اگر با پديده قطع درختان كهنسال برخورد درستي مي شد اكنون شاهد تجاوز به باغ اكولوژي نوشهر نبوديم
دوستان سبز انديش محيط زيست براي اعتراض به تخريب باغ اكولوژي نوشهر پنجمين موج وبلاگي را به راه انداخته اند و از طرفداران محيط زيست خواسته اند مطالبي را در اعتراض به اين موضوع ناميمون بنويسند. بايد گفت درود بر چنين سبزانديشاني كه سبز مي نويسند ، سبز مي بينند و سبز زندگي مي كنند. اگر به بيوگرافي اين عزيزان نگاه كنيد (البته آناني را كه من دورادور مي شناسم) نه مال و منالي دارند كه دغدغه حفظ و ازدياد آنرا داشته باشند و نه از پستهاي مدیریتی دولتي برخوردارند. اما:
آنان مرگ يك درخت را مرگ يك موجود زنده تلقي مي كنند آنهم نه موجودي مصرف كننده بلكه موجودي توليد كننده كه وجود آدمي، به زنده بودن و زنده ماندن آن وابسته است. به جرئت مي گويم آنان حاضرند دريافتي حاصل از هدفمندي يارانه اي دولت! را صرف حفظ و احياي منابع طبيعي و محيط زيست خود كنند.
آنان مي دانند كه اين عرصه هاي طبيعي مال دولت نيست كه هر طور بخواهد با آنها رفتار كند اين عرصه ها مال مردم است مردم حال حاضر و نسل آينده . بنا براين دولت حق ندارد به بهانه بلامعارض بودن انها هر طور كه مي خواهد با آنها رفتار كند بلكه دولت موظف به حفظ و احيا آنها مي باشد
سبزانديشان سبز نويس، جنگلهاي شمال و يا غرب كشور را نه براي ساكنين اين محلها كه براي همه مردم ايران و همه نسل هاي آينده مي خواهند. آنان همانقدر كه دغدغه تخريب جنگلهاي سرسبز شمال را دارند دغدغه خشك شدن درياچه اروميه را نيز دارند. همانقدر كه از آتش سوزيهاي مكرر جنگلهاي غرب كشور نگرانند از دست اندازي به مناطق حفاظت شده كوير مركزي هم نگرانند. چرا كه محيط زيست و منابع طبيعي ايران را از آن ملت ايران مي دانند كه نه تنها به نسل حاضر تعلق دارد بلكه ميراث گرانبهايي است كه بايد به نسل آينده تحويل شود.
آنان مي دانند در زمانی كه تنها سود و سودآوري در مكانيسم بازار تعيين كننده اصلي مبادلات است بايد بيش از اين به فكر منابع طبيعي و محيط زيست بود.
آنان مي دانند كه تخريب هر اصله درخت معادل سالها رنج و مرارت محققان و كارشناساني است كه از آنها حفاظت كرده اند و در جهت احيا و اعتلاي آنها كوشيده اند و چه بسا اكنون در بين ما نيستند
آنان مي دانند كه یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. مي دانند كه هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند كه از اين بابت فقط جنگل های شمال کشور می تواند اکسیژن لازم برای 19 میلیون نفر را در طول یک سال تامین کنند.
آنان مي دانند كه منابع طبيعي هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده اند و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آنها شده است.
آنان مي دانند كه باغ گياهشناسي نوشهر از نظر وسعت و قدمت دومين باغ گياهشناسي در كشور است و از اين گونه باغها در گستره ايران بزرگ وجود ندارد
آنان نيك مي دانند اگر هنگام قطع درختان كهنسال با اين موضوع برخورد درستي مي شد اكنون نظاره گر اين وضعيت اسف بار نبوديم و اگر اين بار نيز با چنين پديده ناميموني برخورد نشود اين موضوع براي آينده رواج پيدا خواهد كرد.
آري چون مي دانند براي همين هم نسبت به تخريب آنها حساسند و واكنش نشان مي دهند
برادران محترم دولتي و نمايندگان محترم مردم در مجلس شوراي اسلامي تقريبا ثلث قرن از عمر انقلاب اسلامي ايران گذشته است بياييد مروري بر عملكرد خود در قبال سرنوشت منابع طبيعي و محيط زيست ايران بياندازيم و ببينيم چه كرده ايم . آيا نسبت به تخريب منابع طبيعي به اندازه كافي حساسيت به خرج داده ايم يا از آن بعنوان ملكي بلامعارض هر موقع و هرجا كه لازم بوده استفاده كرده ايم . چه بايد مي كرديم كه نكرده ايم. اكنون زمان آن رسيده است كه در قبال قصور و بي تفاوتيخويش نسبت به طبيعت و محيط زيست به جبران مافات بپردازيم و بيش از اين به تن رنجور آن صدمه نزنيم.
در همین ارتباط:
بیانیه روز پایانی وبلاگستان محیط زیست
درخواست مهم انجمن اعضای هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور از دکتر پرهمت
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است