طبقه بندی بیابانها (1)
قبل از شروع بحث لازم می دانم تعريف جامعی براي بيابان هاي طبيعي ايران ارایه کنم: " به استناد نتایج طرح تحقیقاتی تعیین قلمرو جغرافیایی بیابانهای ایران"
از آنجا كه پيدايش بيابانهاي طبيعي ايران ناشي از اثر مشترك و متقابل عوامل محيط طبيعي از جمله زمين شناسي- هيدرولوژي، ژئومرفولوژي، اقليم، پوشش گياهي و خاك مي باشد لذا در تعريف بيابان هم بايد ويژگيهايي از اين پارامترهاي محيط طبيعي مد نظر باشد. با توجه به اين موضوع و بطور عام مي توان گفت:
بيابان به مناطقي اطلاق مي شود كه داراي انواع سازندهاي شور و گچي بوده و تنوع گونه هاي گياهي كه معمولا شامل گياهان شور روي، ماسه روي و خشكزي مي باشد در آن كم است. در اينگونه مناطق خاكهاي گچي، قليا، شور و يا شور و قليا به فراواني يافت مي شود و خاك معمولا فاقد ساختمان بوده و عمق و ميزان ماده آلي آن نيز كم مي باشد. در اين مناطق رخساره هاي متنوع ژئومرفولوژي از قبيل؛ بدلند، كوير، گنبدهاي نمكي، دشت هاي ريگي و تپه هاي ماسه بادي، نبكا، دغ و رمين هاي بدون پوشش گياهي بوضوح ديده مي شوند. حد نهايي ميانگين بارندگي سالانه اين مناطق به200 ميليمتر نمي رسد اين مقدار در برخي از مناطق مركزي ايران حتي كمتر از 90 ميليمتر است. در اين مناطقضريب تغييرات بارندگي بيش از 40 ميليمتر ، صريب بي نظمي بارش بيشتر از 13 ميليمتر و ميزان تبخير عموما بيش از 2000 ميليمتر و در مناطقي مانند يزد و سيستان و بلوچستان به بيش از 3000 ميليمتر در سال نيز مي رسد.

ضرورت طبقه بندی بیابانها
گستردگي مناطق بياباني ايران و مشكلات مالي، خدماتي و نيروي انساني مورد نياز سازمانهاي اجرايي، محدوديت هايي را براي عمليات احيا، اصلاح و يا بهره برداري صحيح در سطح وسيع ايجاد مي كند. هنر مديريت بيابان بايد بگونه اي باشد كه با كمترين هزينه بهترين نتيجه را عايد سازمان خود نمايد. مسلما آگاهي از ويژگيها، محدوديتها و همچنين قابليتهاي اين محدوده هاي بياباني يكي از ضروريات كار است. از آنجا كه در پيدايش مناطق بياباني ايران عوامل مختلفي دخالت داشته اند بنا براين نمي توان آنها را در يك طبقه عام تحت عنوان بيابان قرار داد چرا كه در تعيين هر محدوده برخي از عوامل اثر بيشتري داشته اند و بعبارتي نقش اين عوامل در شناسايي مناطق بياباني در برخي از محدوده ها پر زنگ و در برخي مناطق كم رنگتر است و يا برخي مناطق توسط چند عامل و برخي توسط يك عامل بيابان شناخته شده اند. از اين رو ضرورت انجام طرحي تكميلي در راستاي پروژه ملي تعيين قلمرو جغرافيايي محدوده هاي بياباني ايران پايه ريزي شده است كه پس از بررسيهاي لازم و در صورت تصويب اجراي آن آغاز خواهد شد . در طرح موصوف براي تعيين قلمرو بيابانها از 6 عامل محيط طبيعي (شامل: زمين شناسي، اقليم شناسي، هيدرولوژي، ژئومرفولوژي، خاك شناسي و پوشش گياهي )كه اثر متقابل آنها به صورت مشترك در پيدايش ويژگي بيابانها دخالت دارند استفاده شد و برآن اساس محدوده قلمرو بيابانهاي طبيعي ايران بصورت انفرادي و سپس ميزان اشتراك و انفكاك آنها نيز با ارايه نقشه هاي رقومي و مساحي شده تعيين شد. اگر چه در نقشه نهايي حاصل از تلفيق عوامل مورد مطالعه، مجموع سطوح بياباني تحت پوشش عوامل فوق اعم از سطوح مشترك و غير مشترك در گستره ايران معادل 985798كيلومتر مربع محاسبه شد، اما از آنجا كه ميزان اشتراك عوامل تعيين كننده بيابان درنقاط مختلف عرصه ياد شده متفاوت است و بعبارتي برخي از مناطق توسط يك عامل و برخي مناطق توسط چند عامل بيابان شناخته شده است لذا تفكيك مكاني و طبقه بندي مناطق فوق از نظر سختي شرايط محيطي بصورت يك كار تكميلي ضرورت دارد.
