56 میلیون هکتار از مراتع کشور فقیرند
قدس آنلاین/مریم احمدی شیروان: کم توجهی یا بیتوجهی به قوانین طبیعت، نشانگر بروز اوضاعی است که امروز در عرصه منابعطبیعی و محیط زیست با آن مواجهیم. آلودگی هوا در کلانشهرها، فرسایش بادی و آبی خاک در عرصههای طبیعی، بحران آب و افت شدید آبخوانها، فرونشت زمین، تخریب روز افزون مراتع و جنگل ها، گستردگی شورهزارها و کویرها و نهایتاً تاخت و تاز ریزگردها و سایر فرآیندهای ویرانگر بیابانزایی از جمله نمونههای عینی کم توجهی به منابع طبیعی و محیط زیست هستند.
در گفتوگو با دکتر محمد خسروشاهی، رئیس بخش تحقیقات بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور به ابعاد گوناگون این پدیده ویرانگر پرداختیم که در این فرصت کوتاه، بخشی از آن را از نظر میگذرانید:
چند سالی است که مسایل و مشکلات حوزه منابع طبیعی و محیط زیست ملموستر شده و صحبت از بحران میشود. بحران آب، بحران ریزگرد، بیابانی شدن ایران، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها و سایر مسایل مشابه. وجه اشتراک این بحرانها در چیست؟
همه این موارد، مربوط به پدیده بیابانزایی میشود و بهعبارتی از شاخصها و معیارهای بیابانزایی محسوب میشوند چرا که بیابانزایی یعنی تخریب سرزمین. در گذشته بیابانزایی بعنوان تخریب خاک محسوب می شد ولی بعدها یعنی در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ که در آفریقا موضوع بیابانزایی به عنوان یک معضل جهانی تایید شد از آن بعنوان تخریب سرزمین یاد شد. تخریب سرزمین مفهوم وسیعتری دارد و شامل خاک، آب، پوشش گیاهی، هوا و بهعبارتی خاک و آنچه روی خاک و زیر خاک وجود دارد، میشود. در حقیقت بیابانزایی یعنی عقوبت فشار بیش از حد بر زمین. یعنی نیستی جوامع گیاهی و جانوری، تخریب منابع آب و خاک، برهمخوردن تعادل بومسازگانها و زوال تنوع زیستی. به همه این موارد باید تبعات ناگریز و فاجعهآمیز آن در قلمرو اقتصاد، جامعه و فرهنگ را نیز اضافه کرد. حتی میتوان گفت بیابانزایی به برخی از مفاهیم امنیتی از جمله امنیت سلامت، امنیت معیشت، امنیت ملی، امنیت اجتماعی و حتی امنیت بینالمللی گره خورده است. موضوع بیابانزایی بار دیگر در کنفرانس سران ریو در سال ۱۹۹۲ مطرح گردید و پس از تلاشهای مستمر در سال ۱۹۹۴ معاهده مقابله با بیابانزایی ملل متحد تدوین شد و در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۴ این معاهده به امضا رسید که ایران سومین کشور امضا کننده آن بود. از نظر کنوانسیون، بیابانزایی به معنی تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمهخشک و خشک نیمه مرطوب ناشی از عوامل مختلف از جمله تغییرات آب و هوایی و فعالیتهای انسانی است. در بین ۳۷ چالش مهم جهانی، بیابانزایی بهعنوان سومین چالش بعد ار تغییر اقلیم و آب شناخته شده است.
ادامه مصاحبه را در اینجا ببینید
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است