چالشها و چشماندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران
اولين نشست فصلي انجمن اعضاي هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور در سال جديد تحت عنوان بررسي چالشها و چشماندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران با حضور دو چهره سرشناس محيط زيست و منابع طبيعي سركار خانم دكتر معصومه ابتكار: رييس كميتهي محيط زيست شوراي شهر تهران و آقاي دكتر محمد مهدوي استاد دانشگاه تهران طبق قرار قبلي، در محل سالن كنفرانس موسسه و با حضور چشمگير اعضاي هيات علمي و كارشناسان برگزار شد. به اعتقاد بنده اين سخنراني علمي يكي از بهترين نشستهايي بود كه تا كنون توسط انجمن برگزار شده است.
اولين سخنران سركار خانم دکتر ابتکار بود كه به شايستگي و با بياني شيوا فرصت ها و چالش هاي حوزه محيط زيست و منابع طبيعي را برشمرد. ايشان مردمسالاري و آموزه هاي ديني، توسعه آموزش عالي، سازمانهاي مردم نهاد ، توانمنديهاي هاي بخش خصوصي و بين المللي را از جمله ظرفيت هايي دانست كه مي توان بخوبي از آنها در جهت اعتلاي منابع طبيعي و محيط زيست استفاده كرد. كما اينكه در دولت هاي قبلي، ايران در مجامع بين المللي از جمله پروتكل كيوتو كه رياست گروه 77 را بعهده داشت و كنوانسيون بين المللي محيط زيست و تنوع زيستي بعنوان يك كشور اثر گذار خوش درخشيد و به نحو احسن از اين ظرفيت ها استفاده شد. ايشان در بخش بعدي سخنراني خود، نداشتن نگاه محوري و راهبردي در عاليترين سطوح كشوري و انحلال شوراي عالي محيط زيست و قانون گريزي را (با توجه به معطل ماندن قانون برنامه چهارم توسعه كشور) در چند سال گذشته از جمله چالش هاي محيط زيست و منابع طبيعي برشمرد. نكته مهم و ظريفي كه ايشان بدان اشاره كردند مشكل ساختاري سازمان محيط زيست بود چرا كه اين سازمان زير نظر مستقيم رياست جمهوري اداره مي شود و بعبارتي بالاترين مقام اين سازمان معاون رئيس جمهوري است بنابراين نوع نگاه بالاترين مقام اجرايي كشور مي تواند مديريت محيط زيست و منابع طبيعي را ارتقا و يا تنزل بخشد.
سخنران دوم آقاي دكتر محمد مهدوي بود كه سخنراني خود را تحت عنوان مديريت پايدار منابع آب ارايه كردند. اين استاد با سابقه دانشگاه با اشاره به جنبه هاي اقتصادي و زيست محيطي آب ، آنرا جزئي از اكوسيستم و منابع طبيعي برشمرد و نقدي علمي از مديريت نادرست آب هاي سطحي و زير سطحي را براي جمع حاضر ارايه كرد. ايشان با اشاره به توليد بسيار پايين محصولات كشاورزي بازاي هر متر مكعب آب، خودكفايي در بحث توليد گندم را به چالش كشيد و اظهار داشت بايد ببينيم در ازاي مصرف چه مقدار آب چه مقدار توليد داريم و آنگاه بايد پرسيد آيا وارد كردن گندم مناسب تر است يا جلوگيري از اسراف سرسام آور آب آنهم قبل از اينكه به مرز تنش آبي برسيم. ايشان ضمن پرداختن به مسايل و مشكلاتي از جمله ؛ فرسايش خاك، نشست زمين بر اثر برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني و آلودگيهاي آب و خاك كه نمونه اي از اين آلودگيها را مي توان به افزايش 4 برابري مقدار نيترات خاك نسبت به كشورهاي پيشرفته دانست، اظهار داشت از 400 شهرك صنعتي موجود در كشور فقط 16 شهرك آب تصفيه شده دارند از طرفي در كشور هاي پيشرفته آب مصرفي در صنعت را تا 16 بار از طريق بازچرخش (recycling) استفاده مي كنند در حاليكه در كشور ما با يكبار مصرف از دسترس خارج مي شود اين در صورتي است كه براي توليد يك ورق كاغذ 4 ليتر آب مصرف مي شود. ايشان ضمن تاكيد بر ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها با اشاره به تعداد 967 مورد سيل بزرگ و خسارت بار در طول 25 سال (1996-1972) گفت متوسط خسارات روزانه سيل در كشور بيش از 3 ميليارد ريال برآورد مي شود.
كلام آخر:
اگرچه سخنراني خوب اين دو استاد و صاحبنظر حوزه منابع طبيعي و محيط زيست براي بنده و جمع حاضر در جلسه دلنشين بود اما براي من همچنان ناتمام است. جان كلام آنجاست كه بگوييم چه بايد كرد؟ يقينا بسياري از مطالب گفته شده درد دلهايي است كه هريك از ما در نشست هاي کارشناسی بر زبان مي آوريم اما اينكه چگونه وضعيت نابسامان منابع طبيعي و محيط زيست ازجمله آلودگيهاي آب و خاك و هوا، روند قهقرايي تخريب مراتع، جنگلها و فرسايش هاي آبي و بادي، تهي شدن آبخانه ها، گستردگي شوره زارها و روند شتابناك بيابان زايي و امثال آنها را سر و سامان بخشيم همچنان مهمترين مسئله اي است كه در حل آن عاجزيم. بايد پرسيد ركن مهم مقايسه ارزيابي شاخص هاي زيست محيطي در كشورهاي پيشرفته و ايران چيست؟ آيا مهمترين كار دولت و مسئولين مملكتي در زمینه حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست هم ، جز بر طرف کردن فقر فرهنگی و مادی مردم است؟


