بالاخره هم انديشي وبلاگ نويسان زيست محيطي ديروز عصر در تالار مركز صلح و محيط زيست برگزار شد هر چند برغم قول و قرار قبلي كه هدف از اين نشست آشنايي حقيقي وبلاگ نويسان با يكديگر اعلام شده بود ولي بنده بجز چندنفري كه پشت تريبون رفتند با كس ديگري آشنا نشدم. خلاصه اي از گزارش اين نشست را در زير بخوانيد:

اولين سخنران سیدمحمد مجابی بود كه يكي دو بار هم اعلام كرد چون خجالتي هست!!!! زياد صحبت نمي كند. تازه فهميدم كه طفلكي چرا اينقدر نسبت به سالهاي قبل لاغر و آب كشيده شده است آخه نه اينكه ايشان سالها در سمت هاي مديريتي بوده و جلسات زيادي هم داشته در هر جلسه هم از خجالت قدري آب شده تا امروز كه چندين كيلو لاغر شده است. ایشان کوچکترین وبلاگ نویس زیست محیطی که دختر خودشان بود معرفی کردند ولی مسن ترین وبلاگ نویس را معرفی نکردند شاید هم شانس با من یا خانم دکتر ابتکار بود که مسن ترین را معرفی نکرد هرچند بعید می دانم از بین خانم ها کسی خود را معرفی می کرد ولی به احتمال زیاد من مسن ترین بودم (شجاعت مرا می بینید) به هرحال دستش درد نكند كه تمهيدات لازم را براي برگزاري اين نشست فراهم كرده بود.

دومين سخنران خانم فولادزاده مدير روابط عمومي پرشين بلاگ بود كه گزارشي از وبلاگهاي زيست محيطي در  دنيا و محيط پرشين بلاگ داد. اين خانم را هم چون زودتر از نوبتش براي سخنراني صدا كردند حضار را به ذكر صلوات دعوت كرد تا اعتماد به نفسش سر جا بيايد و صدايش نلرزد البته ايشان قدري شكسته نفسي كردند به هرحال گزارش خوبي با عدد و رقم از وبلاگ نويس ها ارايه كردند.

سومين سخنران همكار خوبم مهندس درویش بود . اگر تعريف بنده را از سخنراني ايشان به حساب دوستي ما نگذاريد حقيقتا سخنراني جذابي بود مهندس درويش قلم خوبي دارد و در طول اين چند سال در سخنراني هم حرفه اي شده است و لذا لحن سخنرانيش هم گيرا بود تنها عيبي كه دارد رشد قطري ايشان است كه عنقريب قطر و طولش برابر شود هرقدر هم براي كوچك كردن شكمش تذكر مي دهم بگوشش نمي رود و آنرا بحساب كم كاري تيروئيدش مي گذارد. به هرحال آينده درخشاني را براي اين عزيز در حوزه محيط زيست پيش بيني و آرزو مي كنم  البته اگر به توصيه هاي من گوش كند!

و بالاخره آخرين سخنران خانم دكتر ابتکار  بود كه مجري با آب و تاب بيشتري ايشان را معرفي كرد هر چند خانم ابتكار در سخنرانيش در رابطه با محيط زيست ابتكاري به خرج نداد تنها ابتكارش اجراي ديالوگي مربوط به يكي از پست هاي سال گذشته اش بود. به هرحال حضور اين چهره شناخته شده سياسي و زيست محيطي در اينگونه مجامع آنهم در زمانه اي كه بسياري از رجال سياسي كشور بهاي كمتري به منابع طبيعي و محيط زيست مي دهند غنيمت است.

و اما بشنويد از صاحبان وبلاگهاي برتر كه براي چند لحظه اي پشت ميكروفون قرار مي گرفتند.