سابقه تحقيق :
بيابانها از نظر مشخصه هاي اقليمي، فيزيكي و بيولوژيكي با يكديگر تفاوت دارند(1). هر چند در جهت تبيين اين تفاوتها براي طبقه بندي بيابانها بويژه از جنبه عوامل محيط طبيعي تحقيقات مستند و مدوني به چشم نمي خورد، اما برخي افراد و كشورها به فراخور نيازهاي كاري خويش مطالعاتي كلي در اين زمينه داشته اند. مي توان گفت ميگز(Meigs ) جزو اولين كساني است كه نسبت به اينكار مبادرت ورزيده است نامبرده در سال 1953 مناطق خشك دنيا را برحسب بارش دريافتي به 3 طبقه مناطق بينهايت خشك، خشك و نيمه خشك تقسيم كرد. مناطق بينهايت خشك سرزمين هايي را در بر مي گيرد كه 12 ماه متوالي بدون بارندگي هستند، مناطق خشك كمتر از 250 ميليمتر بارندگي سالانه دارند و مناطق نيمه خشك داراي بارندگي سالانه بين 250 و 500 ميليمتر است. به عقيده نامبرده مناطق خشك و بينهايت خشك بيابان هستند و مناطق نيمه خشك بعنوان نوار انتقالي (از بيابان) بسمت اقليم هاي مرطوبتر (غير بياباني) محسوب مي شود(2). در برخي منابع اين منطقه بعنوان استپ يا نيمه بيابان شناخته شده است (3).
روش ديگري كه براي طبقه بندي بيابانهاي دنيا بكار گرفته شده، تقسيم آنها به چهار نوع مجزا و براساس علت خشكي و موقعيت آنها در ارتباط با كنترل هاي اقليمي است از اين نظر مناطق بياباني دنيا به چهار طبقه؛ بيابانهاي ساپتروپكال(جنب حاره يا زير استوايي)، بيابانهاي ساحلي، بيابانهاي با زمستانهاي سرد و بيابانهاي قطبي تقسيم شده اند (1).
سازمان زمين شناسي آمريكا نيز بيابانها را بوسيله موقعيت جغرافيايي و الگوي هواي غالب، به انواع بيابانهاي باران پناهي، ساحلي، مونسوني، قطبي، بادهاي تجارتي و بيابانهاي عرض ميانه تقسيم كرده است(4). اين در حالي است كه در اكثر طبقه بنديهاي مدرن، بيابانهاي ايالات متحده آمريكا و شمال مكزيك به چهار طبقه مجزا گروه بندي شده اند. اين گروه بندي براساس تركيب و توزيع (پوشش) گياهي و رويش گونه هاي گياهي در يك منطقه خاص بيابان صورت گرفته است. بطور معمول جوامع گياهي بوسيله تاريخ زمين شناسي ، خاك و شرايط كانيهاي معدني، ارتفاع و الگوي بارش يك ناحيه شناسايي مي شوند. سه نوع از اين بيابانها - چي هوآ هوآن[1] ، سونوران[2] ، و موجاوه[3] - به دليل دماي بالايشان در طول تابستان تحت عنوان"بيابان گرم" ناميده مي شوند، چرا كه تحول(فرگشت) وابستگي زندگي اين گياهان بطور نسبتا زيادي با جوامع گياهي جنب حاره[4] شباهت دارد. بيابان حوضه بزرگ آمريكا يعني شمالي ترين قسمتهاي نوادا، قسمتهاي غربي و جنوبي يوتا، تا ثلث جنوبي آيداهو و گوشه جنوب شرق اورگان و حتي بخشهايي از كلرادوي غربي و جنوب غرب ويومينگ، تحت عنوان "بيابان سرد" ناميده مي شوند زيرا اين مناطق سردترهستند و خاستگاه زندگي گياهان غالب مانند مناطق حنب حاره نيست.
اين نوع طبقه بندي بيابانهاي آمريكاي شمالي مورد توافق ساير دانشمندان از جمله بيولوژيستها و زمين شناسان نمي باشد. بطور مثال از نظر اين گروه، موجاوه را نمي توان بعنوان يك بيابان مجزا در نظر گرفت، بلكه آن يك زون(ناحيه) انتقالي بين دو بيابان حوضه بزرگ و سونوران است. حتي در بين كساني كه با اين طبقه بندي هم موافقند، روي نواحي دقيق جغرافيايي كه براي هر چهار گروه بيابان تشريح شده است، اختلاف نظرهايي وجود دارد. برخي از دانشمندان براي تعيين تفاوت محدوده هاي بيابان براي چهار نوع بيابان نامبرده علاوه بر توزيع گونه هاي گياهي از معيارهاي ديگري از جمله حيوانات نيز استفاده مي كنند.فلات كلرادو نيز نمونه ديگري از اختلاف نظر دانشمندان براي اين نوع طبقه بندي بيابان است. اين منطقه نيمه خشك يوتاي جنوبي و آريزوناي شمالي كه گراند كانيونهاي عظيم پارك ملي را در بر مي گيرد هنوز نمي تواند نظر موافق كارشناسان را براي اين نوع طبقه بندي بعنوان يك بيابان مجزاي زمين شناسي داشته باشد چرا كه برخي از آنها فلات كلرادو را ابدا در داخل بيابان جاي نمي دهند در حاليكه برخي ديگر اين منطقه بيايان مي دانند. ..... ادامه دارد.....
[2] - Sonoran
[3] - Mojave
[4] - subtropical
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است