X
تبلیغات
منابع طبیعی - مطالب عمومی منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

هشدار: زوال اكوسيستم هاي جنگلي شروع شده است

در هفته منابع طبيعي قرار داريم و به رسم معمول مسئولين مربوطه در اين هفته به نكوداشت منابع طبيعي مي پردازند. حقیقت این است که منابع طبيعي اگرچه بعنوان بستر حیات و از اجزاء اصلي محيط زيست به شمار مي روند اما هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده است. محافل و مجامع مختلف بین المللی نیز با توجه به شیوه نادرست استفاده از منابع طبيعي نسبت به شرایط موجود محيط زيست برای آينده هشدارهاي لازم را داده و  مي دهند. هرچند در جهاني كه تنها سود و سودآوري در مكانيسم بازار تعيين كننده اصلي مبادلات جهاني است نمي توان توقع داشت كه به منابع طبیعی و محيط زيست آسیبی وارد نشود. متاسفانه در ادامه اين داستان غم انگيز و در بيشتر موارد هم برداشت انسان از طبيعت بدون توجه به پتانسيل آن و بدون رعايت اصول منطقي و علمي صورت مي پذيرد بطوریکه نتيجه و برايند آن چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد. در دنياي كنوني جنگل ها، مراتع و فضای سبز از عوامل رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ها محسوب می شوند، به همین دلیل توجه به منآبع طبیعی بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار گرفته است به طوری که برخورداری از شاخص مناسب فضای سبز و سرانه جنگل از نشانه های مهم پیشرفت و توسعه پایدار قلمداد می شود. اين در حالي است كه بر اساس آخرین گزارش فائو، از کل جنگل‌های جهان با وسعت ۳ میلیارد و ۴۵۴ میلیون هکتار، حدود ۱۱ میلیون و ۷۴هزار و ۵۵۴ هکتار آن به كشور ايران تعلق دارد يعني سرانه جنگل در ايران حدود يك چهارم سرانه جنگل دنيا است. آن گونه كه فائو اعلام کرده است ایران یکی از ۷۰ کشور در حال توسعه دنیا است که پوشش جنگلی کمی دارد و این پوشش جنگلی اندک، با سرعتی بیشتر از دیگر نقاط دنیا در حال نابودی است. انقراض شمشاد یکی از منحصر به فرد ترین گونه‌های گیاهی در جنگل‌های شمال كشور و پديده زوال جنگلهاي بلوط غرب در زاگرس نمونه هايي آشكار از روند نابودي جنگلهاي ايران است. حدود ۵۰ هزار هکتار از توده‌های شمشاد در جنگل‌های شمال با سرعتی بسیار بالا درگیر نوعی بیماری قارچی شده‌اند به گونه‌ای که برخی درختان پس از چند هفته و حتی برخی تنها پس از هفت روز به کلی خشک شده‌اند. این بیماری فراگیر بوده و تقریبا همه توده‌های شمشاد در جنگل‌های شمال را درگیر کرده است[1]. از طرف ديگر جنگلهاي بلوط زاگرس هم به نوعي ديگر دچار خشكيدگي شده و رو به زوال هستند. در اهميت جنگلهاي اين خطه از كشور همين بس كه بدانيم؛ مهمترين رودخانه هاي کشور با بيش از 40 درصد آبهاي جاري و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنين حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس، مرهون وجود اين جنگلهاهستند. اين جنگل‌ها نقشي حياتي و کليدي در زندگي ميليونها انسان ساکن در غرب کشور دارند. 10 استان کشور با بيش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعيتي بالغ بر15 ميليون نفر و همچنين50 درصد دام کشور در اين ناحيه قرار دارد. بدون وجود اين جنگل‌ها دامداري، کشاورزي، تأمين آب آشاميدني و زراعي غيرممکن است. بيش از 800 هزار عشاير کوچ رو، دامداري خود را به‌طور مستقيم به اين جنگل‌ها مديون هستند و از اين راه پروتئين دامي نزديک به 20 ميليون نفر را تأمين مي‌کنند. زندگي در غرب ايران بدون وجود جنگل‌هاي بلوط امکان‌پذير نخواهد بود. با به خطر افتادن حيات و شادابي اين جنگل‌ها نه‌تنها امنيت غذايي و اجتماعي- اقتصادي ميليون‌ها انسان ساکن در اين منطقه به خطر خواهد افتاد بلکه تنوع زيستي و حيات‌وحش چندين گونه جانوري نيز در معرض تهديد و آسيب قرار خواهد گرفت و در نهايت پديده بياباني شدن در اين منطقه به معني واقعي کلمه اتفاق خواهد افتاد. از اين رو حفظ و حراست و بهره برداري مطلوب از جنگلها و مراتع که بعنوان بستر حيات از آن ياد مي شود نقشي قابل توجه در پايداري كشور دارد.

چه باید کرد؟

اگر چه نشر فرهنگ منابع طبیعی در بعد تخصصی و عمومی همواره مد نظر متولیان منابع طبیعی بوده است اکنون مشاهده می شود که پس از گذشت یک ثلث قرن از عمر حمهوری اسلامی، با وجود آنکه در زمینه مسایل تخصصی اقدامات مؤثری صورت گرفته ولی در زمینه آگاهی عامه مردم و حتی برخی مسئولین و علما که با نفوذ کلام خود می توانند در زمینه توجه دادن مردم به نقش مهم جنگلها و مراتع تاثیر بسزایی در بالا بردن فرهنگ منابع طبیعی داشته باشند صورت نگرفته است. به نظر می رسد اهمیت منابع طبیعی در جلوگیری از بروز بحران های زیست محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مملکت ایجاب می کند که هر از چند گاهی اهمیت این منابع خدادادی از طریق منابر و تریبونهای ائمه جمعه و جماعات برای مردم نیز بیان شود. همت وسایل ارتباط جمعی و مخصوصا رادیو و تلویزیون نباید تنها به هفته منابع طبیعی محدود شود بلکه باید در میان پرده های خود و در طول سال در مورد جنگل، مرتع، آب و خاک اطلاع رسانی لازم را برای آگاهی عموم انجام دهد. بر کسی پوشیده نیست که هرچند موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در امور منابع طبیعی و محیط زیست پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند، اما هنوز از سطح جنگلهای کشور کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛ نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم، هیچ؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. در واقع به نظر می رسد، بضاعت ستاده ها و بازخوردهای مثبت ناشی از اجرای طرحهای تحقیقاتی و پژوهشی در بخش کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست، به همراه دیگر تلاش های نوشتاری ، دیداری و شنیداری ، در مقایسه با عمق و وسعت فشاری که بر منابع طبیعی و محیط زیست کشور وارد شده و می شود، تناسبی نداشته و متاسفانه روند فزونی فرایندهای تخریب سرزمین همچنان ادامه دارد. باید گفت؛ گستره پهناور ایران زمین و تعدد مشکلات و بحران های فراروی آن در حوضه منابع طبیعی و محیط زیست چنان است که حجم کارهایی که باید انجام گیرد به مراتب بیش از کارهایی است که انجام گرفته است. چرا با وجود آن همه کوشش های شایان تقدیر، پژوهش های متعدد، انتشارات فراوان، برپایی همایش ها ، کارگاه ها و گردش های علمی ، نمایشگاه های متنوع و جذاب، تشکیل دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت و شرکت در جلسه های کارشناسی و اجرایی در سطوح مختلف مملکتی، نمی توان آن چنان که سزاوار است بازخوردهای اصلی، یعنی شاخص هایی در تایید بهبود نسبی وضعیت منابع طبیعی کشور ملاحظه کرد. چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟ چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟ و اکنون هم که با خشکیدگی گسترده، این اکوسیستم رو به زوال است! چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات ، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت. با نگاهی گذرا به زندگی روزمره مردم به خوبی متوجه می شویم که همه ما به نحوی نسبت به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست خود بی اعتنا و بی تفاوت هستیم. لذا باید آگاهی بخشی به مردم نسبت به منابع طبیعی در درجه اول اهمیت قرار گیرد. اگر مردم به حفظ و حراست از منابع طبیعی معتقد نباشند و به اهمیت حیاتی آن برای خود و آیندگان خویش آگاهی نیابند، اقدامات اداری به تنهایی کارساز نخواهد بود. کار در این زمینه باید اساسی و بنیادی صورت گیرد و تنها به هفته منابع طبیعی اکتفا نشود.



[1] - http://www.isaforestry.ir


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 12:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

ويژگي مالچ مناسب براي تثبيت ماسه هاي روان

تغييرات اقليمي سالهاي اخير و تغييرات رژيم‌هاي هيدرولوژيكي رودخانه هاي منطقه، بروز ريزگردهاي حاصل از تخريب سرزمين در كشورهاي همسايه غربي، قرار گرفتن كشورمان در كمربند خشك كره زمين، فرسايش بادي در بسياري از مناطق بياباني تشديد كرده است. اين وضعيت در برخي از كشورهاي ديگر جهان كه تقريبا در منطقه هم عرض با ايران واقع شده اند از جمله در كشورهاي غربي ايران مثل عراق، اردن، سوريه در حال تشديد شدن است و همچنين كشورهاي چين ، پاكستان ، و ساير كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس از ديرزماني با آن دست به گريبان بوده اند.  

جلوگيري از ايجاد حركت ريزگردها و تثبيت ماسه هاي در حال حركت و جلوگيري از پيشروي آنها از يكطرف و كاشت و روياندن گياهان مناسب از طرف ديگر مهمترين عوامل كاهش و يا جلوگيري از اين پديده بشمار مي رود. از چهار دهه پيش تا كنون در ايران براي تثبيت ماسه‌هاي روان عمد‌تا از مالچ هاي نفتي استفاده شده است. هزينه زياد حمل مالچ نفتي از پالايشگاه تا محل مصرف، علاوه بر محروم شدن از ساير فرآورده هايي كه مي توان با تصفيه اين ماده از آن استخراج نمود، ما را بر آن مي دارد تا مواد ديگري را براي جايگزيني آن بيابيم. تا كنون از انواع مختلف مالچ در نقاط مختلف دنيا براي تثبيت ماسه استفاده شده است ولي هر يك مسائل و مشكلاتي در بر داشته كه ما را ترغيب به يافتن ماده جديدي مي كند. در سالهاي اخير نيز شركتها و موسسات متعددي نسبت به توليد انواع مالچهاي شيميايي اقدام كرده اند كه جهت اثبات كارايي آنها براي تثبيت ماسه هاي روان نياز به بررسي و تحقيق دارند. بطور كلي ماده‌اي مي تواند در امر تثبيت ماسه‌هاي روان مورد استفاده مفيد قرار گيرد كه داراي شرايط حداقلي زير باشد:

1-             داراي خصوصياتي از قبيل سلامت از نظر محيط زيست،

2-             نفوذ پذير نسبت به آب و بارندگي،

3-             انعطاف پذير،

4-             داراي چسبندگي خوب،

5-             قابل حل در آب به طوري كه قابل مصرف بوسيله دستگاه‌هاي محلول پاش باشد

6-             مقاوم در مقابل شستشو به‌ وسيله آب باران بعد از مصرف آن،

7-             غير زيان آور براي گياهان سبز

8-             داراي منافذ كافي براي تبادل هوا و گاز به طوري كه مصرف آن براي گياهان سبز و تهويه خاك مسئله ساز نباشد

9-             در حقيقت انواعي از مالچ‌ها مي تواند براي تثبيت ماسه‌هاي روان در مناطق خشك كشور مناسب باشد كه علاوه بر داشتن شرايط فوق‌الذكر بتواند حداقل براي يك فصل زراعي، بالاي 95% از حركت ماسه‌هاي روان جلوگيري نمايد و بتواند در مقابل عوامل محيطي تخريب كننده مقاومت كرده و سطح خاك را تثبيت كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 14:58  توسط محمد خسروشاهي  | 

سمينار دفاع از 150 طرح تحقيقاتي خاتمه يافته حوزه بيابان و مرتع پايان يافت

يكصد و بيست و پنجمين سمينار دفاع از 149 طرح تحقيقاتي خاتمه يافته منابع طبيعي در حوزه بيابان و مرتع در تاريخ 92/6/19 در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور برگزار شد. اگرچه نتايج اين طرحهاي تحقيقاتي اختصاصا براي استفاده بخش هاي اجرايي سازمان جنگلها و مراتع كشور  كاربرد گسترده اي دارد اما در اين سمينار به رغم اطلاع رساني قبلي، حضور كمرنگ مديران و كارشناسان اين سازمان كاملا مشهود بود حتي صريحتر بايد بگويم كه هيچ مدير و كارشناسي از دفتر امور بيابان در اين سمينار تخصصي حضور نداشت. از جمله اين طرحها مي توان به طرح ملي "تعيين اشكال ناهمواريها، خصوصيات فيزيكي، شيميايي و مينرالوژيكي شنزارهاي کشور" اشاره كرد  كه در طول 5 سال در بيش از 20 استان كشور و با حضور بيش از 40 نفر محقق وكارشناس با هدايت آقاي مهندس عباسي در شرايط سخت مناطق بياباني انجام شده است. اين طرح ملي دستاوردهاي قابل توجهي بويژه براي حوزه بيابان- سازمان جنگلها و مراتع كشور در بر دارد. ذيلا به چكيده اي از نتايج اين طرح اشاره مي شود    

ريگزارها و يا تپه هاي ماسه بادي نتيجه عمل فرآيند فرسايش بادي هستند و يکي از منابع توليد گرد و غبار در مناطق خشک و بياباني مي باشند. هدف از اجراي اين پروژه تعيين پراکنش، مرفولوژي، فعاليت و خصوصيات فيزيکي شيميايي و مينرالوژيکي شنزارهاي کشور بوده است. نتايج اين طرح نشان داد که مساحت شنزارهاي کشور (بدون احتساب شنزارهاي استان اصفهان ) 4001060 هکتار است که سهم استانهاي کشور به ترتيب از بيشترين به کمترين عبارتند از:  استان کرمان 1220723 هکتار، خراسان بزرگ (سه استان شمالي ، رضوي و جنوبي) 888385 هکتار، سيستان و بلوچستان 638388 هکتار، يزد  416196 هکتار، سمنان 372531   هکتار، خوزستان 216219 هکتار، فارس 154352 ، هرمزگان 55671 هکتار، قم 17443، بوشهر  10538 هکتار، ايلام 3085، کرمانشاه 2322، آذربايجان غربي  1821 هکتار، آذربايجان شرقي1058 هکتار، قزوين 1053 هکتار، تهران 666 و مرکزي 609 هکتار. از نظرفراواني اشکال ناهمواريهاي ماسه اي (مرفولوژي تپه) بارخان­ 35 درصد، پهنه ماسه ­اي 21 درصد ، تپه­ هاي طولي 15 درصد، تل­­هاي گياهي يا گيرافتاده توسط گياه (شامل پيکان ماسه ­اي و نبکا ) 14 درصد ، تپه­ هاي عرضي  10 درصد ، هرم­هاي ماسه­ اي 4 درصد و تل­هاي ماسه­ اي ( تپه ­هاي گيرافتاده در اثر ناهمواريها مانند تپه ­هاي بالارونده و بادپناهي ) 2/0 درصد از سطح کشور را در بر گرفته ­اند.  از نظر فعاليت تپه­ هاي ماسه­ اي کشور که براساس حضور يا عدم حضور گياه بصورت طبيعي و دست کاشت (نهالکاري) و يا هرگونه عمليات تثبيت ديگر مانند مالچ­پاشي و  نهالکاري صورت گرفته است، حدود 78 درصد تپه­ هاي ماسه­ اي کشور فعال ، 14 درصد نيمه فعال و  مابقي يعني 11 درصد غيرفعال است. بر همين اساس حدود 16 درصد تپه­ هاي ماسه ­اي کشور بوسيله عمليات مالچ­پاشي، نهالکاري، احداث بادشکن زنده و غيرزنده و يا استقرار پوشش طبيعي تثبيت شده ومابقي يعني 84 درصد آن تثبيت نشده و بدون پوشش هستند. نتايج تجزيه­ هاي ميزان شوري و قليائيت نشان داد که مقدار هدايت الکتريکي بيشتر ريگزارهاي کشور کمتر از 4 دسي زيمنس بر متر است كه اين موضوع براي اطمينان از كارهاي بيولوژيكي تثبيت تپه هاي ماسه اي قابل توجه است. بررسي مرفولوژي تپه­ هاي ماسه­ اي نشان داد که مهمترين اشکال موجود بارخان، رشته­ هاي عرضي، تپه ­هاي طولي ، هرمهاي ماسه ­اي ، تپه­ هاي بالارونده ، نبکا و پهنه ­هاي ماسه­ اي مي­باشند. نتايج دانه ­بندي و کاني­ شناسي نشان داد که ميانگين قطر ذرات ماسه‌هاي در کل کشور حدود 2.4±0.59  في است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 13:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز ( قابل توجه محققين، كارشناسان و دست اندركاران حوزه بيابان

100روستای سیستان و بلوچستان در محاصره شن


در حالی نگاهها به دریاچه شور ارومیه و اکوسیستم طبیعی آن ختم شده که هامون با آب شیرین که زندگی هزاران نفر از ساکنان سیستان به آن وابسته است به بیابانی مملو از شنهای روان تبدیل شده و زندگی مردم را می بلعد وزش توفان و افزایش گرد و غبار تا 20 برابر حد استاندارد طی دو روز گذشته بار دیگر نفس را در سینه ساکنان سیستان حبس کرد و بیش از 100 روستا را در محاصره شن قرار داد.

به گزارش مهر، وزش باد شدید و توفان شن برای دومین بار متوالی در طی ماه گذشته ادارات زهک و هیرمند را به تعطیلی کشاند و موجب مدفون شدن تعداد بیش از 100 روستا و روانه ساختن صد ها نفر به مراکز بهداشتی و درمانی شد.

متاسفانه شدت وزش باد در سیستان طی دو روز گذشته به سرعت 100 کیلومتر در ساعت رسید و به دلیل محاصره روستاهای منطقه در مسیر شن های روان  بسیاری از محور های مواصلاتی روستاهای هیرمند و زهک مسدود شد.

سال ها است که توفان شن به دلیل خشک شدن دریاچه هامون و تبدیل باد های 120 روزه به بادهای 180 روزه نفس مردم را گرفته است و روزگار آنها را تیره و تار کرده است.  ادامه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 14:38  توسط محمد خسروشاهي  | 

تعیین خط برف در حوضه هاي آبخيز فاقد آمار برف سنجي

برای تعیین خط برف در حوضه های آبخیزی که ایستگاه برف سنجی ندارد از عنصر دما استفاده می شود . از آنجا که رخداد پديده برف در دماي صفر و کمتر از صفر اتفاق می افتد معمولا ارتفاع متناظر دماي صفر درجه سانتیگراد براي ماه هاي مختلف سال معادل خط برف در نظر گرفته می شود.  براي اينكار اطلاعات مربوط به دمای متوسط ماهانه برای ایستگاههای مورد مطالعه جمع آوری می شود. با استفاده از داده های میانگین دمای ماهانه و سالانه، گرادیان دما در حوضه مورد مطالعه تعیین می شود.  با فرض اینکه نزولات جوی در دمای صفر درجه سانتیگراد و پایین تر بصورت برف نازل می شوند، خط همتراز دمای صفر درجه در حوضه مشخص و ارتفاع مربوطه تعیین می شود. با تعیین خط صفر درجه و ترسیم آن بر روی نقشه حوضه بوسیله سیستم GIS می توان مساحت زیر پوشش برف و آب معادل برف را نیز محاسبه کرد. از این نظر برای هر ماه سه خط برف قابل محاسبه است.

1- ارتفاع دماي صفر درجه مربوط به متوسط حداقل ها، نشان دهنده حداقل ارتفاع خط ماندگاري برف بر روي زمین است.

 2- ارتفاع دماي صفر درجه مربوط به متوسط حداکثرها، نشان دهنده حداکثر ارتفاعی است که در صورت وجود پوشش برفی در حوضه، در بالاي آن ذوبی صورت نمی گیرد.

 3- ارتفاع منحنی دماي صفر درجه مربوط به متوسط ماهانه­ها، به عنوان متوسط خط ذوب و ریزش برف به کار می رود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 9:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

پاره اي از اصطلاحات ژئومرفولوژي خاص مناطق بياباني(2)

دشت رسي ( Clay plain )

در اصطلاح محلي اين اراضي به دق هاي رسي نيز موسومند . شيب اين اراضي كم (حدود يك درصد) بوده و خاك رسي سنگين و ريزدانه اين رخساره همراه با املاح سديمي با بارانهاي بهاري سبب پراكندگي ذرات آن شده و شرایط را براي باد بردگي ذرات و انواع رخساره هاي بادكندي فراهم مي سازد. درپهنه هاي رسي اصولآ ميزان رس بيشتر از سيلت است كه نشان دهنده اين است كه در زمان رسوبگذاري نهشته هاي دانه ريز، آب و هواي حوزه آبخيز مشرف به كوير، مرطوب بوده و تفاوت زيادي با آب وهواي خشك امروزي داشته است. در شرايط مرطوب، حوضه ها حالت بيوستازي داشته و هوازدگي شيميايي باعث تخريب سازندهاي زمين شناسي اوليه اين مناطق شده است. در نتيجه ذرات ريز و نرم از حوزه خارج و در پلايا رسوب نموده ومنجربه تشكيل پهنه هاي رسي امروزي شده است.

كلوت و ياردانگ  ( Kalut and yardang )

عوارض فوق از نتايج فعاليتهاي باد كندي (یا آبکندی) در صحرا و بيابان بويژه در مناطق پست و جلگه اي است كه از رسوبات و نهشته هاي ريز دانه سيلتي و رسي تشكيل شده است.این عوارض بصورت برجستگی و یا دالانهای موازی در روی زمین دیده می شود.

ماسه هاي صعودي ( رفلكسي ) بادكوب ( Wind shadow )  

در غالب دشت سرهاي جبهه و جائي كه گلاسي ها به داخل مناطق كوهستاني نفوذ كرده اند بدليل ايجاد جريانهاي بادي جهت دار ، رسوبات ماسه اي و ريزدانه دشتهاي ميانكوهي روبيده شده و حركت داده مي شود . اين ماسه ها پس از برخورد با اولين موانع مرتفع بر اساس قدرت حركتي باد در دامنه مانع (كوه) صعود نموده و ماسه هاي بالارونده و صعودي را تشكيل مي دهد بديهي است اين ماسه ها از قاعده به رأس بدليل وزن و حجم خود ريزتر مي گردند .

پادگانه يا تراسهاي آبرفتي ( Terraces)

تغييرات سطح اساس رودخانه ها سبب شروع مجدد فرسايش يا رسوبگذاري مي شود . در اين حالت رودخانه تمايل دارد نيمرخ تعادل خود را مجدداَ برقرار سازد در جريان برقراري چنين تعادلي قطعاَ بخشي از دشتهاي آبرفتي مورد تهاجم قرار گرفته و پلكانها يا تراسهائي را پديد مي آورند. وقتي چندين سطح آبرفتي بدين ترتيب كنده شود تراسها بصورت طبقاتي افقي در مجاور رودخانه شكل مي گيرند . بديهي است با جابجائي سطح اساس مواد حمل شده توسط رودخانه نيز طبقه بندي شده و در افق هاي مختلف مي توان تغييرات اساسي رودخانه و ميزان انرژي آب را بر اساس قطر دانه هاي رسوبي تخمين زده و ارزيابي كرد . چنين پديده اي را مي توان درتغييرات شيب رودخانه ها و مسيلها در ارتباط با انواع دشت سرها و دشتها پيش بيني نمود بطوريكه پادگانه ها يا تراسهاي آبرفتي را مي توانيم هم در مناطق پايكوهي و گلاسيها و هم در دشت ها در تغييرات ناگهاني شيب ها جستجو نمائيم

دشت سرهاي تراكمي ، اپانداژ يا حوضه انتهائي آبراهه ها ( Epandage plain )

به سطوح گلاسي نسبتاَ هموار با شيب ملايم (5% ­ـ 1%) كه در قلمرو واسط بين دشت سرهاي برهنه (عريان) و دشت هاي مسطح رسي ( Alluvial plain ) توسعه يافته اند دشت سرهاي پخش آب مي گويند . ضخامت مواد رسوبي در اين قلمرو زيادتر و ابعاد دانه هاي آن كمتر از دشت عريان مي باشد . ابعاد آبراهه ها از چند دسيمتر تا چند متر است و بستگي به قدرت آب دارد . شیب ها در اين بخش جز در پاي كوههاي جدا افتاده يكنواخت و كم مي باشد .

دشت هــاي واقعــي يا جلگـه هــاي رســـي

دشتهاي واقعي يا دشت سرهاي پوشيده، دشتهاي آبرفتي ريزدانه و نسبتاَ هموار با شيب ملايم كه فقط مسيلهاي واحدي را كه در واقع تجمع جريانهاي منشعب شده در دشت سر اپانداژ مي باشند از خود عبور مي دهند اينگونه دشت ها فاقد شيب بوده يا حداقل شيب ممكن را 1% ـ 0% تشكيل داده و نهايتاَ به حوضه انتهائي ( چاله هاي بسته يا كويرها) كه خود نوعي از دشت هاي اصلي مي باشند منتهي مي گردد . ضخامت زياد رسوبات آلوويالي ريزدانه مستعد و منابع غني آب سبب شده است تا بيشتر فعاليتهاي انساني و اراضي كشاورزي و زراعي روي اين دشت متمركز گردد

- اراضي پف كرده ( Puffy ground )

در اثر بالا بودن سطح آب زيرزميني در جلگه هاي رسي و آغشتگي اين آبها به املاح مختلف بويژه كلرور سديم پس از يك دوره مرطوب با افزابش دما در ايام گرم و تبخيز در اثر نيروي شعريه املاح به سمت بالا صعود نموده و در نزديكي سطح و زير قشر نازكي از خاك متبلور مي شود كه سبب پف كردگي و تورم خاك زير دانه فوقاني آن مي گردد .بديهي است با حركت در چنين زمينهائي قشرهاي پف كرده در زير پا مي شكند . چشم انداز ظاهري اين رخساره شبيه به اراضي شخم خورده زراعي است .

- رخساره دلتا يا جلگه رسي:  در مبادي ورودي به محدوده كوير ها با تغييرشيب ناگهاني بلافاصله ذرات معلق رسي و سيلتي معلق در آبهاي جاري (سيلاب ) رسوب نموده و همانند آنچه در محل اتصال رودها به درياها ته نشين مي گردند مخروط مثلثي شكل با قاعده رو به حوزه در حاشيه كوير تشكيل مي گردد كه دلتا ( مخروط ) رسي ناميده مي شود

رخساره حاشيه مرطوب 

بدليل نوسانات تراز آب زيرزميني در سالهاي خشك و پرباران اين رخساره نوسان داشته ولي غالباَ بصورت نواري حاشيه دشت رسي را در بر مي گيرد.

 رخساره سطوح نمكي :

اين رخساره در كوير بخش مركزي را تشكيل داده و توسط جلگه رسي يا دشت رسي احاطه شده است بستگي به نوسانات آب زيرزميني سطوح نمكي تشكيل يا بصورت سطوح مرطوب ظاهر مي گردند .

رخساره پهنه هاي نمكي ( Sale Flats )

سطوح هموار و مسطحي اند كه با تبخير زياد و افت آبهاي زيرزميني بوسيله قشري از نمكهاي براق و سفيد رنگ ( همانند سطوح برفي در زمستان ) پوشيده شده اند . چنين سطوحي بر خلاف سبخاها كه از نمك كمتري بهره مند بوده و پتانسيل فرسايشي و باد كندي دارند بدليل قشر نمك به راحتي در مقابل باد محافظت مي گردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 8:21  توسط محمد خسروشاهي  | 

پاره اي از اصطلاحات ژئومرفولوژي خاص مناطق بياباني(1)

تعریف واژه ها:

بدلند: شكل ژئومورفولوژي خاصي است كه بيشتر در سازندهاي سست از قبيل رس ها و مارنها قابل مشاهده است و در آن مجموعه‌اي از شيارهاي باريك و عميق با فاصله كم به وسيله بالهاي نوك تيز از هم جدا مي‌شوند. عرصه مزبور در اثر فرسايش آبي حاصل شده و از شواهد بارز مناطق بياباني است. به منظور تعيين مناطق بدلند، ابتدا سازندهاي زمين‌شناسي سست از قبيل: سازندهاي قرمز فوقاني (بخشهاي M1 و M2 ) ، هزار دره، كهريزك و شمشك، سازند قم، سازند قرمز تحتاني و ديگر سازندهاي حاوي مارنها و مادستونها و عناصر تبخيري از روي نقشه زمين‌شناسي تفكيك شده و پس از انطباق آن با نقشه توپوگرافي محدوده‌هاي بدلند معين مي شود. در انتها نيز مي توان با استفاده از تصاوير ماهواره اي موجود و بازديدهاي صحرائي مناطق تعيين شده را اصلاح كرد و در نهايت محدوده‌هاي بدلند را مشخص نمود.

كوير و زمين‌هاي نمكي

كوير يك نوع عارضه مناطق بياباني است كه در پست ترين نقطه حوضه آبخيز بوجود مي آيد  و معمولا جزو بيابانهاي مطلق به شمار مي‌رود. عوامل مختلفي در تشكيل كوير موثر هستند كه مهمترين آنها شرايط آب و هوايي، وضعيت ژئومرفولوژي، رسوبات ريزدانه، املاح و نمكهاي مختلف مانند سديم، منيزيم، پتاسيم، كلسيم و امثال آن است. بايد توجه داشت كه در کویر فرآيند تبخير هميشه غالب است به طوري كه ميتوان گفت هميشه تبخير شديدتر از ميزان آبي است كه به منطقه وارد مي شود ولي در حالت استثنائي كه تبخير ضعيف و جريانهاي آبي كافي باشد، در منطقه درياچه هاي كم عمق همراه جلگه هاي رسي تشكيل خواهد شد.

در مورد كوير تعاريف مختلفي عنوان شده است بعنوان مثال ؛ نبوي (1355) كوير را سرزمينهاي وسيع و شوره زاري مي داند،كه ميزان بارندگي سالانه آن كمتر از 10 سانتيمتر است همچنين فرج اله محمودي (1365) كوير را پديده اي خاكشناسي مي داند كه در شرايط خاصي تشكيل و توسعه مي يابد.

بستر طغياني

                بستر طغياني به سطحي گفته مي‌شود كه طي سيلاب و طغيان رودخانه توسط آب پوشيده مي‌شود. به اين محدوده دشت سيلابي نيز اطلاق مي‌گردد. اندازه ذرات تشكيل دهنده اين رسوبها در حد سيلت و رس بوده و از ذرات معلق در آب تشكيل شده‌اند. به علت ريز بودن رسوبها سرعت رسوبگذاري در اين دشتها اندك است. لايه‌بندي اين رسوبات عموماً افقي بوده و گاهي اوقات لايه‌بندي مورب و لاميناسيونهاي ريپلي نيز در آنها ديده مي‌شود. در سطح رسوبها نيز علائمي مثل تركهاي گلي و آثار باران ديده مي‌شود. همچنين قلوه سنگ هاي ريز و درشت در سطح آن نيز قابل رويت است كه نشاندهنده قدرت و وسعت سيلاب هاي منطقه مي باشد

- دشت سر

اين عارضه ژئومورفولوژيك به بخش انتهايي دامنه‌ها كه به صورت كشيده بوده و داراي شيب ملايم و طولاني است اطلاق مي‌گردد. نيمرخ طولي آن در بالادست تقعر محسوسي داشته و به سمت پايين دست به سرعت از مقدار آن كاسته شده و به صورت خط مستقيمي ظاهر مي‌گردد. ميزان شيب در مجاور كوهستان حدود 10 درجه بوده و در پايين دست تقريباً از بين مي‌رود. براي تعيين محدوده دشت سرها لازم است ابتدا مرز بين كوه و دشت در نقشه توپوگرافي معين گردد و سپس مرز بين سازندهاي سنگي و كوارترنر از روي نقشه زمين‌شناسي استخراج شود. بر اساس انطباق دو مرز مزبور محدوده‌هاي دشت سر معين مي شود و دشت سرهاي عريان و تراكمي نيز از يكديگر قابل تفكيك هستند. محدوده دشت سرها را به كمك نقشه هاي توپوگرافي نیز مي توان بر اساس فاصله خطوط تراز و درصد شيب مورد نظر تفكيك كرد

تپه‌هاي ماسه بادي ـ نبكاها

                به علت وسعت فضا و تنوع نمونه‌ها و حجم قابل توجه، سهم باد در شكل‌زايي نواحي بياباني به صورت تراكم تپه‌هاي ماسه‌اي منعكس مي‌گردد. تپه‌هاي ماسه‌اي كوچكي كه در پناه يك مانع سنگي يا گياهي بوجود آمده‌اند از فراوانترين نمونه‌ها هستند. تپه‌اي كه بوسيله گياه تثبيت شده باشد نبكا ناميده مي‌شود. در اثر قرارگيري بوته‌ها، درختان و درختچه‌ها در مقابل حركت ماسه‌ها و ليمونها، مقداري ماسه در پشت آنها تجمع يافته و تل‌هايي تشكيل مي‌دهد كه ارتفاع آنها گاهي به چند متر نيز مي‌رسد و در بيشتر موارد پيكان ماسه‌اي متحركي به آن متصل است. حجم پيكانها به حجم تل‌ گياهي بستگي دارد كه در پناه آن در جهت بادهاي مسلط كشيده شده‌اند. اين اشكال اوليه بر حسب نسبت تراكم پوشش گياهي و فراواني بادهاي ماسه‌اي در بعضي از نقاط با تراكم متغير دور هم جمع مي‌شوند.

