.....ادامه مطلب...

نظرات کارشناسي و راهکارها

بروز پديده گرد و غبار طي چند ماه گذشته در مناطق جنوب و جنوب غرب كشور كه همراه با مشكلات فراواني براي ساكنان اين خطه از كشور بوده است سر انجام دامنه گسترده تري يافته و بيش از 20 استان كشور از جمله پايتخت ايران را با جمعيتي بالغ بر 52 ميليون  نفر و گستره اي به مساحت بيش از يك ميليون كيلومتر مربع از كشور تحت تاثير قرار داد. اگر چه در مورد بروز اين پديده كه منشاء آن در خارج از مرزهاي كشور است، اظهار نظرهاي فراواني شده است؛ اما تا تحقيقي مستند با استفاده از تصاوير ماهواره اي و اطلاعات محلي از محيط طبيعي منطقه تحت تاثير تا حدودي مي توان به چگونگي بروز اين پديده فقط اظهار نظر كارشناسي كرد. براي آشنايي بيشتر با موضوع مي توان اين پديده را از نگاه دو گروه اقليم شناسان و اکولوژيست ها مورد بررسي قرار داد.

پيش فرض 1: اين پيش فرض كه از سوي اقليم­شناسان ارايه شده پديده گرد وغبار و شكل گيري آنرا ناشي از جابجايي فرابار از مناطق استوايي به مناطق جنبي در سرزمينهاي بياباني مي­دانند و معتقدند يك جريان فرابار قوي (به‌شدت جريان‌هاي مشابهي كه در مناطق استوايي وجود دارد) حجم زيادي از ريزگرد را از بيابان‌هاي وسيع جنوب غرب آسيا، شامل قوسي2 هزار كيلومتري در شبه جزيره عربستان، به ارتفاع خيلي بالاي لايه تروپوسفر منتقل و سپس يك جريان انرژي قوي ديگر انبوه ريزگرد را به عرض‌هاي بالاتر برده است . وقتي كه انرژي جريان افقي ارتفاع بالاي تروپوسفر رو به كاهش رفته انبوه ريزگرد را ناگهان بر سر مناطقي حتي 2هزار و 500 كيلومتر دورتر از خاستگاه اين پديده فرو باريده است. آنها همچنين معتقدند كه اين يك پديده نادر اقليمي است كه با اين شدت، اولين بار است كه دست‌كم در چند قرن گذشته رخ داده و  شايد حتي در 10‌ هزار سال گذشته هم رخ نداده باشد(كرمي 1388). نمونه عيني ديگري از اين طوفانهاي گرد و خاك در تاريخ هفتم و هشتم ماه مه 1988 در اروپا اتفاق افتاد. در اين واقعه بيش از 200 هزار تن از ذرات گرد و غبار صحرا در غرب اروپا بوسيله بارندگي ته نشين شد. سهم ناحيه پاريس از اين بارش گل آلود به طور متوسط 80 كيلوگرم در كيلومتر مربع بود. اين غبارهاي قرمز رنگ متشكل از ذرات ريز ماسه از منشاء جنوب غربي الجزاير بودند. منشاء اين پديده كه به طور متوسط يك يا دو بار در سال رخ مي دهد ، مربوط به ارتباط چندين پديده هواشناسي است كه مقياس هاي جهاني و موقتي گوناگوني دارند . مثلاً ناحيه اي از بيابان صحرا در بالاي سطح ماسه هاي بسيار ريز با گرد و غبارها، يك مركز فشار بسيار زياد وجود دارد كه موجب تسريع باد در سطح زمين و در نتيجه حمل آن ذرات مي شود . اين ذرات بوسيله باد تا ارتفاع 200 الي 1000 متر صعود مي كنند در طي روز ، پديده هاي جابجايي ذرات بوسيله باد تا ارتفاع 4000 متري بالا مي روند و در لايه هاي تروپوسفر ، ذرات بوسيله چرخش عمومي جو جابجا مي شوند در جنوب بيابان صحرا جريانها بين 2000 و 4000 متر از غرب مي آيند و ذرات گرد و غبار را از منشاء جنوب موريتاني و هوگار و نواحي اطراف به سوي شرق جابجا مي كنند و در نتيجه حركت ابرهاي گرد و غبار تا فلوريدا هم مي رسد. از اين نظر پديده گرد و عبار اخير در عراق و ايران هم به دليل وقوع هشت سال خشکسالي پي در پي در منطقه است كه دشتهاي وسيع ميان دو رود دجله و فرات خشکيده اند و اين باد با عبور از اين منطقه مملو از گرد و خاک مي شود. طبيعي است که با رفع خشکسالي، تش باد عراق نيز خودبخود بدون غبار مي شود، اما سمومي که از عربستان بر جنوب خوزستان و نيز بوشهر مي وزد احتمالا" تا هزاران سال ديگر نيز خواهد وزيد.

