چشم انداز جهانی بیابانها(3)

دوره يخچالي و سير تكامل بيابانهاي امروزي
از دوره يخچالي پليستوسن تا عصر حاضر تغييرات مشخصي در اقليم و اكوسيستم سياره زمين بوقوع پيوسته است. در طي آخرين دوره يخچالي [1] (LGM) 17000 سال قبل از عهد حاضر ، يخبندان هاي بزرگ و تمركز كم اكسيد كربن آتمسفر، سبب شده بود كه اقليم سردتر شده و مونسون هاي تابستاني كاهش پيدا كند از اين نظر پوشش جنگلي جهاني كمتر شد و كمربند حاره باريكتر گشت و بيابانها نيز بطرف قطب حركت كردند. كوچك شدن اين نوار در عرض هاي ميانه يعني جايي كه گراس لند ها، بوته زارهاي نيمه خشك، اراضي جنگلي و يا استپ سرد جايگزين شده بود صورت گرفت. اجداد گونه هاي گياهي بيابانهاي امروزي در مناطقي كه اكنون تحت عنوان بيابانهاي جنب حاره خشك از آن ياد مي شود مخصوصا در مناطق باران پناه كوهستانهاي بزرگ و يا مناطقي كه اكنون بوسيله ساواناهاي حاره اي پوشيده مي شوند و خشك تر از زمان حاضر بودند، پيدا شدند. آخرين يخبندان در حدود 15000 سال پيش يعني زماني كه يخچال ها عقب نشيني كردند و جايشان را به دوره بين يخچالي گرم هلوسن دادند به پايان رسيد. در طي مدت LGM سرحدات عرض هاي بالايي بيابانهاي دنيا نسبت به عصر كنوني سردتر و مرطوب تر شد در حاليكه نوار حاشيه مناطق حاره، خشك تر از زمان كنوني بود. از اين رو در طول دوره LGM شن زارهاي وسيع مناطق جنوبي صحارا-ساحل و بيابان تار در هندوستان توسعه پيدا كرد و متقابلا سواحل مديترانه اي الجزيره و موراكو، سردتر و مرطوب تر شد. در طي دوره پليستوسن بيابان چي هو هوآن[2] در آمريكاي شمالي شاهد اراضي جنگلي با گونه هايي مانند سرو، بلوط و كاج بود و اين در حالي است كه جنگل هاي مناطق خشك حاره اي مكزيك خشك تر شد و فلور غني كاكتوس خصوصيات كنوني اين نواحي را به خود گرفت. طي دوره گرم هلوسن مياني (8000-5000 سال قبل) اقليم جهاني كه از عقب نشيني يخچال ها منتج شده بود يك روند افزايش را در شدت مونسون هاي سرتاسري مناطق خشك جنب حاره بوجود آورد بطوري كه درياچه چاد بصورت يك درياچه آبي داخلي حتي بزرگتر از درياي خزر امروزي درآمد. جنگل هاي حاره و اراضي جنگلي خشك در اطراف قطب شمال و جنوب توسعه يافت و بيابانها به داخل عرض هاي مياني انتقال يافت. در طي آن دوره صحاراي جنوبي و ساحل خيلي مرطوب تر از امروز با پوشش گياهي وسيع ، رونق اجتماعات حيواني و زيست گاههاي بزرگ انساني بود.
زماني بين سالهاي 5000 تا 6000 سال قبل از زمان حاضر دوباره يك مرحله تغيير بسمت شرايط خشكتر بوجود آمد بطوري كه اجتماعات گياهي نيمه خشكي پسند[3] بسرعت ناپديد شد و تراز آب درياچه ها نيز با سرعت غير منتظره اي كاهش يافت. از اين رو آغاز فرهنگ شباني بسمت غلبه و جايگزيني بر زندگي سنتي در كنار رودخانه ها و درياچه ها شروع شد. بطور مثال منطقه ليوا[4] در امارات متحده عربي در فازهاي مرحله رسوب ماسه ها كه منتهي به شكل گيري يك ناحيه عظيم شني (با تپه هايي بلندتر از 160 متر) پديدار گشت و تغييرات مشابهي نيز بسمت شرايط خشكتر در آمريكاي شمالي در محل بيابانهاي موجاوه، چي هو هوآن و سونورا بوقوع پيوست. در تفسير اين وقايع مي توان گفت كه اين نوسانات اقليمي، محصول تشعشعات خورشيدي را با يك شيفت آهسته در مدار زمين نيز تغيير داد و پايداري باران هاي مونسون تابستاني را در آغاز هولوسن زياد كرد. اين باران ها به نوبه خود سبب توسعه پوشش گياهي و اراضي مرطوب شد كه اين موضوع دو اثر عمده در پي داشت: اول اينكه كاهشي در آلبدوي سطحي داشت و دوم اينكه افزايشي در توانايي چرخه آب به آتمسفر از طريق تبخير و تعرق ايجاد كرد اين وضعيت يعني انرژي اضافي و رطوبت، به مثابه سوخت موتور مونسون براي افزايش باران هاي مونسوني كمك كرد از اين رو در آفريقا، سيستم اقليم- پوشش گياهي در سرتاسر هولوسن مياني يك رژيم اقليمي"صحاراي سبز" را ابقا كرد اما زماني كه يك مرحله تغيير ناگهاني بسمت "صحاراي بياباني" يعني رژيمي كه اكنون در آن بسر مي بريم، بوقوع پيوست روند ناحيه خشك هولوسن مياني بسمت بياباني شدن برگشت اين بيابانها همان مناطقي هستند كه بوسيله كاهش پوشش گياهي، كاهش رطوبت محلي و در نتيجه افزايش شرايط خشكي شرايط خود تشديدي دارند
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است