2-4-3- اشكال ژئومورفولوژي بيابان در استان مركزي

2-4-3-1-  بدلند:

اين رخساره فرسايشي بيابان نزديك به 115767 كيلومترمربع یا بعبارتی 93/3 درصد از مساحت كل استان را تشكيل مي دهد. گسترش جغرافيايي اين رخساره در شمال استان و بخش كوچكي در جنوب استان است كه در ذيل به تفكيك موقعيت جغرافيايي و دلايل تشكيل آن پرداخته شده است:

2-4-3-1-1-  بدلندها و مارنهاي منطقه تفرش

منطقه مورد نظر در پايين دست حوضه آبخيز وفرقان ساوه و در شمال غرب شهرستان تفرش گسترش دارد و بالغ بر 90 درصد از منطقه فوق را واحدهاي ارتفاعات و تپه ها تشكيل داده كه تپه ها عمدتاً از مارن  و ارتفاعات از آهك، كنگلومرا، سنگهاي آتشفشاني و توف تشكيل شده اند. متوسط بارندگي سالانه 1/266 ميليمتر، متوسط درجه حرارت سالانه 1/14 درجه سانتيگراد و متوسط بيشينه  و  كمينه درجه حرارت بترتيب  5/34 و  3/7-  درجه سانتيگراد مي باشد. منطقه داراي رژيم آب و هوايي خشك سرد مي باشد. اكثر بارشها مربوط به ماههاي اسفند – فروردين و ارديبهشت است.

بر اساس  مطالعات چينه شناسي ، منطقه مورد مطالعه داراي قسمتهاي ذيل مي باشد:

2-4-3-1-1-1- واحد مارنهاي كرتاسه فوقاني (K3)  :

مارنهاي فوق منحصراً در حواشي شهرستان تفرش ديده مي شوند. لايه بندي در آنها نازك و به صورت لامينه بوده كه گاهي اوقات آهكهاي مارني لايه نازك در تناوب با مارنها بوده كه از ضخامت كمي برخوردارند. مارنهاي فوق عموماً مربوط به درياي عميق كرتاسه فوقاني بوده كه به رنگ خاكستري – روشن و حاوي فسيل ميكروسكوپي گلوبترونكانا است. اين مارنها مساحت كمي از حوضه مورد مطالعه را شامل مي شوند.

2-4-3-1-1-2-واحد مارني (E3m) :

واحد فوق كه زيرمجموعه اي از واحد K3 است با تركيب عموماً مارن در تناوب با شيل، سنگ آهك و توف در زيرحوضه آرزومند و فردقان ديده مي شود. محل تماس سازند اخير با E3 و ساير سازندهاي مجاور گسله است و گاهي اوقات تشخيص E3  از E3m  مشكل است.

2-4-3-1-1-3- واحد سنگ آهك و مارن ماسه اي (M2) :

واحد فوق  گستره وسيعي از كل حوضه  را از جمله حوضه تفرش، عزالدين، گزاوند، چال ميان، وفس، و غيره را تشكيل مي دهد كه عموماً در ساختمانهاي طاقديسي و ناوديسي شركت كرده و امتدادي شرقي – غربي دارند. جنس آنها غالباً مارنهاي ماسه اي و سنگ آهكهاي ماسه اي در تناوب با يكديگر مي باشند كه در آن ضخامت بخش آهكي از مارن بيشتر است. حالت بينابيني آهك مارني و مارن آهكي در توالي عمودي و به صورت تدريجي در آنها به خوبي مشهود است. آهكها عموماً لايه متوسط ، دانه ريز به رنگ خاكستري تا زرد كرم هستند. فسيلهاي خارپوست، دو كفه اي و قطعات خرد شده آنها در آهكها فراوان است. واحد فوق با سن ميوسن زيرين (اكوتانين) در محيط دريايي كم عمق و لاگون دريايي رسوبگذاري كرده اند كه در آن صرفنظر از تأثير فرايندهاي دريايي، فرايندهاي خشكي (حمل رسوبات توسط رودخانه ها) نيز مؤثر بوده است كه اجزاي آواري را وارد محيط كرده اند. كنتاكت آن با واحد  M   و M3 تدريجي و هم شيب است.

2-4-3-1-1-4- واحد مارن (M3):

بيشترين مساحت حوضه مورد مطالعه را خصوصاً در ناحيه غربي و شمال غرب  اين واحد تشكيل  مي دهد. ضمناً به طور پراكنده و با گسترش زياد حوضه هاي گزاوند، كهلو پايين، قزلچه، كوريان و چال ميان را شامل مي شود. تركيب آن عموماً مارن ماسه اي به رنگ روشن با بين لايه هايي از سنگ آهك مارني فسيل دار است.

