پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيلخيزي و تعيين مناطق سيل خيز(8)
Hawkins[1] در ايالت يوتا سعي كرد ارتباطي بينسطوح اشباع حوضه و شماره منحني(CN) ايجاد كند اما با كـــاربرد رابطه S2/0 بــراي كــاهش اولــيه حوضه نتايج خوبي در پيشبيني رواناب بدست نياوردSteenhuis . و همكاران (1995) با استفاده از روش شماره منحني در شكل ابتدايي آن با اين فرض كه فقط سطوح اشباع حوضه در رواناب مستقيم مشاركت دارند، روشي را بكار گرفتند كه در آن تلفات اوليه و يا آب مورد نياز قبل از شروع رواناب، معادل با فضاهاي خالي يا پر از هوا در واحد سطح است كه در خاكهاي كم عمق داخل حوضه آبخيز وجود دارد. فضاهاي خالي در سراسر سال با كمك روش ساده بيلان آبي كه توسط تورنت ويت براي كم عمقترين خاكهاي داخل حوضه ابداع شده است، محاسبه ميشود. نتايج حاصل از اين روش با پلات كردن بارش مؤثر در مقابل رواناب مشاهده شده در دو حوضه از استراليا و سه حوضه از شمال شرق آمريكا نشان داد كه معادله شماره منحني SCS به شكل ابتدايي آن با دادهها، برازش خوبي دارد. در حاليكه Hawkins معتقد است تغييرات ناگهاني در شماره منحني با تغيير شرايط رطوبت پيشين و به دنبال آن تغيير ناگهاني در ارتفاع رواناب همراه است. گذشته از آن استفاده از ميزان بارندگي 5 روز قبل مبناي فيزيكي نداشته بلكه مبناي قضاوتي دارد و نهايتاً اينكه هيچ ملاحظهاي در چگونگي تخليه ذخاير حوضه، تبخير و تعرق و زهكشي از منطقهاي به منطقه ديگر و از فصلي به فصل ديگر صورت نميگيرد، و در اين مورد رابطهاي براي اصلاح شماره منحني نيز ارائه كرده است در طول يك رگبار خاص ممكن است مكانيسمهاي مختلفي باعث تـــوليد روانــاب آنهم از قسمتهاي مختلف حوضه شوند. به عقيدهWood et al 1990)) به نقل از(ERIC Wood 1995) مكانيسم توليد رواناب، ناشي از بارندگي هايي است كه يا روي خاكهاي با نفوذپذيري كم و يا خاكهاي اشباع ناشي از بالا آمدن سطح ايستابي، صورت ميگيرد. بنابراين تمام سطح حوضه آبخيز در توليد رواناب نقش يكساني ندارند. در اين مــورد مـيتــوان بـه بــحث مناطق منشاء متغير رواناب (Variable Source area)اشاره كرد كهبه بررسي مناطقي با بيشترين توليد رواناب ميپردازد. مفهوم مناطق منشاء)اشباع شده(، مكانيسم توليد رواناب حاصل از سطوح مشخصي از حوضههاي آبخيز را توصيف ميكند[2] .
مناطق منشاء رواناب دو مكانيسم را كه در ابتدا عامل پاسخ سريع جريات ميباشد پيشنهاد كرده است. يك منطقه منشاء)اشباع شده( وسيع كه مستقيماً به داخل يك آبراهه وارد مي شوند و يك جريان زير سطحي حاصل از زمينهاي بالادست به اراضي پايين دست كه به طور مفهومي نتيجه انتقال آب موجود در خاك ميباشد وديگري مناطق مرطوبي كه بلافاصله در مجاورت آبراهه ها قرار دارند وبه طور سريع به بارش پاسخ ميدهند. در هنگام بارش مناطق تحت تأثير بارش و مناطق داراي خاكهاي كم عمق، اشباع شده و اين مناطق اشباع شده به طرف بالادست دامنه توسعه پيدا ميكند)بر اساس مدت بارش) و بعد از پايان بارش دوباره به آرامي از نظر وسعت كاهش مييابند.
بــحث مــناطق مـنشاء، مكانيسم توليد رواناب را بدون در نظر گرفتن تأثير اختصاصي و يا تلفيقي حضور رواناب مناطق)زير حوضهها) در خروجي حوضه آبخيز مورد بررسي قرار مي دهد.بنابراين در اينجا بحث تأثير مكاني مناطق تأثير گذار در دبي اوج سيل و يا بررسي پتانسيل توليد رواناب زيرحوضههاي يك آبخيز به لحاظ تفاوتهاي موجود سطوح مختلف حوضهآبخيز در مكانيسم توليد رواناب و تأثير آنها در ايجاد سيلابها، داراي ويژگيهاي خاص خود ميباشد.
......ادامه دارد.....
[1]- Hawkins,R. H., 1997, b. Run off curve number with varing site moisture, Journal of irrigation and draindge division, Proceedings of the American Society of Civil Engineers, vol,104, NolR4, PP.389-398.
[2] - روغني، محمد، 1376 .بررسي تأثير مكاني مناطق مؤثر در دبي اوج حوضه آبخيز رودك با بكارگيري سيستم اطلاعات جغرافيايي و مدل رونديابي رواناب RAFTS، پاياننامه كارشناسي ارشد آبخيزداري، دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه تهران.
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است