در آستانه هفته منابع طبيعي قرار داريم.  به رسم معمول در اين هفته مسئولين مربوطه به برگزاري نكوداشت منابع طبيعي مي پردازند. هرچند مراسم سمبليك و نمايشي هفته منابع طبيعي در جاي خود مغتنم است، اما بايد گفت متاسفانه، در بقيه ايام سال به منابع طبيعي و جفاهايي كه به آن مي شود توجهي نمي شود حتي در همين مراسم هم دست اندركاران مربوطه كمتر به وقايع اتفاقيه اي كه در طول سال با آن مواجه شده اند اشاره مي كنند و يا صلاح نمي دانند كه فرياد مظلوميت منابع طبيعي را در اين هفته به گوش بلندپايه ترين مقامهاي اجرايي، قضايي و تقنيني كشور كه معمولا در اين مراسم حضور دارند برسانند. سر و صداي تعداد قليل مدافعان منابع طبيعي و محيط زيست هم اغلب از طرف مسئولين سياسي و اجرايي كشور مورد بي مهري قرار مي گيرد. در  مراسم جشن درخت كاري كه در حضور بالاترين مقام يا مقامهاي اجرايي كشور برگزار مي شود معمولا در باره درختهاي كاشته شده صحبت مي كنيم اما در باره درختهاي قطع شده كمتر سخن مي گوييم، در روز آموزش و پژوهش در باره پژوهشهاي انجام شده صحبت مي كنيم اما در باره كاسه گدايي دريافت اعتبار از اين سازمان و آن سازمان و جلسات مكرر و بي نتيجه براي دريافت اعتبار صحبتي نمي شود. در باره تعداد محقق و پروژه صحبت مي شود اما در باره پروژه هاي مصوب و در انتظار اعتبار صحبتي نمي شود. در باره آموزش و تعداد بي شمار پايان نامه هاي دانشگاهي صحبت مي شود اما در باره بازخورد بي نتيجه اين پايان نامه ها در مرتفع شدن مشكلات گذشته و حال منابع طبيعي اشاره اي نمي شود اگر اين دهها و صدها پايان نامه و رساله و پروژه تحقيقاتي به ثمر نشسته! پس اينهمه مشكلات منابع طبيعي اعم از كاهش سطح جنگلها، گسترش بي رويه بيابانها و كويرها، خالي شدن آبخانه ها، آلودگي محيط زيست اعم از زمين، هوا و آب، افزايش نرخ فرسايش خاكها و طوفانهاي گرد و غبارها و .... براي چيست؟به هر حال  به هر طرف كه مي نگريم برآيند همزيستي انسان و طبيعت چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد  اكنون زمان آن رسيده است كه اين تظاهرات ديداري و رسانه اي را به بيان انچه بر اين طبيعت رنجور وطن مي گذرد تبديل كنيم. به يقين بايد گفت سخن گفتن از منابع طبيعي تجديد شونده در جهت تنوير افكار عمومي و افزايش معرفت اجتماعي اكنون بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، آنهم ضرورتي اجتماعي و انساني.