نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(3)
برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني منجر به بيابانزايي مي شود
برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني يكي ديگر از چالشهاي اساسي كشور در رابطه با بيابان زايي محسوب مي شود. اين موضوع اگرچه در اكثر دشت هاي كشور نمود كاملا آشكاري دارد اما در مناطق بياباني كشور كه غالب اين دشت ها در اطراف كويرها و ماندابهاي شور مركزي و ساحلي (جنوب) آنهم با خشكسالي هاي پي در پي قرار گرفته است سبب شده است كه سطح سفرههاي آب زيرزميني بهشدت افت نموده (نمودار شماره 6) و نفوذ آبهاي شور را به آبخانه هاي مجاور كوير فراهم آورد. مطالعات انجام شده در اطراف درياچه نمك و حوض سلطان قم نشان مي دهد كه در يك دوره سي ساله (1382-1352) جبهه آب شور حدود 5 كيلومتر بسمت آبخانه هاي آب شيرين پيشروي داشته كه اين عامل موجب تشديد بيابانزايي در منطقه مذكور شده است(5). بررسي آمار و ارقام موجود نشان ميدهد كه در اكثر دشت هاي كشور به دليل افت سطح سفرههاي آب زيرزميني تراز آنها منفي است و میزان تخلیه غیر مجاز بوسیله چاههای عمیق توازن و تعادل آب های زیر زمینی را بر هم زده است. از این رو باید اين واقعیت را قبول كنيم که نرخ مجاز برداشت از منابع آب را بايد استعداد طبیعی منطقه در تغذیه آبخوان تعیین کند و نه نیاز بشر به آب و چه بسا بیابان زایی عقوبت عدم درک این آموزه است. بايد گفت اگرچه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند. از طرفي توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري و فقدان مديريت مصرف آب از عمدهترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب مي شوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي بهطور متوسط حدود 30 درصد برآورد ميشود در حاليكه اين رقم در دنيا در حد 40 تا 45 درصد است. اين موضوع وقتي اهميت پيدا مي كند كه بدانيم در كشورهايي مثل هند و پاكستان بالابردن بازده آبياري به اندازه 10درصد مي تواند آب اضافي براي آبياري 2 ميليون هكتار زمين را تامين كند(6). اكنون كاملا پيداست كه بالابردن راندمان آبياري ولو به اندازه 5 تا 10درصد براي كشاورزي ايران كه حدود 95 درصد آب كشور را بخود اختصاص داده است چقدر مهم و كارساز است و مي تواند سهم قابل توجهي از پمپاژ آبهاي زيرزميني را جبران نمايد. گذشته از راندمان پايين آبياري، متاسفانه راندمان توليد محصول به ازاي واحد آب مصرفي نيز در كشور پايين است. در بهترين حالت، كارايي مصرف آب در ايران، 7/. كيلوگرم محصول براي مصرف يك متر مكعب آب برآورد مي شود در حاليكه متوسط جهاني يك كيلو گرم محصول است(10). با در نظر گرفتن محدوديت هاي فوق متاسفانه هنوز هم به جاي پرداختن به افزايش توليد در واحد سطح، در بسياري موارد صحبت از افزايش سطح زير كشت مي شود غافل از اينكه اين موضوع، دو معضل بوجود آورده است؛ مشكل اول يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها گسترده ترشده است ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب هم بدتر شده است و با اين روش خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته مي شود زيرا بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي شود! آب كه پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم ميخورد، آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفرهي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژهاي بعدي به مرور زمان، آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور ميكند خاك كه شور شد محصول كم ميشود محصول كه كم شد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كرد.
مشكل ديگري كه در اثر افت سطح آبهاي زيرزميني خودنمايي مي كند نشست زمين است. پديده اي كه هم اكنون نشانه هاي آن در مناطق مختلف كشور از جمله ورامین، رفسنجان، زرند كرمان و همدان بروز كرده است. بررسیهای كارشناسان سازمان نقشهبرداری و زمینشناسی نيز حاكی از بروز این پدیده مخرب در جنوب تهران است. براساس محاسبات و اندازهگیریهای صورت گرفته از سوی سازمان نقشهبرداری(9) از سال 74 تاكنون سطح وسیعی از اراضی جنوب تهران در محدوده مناطق 17، 18 و 19 به ویژه اطراف محدوده اتوبان آزادگان بین 60 تا 187 سانتیمتر فرونشست داشته است
.....ادامه دارد.....
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است