جنگلهاي عزير تا آمدن باران بايد بسوزيد از دست ما كاري ساخته نيست!
مسئول عزيز، متولي محترم اين چه توجيه ناصوابي است از شما!
چندين ماه است كه جنگلهاي غرب كشور و چند هفته است كه جنگلهاي بي همتاي شمال كشور در آتش مي سوزند . ايضا اضافه كنيد آلودگي هوا را در شهرهاي بزرگ كشور كه چندين روز است بيداد مي كند انوقت مسئولين محترم به اميد روزي نشسته اند كه باراني ببارد و از شر اين آتش سوزيها و آلودگي ها خلاص شوند. فرض كنيد در سال خشكي قرار گرفته ايم كه به اين زوديها هم باراني نبارد آنوقت بايد چه كنيم ؟ آيا بايد نظاره گر شعله هاي آتش باشيم و يا براي خلاصي از آلودگي هوا ادارات و مدارس را تعطيل كنيم. مهمترين مسئله اين است كه واقعيت را به گوش مردم برسانيم و از توجيهات ناصواب و كتمان حقايق پرهيز كنيم . در جايي مسئولي مي گويد آتش سوزيها خيلي سطحي است و فقط برگها آتش گرفته اند و به درختان صدمه اي نرسيده است همان مسئول در جاي ديگري براي توجيه شعله ور شدن مجدد آتش جنگل مي گويد سنگهاي مناطق سنگلاخي از شدت آتش مي پوكند و به پايين سرازير مي شوند و خود باعث آتش سوزي دو باره مي شوند. بايد گفت اين چگونه آتشي است كه فقط برگها را مي سوزاند و سنگها را متلاشي مي كند ولي به پوست درختان صدمه نمي زند. پس نگوييد فقط برگها مي سوزند اين آتش سوزي نه تنها جنگل كه خاك آنرا و در پس آن اكوسيستم منطقه را بهم مي ريزد. سالهاي سال است كه اين هشدارها براي ديده بانيهاي مداوم و تامين و تجهيز وسايل پيشگيري از آتش سوزي جنگل ها داده شده و مي شود ولي از آنجايي كه ما به مديريت بحران عادت كرده ايم! به اين هشدارها توجهي نمي كنيم . وقتي سيل ويرانگري حادث مي شود همه بسيج مي شويم و ستاد بحران تشكيل مي دهيم سيل كه تمام شد و آرامش نسبي برقرار شد همه چيز فراموش مي شود تا سيلي ديگر و بحراني ديگر. طوفانهاي گرد و خاك و ريزگردها كه بخش بزرگي از استانهاي كشور را در بر گرفت گروههاي كاري و سياسي تشكيل داديم و رفت و امدها به عراق و تركيه و سوريه شروع شد تا براي تالابهاي خشك شده در كشورهاي همجوار و كاهش گرد و خاك كاري كنيم براستي نتيجه آن چه شد و به كجا انجاميد؟ وقتي خشكسالي اتفاق مي افتد و يا وقتي زلزله اي مي شود به همين صورت عمل مي شود اينها يعني علاج واقعه بعد از وقوع! مگر در باره خشك شدن درياچه اروميه و يا تالابهاي ديگر كم هشدار داده شد. علاوه بر هشدارها راهكار هم بيان شد ولي چه شد؟ اكنون بطور واضح مي توان از كوير اروميه صحبت كرد! نه از درياچه اروميه! مگر ما چقدر تالاب داريم و يا چقدر جنگل برايمان باقي مانده است؟ رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شده است. نوار باريك جنگلهاي شمال كشور كه زماني بيش از سه ميليون هكتار وسعت داشت اكنون به كمتر از نصف آن رسيده است. با اين وضعيت سوختن 35 تا 40 هزار هكتار از اين جنگلها در سالجاري حكايت از مديريت نادرست و سهل انگارانه دست اندركاران دارد. مگر ارزش خريد يا اجاره چند دستگاه بالگرد و يا هواپيماي ابپاش براي ديده باني و گشت هوايي در فصول خطر اتش سوزي و يا اطفاي حريق چقدر است؟ اگر بدانيم كه هر هکتار جنگل در طول سال اکسیژن لازم برای 10 نفر را تامين مي كند(2.5 تن اکسیژن در سال) از بين رفتن 35 هزار هكتار جنگل يعني از بين رفتن چند نفر انسان؟ اگر بدانيم كه هر هكتار جنگل سالانه بر حسب نوع آن حدود 500 تا 2000 متر مكعب آب باران را در خاك ذخيره مي كند از بين رفتن 35 هزار هكتار يعني هدر رفت چند ميليون متر مكعب آب؟ اگر بدانيم كه هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب مي دهد؛ اگر بدانيم كه با تخريب درختان يك جنگل، جريان آب حاصلاز بارندگي در عرض دو سال در هر هكتار 95 كيلوگرم ازت نيتراتي و 89 كيلوگرم كلسيم از بين مي رود؛ اگر بدانيم كه جنگل چه نقش مهمي در تعديل و تلطيف هوا ، جلوگيري از وقوع بهمن و رانش زمين و..... دارد آنگاه هيچ توجيهي براي نبود اعتبار و پول و هزينه اين ابزار و ادوات پذيرفته مي شود؟. من نمي دانم چرا از از دور انديشي و برنامه ريزي عاجزيم و غالبا” دچار روزمرگي و حل بحران هستيم. مگر نمي خواهيم برنامه سند چشم انداز 1404 كشور را اجرايي كنيم؟ چرا بيشتر نواقص را مي بينيم، ولي در رفع نواقص ناتوانيم؟ برادران عزير و مسئول! هشدارها در مورد تخريب منابع طبيعي و محيط زيست بسيار جدي است. ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات ، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت.

محمدخسروشاهی هستم، دکتری اقلیم-هیدرولوژی از دانشگاه تربیت مدرس و کارشناسی ارشد مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، نیمی از عمر خدمتی خود را در سازمان جنگلها, مراتع و آبخیزداری کشور ( در زمینه مهار بیابانزایی, آبخیزداری و آموزش منابع طبیعی) سپری کرده ام و از سال 1374 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع كشور به عنوان یک عضو هیات علمی مشغول بکارم. هدف از راه اندازی این وبلاگ، انتشار آموخته های علمی و عملی در طول چهار دهه کار اجرایی-آموزشی و تحقیقاتی برای استفاده کارشناسان، محققان و دانشجویان عزیز دانشگاه ها است