اولويت بندي مكاني مناطق سيلخيز-راهكاري براي عمليات اجرايي مهار و كنترل سيل در حوضه هاي آبخيز(5)
نتايج و بحث :
بر اساس نتايج جدول 6، زيــرحوضه شماره 3 با توليد دبي اوج 3/112 متر مكعب بر ثانيه در محل خروجي زيرحوضه بيشترين و زيرحوضه شماره 2 با دبي اوج 6/19 متر مكعب بر ثانيه كمترين مقدار را به خود اختصاص دادهاند. اگر چه از لحاظ وسعت اولي بيشترين و دومي كمترين مقدار را دارند اما اين ترتيب در ساير زيرحوضهها مصداق ندارد. بطوريكه زيرحوضه شماره 6 كه از نظر مساحت در اولويت دوم قرار دارد، از نظر مقدار دبي در رديف پنجم قرار گرفته است. از آنجا كه بارش براي تمام زيرحوضهها يكسان در نظر گرفته شده است، تفاوت مقدار دبي لزوماً نميتواند تنها تحت تأثير مساحت قرار داشته باشد و ساير خصوصيات فيزيكي زير حوضهها در اين امر دخالت دارند. زماني كه ميزان تأثير دبي زيرحوضهها پس از رونديابي، در دبي اوج خروجي كل حوضه مد نظر قرار ميگيرد، نسبت تأثير آنها تنها به بزرگي و كوچكي دبي زيرحوضه بستگي ندارد. بلكه اثر متقابل عوامل مؤثر ( از جمله موقعيت مكاني زيرحوضه ها) ميتواند تعيين كننده باشد. لذا تأثير هيدرولوژيكي زيرحوضهها در خروجي كل حوضه رفتار غير خطي بروز ميدهد، بنحوي كه زيرحوضههايي كه لزوماً مساحت بزرگتر يا دبي بالاتري داشته اند در سيل خروجي كل حوضه تأثير بيشتري ندارند. اين موضوع مهم در تحقيقات مشابه از جمله مطالعه قائمي و مريد(7) ناديده گرفته شده است.
مشاركت زيرحوضه ها بازاي واحد سطح:
از آنجا شاخص تعيين شدت سيلخيزي به ازاي واحد سطح زيرحوضه، در اولويت بندي طراحي عمليات كنترل سيل به ازاي امكانات موجود ميتواند متناسب با يك مساحت معين مد نظر قرار گيرد. به اين منظور ميزان مشاركت زيرحوضه ها در دبي خروجي كل حوضه بازاي واحد سطح زيرحوضه نيز محاسبه شد (ستون10 جدول6). در اين مرحله زيرحوضه شماره 5 الويت اول را به خود اختصاص داده است. بنابر اين در صورت محدوديت بودجه و امكانات و عدم امكان كنترل سيل در سطح وسيع، بهترين گزينه براي عمليات اجرايي مهار سيل، زيرحوضه شماره 5 و پس از آن زيرحوضه شماره 4 و الي آخر…است.
تعيين مناطق سيلزا در زير حوضه بحراني:
بر اساس نتايج بدست آمده از محاسبات فوق مشخص شد كه زيرحوضه شماره 5 نسبت به ساير زيرحوضهها بيشترين مشاركت را در توليد سيل خروجي حوضه بعهده داشته است. لذا جهت شناسايي عميق تر كانونهاي توليد رواناب در زير حوضه بحراني، مجدداً اين زيرحوضه به 5 تحت زير حوضه يا واحد هيدرولوژيكي تقسيم گرديد)شكل 5 ). خصوصيات فيزيكي واحدهاي هيدرولوژيكي با استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) در محيط ILWIS تعيين شد. )جدول 7 (. مقادير X و K براي رونديابي بازهها به روش ماسكينگام و همچنين زمان تأخير به روش SCS براي هر يك از واحدهاي هيدرولوژيكي محاسبه شد.
بر اساس روش تحقيق و با استفاده از مدل HMS، با حذف متوالي واحدهاي هيدرولوژيكي، ميزان مشاركت هر يك از واحدها در سيل خروجي زيرحوضه تعيين گرديد)شكل6 ). همانطور كه در شكل ديده مي شود هــر واحــد سطح از تحت زيرحوضه شماره (2) 5 بيشترين تأثير را در تــوليد دبي اوج خــروجي زيـــرحـوضه از خود نشان مي دهد. به اين ترتيب در داخل زيرحوضه بحراني )شماره 5( واحد هيدرولوژيكي شماره (2) 5 بحرانيتر از ساير واحدها تشخيص داده شد. بنابر اين چنانچه امكان عمليات اجرايي مهار سيل فقط براي بخشي از زيرحوضه شماره 5 فراهم باشد، مناسب ترين محل واحد هيدرولوژيكي شماره (2) 5 مي باشد. با استفاده از اين روش تا هر سطح دلخواه از حوضه آبخيز ميتوان نقاطي كه بيشترين تأثير را در توليد سيل خروجي حوضه بعهده دارند، شناسايي نمود. مسلماً تعيين سطح مورد نظر بستگي به هدف مطالعه خواهد داشت.

محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است