اولويت بندي مكاني مناطق سيلخيز-راهكاري براي عمليات اجرايي مهار و كنترل سيل
در حوضه هاي آبخيز (۶)
نتيجه گيري:
غالبا اجراي طرحهاي كنترل سيل بلحاظ هزينه هاي اقتصادي و ساير امكانات لازم (به استثناي شرايط بحراني) و همچنين به دليل وسعت زياد و گستردگي حوضههاي آبخيز در سرتاسر يك حوضه امكان پذير نمي باشد. چه بسا در بسياري از مواقع عمليات و هزينه ها در مناطقي صورت گرفته است كه تاثيري در تخفيف سيل نداشته است . لذا در اين گونه مواقع اعتبارات اختصاص يافته را بايد در نقطه اي از حوضه هزينه كرد كه بهترين نتيجه حاصل شود. از طرف ديگر روشهايي كه تا كنون براي شناسايي، تفكيك و اولويت بندي مناطق سيل خيز بكارگرفته شدهاند، كل حوضه آبخيز را بصورت يكپارچه در نظر گرفتهاند و يا بصورت منطقه اي و بدون در نظرگرفتن مرزهاي فيزيكي حوضه و يا زيرحوضه ها انجام شده است(1و14و16). از اين نظر مناطقي كه پتانسيل بالايي در توليد سيل دارند در داخل حوضه آبخيز مشخص نشده است تا عمليات اجرايي و اصلاحي در سطوح كوچكتر و خطر ساز فراهم شود. محاسبات حاصل از اجراي مدل با روش پيشنهادي نشان داد كه با تقسيم حوضه به تعدادي زيرحوضه و رونديابي سيل در زيرحوضه ها و سپس در شبكه آبراهه اصلي مي توان زيرحوضه هاي سيل خيز و بحراني را با توجه به سهمي كه در توليد سيل خروجي كل حوضه دارند شناسايي نمود. سپس با شكستن زيرحوضه بحراني به تعدادي واحد هيدرولوژيكي و اعمال روش پيشنهادي حتي كانون هاي خطر زا را در سطوح كوچكتر نيز شناسايي كرد و به اين ترتيب عمليات اجرايي مهار سيل را در نقاط خطر ساز بكار گرفت و از صرف هزينه هاي بي مورد و اضافي كه آنچنان تاثيري در كاهش دبي اوج سيلاب ندارند جلوگيري كرد. از طرف ديگر نتايج نشان داد كه نحوه مشاركت زيرحوضهها در سيل خروجي لزوماً متناسب با دبي اوج زيرحوضهها نبوده و زيرحوضههاي با دبي اوج بيشتر ضرورتا تأثير بيشتري در سيل خروجي كل حوضه ندارند. بنابر اين عوامل رونديابي آبراههها و موقعيت مكاني زيرحوضهها ميتوانند باعث تغيير در نحوه مشاركت گردند. لذا براي هرگونه عمليات كنترل سيل و يا كاهش دبي اوج در خروجي حوضه بايد نحوه تأثير هر يك از زيرحوضهها را پس از رونديابي آنها در آبراهه هاي اصلي تعيين كرد و سپس با توجه به سهمي كه در ايجاد سيل خروجي بعهده دارند، آنها را تفكيك و اولويت بندي نمود. اجراي روش پيشنهادي براي شناسايي و اولويت بندي زيرحوضه ها بازاي واحد سطح بعنوان يك روش مناسب و كاربردي براي هر حوضه آبخيز و در هر منطقه اقليمي در قالب مطالعات كنترل سيل توصيه ميگردد.
.
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است