شناسايي و الويت بندي مناطق سيل خيز در يك حوضه آبخيز(10)
نتيجه گيري:
غالب روشهايي كه براي شناسايي، تفكيك و اولويت بندي مناطق سيل خيز بكارگرفته شدهاند، كل حوضه آبخيز را بصورت يكپارچه (Lumped) در نظر گرفتهاند و يا بصورت منطقه اي و بدون در نظرگرفتن مرزهاي فيزيكي حوضه ها و يا زيرحوضه ها انجام شده است(Islam & Sado,2000) . محاسبات حاصل از اجراي مدل با روش پيشنهادي نشان داد كه نحوه مشاركت زيرحوضهها در سيل خروجي لزوماً متناسب با دبي اوج زيرحوضهها نبوده و زيرحوضههاي با دبي اوج بيشتر ضرورتا تأثير بيشتري در سيل خروجي حوضه ندارند. بنابر اين عوامل رونديابي آبراههها و موقعيت مكاني زيرحوضهها ميتوانند باعث تغيير در نحوه مشاركت گردند. لذا براي هرگونه عمليات كنترل سيل و يا كاهش دبي اوج در خروجي حوضه بايد نحوه تأثير هر يك از زيرحوضهها را پس از رونديابي آنها در آبراهه هاي اصلي تعيين كرد و سپس با توجه به سهمي كه در ايجاد سيل خروجي بعهده دارند، آنها را تفكيك و اولويت بندي نمود. در مواردي كه مساحت زيرحوضهها اولويتبندي سيلخيزي را تحت تأثير قرار ميدهند ميتوان اين اولويتبندي را براي هر واحد سطح زيرحوضه انجام داد. شاخص تعيين شدت سيلخيزي به ازاي واحد سطح حوضه، در اولويت بندي طراحي عمليات كنترل سيل به ازاي هزينه و امكانات موجود ميتواند از شاخص قبلي كارايي بيشتري داشته باشد. در بخشهاي اجرايي نيز كه مسايل اقتصادي طرحها يكي از عوامل تعيين كننده است، ميزان كاهش سيل خروجي بازاي هر واحد سطح زيرحوضه اهميت بيشتري دارد. روش پيشنهادي براي هر حوضه آبخيز و در هر منطقه اقليمي قابل بررسي بوده و اجراي آن در قالب مطالعات كنترل سيل توصيه ميگردد.
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است