 

گنبدهاي نمكي

                به ناهمواريهاي گنبدي شكلي گفته مي‌شود كه هسته مركزي آن را نمك تشكيل مي‌دهد و از عوارض خاص بيابان از ديدگاه ژئومورفولوژي محسوب مي‌گردند.گنبدهاي نمكي حاوي هسته نمكي مي‌باشند كه اطراف آن توسط سنگهاي رسوبي محلي احاطه شده است. در بيشتر گنبدهاي نمكي سطح فوقاني توسط طبقات رسوبي پوشيده شده و پوششي مي‌سازد كه به آن سنگ پوشش گفته مي‌شود. در برخي از گنبدهاي نمكي ضخامت سنگ‌پوش به چند صد متر مي‌رسد. البته برخي از گنبدهاي نمكي فاقد سنگ‌پوش بوده و به سطح زمين رسيده‌اند.

دود كش جن

رخساره دود كش جن متشكل از ستون هاي عمود سنگي است كه در اثر فرسايش و هوازدگي سنگ هاي كنگلومرائي بوجود آمده است و در اغلب موارد واريزه هاي بلوكي سنگي نيز در اطراف آن تجمع يافته اند.

مخروط افكنه هاي آبرفتي

مخروط افكنه ها سطوح گلاسي بادبزني شكل با منشأ آبرفتي هستند كه در محل خروج سيلاب از كوهستان و ورود به دشت تشكيل مي گردد. بدليل تغييرات انرژي آب و تغييرات سطح اساس نهشته هاي اين رخساره ناهمگن بوده و دانه ها از قطر هائي با دامنه وسيع برخوردارند . چنين رخساره يا عوارض ژئومرفولوژيكي عمدتاَ در محل خروج دره ها به دشت هاي بزرگ تشكيل مي گردند .

بطور كلي مخروط افكنه ها در روي دشت سرها و در مناطقي كه شرايط آب وهوايي، اجازه تخريب و حمل مواد را داده تشكيل گرديده است. مخروط هاي آبرفتي مخصوص نواحي بياباني و گرم نبوده بلكه در مناطق سرد و خشك و بعضاً در مناطق مرطوب نيز تشكيل مي شوند. ليكن در مناطق مرطوب جريان هاي آبي باعث از بين بردن واريزه هاي بالقوه مخروط افكنه مي شوند.

مسيل

مسیل بستر خشك و عريض رودخانه را شامل مي شود که رسوبات آن عمدتاً قلوه سنگي است ليكن در نواحي دشتي وجلگه اي بسترهاي ماسه اي نيز مشاهده مي شود.

- دشت ريگي يا رگ :

دشت ريگي، رخساره بياباني ديگري است كه در اثر عمل باد یا آب و ابقاء دانه هاي درشت از طريق تخليه دانه هاي ريزتر بصورت سنگفرش در بخشي از دشت سرهاي فرسايشي پديد مي آيد. در ميان انواع مختلف پوشش هاي سطحي بيابان ، پوشش سنگفرش يكي از بارزترين ويژگي هاي بيابان به شمار مي آيد ، پوشش سنگفرش شامل قطعه سنگ هائي است كه ممكن است زاويه دار يا گرد باشند و غالباً ضخامت كمي دارند برداشت ذرات ريز بوسيله باد ، سبب مي شود كه ذرات درشت تر در سطح باقي بماند .

ناحيه جزر و مدي حاشيه ساحل

جريانات جزر ومدي معمولا هر12 ساعت يكبار بوجود مي آيند. بطوريكه در هنگام مد آب بطرف ساحل رفته و در هنگام جزر بطرف دريا باز مي گردد رخساره فوق الذكر در اثر حمل ذرات ريز مانند رس و لاي بوجود مي آيد سرعت آب در هنگام مد بيشتر از هنگام جزر است لذا در هنگام جزر انرژي آب كمتر بوده و مقدار خيلي كمي رسوب را از طرف خشكي به دريا حمل مي كند.

......ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1392ساعت 10:54  توسط محمد خسروشاهي  | 

واگذاری قطعات دو هزارمتری زمین برای ساختن خانه ای مجلل و زیبا (از رویا تا واقعیت)!

سخنرانی دکتر محمود احمدی نژاد رئيس جمهوري اسلامي ایران در مراسم افتتاح پروژه‌های عمرانی استان كردستان در بعد از ظهر جمعه 23 فروردین ماه 1392 بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت. رئیس جمهور محترم در این سخنرانی گفته بود ما مي توانيم به راحتي به هر خانوار بيش از دو هزار متر زمين واگذار كنيم تا آنها بتوانند علاوه بر ساخت خانه اي مجلل و زيبا، به كارهاي كشاورزي نيز بپردازند.اگرچه رسانه های نوشتاری بیشتر از جنبه موقعیت زمانی این سخنرانی به آن پرداخته بودند اما روی سخن من به اصل موضوع است یعنی واگذاری دو هزار متر زمین به هر خانوار ایرانی آنهم برای ساخت خانه اي مجلل و زيبا !! که در کنار آن به كارهاي كشاورزي نيز بپردازند. قبلا هم رئيس جمهور محترم در مراسم تجليل از تعاوني‌هاي برگزيده مسكن مهر كشور در تاريخ 12 تيرماه سال 1390 ، به وجود 30 ميليون هكتار زمين بلااستفاده در كشور اشاره كرده و گفته بود كه؛ مي‌توان به هر خانواده ايراني مقداري از زمين‌هاي بلااستفاده را اجاره داد تا آنها بخشي از آن را ساخته و در بخش ديگري از آن باغ ايجاد كنند. اولين سئوالي كه به ذهن هر كسي  مي رسد اين است كه آيا واقعا اين كار شدني است؟ اين حرف رئيس جمهور رؤياست يا واقعيت است!. يعني يك خانواده ايراني مي تواند خانه اي مجلل و زيبا با يك حياط  هزار يا 2 هزار متري داشته باشد آنهم در شرايطي كه خانواده ها گرفتار تامين نيازهاي روزمره زندگي خود هستند و طيف عظيم دختر و پسرهاي جواني كه بعضا سن ازدواج آنها هم گذشته و بدليل نداشتن كار و درآمدي كه بتوانند يك آپارتمان نقلي اجاره كنند، جرئت ازدواج ندارند. فرض بگيريم كه اين زمين واگذار شد با كدام پول مي توانند خانه مجلل خود را بسازند؟ مسلما براي کشوری که مطابق آمارهاي رسمی دست کم 15 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و داشتن يك آپارتمان كوچك هم در حد يك آرزو است واگذاري يك قطعه زمين آنهم با توصيفي كه رئيس جمهور محترم از اين قطعه واگذاري داشته است يك روياست. از طرفي از كدام زمين ها به خانواده ها واگذار مي شود. آنچه زمين مناسب و حتي نامناسب در اطراف شهرها بوده تا بحال به زمين مسكوني تبديل شده است آنچنانكه رئيس سازمان امور اراضي کشاورزي کشور[1] با اشاره به تعداد شهرستان ها و دهستان هاي کشور مي گويد از سال هاي ۱۳۶۵ تا خرداد ۱۳۹۱ تعداد شهرستانها از ۱۹۵ به رقم ۴۰۲ شهرستان رسيده است. طبيعي است که با اعلام هر شهرستان بخش هايي از زمين هاي کشاورزي كه در محدوده شهري واقع شده تغيير کاربري داده است علاوه بر آن بر اساس آمار وزارت کشور تعداد دهستان هاي کشور از ۱۵۸۳ پارچه در سال ۶۵ به رقم ۲۵۱۵ پارچه در خرداد ۹۱ رسيده است. آمار فوق اين واقعيت تلخ را بيان مي کند که زمين هاي وسيعي از روستاهاي کشور که در توليد محصولات کشاورزي به کار گرفته مي شده، به تدريج تغيير کاربري داده و تبديل به زمين هاي مسکوني شده يا مي شوند. در كوير لوت و يا دشت كوير هم كه نمي شود زندگي كرد و بكار كشاورزي پرداخت. بنده ضمن احترام به پیشنهاد رویایی رئيس جمهور محترم و آرزوی توفیق برای اتمام کارها و ایده های ایشان در ماههای پایانی دوره 8 ساله ریاست جمهوری لازم مي دانم به نكات زير نیز اشاره اي داشته باشم .

با كدام امكانات : براساس سرشماری سال 1390 تعداد خانوارهای ایرانی به 21185647 واحد می رسد[2]، چنانچه به هر خانوار 2000 متر زمین واگذار شود 4237129 هکتار زمین نیاز داریم حتی اگر به نصف این خانوارها هم زمین پيشنهادی رئیس جمهور محترم واگذار شور بالغ بر 2 میلیون هکتار زمین لازم است. این در حالی است که وسعت مراكز مسكوني شهرهاي بزرگ ايران يعني 31 مركز استان حدود  347500 هكتار است و بنا به آمار ارایه شده توسط رئیس جمهور محترم در همان سخنرانی حدود 1.5 ميليون هكتار از سرزمین کشور در قالب روستاها و شهرها مورد استفاده قرار مي گيرد. باید گفت این مناطق مسکونی در طول دهها سال و به مرور زمان داراي امكانات زندگي اعم از آب و برق و گاز و تلفن و خيابان اسفالت و پارك و مسجد و مدرسه و سينما و دانشگاه و.....شده اند. تهيه چنين امكاناتي براي مساحتي بالغ بر 2 ميليون هكتار (با احتساب نصف خانوارهای ایرانی)  چند سال بدرازا خواهد كشيد؟. آیا بهتر نیست به جای این سنگهای سنگین که علامتش مشخص است فکری به حال میلیونها جوان مجرد و بعضا بیکار بکنیم تا بتوانند با تهیه یک آپارتمان کوچک تشکیل خانواده دهند. رئیس جمهور محترم گفته اند در این قطعه واگذاری خانواده ها علاوه بر ساخت خانه ای مجلل و ریبا! به کار کشاورزی هم بپردازند. مگر کشاورزی بدون آب ميسر است؟ آري ما زمين قابل كشاورزي داريم ولي آب نداريم گذشته از اين بايد به جاي توسعه سطح اراضي كشاورزي به فكر بالابردن توليد در واحد سطح باشيم و از هدر رفت زياد آب جلوگيري كنيم.  اگر قرار است در هر يك از اين قطعات دو هزارمتري 2 ميليون هكتاري كشاورزي شود چقدر آب و چند چاه عميق لازم است؟  اگر در گذشته هاي نه چندان دور در هريك از حياط هاي شهر و روستا يك چاه دستي با بيل و كلنگ و سطل و در عمق 10-15 متري به اب مي رسيد و نياز اوليه خانوارها را از نظر آب برآورده مي كرد اكنون عمق چاهها به چندين برابر قبل رسيده و با مقني و بيل و كلنگ هم امكان پذير نيست و بايد چاه عميق حفر شود. اين در حالي است كه از تعداد 688840 چاه عميق و نيمه عميق كشور بالغ بر 373450 عدد آنها در مناطق ممنوعه حفر شده اند و از 47 ميليارد متر مكعب استحصال سالانه آب زیرزمینی حدود 37 ميليارد متر مكعب آن از همين مناطق ممنوعه برداشت مي شود به همين دليل بيشتر آبخوانه هاي كشور با روند منفي تراز آب مواجهند و هرسال از حجم آبهاي زيرزميني كاسته مي شود . از طرفي  به سبب پمپاژ زياد آب از چاههاي عميق، كيفيت آبهاي زيرزميني تغيير كرده آنچنانكه شاخص "املاح محلول آب" در بيشتر نقاط كشور بيشتر از 1000 تا 1500 ميليگرم در ليتر است كه در مقايسه با ميزان مناسب براي آب شرب (500 ميليگرم در ليتر) وضع مطلوبي بشمار نمي رود. در پاره اي از مناطق آب چاهها آنقدر شور شده كه با عث تخريب خاك سطحي و اراضي كشاورزي شده و در نتيجه اين اراضي براي كشاورزي از حيز انتفاع خارج شده و رها شده اند (پدیده بیابانزایی). بسياري از درياچه ها و تالاب هاي كشور بر اثر مديريت نادرست آب در كشور و حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته اند. از اين رو در کشور خشک و نیمه خشکی مثل ایران که همواره با خشکسالیهای مکرر روبروست مسئله تامین آب برای کشاورزی، صنعت و حتی شرب یک موضوع مهم و اساسی بشمار می رود.

متاسفانه در مورد آبهاي سطحي نيز وضعيت مناسبي نداريم بطوري كه علاوه بر آلودگي تعداد زيادي از رودخانه ها، برخي از آنها نيز به شوري گراييده اند. مطالعات وزارت نيرو نشان مي دهد كه  ميزان ميانگين شوري آب رودخانه ها در پاييز سال آبي 91-90 نسبت به ميانگين دراز مدت اگر چه در 13 رودخانه كاهش داشته ولي در 32 رودخانه ديگر افزايش داشته است. بررسي فوق نشان مي دهد كه رودخانه هاي منتخب كشور در پاييز سال آبي 91-90 نسبت به ميانگين درازمدت با افزايش شوري مواجه شده اند.

از سوي ديگر ارزيابي وضعيت منابع آب از نظر شاخص هاي آسيب پذيري[3] نشان مي دهد كه، اكثر استانهاي كشور در وضعيت كمبود آبي قرار دارند. بطور مثال در 12ماهه سال آبي 90-89 (مهر لغايت شهريور ماه) ازنظر شاخص آسيب پذيري منابع آب ناشي از خشكسالي 9 ،استان در وضعيت تنش آبي ، 19 استان در حالت كمبود آبي ، 2 استان در وضعيت كمبود آبي شديد قرار داشته اند و هيچ استاني در وضعيت قابل تحمل و نرمال قرار نگرفته است. در سال آبي 89-88 نيز 17 استان در وضعيت تنش آبي، 11 استان در حالت كمبود آبي ، 1 استان در وضعيت كمبود آبي شديد و فقط يك استان در وضعيت قابل تحمل قرار داشته و باز هم هيچ استاني در وضعيت نرمال نبوده است. وزارت نيرو شاخص هاي فوق را براي ارزيابي منابع آب ناشي از خشكسالي تعريف كرده است كه در اين تعاريف، شرائط تنش آبي به وضعيتي گفته مي شود كه با تمهيدات ويژه مديريتي وبرنامه ريزي ) نرم افزاري) مي توان اين دوره را پشت سر گذارد. در شرائط كمبود آبي با اعمال تمهيدات سازه اي ( مانند حفر چاه و استفاده از حجم مرده مخازن سدها) و ساير ابتكارات مديريتي ميتوان صدمات اقتصادي را كاهش داد . ولي در هر حال نياز بخشهائي از مصارف بويژه كشاورزي تامين نخواهد شد. شرائط كمبود آبي شديد بيانگر وضعيت هشدار مي باشد يعني علاوه بر انجام راهكارهاي پيشنهادي شرائط قبل بايستي آمادگي لازم در آستانه ورود به شرائط بحران آبي را داشت. در شرائط بحراني حجم جريان سطحي نسبت به دراز مدت بيش از 70 درصد كاهش دارد و ذخائر سدهاي منطقه نيز تكافوي مصرف و نيازهاي شرب و كشاورزي رانخواهد داشت و بهره برداري بيشتر از آب زير زميني هم اصولا يا مقدور نيست و يا صدمات جدي بر منابع آب زير زميني وارد مي نمايد.

با توجه به توضيحات فوق بهتر است از ايده هاي رويايي فاصله بگيريم و با عنايت به واقعيات موجود تدبيري بينديشيم. از اين رو حرفهاي رئيس جمهور محترم در مورد واگذاري قطعات دو هزارمتري به خانواده ها، نگارنده را با سي و اندي سال مطالعه و تحقيق در حوزه كاري خويش قانع نمي كند. وقتي كه مي بينم هنوز راندمان آبياري دركشاورزي حدود 35 درصد بيان مي شود در حاليكه در برنامه 5 ساله سوم توسعه كشور (1383-1379) قرار بود به 40درصد و حتي بيشتر برسد، وقتي كه مي بينم هر سال بین 13 تا 35 درصد محصولات کشاورزی به صورت ضایعات از بین می‌رود که معادل 13 تا 35 میلیارد مترمکعب از منابع آبی کشور را هدر مي دهد[4]. وقتي كه مي بينم کارایی مصرف آب در ايران يعني ميانگين توليد به ازاي يك متر مکعب آب مصرفی بر پايه آخرين آمار ارايه شده سال زراعي 90-89 حدود 0.82 کیلوگرم است در حالیکه در کشورهای پیشرفته این مقدار به طور متوسط 2 تا 2.5 کیلوگرم براي هر متر‌مکعب آب می‏باشد و باز هم به فکر توسعه سطح اراضی کشاورزی هستیم. وقتي كه مي بينم در سال 1400 به فرض ثابت بودن مصرف سرانه آب و روند كنوني مصرف و با توجه به پيش بيني جمعيت 90 ميليون نفري كشور، 130 ميليارد متر مكعب آب نياز خواهيم داشت و اين ميزان آب از منابع تجديد پذير آبي كشور امكان پذير نخواهد بود زيرا براساس طرحهاي در دست اجرا و مطالعه وزارت نيرو و در صورت تامين منابع مالي آن  در سال 1400 حدود 113 ميليارد متر مكعب برآورد شده است و از اين رو در دهه هاي آينده با چالش آب مواجهيم[5]. وقتي كه مي بينم در اين كشور تفكر زيست‌ محيطي‌ يك آمال و آرزو بشمار مي رود و مفهوم‌ همزيستي‌ جامعه‌ و طبيعت‌ را نمي توان جانشين‌ مفهوم‌ سلطه‌ برطبيعت‌ كرد و سرانجام وقتي كه مي بينم تامين اجاره يا رهن يك آلونك براي زندگي بيشتر خانواده ها و يا فرزندانشان كه تازه ازدواج كرده و كار و درآمدي هم ندارند بصورت يك دغدغه دائمي درآمده است، حق دارم كه بگويم اين ايده آقاي رئيس جمهور يك روياست نه واقعيت.



[1] http://iranabad.com/economic_news.html?M=NEWS&MC=SHOWNEWS&m_id=4823&cntid=123

[2]  مركز آمار ايران

[3] - شركت مديريت منابع آب ايران-معاونت هماهنگي حوزه هاي آبخيز، 1390

[4] http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=1293

 

[5] rc.majlis.ir/m/report/download/731115

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 12:54  توسط محمد خسروشاهي  | 

هر روزتان نوروز، نوروزتان پيروز


با آروزي سالي خوش و شاد براي شما عزیزان

تعطیلات خوبی داشته باشید


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 9:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

بادشكن ها

واژه بادشكن كه در زبان فارسي براي كلماتي مانند  windbreak و  shelterbeltبكار برده مي شود معمولا شامل ديواره هايي از چند رديف درخت، بوته، سرشاخه و ساير مصالح مشابه است كه به منظور حفاظت مزارع، جاده ها، تاسيسات، كانالهاي آبرساني، كمربند سبز اطراف شهرهاي مناطق بياباني براي جلوگيري يا كم كردن اثرات فرسايش بادي و گرد و خاك، فرسايش خاك و در يك كلام براي كم كردن سرعت باد بكار مي رود. بادشكن ها اگر بدرستي طراحي شوند حتي در اطراف خانه ها و منازل مي توانند هزينه هاي گرمايش و سرمايش  را كاهش داده و از اين نظر در مصرف انرژي صرفه جويي شود.بادشكن هاي حفاظتي كه معمولا براي واژه shelterbelt كه گاهي نيز بصورت forestbelt ديده مي شود در كشورهايي مانند آمريكا و چين براي حفاظت مزارع كاربرد گسترده اي دارد. هدف اصلی از احداث اين نوع بادشكن محافظت محصولات کشاورزی از بلایای طبیعی، به ویژه حوادث هواشناسی و بهبود کیفیت محیط زیست و افزایش بهره وری در کشاورزی است.

بادشكن اطراف مزارع در داكوتاي شمالي-آمريكا

اين نوع بادشكن بصورت كمربندهاي حفاظتي شهرهاي واقع در مناطق بياباني براي كم كردن اثرات گرد و خاكهاي ناشي از فرسايش بادي نيز بكار مي رود. بادشكن ها ضمن كاهش سرعت باد با اثري كه در ميكروكليماي محيط خود ايجاد مي كنند، مي توانند در وضعيت اكولوژي منطقه نيز تاثير گذار باشند. اين عمل با كاهش تبخير و تعرق، تغيير درجه حرارت خاك و هواي مجاور آن و حتي تاثير در ميزان برف و رطوبت خاك سبب افزايش مقدار محصول در هكتار مي شود. از جمله مزيت هاي ديگر بادشكن تسهيل شرايط رشد گياهان و تامين امكانات مناسب براي زندگي انسان و حيات وحش در منطقه مورد نظر است


بادشكن اطراف مزارع در كشور چين

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 10:31  توسط محمد خسروشاهي  | 

مدتي اين مثنوي تاخير شد


چند هفته اي براي شركت در دوره بين المللي تكنولوژي مهار بيابان زايي به كشور چين سفر كرده بودم از اين رو اين وبلاگ براي مدتي بروز نشد. اميدوارم بتوانم در فرصتهاي مناسب تجربيات و كارهاي محققين كشور چين را در ارتباط با محيط زيست و مهار بيابانزايي براي خوانندگان خوب اين وبلاگ منتشر كنم

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 8:33  توسط محمد خسروشاهي  | 

داستان غم انگیز ریزگردها و سردرگمي مسئولین مربوطه

چند سالی است که تکرار طوفانهای گرد و غباری در استانهای جنوبی و غربی کشور بصورت یک معضل و پدیده حاد بروز و ظهور کرده است بصورتی که در بسیاری موارد تعطیلی چند روزه ادارت و مدارس مناطق مذکور را در پی داشته است. فراوانی و گستردگی این طوفانهای گرد و غباری در بسیاری موارد با عبور از زاگرس، مناطق مرکزی کشور را هم در نوردیده و آنطوری که برخی تصاویر ماهواره ای نشان می دهند حتی از البرز نیز عبور کرده است. در طول این چند سال حرف و حدیث های فراوانی نیز از سوی مسولین و دست اندرکاران مربوطه برای انجام اقداماتی در جهت کاستن از شدت و حدت این پدیده به زبان جاری شده است. حداقل دو مقام بلندبالای قبلی و فعلی سازمان حفاظت محیط زیست ایران به کشورهای همجوار سفر کرده و در طول 5-6 سال گذشته نشستهاي چند جانبه اي نيز با ترکيه، اردن، سوريه، قطر و عراق صورت گرفته است. آنچه در این مورد خاص می توان گفت این است که برایند این سفرها و نشست ها فقط در حد چند مصاحبه رسانه ای به سراجام رسیده است جالب انکه همین مصاحبه ها هم در مواقع طغیان ریزگردها و سرازیر شدن آنها به کشور و برای تسکین دل مردمی که نفس کشیدن برای آنها دشوار بوده ، به زبان آورده شده است و در بقیه ایام نه صحبتی و نه اقدامی در خور برای روزهای بحرانی صورت گرفته است. جالب اينجاست در ماده 5 آيين نامه آمادگي و مقابله با آثار زيان بار پديده گرد و غبار (ريزگردها) كه بنا به پيشنهاد سازمان حفاظت محيط زيست و به استناد اصل يكصدوسي وهشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در جلسه مورخ 21/4/1388هيئت وزيران به تصويب رسيده و بوسيله رئيس جمهور براي اجرا اعلام شده است گفته شده "وزارت جهاد كشاورزي موظف است با هماهنگي سازمان هواشناسي كشور و استانداريهاي مربوطه مطابق زمان بندي هايي كه كارگروه تعيين مي نمايد، نسبت به مالچ پاشي و ساير اقدامات مناسب در مناطق با پتانسيل فرسايش بادي بالا براساس نتايج طرح شناسايي كانونهاي بحراني بيابانزا اقدام نمايد". طرح شناسايي كانونهاي بحراني مربوط به داخل كشور است و ارتباطي با ريزگردهاي مورد نظر ندارد حتي مديران مسئول هم در مصاحبه ها كه البته هيچ منبع و ماخذ درستي ندارد به اين موضوع اشاره كرده اند. آنچنانكه معاون مناطق خشک و نيمه خشک سازمان جنگلها و مراتع كشور مي گويد11  ميليون هکتار کانون گرد و غبار در کشور عراق وجود دارد که 2 ميليون هکتار آن بحراني است و در جاي ديگري گفته مي شود 75درصد گرد و غبار هاي خارجي مربوط به کشور عراق است و بقيه مربوط به شمال آفريقا، اردن، سوريه و عربستان هستند. آمارهاي مشابهي نيز بارها از سوي رئيس سازمان حفاظت محيط زيست كشور در مصاحبه ها اعلام شده است. بايد گفت؛ آنچه تاکنون وسیله کارشناسان مربوطه به زبان آورده شده و می شود فقط در حد اظهار نظر کارشناسی است که بیشتر بر اساس تصاویرماهواره ای صورت می گیرد و بس. حتی در بسیاری از موارد نظرات متفاوتی برای منشاء این ریزگردها بیان می شود که اینهم از نبود یک تحقیق مستند و علمی است. از اينها كه بگذريم؛  در  سه چهار سال اخیر هم صحبت های زیادی از تخصیص اعتبار برای مهار ریزگردها و از زبان مسولین شنیده شده و حتی تا آنجا پیش رفتند که گفتند قرار است سطحی معادل یک میلیون هکتار از سرزمین عراق مالچپاشی شود آنهم نه با مالچ نفتی بلکه با مالچ ارگانیک! چون عراق اجازه استفاده از مالچ نفتی را بلحاظ تبعات زیست محیطی آن نمی دهد. يكي از بندهايي كه كارگروه ياد شده در دو سال پيش از جمله اقدامات خود بشمار آورده است نيز بازديد از دو منطقه مالچپاشي شده آزمايشي با مالچ غير نفتي در اهواز و كاشان بود. بنده به اتفاق گروهي از محققين موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور و كارشناسان سازمان جنگلها در ارديبهشت و خرداد 1390 از مناطق مذكور بازديد كردم و پس از گذشت چند ماه هيچ اثري از مالچ مربوطه در تثبيت ماسه هاي روان در مناطق يادشده نديدم . اخیرا هم بودجه ای در حد یک میلیارد تومان از طریق مجلس و دولت برای این کار اختصاص یافته است. کسی نیست از این آقایان بپرسد این اعتبار میلیاردی را چگونه و در کجا می خواهید هزینه کنید. آیا منشا بروز و ظهور این پدیده در عرصه چندميليون هكتاري بیابانهای عربی همجوار مشخص شده است؟. اکنون که قریب به یک دهه از بحران ریزگردها که اصطلاع عربی را هم یدک می کشند،می گذرد و مراودات بین کشوری در سطح مسولین سیاسی و اجرایی هم راه بجایی نبرده است بهتر نیست به جای مرودات سیاسی و یا در کنار آن به مراودات علمی منطقه ای و بین کشوری بهای بيشتري داده شود. یقینا اگر طی چند سال گذشته اینکار صورت می گرفت دست کم می دانستیم که اعتبارات پیش بینی شده را در کجا و چگونه خرج کنیم که بهترین نییجه عاید شود. یقین دارم با وضعیت خاص فعلی هر گونه هزینه ای که بدون پشتوانه کار تحقیقاتی، صرف اینکار شود راه بجایی نخواهد برد. اکنون اگرچه خیلی دیر شده ولی لازم است که با همکاری دستگاههای تحقیقاتی و پژوهشی کشورهای درگیر با این پدیده و با هماهنگی سازمانهای بین المللی مربوطه ، بصورت جدی با انجام پروژه های مشترک تحقیقاتی هرچه سریعتر ابتدا کانونهای بحران زا در کشورهای همجوار شناسایی شود و سپس کارهای اجرایی صورت گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1391ساعت 9:39  توسط محمد خسروشاهي  | 

برنامه نرم افزاري Crop Wat

برنا مه Crop Wat يک آبزار کاربردي است براي مهندسان آبياري تا بتوانند به کمک آن  محاسبات استاندارد براي تبخير و تعرق گياه مرجع، نياز آبي گياه و نياز آبياري گياه و مخصوصا طراحي و مديريت برنامه آبياري را به آساني انجام دهند.مدل برمبناي روش پنمن – مانتيث – فائو طراحي شده است. در اين مدل با استفاده از سه دسته اطلاعات شامل پارامترهاي هواشناسي موثر در تبخير و تعرق ،رفتار گونه هاي گياهي و ويژگيهاي خاك ، نياز آبي گياهان مختلف از روي نمونه گياه مرجع براي هر منطقه  برآورد مي­شود. معادله پنمن-مانتيث –فائو به شكل زير بيان شده است:


 كه در آن:

ET0: تبخير و تعرق استاندارد سطح مرجع برحسب ميليمتر در روز

ea-ed: فشار بخار اشباع و فشار واقعي بخار آب در هوا برحسب ميلي بار

U2: سرعت باد در روز در ارتفاع 2 متري از سطح زمين برحسب متر بر ثانيه

Rn, G: ميزان تشعشع برحسب MJm-2d-1

 Δ:  شيب منحني تغييرات فشار بخار اشباع نسبت به درجه حرارت (T)

  γ:  ثابت سايكرومتري برحسب Kpa c-1

  داده هاي اصلي مورد نياز براي معادله مذكور عبارتند از:

1)       داده هاي دمايي براي محاسبه ET0

2)       داده هاي بارش

3)       داده هاي مربوط به گياه

4)       داده هاي خاك

 در مدل Crop Wat براي محاسبه مقدار تبخير و تعرق گياه مرجع() پارامترهاي زير مورد نياز مي باشند:

ميانگين حداكثر درجه حرارت برحسب سانتيگراد ·

ميانگين حداقل درجه حرارت برحسب سانتيگراد ·

درصد حداقل رطوبت نسبي ·

ساعات آفتابي روزانه ·

سرعت باد بر حسب كيلومتر در روز ·

و تعيين نياز آبي (تبخير و تعرق) گياه از رابطه زير استفاده مي شود.

در مدل Crop Wat برنامه آبياري طي 4 مرحله زير صورت مي گيرد.

1-       بر اساس پارامتر هاي موثر در تبخير و تعرق گياه مرجع(قدرت تبخير کنندگي هوا) ( درجه حرارت- ساعات آفتابي- سرعت باد- رطوبت نسبي).

2-       با استفاده از () محاسبه شده در بالا و با معرفي ضريب گياهي (kc) و ساير خصوصيات مورد نياز گياه.

3-       بر اساس مدلهاي موجود باران موثر محاسبه و از مقدار نياز آبي مرحله 2 کم مي شود.

4-        با وارد نمودن خصوصيات فيزيکي موثر در تعيين برنامه آبياري خاک ، سناريو هاي مختلف تعيين و ارائه مي شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

ضريب گياهي مرحله اوليه رشد درختان و درختچه ها

ضريب گياهي مرحله اوليه رشد درختان و درختچه ها بايد شرايط سطح زمين در دوره پيش از رويش مجدد برگ درختان يا درختچه هاي خزان شونده يا شرايط دوره خواب يا فعاليت پايين درختان يا درختچه هاي هميشه سبز را منعكس كند. اين ضريب به مقدار پوشش چمن يا علفهاي هرز، فواصل بارندگي و آبياري، تراكم درختان و پوشش مالچ بستگي دارد. براي درختان ميوه خزان شونده در اقليم بدون يخبندان، مقدار ضريب گياهي در مرحله اوليه رشد مي تواند در خاك داراي پوشش گياهي0.8 تا 0.9 باشد و در شرايطي كه خاك بدون پوشش بوده و فواصل بارندگي يا آبياري زياد است، 0.3 تا 0.4 باشد. اين ضريب براي درختان ميوه هميشه سبز (بدون ريزش همزمان برگ ها) و داراي دوره خواب تغيير چنداني ندارد. چنانچه، پوشش گياهي 50 درصد يا كمتر باشد، اين ضريب وضعيت سطح خاك (خاك بدون پوشش، خاك با پوشش مالچ يا چمن زنده يا علفهاي هرز) را نيز، منعكس مي كند.

لازم به ذكر است كليه موارد فوق كه معمولا براي محاسبه نياز آبي گياهان در مدل كراپ وات استفاده مي شود و بطور مشروح توضيح داده شد بيشتر براي محصولات زراعي و باغي است اما چنانچه قصد استفاده از اين مدل براي گونه هاي درختي يا درختچه اي مناطق بياباني باشد دوره هاي رشد چهارگانه براي اين گونه ها خيلي مصداق پيدا نمي كند از اين نظر مراحل اوليه و توسعه را نمي توان به ميزان درصد پوشش سطح زمين ارتباط داد زيرا كاشت اين گونه ها برخلاف محصولات زراعي با فواصل نسبتا زياد صورت مي گيرد و علاوه بر پوشش سطحي، رشد ارتفاعي و حجم فضاي اشغال شده آنها نيز بايد ملاك عمل قرار گيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 8:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني (9)

3- مرحله مياني رشد

مرحله مياني رشد، از زمان برقراري پوشش كامل مؤثر شروع شده و تا رسيدن محصول ادامه مي يابد. مرحله مياني طولاني ترين مرحله رشد در گياهان چند ساله و بسياري از گياهان يکساله مي باشد. در مرحله مياني رشد، ضريب گياهي (Kc mid) به بيشترين مقدار مي رسد. تفاوت ضريب گياهي از مقدار مرجع(يعني1)، به طور عمده، ناشي از تفاوت مقاومت و ارتفاع گياه و سطح مرجع چمن و همچنين، شرايط اقليمي است.

