پیشینه تحقیقاتی مرتبط با سيلخيزي و تعيين مناطق سيل خيز(7)
- تحقيقات مرتبط با بررسي عوامل مؤثر در توليد رواناب در حوضههاي آبخيز:
سينگ[1] معتقد است توليد رواناب در يك حوضه آبخيز به عوامل متعددي بستگي دارد كه از جمله آنها ميتوان به خصوصيات حوضه آبخيز، ديناميك بارش، نفوذ و شرايط پيشين حوضه اشاره كرد. اندازهگيري مستقيم پارهاي از عوامل فوق الذكر مشكل است و بايستي به كمك عوامل ثانويه اندازهگيري شوند. چگونگي تعيين عوامل ثانويه از حوضهاي به حوضه ديگر متفاوت است. از جمله اين عوامل رطوبت موجود در حوضه است كه در ارتباط بين بارش و جريان آب تأثير زيادي دارد. اندازهگيري لحظهاي و مستقيم اين عامل مشكل و گاه غير ممكن است، زيرا اين عامل با شرايط اقليمي مثل باد، بارندگي، حرارت و فصل در تغيير است.
عدهاي از محققين به كمك عوامل قابل اندازهگيري ديگري كه تقريباً بتواند وضع رطوبت موجود در خاك حوضه را تعيين كند، به محاسبه و تعيين رابطه بارش و جريانات سطحي پرداختهاند. Linsley و Acherman به نقل از غيور[2] با اندازهگيري مقدار تبخير حوضه ضريبي براي رطوبت خـاك تعيين كـردهاند. عـدهاي نـيز بـا تـعيين ضريب جريان آب زيــر زمـيني و تغيير عــمق سـطح ايستابي، به محاسبه رطوبت موجود در خاك پرداخته اند. علاوه بر رطوبت موجود در خاك، بخشي از بارندگي نيز قبل از اينكه در خاك نفوذ كند از دسترس خارج ميشود. و در نهايت مقدار كمي از بارش تبديل به رواناب ميشود. به اين ترتيب تعيين تلفات اوليه(Initial loss) حوضه بويژه در حوضههاي فاقد ايستگاه آب سنجي و يا واسنجي مدلهاي هيدرولوژيكي همواره از مشكلات موجود است.
G.A.Alekseev بــــه نــقل از صــدقي[3] بر اساس مشاهدات نسبتاً زيادي كه بر روي رودخانههاي كوچك مناطق استپي )روسيه( انجام داده است، تلفات اوليه يك رگبار را بصورت ارتفاع قشر آبي در نظر ميگيرد كه قبل از لحظه تشكيل جريان سطحي، جذب حوضه ميگردد. اين تلفات عبارتست از مقدار آبي كه به ترتيب صرف مرطوب شدن خاك، پر كردن گوديهاي كوچك سطحي و نفوذ در خاك مي شود و مقدار آن براي خاكهاي سياه مناطق استپي و جنگلي مورد نظر اغلب بين 15 و 20ميلي متر متغير است. بعبارت كليتر، متخصص مزبور، ارتباط بين ارتفاع تلفات اوليه و شدت متوسط نفوذ را از نسبت شدت نفوذ بر يك پارامتر اقليمي بدست ميآورد. اين پارامتر اقليمي در مناطق مورد مطالعه بين04/0 تا 06/0 متغير است. سازمان حفاظت خاك آمريكا (SCS) با استفاده از اطلاعات پوشش گياهي و خاك حوضه و تعيين گروههاي هيدرولوژيكي خاك اقدام به تهيه شماره منحني هاي (CN) بدون بعدي نموده است كه از طريق آن تلفات اوليه حوضه بدست ميآيد. سادگي استفاده از فرمول و نياز به حداقل اطلاعات موجب شده كه روش SCS كاربرد جهاني پيدا كند بطوري كه از حدود 5دهه پيش تاكنون در اكثر طرحهاي هيدرولوژي بكارگرفته شده است و بحث و نقدهايي هم نيز به اين روش وارد شده است Bales و[4]betson با استفاده از مطالعه 585 سيلاب مشاهداتي از 36 حوضه آبخيز نشان دادند كه رواناب حاصل از بارندگي در مقابل تغييرات شاخص CN بسيار حساس است لذا با مطالعه پانزده خصوصيت فيزيكي حوضه به اين نتيجه رسيدند كه كاربري اراضي و خصوصيات فيزيكي خاك مهمترين عوامل در تعيين شماره منحني حوضه هستند. ......ادامه دارد.....
[1] 88-Singh, V. P., 1988, Hydrologic System Vol 1, rainfall-Runoff modoling.
[2] - غيور، حسنعلي، 1371. پيش بيني سيلاب در مناطق مرطوب، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي شماره 25.
[3] - صدقي، حسين، 1363. اصول مهندسي هيدرولوژي، جلد دوم)ترجمه) انتشارات نيرو.
[4] - Bales, J., and R. P.Betson., 1981, The curve number as a hydrologic index, Proceedings of Internatinal Symposium on Rainfall-Runoff hydrologic Modeling Mississpi,
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است