عوامل سطحی : پوشش گیاهی ، قشر سطحی  و موجودیت شن و ماسه

علاوه بر شرایط هواشناسی که قبلا مورد بحث قرار گرفت، عوامل سطحی (زمین) ، با تغییر پذیری ذاتی زمانی و مکانی خود، در تعیین میزان انتشار گرد و غبار اهمیت بسزایی دارند. پوشش گیاهی و الگوی فصلی آن در کنترل توسعه گرد و غبار مهم است. تقویت پوشش گیاهی موجب پایداری سطح و در نتیجه کاهش فرسایش بادی و گرد و غبار می شود. گیاهان زبری سطح را افزایش داده و در نتیجه سرعت باد را کاهش می دهند؛ سیستم ریشه گیاهان ذرات خاک را به هم چسبیده نگه داشته و با ایجاد سایه، رطوبت خاک را به طور موقت افزایش می دهند و بدین ترتیب  قشر سطحی و خاک را تثبیت کرده و از حرکت باز می دارند.

در مقیاس گسترده ، مطالعات فراوانی وقوع طوفانهای گرد و خاک نشان می دهد که بیشترین وقوع آنها در مناطق بسیار خشک با زمین لخت (80-60 روز در سال) ، پس از آن مناطق با پوشش گیاهان بوته ای (30- 20 روز در سال) و سپس چمن زارها (4-2 روز در سال) صورت می گیرد . فعالیت طوفانهای گرد و غبار با بهره وری خالص اولیه و شاخص سطح برگ رابطه معکوس دارد. از این رو با از بین رفتن پوشش گیاهی انتشار گرد و غبار افزایش می یابد. در بخشهای مرکزی و شمال شرقی چین، کاهش پوشش گیاهی در بهار با فراوانی طوفانهای گرد و غبار همراه است. در مناطق خشک تر شمال غربی چین، که پوشش گیاهی در حداقل است و تغییرات فصلی نیز کم است، همبستگی کمتری با فعالیت طوفانهای گرد و غباری دارند . در مناطق بدون پوشش گیاهی، خاکهایی که پوسته سطحی سختی دارند یا جاهایی که ذرات حالت سیمانی شدن پیدا کرده اند مانند سطوح نمکی، می توانند بخوبی در برابر باد مقاومت کنند. آزمایشات تونل باد نشان می دهد که حتی در غلظت کم سیمان نمک، فرسایش خاک کاهش می یابد(Rice et al. 1997)، هر چند این اثرات به بزرگی اثر رطوبت نیست. همچنین عناصر زبری ، مانند پوششهای ریگ و سنگریزه و یا کلش گندم، عمل فرسایش را کاهش می دهند. با این حال ، تراکم کم عناصر زبری در واقع ممکن است با صیقلی کردن سطوح، سرعت آستانه فرسایش و در نتیجه عمل فرسایش را کاهش دهند. در جاهایی که خاکها به طور طبیعی حالت پوسته ای به خود گرفته اند، گرد و غبار ممکن است توسط جهش دانه های شن و ضربات وارده که سبب گسیختگی  پوسته خاکی می شوند، ایجاد شود (شكل زير).