 4- مرحله پاياني رشد

مرحله پاياني از شروع رسيدن محصول (انتهاي مرحله مياني) تا برداشت آن يا پلاسيدگي كامل گياه ادامه دارد.  محاسبه ضريب گياهي و تبخير  تعرق گياه در پايان دوره رشد يعني تا زمان برداشت، خشك شدن طبيعي و پلاسيدگي كامل گياه يا ريزش برگ ها خاتمه مييابد. براي برخي گياهان چند ساله در اقليم بدون يخبندان، رشد گياه ممكن است در سراسر سال ادامه يابد به نحوي كه، انتهاي مرحله پاياني رشد مصادف با تاريخ كشت گياه در سال پيش گردد. ضريب گياهي در انتهاي مرحله پاياني (Kc end ) ، تأثير عمليات مديريت آب و گياه را منعكس مي كند. مراحل چهار گانه فوق در شكل 5 بطور شماتيك نشان داده شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 8:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني (8)

مراحل رشد گياه

پوشش سطح زمين، ارتفاع گياه و سطح برگ با رشد گياه تغيير مي­­كند. ضريب گياهي يك گياه مشخص در طول دوره رشد به دليل تفاوت تبخير و تعرق در مراحل مختلف، تغيير مي­كند. دوره رشد گياه را ميتوان به چهار مرحله متمايز اوليه[1]،  توسعه گياه[2]،  مياني [3] و پاياني [4] تقسيم كرد. ترتيب و طول نسبي دوره و مراحل رشد انواع گياهان در شكل4 نشان داده شده است( تبخير- تعرق 1378 گياهان كميته ملي آبياري و زهكشي ايران).

1- مرحله رشد اوليه :

در طول مرحله اوليه رشد، سطح برگ محدود بوده و تبخير و تعرق، به طور عمده، به صورت تبخير از خاك سطحي است. بنابراين، ضريب گياهي در مرحله اوليه رشد(Kc ini)  هنگامي كه خاك با آبياري و بارندگي خيس شده، بالا و هنگامي كه خاك سطحي خشك است، پايين مي باشد. زمان لازم براي خشك شدن خاك به فاصله خيس شدن، توان تبخيركنندگي آتمسفر يعني (Eto) و مقدار بارندگي و آبياري بستگي دارد.

2- مرحله توسعه گياه:

مرحله توسعه گياه، از زمان پوشش گياهي 10 درصد شروع مي شود و تا زمان پوشش مؤثر كامل ادامه مييابد. زمان پوشش مؤثر كامل براي بسياري از گياهان مصادف با شروع گل دهي است. بطور مثال براي گياهان زراعي رديفي زمان پوشش مؤثر كامل هنگامي است كه با تداخل برگ بوته هاي همجوار، سايه اندازي خاك تقريباً كامل مي شود يا گياهان بدون تداخل برگ نيز، به اندازه كامل خود مي رسند. تعيين زمان پوشش مؤثركامل براي گياهان متراكم نظير غلات زمستانه و بهاره و برخي انواع علوفه دشوار بوده و بنابراين، از زمان ظهور خوشه[5](گل دهي)كه به سادگي قابل تعيين است استفاده مي شود. براي گونه هاي چمن ظريف(مرتع ديم) ارتفاع چمن قبل از رسيدن به پوشش مؤثر كامل، ممكن است، حدود 0.3 تا 0.5 متر باشد. علوفه با تراكم كشت مناسب نظير يونجه و شبدر در ارتفاع حدود 0.3 تا 0.4 متري به پوشش مؤثر كامل ميرسند. روش ديگر براي برآورد زمان پوشش مؤثر كامل هنگامي است كه نمايه سطح برگ (LAI)، 3 باشد. نمايه سطح برگ به عنوان ميانگين مجموع مساحت(يك سمت) برگ ها در واحد سطح( زمين) زيرين آن تعريف مي شود. در مرحله توسعه گياه، ضريب گياهي متناسب با پوشش سطح زمين و رشد گياه متغير است. به طور مثال، چنانچه خاك سطحي خشك و تحت تأثير سايه اندازي گياه و انتقال خُرد مقياس گرماي محسوس از خاك به پوشش گياهي باشد، ضريب گياهي0.5 متناظر با پوشش گياهي 25 تا 40 درصد است.  اغلب، ضريب گياهي 0.7 با پوشش گياهي حدود 40 تا 60 درصد متناظر مي باشد. بر مبناي نوع گياه، فاصله خيس شدن خاك و اين فرض كه گياه در زمان پوشش كامل(متناسب با شكل ظاهري و ارتفاع گياه نسبت به چمن) بيشتر از گياه مرجع آب مصرف ميكند، اين مقدار تغيير خواهد كرد.

[1]- Initial stage

[2]- Crop development stage

[3] -Mid-season stage

[4] Late season stage-

[5] - Stage of heading

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 8:58  توسط محمد خسروشاهي  | 

همايش ريزگردها و بايد و نبايدها

به همت جامعه مهندسان مشاور ايران در تاريخ 9/11/90 همايشي بي سر و صدا تحت عنوان " همايش ريزگردها" برگزار گرديد بي سر و صدا از اين جهت مي گويم كه حتي يك نفر از خبرنگاران رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري در اين همايش حضور نداشت. طبق معمول مسئولين رده بالاي مرتبط با موضوع هم كارهاي مهمتري داشتند و در اين همايش حضور پيدا نكردند. اما بنده هم كه در جمع مستمعين بودم هر چه بيشتر صحبت هاي سخنرانان را در ارتباط با پديده ريزگردها مي شنيدم بيشتر نا اميد مي شدم. براستي اين همه مصاحبه هاي پي در پي مسئولين مرتبط با موضوع چه بود. هر موقع كه وضعيت بحراني گرد و غبار استانهاي جنوب و جنوب غربي كشور را در بر مي گرفت مصاحبه اي براي تسكين آلام مردم مي شد حتي صحبت از اجرايي شدن مناطق مشخصي از عراق براي مالچ پاشي مي شد كه خوشبختانه كسي از سخنرانان و كارشناسان همايش ديروز صحبتي از مالچپاشي نكرد چون مسئله اساسي را در مديريت نادرست منابع اب بالادست منطقه هورالعظيم مي دانستند. خدا انصاف دهد كسي را كه اين كلمه مالچ را براي مهار ريزگردهاي عربي به دهان مسئولين انداخت. شمه اي از اين مصاحبه ها را مي توانيد در جاي جاي رسانه هاي موجود ببينيد.

  رئيس سازمان حفاظت محيط زيست از مالچپاشي مي گويد.  200 هزار هكتار مالچ پاشي براي مهار ريزگردها تا پايان سال 1390

   رئيس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور : چشمه‌هاي خاكي عراق كه منشا 60 درصد گرد و غبار ايران است توسط كارشناسان ايراني شناسايي شده و بزودي عمليات مالچ پاشی براي مهار آنها آغاز مي‌شود.
مسئول كميته پيگيري حل مشكل ريزگرد‌ها در مجلس شوراي اسلامي : ایران با پاشیدن مالچ به جنگ ریزگردها می رود.  
معاون وزير جهاد كشاورزي : ايران کانون های بحرانی ریزگردها در كشورهاي همسايه را مهار مي‌كند
 آيا مي توان پرسيد كه كدام مناطق بايد مالچپاشي شود؟  آيا در عرصه وسيع بروز طوفانهاي گرد و غباري، مناطق برداشت یا تغذیه گرد و غبار دقيقا شناسايي شده است؟ اصلا مگر حق داريم هر جايي را مالچپاشي كنيم ؟ با چه مالچي بايد مالچپاشي كنيم؟ مسئله جالب تر اين كه طرف عراقي اجازه استفاده از مالچ نفتي را هم نمي دهد و مايل است از مالچ غير نفتي استفاده شود. از طرفي تا كنون چنين مالچي هم براي تثبيت ماسه هاي روان معرفي نشده است. از دو سه نوع مالچ ارگانيك و پليمري هم كه تا كنون براي اينكار به دفتر امور بيابان معرفي شده و بصورت آزمايشي و بعضا تحقيقاتي كار شده است هيچكدام كارايي لازم را نداشته و در همان چند ماه اول بوسيله باد و باران تخريب شده است.   و اما آنچه تاکنون در زمینه مقابله با ریزگردها صورت گرفته، فهرست وار عبارتند از:
تشکیل کارگروه ملی گرد و غبار با مسئولیت معاون اول رییس جمهور
تدوین و تصویب آیین نامه آمادگی و مقابله با آثار زیانبار پدیده گرد و غبار در کشور
تدوین طرح ملی مدیریت گرد و غبار و تعیین تکالیف وزارتخانه ها و سازمان های ذی نفع در برنامه طرح مدیریت گرد و غبار
 اجرای طرح های متعدد، در چارچوب تکالیف تعیین شده در طرح ملی یا منطبق بر مسئولیت های سازمانی دستگاه های اجرایی
برگزاری چندین نشست دو یا چندجانبه با کشورهای عراق، ترکیه، سوریه، قطر و امضای چندین فقره توافقنامه برگزاری کارگاه های آموزشی در ایران برای کارشناسان و مدیران کشورهای موثر در پدیده گرد و غبار . همانطور که می بینید در تدوین و تصویب و تعیین تکلیف هر چه بخواهیم می گوییم و می نویسیم حال این تکلیف ها چقدر جنبه عملی به خود می گیرد بماند!
 متاسفانه در نشست هاي دو يا چند جانبه بین کشوری هم تا كنون هيچ توافقي در مورد اصلي ترين مسئله و بويژه كشور مورد نظر يعني تركيه، در رعايت حقآبه طبيعي منطقه پايين دست سدها صورت نگرفته است و يقين دارم كه به اين زودي و شايد اصلا  تركيه به چنين توافقي تن در دهد شايد بافعال کردن هرچه بیشتر دیپلماسی ملی و بين المللي و جلب همکاری و فشار نهادهای بین المللی، تركيه ملزم به اينكار شود. نظير كاري كه چين و كشورهاي متاثر از پديده گرد و غبار در سال 2003 انجام داد. در آن پروژه با همكاري ‪بانك توسعه آسيايي، سازمان ملل و سازمان تسهيلات زيست-محيطي جهاني يك پروژه بين‌المللي براي كمك به كشور چين به اجرا در آمد. در پروژه مذکور دولتهاي چين، مغولستان، ژاپن و كره با همكاري يكديگر طرحي بين‌المللي براي مقابله با توفانهاي گرد و خاك طراحي كردند. آيا مي توان براي اين منطقه هم و انجام چنين طرحي اميدوار بود؟. چه خوب بود كه حرفهاي ديروز كارشناسان از طريق رسانه ها به اطلاع عموم مي رسيد تا بدانند كه مهار ريزگردها به اين زودي و با مالچپاشي چندصد هكتار شدني نيست. وقتي مردم اصل موضوع را بدانند و مسئولين هم وعده هاي آنچناني ندهند مشكلات را بهتر تحمل مي كنند چون مي دانند كار به اين سادگي نيست كه آقايان در مصاحبه هاي خود مي گويند. 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 15:25  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني (7)

عوامل مؤثر بر ضريب گياهي

3- تبخير از سطح خاك

تحت شرايطي كه پوشش زمين كامل است، به دليل پايين بودن سهم تبخير از لايه خاك سطحي، ضريب گياهي تفاوت تعرق را منعكس مي­كند. هنگامي كه گياه كوچك بوده و سايه اندازي آن بر سطح زمين كم است، سهم تبخير از خاك سطحي پس از بارندگي يا آبياري بالا مي باشد. ضريب گياهي در اين شرايط، به طور عمده، از روي فاصله خيس شدن خاك تعيين مي شود. در شرايطي كه، خاك با آبياري و يا بارندگي خيس شده، تبخير از خاك سطحي قابل ملاحظه بوده و ممكن است ضريب گياهي بالاتر از 1 شود. همچنين، مقدار تبخير از خاك سطحي خشك، ناچيز و ضريب گياهي پايين بوده و ممكن است حتي، به0.1 كاهش يابد (كميته ملي آبياري و زهكشي 1387).

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 9:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني (6)

عوامل مؤثر بر ضريب گياهي

2- اقليم

يك اقليم نيمه مرطوب با ميانگين روزانه حداقل رطوبت نسبي 45 درصد و بادهاي آرام تا ملايم (ميانگين روزانه سرعت باد 2 متر بر ثانيه)، اقليم استاندارد تعريف مي شود. تغيير سرعت باد موجب تغيير مقاومت آئروديناميك و در نتيجه، تغيير ضريب گياهي، به ويژه در گياهان بلندتر از سطح مرجع چمن مي شود. تفاوت ويژگي هاي آئروديناميك سطح مرجع چمن و محصولات علاوه بر نوع گياه به شرايط اقليمي و ارتفاع گياه نيز وابسته است. تحت تفاوت مشخصات آئروديناميك، نسبت تبخير تعرق بسياري از محصولات به تبخير تعرق گياه مرجع(يعني ضريب گياهي)، اغلب، با افزايش سرعت باد و كاهش رطوبت نسبي افزايش مي يابد. به عنوان مثال، گياهان در اقليم هاي خشك تر و سرعت باد بزرگ تر(از 2 متر بر ثانيه)، داراي ضريب گياهي بالاتر و در اقليم هاي مرطوبتر و سرعت باد كوچك تر، داراي ضريب گياهي پايين تر هستند.

حدود تغيير مورد انتظار ضريب گياهي، تحت تأثير شرايط اقليمي براي گياهان كوتاه بسياركم و براي گياهان بلند، زياد است. در اقليم مرطوب و باد آرام، ضريب گياهي به تفاوت اجزاي آئروديناميك تبخير و تعرق گياه مرجع وابستگي چنداني ندارد.  در اين وضعيت، ضريب گياهي محصولات با رشد كامل، بالاتر از  1.05 نمي باشد  زيرا، محصولات با رشد كامل و گياه مرجع چمن هر دو در اين شرايط، به طور تقريبي، بيشترين مقدار تابش طول موج كوتاه را كه منبع اصلي تأمين انرژي تبخير و تعرق است، دريافت مي كنند. در شرايط رطوبت نسبي پايين، افزايش نسبي تبخير و تعرق گياهان بلند در مقايسه با گياهان كوتاه، بيشتر مي باشد. ضريب گياهي محصولات بلند( 2 تا 3 متر)، در يك اقليم بادخيز و خشك 30 درصد بيشتر از اقليم آرام و مرطوب است. افزايش ضريب گياهي در اين حالت متأثر از بالا بودن زبري آئروديناميك محصولات بلند در مقايسه با چمن مي باشد كه انتقال بخار آب از سطح گياه به آتمسفر را تشديد مي­كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 13:39  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني (5)

عوامل مؤثر بر ضريب گياهي

ضريب گياهي اثر متفاوت بودن ويژگي هاي يك محصول با شاهد يا سطح چمن را با ظاهر ثابت و پوشش گياهي كامل در يك ضريب مي گنجاند. بنابراين، انواع محصولات داراي ضرايب گياهي متفاوت هستند. متغير بودن ويژگي هاي گياه در طول دوره رشد، نيز، بر ضريب گياهي مؤثر است. سرانجام، شرايط مؤثر بر تبخير بر ضريب گياهي، نيز، تأثيرگذار است.

1- نوع گياه

به دليل تفاوت آلبيدو، ارتفاع، شرايط آئروديناميك، ويژگي هاي برگ و روزنه بين گياهان با رشد كامل و تحت آبياري مطلوب و گياه سطح مرجع، تبخير  تعرق اين دو متفاوت مي باشد. ضريب گياهي بسياري از محصولات با رشد كامل بدليل كمتر بودن فاصله كشت و بلندتر بودن ارتفاع پوشش گياهي و تفاوت زبري نسبت به سطح مرجع، بالاتر از 1 و اغلب، بين 5 تا 10 درصد بيشتر از ضريب گياهي سطح مرجع(1(Kc=  است. اين تفاوت مي تواند براي برخي گياهان بلند نظير ذرت، سرگوم يا نيشكر بين 15 تا 20 درصد افزايش يابد. ضريب گياهي براي گياهان كه، تنها، در بخش زيرين برگ روزنه داشته و يا مقاومت سطحي بالا دارند، به طور نسبي، پايين است. اين وضعيت در مركبات و اغلب  درختان ميوه خزان شونده مشاهده مي­ ­شود.كنترل تعرق و فاصله درختان، موجب مي شود كه بيشترين مقدار پوشش گياهي درختان بالغ با رشد كامل، تنها، 70 درصد شود. چنانچه فاصله كشت درختان فاقد پوشش گياهي باشد، ضريب گياهي، پايين تر از 1 است (كميته ملي آبياري و زهكشي 1387).

......ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 14:49  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني (4)

- روشهاي تعيين تبخير و تعرق:

2- برآورد غير مستقيم (معادلات تجربي)

در روآبط تجربي با استفاده از داده هاي هواشناسي، تبخير و تعرق بطور غير مستقيم برآورد مي شود. بطور كلي اين روشها به پنج دسته تقسيم مي شوند: دمايي، تشعشعي، رطوبتي، تشت تبخير و ترکيبي. معمولا نوع داده هاي هواشناسي در دسترس، معيار انتخآب روش است.

2-1- روشهاي دمايي

روشهاي دمايي از دماي هوا به عنوان پارامتر معرف انرژي در دسترس براي تبخير و تعرق، استفاده مي كنند. در صورتي كه رابطه مستقيم و يگانه اي بين دما و انرژي وجود ندارد. اعتبار اين روشها منوط به واسنجي محلي است. از جمله اين روشها مي توان به روش هارگريوس- ساماني ، روش هارگريوس، روش بلاني کريدل و اصلاح شده آن توسط FAO، و روش جانسون اشاره کرد.

2-2- روشهاي رطوبتي

در اين گروه روشهايي نظير ايوانف و پاپاداکيس قرار دارند. با توجه به کشور ما که غالبا از نظر آب و هوايي مرطوب نمي باشد، لذا اين روشها کاربرد زيادي ندارند.

2-3- روشهاي تابشي

در اين گروه پارامتر تشعشع و تابش خورشيدي عامل اصلي در تعيين تبخير و تعرق محسوب مي شود. روشهاي جنسن-هيز و اصلاح شده آن، درونباس-پروت ، ماکينگ و تورک در اين گروه قرار دارند.

2-4- روشهاي ترکيبي

براي تعيين معادله حاكم بر تبخير آب در روشهاي تركيبي از دو پديده، يكي انرژي كه باعث تبخير آب و ديگري آيروديناميك كه باعث دور كردن آب از سطح تبخير مي گردد، استفاده شده است. اين روشها نسبت به روشهاي تشعشعي به داده هاي بيشتري مثل دماي هوا، تابش خالص، سرعت باد و رطوبت نسبي نياز دارد. از شاخص ترين اين معادلات معادله پنمن مانتيث است كه توسط سازمان فائو براي تعيين تبخير و تعرق گياه مرجع توصيه شده است. آلن و همكاران(1998) يك سطح پوشش گياهي فرضي را تعريف نمودند كه در آن ارتفاع گياه و مقاومت سطحي در طول دوره رشد ثابت است و سطح پوشش گياهي، بدون كمبود آب، تبخير و تعرق مي كند. به عبارتي تبخير و تعرق از اين سطح فرضي، تحت تاثير شرايط جوي مي باشد و بوسيله پارامتر هاي هواشناسي برآورد مي شود.

مشخصات گياه فرضي آلن و همكاران عبارت بود از يك سطح وسيع و متراكم از گياه چمن با ارتفاع 12/0 متر كه كاملا بر سطح زمين سايه انداخته و بدون كمبود آب تبخير و تعرق كند.

2-5- داده‌هاي طشتك تبخير

طشتك تبخير تقريبا" در اکثر ايستگاههاي هواشناسي نصب است و يکي از وسايل بسيار ساده‌اي است که اگر مقدار تبخير از آن به دقت اندازه‌گيري و ثبت شده باشد آمار آن مي‌تواند در تخمين نياز آبي گياهان حتي در دوره‌هاي کوتاه مدت , مثلا" 10 روزه, مورد استفاده قرار گيرد. تا جائي که اطلاع در دست است 9 نوع طشت در نقاط مختلف دنيا استفاده مي‌شود که معمولي‌ترين آنها طشت کلاس A است. مشخصات اين طشتك که در ايستگاههاي هواشناسي ايران نيز بعنوان استاندارد بکار برده مي‌شود به شرح زير است:

شکل = استوانه‌اي به قطر 121 سانتي‌متر

جنس = ورق آهني گالوانيزه

عمق = 25.4 سانتي‌متر

سطح آب در داخل طشت = 5 تا 5/7 سانتي‌متر زير لبة طشت

طرز نصب طشت کلاس A اين است که روي سکوي چوبي قرار داده مي‌شود تا کف طشت 15 سانتي‌متر بالاي سطح زمين قرار گيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 13:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

فعلا فكري به حال خشك شدن درياچه هاي داخلي ايران بكنيد، ايجاد درياچه جديد پيشكشتان

امروز مطلبي تحت عنوان " کاش تصمیم گیران ما سرخ پوست بودند " توسط خانم مرضيه ناظري خبرنگار فعال ايسنا در خراسان نوشته شده توجهم را جلب كرد. توصيه مي كنم شما هم اين مطلب را بخوانيد.

از قرار معلوم طرحهاي بلند پروازانه و شايد رؤيايي كه قبلا هم ارايه شده و پس از بررسي هاي اوليه امكان انجام آنها عملي تشخيص داده نشده مجددا مطرح شده است از جمله اين طرحها مي توان به چند طرح مشابه از قبيل طرح ايرانرود (طرح اتصال درياي خزر به خليج فارس)، طرح ايجاد کانال کشتيراني از طريق ايجاد شکاف در کوه البرز، طرح احداث کانال لوت و طرح احداث درياچه هايي بين درياي خزر و خليج فارس اشاره كرد كه در سال هاي گذشته هم مطرح بوده است. اخيرا هم برخي از صاحب نظران يا صاحب منصبان طرح اتصال درياچه خزر به خليج فارس و انتقال آب به مناطقي از کوير مرکزي کشور در قالب ايجاد سه يا چهار درياچه مصنوعي در فرورفتگي هاي طبيعي موجود از جمله حوض سلطان، درياچه نمك، دشت كوير ،هامون و جازموريان مطرح كرده اند و در كنار آن چه رؤياهايي در سر پرورانده اند آنچنانكه با انتقال آب، کوير مرکزي ايران را به يکي از زيباترين نقاط دنيا تبديل کنند، بارندگي را در كوير مركزي افزايش دهند و در آنجا درياچه دائمي داشته باشند و..... مي توانيد آنها را در لينك هاي سايت معرفي شده در بالا ببينيد. 

بايد گفت اولا اگر قرار بود با آوردن آب در كوير مركزي ايران بارندگي ايجاد شود كه نواحي ساحلي جنوب كشور در كنار درياي بزرگ عمان و خليج فارس بايد سرسبز و پر از جنگلهاي زيبا مثل شمال كشور داشتند در حاليكه بدليل بارندگي كم در رديف مناطق بياباني قرار دارند. براي ايجاد باران بايد شرايط ديگري هم فراهم باشد تا هوا بتواند صعود كند و بارندگي ايجاد كند. به دليل نبودن شرايط لازم حتي در روي درياها هم از نظر شرايط اقليمي بيابان وجود دارد.

 ثانيا چقدر آب و با چه هزينه اي از خليج فارس بايد به كوير مركزي ايران پمپاژ شود تا بتواند تبخير 3 تا 4 هزار ميليمتري اين نواحي را جبران كرده و آبي هم در اين كفه هاي كويري ماندگار شود. اگر گذرتان در اسفند يا اوايل فروردين بعضي از سالهاي مرطوب به دشت كوير افتاده باشد اين منطقه بصورت دريايي پرآب جلوه مي كند كه تنها در فاصله اي بسيار كم چيزي جز يك كفه نمكي از آن باقي نمي ماند.

 دشت كوير

آيا بهتر نيست اين فكرها و ايده ها را براي نجات آنچه داريم بكار ببنديم تا آنها را از دست ندهيم. وضعيت اسفناك درياچه اروميه، روزهاي فلاكت بار زاينده رود، تبديل شدن رودخانه ها و حتي سواحل درياها به زباله دانهاي صنعتي و مراكز فاضلاب، كاهش سطح جنگلها و سير قهقرايي مراتع فرسوده ي كشور ، از بين رفتن صدها گونه مختلف گياهي و جانوري، فرسايش نگران كننده خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب، شوره زارهای گسترده تر و سيلابهاي شديدتر، طوفانهاي گرد و غبار، راندمان كم آبياري و توليد و ...... و در يك كلام بايد گفت شما را به خدا اگر مي توانيد كاري كنيد كه همين درياچه ها و تالاب آبدار داخلي كشور خشك نشود، ايجاد درياچه جديد و اتصال خليج فارس به درياي خزر پيشكشتان.




سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

درياچه مهارلو

درياچه اروميه

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 11:48  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني(3)

- روشهاي تعيين تبخير و تعرق:

- اندازه گيري مستقيم:

اندازه گيري هاي مستقيم به دليل در نظر گرفتن شرايط واقعي و بدست آوردن مستقيم پارامتر هاي اصلي به عنوان يكي از دقيق ترين روشها شناخته شده است. نتايج روش هاي مستقيم در همان فواصل زماني اندازه گيري شده، قابل استفاده است و تعميم آن به زمان هاي ديگر مقدور نمي باشد. همچنين گران بودن آن باعث شده كه از اين روش براي اصلاح، واسنجي و تعيين صحت روشهاي تجربي مورد استفاده قرار گيرد.  اندازه گيري مستقيم تبخير و تعرق توسط لايسيمتر صورت مي گيرد و لايسيمتر ها به دو دسته زهکش دار و وزني تقسيم مي شوند. لايسيمتر يك مخزن با ابعاد مشخص است كه در داخل خاك قرار داشته و از خاك مزرعه پر و گياه مورد نظر در آن كاشته مي شود.

براي ساخت لايسيمتر ها كرت هائي به مساحت 1تا2 متر مربع و يا دايره اي با همين قطر و به عمق هاي مختلف (تا حدود سه متر ) در بستر خاك يا شنزار ايجاد مي شود و  ديوارهاي ا طراف گودال حفر شده بوسيلاه لايه اي از مواد  مخصوص غير قابل نفوذ مي شود. كف لايسيمتر را با استفاده از  بتن به صورت قيف در آورده تا بدين وسيله آب نفوذي از پروفيل توسط لوله اي پلاستيكي به مخزن هايي متشكل از دو بطري مدرج منتقل شده و اندازه گيري شود. در زير كليه لايسيمترها يك تونل يا  زير زمين نسبتاٌ بزرگ براي كنترل و اندازه گيري آب خروجي ساخته مي شود. در اين سيستم لايسيمتري، كاهش رطوبت خاك اعم از آب خروجي از بروفيل خاك يا  مقدارتبخير و تعريق از طريق گياه و سطح خاك با دقت زيادي قابل اندازه گيري است. از آنجائي كه لايسيمترهاي زهكش دار قادر به اندازه گيري تبخير و تعرق ساعتي يا روزانه نمي باشند مي توان با استفاده از دستگاه TDR رطوبت لحظه اي را در عمق هاي مختلف لايسيمتر اندازه گيري نموده و با دستگاه data logger آنها را براي زمانهاي تعيين شده ثبت نمود. بطور كلي اساس كار در اين روش، اندازه گيري جريانهاي ورودي و خروجي آب است كه طي يك دوره زماني مشخص به حجم كنترل شده خاك وارد يا خارج مي شود و تبخير و تعرق بر اساس معادله بيلان آب تعيين مي شود

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 15:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني (2)

در مناطق خشك و بياباني و بويژه در پروژه هاي مقابله با بيابانزايي تعيين مقدار نياز آبي گياهان، يكي از نيازهاي ضروري بخشهاي اجرايي كشور محسوب مي شود. اين نياز براي بسياري از گونه هاي درختي و درختچه اي و حتي بوته اي كه براي احياي بيابانها بكار مي رود هنوز مشخص نشده است هر چند براي بسياري از گونه هاي زراعي كشور اين مهم به انجام رسيده است. اين نكته را بايد يادآوري كنم كه براي تعيين آب مورد نياز و رسيدن به اعداد واقعي  نياز آبي گونه هايي كه در عرصه هاي طبيعي كشت مي شوند احتياج به استفاده از لايسيمتر است كه متاسفانه هزينه زيادي هم دارد. اما از آنجا كه در مناطق بياباني آب بعنوان يك كالاي حياتي و با ارزش محسوب مي شود و احداث و ايجاد سيستم هاي لايسيمتري هم معمولا با هزينه هاي زيادي همراه است مي توان در نبود اينگونه ابزار و ادوات با كمك مدلهاي رياضي و حتي بسته نرم افزاري كراپ وات(Cropwat ) كه معمولا براي گياهان زراعي بكار مي رود نياز آبي گياهان را براي آبياري تكميلي در ماههاي مختلف سال بطور تقريبي برآورد كرد. قبل از پرداختن به بحث اصلي لازم است به برخي تعاريف مرتبط با موضوع اشاره اي بشود. چرا كه اگر بتوانيم تبخير و تعرق واقعي را براي گونه هاي گياهي محاسبه كنيم به مقدار تقريبي نياز آبي گونه هاي گياهي دسترسي خواهيم يافت. از اين رو واژه اي كه بيش از هر عنصر ديگري تكرار مي شود واژه تبخير و تعرق است كه خود انواع مختلفي دارد.

 تبخير و تعرق: فرايندي تركيبي است كه شامل تبخير از سطح خاك و تعرق از سطح گياه مي باشد. انتقال آب از سطح خاك به هوا را تبخير و خارج شدن آن از سطح گياه را تعرق گويند. اين دو پديده هر دو ماهيت تبخيري داشته و چون تفكيك آنها از هم پيچيده است مجموعا تبخير و تعرق ناميده مي شود.

تبخير و تعرق پتانسيل: چنانچه در محيط محدوديت آب وجود نداشته باشد، حداكثر مقدار آبي كه توسط سطوح خاك و گياه تبخير مي شود تبخير و تعرق پتانسيل ناميده مي شود.

تبخير و تعرق واقعي: وقتي كه توان تبخير كنندگي جو بيشتر از آب موجود در خاك يا گياه باشد، تبخير و تعرق پتانسيل اتفاق نمي افتد و در اين شرايط مقدار تبخير و تعرق محدود به ميزان آب قابل تبخير از سطح خاك و گياه مي شود كه آن را تبخير و تعرق واقعي مي نامند.

تبخير و تعرق گياه مرجع: همان تبخير و تعرق پتانسيل براي پوشش گياهي چمن يا يونجه است كه بطور وسيع و با پوشش يكنواخت و بطور كامل بر زمين سايه انداخته است و بدون محدوديت آب، تبخير و تعرق مي كند. در عمل براي تعيين تبخير و تعرق هر گياهي، اول تبخير و تعرق پتانسيل يا مرجع برآورد مي گردد و سپس با اعمال ضريب گياهي مناسب، تبخير و تعرق واقعي گياه، تعيين ميگردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 13:13  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه اي بر روشهاي برآورد نياز آبي گياهان در عرصه هاي طبيعي مناطق خشك و بياباني

محدود بودن منابع آب در کشور و نياز به مصرف رو به افزايش جمعيت و همچنين گرم شدن کره زمين ايجاب مي کند که استفاده از اين منبع حياتي در کليه زمينه هاي مصرف با احتياط و به درستي انجام شود. بخش عمده مصرف آب يعني بيش از 85 درصد در زمينه کشاورزي و 15درصد بقيه در صنعت و مصارف شهري مورد استفاده قرار مي گيرد. در سالهاي اخير به منظور جلوگيري از آلودگي هوا و ايجاد فضاي سبز و پارکهاي کويري و همچنين توليد علوفه و احياي مراتع در مناطق بياباني محل مصرف جديدي براي مصرف آب بوجود آمده است. از اين رو تعيين ميزان آب مورد نياز گياهان، از اولين و مهم ترين اطلاعات مورد نياز براي كشت و كار است. برآورد كمتر از مقدار واقعي آب مورد نياز گياه،  باعث تنش آبي گياهان و کاهش محصول مي شود و برعكس تخمين بيش از حد آن ضمن هدر رفتن آب، شستشوي مواد مغذي خاک و كاهش توليد را در پي دارد. پژوهش هاي مربوط به نياز آبي گياهان، در حدود يك قرن است آغاز شده و كماكان نيز ادامه دارد. اگر به تاريخ تحول اين علم كه در جستجوي رابطه اي براي تخمين تبخير آب از خاك وگياه بوده بنگريم، ملاحظه مي شود كه معادله پنمن انگليسي در سال 1948 و مان تيث در سال 1965 بيش از هر معادله ديگر مورد بحث و بررسي قرار گرفته و هم اكنون نيز معادله تلفيقي پنمن و مان تيث، بيش از هر رابطه ديگري مورد استفاده قرار مي گيرد.

