورهای توسعه یافته به بیش از هشت تن می رسد اظهار داشت: این در حالیست كه در كشور ما این میزان كمتر از چهار تن است. رئیس دانشگاه تهران این آمار را بسیار اندك ذكر و تاكید كرد: بر این اساس جشنی كه به عنوان جشن خودكفایی تولید گندم در كشور گرفته شد به معنای خودكفایی در تولید این محصول نبود. رهبر تصریح كرد: در واقع این جشن به معنای تغییر روش كاربری زمین ها از كاشت سنتی محصولات دیگر در زمین های مربوط به كاشت گندم بود تا به سمت تولید انحصاری این محصول غذایی پیش رویم كه این اتفاق در سطح دنیا یك افتخار نیست. وی یاد آور شد: باید برای افزایش بهره وری در واحد سطح بسیار كوشش كرده و كمی تولید نسبت به نیازهای جامعه را تا حد قابل قبولی اصلاح نماییم.

منبع: آینده نیوز