قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه ژئومرفولوژی-استان تهران (4)
2-4-1-2- كوير و زمينهاي نمك دار
در استان تهران نمونهاي از چالههاي مزبور را كه توسط كفههاي لاي و نمك پوشيده شده ميتوان در دشت اشتهارد و حوالي رودخانه شور در اين منطقه مشاهده كرد. اراضي مزبور در حوالي رودخانه شور در حد فاصل بين روستاي كشتارگاه تا شهر اشتهارد ديده ميشود. در محدوده مورد بحث گودالي در خط تراز 1150 متر در گذشته ايجاد شده بود كه سرشاخههاي خررود و آبوچاي بهمراه ساير سرشاخههاي فرعي درون آن وارد شده و پخش ميگرديدهاند. با توجه به كيفيت نامناسب آب (در ايستگاه پل آصفالدوله كيفيت بسيار بد ميباشد) و بار معلق بالاي رودخانه، گودال مزبور توسط سيلت، رس و كفههاي نمك پر شده و دشت كم شيبي را ايجاد كردهاند. در حال حاضر سرشاخههاي ورودي به اين منطقه در درون دشت پخش شده و پس از تجمع در حوالي روستاي قشلاق حسين خان رودخانه شور را تشكيل داده و به سمت روستاي كشتارگاه امتداد مييابند. در اين فاصله نيز رودخانه در منطقهاي وسيع با عرض نزديك به 75/3 كيلومتر پخش گرديده و دشت سيلابي وسيعي را ايجاد كرده است. دشت اشتهارد و محدوده بين روستاهاي قشلاق حسين خان تا كشتارگاه بدليل تجمع لاي و شوري آب به كويري وسيع تبديل شدهاند. پس از عبور از روستاي كشتارگاه رودخانه داراي عرض كمي بوده و شوري آن بدليل ورود سرشاخههايي با كيفيت آب مناسب تعديل گرديده است. بدين ترتيب قابليت ايجاد كوير و كفههاي نمك را ندارد. از اين فاصله رودخانه با روند جنوب شرقي به سمت درياچه نمك حوض سلطان امتداد مييابد.
بر اساس مطالعات هيدرولوژي كيفيت آب رودخانه شور در ايستگاه پل آصفالدوله (طبق طبقهبندي ويلكوكس) خيلي بد ميباشد. از طرفي بر اساس مطالعات اقليم ميزان تبخير پتانسيل در اين منطقه 2300 ميليمتر و مقدار بارندگي متوسط سالانه 200 ميليمتر است (ـ شركت مهندسين مشاور جاماب، 1369). از طرفي ديگر بر اساس مطالعات زمينشناسي سازندهاي موجود در بالادست سازندهاي قرمز فوقاني، قم، قرمز زيرين و هزار دره است. سازندهاي مزبور از نقطه نظر فرسايشپذيري در رده متوسط تا بالا قرار گرفته و سازند قرمز فوقاني نيز در اين منطقه (بخشهاي 1 M و 3 M ) داراي لايههاي تبخيري از قبيل گچ، ژيپس و ايندريت هستند. بدين ترتيب مكانيسم تشكيل عارضه ژئومرفولوژی كوير، زمينهاي نمك و لايدار در اين بخش را به شرح زير ميتوان عنوان داشت
در اثر بوقوع پيوستن رگبارهاي تند ليتولوژي مارن، مادستون، شيل موجود در ارتفاعات سريعاً متلاشي شده و از طرفي كانيهاي تبخيري در آن حل ميگردند. سيلابهاي مزبور كه حاوي مقدار زيادي از مواد معلق و كانيهاي تبخيري به صورت محلول ميباشد به سمت دشت اشتهارد حركت كرده و در گودال طبيعي موجود به دام افتادهاند. مواد معلق پس از از بين رفتن قدرت حمل و نقل آب و ساكن شدن آب را سبب شده و آب درون آن در بخشهاي بدام افتاده در فصل گرما تبخير شده و كفههاي نمك نيز را سبب شدهاند. در طول زمان طي مكانيسم فوق گودال مزبور پر شده و تبديل به دشتي با شيب اندك شده است. در حال حاضر آب سرشاخههاي بالادست در درون دشت پخش شده و در گودالهاي پراكنده موجود بدام ميافتاده و لاي و كفههاي نمك را بجا ميگذارند كه حوضچههاي نمك متعددي را ميتوان در بيشتر رودخانه شور مشاهده كرد (نمونهاي از آن در حد فاصل بين روستاهاي قشلاق حسينخان و كشتارگاه قابل مشاهده است). با توجه به شرايط موجود خاكهاي منطقه شور بوده و ندرتاً گياهان شور پسند بطور پراكنده در آن يافت ميشوند. سطح منطقه تقريباً هموار بوده و از عوارض سطحي آن ميتوان به جوششهاي نمكي در برخي نقاط اشاره كرد. قشرهاي شفافي از نمك طعام با لبه برگشته به صورت تكه تكه درآمدهاند؛ به نحوي كه سطح تيغهها و شيارها به شكل زمين شخم زده شده درآمده است (در برخي نقاط به صورت پراكنده ديده ميشود). گاهاً در سطح زمين پودر سفيدي از بلورهاي بسيار ريز نمك به صورت لايههاي شكننده ديده ميشود. در برخي نقاط تركهاي بزرگي به صورت چند ضلعي در درون كفههاي لاي و نمكي منطقه ديده ميشود. در برخي مناطق نيز قسمتهاي غير قابل نفوذ مملو از لجن سياه نيز ديده ميشود كه در تابستان به صورت مايع اشباع از نمك قابل مشاهده است. .......ادامه دارد....
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است