ديدن تصاويري از جنگلهاي ايران در تارنماي " ایران و طبیعت" سبب شد تا ادامه مطالب پست قبلي را مجددا پي بگيرم. هفته پيش نمايش فيلم مستند فرهاد ورهرام در تالار موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور بحث هاي زيادي را بين حضار جلسه از جمله بحث خروج دام از جنگل، طرح صيانت جنگل و تخريباتي كه توسط جنگل نشينان و ساير دستگاهها بطور قانوني يا غيرقانوني صورت مي گيرد ايجاد كرد. مقدمتا لازم مي دانم توضيحي كوتاه در باره دو طرح صيانت و خروج دام از جنگل ارايه نمايم.

طرح صیانت از جنگلهای شمال کشور:

رویکرد دولت سيدمحمد خاتمي، مجلس و همه قوای کشور در سال 1380 نسبت به منابع طبیعی سبب شکل گیری طرحي به نام طرح صیانت از جنگل های شمال کشور شد. برای این منظور ضمن در نظر گرفتن یک ردیف خاص با اعتباری معادل 1/7 میلیارد تومان از سال 1381 اجرای آن شروع شد. در این طرح چند محوری، اولین مقوله، بحث مالکیت در جنگل های شمال كشور بود که قرار بود تا پایان سال 83 تقریبا 100 درصد مالکیت ها مشخص شود چرا که گفته مي شد در مناطق تحت مالکیت دولت بهتر می توان عملیات حفاظتی را اجرا کرد. علاوه بر آن قرار بود مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردمی که در انجا ساکن هستند به نوعی حل شود تا توان توسعه جنگل ها سریع تر امکان پذیر شود. بر اساس این طرح بعضی از نقاط جنگلی باید بازسازی شده و دامها نیز از بعضی مناطق خارج شوند. در این طرح باید نحوه برخورد با بعضی از ساخت و سازها و پروژه های عمرانی که باعث تخریب جنگل می شوند مشخص شود. متاسفانه سرانجام اين طرح كه با تغيير دولت هم همراه شد نمي دانم به چه روزي افتاد. وضعيت و سرنوشت كنوني منابع طبيعي هم در دولت فعلي نيازي به توضيح ندارد

طرح خروج دام از جنگل:

طرح کلیدی دیگری که برای حفاظت از جنگل های شمال کشور  در دولت قبلي به تصويب رسيد، طرح خروج دام از جنگل بود.  لازم بیادآوری است در جنگل های شمال کشور حدود 87.000 خانوار جنگل نشين با جمعيتی حدود 500.000 نفر و با در اختيار داشتن 5.7  ميليون واحد دامي  به کار كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. به علاوه يك جمعيت 600.000 نفري ديگر نيز در روستاهاي مجاور جنگل ها زندگي مي كنند و از نظر تامين سوخت، علوفه و مصارف روستايي وابسته به جنگل ها مي باشند. بخش عظیمی از اين جمعيت 1/1 ميليون نفري و افرادي كه از نظر اقتصادي واجتماعي وابسته به آنها هستند و شاید علاقة چنداني هم به حل مسايل جنگل هاي در حال تخريب شمال و حفاظت از آنها را ندارند، همراه با دام موجود باید از جنگل خارج مي شدند. در این زمینه دولت برای خروج هر واحد دامی از جنگل باید 10 تا 15 هزار تومان مي پرداخت. چنانچه مردم عرصه و اعیانی هم داشته باشند باید آنها نیز خریداری مي شد تا جای آنها جنگل کاری شود. به این ترتیب برای خروج هر خانواده از داخل جنگل به غیر از هزینه دام ها، دولت باید 5 تا 6 میلیون تومان هزینه پرداخت مي كرد. از جمله سئوالي كه در باره اين طرح بايد جواب داده مي شد اين است  که آیا این کار با چنین هزینه سرسام آوری به راحتی انجام پذیر بود؟ آیا تضمینی برای مراجعه نكردن مجدد این افراد یا بخشی از آنها به محل اولیه وجود داشت؟ آیا امکانات ایجاد شغل برای این افراد پس از خارج کردن آنها از محیط جنگل پیش بینی شده بود؟ آیا با صرف بخش کوچکی از این هزینه ها برای روشن شدن افکار عامه و بالا بردن فرهنگ جنگل نشینان برای زندگی در جنگل و همچنین بازبینی و تدوین قوانین مربوطه و مخصوصا اجرای درست قوانین بدون ملاحظات شخصی و سیاسی با هر فرد در هرمقام و مرتبه ای سیر صعودی این تخریب کمتر نمی شد؟

تخريب جنگل توسط جنگل نشينان:

 اگرچه در فيلم مستند فرهاد ورهرام به نوعي و با زيركي خاص تخريب جنگل را از سوي جنگل نشينان بسمت جنگلبانان و بهره برداران دولتي سوق مي داد اما اين حقيقت را نمي توان كتمان كرد كه جنگل نشينان و روستائيان براي تامين مايحتاج خود در استفاده از جنگل ها از هيچ قاعده صحيح و معقولي پيروي نمي نمايند و به نوعي خود در نابودي جنگل‌ها نفش عمده اي دارند. چه بسا در اين زمينه بسياري از افراد هم آگاهانه يا ناآگانه زمينه سوء استفادة اشخاص سودجو را فراهم مي كنند. به هر حال با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط كشور وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم اگر چاره درستي براي جلوگيري از تخريب اين منابع خدادادي صورت نگيرد علاوه بر اينكه اين اندك جنگل باقيمانده را از دست خواهيم داد بايد شاهد پيامدهاي ناگوار آن هم باشيم. 

                                                             چه زیبا و باصفاست جنگل

                  چنگل تراشی در دامنه های پرشیب جنگل برای کاربری کشاورزی

           تصویری دیگر از جنگل تراشی، آیا قانونی برای جلوگیری از این کار وحود ندارد؟

          

                  پس روستاییان هم در این تخریب نقش بسزایی دارند!

        جنگل تراشی تا نوک قله هم پیش رفته است یقینا آن بالا چشم انداز بهتری دارد

                

در این طرف کوه حتی سایه یک تک درخت هم غنیمت است برای استراحت دام یا انسان. پس نگذارید آن طرف کوه هم مثل این طرف شود

جنگل هرچند‌ از ديدگاه‌ عاميانه‌ فضايي‌ سبز و خرم‌ براي‌ گشت‌ و گذار در طبيعت‌ و از نظر اقتصادي‌منبعي‌ براي‌ تامين‌ فراورده‌هاي‌ چوبي‌ مي‌باشد اما از ديدگاه‌ علمي‌، نقش‌ وارزش‌ جنگلها بسيار فراتر از ارزش‌ اقتصادي‌ آن‌ تنها به‌ عنوان‌ منبع‌ توليد چوب‌ است‌. چرا كه جنگل علاوه بر فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان، نقش بسزايي در كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني، مبارزه با آلودگي هوا، مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك، جلوگيري از سرو صداي محيط، تعديل و تلطيف آب و هوا، جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌، جلوگيري‌ از رانش‌ زمين‌، توليد چوب و کاغذ و  توليد مواد دارويي و صنعتي دارد. بنابراین مردم و دولتيان باید بيش از پيش بفكر جنگل باشند چرا که سهم سرانه هر نفر ايراني از اين جنگلها فقط 0.25 هکتار است.