نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(1)

مقدمه:
با بروز خشكسالي شديد سال جاري مديريت منابع آب در ايران اينك به جايي رسيده است كه به يكي از مهمترين مباحث رايج در سطح كلان كشور تبديل شده و كارشناسان زيادي را در وزارتخانه ها و سازمانهاي مختلف واداشته است تا با نشست هاي كارشناسي براي برون رفت از اين بحران راه چاره اي بيانديشند. انتظار اين است كه برنامه هاي كلان كشور بويژه در مورد آب و سيلاب بصورتي باشد كه علاج واقعه قبل از وقوع صورت گيرد. متاسفانه علاوه بر مشكلات ناشي از خشكسالي در مورد بروز وقايع سيل نيز چنين مسايلي به چشم مي خورد و هميشه سازمانهاي دست اندركار براي كمك و برون رفت از بحران، بعد از وقوع سيل دست بكار مي شوند. اگرچه پيش بيني خشكساليها به دليل تغييرات غير قابل پيش بيني آب و هوا دشوار است اما در طول ساليان گذشته بسياري از دانشمندان نسبت به بروز و ظهور چنين مسايلي هشدارهاي لازم را داده اند. آنچنانكه سازمان ملل متحد كمبود منابع آب را سبب كاهش زمين هاي كشاورزي اعلام كرده و متعاقب آن كاهش توليد مواد غذايي را نيز در دهه هاي اخير هشدار داده است چه بسا كمبود آب اثرات جانبي و غير مستقيمي نظير افزايش فقر و گرسنگي ، تخريب اكوسيستم ، بيابان زايي ، تغييرات آب و هوا و حتي تهديد صلح جهاني را نيز در پي دارد. از طرف ديگر پديده زمين گرمايي كه سر و صداي زيادي هم در جهان به پا كرده است نيز خود در بروز و ظهور اين گونه پديده ها نقشي اساسي دارد. به استناد برنامه زيست محيطي سازمان ملل متحد پديده ال نينو كه از گرم شدن آب اقيانوس آرام آغاز مي شود خود معلول گرم شدن كره زمين مي باشد. پديده ال نينو كه با بروز سيلابهاي شديد و خشكسالي هاي متناوب همراه است تهديد بالقوه اي براي كشاورزي و منابع آب محسوب ميشود . به علاوه دماي زياد زمين نيز ميزان تبخير آب و كاهش رطوبت خاك را سبب مي شوند بطوريكه گسترش بيابان ها در آفريقا و ديگر نقاط جهان از عوارض پديده ال نينو اعلام شده است و از اين نظر تقريباً 100 كشور جهان از جمله ايران در حال حاضر با پديده بيابان زايي مواجه هستند. اين موضوع براي كشور ايران كه بيش از 80 درصد خاكش را اقليمي خشك و فراخشك در بر گرفته و مجموعه اي از چالش هاي مديريتي مربوط به آب نظير سيل، خشكسالي، بي نظمي زماني و مكاني بارش، پايين بودن بهره وري آب، ناشناخته بودن ارزش اقتصادي آب، بالابودن مصرف آب در بخش كشاورزي ( به ميزان 25 درصد بيشتر از متوسط جهاني)، پايين بودن راندمان آبياري و توليد محصول و مشكلات و مسايل آبهاي مرزي و مشترك در همه مرزهاي كشور را در آغاز هزاره سوم بخود اختصاص داده است و هر يك از موارد برشمرده نيز به نوعي با پديده بيابانزايي مرتبط هستند، بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد. از طرفي عليرغم محدوديت هاي برشمرده فوق در همين مناطق خشك و فراخشك شاهد رواناب و سيلابهاي فراواني هستيم كه هر ساله از دسترس خارج شده و در مناطق پاياب حوضه مسايلي همچون پيشروي كوير و ظهور طوفانهاي گرد و خاك را در پي دارد. از اين رو به استناد بيانيه سومين نشست جهاني آب در بهار سال 1382مي توان گفت كشور ما نيز بيشتر از « بحران مديريت آب رنج مي برد تا كمبود آب». در اين مقاله نيز با توجه به موضوع پيش رو، بروز و ظهور پديده بيابان زايي و مهار آن، فقط از جنبه آب و سيلاب مطرح شده است و به ساير جنبه هاي بيابان زايي اشاره اي نشده است. .....ادامه دارد.....
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است