در حدود بيست سال پيش نيز، دورن باس هلندي و پرويت آمريكايي، نشريه شماره 24 فائو را كه مشعر بر تعيين نياز آبي گياهان است، تهيه و منتشر كردند و در آن نشريه، علاوه بر معادله پنمن، معادلات متداول ديگر و يا تغيير شكل يافته آنها را نيز عرضه داشته و دستور العمل نسبتا جامعي براي كاربرد اين نشريه آماده ساختند. كاربرد بيست ساله اين نشريه در اقاليم گوناگون نشان داد كه معادله پنمن تعديل شده و اصلاح شده در اغلب موارد تبخير و تعرق از يك پوشش چمني مبنا را كه پايه محاسبات بعدي براي تبديل آن به نياز آبي كشت مورد نظر است، به ميزان 15 تا 20 درصد بيش از واقعيت برآورد مي کند. در 22 سالي كه از انتشار نشريه 24 فائو مي گذرد[1]  دانشمندان و پژوهندگان كوشش كرده اند كه معادلات و روبط مختلف را در چند نقطه كره زمين به محك تجربه بيازمايند و در اين ميان معادله تلفيقي پنمن و مان تيث ( Penmam & Monteith ) در هر دو نيمكره شمالي و جنوبي و آب و هواي خشك يا مرطوب، گوي سبقت را از ساير روش ها ربوده است. در نشريه فائو به پيروي از تعريف اوليه پنمن، تبخير و تعرق از يك پوشش چمني ( ETo ) به عنوان تبخير و تعرق پايه در نظر گرفته شده است و هر چند پژوهندگان آمريكا، يونجه را جايگزين چمن ساخته اند ولي در هر دو مورد، تنوع بين گونه ها و همچنين اعمال مديريت هاي متفاوت در نگهداري آن، سبب شده است كه نتوان پوشش گياهي يكساني را در نقاط مختلف، به آساني فراهم آورد. كاربرد پنمن مانتيث بر روي هر دو گونه گياهي نشان مي دهد كه در شرايط برابر، نسبت تبخير و تعرق از يونجه( ETa ) به تبخير و تعرق از چمن ( ETg ) در حدود ۱.۳۲ بوده و با مرطوب شدن اقليم به ۱.۲۵ كاهش مي يابد. بدين جهت معادله پنمن مانتيث چنان يكپارچه و بازسازي شده است تا بتواند تبخير و تعرق را از يك پهنه كشت مجازي و نه واقعي برآورد كند و تأثير عوامل انساني، گياهي و مديريتي به كمترين مقدار كاهش يابد.

.......ادامه دارد.......

[1] - اين نشريه توسط آقاي دكتر امير برهان به فارسي ترجمه و توسط وزارت كشاورزي چاپ و منتشر شده است


+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 14:24  توسط محمد خسروشاهي  | 

سبز كردن بام های شیراز و كوچك كردن درياچه اروميه

در حالیکه سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری شیراز برای نخستین بار در کشور، ضوابط و سیاست های انگیزشی بام سبز در کلان شهر شیراز را به تصویب رسانده است نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی راه حل نجات دریاچه ارومیه را در کوچک کردن آن می داند. 
به گزارش دادنا مدیرعامل پارک ها و فضای سبز شهرداری شیراز گفته است: طرح ایجاد فضای سبز بر روی بام یا بام سبز برای نخستین بار در کشور پس از تعیین مشاور و تهیه طرح مهندسی در شورای اسلامی شهر شیراز تصویب و به شهرداری شیراز ابلاغ شد .به گفته وی بام سبز از راههای کنترل جزایر گرمایی در شهرهای بزرگ است که از چند سال پیش در چند شهر بزرگ دنیا اجرا می شود .
جزایر گرمایی مناطقی از کلان شهرهاست که به سبب تراکم ساخت و ساز و جمعیت ، دمایی بیشتر از سایر نقاط شهری دارد و طرح بام سبز یکی از راههای افزایش سرانه فضای سبز شهری است. اگرچه این اقدام بسیار پسندیده شهرداری شیراز جای تقدیر دارد اما طرح بعضی مسایل غیر کارشناسی شده آنهم از سوی افراد تاثیر گذار در تصمیم گیریهای کشوری جای سئوال است. به گزارش آفتاب نیوز قاضی پور نماینده مردم ارومیه در پاسخ به این سئوال كه با وضعیت فعلی دریاچه ارومیه آیا راه‌حلی كه بتواند حداقل در كوتاه‌مدت وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه را بهبود ببخشد وجود دارد یا خیر گفته است:در گذشته گفته شده و امروز هم تاكید می‌‌شود نگهداری دریاچه‌‌ ارومیه به این وسعت فعلی سخت است چون دچار كمبود آب هستیم. بنابراین بهترین كار در حال حاضر این است كه با برداشت نمک هم به شكل سنتی و هم صنعتی غلظت نمک دریاچه را كمتر كنیم. وی تاکید كرده است: بهترین راه‌حل این است كه از یک طرف آب از رود ارس به دریاچه ارومیه پمپاژ شده و از سوی دیگر برداشت نمک هم از دریاچه افزایش یابد تا به این‌ترتیب سطح دریاچه كوچک‌تر شود تا حفاظت از آن راحت‌تر باشد، سپس منتظر لطف خدا و بارش باران باشیم تا دوباره آب دریاچه بیشترشده و دریاچه به سر جای خودش برگردد. باید گفت لطف خدا شامل همه ما شده و می شود اما مدیریت نادرست خود را نیز نباید از نظر دور بداریم . یادتان هست که برای انتقال آب از خلیج فارس و دریای خزر به دشت كوير چه پیشنهاداتی به دولتهای قبل شده بود و چه توجیهات کارشناسی هم کرده بودند یکی از توجیهات آنها آوردن آب به کویر مرکزی ایران و تغییر اکوسیستم و تعدیل آب و هوا بود غافل از اینکه تبخیر بیش از ۳۰۰۰ میلیمتری هوا در آن منطقه چیزی جز به جای گذاشتن نمک بیشتر در آن ناحیه نبود حال خداوند این لطف را به اهالی آذربایجان کرده است و دریاچه ای را با آن وسعت و اکوسیستمی زیبا که باعث تعدیل و تلطیف آب و هوا می شود در آن دیار قرار داده ولی ما با دستکاریهای نابجا و مدیریت نادرست خود در آن حوضه آبخیز در آینده یک کویر نمک دیگر به جای خواهیم گذاشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 9:30  توسط محمد خسروشاهي  | 

ادغام دستگاه های حاکمیتی زیست محیطی کلید خورد

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ادغام دستگاه های «حاکمیتی» نظیر سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگلها و مراتع کشور و سازمان هواشناسی را در قالب یک سازمان تحت معاونت ریاست جمهوری بهتر از ادغام در قالب یک «وزارتخانه» می داند. مشروح خبر را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 9:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

به جاي اين غائله پوشش گياهي را حفظ كنيد تا محيط زيست تان دچار آسيب نشود

امروز در سايت فرارو مطلب جالبي را تحت عنوان "چرا کسی یکبار برای همیشه به این غائله پایان نمی‌دهد؟ "  ديدم كه خوب است شما هم آنرا بخوانيد

به گزارش سرویس اجتماعی فرارو؛ اواخر خرداد ماه سال جاری، وزارت بهداشت اعلام کرد که شاخص تابش اشعه ماورا بنفش در شرایط خطر بسیار زیاد است. مرکز سلامت محیط و کار این وزارت‌خانه، طی اطلاعیه‌ای اشعه ماورا بنفش را یک اشعه مضر برای سلامت پوست و چشم خواند که می‌تواند عامل بروز سرطان پوست و برخی بیماری‌های پوستی باشد.
وزارت بهداشت به مردم تمام استان‌های کشور پیشنهاد داد برای کاهش عوارض اشعه ماورا بنفش هنگام تردد در فضای آفتابی، حتماً از عینک آفتابی استفاده کنند، کرم ضد آفتاب با SPF بالای 30 بزنند، در فضای باز از کلاه و لباس مناسب استفاده کنند و به طور کلی از حضور طولانی مدت در محیط بیرون اجتناب کنند.
به دنبال این اطلاعیه، مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست، از ابلاغ بخشنامه شهرداری تهران درخصوص ممنوعیت فعالیت بدون محافظ در ساعات ۱۱ صبح تا ۱۶ بعدازظهر خبر داد. همچنین استفاده از زمین چمن‌های مصنوعی در تمامی پارک‌ها و مراکز تفریحی شهرداری تهران ممنوع شد.
رئیس شورای شهر تهران نیز به سازمان تربیت بدنی پیشنهاد داد استخرهای روباز تا زمانی که خطر اشعه ماورای بنفش کاهش نیافته، تعطیل شوند. همزمان، پزشكان متخصص چشم و پوست نیز در بسیاری از رسانه‌ها هشدارهایی نسبت به مضرات این اشعه با عوارض پوستی و چشمی اعلام كردند.
این داستان ادامه یافت تا اوایل مرداد ماه امسال، رئیس سازمان هواشناسی كشور طی مصاحبه‌ای به صراحت مطرح شدن افزایش اشعه ماورای بنفش را دروغ خواند و اعلام کرد که طرح چنین موضوعی برای آن است كه یا عینك‌های UV بالا را زیاد وارد كرده‌اند یا می‌خواهند كرم‌های ضدآفتاب را به فروش برسانند.
به این ترتیب وزیر بهداشت شخصا وارد عمل شد و گفت: «اگر می‌گوییم در فضای باز و آفتابی تابستان، كودكان را به خیال اینكه بدن‌شان از ویتامین‌های آفتاب استفاده كند برهنه نكنید یا به آنان بگویید از كلاه نقاب‌دار استفاده كنند منظوری جز سلامتی آنان در برابر اشعه ماورای بنفش خورشید (UV) نداریم
اختلاف وزیر بهداشت و رییس سازمان هواشناسی همچنان ادامه یافت تا اینکه بهرام صانعی بار دیگر متذکر شد که سازمان هواشناسی تنها مرجعی است که از میزان اشعه ماورای بنفش اطلاع صحیح دارد.
صانعی با طرح این سوال که چرا كارشناسان وزارت بهداشت، سال‌های قبل واكنش نشان ندادند؟! باز هم اعلام کرد: « به نظرم برخی قصد سوءاستفاده دارند و می‌خواهند از طریق بحرانی اعلام كردن وضعیت، عینك دودی و كرم ضد آفتاب بفروشند.» رییس سازمان هواشناسی كشور تاكید کرد که پشت حرف‌های مسوولان وزارت بهداشت مسایل دیگری وجود دارد.
 
رسانه‌ها نیز در این مورد چنین گمانه‌زنی کرده‌اند: «آنچه از سوی این مسوول مطرح می‌شود این شبهه را به ذهن می‌رساند كه یا مسوولان وزارت بهداشت و غیره در امور تجارت عینك و ضدآفتاب ذی‌نفع هستند، یا این‌كه داستان همان داستان برنج آلوده و آب نیترات‌دار تهران است كه قرار است هفته‌ای تكذیب و هفته دیگر تایید شود، غافل از این‌كه سلامت شهروندان بازیچه نظرات مسوولان می‌شود گفتني آنكه بالا‌ترین رقم محاسبه شده در اشعه ماورای بنفش تهران مربوط به 27 می ‌سال 2007 بوده است. رقم ثبت شده برای این روز، 94/13 است.

 به هر حال به صحت و سقم مطلب بالا كاري ندارم ولي اين همين قدر مي دانم كه اگر وضعيت آلودگي هاي زيست محيطي كنترل نشود به بلاهاي بدتري هم دچار خواهيم شد . شايد براي دوري جستن از خطرات مورد اشاره فوق داشتن يك عينك دودي و ماليدن كرم ضدآفتاب به روي پوست كفايت كند اما تحقيقات متعدد نشان داده كه افزايش آلودگي هاي زيست محيطي و متعاقب آن پديده گرم شدن هوا اثرات مخربي بر حيات كره زمين دارد. افزايش وقوع سيل و خشكسالي، بيابانزايي، تشديد گرد و غبار و سایر آلاینده‌ها ، كاهش حاصلخيزي خاك و افزايش بيماريها و مرگ هاي زودرس، در اثر به هم خوردن نسبت گازهاي موجود در اتمسفر از جمله ميزان CO2  اتفاق افتاده و يا در حال وقوع است.  

يكي از راه حل هاي پيشنهادي براي جلوگيري از اين خطرات نه تنها حفظ جنگلها و مراتع بلكه افزايش پوشش گياهي كره زمين است.  امروزه توجه بیشتری به گیاهان به عنوان چاره‌ای براي كاهش آلودگی هوا در شهرها، معطوف شده است، چرا که گیاهان طی فرایند فتوسنتز کربن با جذب دی اکسید کربن و تبدیل آن به اکسیژن بطور طبیعی کربن اضافی هوا را جذب می‌کنند. همچنین طی فرایند فتوسنتز، برگ درختان سایر مواد شیمیایی مانند اکسیدهای نیتروژن، آمونیم تولید شده در هوا، بخشی از دی اکسید گوگرد و ازن که مولد قسمتی از مشکلات آلودگی و اثرات گلخانه‌ای هستند را از محیط خارج می‌کنند.
در اين راستا حتي استفاده از روش هاي مصنوعي براي پالايش كربن مطرح شده  و در بعضي نقاط اقدام به ساخت جنگل مصنوعی در شهرها دست زده‌اند. آنها تلاش کرده‌اند با مهار انرژی‌های تجدیدپذیر، درخت‌های مصنوعی زیبایی را خلق کنند که به کمک همان مکانیزم موجود در جنگل، دی‌اکسیدکربن هوا را جذب می‌کنند. اگر ما در كلانشهرها با چنين مسايلي مواجه شده ايم يكي از علت ها عدم توجه به سرانه فضاي سبز و كاهش سطح جنگلها و مراتع و سير قهقرايي پوشش  گياهي زمين است[1].



[1] - البته چون مسئله افزايش دما و مسايل مرتبط يك مسئله جهاني است لذا در کنوانسيون تغيير اقليم سازمان ملل متحد، کشور هاي عضو متعهد شدند تا راهکار هايي جهت متعادل نمودن گازهاي گلخانه اي اتمسفر يافته و به اجرا در آورند كه ايران هم يكي از همان كشورها و مسئله افزايش پوشش گياهي و ترسيب كربن نيز يكي از همان راهكارها است

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 12:0  توسط محمد خسروشاهي  | 

يك جابجايي و اين همه حرف و حديث!

بر كناري ناگهاني دكتر سلاجقه رئيس سازمان جنگل ها،مراتع و آبخيزداري کشور و مصاحبه ايشان با خبرگزاري مهر و شايعات پشت سر آن، نگراني هايي را  براي بر و بچه هاي طرفدار محيط زيست و كارشناسان منابع طبيعي كشور رقم زده است تا آنجا همه صحبت ها از سرنوشت نامعلوم سازمان جنگلها و مراتع كشور است. علي سلاجقه رئيس سابق سازمان جنگل ها، با تشريح دلايل بركناري خود از اين سازمان، گفته است: منابع طبيعي براي مسئولان جهاد كشاورزي اولويت ندارد .چون مي‌خواستند منابع طبيعي را تكه پاره كنند و من زير بارشان نرفتم، مرا بركنار كردند، ايشان همچنين در تاييد اولويت نداشتن منابع طبيعي براي مسئولان مربوطه گفته وزيرحتي يكبارهم با سازمان تماس نگرفت تا از وضعيت آتش سوزي در جنگل ها اطلاعي كسب كند. سال گذشته بخش زيادي از جنگلها در حال سوختن بود و ماهواره ها بر عليه كشور تبليغ مي‌كردند اما وزير جهاد كشاورزي يكبارهم از ما سئوالي نكرد. ايشان در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به تدوين بسته يارانه ها در كشاورزي، گفته است:10 بسته براي بخش كشاورزي تدوين شد اما در منابع طبيعي باوجود اعلام و اصرار ما هيچ كاري انجام نگرفت؛ بنابراين خودمان بسته را تدوين كرديم و به وزارتخانه فرستاديم اما باز هم هيچ خبري نشد.

در واكنش به سخنان علي سلاجقه ، عموزاده معاون حفاظت و امور اراضی سازمان جنگل ها با اشاره به جزئیات 10 مکاتبه وزیر جهاد کشاورزی برای پیشگیری و مقابله با آتش سوزی در جنگل ها  گفت: وزیر جهاد کشاورزی به هیچ وجه با ادغام این سازمان با محیط زیست و تکه تکه کردن منابع طبیعی موافق نیست. وی با اشاره به مکاتبات وزیر جهاد کشاورزی قبل و در حین آتش سوزی اظهار داشت: وزیر جهاد کشاورزی نامه‌هایی را به ارگان‌های مختلف ازجمله به معاون اول ریاست جمهوری در خصوص مسایل آتش سوزی و تجهیز امکانات مورد نیاز نوشتند و در این زمینه بسیار موفق عمل کردند.

در ارتباط با تدوين بسته يارانه ها در كشاورزي وی گفت: بسته اجرایی برای حفاظت از منابع طبیعی کشور، تجهیز یگان حفاظت و خرید دو فروند بالگرد و اعتبارات مربوط به هر بخش تهیه شده است که وزیر هم در این خصوص جلسه گذاشته و برای صدور مجوز بکارگیری یک هزار نفر برای مدت سه سال از طریق معاونت توسعه و مدیریت منابع انسانی وزارت جهاد کشاورزی دستور لازم را داده است.

عموزاده افزوده: وزیر همچنین اعلام کرده است که اگر بناست جایگاه منابع طبیعی ارتقاء پیدا کند این سازمان حفاظت محیط زیست است که باید در دل سازمان جنگل ها قرار گیرد و ادغام شود، چون سازمان حفاظت محیط زیست وظایف اجرایی ندارد در حالی که سازمان منابع طبیعی کشور دارای وظایف عدیده اجرایی است که در طول سال با 400 میلیارد تومان اعتبار آن را مدیریت می کند.

همانطور كه ملاحظه مي كنيد  طي اين چند روز روايت هاي مختلفي از زبان اين دو مسئول نقل شده كه هر يك ناقض ديگري است. اگر چند و چون اين حرف و حديث ها را به كناري نهيم انتصاب سرپرست جديد سازمان جنگل ها،مراتع و آبخيزداري کشور هم حرف و حديث هايي را به دنبال داشته است تا آنجا كه اسداله افلاكي در روزنامه همشهري از وزير سئوالي را مطرح كرده است كه  خوب است آقای وزیر توضیح دهند انتصاب فردی بدون هیچ پیشینه کاری در منابع طبیعی آن هم در راس سازمانی با این همه معضل آشکار و پنهان چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ ‌آقای وزیر آیا در سازمان جنگل‌ها که پیشینه 100 ساله دارد تا این اندازه قحط الرجال است که شما ناگزیر هستید یک روز از دانشگاه فردی را به ریاست این سازمان منصوب کنید و یک روز، مدیری را در راس آن قرار دهید که دیدگاهی کاملا متفاوت با ماهیت و هدف این سازمان دارد؟ آیا عزل ونصب‌هایی از این دست بیش از هر چیز نشان از آن ندارد که جایگاه و اهداف سازمان جنگل‌ها با اهداف و ماموریت‌های وزارت جهاد کشاورزی در تضاد است ؟ ايشان در ادامه مي گويد : آقای وزیر، سازمان جنگل‌ها بیش از هر زمانی نیاز به مدیری برخاسته از بدنه سازمان دارد؛ مدیری که علاوه بر تجربه و تخصص، عرق منابع طبیعی هم داشته باشد؛ مدیری که بتواند منابع پایه را حفظ کند و اطمینان، آرامش و دلگرمی را به جمع کارشناسان ومدیران میانی سازمان بازگرداند. با عزل و نصب‌های پی درپی و انتصاب مدیران فاقد تجربه و تخصص، بیش از این منابع طبیعی کشور را تضعیف نکنید.

و اما نكته آخر اينكه به صراحت بايد گفت اگر درك بهتري از موضوع بين مسئولان و دست اندركاران و تصميم سازان وجود مي داشت منابع طبيعي و محيط زيست ما بهتر از اين بود كه هست. در حال حاضر به دليل نبود يك برنامه و مديريت قوي براي حفاظت منابع طبيعي و محيط زيست ، بيشتر درياچه ها ، رودخانه ها و حتي درياها تبديل به زباله دانهاي صنعتي و مراكز فاضلاب شده اند، صدها گونه مختلف گياهي و جانوري محو گرديده اند، فرسايش خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب بيش از پيش نمايان شده است. جنگل ها و مراتع كه در تعديل آب و هوا و رطوبت خاك نقشي بسزا دارند، قبل از آنكه بتوانند احيا شوند نابود مي شوند . نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشد بلکه روند قهقرایی آن نیز ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تر ، سيلابهاي مخربتر و طوفانهاي خاكي بيشتري را شاهد هستیم. چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص، در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟

براستي طرح صیانت از جنگلهای شمال کشور به كجا انجاميد؟

طرح خروج دام از جنگل هاي شمال كشور چه شد؟

براي جنگل های طبیعی خارج از شمال كشور بويژه نواحی رویشی زاگرس كه حدود 20 درصد خاک کشور و 10 استان با بیش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعیتی بالغ بر 15 میلیون نفر و همچنین50 درصد دام کشور را در بر می گیرد و در معرض مداوم تخریب و کاهش کیفیت قرار گرفته اند چه برنامه ريزي شده است؟. چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟

سند راهبردي منابع طبيعي كشور كه حاصل ماهها وقت محققين و كارشناسان مربوطه بود چقدر اجرايي شد.

يقين دارم طرح مهار ريزگردها هم راه به جايي نخواهد برد و سرنوشت درياچه اروميه هم به آرال خواهد پيوست.

بايد گفت منابع طبيعي از اول مظلوم بوده است و هنوز هم مظلوم است. در طول چند دهه اخير چندين بار روي آن الحاق و ادغام صورت گرفته است. در وزارت كشاورزي و عمران روستايي، در وزارت كشاورزي و منابع طبيعي، در وزارت جهادكشاورزي و آينده اي نامعلوم! 

با اين وضعيت مسايلي از قبيل گفت و شنودهاي  چند روز اخير و شايعات پشت آنهم دغدغه هاي ديگري را  براي كارشناسان و همكاران ما به ارمغان آورده است. يقينا اين عزل و نصب هاي زودهنگام و گماردن افراد كم تجربه و فاقد تخصص بر مسند بزرگترين نهاد متولي منابع طبيعي كشور سرنوشتي جز تضعيف بيش از پيش اين سازمان و دلسردي و بي تفاوتي نیروهای کارآزموده و مجرب این سازمان را در پي نخواهد داشت. باید گفت؛ گستره پهناور ایران زمین و تعدد مشکلات و بحران های فراروی آن در حوضه منابع طبیعی و محیط زیست چنان است که حجم کارهایی که باید انجام گیرد به مراتب بیش از کارهایی است که انجام گرفته است.

اميدوارم مهندس علیرضا اورنگی سر پرست جدید سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور همچنانكه در روز معارفه خود گفته است یکی از رمزهای موفقیت در مدیریت هر سازمان نحوه تعامل آن سازمان با وزارتخانه مربوطه و سایر دستگاههای اجرایی است بتواند هنر خود را به منصه ظهور رساند و  نسبت به ارتقا و تبیین سیاست های سازمان در مجامع برون سازمانی و در راستاي ارتقا و حفاظت منابع طبیعی و آب وخاک كشور گام بردارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 12:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

آرمانشهرهاي باغ شهري

رييس جمهور محترم در مراسم تجليل از تعاوني‌هاي برگزيده مسكن مهر كشور در تاريخ 12 تيرماه سالجاري ضمن تشريح طرح جديد دولت براي مسكن، به وجود 30 ميليون هكتار زمين بلااستفاده در كشور اشاره كرد و اظهار داشت كه؛ مي‌توان به هر خانواده ايراني مقداري از زمين‌هاي بلااستفاده را اجاره داد تا آنها بخشي از آن را ساخته و در بخش ديگري از آن باغ ايجاد كنند و اگر به 20 ميليون خانوار ايراني 2 ميليون هكتار زمين اجاره بدهيم و اجازه ساخت سه طبقه را نيز به آن بدهيم، 60 ميليون خانواده ايراني خانه‌دار خواهند شد.

با اين حساب اگر هر خانواده ايراني را 4 نفر در نظر بگيريم به اين ترتيب براي 240 ميليون نفر مسكن تامين شده است!. به هر حال طرح مجدد باغ شهرها يا باغ ويلا از سوي رئيس جمهور محترم دغدغه هاي زيادي را براي مسئولين كشوري و كارشناسان مربوطه بهمراه داشته است تا آنجا كه بسياري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز به اين موضوع واكنش نشان داده اند آنچنانكه برخي از نمايندگان با بیان اینکه مقام معظم رهبری سال گذشته به دلیل سوء استفاده‌هایی که ممکن است در اجرای این طرح پیش آید مخالفت خود را با اين طرح اعلام کردند ، اظهار داشته اند كه آقاي رئيس جمهور هم بهتر است از رویاهای خود فاصله بگیرد و  به واقعیت فکر کند.  از طرفي طرح اين موضوع براي برخي از مردم هم توقع ايجاد كرده بطوريكه در بسياري از محافل عمومي و يا خصوصي صحبت از واگذاري زمين 1000 متري به مردم است.     

مسلما براي کشوری که مطابق آمارهاي رسمی دست کم 15 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و داشتن يك آپارتمان كوچك هم در حد يك آرزو است واگذاري يك قطعه زمين 1000 متري آنهم با توصيفي كه رئيس جمهور محترم از اين قطعه واگذاري داشته است يك نعمت بزرگ است كه نصيب آنها خواهد شد. بنده ضمن توفيق هر چه بيشتر رئيس جمهور محترم در چنين كارهاي بزرگي كه از سر خيرخواهي و حسن نيت قصد انجام آنرا دارند لازم مي دانم به چند نكته زير كه نمي توانم  پاسخ مناسبي براي آن داشته باشم اشاره كنم.

-در حال حاضر چنانچه وسعت مراكز مسكوني شهرهاي بزرگ ايران يعني 31 مركز استان را در نظر بگيريم مجموع مساحت آنها  3475 كيلومتر مربع يا 347500 هكتار است كه در طول ساليان متمادي و به مرور داراي امكانات زندگي اعم از آب و برق و گاز و تلفن و خيابان اسفالت و پارك و مسجد و مدرسه و سينما و دانشگاه و.....شده اند. حالا شما فكرش را بكنيد كه تهيه چنين امكاناتي براي مساحتي حدود 2 ميليون هكتار چند سال بدرازا خواهد كشيد.

-اگر قرار است كه در هر يك از اين قطعات 1000 متري 2 ميليون هكتاري باغ و فضاي سبز ايجاد شود چقدر آب و چند چاه عميق لازم است.  اگر در گذشته هاي نه چندان دور در هريك از حياط هاي شهر و روستا يك چاه دستي با بيل و كلنگ و سطل و در عمق 10-15 متري به اب مي رسيد و نياز اوليه خانوارها را از نظر آب برآورده مي كرد اكنون عمق چاهها به چندين برابر قبل رسيده و با مقني و بيل و كلنگ هم امكان پذير نيست و بايد چاه عميق حفر شود. اين در حالي است كه هم اكنون به دليل محدوديت شديد و افت كيفي منابع آبي كشور از يك سو، افزايش جمعيت، توسعه شهرنشيني، كشاورزي و صنعت و تشديد تقاضا براي آب از سوي ديگر، با چالش‌هايي اساسي روبرو هستيم كه در صورت بي‌توجهي به آن، مي‌تواند روند توسعه كشور را در آينده نزديك با موانع و تنگناهاي جدي مواجه نمايند.

- بر اساس آمار موجود حجم ورودي آبهاي زيرزميني كشور حدود ۶۳ميليارد متر مكعب و برداشت ازاين آبها سالانه  ۶۹ميليارد متر مكعب از طريق چشمه‌ها و قنوات و چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه "كه190 هزار حلقه از آنها در مناطق ممنوعه حفر شده" صورت مي گيرد يعني در حال حاضر كشور با مشكل كم آبي مواجه است. به عبارت ديگر حدود 7  ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني بهره‌برداري مي شود و تراز آن هميشه منفي است يعني هر سال با افت كمي و كيفي آب روبرو هستيم. به همين دليل هم بسياري دشت هاي كشور ممنوعه اعلام شده  و اجازه حفر چاه براي آنها داده نمي شود. اين در حالي است كه به دليل پمپاژ زياد اب از چاههاي عميق، آب بسياري از آنها به شوري گراييده و اراضي حاصلخيز قبلي شور و رها شده اند.

درياچه ها و تالاب ها از جمله دریاچه ارومیه ؛ دریاچه پریشان، تالاب بختگان، انزلی، گاوخونی، میقان، طشک، کم جان، هامون، مهارلو، میانکاله، گندمان، شادگان، هورالهویزه، هورالعظیم و  بر اثر مديريت نادرست آب در كشور و حدوث خشكساليها يا خشك شده اند و يا در شرف خشكي قرار گرفته اند.    مشكل ديگري كه در اثر افت سطح آبهاي زيرزميني خودنمايي مي كند نشست زمين است. پديده اي كه هم اكنون نشانه هاي آن در مناطق مختلف كشور از جمله ورامین، رفسنجان، زرند كرمان و همدان بروز كرده است. بررسی‌های كارشناسان سازمان نقشه‌برداری و زمین‌شناسی نيز حاكی از بروز این پدیده مخرب در جنوب تهران است. براساس محاسبات و اندازه‌گیری‌های صورت گرفته از سوی سازمان نقشه‌برداری از سال 74 تاكنون سطح وسیعی از اراضی جنوب تهران در محدوده مناطق 17، 18 و 19 به ویژه اطراف محدوده اتوبان آزادگان بین 60 تا 187 سانتی‌متر فرونشست داشته‌اند.

كيست كه نداند حياتي‌ترين‌ عامل‌ براي‌ حيات انسان و توليد محصولات‌ كشاورزي‌ آب است. ‌ از آنجا كه‌ آب‌ مهمترين‌ ركن‌ منابع‌ طبيعي‌ كشور ما محسوب‌ شود و استفاده‌ پايدار از آن‌ رمز بقاي‌ ساير اركان‌ منابع‌ طبيعي‌ است‌ لذا در هر كاري بايد آب را در اولويت نخست قرار داد و هر گونه توسعه اي را ار دريچه آب نگاه كرد. با وضعیتي كه فوقا بدان اشاره شد آیا در حال  حاضر  اجرای چنین طرحی در کشور امکانپذیر است؟ 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 17:0  توسط محمد خسروشاهي  | 

چالش ريزگردها و اظهار نظرها

 صبح بيستمين روز خرداد 1390 چهارمین اجلاس وزرای محیط زیست كشورهای سازمان همكاری های اقتصادی اكو به ریاست و میزبانی رییس سازمان حفاظت محیط زیست ایران و ساير كشورهای عضو شامل پاكستان، قرقیزستان، تاجیكستان، آذربایجان، تركیه، پاكستان، افغانستان، تركمنستان و قزاقستان در تهران برگزار شد. علاوه بر حضور نماینده برنامه محیطی ملل متحد UNEP‌ دراین اجلاس، وزیر محیط زیست عراق نیز به رغم عضو نبودن بصورت مهمان ويژه اكو در این اجلاس حضور داشت. اين اجلاس موقعيت ويژه اي را براي سازمان حفاظت محيط زيست ايران فراهم كرد تا بحث بروز پديده گرد و غبار و طغيان ريزگردها را كه در سال‌هاي اخير آسمان اغلب استان‌هاي غربي، جنوبي و مركزي كشور از جمله پايتخت ايران را متاثر كرده است به بحث گذارد. شايد مهمترين مسئله اي كه حتي در گفتگوي ويژه خبري چهارشنبه شب سيماي جمهوري اسلامي ايران يعني روز قبل از برگزاري اجلاس بين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست ايران و وزير محط زيست عراق وجود داشت مسئله مديريت آب در رودخانه هاي دجله و فرات از جمله سدهاي احداثي كشور تركيه بود (بگذريم كه متاسفانه از طرف اصلي و اجرايي كار يعني سازمان جنگلها و مراتع كشور كسي در اين گفتگو حضور نداشت). دو طرف اظهار اميدواري كردند در نشستي كه در آينده نزديك با كشورهاي تركيه و سوريه خواهند داشت كشور تركيه را براي رعايت حقابه طبيعي اين رودخانه ها كه سهم بسزايي در خشك شدن تالاب هورالعظيم داشته است متقاعد كنند. درست پس از چند ساعت يعني روز برگزاري كنفرانس، مصطفي دمير قائم مقام وزیر محیط زیست تركیه كه به نیابت از وزیر محیط زیست این كشور در اجلاس حضور یافته بود درباره سدهاي احداثي تركيه و موضوع ریزگردها واكنش نشان داد. ايشان صراحتا اعلام كرد ؛ اينكه سدهای تركيه عامل ايجاد ريزگرد در عراق است يك ادعای سياسی است كه روابط كشورهای همسايه را به هم می زند لذا ما توصيه مي كنيم كه كشورهای سوريه و عراق مسايل را در چارچوب های كارشناسی مطرح كنند. وی افزود با توجه به بارش هاي نامنظم تركیه كه از 250 تا 2500 میلی متر در نوسان است احداث اين سدها براي داشتن یك جریان ثابت در ررودخانه ها و همچنین تامین آب مورد نیاز در فصول كم باران ضروري بوده است. ايشان حتي (شايد هم با منت) از خدمات و اثرات مثبت این سدها براي كشورهاي سوريه و عراق نيز سخن به ميان آورد !! و با اشاره به خشكسالی سال های 2008 و 2009 در كشورهای سوریه و عراق گفت اگر تركیه سد آتاتورك را نمي ساخت، مشكلات بوجود آمده برای این كشورها در ماه های تیر و مرداد چند برابر و بسیار بیشتر از آن چیزی می شد كه اتفاق افتاد. به اين ترتيب بايد گفت مسئله مديريت آب كه مهمترين مشكل ريزگردها است به سادگي رفع نخواهد شد و اين دغدغه كماكان وجود خواهد داشت (ايكاش در كنار بحث هاي مديريت آب در منطقه، مديريت آب در كشور خودمان را در دستور كار قرار مي داديم و فكري به حال درياچه اروميه و رعايت حقابه طبيعي اين حوضه مي شد). و اكنون اما صحبت من با همكاران ايراني است كه با امضاي قراردادي با طرف عراقي متعهد به رفع اين مشكل شده اند. حاصل اين قرار داد اين است كه سطحي از عرصه عظيم منطقه برداشت يا تغديه ريزگردها در عراق طي 5 سال آينده مالچپاشي شود. دوستان ما تثبيت يك ميليون هكتار از ماسه هاي روان كشور عراق را در طول 5 سال (يعني هر سال 200 هزار هكتار) متفبل شده اند البته مديريت و نظارت را. و آنگاه به روايت آقاي مهندس محمدي زاده رفع اين مشكل تا 5 سال طول مي كشد. اما وقتي به عقبه فعاليتهاي مالچپاشي سازمان جنگلها و مراتع كشور نگاه مي كنم آمار و ارقام بيانگر چنين حركت عظيمي نيست (شايد هم لازم نبوده). چرا كه دفتر امور بيابان در طول 4 دهه آنهم با بسيج كليه امكانات فقط 220 هزار هكتار مالچپاشي كرده است و يا به استناد آمار همين دفتر در طول برنامه سوم توسعه (يعني 5 سال) 17500 هكتار مالچپاشي صورت گرفته است[1]. آنگاه چگونه مي توانيم يك ميليون هكتار از بيابانهاي كشور عراق را طي 5 سال مالچپاشي كنيم. مسئله جالب تر اين كه طرف عراقي اجازه استفاده از مالچ نفتي را هم نمي دهد و مايل است از مالچ غير نفتي استفاده شود. از طرفي تا كنون چنين مالچي هم براي تثبيت ماسه هاي روان معرفي نشده است. از دو سه نوع مالچ ارگانيك و پليمري هم كه تا كنون براي اينكار به دفتر امور بيابان معرفي شده و بصورت آزمايشي و بعضا تحقيقاتي كار شده است هيچكدام كارايي لازم را نداشته و در همان چند ماه اول بوسيله باد و باران تخريب شده است. اين نكته را هم بايد يادآوري كنم كه ايران در اين زمينه صاحب تجربه است و كلا در امور مهار بيابان زايي حرفي براي گفتن دارد ولي اين حرفها بايد حساب شده باشد و صرفا براي كم كردن التهابات مسايل زيست محيطي نباشد.