پيش فرض 2: اين پيش فرض را برخي از اكولوژيستها و متخصصين محيط زيست مطرح مي كنند. به اعتقاد اين گروه پديده مذكور ناشي از يك طوفان ماسه­اي است كه داراي محل برداشت، حمل و رسوب است.آنها معتقدند كه اين يك پديده رايج است كه شدت آن در سالهاي اخير بعلت خشكساليها و كاهش پوشش گياهي ، خشك شدن هورالعظيم وسدسازي بر روي دجله و فرات فزوني گرفته و هم اكنون دامنه تاثيرات آن به عرض­هاي بالاتر نيز رسيده است. در همين زمينه حدود 6 سال قبل برنامه محيط‌زيست سازمان ملل (UNEP) با انتشار گزارشي از وقايعي كه در سطح مجموعه تالاب‌هاي بين‌النهرين در حدفاصل بين دو كشور ايران و عراق رخ داده بود،  به كشورهاي منطقه هشدار داد كه عواقب اين تخريب‌ها در كمتر از يك دهه آينده به يك بحران تبديل خواهد شد. همان زمان سازمان ملل اعلام كرد اميدوار است، انتشار اين گزارش به عنوان يك فراخوان براي كشورهاي منطقه و همسايگان دجله و فرات جدي تلقي شود و راه را براي برقراري ارتباط هر چه بيشتر بين آنها به منظور ‌بهره‌برداري عادلانه از منابع آب و برقراري صلح و امنيت هموار كند. اما متاسفانه اين هشدارها از سوي هيچ يك از كشورهاي منطقه جدي تلقي نشد. در گزارش UNEP آمده است كه سد سازي و احداث شبكه‌هاي زهكشي و آبياري، 90 درصد از بزرگترين و زيباترين تالاب خاورميانه را به بيابان و نمكزار تبديل كرده است. تالاب‌هاي بين‌النهرين در منتها‌اليه رودخانه كرخه و دجله و فرات قرار دارند. در 40 سال گذشته تركيه و عراق بيش از 32 سد بزرگ روي دو رودخانه دجله و فرات احداث كردند و پروژه‌هاي بزرگ انتقال آب مانند كانال صدام، نيز وسعت اين مجموعه تالاب‌ها را به يك دهم مقدار طبيعي خود تقليل داد. ايران نيز با ساخت سدهاي متعدد در حوزه آبريز كرخه، ‌ورودي آب هورالعظيم را كاهش داده است. به اين ترتيب اگر چه تا سال 1977 سدها و کانال‌هاي آبياري متعددي در حوزه آبريز دجله و فرات در ايران و ترکيه و عراق و سوريه ساخته شد اما عمده تغييرات رخ داده در بين‌النهرين از سال 1977 آغاز شد. هر چند افكار عمومي، فاجعه نابودي بين‌النهرين را تنها به حكومت صدام حسين دردهه 90 ميلادي نسبت مي‌دهد اما گزارش سازمان ملل نشان مي‌دهد كه دولت تركيه بيشترين سهم را در سدسازي و مسدود كردن جريان آب دجله و فرات داشته است. طرح‌هاي مديريت منابع آب دجله و فرات در ترکيه در سال 1977 آغاز شد و تا سال 1989 در قالب اين برنامه 22 سد و 19 نيروگاه آبي ساخته شد که آب مورد نياز 7/1 ميلون هکتار از اراضي کشاورزي را با حجم ذخيره مخزن 32 ميليارد متر‌مکعب تامين مي‌کرد. در قالب همين پروژه در سال 1992 سد آتاتورک با حجم مخزن 30 ميليارد متر مکعب به همراه تونل انتقال آب Sanliurfa احداث شد. مهم‌ترين سازه انسان ساخت روي دجله نيز سد Ilisu در تركيه است. مي توان گفت عمده تغييرات تالاب‌هاي بين‌النهرين در فاصله سال‌هاي 90 تا 95 ميلادي به وقوع پيوست به طوري که در اين زمان از 3121 کيلومتر‌ مربع هور مرکزي تنها 98 کيلومتر مربع باقي ماند که نشان مي‌دهد حدود 97 درصد آن در مدت 5 سال از بين رفته است[1].                                                  ...ادامه دارد....


[1] هاله تاريكي، روزنامه اعتماد ملي، مورخ 20/4/1388،ص 15