منابع طبیعی و توسعه پایدار
واقعيت امر آن است كه ما امروز در مقطعي از تاريخ و در مرحله اي از توسعه و نيز در موقعيت جغرافيايي حساسي قرار گرفته ايم و تحت هر شرايطي پرداختن به مقولة توسعة پايدار و امنيت غذايي را بايد به طور جدي مورد توجه قرار دهيم. تحقق اين امر زماني ممكن است كه بتوانيم منابع طبيعی خود را حفظ كرده و آنها را به نحو مطلوب بهره برداري کنیم. مسلما بدون حفاظت از منابع آب، خاك، جنگل، مرتع و بهره برداري بهينه از آنها نمي توان به توسعه پايدار و توليد مطمئني در كشاورزي دست يافت. در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در نامطلوبترين شرايط، مورد بهره برداري قرار مي گيرند. اگر چه اين هشدارها به طرق مختلف به مسئولين داده مي شود ولي از آنجا كه كشور ايران متنعم از ذخاير نفت و گاز است متاسفانه توجه چنداني به منابع طبيعي نمي شود. از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری جایگزین آن نمود. در اين مورد نقش بهره گيري بيشتر از منابع طبيعي تجديد شونده تعيين كننده است. عرصه منابع طبيعي تجديد شونده مي تواند با برنامهريزي صحيح و اصولي وسيعترين سطح توليد و اشتغال فعال و مولد را در كشور ايجاد نمايند.
منابع طبيعي و توسعه پايدار
مفهوم توسعه پايدار و ابعاد چند گانه آن و حفظ محيط زيست و به ويژه بعد مهم آنيعني تنوع زيستي كه هر دو زاده كنفرانس ريو (كنفرانس زمين) هستند از جملهمفاهيم نويني هستند كه اكنون دل مشغولي اكثر كشورها را تشكيل ميدهند.امروزه رشد و تعالي جوامع، بر مبناي معيارهاي گذشته ارزيابي نميشود. ميزانپايبندي جوامع به مسايل زيست محيطي و حفاظت از منابع طبيعي و به ويژه درسالهاي اخير، رعايت اصول توسعه پايدار و حفظ تنوع زيستي، يعني حفظ طبيعت وگسترش فرهنگ آن معيارهايي اساسي براي ارزيابي رشد جوامع به شمار مي روند. بر همين اساس بي دليل نيست كه بسياري بر اين باور هستند كه نسلهاي آينده در وراي آنچه امروز به دنيا ميگذرد، اين خوشوقتي و شانس را خواهند داشت كه درگستره روابط موزونتري با طبيعت از نظر حفاظت ازآن قرار گرفته و احتمالاً دنياي بهتري خواهند داشت در جهان امروز، توسعهپايدار و حفظ منابع طبيعي و محيط زيست، به عنوان دو فراز و هدف ارزشمند،يگانگي بوم شناختي طبيعت و جامعه را نه تنها در سطح كشورها بلكه در سطح كرهمسكوني مورد توجه قرار دادهاند.
تفكر زيست محيطي زمين شايد بتواند بسياري از آمال و آرزوهاي بشري را تحققبخشد. اما اين امر ممكن نخواهد بود مگر از طريق ترويج و نشر گسترده و مستمرفرهنگ زيست محيطي در ميان اقشار مختلف جامعه. مسايل زيست محيطي امروزهدامنه وسيعي پيدا كرده و از حد مسايل فني گذشته عميقا داراي مفهوم اجتماعيهستند. به هر حال دستيابي به مفهوم توسعه پايدار در كنار حفاظت از منابع طبيعيو محيط زيست، وظيفه خطيري است كه بر عهده سازمانها، نهادها، مسئولان و كليهدست اندركاران مسايل توسعه و محيط زيست گذاشته شده است چنين وظيفهخطيري جديت و تلاش همه جانبهاي ميطلبد كه بايد بر آن همت گماشت. اما سئواليكه هم اكنون فرا روي ماست اين است كه به جاي ادامه شيوههاي غارتگرانهاي كهطبيعت را به نحوي خطرناك از مايه تهي و نظامهاي حامي حيات را نابود ميكند،چگونه ميتوان با ورود در معاملهاي سودبخش با طبيعت، بر سرعت توسعهاجتماعي - اقتصادي افزود؟ چگونه ميتوان مفهوم همزيستي جامعه و طبيعت را جانشين مفهوم سلطه برطبيعت كرد؟ آن هم در زماني كه شواهد علمي به نحو روز افزوني حاكي ازمخاطرات ناشي از داد و ستدي ويرانگر است. اكنون زمان آن رسيده است كه در قبال قصور و بي تفاوتيخويش نسبت به طبيعت به جبران مافات بپردازيم تا از اين طريق براي نسلهاي آيندهمحيطي قابل زيست فراهم آيد[1].
[1] -در این زمینه بسیاری از کشورها اقدامات قابل توجهی انجام داده اند؛ چین نرخ باروری خود را به کمتر از دو فرزند به ازای هر زن تقلیل داده و احتمالا تا چند دهه ی آینده به ثبات جمعیتی دست خواهد یافت . دانمارک احداث نیرو گاههای زغال سوز را ممنوع کرده است . اسراییل پیشتاز فناوری های نو در زمینه ی افزایش بهره وری آب بوده است. کره ی جنوبی تپه ها و کوهستان ها را لباس سبز پوشانده است . کاستاریکا برای اتکای کامل اقتصاد کشور به انرژی های نو برنامه ای در سطح کشور به اجرا گذاشته است . آلمان در زمینه ی تغییر سیاست مالیاتی و کاهش مالیات بر در آمد و جبران آن از طریق وضع مالیات بر انرژی پیش قدم شده است . ایسلند اولین اقتصاد متکی بر درآمد جهان را طرح ریزی کرده است . ایالت متحده فرسایش خاک را از سال 1982 تا کنون قریب 40% کاهش داده است .هلند به جهان نشان داده که چگونه میتوان نظام حمل و نقلی ایجاد کرد که در آن دوچرخه در افزایش تحرک مردم و بهبود کیفیت زندگی نقش اصلی را داشته باشد و فنلاند هم مصرف قوطی های یک بار مصرف نوشآبه را ممنوع کرده است . اکنون مساله اینست که هر کشور سعی می کند تمام قطعات اقتصاد زیست محیطی را کنار هم قرار دهد.
محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است