و اما نكته ديگري كه براي بنده مشخص نيست اين است كه كدام مناطق بايد مالچپاشي شود آيا در عرصه وسيع بروز طوفانهاي گرد و غباري، مناطق برداشت یا تغذیه گرد و غبار دقيقا شناسايي شده است[2]. چون در اين عرصه وسیع امکان استفاده از این شگرد فقط می تواند برای نقاطی که باعث تغذیه مجدد این ریزگردها می شود صورت گیرد که در این صورت شاید بتواند فقط تا حدودی از غلظت گرد و غبار بکاهد ولی یقینا نمی تواند این طوفانهای گرد و غباری را کاهش دهد. باید گفت راهكارهاي نهالكاري و درختكاري كه از جانب بعضي اظهار نظر كنندگان در رسانه ها ارايه شده و می شود در كوتاه مدت كارساز نيست زيرا چند سالي نياز است تا كارهاي بيولوژيكي بتوانند نقش خود را ايفا كنند. مهمترین و اساسی ترین کار رعایت حقابه طبیعی تالاب های بین النهرین بوسیله کشور های همجوار است که راهکار آن سیاسی است از این رو يكي از شايسته ترين راهكارها راضي كردن تركيه و سوريه و البته ايران است تا حق آبه‌ي طبيعي تالاب‌هاي يادشده را مجدداً برقرار سازند. رخدادي كه افغان‌ها هم در هامون تكرار كردند. در اين مورد نقش فعال سياست خارجه و سازمانهاي مسئول مي تواند كارساز باشد.

 به هر حال اگر اين برنامه پيشنهادي سازمان محيط زيست و سازمان جنگلها و مراتع كشور را بعنوان يك راه حل ضربتي و كوتاه مدت بپذيريم بنده سه پيشنهاد زير را به اين پيشنهاد اضافه مي كنم:  

1-     با توجه به اينكه اغلب چشمه‌هاي توليد گرد و غبار در كشورهاي عربستان، عراق ، سوريه ، ايران و برخي از كشورهاي همجوار واقع است. براي اين كه ميزان اثر هر يك از مناطق ياد شده در توليد و پراكنش ريزگردها به ايران مشخص شود، شايسته است كه با بررسي رسوبات به جاي مانده در استانهاي تحت تاثير و مطالعات مينرالوژيكي، اقدام به منشأيابي شود. بدين‌ترتيب، سهم و مسئوليت هر كشور در بروز بحران پيش آمده مشخص مي‌شود. افزون بر آن، با توجه به تصوير برداري‌هاي 24 ساعته از زمين توسط سنجنده‌هاي موجود در فضا، يافته‌هاي حاصل را مي‌توان با استفاده از تكنيك دورسنجي، مورد آزمون قرار داد. بايد اين نكته را اضافه كرد كه براي يك تحقيق علمي مستند داده هاي حدود 10 سال در بخشهاي مختلف هواشناسي، از جمله بررسي شرايط دمايي مناطق برداشت (در تاريخ وقوع طوفانها ) همچنين شرايط دمايي در دو طرف خليج فارس که سبب پيدايش اختلاف فشار و در نتيجه وزش باد مي­شود و شرايط رطوبتي مناطق برداشت، ميزان و شدت باد و نزولات آسماني و مطالعات زميني مورد نياز، لازم است و اين مورد مي تواند در رديف برنامه درازمدت قرار گيرد.

2-     تاسيس يك مركز تحقيقاتي ويژه براي جستجوي تكنيكها و روشهاي علمي و عملي كنترل ماسه و پايش مداوم شرايط آب و هوايي و بررسي دقيق تغييرات زيست-محيطي منطقه ضروري به نظر مي رسد. معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري كه رسالت اصلي آن كمك به تحقيقات كاربردي است و بودجه كلاني هم در اختيار دارد مي تواند در اين زمينه به كمك مراكز تحقيقاتي جهادكشاورزي و دانشگاههاي مادر در استان هاي تحت تاثير بشتابد.

3-     جلب توجه سازمانهاي بين المللي و لزوم همكاري كشورهاي منطقه و تحت تاثير پديده گرد و غبار در انجام طرح هاي عمراني و توجه به تبعات زيست محيطي آن مي تواند در شمار راهكارهاي اساسي و درازمدت محسوب شود.



[1] - مرجع: منابع طبيعي ايران-ديروز، امروز، فردا، 1383

[2] - اگرچه رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در مصاحبه هاي متعدد (تاريخ 19 و 16/3/90 شبكه 5 سيما)، آماري از يك ميليون و هشتصد هزار چشمه توليد ريزگرد ارايه كرد و همچنين يادآور شد كه 55درصد ريزگردها از عراق و 13درصد آن از سوريه است ولي معاون مناطق خشك و نيمه خشك سازمان جنگلها و مراتع كشور اعلام كرده كه در عراق مطالعات چندانی در باره ريزگردها انجام نشده و نسبت به اطلاعاتی که کارشناسان ایرانی نیاز دارند، اطلاعات موجود عراق ضعیف است لذا باید ابتدا مطالعات صورت گيرد و اطلاعات لازم تهیه شود. به هرحال خوب بود آقاي مهندس محمدي زاده منبع اين آمار اعلام مي كردند. تا جايي كه بنده اطلاع دارم مركز تحقيقات كم آبي و خشكسالي با استفاده از تصاوير ماهواره اي سنجنده ماديس( MODIS) براي سالهاي 1384 تا 1387 كانونها و جهات حركت و استقرار طوفانها را به نقشه درآورده است. به استناد اين تحقيق منشاء اين طوفانها متنوع هستند. رسوبات ريزدانه كف درياچه هاي محلي واقع در كشور عراق، رسوبات بجاي مانده در پيچانرودهاي خشك بين رودخانه هاي دجله و فرات ، كفه هاي رسي-سيلتي و نواحي بياباني كشورهاي همجوار، منشا اصلي توليد گرد و غبار و ماسه هاي روان بشمار مي روند البته مناطقي از ايران هم در توليد گرد و غبارهاي منطقه مشاركت مي كنند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 15:42  توسط محمد خسروشاهي  | 

سرنوشت آرال عبرتی برای دریاچه ارومیه

 مطلب اين پست به بهانه بازديد اخير خود و پروفسور كريستين اوپ استاد جغرافياي آب و خاك از دانشگاه ماربورك آلمان از درياچه اروميه نوشته شد. ايشان در نخستين روزهاي ارديبهشت ماه سالجاري مهمان بخش تحقيقات بيابان-موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور بود. از آنجا كه نامبرده تحقيقات زياد و قابل توجهي در درياچه آرال و همچنين مسايل مربوط به گرد و غبار در آسياي ميانه از جمله تركمنستان،ازبكستان و قزاقستان داشتند برنامه اي براي سفر به اهواز و همچنين بازديد درياچه اروميه به اتفاق ايشان و تني چند از همكاران بخش بيابان تدارك ديده شد كه ضمن بازديد، نتايج تحقيقات خود را در هر مورد در اهواز و اروميه نيز در جمع محققين و صاحب نظران استان ارايه كند. هر دو سخنراني اهواز و اروميه با استقبال خوبي برگزار شد از اقبال ما در روزهاي سفر به اهواز (5-2 ارديبهشت) و اروميه (7-6 ارديبهشت) هوا بسيار عالي و از گرد و خاك خبري نبود. فعلا گزارش سفر اهواز را به وقت ديگري موكول مي كنم و از آنجا كه سرنوشت غم انگيز و فلاكت بار درياچه آرال بسيار شبيه درياچه اروميه است قدري به اين مشابهت ها اشاره مي كنم.   

آرال در گذشته یکی از چهار دریاچهٔ بزرگ دنیا بود که ۶۸ هزار کیلومتر مربع وسعت داشت اما از دههٔ ۱۹۶۰ که دولت شوروی با انحراف مسیر رود آمودریا و سیردریا به صحرای قره‌قوم (به منظور کشاورزی) اقدام كرد این دریاچه رفته رفته آب رفت، در ۱۹۸۷ دریاچه به دو پهنهٔ آبی مجزا تقسیم شد. یک دریاچهٔ کوچک‌تر در شمال و یکی بزرگتر در جنوب. در سال ۲۰۰۳ دریاچهٔ آرال جنوبی با سرعتی بیشتر از پیش‌بینی‌ها شروع به خشکیدن کرد. چون در بخش‌های عمیق‌تر آن بخش زیرین آب شورتر از بخش روئی بود و آب زیر و رو با هم ترکیب نمی‌شدند به همین دلیل گرمای تابستان فقط به روی آب می‌رسید و آن را با سرعتی بیش از حد انتظار تبخیر می‌کرد. در همین سال دریاچهٔ جنوبی به دو دریاچه در شرق و غرب خود تقسیم شد.  که همگی در مجموع ۱۰ درصد مساحت اصلی دریاچه را داشتند. در سال ۲۰۰۹ تصاویر ماهواره‌ای نشان داد که دریاچهٔ شرقی و دریاچهٔ جنوبی هم به‌کلی خشک شده و دریاچهٔ غربی نیز بسیار کوچک‌تر شده‌است.

File:Aral Sea Continues to Shrink, August 2009.jpg

تاريخ تصوير ۲۷ آگوست ۲۰۰۹

مارس ۲۰۱۰

بخش کوچک باقی‌ماندهٔ این دریاچه هم گرفتار آلودگی‌هایی نظیر دورریزهای آزمایشهای نظامی، کودهای شیمیایی، آفت‌کش‌ها، و پسمانده‌های پروژه‌های صنعتی و همچنین درصد نمک بسیار بالا شده‌است. آلودگی زیست‌بوم بزرگ‌ترین مشکل این پهنه آبی است. در پی کاهش مساحت این دریاچه صنعت پر رونق ماهیگیری گذشته تقریباً از میان رفت و موجب بیکاری و مشکلات اقتصادی زیادی شد. همچنین منطقهٔ اطراف دریاچه آرال دچار آلودگی‌های زیست‌محیطی مهیبی شد که با افزایش بیماری‌ها خود را نشان داد. مشکلی که هم اکنون دریاچه ارومیه با آن مواجه شده است از جمله آلودگیهای زیست محیطی از قبیل آرسنیک و سطح وسیع پوشیده از نمک که از آن بعنوان سونامی نمک در آینده یاد می شود

پس‌روی آب دریاچه تغییرات آب‌وهوایی را نیز در منطقه ایجاد کرد که طی آن تابستان‌ها گرم‌تر و خشک‌تر و زمستان‌ها سردتر و طولانی‌تر شده‌اند. در سال‌های اخیر تلاش هایی از سوی دولت قزاقستان برای حفظ و احیای دریاچهٔ آرال شمالی صورت گرفته که موجب کاهش شوری آب دریاچه و افزایش تعداد ماهیان در برخی نقاط شده‌است. اما دریاچهٔ جنوبی شانس چندانی برای بقا ندارد. تخریب دریاچهٔ آرال یکی از بزرگ‌ترین فجایع زیست‌محیطی کره زمین به شمار می‌رود.

از سال ۱۹۶۰ هر سال ۲۰ تا ۶۰ کیلومترمکعب آب به جای دریا به سوی بیابان می‌رفت. بیشتر آبی که در گذشته به دریاچهٔ آرال می‌رفت تغییر مسیر داده بود و در دههٔ ۱۹۶۰ آرال آب‌رفتن خود را آغاز کرد. از ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰ هر سال به طور میانگین ۲۰ سانتی‌متر از سطح آب دریاچه کاسته می‌شد، در دههٔ ۱۹۷۰ این رقم به ۵۰ تا ۶۰ سانتی‌متر و در دههٔ ۱۹۸۰ به ۸۰ تا ۹۰ سانتی‌متر رسید. واکنش‌ها به نابودی تدریجی آرال متغیر بود. برخی کارشناسان شوروی سابق دریاچهٔ آرال را «خطای طبیعت» توصیف کرده و نابودی آن را غیرقابل اجتناب می‌دانستند. اما از سوی دیگر طرحی در دههٔ ۱۹۶۰ پیشنهاد شده بود که رودخانه‌های حوضهٔ آبریز اوب با یک پروژهٔ‌ کانال‌کشی عظیم به آسیای میانه منتقل شود که پر کردن دریاچهٔ در حال خشکیدن ارال یکی از اهداف این طرح بود. این طرح در نهایت به دلیل هزینهٔ بسیار زیاد و مخالفت افکار عمومی در روسیه در ۱۹۸۶ کنار گذاشته شد. این موضوع باید مورد توجه کسانی قرار گیرد که طرح انتقال آب از دریای خزر به دریاچه ارومیه را پیشنهاد می کنند. این طرح هم بلحاظ هزینه هنگفت و هم بلحاظ مسایل حقوقی عملی نخواهد بود

در سال ۲۰۰۷ مساحت دریاچه به ۱۰ درصد مساحت اصلی رسید و شوری آب دریاچهٔ‌ جنوبی به ۱۰۰ گرم در لیتر رسید. در مقام مقایسه میزان شوری آب دریاهای آزاد حدود ۳۵ گرم در لیتر و بحرالمیت ۳۰۰ تا ۳۵۰ گرم در لیتر است. از سال ۲۰۰۶ با احداث یک سد دریاچهٔ آرال شمالی در حال افزایش وسعت، عمق و کاهش شوری آب است اما باقی‌مانده‌های دریاچهٔ جنوبی همچنان در حال خشکیدن است وصحرای آرال‌قوم را در بستر دریاچهٔ سابق پدید آورده‌است.

   

 درياچه اروميه

                  November 2003 

دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است. حجم آب درياچه اروميه در مساحت 5822 كيلومتر مربع و باعمق متوسط 5/4 متر بالغ بر 31 ميليارد مترمكعب تخمين زده ميشود. رودخانه هاي مهم حوضه آبريز درياچه عبارتند از :سيمينه رود ، زرينه رود ، مهاباد چاي ، گدارچاي ، باراندوز چاي ،نازلوچاي ، روضه چاي ، زولاچاي ، شهرچاي در آذربايجانغربي وآجي چاي ، ليلان چاي ، آذرشهر چاي ، قلعه چاي ، صوفي چاي ،مردوق چاي و 7 رودخانه فصلي درآذربايجان شرقي وغربي بنامهاي خرخره چاي ،شيواسان چاي ،سنيخ چاي ، طسوج چاي، دريان چاي ، وگبي چاي كه اغلب در زمستان وبهار جريان دارند.

جدول مشخصات رودخانه هاي مهم حوضه درياچه اروميه در استان آذربايجان غربي

نام حوزه

 نام رودخانه

 طول رودخانه

(كيلومتر)

 سطح حوزه

(كيلومترمربع)

نام ايستگاه

حجم رواناب سالانه

(ميليون مترمكعب)

درياچه اروميه
 

زرينه رود

 ۳۴۰

۱۱۸۹۷

ساريقميش

۱۶۴۲

سيمينه رود

 ۱۴۵

۳۶۵۶

داشبند

۵۰۳

مهاباد چاي  

۸۰

۲/۱۵۲

محل سد

۳۵۱

گدار چاي  

۱۰۰

۲۱۳۷

نقده

۴۲۵

باراندوز چاي 

۷۰

۱۳۱۸

ديزج

۲۶۸

شهر چاي  

۷۰

۷۲۰

ميرآباد

۲۶۰

نازلو چاي  

۸۵

۲۲۶۷

تپيك

۳۹۹

روضه چاي  

۵۱

۴۵۳

پل ازبك

۴۱

زولا چاي   

۸۴

۲۰۹۰

چهريق عليا

۱۴۰

 

 لازم به توضیح است که سهم آب ورودی به دریاچه ارومیه از رودخانه های استان آذربایجان غربی به میزان 85 درصد واز رودخانه های استان آذربایجان شرقی 15 درصد می باشد.

متاسفانه هم اکنون مساحت اين زيست بوم طبيعي به شدت در حال کاهش است به دلايل مختلف از جمله کم آبی، برداشت بی رويه آب از منابع زيرزمينی، احداث چندين سد بر روی رودخانه های ورودی و نيز تغييرات اکوسيستم ناشی از احداث جاده، طی 10 سال گذشته حدود 40 کيلومتر مربع از سطح درياچه به شوره زار تبديل شده و شوری آب نيز به شدت افزايش يافته است. تنها جانور زنده داخل درياچه كه سخت پوستی به نام “آرتميا” است و بيش از نيمی از ترکيبات بدن آن حاوی پروتئين بوده و منبع غذايی بسيار مناسبی برای پرورش ماهی و ميگو می باشد در حال از بين رفتن است. با توجه به افزايش شوري درياچه اروميه به 350-300 گرم در ليتر و کاهش سطح آب، ميزان تراکم آرتميا در حال حاضر نسبت به 10 سال گذشته 30 برابر کاهش يافته است. گفتني آنكه شرايط طبيعي آب براي زيست و زاد و ولد آرتميا، دارا بودن املاح به ميزان 150 گرم در ليتر است.

Azarwater

سدهاي احداث شده در مسير رودخانه هاي منتهي به درياچه اروميه

ورود پساب هاي صنعتي آلوده به آرسنيك و آمونياك در حاشيه درياچه اروميه، پيامدهايي همچون احتمال بروز سرطان در انسان ها و ناباروري اراضي حاشيه اين تالاب را در پي دارد. آرسنيك شبه فلزي سنگين و سمي است و خطرات زيادي براي محيط زيست و انسان دارد.  مهم ترين اثر آن در بدن انسان، سرطان زايي است. قرار گرفتن افراد در معرض اين ماده سمي باعث ابتلابه سرطان هاي پوست، معده، ريه، كبد، كليه، مثانه و... مي شود.

مسئولين مربوطه استان علت اصلي وضعيت اسفناک پارک ملي درياچه اروميه را تغييرات آب و هوايي، کاهش نزولات آسماني، بالا رفتن دماي هوا، عدم استفاده صحيح و بهينه از آب در داخل حوزه آبي، کنترل روان آبها و احداث سازه‌هاي آبي، حفر چاههاي آب و راندمان پايين آبياري در داخل حوزه آبريز درياچه اروميه عنوان مي كنند.

 

 مقایسه تصویری دریاچه آرال و ارومیه

 خشک شدن دریاچه ارومیه     

                  ارومیه                                                            آرال

 aral sea 01 عکس های از دریاچه آرال که رو به نابودی است havades

                             ارومیه                                                          آرال

 File:Aral Sea 1989-2008.jpg

وضعيت خشك شدن درياچه آرال در فاصله زماني ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۹

 

 File:Lake Urmia 2010.jpg

    Urmia from space, 1984           Satellite image of Lake Urmia, 2010     

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

جنگل مصنوعی برای پاک کردن آلودگی هوا

 

به گزارش گیزمک كه خبرآنلاین آنرا انتشار داده است، اعضای گروه Influx Studio در یک ابتکار تازه به ساخت جنگل مصنوعی در شهر بوستون دست زده‌اند. آنها تلاش کرده‌اند با مهار انرژی‌های تجدیدپذیر، درخت‌های مصنوعی زیبایی را خلق کنند که به کمک همان مکانیزم موجود در جنگل، دی‌اکسیدکربن هوا را جذب می‌کنند. این درخت‌های مصنوعی به کمک فناوری ایجاد شده توسط یکی از اساتید دانشگاه کلمبیا با صرف انرژی تجدیدپذیر، دی‌اکسید‌کربن هوا را جذب خواهند کرد. در ساختار این درخت‌ها که Treepod نام دارند از رزین قلیایی استفاده شده که در مجاورت با هوا، دی‌اکسیدکربن آنرا جذب كرده و هوای پاک به محیط اطراف پراکنده می‌شود تا جای خود را به هوای آلوده بدهد. در انتهای این فرایند کافی است رزین اشباع‌شده در مجاورت آب قرار بگیرد تا دی‌اکسیدکربن را به درون آن آزاد کند. این درخت‌های مصنوعی را می‌توان از انواع پلاستیکهای بازیافت‌شده یا قابل‌بازیافت مانند پلی‌اتیلن‌ترفتالات (PET) که برای تولید انواع بطری‌ها به‌کار می‌رود، تولید کرد. ساختار اصلی هر درخت از یک پایه و سه بخش مجزا تشکیل شده که در نهایت تصویری شش‌ضلعی را از نمای بالا شکل خواهد داد. برای پاکسازی هوای هر منطقه به تعدادی از این درخت‌ها نیاز خواهد بود که در مجموع شبکه‌ای از درخت‌های مصنوعی برای تولید هوای پاک در بوستون را شکل خواهند داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 14:0  توسط محمد خسروشاهي  | 

چرا جنگلها و مراتع حائز اهميت هستند

سرانجام هفته منابع طبيعي امسال هم سپري شد. اگر چه انتظار اين بود كه قدري بيشتر از جنبه هاي حائز اهميت جنگلها و مراتع در بخش هاي خبري صدا و سيما و يا تريبونهاي نماز جمعه سراسر كشور به سمع و نظر مردم مي رسيد ولي طبق معمول اگر هم مسئولين صحبتي كردند بيشتر به جنبه هاي كارهاي اجرايي حال و آينده پرداختند و كسي هم نيست كه از آنها بپرسد اگر اين همه كار كرده ايد و يا قصد انجام آنرا داريد چرا سرنوشت منابع طبيعي به اين روز افتاده است آخر مسئولين قبلي هم از اين حرفها زياد گفتند و رفتند. مهم نتيجه هاي عملي و دست يافتني اين كارهاست كه متاسفانه كمتر به چشم مي خورد. بگذريم؛ اگرچه در همين وبلاگ و در موارد متعدد به اهميت منابع طبيعي اعم از جنگل، مرتع، خاك و آب پرداخته شده است لازم ديدم شمه اي از فوايد اين منابع پر اهميت را براي خوانندگان خوب و عزيز اين تارنما مرور كنم.

پاره اي از فوايد بيشمار جنگلها و مراتع:   

1ـ كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني:

هر هكتار جنگل قادر است سالانه 500 تا 2000 متر مكعب آب را در خاك نفوذ دهد  كه اين مقدار به مراتب بيشتر از زمينهاي غير جنگلي است. به طور مثال براي نفوذ يك ليتر آب در اراضي جنگلي پهن برگ 7 دقيقه و 40 ثانيه، در زمين كشاورزي 46 دقيقه و 46 ثانيه و در محيط خارج از جنگل 4 ساعت و 26 دقيقه و 40 ثانيه وقت لازم است. در عرض يك ساعت در  زمين جنگل پهن برگ 4/8 ليتر، در زمين كشاورزي 29/1 ليتر و در محيط خارج از جنگل 22/0 ليتر آب وارد خاك مي شود يعني خاصيت نفوذپذيري خاك جنگل هاي پهن برگ 40 برابر بيشتر از خاك زمين غير جنگلي مي باشد.. از طرفي درصد تبخير در سطح زمينهاي جنگلي بعلت خنكي هوا و بالا بودن رطوبت و كمتر تابيدن نور آفتاب و نبودن باد شديد بسيار كمتر از منطقه غير جنگلي مي باشد.. در آمريكا ارزش سالانه جنگل هاي دولتي را از لحاظ ذخيره آب 300 ميليون دلار و درامد آنرا از محل گردشگاهها و پارك هاي جنگلي 40 ميليون دلار تخمين مي زنند در صورتيكه از محل فروش چوب سالانه فقط 23 ميليون دلار بدست آمده است

2ـ مبارزه با آلودگي هوا:

آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا و كارخانجات و ساير منابع آلوده كننده و چه در مناطق بياباني در اثر حركت و جآبجائي ماسه ها و گرد و غبار بوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود در هواي شهرها فقط از لوله اگزوز ماشينها و يا دودكش كارخانه هاي داخل شهر خارج نمي شود بلكه بادهايي كه از اطراف مي وزند سبب مي گردند كه گرد و غبار و گازهاي كارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسكوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا كه در بالا ذكر شد نقش اساسي دارند. بطور مثال یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. همچنین درختان باد حامل ذرات ريز را شانه مي كنند و مي‌توانند در هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان كاج، گردو، پيسه آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوكاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشك و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي كنند كه باعث از بين رفتن بسياري از باكتريها و قارچ هاي تك سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توكين ( Tukin ) در سال 1956 فيتونسيد ناميده است. اين مسئله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستان‌ها، ‌مدارس و اماكن  عمومي را بخوبي گويا مي سازد.

3ـ مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك:

جنگل به كمك شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي كاهد و از طريق ريشه گياهان، خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشك شدن خاك كه از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين مي‌رود. در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جآبجايي آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاك مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي كف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطر شتشوي خاك از بين رفته و خاك حفظ مي شود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يكي‌ از ايالت‌هاي‌ آمريكا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ كه‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يك‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هكتار 95 كيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 كيلوگرم‌ كلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليكه‌ در يك‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلكه‌ در هر هكتار2 كيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌كلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار كم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ 7 كيلوگرم‌ در هكتار بوده‌ است‌.

4ـ جلوگيري از سرو صداي محيط:

يكي از آثار نامطلوب صنعت ايجاد سرو صدا در مناطق مسكوني است كه در اثر تراكم جمعيت، وسايط نقليه موتوري، كارخانه ها و وسايل و ماشين آلات ساختماني و ساختمان سازي توليد مي شود. اگر اقدامات لازم در جهت كمتر نمودن سر و صدا در شهرهاي صنعتي بزرگ و نزديك فرودگاه ها انجام نگيرد، مي تواند ناراحتي‌هاي عصبي و روحي ببار آورد. علاوه بر اقدامات فني لازم براي جلوگيري از سرو صداي محيط، جنگل كاري و ايجاد فضاي سبز در داخل شهرها و اطراف مناطق صنعتي و فرودگاهها به ميزان قابل ملاحظه اي از سرو صدا مي‌كاهد .

5ـ تفرجگاه براي انسان:

جنگل و پارك و فضاي سبز در داخل و اطراف شهرها به مردم خسته از زندگي ماشيني و سر و صداي محيط اين امكان را مي دهد كه بتوانند ايام فراغت را در اين مكان به استراحت و تفريح بپردازند و بچه ها از آپارتمان بيرون آيند و جهت تقويت فكر و بدن خود در محيطي آرام و با هوايي سالم به بازي بپردازند. طبيعت همواره با زيبائي هاي خود نظر انسان را به خود جلب مي نمايد و گياهان يكي از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمار مي روند. هر انسان از مشاهده طبيعت سرسبز جنگلها و مراتع لذت مي برد و با ديدن گل هاي زيباي طبيعي با رنگ هاي دلفريب كه از دل خاك سر بر آوده است به عظمت و رحمت خالق سبحان پي مي برد و شكر نعمتهاي بيكرانش را بجا مي آورد. بسياري معتقدند كه جنگل در سبك موسيقي و نقاشي افراد تاثير خاصي دارد و بسياري از هنرمندان و اهل ادب از مناظر زيباي طبيعت در ايجاد اثر خود الهام مي گيرند.

 6ـ تعديل آب و هواي يك منطقه:

وجود رسنتي ها، بخصوص جنگل در تعديل حرارت محيط موثر است و حرارت روزانه سطح زمين را متعادل مي كند و باعت اعتدال آب و هوا مي گردد، زيرا در تابستان قسمتي از انرژي حرارتي خورشيد را جذب نموده و باعث تقليل حرارت زمين مي‌گردند و در زمستان به منزله روپوشي براي آن به شمار رفته و مانع از دست دادن حرارت آن مي گردند.  از اين گذشته تبخير ناچيز و بالا بودن رطوبت نسبي هوا در داخل جنگل نيز به اين امر كمك مي كنند.

7ـ تلطيف هوا:

جنگل ها و مراتع و به طور كلي گياهان سبز در نتيجه عمل كربن‌گيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اكسيژن را كه يك ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسی های انجام شده نشان داده است هنگام کربن گیری درختان، از 264 گرم انیدرید کربنیک هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می شود از این نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند. در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تامين اكسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد.

8- جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌:

‌ پوشش‌ گياهي‌ از نوع‌ بوته‌اي‌ يا بالشتكي‌ سطوح‌ ناهمواري‌ ايجاد كرده‌ وخطر سقوط‌ بهمن‌ را كاهش‌ مي‌دهد. لذا در نقاطي‌ كه‌ حتي‌ براي‌ ورزش‌ اسكي‌ استفاده می شود، بهتر است‌ هم‌ محل‌ اسكي‌ و هم‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ آن‌ را با گونه‌هاي‌ مرتعي‌ نوع‌ بوته‌اي‌ وبالشتكي‌ تقويت‌ كرد. در مناطق‌ بهمن‌ خيز براي‌ جلوگيري‌ از خطرات‌ ناشي از آن‌ در محلهاي‌ آغاز حركت‌ توده‌هاي‌ برفي‌ اقدام‌ به‌ جنگل‌كاري‌ مي‌شود. معمولاً جنگل‌كاري‌ در روي‌ خطوط‌ تراز و با ايجاد بانكت‌ صورت‌ مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 13:43  توسط محمد خسروشاهي  | 

هفته منابع طبيعي و دو روز بيادماندني:

منابع طبيعي با وجود نقش حياتي كه در تامين غذا بازي مي كنند و از اجزاء اصلي  محيط زيست به شمار مي روند، هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آن شده است. اگرچه نقش و اهميت منابع طبيعي از طريق رسانه هاي ديداري و نوشتاري كمتر به سمع و نظر مردم مي رسد اما همين مراسم يك هفته اي هم كه اغلب با حضور مقامات و مسئولين بلندپايه كشور برگزار مي شود غنيمت است. مراسم امسال كه دور روز آن با حضور رهبر انقلاب اسلامي و رئيس جمهوري محترم برگزار گرديد نكات قابل تاملي در بر داشت كه در زير به آنها اشاره شده است:

اولين روز هفته منابع طبيعي يعني 15 اسفند 1389 با غرس نهال توسط آقاي دكتر احمدي نزاد رئيس جمهوري محترم در غرب تهران (حوالي وردآورد) آغاز گشت. يقينا غرس نهال توسط مسئولين محترم كشور و تبليغ آن از رسانه هاي ديداري و شنيداري براي خفظ و حراست منابع طبيعي كشور اهميت بسزايي دارد، اما سخنان مسئولين در چنين مراسمي نيز مي تواند تاثير شگرفي در فرايند حفظ و احياي منابع طبيعي و سمت و سوي كارهاي اجرايي در پي داشته باشد. رئيس جمهوري در اين مراسم گفت می توان زمین های گسترده اطراف تهران از جمله شرق تهران را به قطعات، یک هزار متری تقسیم کرده و با قیمت مناسب در اختیار مردم قرار داد ايشان همچنين اضافه كردند اگر اين فضاي 2 هزار هكتاري را به فضاي 2 ميليون هزار متري در تهران تبديل كنيم مي‌توان به هرفرد هزار متر زمين داد، به این شرط که فضای سبز و شکل ظاهری آن را حفظ کنند!. از اين حهت سخنان رئيس جمهوري ايران در اين مراسم نگرانيهايي را براي  كارشناسان منابع طبيعي و محيط زيست در پي داشت. درست دو روز بعد از آن(17/12/89)  سخنان رهبر انقلاب در مراسم درختكاري در محل سابق پادگان قلعه‌مرغی در جنوب تهران تا حدودي اين نگراني را برطرف كرد بويژه آنجا كه با تاكيد به مسولان درباره تخریب جنگلها و گسترش فضاي شهر تهران هشدار مي دهند و از مسئولین كشور مي خواهند تا به محیط زیست و هوای پاك به عنوان موضوعات اصلی نگاه كنند و نسبت به تخریب جنگلها حساس باشند. گفتني است رهبر انقلاب با انتقاد از طرح باغ شهر افزودند: این طرح زمینه سوء استفاده افراد سود جود را فراهم می كند و مسئولین باید از بزرگ تر شدن شهر تهران جلوگیری كنند. ايشان همچنين حفاظت از محیط زیست، جنگل‌ها و منابع طبیعی و فراهم كردن فضایی سالم و با طراوت برای زندگی را از اساسی ترین وظایف مسئولان برشمردند كه باید در اولویت كاری آنها قرار گيرد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 10:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

پيداكنيد پرتقال فروش را!!

