قلمرو بيابانهاي ايران
مقدمه:
بايد گفت پيش شرط پژوهش در هر حوزه كاري، آشنايي با ابزاركار و زبان خاص آن موضوع است. متأسفانه در حوزه محيط زيست، بخصوص در قلمرو مسايل بياباني، زبان علمي رايج به ويژه در ايران از لكنت هاي فراوان در رنج بوده و در بسياري از موارد شنيدن يك واژه، درك مشتركي را در ميان شنوندگان آن ايجاد نمي كند. بررسي منابع موجود در باره مفاهيم و ويژگیهاي بيابان نيز حاكي از آن است كه تا كنون تعريف جامع و واحدي براي بيابان ارائه نشده و در بيان شاخصها و مفهوم بوم سازگان بيابان، منابع مختلف تعاريف متفاوتي ارايه كردهاند بطوريكه در اين زمينه هر يك از دانشمندان علوم مختلف فقط از ديدگاه تخصصي خود برخي ويژگيهاي مناطق بياباني را برشمرده و معرفي كرده اند
حقيقت اين است، تا هنگامي كه نتوانيم تعريف روشني براي بيابان و يا مناطق بياباني بيابيم، نبايد انتظار داشته باشيم كه كارمايه هاي به مصرف رسيده در بخشهاي پژوهش و اجرا، از بازده در خور و مطلوبي برخوردار باشند. از اين رو، تحقيق حاضر، تلاش كرده است تا در حد امكان، مهمترين ويژگي هاي اين موضوع را از دريچه علوم مرتبط مورد كنكاش قرار داده و بر آن اساس محدوده قلمرو بيابانهاي طبيعي ايران را بصورت انفرادي و بدون تعصب به گرايش خاصي صرفا از نگاه تخصصي علم مربوطه تعيين كرده و سپس ميزان اشتراك و انفكاك آنها را نيز با ارايه نقشه هاي رقومي و مساحي شده ارايه نمايد.
مسلما تعيين قلمرو بيابانهاي واقعي نيازمند دستيابي به اطلاعاتي از پارامترهاي محيط طبيعي است كه اثرات متقابل آنها بصورت مشترك در پيدايش و شكل گيري محيط هاي بياباني تأثيرگذارند. از اين روي در اين تحقيق، آندسته از علوم زمين كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در پيدايش شرايط بياباني سهمی بعهده داشته اند، مورد توجه قرار گرفته اند. مهمترين زمينه هاي اطلاعاتي مورد نظر در اين بررسي شامل؛ زمين شناسي، ژئومرفولوژي، اقليم شناسي، هيدرولوژي، خاكشناسي و پوشش گياهي بوده است. براي اين كار با استفاده از ويژگي هاي تعريف شده در دستورالعمل اجرايي پروژه نسبت به شناسايي و تفكيك قلمرو بيابان هاي طبيعي در استانهاي مورد مطالعه اقدام گرديد و پس از اتمام كار و تهيه نقشه هاي رقومي استاني، با تعيين سيستم مختصات كشوري و زمين مرجعي و انتخاب نقاط كنترل و راهنما براي تعيين محل نقشه هاي استاني در نقشه كشوري، جانمايي آنها در نقشه سراسري ايران انجام شد. لازم بیادآوری است پروژه حاضز در سال 1376 در بخش تحقيقات بيابان- موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور نضج گرفت و سپس با توجه به موضوعات تخصصي مورد نظر، همكاراني متخصص در زمينه مربوطه از ستاد موسسه و 14 استان واقع در مناطق بياباني كشوركه واجد زيربخش تحقيقات بيابان بودند، انتخاب شدند. مدت زمان 5 ساله پيش بيني شده انجام اين تحقيق به علت فراز و نشيبهاي اعتباري در سالهاي اول تحقيق كه عملا 2 سال سبب ركود اجراي طرح شد همچنين به دليل مشكلات ناشي از انتقال و يا تعويض مجريان و همكاران استاني و در نتيجه تاخير در ارسال اطلاعات مورد نياز براي جمع بندي نهايي حدود 8 تا 9 سال بدازا كشيد و سرانجام گزارش نهايي و آلبوم نقشه هاي تهيه شده در ماههاي پاياني سال 1385 تحويل بخش ستادي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور گرديد که در ادامه روش انجام کار و گزارش قلمرو بیابانهای ایران از جنبه هر یک از عوامل محیط طبیعی خواهد آمد
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است