آهكها عموماً به رنگ زرد شيري با لايه بندي نازك تا متوسط كه در هر توالي عمودي از ضخامت بسيار ناچيزي برخوردارند و غني از فسيلهايي چون دوكفه اي، گاستروپود و خارپوست اند. درحالي كه مارنها نازك لايه و به دليل انواع فرسايش سطحي حالت لايه بندي آنها محو شده است. مارنهاي اخير ميوسن زيرين (اشكوب بوردي ژمين) بوده و عموماً  در لاگون متصل به درياي كم عمق رسوبگذاري كرده اند. گاهي اوقات دريا به سمت لاگون پيشروي كرده و آهكهاي فسيل دار را در قاعده امواج تشكيل مي داده است، ولي كلاً در اين زمان دوره آرامش آب دريا لاگون بسيار زياد بوده و ضخامت بارهاي معلقي كه از رودخانه هاي خشكي مجاور وارد لاگون اخير مي شده ميزان رس آواري و اجزاي ماسه اي را در مارنها افزايش داده است. كنتاكت آن با سازند زيرين (M2)  تدريجي و هم شيب ولي با سازند بالايي يا قرمز فوقاني واضح (sharp) با مرز فرسايشي و هم شيب همراه است ، كه به سمت بالا خارج شدن حوضه از آب به خوبي نمايان است.

2-4-3-1-1-5- واحد مارني و ماسه سنگي (Mm):

واحد مارني و ماسه سنگي فوق  شمال شرق سمردشت، شمال حشه، جنوب سمردشت، كوريان و نوبهار را شامل مي شود. امتداد آن تابع ساختمانهاي منطقه بوده و اين واحد بخش زيرين سازند قرمز فوقاني را تشكيل داده كه تركيب آن مارن ماسه اي و ماسه سنگ و كنگلومراي قرمز است. بخش مارن ماسه اي قرمز آن از ضخامت بالايي برخوردار بوده و بخش ماسه سنگي آن بطور متناوب با لايه متوسط تا  نازك از مارن همراه بوده  و بخش كنگلومرائي آن در قاعده  تشكيلات فوق  از نوع پس رونده است. رسوبگذاري در اين واحد در محيط درياچه اي و دشت سيلابي رودخانه مئاندري صورت گرفته است. محل تماس آن با واحدهاي فوقاني و زيرين تدريجي و هم شيب است.

ژئومورفولوژي واحدهاي مزبور به شرح ذيل است:

2-4-3-1-1-6- واحد مارن كرتاسه (K3):

عمده فرسايش آن سطحي بوده و فرسايش شياري به طور پراكنده در پاي دامنه ها مشاهده مي شود.

فرسايش مكانيكي  نيز با تشكيل واريزه هاي ريز سبزرنگ در پاي دامنه ها همراه است. دامنه هاي آن نا منظم و به دليل نداشتن پوشش گياهي داراي رخنمون وسيعي است. دامنه هاي جنوبي آن نامنظم و جهت جنوبي و غربي آن مخالف مي باشد. آبراهه ها بصورت دندريتي با تراكم متوسط و ارتفاع آنها از 1800 تا 2000 متر متغير است. شيب دامنه هاي آن كمتر از 40 درصد است.

2-4-3-1-1-7- واحد سنگ آهك و مارن  (M  و M1)

فرسايش آن عموماً انحلالي، سطحي و شياري بوده كه نوع شياري غالباً در مارنهاي بين آهكها ديده مي شود. واريزه هاي آن عموماً دانه درشت و مقداري دانه ريز است. حالت بلوكي نيز در آهكها ديده  مي شود. رخنمونهاي سنگي آن بسيار وسيع و علاوه بر دامنه هاي نامنظم، داراي دامنه هاي منظم نيز هستند. وضعيت موافق و مخالف بودن دامنه ها بصورت متغير و به ساختمان تكتونيكي منطقه بستگي دارد. آبراهه ها عموماً دندرتيك با تراكم متوسط و شيب دامنه از كم تا متوسط تغيير مي كند. واحد فوق غالباً در ارتفاعات پايين 1800 متر ديده مي شود.

2-4-3-1-1-8- واحد مارن (M3):

عمده فرسايش آن سطحي، شياري، هزاردره، انحلالي و خندقي است كه نوع هزاردره داراي پراكندگي محلي است. خندقها در كنار آبراهه هاي مسير به چشم مي خورند. داراي واريزه هاي ريز با تراكم زياد مي باشند. برون زدگيهاي سنگي آن بسيار كم است. داراي  دامنه هاي منظم و  نامنظم است. دامنه هاي نامنظم آن در نقاط با فرسايش شياري و هزاردره شديد و دامنه هاي منظم آن در نقاط با فرسايش سطحي كم مشاهده مي شود. وضعيت موافق و مخالف بودن دامنه ها مثل M2  و M1 است. كليه آبراهه هاي آن دندريت با تراكم زياد و شيب دامنه آنها بسيار كم است. زيرا واحد فوق بصورت تپه مانند يا تپه ماهور است. اين واحد غالباً در ارتفاع 1400 تا 1800 متري مشاهده مي شود.