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی درجلسه گرامیداشت هفته هوای پاک در ارومیه اعلام كرد 70 درصد از مساحت دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده است.

 وقتي شما دست اندركاران محترم مي دانيد كه درد خشك شدن درياچه اروميه چيست چرا اقدامي نمي كنيد؟ به اين سخنان مسئولين استان توجه كنيد
معاون بهره برداری شرکت آب منطقه ای آذربایجان غربی گفت؛ خشکسالی های چند سال اخیر و استفاده بیش از حد آب هـای زیرزمینی در بخش هـای کشاورزی از مهمترین دلایل وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه است وی خاطرنشان کـرد در آذربایجان غـربی 20 هـزار چاه غیرمجاز شناسائی شده است کـه از این چاه ها سالانه بیش از 350 میلیون مترمکعب آب برداشت می شود.

و اما بعد

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی درجلسه گرامیداشت هفته هوای پاک در ارومیه گفت: «تاکنون بیش از 25 میلیارد مترمکعب از آب دریاچه ارومیه کاهش یافته است وي با اشاره به برنامه ها و تصویب اعتبارات لازم برای نجات این دریاچه افزود: «بارورکردن ابرها، اصلاح شبکه آبیاری و کشت و انتقال آب از سایر حوزه هـا بـه دریاچه ارومیه از مهمترین برنامه های مسئولان برای تأمین سالانه 3 میلیارد مترمکعب آب مورد نیاز این دریاچه است".

با اين حساب صورت مسئله (خشك شدن درياچه اروميه) را كه مي دانيد  راه حل آنرا هم كه مي دهيد پس دنبال چه هستيد؟ دنبال پرتقال فروش!؟

مدير محترم شما اگر همين مواردي را كه برشمرديد يعني حد بهره برداري مجاز از چاههاي آب و اصلاح شبكه آبياري را عملي سازيد ديگر نيازي به هزينه هاي هنگفت انتقال بين حوضه اي آب هم نخواهید داشت.

و اين هم بخشي از مصاحبه حسین باقری، معاون وزیر كشور و رئیس سازمان مدیریت بحران کشور  در مورد درياچه اروميه. شايد هم به همين دليل خوشبيني بيش از حد رئيس مديريت بحران كشور است كه اقدامي صورت نمي گيرد

 **به عنوان آخرین سوال از وقایع تلخ دیگر كشور ما مرگ تدریجی وخشك شدن دریاچه ارومیه است تا جایی كه بسیاری از كارشناسان آن را فاجعه ای زیست محیطی می دانند. هم اكنون این تالاب ارزشمند روزهای بحرانی طی می كند. چرا این بحران اینگونه ادامه پیدا كرد؟
-به نظر من خشك شدن دریاچه ارومیه فاجعه نیست. در دنیا وقوع چنین اتفاقاتی طبیعی است و دریاچه هایی خشك می شود و بعد از مدتی دوباره پر آب می شوند. ضمن اینكه سازمان حفاظت محیط زیست نیز برنامه ای برای جلوگیری از خشكی دریاچه ارومیه در دست اجرا دارد و این مشكل مقطعی و كاملا طبیعی است و حتما رفع می شود.
 
**اما آقای باقری ۶۰ درصد دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده است. چگونه چنین مشكلی مقطعی و طبیعی است؟
- به طور قطع این مشكل حل می شود. تاكنون ده ها بار در دنیا دریاچه هایی كاملا خشك شدند و دوباره مانند روز اول شده است. در كشور ما دریاچه هامون بعد از سه سال شرایط سخت، مانند گذشته پر آب شد. خیلی سخت نگیرید حتما درست می شود. بنده به مردم و دوستداران محیط زیست این خبر خوش را می دهم كه صددرصد خشكی دریاچه ارومیه حل می شود و مانند گذشته می شود حتی پر آب تر و بهتر هم خواهد شد.                      آمين يا رب العالمين

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 9:41  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز.. برای مهار بيابانزايي

چندهفته اي است كه از فيلترينگ وبسايت مهار بيابانزايي مي گذرد و به رغم خوش بيني هاي قبلي ظاهرا معلوم نيست اين محدوديت تا كي ادامه داشته باشد هرچند شنيده ها حاكي از اين است كه اين وبسايت براي مسئول سايت يعني آقاي مهندس درويش مشكلي ندارد و فقط براي مخاطبين و مراجعين به اين سايت محدوديت وجود دارد که این هم از عجایب روزگار است! به هر حال اميدواريم اين محدوديت هم هرچه زودتر برطرف شود. اما اين موضوع بهانه اي شد كه مهندس درويش دست از نوشتن بردارد و فعلا مانند مرغهاي باران ديده سر در گريبان خود فرو برد و بدينگونه اعتراض خود را اعلام دارد. هرچند سخن من كه نمي دانم براي اين دوست و همكار عزيز خوشايند است يا خير اين است كه؛ مهندس عزيز تو خود بهتر مي داني در اين زمانه به جز همين چند نفري كه در حوزه منابع طبيعي و محيط زيست و در دنياي مجازي فعاليت دارند و در برخي مواقع در رسانه ها هم انعكاسي از بازخورد آن ديده مي شود صداي ديگري شنيده نمي شود! اگر مسئولين مربوطه و دست اندركاران منابع طبيعي و محيط زيست صدايي داشتند و يا اگر گاهي صدايي بلند شد ولي شنيده نشد كه منابع طبيعي و محيط زيست ما به اين فلاكت دچار نمي شد. بسيار شنيديم و ديديم كه بارها و بارها وبسايت مهار بيابانزايي نسبت به خطر تخريب منابع طبيعي و محيط زيست هشدار داده و مي داد. گفته مي شد كه هنوز هم هرسال از سطح جنگلهای کشور ما کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛ نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم، هیچ؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. اين حرف همه دلسوزان حوزه منابع طبيعي و محيط زيست كشور است. از طرفي بسياري از مردم هم آنقدر گرفتار دغدغه زندگي روزمره خود هستند كه خشك شدن هامون و درياچه اروميه و طشتك، اوضاع فلاكت بار رویشگاه های زاگرس و اتش سوزي جنگل ها و امثال آن برايشان مفهومي ندارد. سياسيون تاثير گذار ما هم آنقدر گرفتار مسايل سياسي شده اند كه از آن خلاصي ندارند. براستي چه مي شد اگر در طول پنچاه و چند نماز جمعه اي كه در طول سال و در صدها شهر و بخش و روستا برگزار مي شود روحانيت ما اشاره اي به مسئله مهم انفال و حفظ و حراست جنگلها و مراتع و آب و خاك مي كردند و يا بكنند و در جهت حفظ و احياء و بهره برداري صحيح از منابع طبيعي، مردم و افراد ناآگاه را بقدرت كلام و بيان خود ارشاد نمايند. حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست نيازمند برطرف كردن فقر فرهنگی و مادی و اقدامات بایسته ای است كه بايد در سطح وسیع اعم از مسئولين و مردم و بويژه روستائياني كه مستقيما در عرصه منابع طبيعي حضور دارند، انجام شود. از اين نظر مي توان گفت مطالب وبسايت ها و وبلاگهاي زيست محيطي در جهت تنوير افكار و هشدار بويژه براي مسئولين و دست اندركاران نقش بسزايي دارد. بدون شك وبسايت مهار بيابانزايي يكي از معدود سايت هايي بود كه بينندگان زيادي را به خود جذب كرده بود و مطالب و نوشته هاي آن نيز در بسياري از روزنامه هاي يوميه منتشر مي شد. از اين رو هرچند مشكلاتي براي وبسايت شما پيش آمد كه اميدواريم هرچه سريعتر برطرف شود و همچنان به آن معترضیم ولي ما و شما كه به مسايل و مشكلات منابع طبيعي و محيط زيست بيشتر آشنا هستيم نبايد به سرنوشت آن بي تفاوت شويم لذا اكنون كه وبلاگ مهار بيابانزايي مي تواند مطالب خود را بدون هيچ محدوديتي منتشر كند از شما انتظار است كه كماكان همچون گذشته البته در كنار وظايف اداري خود حضور پر رنگي در دنياي مجازي داشته باشيد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 12:2  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه ای بر مطالعات کیفیت آبهای سطحی در پروژه های آبخیزداری و منابع آب -3

2- بررسي كيفي آب از نظر دامداري

آبهاي باشوري زياد و داراي عناصر سمي ممكن است سلامت حيوانات را به خطر انداخته و يا در مزه شير و گوشت آنها تغييراتي ايجاد کرده و حتي غيرقابل استفاده سازد. همچنين كيفيت نامناسب آب روي بازده توليد، تأثير نامناسب دارد. جدول شماره ( 6 ) بعنوان راهنماي استفاده از آبهاي شور در دامداري و مرغداري‌ها ارايه شده است.

جدول شماره 6 راهنماي استفاده از آبهاي شور در دامداري و مرغداري

هدايت الكتريكي mm/c

وضعيت استفاده

کمتر از ۵/۱

عالي براي دامداري و مرغداري

5-5/1

خيلي مناسب براي انواع دام‌ها و مرغداري، ممكن است باعث اسهال موقت براي دام‌هايي شود كه عادت به اين آبها نداشته‌اند

8-5

رضايت بخش براي دام (همراه با اسهال موقت براي دامهايي كه عادت نداشته‌اند) و نامناسب براي مدغداري (همراه با افزايش مرگ و مير و كاهش رشد)

11-8

استفاده محدود براي دام همراه با بعضي مشكلات و غيرقابل قبول براي حيوانات شيري و مرغداري‌ها

16-11

استفاده بسيار محدود در دام‌ها همراه با خطرات قابل توجه در گاوهاي شيري، اسب‌ها و گوسفند‌ها

بيش از 16

در هيچ شرايطي استفاده از آن توصيه نمي‌شود

 براي كيفيت آب مورد استفاده دام از نظر منيزيوم و مقدار املاح محلول نيز مقادير زير توسط سرويس منابع آب استراليا پيشنهاد شده است.

 حداكثر مقدار مجاز TDS و منيزيوم براي حيوانات اهلي  (سرویس منابع آب استرالیا)

نوع حيوان

مرغ

اسب

گاوشيري

ميش و بره

گاوگوشتي

گوسفندمسن

مقدار منيزيوم mmg/l

250

250

250

250

400

-

مقدار TDS mmg/l

2860

6435

7150

-

10000

12900

 کیفیت آب رودخانه های حوضه تیره بعنوان نمونه برای مصارف دامداری با توجه به مقادیر مجاز ارایه شده توسط سرویس منابع آب استرالیا تعیین شده است. این بررسی برای بدترین شرایط کیفیت آب در رودخانه های مورد مطالعه یعنی بالاترین مقادیر منیزیوم و TDS در دوره مطالعاتی انجام شد.  همانگونه که در جدول شماره زیر دیده می شود آب رودخانه های حوضه تیره از این نظر نیز مناسب است و هیچگونه محدودیتی ندارد. 

رودخانه

بیاتون

رحيم آباد

كمندان

دوخواهران

تیره-درود

ونايي

Mg(mg/l)

30.4

29.2

9.7

10.9

28.0

14.0

TDS(mg/l)

380

375

153

215

430

205

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 10:50  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز ( 170 فقره آتش‌سوزی و 12 میلیارد تومان خسارت به جنگل‌های مازندران

بنا به گفته فرمانده یگان حفاظت اداره كل منابع طبیعی استان مازندران از ابتدای سال جاری تا پایان آذر ماه 170 فقره آتش‌سوزی در جنگل‌های استان مازندران اتفاق افتاده است كه 12 میلیارد تومان خسارت ببار آورده است.  اين در حالي است كه مسئولين مربوطه در مصاحبه هاي خود تاكيد بر خسارت بسيار كم اين آتش سوزيها بدليل سطحي بودن آن داشتند. بايد اضافه كرد كه اين برآورد خسارت مربوط به صدمات فيزيكي جنگل و مرتع بوده و چنانچه برآورد ريالي فوايد ديگر اين پوشش گياهي از قبيل توليد اكسيژن، تلطيف هوا، حفاظت آب و خاك و ساير موارد مشابه در نظر گرفته شود آنهم براي جنگل‌های نادري كه از جمله بهترین درختان صنعتی و پهن‌برگ هستند اين خسارت سر به فلك مي كشد. مسئله ديگري كه بايد به آن اشاره شود تاكيد زياد مسئولين بر شرایط اقلیمی خاص امسال است كه بروز اين آتش سوزي ها را بدان نسبت مي دهند. مسئولين محترم بهتر است به جاي اين حرفها نسبت به تامين تجهيزات و كمبود امكانات اقدام كنند چرا كه با اين وضعيت در هر سال نرمالي هم كه آتش سوزي اتفاق افتد وضعي بهتر از اين نخواهيم داشت . در اين مورد بهتر است به حرفهاي فرمانده یگان حفاظت اداره كل منابع طبیعی استان مازندران توجه شود كه مستقيما درگير اين آتش سوزيها بوده است:  وی با اشاره به كمبود امكانات این استان برای اطفای آتش‌سوزی‌ها در جنگل اظهار داشته است؛ ایجاد پایگاه حفاظت ازجنگل، تجهیزامكانات یگان و اعطای امكانات مناسب به یگان حفاظت، ایجاد ایستگاه‌های دیده‌بانی وتهیه بالگرد از مهمترین نیازهای یگان برای اطفای حریق در جنگل محسوب می‌شوند.

منبع خبر: http://www.ayandenews.com/news/22819/

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 10:7  توسط محمد خسروشاهي  | 

خودسوزي خاك ، نتيجه برداشت بی‌رویه از آبهای سطحی و زیرزمینی

 

تا بحال شنيده و ديده بوديم كه يكي از آثار و عواقب برداشت بيش از حد آب از سفره هاي آب زيرزميني، افت سطح آبخانه ها است كه متعاقب آن ايجاد ترك ها و يا فرو چاله هايي با عمق و وسعت متفاوت است. نمونه هايي از اين پديده در استانهاي كرمان، همدان، خراسان و تهران بوضوح مشاهده شده است اما اخيرا حادثه عجيب ديگري اتفاق افتاده است كه بسيار جاي تامل دارد. قضيه از اين قرار است كه چندی پیش مردم منطقه سلطان آباد شیراز از آلودگی هوای این محدوده ابراز نارضایتی کرده و آن را ناشی از فعالیت کارخانجات و واحدهای تولیدي شهرک صنعتی مجاور اين منطقه مي دانستند. پس از بررسي بيشتر مشخص شد که مشکلات آلودگی هوا فراتر از این موضوع است و اساسا ربطی به این واحدها ندارد. كنجكاوي بيشتر نشان داد كه 15 تا 20 هکتار از خاک منطقه سلطان آباد شیراز و روستاهای همجوار که شهرک صنعتی نیز در آن واقع شده در حال خودسوزی است و آلودگی هوای منطقه نيز بر اثر همين خودسوزی خاك است. اين خودسوزي خاك بدان حد است كه  در بعضي از نقاط قابل اشتعال نیز هست.

مدیر کل محیط زیست استان فارس پیرامون دلایل ایجاد چنین مشکلاتی گفته است: منطقه‌ای که هم‌اینک شهرک صنعتی سلطان‌آباد و روستاهای همجوار در آن واقع شده از ابتدا منطقه‌ای باتلاقی بوده و کشاورزان در این منطقه فعالیت داشته‌اند از اين رو خاک آن انباشته از مواد آلی گیاهی است و پس از گذشت مدت زمان طولانی از برداشت بی‌رویه آب از آبهای سطحی و آبهای زیرزمینی و خشک شدن باتلاق، خاک این منطقه به خاک پیت یا خاکی قابل اشتعال تبدیل شده و مانند زغال عمل می‌کند. بنا به اظهار نظر كارشناسان مربوطه اين موضوع یک پدیده نو در کشور است و برخورد با آن احتیاج به بررسی کارشناسانه جدی و دقیق دارد. در این خصوص یکی از کارشناسان زمین شناسی گفته است : اگر روند خودسوزی ادامه داشته باشد خطر ایجاد حفره های بزرگ به صورت ناگهانی در منطقه وجود خواهد داشت. گفتني است در حال حاضر کارگروهی متشکل از دانشگاه علوم پزشکی، فرمانداری، بخشداری، منابع طبیعی استان تشکیل شده که در حال بررسی دقیق برای مواجه جدی با این پدیده هستند و سعی بر این است که با اقدامات و عملیات فیزیکی از گسترش آتش‌سوزی به اراضی مجاور جلوگیری شود. 

آلودگی هوای منطقه سلطان آباد شیراز و روستاهای همجوار بر اثر خودسوزی خاک

گزارش تصویری خودسوزی خاک در منطقه سلطان آباد شیراز

منبع خبر: سایت تابناک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 9:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

خروش دوباره ریزگردها

 گردو غبار1

در خبرها آمده بود که روز سه شنبه (23/9/89) پنج شهر استان خوزستان به دلیل بروز طوفانهای گرد و غبار به تعطیلی کشیده شد. بروز این طوفانهای گرد و غبار هشداری است به مسئولین و دست اندرکاران مربوطه که متاسفانه مقطعی و موردی با چنین پدیده هایی برخورد می کنند و از برنامه ریزهای درامدت (حد اقل در حوزه کاری منابع طبیعی و محیط زیست) عاجزند. شاید هم بدلیل مشکلات پیاپی فرصت اینکار را پیدا نمی کنند!! در طول چند سال گذشته و در همین حوزه کاری، با چند پدیده به ظاهر طبیعی مانند سیل؛ خشکسالی، طوفانهای گرد و خاک و آتش سوزی جنگلها مواجه بوده ایم. در هر مورد سازمانهای مربوطه امکانات مادی و تحصصی خود را بصورت مقطعی به آن سمت و سو سوق داده اند اما به محض اینکه حادثه دیگری بوقوع پیوسته مشکل قبلی فراموش شده و به مشکل جدید پرداخته شده است. خشکسالی چند سال پیش را که یادتان هست گذشته از بسیج امکانات سازمانهای دست اندرکار چه بودجه های هنگفتی از طریق مجلس شورای اسلامی برای اینکار اختصاص یافت حال این بودجه ها چگونه هزینه شد و کجا خرج شد، نمی دانم؛ فقط می خواهم بگویم که چه برنامه و تمهیداتی پیش بینی شد که اگر این پدیده مجددا با شدت و حدت مشابهی بوقوع پیوست صدمه کمتری به مردم و منابع برسد. طوفانهای گرد و غبار پارسال هم از جمله مواردی بود که سر و صدای زیادی به پا کرد و فاطمه جوادي رئيس اسبق سازمان حفاظت محيط زيست مورد انتقاد فراوان قرار گرفت كه چرا در مورد طوفانهاي گرد و غباری که دمار از اهالي جنوب و جنوب غرب كشور در آورده و زندگي را بر آنان تنگ كرده است کاری نمی کند (بنده خدا چکار می توانست بکند این مشکلات یک شبه بوجود نیامده که یک شبه حل شود)  وقتی که اين ريزگردها 18 استان كشور را در بر گرفت و به پايتخت ايران رسيد و پايتخت را به تعطيلي كشاند. آن موقع بود كه همه مسئولین به تکاپو افتادند بلكه جلو اين گرد وخاك را بگيرند كسي گفته بود كه چند صد هكتار جنگلكاري مي كنيم ، ديگری گفته بود كه تمام شنزارهاي خوزستان را مالچپاشي مي كنيم و دیگری بايد سراسر مرز ايران و عراق را جنگلكاري كنيم و نگذاریم اين گرد و خاك به کشور وارد شود!! . وقتي آقايان دريافتند اين گرد و غبار از كشور مجاور است مسئولین راهي كشور عراق شدند نشست های کاری گذاشتند ، مصاحبه ها کردند که چنین و چنان می کنیم. به مرور که طوفانها فروکش کرد تب اینکار هم خوابید. ایکاش مسئولین مربوطه به مردم می گفتند برای جلوگیری از بروز خسارات طوفانهای گرد وخاک چه تصمیماتی اتخاذ کردند که در صورت بروز مجدد این پدیده مردم و منابع خسارت کمتری ببینند. حقیقتا من کارشناس این حوزه نمی دانم نتیجه این نشست ها و تشکیل گروههای کاری به کجا کشید فقط همین قدر می دانم که اگر دوباره با این مشکل روبرو شویم که شدیم باز نقطه سر خط!!.

مشکل آتش سوزی جنگلها هم که الحمدلله با رحمت خداوند متعال و آمدن باران فعلا مرتفع شد فقط یادتان باشد که مسئولین مربوطه قول و قرارهایی گذاشتند و امیدوارم که تجهیز امکانات و ناوگان هوایی مورد نیاز برای دیده بانی و اطفاء حریق های احتمالی آینده تامین شود. بگذریم؛ بروز طوفانهای گرد و غبار در حالی اتفاق می افتد که هنوز فصل خشک فرا نرسیده و در زمستان بسر می بریم باید گفت سالی که نکو نیست از زمستانش پیداست. یقینا نسبت به سالهای گذشته اطلاعات بیشتری از کانونهای بروز گرد و غبار بدست آمده است و اکنون چشمه های تولید گرد و غبار شناسایی شده است این نکته را باید یادآوری کنم که اگرچه در استانهای جنوبی کشور و سایر استانها از قدیم الایام طوفانهای ماسه وجود داشته است و کارهای خوبی هم در مورد تثبیت ماسه ها صورت گرفته اما محل و منشا طوفانهای گرد و غباری که اکنون با این دامنه گسترده با آن مواجه شده ایم در کشورهای مجاور است و علت آنهم تا حدودی روشن شده است لدا این موضوع بیشتر نیازمند تصمیمات سیاسی است از این رو باید نشست های سال گذشته با کشورهای همجوار که تقریبا به فراموشی سپرده شده بود، با شدت و حدت بیشتری صورت گیرد بلکه قبل از فرا رسیدن بحران سال گذشته چاره ای اندیشیده شود. نگذاريد بحران بوجود آيد و بعد آنرا مديريت كنيم . شايد هم برداشت من اشتباه است ما مديريت بحران نداريم بلكه بحران مديريت داريم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 8:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

جنگلهاي عزير تا آمدن باران بايد بسوزيد از دست ما كاري ساخته نيست!

 

مسئول عزيز، متولي محترم  اين چه توجيه ناصوابي است از شما!

چندين ماه است كه جنگلهاي غرب كشور و چند هفته است كه جنگلهاي بي همتاي شمال كشور در آتش مي سوزند . ايضا اضافه كنيد آلودگي هوا را در شهرهاي بزرگ كشور كه چندين روز است بيداد مي كند انوقت مسئولين محترم به اميد روزي نشسته اند كه باراني ببارد و از شر اين آتش سوزيها و آلودگي ها خلاص شوند. فرض كنيد در سال خشكي قرار گرفته ايم كه به اين زوديها هم باراني نبارد آنوقت بايد چه كنيم ؟ آيا بايد نظاره گر شعله هاي آتش باشيم و يا براي خلاصي از آلودگي هوا ادارات و مدارس را تعطيل كنيم. مهمترين مسئله اين است كه واقعيت را به گوش مردم برسانيم و از توجيهات ناصواب و كتمان حقايق پرهيز كنيم . در جايي مسئولي مي گويد آتش سوزيها خيلي سطحي است و فقط برگها آتش گرفته اند و به درختان صدمه اي نرسيده است همان مسئول در جاي ديگري براي توجيه شعله ور شدن مجدد آتش جنگل مي گويد سنگهاي مناطق سنگلاخي از شدت آتش مي پوكند و به پايين سرازير مي شوند و خود باعث آتش سوزي دو باره مي شوند. بايد گفت اين چگونه آتشي است كه فقط برگها را مي سوزاند و سنگها را متلاشي مي كند ولي به پوست درختان صدمه نمي زند. پس نگوييد فقط برگها مي سوزند اين آتش سوزي نه تنها جنگل كه خاك آنرا و در پس آن اكوسيستم منطقه را بهم مي ريزد. سالهاي سال است كه اين هشدارها براي ديده بانيهاي مداوم و تامين و تجهيز وسايل پيشگيري از آتش سوزي جنگل ها داده شده و مي شود ولي از آنجايي كه ما به مديريت بحران عادت كرده ايم! به اين هشدارها توجهي نمي كنيم . وقتي سيل ويرانگري حادث مي شود همه بسيج مي شويم و ستاد بحران تشكيل مي دهيم سيل كه تمام شد و آرامش نسبي برقرار شد همه چيز فراموش مي شود تا سيلي ديگر و بحراني ديگر. طوفانهاي گرد و خاك و ريزگردها كه بخش بزرگي از استانهاي كشور را در بر گرفت گروههاي كاري و سياسي تشكيل داديم و رفت و امدها به عراق و تركيه و سوريه شروع شد تا براي تالابهاي خشك شده در كشورهاي همجوار و كاهش گرد و خاك كاري كنيم براستي نتيجه آن چه شد و به كجا انجاميد؟ وقتي خشكسالي اتفاق مي افتد و يا وقتي زلزله اي مي شود به همين صورت عمل مي شود  اينها يعني علاج واقعه بعد از وقوع! مگر در باره خشك شدن درياچه اروميه و يا تالابهاي ديگر كم هشدار داده شد. علاوه بر هشدارها راهكار هم بيان شد ولي چه شد؟ اكنون بطور واضح مي توان از كوير اروميه صحبت كرد! نه از درياچه اروميه! مگر ما چقدر تالاب داريم و يا چقدر جنگل برايمان باقي مانده است؟ رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شده است. نوار باريك جنگلهاي شمال كشور كه زماني بيش از سه ميليون هكتار وسعت داشت اكنون به كمتر از نصف آن رسيده است. با اين وضعيت سوختن 35 تا 40 هزار هكتار از اين جنگلها در سالجاري حكايت از مديريت نادرست و سهل انگارانه دست اندركاران دارد. مگر ارزش خريد يا اجاره چند دستگاه بالگرد و يا هواپيماي ابپاش براي ديده باني و گشت هوايي در فصول خطر اتش سوزي و يا اطفاي حريق چقدر است؟ اگر بدانيم كه هر هکتار جنگل در طول سال  اکسیژن لازم برای 10 نفر را تامين مي كند(2.5 تن اکسیژن در سال) از بين رفتن 35 هزار هكتار جنگل يعني از بين رفتن چند نفر انسان؟ اگر بدانيم كه هر هكتار جنگل سالانه بر حسب نوع آن حدود 500 تا 2000 متر مكعب آب باران را در خاك ذخيره مي كند از بين رفتن 35 هزار هكتار يعني هدر رفت چند ميليون متر مكعب آب؟ اگر بدانيم كه هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب مي دهد؛ اگر بدانيم كه با تخريب درختان‌ يك‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هكتار 95 كيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 كيلوگرم‌ كلسيم‌ از بين‌ مي رود؛ اگر بدانيم كه جنگل چه نقش مهمي در تعديل و تلطيف هوا ، جلوگيري از وقوع بهمن و رانش زمين و..... دارد آنگاه هيچ توجيهي براي نبود اعتبار و پول و هزينه اين ابزار و ادوات پذيرفته مي شود؟. من نمي دانم چرا از از دور انديشي و برنامه ريزي عاجزيم و غالبا” دچار روزمرگي و حل بحران هستيم. مگر نمي خواهيم برنامه سند چشم انداز 1404 كشور را اجرايي كنيم؟  چرا بيشتر نواقص را مي بينيم، ولي در رفع نواقص ناتوانيم؟ برادران عزير و مسئول! هشدارها در مورد تخريب منابع طبيعي و محيط زيست بسيار جدي است. ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات ، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 15:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

اگر با پديده قطع درختان كهنسال برخورد درستي مي شد اكنون شاهد تجاوز به باغ اكولوژي نوشهر نبوديم

 

دوستان سبز انديش محيط زيست براي اعتراض به تخريب باغ اكولوژي نوشهر پنجمين موج وبلاگي را به راه انداخته اند و از طرفداران محيط زيست خواسته اند مطالبي را در اعتراض به اين موضوع ناميمون بنويسند. بايد گفت درود بر چنين سبزانديشاني كه سبز مي نويسند ، سبز مي بينند و سبز زندگي مي كنند. اگر به بيوگرافي اين عزيزان نگاه كنيد (البته آناني را كه من دورادور مي شناسم) نه مال و منالي دارند كه دغدغه حفظ و ازدياد آنرا داشته باشند و نه از پستهاي مدیریتی دولتي برخوردارند. اما:

 آنان مرگ يك درخت را مرگ يك موجود زنده تلقي مي كنند آنهم نه موجودي مصرف كننده بلكه موجودي توليد كننده كه وجود آدمي، به زنده بودن و زنده ماندن آن وابسته است. به جرئت مي گويم آنان حاضرند دريافتي حاصل از هدفمندي يارانه اي دولت! را صرف حفظ و احياي منابع طبيعي و محيط زيست خود كنند.

آنان مي دانند كه اين عرصه هاي طبيعي مال دولت نيست كه هر طور بخواهد با آنها رفتار كند اين عرصه ها مال مردم است مردم حال حاضر و نسل آينده . بنا براين دولت حق ندارد به بهانه بلامعارض بودن انها هر طور كه مي خواهد با آنها رفتار كند بلكه دولت موظف به حفظ و احيا آنها مي باشد

سبزانديشان سبز نويس، جنگلهاي شمال و يا غرب كشور را نه براي ساكنين اين محلها كه براي همه مردم ايران و همه نسل هاي آينده مي خواهند.  آنان همانقدر كه دغدغه تخريب جنگلهاي سرسبز شمال را دارند دغدغه خشك شدن درياچه اروميه را نيز دارند. همانقدر كه از آتش سوزيهاي مكرر جنگلهاي غرب كشور نگرانند از دست اندازي به مناطق حفاظت شده كوير مركزي هم نگرانند. چرا كه محيط زيست و منابع طبيعي ايران را از آن ملت ايران مي دانند كه نه تنها به نسل حاضر تعلق دارد بلكه ميراث گرانبهايي است كه بايد به نسل آينده تحويل شود.

آنان مي دانند در زمانی كه تنها سود و سودآوري در مكانيسم بازار تعيين كننده اصلي مبادلات است بايد بيش از اين  به فكر منابع طبيعي و محيط زيست بود.

آنان مي دانند كه تخريب هر اصله درخت معادل سالها رنج و مرارت محققان و كارشناساني است كه از آنها حفاظت كرده اند و در جهت احيا و اعتلاي آنها كوشيده اند و چه بسا اكنون در بين ما نيستند

آنان مي دانند كه یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. مي دانند كه هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند كه از اين بابت فقط جنگل های شمال کشور می تواند اکسیژن لازم برای 19 میلیون نفر را در طول یک سال تامین کنند.

آنان مي دانند كه منابع طبيعي هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده اند و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آنها شده است.

آنان مي دانند كه باغ گياهشناسي نوشهر از نظر وسعت و قدمت دومين باغ گياهشناسي در كشور است و از اين گونه باغها در گستره ايران بزرگ وجود ندارد

آنان نيك مي دانند اگر هنگام قطع درختان كهنسال با اين موضوع برخورد درستي مي شد اكنون نظاره گر اين وضعيت اسف بار نبوديم و اگر اين بار نيز با چنين پديده ناميموني برخورد نشود اين موضوع براي آينده رواج پيدا خواهد كرد.

آري چون مي دانند براي همين هم نسبت به تخريب آنها حساسند و واكنش نشان مي دهند

برادران محترم دولتي و نمايندگان محترم مردم در مجلس شوراي اسلامي تقريبا ثلث قرن از عمر انقلاب اسلامي ايران گذشته است بياييد مروري بر عملكرد خود در قبال سرنوشت منابع طبيعي و محيط زيست ايران بياندازيم و ببينيم چه كرده ايم . آيا نسبت به تخريب منابع طبيعي به اندازه كافي حساسيت به خرج داده ايم يا از آن بعنوان ملكي بلامعارض هر موقع و هرجا كه لازم بوده استفاده كرده ايم . چه بايد مي كرديم كه نكرده ايم. اكنون‌ زمان‌ آن‌ رسيده‌ است‌ كه‌ در قبال‌ قصور و بي‌ تفاوتي‌خويش‌ نسبت‌ به‌ طبيعت‌ و محيط زيست به‌ جبران‌ مافات‌ بپردازيم‌ و بيش از اين به تن رنجور آن صدمه نزنيم.

در همین ارتباط:

بیانیه روز پایانی وبلاگستان محیط زیست

درخواست مهم انجمن اعضای هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور از دکتر پرهمت

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 13:0  توسط محمد خسروشاهي  | 

جنگلهای غرب کشور همچنان در آتش می سوزند

چندين ماه است جنگلهای غرب کشور همچنان در آتش می سوزند و گزارش هايي از آتش گرفتن مداوم اين جنگلها وسيله برخي منابع غيردولتي منتشر مي شود ولي صدايي از مسئولين مربوطه شنيده نمي شود. هرچند چنين اخباري در سايت سازمان جنگلها و مراتع كشور ديده نمي شود ولي آمار روزانه آتش سوزي ها را مي توانيد در اینجا ببينيد. گستردگی آتش سوزی در جنگلهای بلوط غرب ایران به اندازه ای شدت یافته که 30 سازمان غیردولتی با ارائه گزارشهای مستند از آتش سوزیهای پی در پی از رسانه ها، مجلس و دولت خواسته اند برای جلوگیری از تخریب بیش از پیش این ذخیرگاههای طبیعی وارد عمل شوند. اگرچه دلايل متعددي براي اين آتش‌سوزي‌ها عنوان شده اما فوري ترين كار اطفاي حريق است. اميدوارم از طريق رسانه هاي ديداري و شنيداري و هر چه سريعتر اطلاع رساني كاملي صورت گيرد و سپس نسبت به بررسي علل و چگونگی ایجاد این اتفاق ناگوار اقدام شود.

