خروش دوباره ریزگردها
در خبرها آمده بود که روز سه شنبه (23/9/89) پنج شهر استان خوزستان به دلیل بروز طوفانهای گرد و غبار به تعطیلی کشیده شد. بروز این طوفانهای گرد و غبار هشداری است به مسئولین و دست اندرکاران مربوطه که متاسفانه مقطعی و موردی با چنین پدیده هایی برخورد می کنند و از برنامه ریزهای درامدت (حد اقل در حوزه کاری منابع طبیعی و محیط زیست) عاجزند. شاید هم بدلیل مشکلات پیاپی فرصت اینکار را پیدا نمی کنند!! در طول چند سال گذشته و در همین حوزه کاری، با چند پدیده به ظاهر طبیعی مانند سیل؛ خشکسالی، طوفانهای گرد و خاک و آتش سوزی جنگلها مواجه بوده ایم. در هر مورد سازمانهای مربوطه امکانات مادی و تحصصی خود را بصورت مقطعی به آن سمت و سو سوق داده اند اما به محض اینکه حادثه دیگری بوقوع پیوسته مشکل قبلی فراموش شده و به مشکل جدید پرداخته شده است. خشکسالی چند سال پیش را که یادتان هست گذشته از بسیج امکانات سازمانهای دست اندرکار چه بودجه های هنگفتی از طریق مجلس شورای اسلامی برای اینکار اختصاص یافت حال این بودجه ها چگونه هزینه شد و کجا خرج شد، نمی دانم؛ فقط می خواهم بگویم که چه برنامه و تمهیداتی پیش بینی شد که اگر این پدیده مجددا با شدت و حدت مشابهی بوقوع پیوست صدمه کمتری به مردم و منابع برسد. طوفانهای گرد و غبار پارسال هم از جمله مواردی بود که سر و صدای زیادی به پا کرد و فاطمه جوادي رئيس اسبق سازمان حفاظت محيط زيست مورد انتقاد فراوان قرار گرفت كه چرا در مورد طوفانهاي گرد و غباری که دمار از اهالي جنوب و جنوب غرب كشور در آورده و زندگي را بر آنان تنگ كرده است کاری نمی کند (بنده خدا چکار می توانست بکند این مشکلات یک شبه بوجود نیامده که یک شبه حل شود) وقتی که اين ريزگردها 18 استان كشور را در بر گرفت و به پايتخت ايران رسيد و پايتخت را به تعطيلي كشاند. آن موقع بود كه همه مسئولین به تکاپو افتادند بلكه جلو اين گرد وخاك را بگيرند كسي گفته بود كه چند صد هكتار جنگلكاري مي كنيم ، ديگری گفته بود كه تمام شنزارهاي خوزستان را مالچپاشي مي كنيم و دیگری بايد سراسر مرز ايران و عراق را جنگلكاري كنيم و نگذاریم اين گرد و خاك به کشور وارد شود!! . وقتي آقايان دريافتند اين گرد و غبار از كشور مجاور است مسئولین راهي كشور عراق شدند نشست های کاری گذاشتند ، مصاحبه ها کردند که چنین و چنان می کنیم. به مرور که طوفانها فروکش کرد تب اینکار هم خوابید. ایکاش مسئولین مربوطه به مردم می گفتند برای جلوگیری از بروز خسارات طوفانهای گرد وخاک چه تصمیماتی اتخاذ کردند که در صورت بروز مجدد این پدیده مردم و منابع خسارت کمتری ببینند. حقیقتا من کارشناس این حوزه نمی دانم نتیجه این نشست ها و تشکیل گروههای کاری به کجا کشید فقط همین قدر می دانم که اگر دوباره با این مشکل روبرو شویم که شدیم باز نقطه سر خط!!.
مشکل آتش سوزی جنگلها هم که الحمدلله با رحمت خداوند متعال و آمدن باران فعلا مرتفع شد فقط یادتان باشد که مسئولین مربوطه قول و قرارهایی گذاشتند و امیدوارم که تجهیز امکانات و ناوگان هوایی مورد نیاز برای دیده بانی و اطفاء حریق های احتمالی آینده تامین شود. بگذریم؛ بروز طوفانهای گرد و غبار در حالی اتفاق می افتد که هنوز فصل خشک فرا نرسیده و در زمستان بسر می بریم باید گفت سالی که نکو نیست از زمستانش پیداست. یقینا نسبت به سالهای گذشته اطلاعات بیشتری از کانونهای بروز گرد و غبار بدست آمده است و اکنون چشمه های تولید گرد و غبار شناسایی شده است این نکته را باید یادآوری کنم که اگرچه در استانهای جنوبی کشور و سایر استانها از قدیم الایام طوفانهای ماسه وجود داشته است و کارهای خوبی هم در مورد تثبیت ماسه ها صورت گرفته اما محل و منشا طوفانهای گرد و غباری که اکنون با این دامنه گسترده با آن مواجه شده ایم در کشورهای مجاور است و علت آنهم تا حدودی روشن شده است لدا این موضوع بیشتر نیازمند تصمیمات سیاسی است از این رو باید نشست های سال گذشته با کشورهای همجوار که تقریبا به فراموشی سپرده شده بود، با شدت و حدت بیشتری صورت گیرد بلکه قبل از فرا رسیدن بحران سال گذشته چاره ای اندیشیده شود. نگذاريد بحران بوجود آيد و بعد آنرا مديريت كنيم . شايد هم برداشت من اشتباه است ما مديريت بحران نداريم بلكه بحران مديريت داريم

محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است