بيابانهاي استان سیستان و بلوچستان از جنبه ژئومرفولوژی (1)
2-4-9- رخسارههاي ژئومرفولوژي بيابان در استان سيستان و بلوچستان
بر اساس بررسي نقشههاي توپوگرافي، زمينشناسي و عكسهاي ماهوارهاي اشكال ژئومرفولوژي زير كه معرف بيابان هستند در سطح استان بررسي و شناسايي شدهاند.
2-4-9-1- بدلند
بيشتر در سازندهاي متشكل از سنگهاي سست رسي، سيلتي و مارني(سيلتسنگها، رسسنگها و مارنها)بهصورت مجموعهاي از شيارهاي باريك نزديك به هم و عميق ايجاد شده که غالباً فاقد پوشش گياهي هستند. در مناطق كوههاي غرب سيستان، شمال ايرانشهر، شرق و شمال نيكشهر و قصرقند، شمال سرباز و پيشين، جنوب و شرق جكيگور، نوار شرق چابهار_ بريس_ پسابندر و نوار شمال چابهار_ كهير_ زرآباد از مناطق اصلي گسترش بدلندهاي استان هستند. روند گسترش آنها به سمت جنوب استان افزايش يافته و بيشترين توسعه آنها در بخش جنوبي و نوار ساحلي استان است. سستي و سفتي ضعيف سنگ، نفوذپذيري ناچيز، عدمتشكيل يا عمق كم خاك، عدم استقرار پوشش گياهي و يا تراكم بسيار اندك آن، شيب نسبتاً زياد(5 تا 40)درصد، شدت زياد بارندگيهاي 24 ساعته(بيش از 7 ميليمتر)و نهايتاً شدت فرسايش آبي از دلايل تشكيل اين شكل ژئومرفولوژي در منطقه ميباشد.
2-4-9-2_ كوير و زمينهاي نمك و لاي دار
اين اراضي غالباً حوزههاي بسته و بسيار شور هستند که داراي سطح آب زيرزميني بالا، تبخير بسيار زياد، پوشش گياهي خاص(شورپسند) يا بدون پوشش گياهي و گاهي سنگ بستر كم عمق مي باشند. چاله جازموريان، چالههاي تگور، چاه غيب، ماشكيد، گرگ حيدرآباد، مناطق شمال شرق نصرتآباد و مناطق كوچكي در غرب ناحيه كوهستاني سفيدابه سيستان از جمله اين نوع اشكال ژئومرفولوژي در استان ميباشند. تخريب سازندهاي مارني، مادستوني، شيلي، نمكي و گچي در حوزههاي بالادست و انتقال مواد معلق و محلول توسط سيلابها به سمت نواحي پست و گود و نهايتاً تبخير شديد(بيش از 3500 ميليمتر)در اين مناطق موجب ظاهر شدن و توسعه كفههاي نمكي گرديده است. خاك در اين رخساره ژئومرفولوژي شور بوده و ندرتاً گياهاني شور پسند بطور پراكنده در آن يافت ميشوند.
2-4-9-3_ بسترهاي طغياني يا دشتهاي سيلابي
اراضي همواري كه طي سيلاب و طغيان رودخانه توسط آب پوشيده و از ذرات ماسه، سيلت، رس و ذرات معلق همراه آب تشكيل شدهاند. غالباً سطح آنها جهت كشت مورد استفاده قرار ميگيرد. اين شكل ژئومرفولوژي در حاشيه رودخانههاي هيرمند، بمپور، بخشهايي از رودخانههاي كاجو، سرباز، ماشكيد و در اطراف رودخانههاي باهوكلات، كهير و زرآباد در استان قابل مشاهده است.
2-4-9-4_ دشتسر
اين عارضه ژئومرفولوژي به بخش انتهايي دامنهها كه بصورت كشيده و داراي شيب ملايم و طولاني است اطلاق ميگردد. حوزه دشتسرهاي استان بسيار وسيع و تقريباً در سراسر بخشها در پايين دست واحدهاي كوهستاني و يا تپه ماهوري با سنگشناسي متنوعي تشكيل گرديدهاند. انواع فليش، سنگهاي دگرگوني(بيشتر از نوع شيست)، انواع ماسهسنگها، آهكهاي مارني، گرانيت، آندزيت، لاواي آتشفشاني، سنگهايآذرين بازيك، دياباز و افيوليت از جمله سنگشناسي واحدهايي هستند كه دشتسرها از دامنه آنها شروع شدهاند. دشتسرهاي استان هم از نوع پوشيده وهم از نوع لخت هستند و از رسوبات متنوعي تشكيل شدهاند. دشتسرهاي متشكل از قطعات و دانههاي رسوبي ماسهاي و شيلي در حوزه گسترش بسيار زياد فليش در شمال، مركز و شرق استان، دشتسرهاي با سنگ شناسي از جنس توف و ديگر سازندههاي آذرين در نواحي حوزههاي تفتان و بزمان، دشتسرهاي تشكيل شده از قطعات و دانههاي آهكي در حوزه سنگهاي نسبتاً محدود آهكي، دشتسرهاي متشكل از اجزاء آذرين بازيك مثل دياباز و افيوليت در حوزههاي مركزي استان از جمله شمال و غرب خاش، جنوب جازموريان و دشتسرهاي متشكل از اجزاء آذرين دروني مثل گرانيتهاي حوزه زاهدان از جمله مناطق مهم اين شكل ژئومرفولوژي ميباشند.
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است