 مطالب مرتبط:

 جنگل‌های مریوان همچنان در آتش می‌سوزند! چرا؟

فاجعه در مریوان

گزارشات انجمن سبزچیا 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 13:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

باغ گیاهشناسی نوشهر در آستانه تخریب

عجب زمانه اي است اين زمانه ما! آنچه را كه با خون جگر ساخته و نگهداري شده و با اعتبارات قطره چكاني به اينجا رسيده است بهمين سادگي از بين مي برند و ظاهرا کسی هم جلودارشان نیست! مطمئنم که پس از چند روز و متاسفانه با تاخیری که کار از کار می گذرد جلو اینکار گرفته می شود و تازه دنبال مقصر خواهند گشت!  بر اساس اخبار رسیده از صبح روز شنبه هفته جاری حدود  ۸ هکتار از باغ گیاه شناسی ملی نوشهر توسط نیروهای سازمان بنادر و کشتیرانی تخریب شده است. به گزارش سایت سبزپرس اين عمليات غيرقانوني به دستور فرماندار نوشهر آغاز شده است. اميدواريم مسئولين مربوطه هر چه سريعتر نسبت به اين اقدام نابخردانه واكنش نشان داده و از ادامه تخريب جلوگيري كنند.  حقيقتا بايد از خدا بخواهيم اين باغ ديرينه گياهشناسي را از گزند بليات انساني حفظ كند چون ظاهرا از دست قانون كاري ساخته نيست. به هر طرف كه مي نگريم برآيند همزيستي انسان و طبيعت چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد  . به يقين بايد گفت سخن گفتن از منابع طبيعي تجديد شونده در جهت تنوير افكار عمومي و افزايش معرفت اجتماعي بویژه برای مسئولین امر اكنون بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، آنهم ضرورتي اجتماعي و انساني.

باغ گياهشناسي نوشهر از نظر وسعت و قدمت دومين باغ گياهشناسي در كشور است .حضور مجموعه اي از گونه هاي منحصر به فرد در آربراتوم باعث شهرت جهاني آن شده و هر ساله مورد بازديد بسياري از محققين و دانشجويان رشته هاي مرتبط قرار مي گيرد .
اين گنجينه با ارزش از نظر حضور و تنوع گونه هاي گياهي شايان توجه است . اهداف اوليه احداث اين مجموعه همانند اهداف ساير باغ هاي گياهشناسي دنيا , در واقع آموزش و تحقيقات بنيادي در رابطه با علوم زيستي و گياهي است . انتقال گونه هاي جنگلي بومي و وارد كردن گونه هاي غير بومي , ايجاد كلكسيونهاي مختلف و پوپلمانهاي آزمايشي از گونه هاي مختلف با فرمهاي زينتي متنوع از اهداف در دست اجرا در اين با غ مي باشد . براي اين باغ همانند ساير باغ هاي گياهشناسي دنيا در كنار آربراتوم , بخشهاي مختفي از جمله قطعات درختچه هاي زينتي , گياهان معطر و پرچين سازي , سوزني برگان , گياهان پيازي , گياهان گرمسيري , گياهان دارويي , توندرا , باغ سيستماتيك ,گلخانه گياهان گرمسيري , ومجموعه گياهان خشك يا هرباريوم در نظر گرفته شد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 15:43  توسط محمد خسروشاهي  | 

محيط طبيعي هم مانند آدميان زنده است آنرا دريابيد

عجب زمانه اي شده است. نمي دانم برنامه درستي نداريم يا اينكه برنامه ها را به درستي اجرا نمي كنيم در نتيجه مسايل و مشكلات پيش آمده اي كه اگر با هماهنگي و همفكري نهادهاي مسئول بررسي شود هيچوقت حالت كلاف سردرگمي را پيدا نمي كند كه هريك از سازمانهاي مسئول به دنبال سرنخ اين كلاف باشند. چندين سال پيش (80 و 81) كه سيلابهاي مهيب استان گلستان بوقوع پيوست سر و صداي زيادي ايجاد شد چند صباحي سمت و سوي رسانه هاي ديداري و نوشتاري و مصاحبه ها و گفتگوهاي مسئولين به موضوع سيل نشانه رفته بود در آن ايام پروژه ها و طرحهاي تحقيقاتي كه در مورد سيل پيشنهاد و يا نوشته مي شدند بازار گرمي داشتند. پس از چند سال كه دوره هاي خشكسالي پياپي گستره ايران را در بر گرفت سمت و سوي برنامه ها و حمايت از پروژه هايي كه در مورد خشكسالي پيشنهاد مي شد رونق گرفته بود و اكنون كه دامنه گرد و غبار و ريزگردها تا پايتخت ايران گسترش يافته اين موضوع مسئله روز شده است. مراكز اجرايي، آموزشي، تحقيقاتي و پژوهشي و خلاصه يك سر صحبت ها و مصاحبه ها به مسئله ريزگردها ختم مي شود. نگاهي به وضعيت چند دهه گذشته اين سرزمين نشان مي دهد كه مسئله سيل و خشكسالي و گرد و خاك، سالهاي سال است كه اين كشور را تحت تاثير قرار داده و مي دهد نبايد تقدم و تاخري براي اين پديده هاي به ظاهر طبيعي قايل شد چرا كه اين فجايع انسان ساز كاملا با همديگر مرتبط هستند و توجه به يكي و غفلت از ديگري فقط كار را مشكلتر مي كند. اگر بپذيريم كه در اكثر اين مشكلات و بليات طبيعي و غير طبيعي رد پايي از نابخرديهاي انسان ديده مي شود پس بايد قبول كرد كه با مديريت بهتر و هماهنگي بيشتر مي توان بر اغلب اين مشكلات فائق آمد و به صراحت بايد گفت اگر درك بهتري از موضوع بين مردم و بويژه مسئولان و دست اندركاران و تصميم سازان وجود مي داشت منابع طبيعي و محيط زيست ما بهتر از اين بود كه هست. بايد به مسئولان محترم گفت تصميماتي كه در مورد جلوگيري از تكرار خطرات سيل استان گلستان در آن زمان گرفته شد به كجا انجاميد؟ آيا قرار به تعريض جاده فعلي بود؟ چه تمهيداتي براي مديريت سرزمين در ايام خشكسالي انديشيده شد؟ كاهش خطرات ريزگردهاي غربي شايد بيشتر به يك تصميم سياسي بين كشوري نياز داشته باشد تا يك كار گسترده كارشناسي. براستي شما كه نگران مزاحمت ريزگردهاي غربي هستيد آيا فكري به حال كانون آينده ريزگردهاي نمكي درياچه اروميه كرده ايد؟ آيا مي دانيد كه خشک شدن درياچه اروميه می تواند توده هشت ميليارد تنی نمک و صدها تن مواد سمی و فلزات سنگين را در زمين به جاي گذارد كه تبعات منفی آن تا شعاع 100 کيلومتری درياچه اروميه، غير قابل کنترل خواهد بود؟ چرا بايد به توصيه كارشناسان و متخصصين مربوطه كه قبل از وقوع واقعه هشدار مي دهند گوش نكرد و بعد با تحميل هزينه هاي هنگفت تازه اگر امكان پذير باشد راهكاري براي نجات اين عرصه هاي طبيعي پيدا كرد! در گذشته هاي دور جمعيت انساني كمتر بود و به تبع آن، حجم فعاليت هايش نيز آنقدر نبود كه منتهي به تخريب غير قابل برگشت طبيعت شود اما در زمانه حاضر به دليل افزايش جمعيت و نبود يك برنامه و مديريت قوي براي حفاظت منابع طبيعي و محيط زيست ، بيشتر درياچه ها ، رودخانه ها و حتي درياها تبديل به زباله دانهاي صنعتي و مراكز فاضلاب شده اند، صدها گونه مختلف گياهي و جانوري محو گرديده اند، فرسايش خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب بيش از پيش نمايان شده است. جنگل ها و مراتع كه در تعديل آب و هوا و رطوبت خاك نقشي بسزا دارند، قبل از آنكه بتوانند احيا شوند نابود مي شوند و متاسفانه انسان در بروز و ظهور اين عواقب ناگوار تخريب محيط زيست مقام نخست را دارد چرا كه با دست يافتن به ابزارها و تكنولوژيهاي پيشرفته، بر محيط زيست و عرصه اي كه در آن زندگي مي كنيم مسلط تر شده است و از اين راه آسيب هاي جدي به محيط زيست وارد كرده و حتي مي توان گفت تعادل محيط زيست را برهم زده است. منظور از ارايه اين سطور اين نيست كه به دليل تخريبات محيط زيست و منابع طبيعي هيچ توسعه اي در كشور انجام نشود چرا كه افزايش جمعيت و  به تبع آن نيازهاي انسان امر توسعه را اجتناب ناپذير مي كند ولي در امر توسعه بايد به نيازهاي اكولوژيك محيط زيست و منابع طبيعي توجه كامل كرد تا توسعه اي پايدار بوجود آيد. در نظام اكولوژيك، انسان از محيط پيرامون خود جدا نيست بنا براين نبايد انسان را جدا و محيط را جدا فرض كرد، در اين نظام انسان به لحاظي جزء طبيعت و به لحاظي صاحب طبيعت است يعني هم مالك است و هم مملوك، هم نافذ است هم تحت نفوذ، هم دهنده است و هم گيرنده ، هم موثر است و هم تحت تاثير و خلاصه روابطش پيچيده تر از آن است كه بتوان او را جدا از محيط بر نگريست. مسئله اساسي اين است كه براي ادامه حيات بر سطح زمين بايد چنان رفتار كرد كه محيطي كه حياتمان بدان وابسته است بر اثر دستكاريهاي ما آنچنان ويران نشود كه نتواند خود را بازسازد و يا نتوان آن را بازساخت. از طرفي بايد گفت خطر ويران سازي محيط تنها از افزايش جمعيت نيست بلكه مديريت در نحوه بهره برداري ما از محيط است كه مي تواند آنرا به تعادل يا سير قهقرايي سوق دهد. فقط اين نكته را بدانيم كه محيط هم مانند آدميان زنده است و  در مقابل بهره برداري و مديريت نادرست ما عكس العمل نشان مي دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 11:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

اعدام درخت کهنسال برای مبارزه با خرافات

فاجعه بار دیگر تکرار شد و برای چندمین بار، درخت کهنسال چند‌ساله دیگری در استان گیلان به جرم اینکه موجب خرافه‌پرستی مردم شده، ریشه‌کن شد و متاسفانه باز هم این مدیر کل سازمان اوقاف و امور خیریه گیلان بود که دستور قطع این درخت را صادر کرد. 

قطع این درخت در حالی صورت گرفت که دو سال قبل از آن نیز به دستور همین فرد، چهار درخت کهنسال چند ساله به منظور مبارزه با خرافه‌پرستی در گیلان سرنگون شده بود اما به‌رغم اینکه این اقدام او واکنش بسیاری از محافل علمی و زیست‌محیطی کشور و حتی دادستان کل کشور را برانگیخت نه تنها قطع درختان متوقف نشد بلکه تفکر مبارزه با خرافه‌پرستی با اعدام درختان کهنسال به استان قم هم سرایت کرد و به دستور مدیر اوقاف این استان، درخت سرو 500 ساله‌ای در صحن یکی از امامزاده‌های نزدیک قم به طور شبانه قطع شد تا مبادا دیگر کسی از سر احترام به این درختان که قرن‌ها در برابر تمامی ناملایمات محیطی و اقلیمی ایستادگی کردند، سر تعظیم فرود آورد. 

اما این اقدام اوقاف گیلان که اعتراض شدید اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور را به دنبال داشت، .....منبع خبر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 14:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

نيم نگاهي به مصوبه هاي تامل برانگيز اخير مجلس در باره آب و منابع طبيعي

 

اگرچه تبصره الحاقي بند 2 لايحه بودجه  89 كه اسفند 88  به تصويب مجلس رسيد مي رفت تا پايان سالي تلخ را براي كارشناسان منابع طبيعي و محيط زيست رقم زند با هوشیاری مسئولان مربوطه و برخورد به موقع کارشناسان دلسوز (از قرار معلوم) ختم به خير شد اما مصوبه جديد مجلس در شروع سال جديد براي دلسوزان طبيعت ايران مایه تعجب بود .  بر اساس این طرح که تاکنون یک ماده واحده و چهار تبصره آن بررسی شده است، وزارت نیرو موظف است ضمن اطلاع رسانی فراگیر و موثر به ذینفعان، طی دو سال تمام پس از ابلاغ این قانون برای کلیه چاههای آب کشاورزی فعال فاقد پروانه واقع در دشتهای ممنوعه آبی که قبل از پایان سال 85 حفر و توسط وزارت نیرو و دستگاههای استانی شناسایی شده اند، پروانه مناسب صادر کند. لازم به يادآوري است كه در حال حاضر و به استناد گزارش‌هايي كه از طريق وزارت نيرو منتشر مي شود ( سال ۸۲-۱۳۸۱)، حدود 60 ميليارد مترمكعب آب از طريق چاه‌هاي عميق و نيمه‌عميق كه تعداد آنها به بيش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه مي رسد،استخراج مي‌شود. از كل چاه‌هاي موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و 190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. اگر بنا را بر خوشبيني و نيت خير نمايندگان محترم مجلس بگذاريم اما بطور قطع بايد گفت تصميمي حساب نشده و  بدون كار كارشناسي صورت گرفته است. از طرفی نمی توان فبول کرد که نمايندگان پيگير چنين طرحی از وضعيت منابع آبي كشور اطلاع كافي نداشته اند. در این مورد بعضی از نمایندگان اظهار داشته اند که بسیاری از چاهها حتی مربوط به چندین سال پیش بوده است و صاحبان آنها اطلاع کافی از سیر اداری کارها نداشته اند و بعضی دیگر هم دنبال پروانه حفر و بهره برداری نبوده اند چرا که در گذشته كشاورزاني كه تنها راه درآمد آنان از كشاورزي بوده چاه هایی عمیق یا نیمه عمیق را به صورت غيرمجاز حفر كرده اند.حتی در برخی دشت ها قدمت چاه های غیرمجاز افزون بر دو یا سه دهه است و برخي از چاه هاي غيرمجاز حتی قبل از انقلاب حفر شده اند. از طرفی بر اساس مقررات وزارت نیرو چون اين چاه ها شرایط تبدیل شدن به چاه مجاز را نداشته اند، نمی توانسته اند آنها را به چاه مجاز تبدیل كنند. به هر حال به نظر نمایندگان محترم چون این چاههای غیرقانونی از سالها پیش مشغول بهره برداری بوده اند اکنون باید این کار قانونمند شود!. باید گفت:

اینکه اکثر چاههای غیر مجاز با تهیه سوخت از بازار آزاد برداشت آب داشته اند و کماکان نیز به کار خود ادامه می دهند ؛

اینکه صدها نفر از طریق همین چاههای غیر مجاز مشغول کارند و صدها هزار نفر هم از این طریق امرار معاش می کنند ؛

اینکه انسداد این چاهها پيامدها و بحران هاي زیانبار اجتماعی داشته و نمی توان هزاران چاه غیر مجاز را پلمپ کرده و از کار انداخت و اصلا این کار امکانپذیر نیست ؛

و بالاخره اینکه باید تکلیف این چاههای غیر مجاز روشن شود ، قبول ؛ اما از مجلسی که سرنوشت قانونگذاری این ملک و ملت بدست آنها سپرده شده است انتظار این است که حساسیت بیشتری نسبت به اینگونه تصمیمات به خرج دهند و برای رسیدن به هدف راههای دیگری را که سالهای سال کارشناسان و متخصصان مربوطه ارایه کرده اند نیز مورد نظر قرار داده و می دادند. چرا که به قول بان کی مون-دبیرکل سازمان ملل متحد منابع آب حیاتی ما کاملا تجدیدپذیر اما به شدت آسیب پذیر و در خطر هستند . نمایندگان محترم نیک می دانند که:

۱- علاوه بر محدوديت منابع آب و توزيع نامناسب زماني و مكاني آن در كشور، استفاده از اين منابع با ارزش از كارآيي مطلوبي برخوردار نبوده و راندمان آن بسيار پايين است بطوریکه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي حدود 35 درصد محاسبه مي‌شود. از طرفی در بخش مصارف شهري نیز صرف‌نظر از مصارف بي‌رويه شهروندان، به دليل فرسودگي شبكه‌هاي توزيع داخل شهرها ميزان اتلاف آب تا حدود 30 درصد برآورد مي‌شود. مجموعه مشكلات فوق از اتلاف شديد منابع محدود آب كشور حكايت دارد. از اين‌رو، به‌منظور مقابله با بحران كمبود آب، اتخاذ رويكردها و سياست‌هاي نوين از سوي مجلس و دولت براي جلوگيري از تخريب روزافزون اين عنصر حياتي ضروري است لذا تداوم و تسريع در اصلاح روش‌هاي استفاده از آب در بخش کشاورزي، توسعه کشت گلخانه اي، تجهيز شبکه‌هاي مصرف و ترميم و نوسازي شبکه‌هاي فرسوده شهری براي جلوگيري از هرز روی آب شرب از جمله اقدامات مورد نياز در بخش آب است

۲- نظام مالكيت اراضي و پراكندگي زمين‌هاي زراعي و قطعات كوچك آنها، هنوز يك مشكل اساسي در تهيه طرح‌هاي بزرگ شبكه‌هاي آبياري و ايجاد نهادهاي مديريت و بهره‌برداري و نگهداري آنها محسوب مي‌شود. در نتيجه نظام بهره‌برداري از آب و زمين در راستاي صرفه‌جويي در مصرف آب نيست. در اين راستا به اقدامات مهمتري نظير يكپارچه‌سازي اراضي، اصلاح الگوي كشت و اصلاح استراتژي‌هاي آبياري نياز است كه هر دو مستلزم دگرگوني‌هاي اساسي در سياست‌هاي بخش كشاورزي است.

 ۳- اگرچه طي سال‌هاي گذشته سرمايه‌گذاري عظيمي در بخش آب و كشاورزي صورت گرفته است و تاسيسات و زيرساخت‌هاي وسيعي در جهت تامين، انتقال و توزيع آب ايجاد شده است. ليكن از آنجايي كه افزايش راندمان آبياري و افزايش توليد كشاورزي به صورت اهدافي مستقل و مجزا از يكديگر پيگيري مي‌شود، اين تاسيسات قادر به تامين اهداف اصلي به نحو مطلوب نگرديده‌اند. به منظور دستيابي به اهداف فوق‌الذكر بايد ارتباط و پيوستگي بين آنها را در مقوله «بهره‌وري» جست‌وجو نمود. افزايش توامان كارايي مصرف آب و افزايش توليد در واحد سطح را با مفهوم «افزايش توليد به ازاي هر واحد حجم آب مصرفي» مي‌توان به هم پيوند داد.

۴- به جای سرمایه گذاریهای عظیم سدسازی در نقاط مختلف کشور, وزارت نیرو باید توجه بیشتری به مسایل آبخوانداری و تغذیه سفره های آب زیرزمینی معطوف دارد. چه می شد اگر هزینه های گزاف ساختن سدهای متعددی که بعضی از آنها نباید ساخته می شد به احداث و ترمیم شبکه های آبرسانی کشاورزی اختصاص داده می شد تا از این طریق چند درصدی به راندمان و کارایی مصرف آب کشاورزی افزوده می گشت.

۵- چنانچه واقع بینانه به مسایل فوق توجه شود و توصیه های کارشناسان بخش آب و کشاورزی برای بهبود وضعیت منابع آب عملی می شد. اصلا نیازی به حفر این تعداد چاه آب نبود که حالا دغدغه افت سطح سفره های آب و فرونشست زمین حتی در برخی از نقاط جنوبی شهر تهران داشته باشیم. 

-فرجام سخن اینکه اگر نمایندگان محترم به جای دغدغه پیدا کردن راهی برای مجوز دار کردن چاههای ممنوعه، در صدد راهی برای ایجاد شغل و کار مناسب برای جوانان روستایی باشند و مسئولین محترم به جای تشویق به فرزند بیشتر در صدد کم کردن نرخ بیکاری باشند خود به خود این فشار کاذب از دوش آنها کمتر می شود. با این حال اگر همچنان در تصمیم خود مصرند با عنایت به اینکه در اکثر چاههای مجاز و دارای پروانه هم در حال حاضر بیش از مقدار مجاز پمپاژ آب صورت می گیرد باید دولت را موظف نمایند با کنترل و تعدیل برداشت چاههای مجاز ، در حد همان اضافه برداشتی که از چاههای مجاز صورت می گرفته نسبت به صدور پروانه برای چاههای غیر مجازی که ضرورت دارند اقدام نماید تا تعادل سطح سفره آب زیرزمینی بیش از پیش دستخوش افت قرار نگیرد اینکار از طریق ایجاد شبكه سنجش مصارف آب كشاورزي (نصب کنتور) و پايگاه اطلاعاتي مناسب امکانپذیر است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 12:8  توسط محمد خسروشاهي  | 

مصوبه مجلس و نگرانی کارشناسان منابع طبیعی

در پنجمين روز از هفته منابع طبيعي كه به نام روز منابع طبيعي، قانون و حفاظت نامگذاري شده بود طرحي در صحن علني مجلس به تصويب رسيد كه اگر به مرحله اجرا برسد زخمی دیگر بر پیکر نحیف منابع طبيعي خواهد بود

براساس اين طرح كه در قالب تبصره الحاقي بند 2 به لايحه بودجه 89 در كميسيون تلفيق اضافه شده و در صحن علني مجلس به تصويب رسيده است "به وزارت جهاد كشاورزي (سازمان جنگل‌ها و مراتع) اجازه داده مي‌شود در سال 1389 زمين‌هاي ملي و موات متعلق به دولت ،كه در اجراي مواد 3 و 32 لايحه قانوني احياي اراضي مصوب شوراي انقلاب اسلامي واگذار مي‌گردد را به قيمت كارشناسي در محل با اقساط حداكثر 20 ساله به كشاورزان و ساكنان روستاهايي كه اين اراضي در محدوده آن روستا واقع گرديده با تعيين الگوي كشت واگذار و وجوه دريافتي را به خزانه داري كل واريز نمايد"

دستتان درد نكند كه به فكر خزانه دولت هستيد. با اينكار واقعا خزانه را آباد مي كنيد!!!

اصلا بايد پرسيد آيا عرصه اي براي واگذاري باقي مانده است. آنچه از منابع طبيعي قابل واگذاري بود! از ابتداي انقلاب توسط هيات هاي هفت نفره اي كه در آن زمان تشكيل شد با نظر كارشناسي (كه تابع جو سياسي زمان نيز بود) واگذار شد و پس از آن كماكان در قالب مواد و تبصره هاي ديگر و در موارد ضروري بصورت قانوني واگذار شده است بسياري از اراضي هم كه غير قابل واگذاري بود توسط افراد مختلف بطور خودسرانه بويژه در سالهاي اول انقلاب (و بعد از آن) تخريب شد. از اين نظر دهه 60 دهه خوبي براي منابع طبيعي نبود. بنده در آن زمان در منابع طبیعی خراسان مشغول بکار بودم آمار و ارقامي كه در همان ايام مطرح بود نشان مي داد كه بيش از يك ميليون هكتار از مراتع فقط در استان خراسان تخريب شده بود. با تمهيداتي كه انديشيده شد از طريق قانوني نسبت به خلع يد بسياري از اين اراضي اقدام شد . بسياري از مردم هم كه اصولا دامدار بودند از اين وضعيت نگران و ناراحت بودند چه بسا در پاره اي از موارد بين دامداران و اينگونه متجاوزين به منابع طبيعي درگيريهايي هم بوجود مي آمد بسياري ديگر قانون را رعايت كرده و تجاوزي به منابع طبيعي نكردند. از اين نظر تصويب اين قانون خود نوعي مجوز واگذاري عرصه‌هاي تصرف شده به متجاوزان و قانون شكنان است. بايد به نمايندگان محترم مجلس و آناني كه در پي تصويب چنين قانوني هستند گفت به اين منابع طبيعي در حال احتضار رحم كنيد اگر فكري به حال تن رنجور و زخمي آن نمي كنيد لااقل نمك بر زخم آن نپاشيد كه ديگر رمقي براي آن نمانده است.

تخریب مراتع خوب کشور و تبدیل آن به زراعت دیم  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 15:28  توسط محمد خسروشاهي  | 

ضرورت ايجاد رويكردي جديد براي حفاظت منابع طبيعي

اين سخن رئيس سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج كشاورزي در دومين روز از هفته منابع طبيعي و در محل سازمان تات بود. آقاي دكتر جهانگير پرهمت در سخنراني خود با ذكر اين نكته كه همه مسئولين و رهبران مذهبي در باره اهميت و حفاظت منابع طبيعي تاكيد داشته اند و با اينكه كارهاي اجرايي زيادي هم انجام شده است اما كماكان سير قهقرايي مراتع و فرسايش خاك ادامه دارد و هم اكنون تعداد دام حدود 2.2 برابر ظرفيت مراتع است لذا بايستي يك نگرش جديد و مؤثر  بويژه با مد نظر داشتن وضعيت اجتماعي و اقتصادي به منابع طبيعي داشته باشيم. ايشان اظهار داشتند در باره مديريت جامع حوضه هاي آبخيز صحبت زياد كرده ايم ولي كمتر وارد كار شده ايم تا بحال سيستم دولتي در اين كار دخيل بوده است در حاليكه بايد نهادهاي اجتماعي هم وارد كار شوند چرا كه با سيستم دولتي نمي توانيم جلو تخريب را بگيريم. اگر اينگونه باشد احساس مي شود كه خداوند يك سفره پرنعمتي را در اختيار مردم قرار داده است و هر كس هر چقدر مي خواهد ، مي تواند استفاده كند اين مي شود رقابت در بهره برداري كه درست نيست. بايد بپذيريم كه امروز جنگلبان دولتي نمي تواند به تنهايي از جنگل حفاظت كند و بايد نگرشي در مردم ايجاد شود كه 70 ميليون نفر از منابع طبيعي حفاظت كنند و يك عزم ملي براي اينكار لازم است. ايشان همچنين به پتانسيل هاي فراواني كه در بيابانها وجود دارد اشاره كرد و گفت حدود 700 هزار كيلومتر مربع از مساحت كشور را بيابانهاي اقليمي در بر گرفته اند و در اين مناطق بيش از 250 روز آفتابي وجود دارد كه مي توان از انرزي آفتاب در جهت كم كردن سوخت هاي فسيلي استفاده كرد گذشته از آن بايد در مناطق بياباني به جاذبه هاي آن هم توجه كرد و به مسئله اكوتوريسم هم بپردازيم.

و اما جان كلام آقاي دكتر شريفي رئيس سازمان جنگلها و مراتع كشور كه در صحبت هايشان در روز پژوهش، آموزش و رسانه  به آن اشاره كردند و بسيار هم به دلم چسبيد استفاده از منابع در اختيار سازمانهاي مربوطه است ايشان اظهار داشتند بين ما نبايد ديواري وجود داشته باشد در حاليكه مي بينيم منابعي و اعتباراتي در يك طرف ديوار وجود دارد و در طرف ديگر بدنبال اعتباراتي براي انجام تحقيقات منابع طبيعي هستند. آقاي دكتر شريفي صحبتهاي مبسوطي هم در جهت حفاظت از منابع طبيعي با استناد به آيات قرآن كريم داشتند

بنده اميدوارم كه اين بار هم صحبت هاي آقاي دكتر پرهمت و دكتر شريفي در مرحله حرف باقي نماند و همانطور كه خود مي گويند وارد كار شوند اگر چه این بار هم فکر می کنم شاهد اتفاق خاصی نخواهیم بود. باید منتظر باشیم و ببینیم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 10:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

گرامی داشت منابع طبیعی فقط در هفته منابع طبیعی!

 

در آستانه هفته منابع طبيعي قرار داريم.  به رسم معمول در اين هفته مسئولين مربوطه به برگزاري نكوداشت منابع طبيعي مي پردازند. هرچند مراسم سمبليك و نمايشي هفته منابع طبيعي در جاي خود مغتنم است، اما بايد گفت متاسفانه، در بقيه ايام سال به منابع طبيعي و جفاهايي كه به آن مي شود توجهي نمي شود حتي در همين مراسم هم دست اندركاران مربوطه كمتر به وقايع اتفاقيه اي كه در طول سال با آن مواجه شده اند اشاره مي كنند و يا صلاح نمي دانند كه فرياد مظلوميت منابع طبيعي را در اين هفته به گوش بلندپايه ترين مقامهاي اجرايي، قضايي و تقنيني كشور كه معمولا در اين مراسم حضور دارند برسانند. سر و صداي تعداد قليل مدافعان منابع طبيعي و محيط زيست هم اغلب از طرف مسئولين سياسي و اجرايي كشور مورد بي مهري قرار مي گيرد. در  مراسم جشن درخت كاري كه در حضور بالاترين مقام يا مقامهاي اجرايي كشور برگزار مي شود معمولا در باره درختهاي كاشته شده صحبت مي كنيم اما در باره درختهاي قطع شده كمتر سخن مي گوييم، در روز آموزش و پژوهش در باره پژوهشهاي انجام شده صحبت مي كنيم اما در باره كاسه گدايي دريافت اعتبار از اين سازمان و آن سازمان و جلسات مكرر و بي نتيجه براي دريافت اعتبار صحبتي نمي شود. در باره تعداد محقق و پروژه صحبت مي شود اما در باره پروژه هاي مصوب و در انتظار اعتبار صحبتي نمي شود. در باره آموزش و تعداد بي شمار پايان نامه هاي دانشگاهي صحبت مي شود اما در باره بازخورد بي نتيجه اين پايان نامه ها در مرتفع شدن مشكلات گذشته و حال منابع طبيعي اشاره اي نمي شود اگر اين دهها و صدها پايان نامه و رساله و پروژه تحقيقاتي به ثمر نشسته! پس اينهمه مشكلات منابع طبيعي اعم از كاهش سطح جنگلها، گسترش بي رويه بيابانها و كويرها، خالي شدن آبخانه ها، آلودگي محيط زيست اعم از زمين، هوا و آب، افزايش نرخ فرسايش خاكها و طوفانهاي گرد و غبارها و .... براي چيست؟به هر حال  به هر طرف كه مي نگريم برآيند همزيستي انسان و طبيعت چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد  اكنون زمان آن رسيده است كه اين تظاهرات ديداري و رسانه اي را به بيان انچه بر اين طبيعت رنجور وطن مي گذرد تبديل كنيم. به يقين بايد گفت سخن گفتن از منابع طبيعي تجديد شونده در جهت تنوير افكار عمومي و افزايش معرفت اجتماعي اكنون بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، آنهم ضرورتي اجتماعي و انساني.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 13:42  توسط محمد خسروشاهي  | 

مهاجرت‌های آریاییان و چگونگی آب‌وهوا و دریاهای باستانی ایران

اگر چه اصل مقاله در باره ابراز تردید در فرضیه اثبات نشده مهاجرت آریاییان از سرزمین‌های شمالی به ايران و از كتاب ايران، سرزمين هميشگی آرياییان نگارش رضا مرادي غياث آبادي(1384) مي باشد اما اطلاعات بسيار جالبي در باره آب و هوا و درياهاي باستاني ايران باستان بدست مي دهد كه مطالعه آن براي علاقمندان محيط طبيعي ايران بسيار مفيد است

از آنجا كه مهاجرت‌های انسانی و جابجایی تمدن‌ها در طول تاریخ همواره به دلیل دستیابی به «شرایط بهتر برای زندگی» بوده است، در دوران باستان این «شرایط بهتر» بویژه عبارت از آب فراوان‌تر و خاك حاصلخیزتر بوده است. اگر چنانچه بتوانیم دلایلی برای این گمان فراهم سازیم كه در روزگار باستان ویژگی‌های آب‌وهوایی و چشم‌انداز طبیعی در فلات ایران مناسب‌تر از روزگار فعلی بوده است؛ و از سوی دیگر مشخص شود كه خصوصیات آب‌وهوایی در سرزمین‌های شمالی ایران نامناسبتر از امروز و حتی روزگار باستان بوده است؛ می‌تواند مهاجـرت بـزرگ آریـاییـان به ایـران امروزی را با تردید مواجه شود و حتی احتمال مهاجرت‌هایی از ایران به نقاط دیگر جهان را مطرح شود.  از آنجا كه رشد و ازدیاد جمعیت همواره در زیست‌بوم‌های مناسب و سازگار با انسان رخ داده است، بعید به نظر می‌رسد كه جوامع كهن، سرزمینِ با اقلیم مناسب و معتدل ایران را نادیده گرفته و در سرزمین‌های همیشه سرد و یخبندان سیبری، روزگار بسر برده و پس از آن متوجه ایران شده باشند. علاوه بر آن در تحقیقات میدانی‌ نیز سكونتگاه‌هایی در آن مناطق پیدا نشده است.