محسن اديب مدير سایت کویرهای ایران (كه بنده پيشنهاد مي كنم بهتر است بجاي كلمه كوير از لفظ بيابان استفاده كند) كه بالاترين نمره را هم كسب كرده است به پشت ميكروفون فراخوانده شد. اين طفلكي هم كه در مقابل جمعيت قرار  گرفت مثل اينكه قدري هول شد. ناگفته نماند سخنراني در مقابل جمعيت براي كساني كه تجربه كمتري هم دارند (بجز آخوندها) بسيار سخت است. يادم نمي رود اولين باري كه چندين سال پيش سر كلاس دانشجويان رفتم با همين مشكل مواجه شدم و سعي داشتم مطالب را پشت به دانشجويان و روي تخته بنويسم تا كمتر چشم دانشجويان به من خيره شود و خلاصه وقتي كه از كلاس بيرون آمدم ديدم نصف جزوه درسي كه براي يك ترم تهيه كرده بودم در همين 2 ساعت اول گفته ام. بهرحال آقاي مهندس اديب سايت خوبي را مديريت مي كنند و مطالب و عكسهاي جذاب و ديدني فراواني از بيابانهاي ايران در اين سايت ديده مي شود.

دومين وبلاگ نويس برنده مدير وبلاگ آتش نوشت بود. متاسفانه بنده با وبلاگ ايشان آشنايي نداشتم از امروز سعي مي كنم مطالب اين وبلاگ را هم ببينم .ايشان پشت تريبون صريحا اعلام كردند كه با چنين نشستي مخالف بوده اند و حضورش در اين جمع صرفا كنكاش خبرنگاري است چون ايشان خبرنگار است. اميدوارم اين جايزه سبيلش را چرب كند و با اينگونه نشست ها توافق كند. راستي ايشان سبيل نداشت!

سومين وبلاگ نويس برنده خانم مژگان جمشيدي  بود كه البته مجري مراسم هم براي ايشان مايه بيشتري گذاشت و سهام عدالت را بين برندگان بخوبي تقسيم نكرد! هر چند ايشان نياز به تعريف ندارد چرا كه عطر آنست كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد. بهرحال توفيقي دست داد كه در آخر جلسه همزمان با ترك سالن با هم سلام و عليكي داشته باشيم و  اين وبلاگ نويس زيست محيطي را كه معمولا هفته اي چندبار به وبلاگش رجوع مي كنم از نزديك ببينم. برخلاف مطالب تند و تيز و نيشدارش، چهره معصوم و دوست داشتني دارد بنده قصد داشتم پس از تر كردن گلويي در بيرون سالن صحبت بيشتري با ايشان داشته باشم و به ايشان بگويم تا كنون مطلبي دال بر تعريف از كارهاي شهرداري و متوليان منابع طبيعي و محيط زيست در بين مطالبش نديده ام چقدر خوبست كه لااقل براي يكبار هم از كارهاي خوبي كه اينها انجام داده اند بنويسد تا اين توهم ايجاد نشود كه ايشان همه چيز را منفي مي بيند. از بد حادثه مهندس درويش بايد به فرودگاه مي رفت و ديرش مي شد لذا با عجله سالن را ترك كرديم و فرصت خداحافظي هم با ایشان میسر نشد. از نكات جالب توجه صحبت هاي ايشان داستان وبلاگ نويس شدنش بود كه در شيراز اتفاق افتاده است و برای نیتی دیگر از حافظ مدد گرفته بوده که این نیت به راه اندازی وبلاگ منجر شده بود. البته از نیتش چیزی نگفت. بهر حال براي مژگان جمشیدی عزيز آرزوي توفيق بيشتر دارم.

چهارمين برنده آقاي مهندس درويش بود كه قبلا سخنراني كرده بود و برنده پنجم هم آقاي مهندس مجابي بود كه ايشان به تقليد از مهران مديري گفت : آقا اشتباه شده من اشتباهي هستم و برنده نبودم كه اين مطلب هم خنده اي را برلبها نشاند.

آخرين فردي كه پشت ميكروفون رفت آقاي محرابي و يا همان فرزند ايران (مجري مسابقه وبلاگها)بود كه ايشان هم مثل من رشد طولي زيادي داشته و تقريبا يك متر بالاتر از ميكروفون قرار گرفته بود. ايشان هم برندگان را براي گرفتن جايزه فرا حواند البته ایکاش عبداللطیف می بود و می دید که این محرابی(فرزند ایران) همان دولتشاهی(همنهاد) و دولتشاهی همان وحید نوروزی نیست و هر سه یک نفر نیستند بلکه سه نفرند و سه تا وبلاگ راه اندازی کرده اند و به ایشان بد و بیره نمی گویند.  پس از اتمام جلسه هم افراد براي پذيرايي مختصري به خارج سالن هدايت شدند و به اين ترتيب جلسه هم انديشي به پايان رسيد.