شواهد باستان‌زمین‌شناسی: می‌دانیم كه آخرین دوره یخبندان در كره زمین،  در حدود 14000 سال پیش آغاز شده و در حدود 10000 سال پیش پایان یافته است. دوره‌های یخبندان موجب ایجاد یخچال‌های بزرگ و وسیع در قطب‌ها و كوهستان‌های مرتفع ‌شده و در سرزمین‌های عرض‌های میانی و از جمله ایران به شكل دوره‌های بارانی و بین‌بارانی نمودار می‌شود. دوره‌های بارانی همزمان با دوره‌های بین‌یخچـالی و دوره‌های بین‌بـارانی همزمان با دوره‌های یخچالی دیده شده‌اند. رسوب‌های چاله‌های داخلی نشان می‌دهد كه ایران در دوره‌های گرم بین‌یخچالی شاهد بارندگی‌های شدیدی بوده كه موجب برقراری شرایط آب‌وهوایی مرطوب و گسترش جنگل‌ها در نجد ایران شده و در دوره‌های سرد یخچالی به استقبال شرایط آب‌وهوایی سرد و خشك می‌رفته است. بدین ترتیب در حدود 10000 سال پیش، با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان، شرایط آب‌وهوایی گرم و مرطوب در ایران آغاز می‌شود. شواهد باستان‌زمین‌شناسی نشان می‌دهد كه با آغاز دوره گرم و مرطوب و عقب‌نشینی یخچال‌ها به سوی شمال، به مرور بر میزان بارندگی‌ها افزوده می‌شود. بطوریكه در حدود 6000 سال تا 5500 سال پیش به حداكثر خود كه 4 تا 5 برابر میزان متوسط امروزی بوده است، می‌رسد. متعاقب آن آب دریاچه‌های داخلی بالا می‌آید و به بالاترین سطح خود می‌رسد و تمامی چاله‌ها، كویرها، دره‌ها و آبراهه‌ها پر از آب می‌شوند. این دوره‌ای است كه در اساطیر ملل مختلف با نام‌های گوناگون و از جمله توفان عصر جمشید و توفان نوح یاد شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 14:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

فرونشست زمين در 200 دشت کشور

 

معاون زمين شناسي سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني با هشدار نسبت به پيشروي پديده فرونشست زمين در بيش از 200 دشت کشور گفت؛ براي پيشگيري از اين فرونشست مطالعاتي با استفاده از فناوري هاي ماهواره يي و GIS صورت گرفته است. محمدرضا قاسمي استفاده بي رويه از آب هاي زيرزميني به دليل خشکسالي هاي اخير را از عوامل ايجاد پديده هاي فرونشست زمين در کشور ذکر کرد و افزود؛ عدم برنامه ريزي براي استفاده از آب هاي زيرزميني باعث شده است بخش عمده يي از ذخاير آب هاي زيرزميني تخليه شود. وي با اشاره به اينکه اولين مطالعات در اين زمينه در سازمان نقشه برداري آغاز شد، ادامه داد؛ با ارائه گزارش هاي اين سازمان به سازمان زمين شناسي، مطالعات خود را آغاز کرديم. اين مطالعات نشان داد آبخوان هاي اطراف دشت تهران به دليل ايجاد چاه هاي بزرگ و تخليه آب هاي زيرزميني جمع شده است. قاسمي ادامه داد؛ اين تغيير آبخوان ها به حدي شديد بوده که بارندگي هاي سال هاي اخير نتوانست آبخوان ها را به اندازه اوليه خود بازگرداند و در نتيجه باعث ايجاد پديده فرونشست زمين شده است که متاسفانه در برخي از دشت ها مانند رفسنجان، همدان و خراسان شديدترين حالت مشاهده شده است. 

منبع: روزنامه اعتماد چهارشنبه، 3 تير 1388 - شماره 1984

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 8:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران

سالن كنفرانس موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور

اولين نشست فصلي انجمن اعضاي هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور در سال جديد تحت عنوان بررسي چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران با حضور دو چهره سرشناس محيط زيست و منابع طبيعي سركار خانم دكتر معصومه ابتكار: رييس كميته‌ي محيط زيست شوراي شهر تهران و آقاي دكتر محمد مهدوي  استاد دانشگاه تهران طبق قرار قبلي، در محل سالن كنفرانس  موسسه و با حضور چشمگير اعضاي هيات علمي و كارشناسان برگزار شد. به اعتقاد بنده اين سخنراني علمي يكي از بهترين نشستهايي بود كه تا كنون توسط انجمن برگزار  شده است.

سركار خانم دكتر ابتكار در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور 

اولين سخنران سركار خانم دکتر ابتکار بود كه به شايستگي و با بياني شيوا فرصت ها و چالش هاي حوزه محيط زيست و منابع طبيعي را برشمرد. ايشان مردمسالاري و آموزه هاي ديني، توسعه آموزش عالي، سازمانهاي مردم نهاد ، توانمنديهاي هاي بخش خصوصي و بين المللي را از جمله ظرفيت هايي دانست كه مي توان بخوبي از آنها در جهت اعتلاي منابع طبيعي و محيط زيست استفاده كرد. كما اينكه در دولت هاي قبلي، ايران در مجامع  بين المللي از جمله پروتكل كيوتو كه رياست گروه 77 را بعهده داشت و كنوانسيون بين المللي محيط زيست و تنوع زيستي بعنوان يك كشور اثر گذار خوش درخشيد و به نحو احسن از اين ظرفيت ها استفاده شد. ايشان در بخش بعدي سخنراني خود، نداشتن نگاه محوري و راهبردي در عاليترين سطوح كشوري و انحلال شوراي عالي محيط زيست و قانون گريزي را (با توجه به معطل ماندن قانون برنامه چهارم توسعه كشور) در چند سال گذشته از جمله چالش هاي محيط زيست و منابع طبيعي برشمرد.  نكته مهم و ظريفي كه ايشان  بدان اشاره كردند مشكل ساختاري سازمان محيط زيست بود چرا كه اين سازمان زير نظر مستقيم رياست جمهوري اداره مي شود و بعبارتي بالاترين مقام اين سازمان معاون رئيس جمهوري است بنابراين نوع نگاه بالاترين مقام اجرايي كشور مي تواند مديريت محيط زيست و منابع طبيعي را ارتقا و يا تنزل بخشد. 

دكتر محمد مهدوي استاد دانشگاه تهران 

سخنران دوم آقاي دكتر محمد مهدوي بود كه سخنراني خود را تحت عنوان مديريت پايدار منابع آب ارايه كردند. اين استاد با سابقه دانشگاه با اشاره به جنبه هاي اقتصادي و زيست محيطي آب ، آنرا جزئي از اكوسيستم و منابع طبيعي برشمرد و  نقدي علمي از مديريت نادرست آب هاي سطحي و زير سطحي را براي جمع حاضر ارايه كرد. ايشان با اشاره به توليد بسيار پايين محصولات كشاورزي بازاي هر متر مكعب آب، خودكفايي در بحث توليد گندم را به چالش كشيد و اظهار داشت بايد ببينيم در ازاي مصرف چه مقدار آب چه مقدار توليد داريم و آنگاه بايد پرسيد آيا وارد كردن گندم مناسب تر است يا جلوگيري از اسراف سرسام آور آب آنهم قبل از اينكه به مرز تنش آبي برسيم. ايشان ضمن پرداختن به مسايل و مشكلاتي از جمله ؛ فرسايش خاك، نشست زمين بر اثر برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني و آلودگيهاي آب و خاك كه نمونه اي از اين آلودگيها را مي توان به افزايش 4 برابري مقدار نيترات خاك نسبت به كشورهاي پيشرفته دانست، اظهار داشت از 400 شهرك صنعتي موجود در كشور فقط 16 شهرك آب تصفيه شده دارند از طرفي در كشور هاي پيشرفته آب مصرفي در صنعت را تا 16 بار از طريق بازچرخش (recycling) استفاده مي كنند در حاليكه در كشور ما با يكبار مصرف از دسترس خارج مي شود اين در صورتي است كه براي توليد يك ورق كاغذ 4 ليتر آب مصرف مي شود. ايشان ضمن تاكيد بر ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها با اشاره به تعداد 967 مورد سيل بزرگ و خسارت بار در طول 25 سال (1996-1972) گفت متوسط خسارات روزانه سيل در كشور  بيش از 3 ميليارد ريال برآورد مي شود.

كلام آخر:

اگرچه سخنراني خوب اين دو استاد و صاحبنظر حوزه منابع طبيعي و محيط زيست براي بنده و جمع حاضر در جلسه دلنشين بود اما براي من همچنان ناتمام است. جان كلام آنجاست كه بگوييم چه بايد كرد؟ يقينا بسياري از مطالب گفته شده درد دلهايي است كه هريك از ما در نشست هاي کارشناسی بر زبان مي آوريم اما اينكه چگونه وضعيت نابسامان منابع طبيعي و محيط زيست ازجمله آلودگيهاي آب و خاك و هوا، روند قهقرايي تخريب مراتع، جنگلها و فرسايش هاي آبي و بادي، تهي شدن آبخانه ها، گستردگي شوره زارها و روند شتابناك بيابان زايي و امثال آنها را سر و سامان بخشيم همچنان مهمترين مسئله اي است كه در حل آن عاجزيم. بايد پرسيد ركن مهم مقايسه ارزيابي شاخص هاي زيست محيطي در كشورهاي پيشرفته  و ايران چيست؟ آيا مهمترين كار دولت و مسئولين مملكتي در زمینه حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست هم ، جز بر طرف کردن فقر فرهنگی و مادی مردم است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

تاملی بر سخنرانی انجام شده در همایش صنعت سدسازی-موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

 

چهارمین همایش فصلی انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با عنوان «چالش های صنعت سد سازی با تاکید بر اثرات متقابل آن بر منابع طبیعی کشور» در تاريخ 20/6/87 در محل سالن اجتماعات موسسه و با حضور جمع قابل توجهي از دانشجويان، مديران، پژوهشگران و كارشناسان علاقه‌مند به موضوع، نمايندگاني از تشكل‌هاي مردم‌نهاد و حضور چند خبرنگار از جرايد، برگزار شد. اولين سخنران مهندس احمد آل ياسين بود. كارشناس با سابقه منابع آب و ايراني علاقمندي كه براي حضور در اين جمع از فلوريداي آمريكا راهي ايران شده بود. عصاره سخنراني مهندس آل ياسين كه با مروري كوتاه به تاريخچه سدهاي دنيا و ايران آغاز شد اين بود كه؛ در زمينه احداث سد ما با متغيرهاي متضادي روبرو هستيم و بايد همه جوانب آن را در نظر بگيريم از جمله اين متغيرها مي توان به :

-  دسترسي آب براي همه،   جمعيت و روند افزايشي آن،    الگوي مصرف آب و غذا،    حفاظت از اراضي كشاورزي و جلوگيري از فرسايش خاك،  مسايل زيست محيطي،    انرژي ، توسعه و .... اشاره كرد كه پس از  بررسي همه جوانب مي توان سدسازي را بعنوان آخرين گزينه پيشنهاد كرد

دومين سخنران سركار خانم فاطمه ظفرنژاد بود كه ايشان نيز از كارشناسان باسابقه منابع آب كشور است. نامبرده در سخنراني خود با اشاره به سه ماده از قانون اساسي ايران در مورد منابع طبيعي و محيط زيست و ذكري از ماده و تبصره هاي دستور كار 21 به كاستي هاي موجود براي ارزيابي سدهاي موجود و راستي آزمايي آنها پرداخت و ضمن انتقاد شديد از سدسازي و  اشاره به نمونه هايي از سدهايي كه نبايد احداث مي شد، راه و روشهاي ديگري از جمله بالابردن راندمان آبياري را به جاي احداث سد پيشنهاد كردند. ايشان در هنگام سئوال و جواب حتي به سدهاي بزرگ احداثي از جمله كارون و كرخه به دليل تبخير زيادشان نيز اشاره كردند. به هر حال به نظر بنده هر دو سخنراني در نوع خود ارزشمند و بسيار خوب بود مخصوصا نظرات مهندس آل ياسين اين كارشناس كاركشته آب نشان از پختگي و تسلط بيشتر ايشان به شرايط اجتماعي ايران داشت اما در ارتباط با نقد و نظر خانم ظفر نژاد جا داشت كه از طرف مقابل يعني وزارت نيرو  كسي در اين جلسه حضور مي داشت شايد انتقاد برخي از حاضران را براي اطلاع رساني اين همايش بايد از همين منظر وارد دانست. انتقاد خانم ظفرنژاد در باره سدهاي البرز و تجن و برخي مناطق كه در سخنراني خود نام بردند پذيرفتني است اما نبايد به همه سدهاي ايران از همين زاويه نگاه كرد.

مسلما كاستي هايي در اين زمينه بوده و هست متاسفانه در سالهاي اخير مسايل زيست محيطي در ارتباط با احداث برخي از سدها نيز كم رنگ ديده شده است اما همانطور كه مهندس آل ياسين گفت در ارتباط با احداث سدها بايد تمام جنبه ها را در نظر گرفت و نمي توان به مردم گفت آب ننوش! يا اگر بنا براين بود كه چون حجم قابل توجهي از آب سدهاي احداثي بر روي كرخه و كارون تبخير مي شوند نبايد اين سدها ساخته مي شد بايد گفت اگر همين سدها نبودند اين آب به كجا سرازير مي شد. وضعيت سيلابهاي با دبي 4000 متر مكعب بر ثانيه اين رودخانه ها چه بلايي بر سر مردم اهواز و شوشتر و ساير شهرهاي مسير مي آورد. مسلما حرف خانم ظفر نژاد در مورد بالابردن راندمان آبياري حرف دل ما هم هست مگر تاكنون كم گفته شده است كه به جاي احداث برخي از سدها راندمان آبياري و يا راندمان توليد محصول به ازاي واحد آب را بالا ببريد اما چگونه؟ در اين مورد مخصوصا با وضعيت مديريتي حاكم بر كشور بايد راه حل عملي ارايه كرد . همانطور كه اكثر نخبگان اقتصادي و سياسي در راستاي تحولات اقتصادي اتفاق نظر دارند اما چگونگي اجراي آن را مهم مي دانند. بياد دارم سالها پيش در زمان نخست وزيري مير حسين موسوي طرح پوشش انهار مطرح بود مسلما انجام آن طرح، كمك زيادي به راندمان آبياري مي كرد اما مسايل و مشكلاتي كه در برحه هايي از زمان براي كشور بوجود آمد و هر آن بوجود مي آيد بسياري از كارها را تحت الشعاع قرار داده و مي دهد. مگر ما متخصصان آبخيزداري كم گفته ايم در حوضه آبخيز هر سدي اول بايد عمليات آبخيزداري انجام شود. اما حقيقتا بايد گفت با وضعيت اعتباري و نيروي انساني موجود بايد چند سال و حتي چند دهسال منتظر ماند تا عمليات آبخيزداري آن حوضه آبخيز تمام شود و يا با تمام كارهايي كه براي آبخوانداري انجام شده است تا بحال چند متر و يا چند سانتي متر توانسته ايم از افت سفره هاي آب بكاهيم. اشاره به اين موارد كه درد و رنج حاكم بر مديريت نايكپارچه آب و خاك كشور را نشان مي دهد براي اين است كه دست كم بدانیم در کجا زندگی می کنیم و شرایط اجتماعی و سیاسی ما چگونه است. نه آنقدر دست روی دست بگذاریم تا راندمان آبياري دو برابر شود و بر عکس نه آنقدر هم بی گدار به آب بزنیم که برای احداث یک سد آنهم در دل جنگل با بارندگی مکفی هزاران درخت را قطع و اکوسیستم آن ناحیه را بهم بریزیم چرا که یک مزیت مهم جنگل حفظ آب (و خاک) است اصلا جنگل خود نقش یک سد را بازی می کند آنچنانكه در آمريكا ارزش سالانه جنگل هاي دولتي از لحاظ ذخيره آب 300 ميليون دلار ولي از محل فروش چوب سالانه فقط 23 ميليون برآورد شده است از این روست که گفته می شود مکانیابی درست سد یک اصل مهم و اساسی در سد سازی است به هر حال اين نوشته ابدا تاييدي بر تخريبات اخير زيست محيطي و ميراث فرهنگي براي احداث سدها نمي باشد بلكه جهت يادآوري عزيزاني است كه گاهي اوقات در دام افراط و تقريط مسئله گرفتار می شوند و از نگاه كلي و همه جانبه به مسايل كشور انهم در زمانه حاضر غافل مي مانند. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:23  توسط محمد خسروشاهي  | 

واژه نامه اصطلاحات زیست محیطی

 جنگل کاری عبارت است از کاشت درختان جنگلی بر روی زمینی که قبلاً کاشته نشده یا فاقد درختان جنگلی است.

 پسماند کشاورزی عبارت است از مواد زائدی که از کشت و زرع یا فعل و انفعالات دامی به جای  می ماند از قبیل کود حیوانی و  مواد بجا مانده از درو.

آلودگی هوا  عبارت است از ترکیب شدن جو با آلاینده هایی نظیر گازهایی که از کارخانه های  تولیدی، ساختمانی، نیروگاه ها و وسائط نقلیه انتشار می یابد و برای سلامتی انسان و بهداشت محیط زیست زیان آور است.

معیارهای کیفیت هوا عبارت است از حدود قانونی که توسط دولت ایالات متحده برای تعیین حداکثر میزان قابل قبول آلودگی ها یا آلاینده ها در جو مشخص شده است.

 شورای قطب شمال عبارت است از شورایی که در سال 1996 در اوتاوا تشکیل شد و آن هیئتی بلند پایه است که برای حفاظت از محیط زیست قطب شمال و برای بهبود رفاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم قسمت شمالی ایجاد شده است. اعضای این شورا را کشور های کانادا، دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ، فدراسیون روسیه، سوئد و ایالات متحده تشکیل می دهند.

جو(آتمسفر) عبارت است از کلیه لایه های گازهایی که کرۀ زمین را احاطه کرده اند و آن را در مقابل تشعشعات خور شیدی محافظت می کنند و کمک می کنند تا شرایط حفظ  حیات به وجود آید. نیتروژن، اکسیژن، دی اکسید کربن و بخار آب از جمله گازهایی هستند که در جو وجود دارد.

برنامه راهبردی بالی برای پشتیبانی فن آوری و ایجاد ظرفیت (The Bali Strategic Plan for Technology Support and Capacity Building)، که در چهارم دسامبر 2004 در بالی اندونزی با این هدف به تصویب رسید که از فن آوری مربوط به محیط زیست حمایت کرده و برای مدیریت مؤثر زیست محیطی در کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که اقتصادشان در مرحله انتقالی است ایجاد ظرفیت کند.

فرمان قانونی برلین (The Berlin Mandate) عبارت است از "تصمیم طرف های ذی نفع" که در اوّلین نشست کنفرانس طرف های ذینفع کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیم (COP-1) گرفته شد تا روشی را قبل از سال  2000برای تقویت تعهدات کشورهای صنعتی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای از طریق تدوین یک پروتکل و یا هر وسیله قانونی دیگراتخاذ کند.

زیست تجزیه پذیر به توانایی تجزیه یک ماده در طول زمان  و در اثر مجاورت با خورشید، باد، آب و موجودات زنده میکروسکوبی اطلاق می شود. بسیاری از محصولاتی که از گیاهان و حیوانات به دست می آید -- مانند کاغذ، پارچه و غذا -- تجزیه های زیستی هستند.

تنوع زیستی به تنوع موجودات زنده از تک سلولی ها تا اشکال پیچده تر حیات، در بوم سامانه هایی که در آن به صورت طبیعی زندگی می کنند اطلاق می شود.

سوخت بیولوژیکی عبارت است از هر گونه سوخت مایع، جامد یا گاز که تمام یا بخشی از آن از پالایش مواد بیولوژیکی پایدار، معمولا گیاهان، به دست می آید. پاره ای از سوخت های بیولوژیکی مانند اتانول، از پالایش گیاهانی که به مصرف غذایی می رسند مانند ذرت، به دست می آیند اما فن آوری هایی در شرف تکوین است تا از گیاهان غیر خوراکی و همچنین باقیمانده گیاهانی که به مصرف غذایی می رسند استفاده شود.

زیست انباشت (Biomass) عبارت است از مواد آلی موجود در گیاهان و حیوانات که می توان از آنها در تهیه سوخت بیولوژیکی استفاده کرد.

زیست درمانی عبارت است ازاستفاده از موجودات زنده مانند باکتری ها برای زدودن مواد آلاینده در آب و زمین.

بیوسفر (زیست کره) که تمام مناطق کره زمین -- زمین، هوا و آب – را که مایۀ زندگی است، در بر می گیرد.

بیوتا (زیاگان /Biota) به تمامی گیاهان و حیوانات زنده ای که در ناحیه ای مشخص زندگی می کنند، اطلاق می شود.

ضبط کربن (Carbon sequestration)عبارت است از روشی که انتشارات گازهای گلخانه ای را کاهش می دهد و این کار از طریق جذب دی اکسید کربن در جایی که این گاز تولید می شود و انباشت آن در زیر زمین برای دهها سال و یا حتی قرن ها  انجام می شود.

کلروفلوئوروکربن ها (CFCs) گروهی از مواد شیمیایی هستند -- که زمانی استفاده از آن ها به عنوان ماده سردکننده، ماده اطفای حریق و ماده مولد فشار در افشانه ها راجج بود -- و سبب  سوراخ شدن لایه حفاظتی ازن در جو فوقانی کره زمین شد. به دنبال توافق نامه ای که در سال 1987 به امضاء رسید و به عنوان "پروتکل مونترال" معروف است، استفاده از بسیاری از سی اف سی ها منع شده است.

لامپ های فلورسنت کم مصرف (CFLs)  لامپ هایی هستند که از انرژی به مراتب کم تری استفاده می کنند و 10 برابر بیش تر از لامپ های رشته ای معمول عمر می کنند.

کنوانسیون سایتس (CITES) (کنوانسیون تجارت بین الملی گونه های در معرض خطر جانوران و گیاهان وحشی) عبارت است از توافق نامه ای بین الملی که در سال 1973 به تصویب رسید و بر اساس آن تجارت حیوانات و گیاهان وحشی و هر محصولی که از آنان به دست می آید، محدود می شود تا تضمین شود که یک چنین تجارتی بقای این موجودات را به خطر نمی اندازد.  

 جنگل زدایی (Clear cutting) عبارت است از قطع درختان مناطق وسیع جنگلی برای مقاصد کشاورزی و یا عمرانی؛ عملی که سبب از میان رفتن زیستگاه ها می شود، گیاهان و جانوران را از میان می برد و منجر به فرسایش زمین، جاری شدن سیل و ته نشینی جویبار ها و دریاچه ها می شود.

تغییر اقلیمی که "گرمایش جهان" نیز نامیده می شود، عبارت است از تغییرات تدریجی و بلند مدت در نقشه های مربوط به آب و هوا در مقیاس کل کره زمین. دانشمندان معتقدند که فعالیت های انسان تغییرات آب و ها را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب شتاب دادن به سرعت این تغییرات می شود.

 حفاظت از منابع طبیعی عبارت است از حفظ و تجدید منابع طبیعی از طریق مدیریت صحیح این منابع برای استفاده نسل های آینده.

 بوم شناسی عبارت است از مطالعه زیست بوم ها برای بررسی چگونگی ارتباط میان موجودات زنده و ارتباط  آن ها با محیط اطراف.

زیست بوم ها به کنش متقابل میان گیاهان و حیوانات با یکدیگر و با محیط فیزیکی که در آن قرار گرفته اند، اطلاق می شود. زیست بوم ها می تواند به همان کوچکی موجودات زنده ای که زیر تخته سنگ ها زندگی می کنند باشد و یا مناطق جغرافیایی بزرگ تری را در بر گیرد.

معیارهای انتشار عبارت است از حدود قانونی که دولت ایالات متحده آمریکا برای آلاینده هایی که منابعی نظیر خودرو ها یا کارخانه های صنعتی در فضا تولید می کنند تعیین کرده است.

 گونه های در معرض خطر عبارت است از انواع حیوانات و گیاهانی که در معرض خطر انقراض قرار دارند.

 قانون گونه های در معرض خطر (Endangered Species Act) عبارت است از قانون فدرال ایالات متحده آمریکا که در سال 1973 به تصویب رسید و از گونه های در معرض خطر (که احتمال داده می شود نسل آن ها در آینده ای قابل پیش بی?ی منقرض شود) و گونه های تهدید شده (که احتمال داده می شود نسل آن ها در آینده ای قابل پش بینی در معرض خطر قرار گیرد) هم از طریق حفاظت از زیستگاه ها و هم خود این گیاهان و حیوانات محافظت می کند.

 فرسایش عبارت است از افت خاک و سایش تخته سنگ ها به ویژه در اثر باد و آب. فعالیت های کشاورزی، تسطیح زمین برای ساخت واحد های مسکونی و تجاری، و جاده سازی می تواند روند فرسایش را تسریع بخشد.

 سوخت های فسیلی که زغال، نفت و گاز طبیعی را شامل می شود، منابع تجدید نابذیری از انرژی هستند که از هیدروکربور هایی که در اثر فسیل شدن باقیمانده گیاهان و حیوانات در اثر فشار های وارده و فعل و انفعالات کره زمین در طول میلیون ها سال تشکیل شده است به دست می آیند.

 انرژی حرارتی زمین (Geothermal energy) عبارت است از انرژی که از حرارت طبیعی و منابع آبی درون زمین مانند آتشفشان ها و چشمه های آب گرم به وجود می آید.

 گرمایش جهان، واژه ای است که اغلب به طور مترادف با عبارت تغییر آب و هوا استفاده می شود (رجوع شود به مطلب بالا) و به تغییرات تدریجی در نقشه های هوای جهان که توسط پژوهشگران رصد می شود، اطلاق می گردد و گویای این واقعیت است که میانگین درجه حرارت کره زمین در حال افزایش است.

 تأثیر گازهای گلخانه ای چگونگی افزایش درجه حرارت کره زمین را تشریح می کند که این افزایش به دلیل انباشت گازهای معینی در جو از قبیل بخار آب، دی اکسید کربن، اکسید نیتروژن و متان که سبب جذب انرژی خورشیدی می شود و از جدا شدن حرارت آن به داخل فضا جلوگیری می کند، ایجاد می شود.

گازهای گلخانه ای، شامل بخار آب، دی اکسید کربن، اکسید نیتروژن، ازن و متان است که در اثر برخی از فعالیت های انسان در مقادیر زیاد رها می شود و بسیاری بر این عقیده اند که به روند گرمایش جهان کمک می کند.

 غلظت گازهای گلخانه ای که مقیاسی است برای اندازه گیری گازهایی که از هر پوند محصول تولید شده منتشر می شود.

 آب های زمینی عبارت است از منابع موجود آب آشامیدنی که در زیر سطح کره زمین پیدا شده و از طریق حفاری یا لوله کشی چشمه های زیر زمینی در دسترس قرار گرفته است. آفت کش ها، فاضلاب ها، پسماند های صنعتی و جاری شدن ضایعات کشاورزی می تواند سبب آلودگی آب های زمینی شود.

 هیدروکربور عبارت است از یک ترکیب شیمیایی آلی متشکل از هیدروژن و اتم های کربن.پیمان کیوتو اصلاحیه ای الحاقی به کنوانسیون ساختاری سازمان ملل در باره تغییرات اقلیمی (UNFCCC) است. کشورهایی که این پیمان را امضا کردند مسئولیت کاهش انتشار دی اکسید کربن و پنج نوع گاز گلخانه ای دیگر را به عهده گرفتند و تعهد کردند در صورت نگهداری میزان کنونی این گازها و یا افزایش انتشار آن ها که به گرمایش جهانی ارتباط داده شده است، مسئله را جبران کنند.

 اصلاحیه های 1981 برای قانون لیسی (The Lacey Act Amendments of 1981) که یکی از قوانین ایالات متحده است که واردات، صادرات، حمل و نقل، خرید و فروش ماهی، نگهداری و یا مالکیت حیوانات و گیاهان وحشی را که مخالف با قوانین فدرال، ایالتی و یا قبیله ای است منع کرده است. تجارت میان ایالت ها یا تجارت خارجی ماهی و حیوانات و گیاهان وحشی که نگهداری و مالکیت آن ها بر خلاف قوانین دیگر ملل است نیز عملی خلاف قانون است.

پیمان مونترال در مورد موادی که سبب تخریب لایه ازن می شود (The Montreal Protocol on Substances that Deplete the Ozone Layer)، پیمانی بین الملی است که ایالات متحده نیز یکی از اعضای آن است و در سال 1987 خواستار توقف تدریجی تولید و مصرف ترکیباتی شد که سبب تخریب لایه ازن در فضا می شود -- این ترکیبات عبارتند از کلروفلوئوروکربن ها (CFCs)، هالون ها، تتراکلرید کربن و متیل کلروفرم. این برنامه در سال 2000 در مورد اکثر مواد فهرست شده انجام شد و در سال 2004 در مورد متیل کلروفرم بمورد اجرا گذاشته شد.

 لایۀ ازن ترکیبی شیمیایی است که از سه اتم اکسیژن تشکیل شده است. در سطح زمین، ازن آلاینده ای است که موجب تحریک دستگاه تنفسی می شود. در استراتوسفر، ازن لایه ای حفاظتی است که کره زمین را در برابر اشعه زیانبار ماوراء بنفش محافظت می کند.آفت کش ماده ای است که  در کارخانه تولید می شود و یا به طور طبیعی وجود دارد و از آن برای از بین بردن و یا راندن موجودات زنده ای که به محصولات صدمه می زنند و یا سبب انتشار بیماری می شوند در فضای باز، برای حفاظت از محصولات، در تأسیسات ذخیره سازی و در منازل بکار برده می شود. بعضی از آفت کش ها می توانند برای گونه های غیر حشره ای سمی باشند و در خاک و آب دوام بیاورند.

آلودگی عبارت است از آغشته شدن هوا، زمین و آب به موادی که تشکیل دهنده زیست بوم هستند؛ سلامت انسان، حیوان و یا گیاه را به خطر می اندازند و یا به طور نامطلوب استفاده از منابع طبیعی را تحت تأثیر قرار می دهند. جنگل های بارانی عبارتند از جنگل های مناطق استوایی و نیمه استوایی که با برگ های انبوه پوشیده شده و به طور متوسط به حدود 2000 میلیمتر باران در سال نیازمند اند. جنگل های مناطق حاره مقادیر قابل توجهی از دی اکسید کربن را به خود جذب می کنند و در صد بالایی از نمونه های گیاهی و حیوانی جهان را در خود جای می دهند.

 بازیافت (Recycling) عبارت است ازجمع آوری مواد زایدی که قابل استفاده مجدد هستند و عمل آوری دوباره آن ها برای تولید محصولی جدید. شیشه، فلزات، کاغذ و پلاستیک مانند مصالح ساختمانی که سالم از کار بیرون آورده شده باشند، قابل بازیافت اند.

انرژی تجدید پذیر (Renewable energy) به منابعی از سوخت و نیرو که پایدار هستند، اطلاق می شود مانند حرارت زمین، زیست انباشت، باد و خورشید.مه دود (Smog) عبارت است از ابری از آلاینده های هوا -- گرد و غبار، دود گازهایی که کارخانجات و اگزوز وسایل نقلیه تولید می کنند -- و معمولاً بر روی مناطق شهری متمرکز است. مه دود می تواند سبب بروز یا تسریع ناراحتی های دستگاه تنفسی شود. اجزاء شیمیایی تشکیل دهنده مه دود عبارتند از ازن، دی اکسید سولفور، دی اکسید نیتروژن و منو اکسید کربن.

 آب های سطحی به محیط های بازی که آب در آن جریان دارد، اطلاق می شود مانند رودخانه ها، دریاچه ها، دریاچه های پشت سد ، تالاب ها، جویبار ها، دریا ها، مصب رودخانه ها، زمین های باتلاقی، چشمه ها و چاه ها.کشاورزی پایدار به روش های از کشت و زرع اطلاق می شود که از محیط زیست با حداقل آسیب رسانی به خاک، منابع آبی، زیستگاه گونه ها و سایر منابع طبیعی محافظت می کنند. کشت و زرع بدون شخم زنی، کشت تناوبی و جلوگیری از جاری شدن و یا نشت کود ها و آفت کش ها نمونه هایی از این نوع کشاورزی است.

 زمین های باتلاقی به زمین هایی اطلاق می شود که از آب انباشته شده است و یا اغلب سیلاب در آن جاری است نظیر باتلاق ها، مرداب ها، دلتا ها و مناطق ساحلی که از گیاهان و جانورانی که به ویژه با محیط های داخل آب خو گرفته اند محافظت می کنند. باتلاق ها همچنین آب را پالایش کرده و باران اضافی را جذب می کنند.

 پناهگاه حیات وحش (Wildlife refuge) عبارت است از منطقه ای از خشکی یا ساحل دریا که به صورت قانونی برای محافظت از حیوانات و گیاهان وحشی در نظر گرفته شده است.

 منبع انگلیسی همین متن را نیز در اینجا ببینید

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 14:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

آيا استفاده از پتانسيل بالاي انرژي خورشيدي در ايران دست يافتني است

سرانجام با پيگيري مستمر دوست خوبم مهندس درویش جلسه سخنراني آقاي مهندس پيمان كنعان، مدير دفتر انرژي خورشيدي سانا (سازمان انرژيهاي نو ايران) در تالار اجتماعات مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور در تاريخ 10/4/87 برگزار شد. اگر چه ضرورت استفاده از انرژي لايزال خورشيدي موجود در بيابانهاي ايران بطرق مختلف بارها و بارها به زبان امده که نمونه ای از ان را در اینجا  و اینجا  می توانید ببینید اما كاربردهاي متعدد استفاده از اين انرژي كه در سخنراني امروز اقاي مهندس كنعان عنوان شد اطلاعات بسيار مفيد و كاملتري را در اختيار من و سايرين قرار داد. اما اين سخنراني حاشيه هاي جالب ديگري هم داشت كه لازم مي دانم به انها اشاره كنم

-       خبر خوشحال كننده و نويد بخش اقاي دكتر فرحپور معاون محترم پژوهشي موسسه  مبني بر مطرح كردن موضوع استفاده از انرژي خورشيدي توسط وزير جهاد كشاورزي در هيات دولت براي من نه خوشحال كننده بلكه جاي سئوال داشت البته از اين بابت بايد از اقاي مهندس اسكندري به جاي خود تشكر هم كرد اما تعجب از اين است كه اين موضوع  چرا بايد از طريق وزير جهاد كشاورزي در هيات دولت طرح شود مگر بالاترين مقام متولي اين كار كسي جز وزير نيرو است و يا مگر اطلاعات وزير نيرو در اين مورد كمتر از وزير جهاد كشاورزي است پس چرا اين كار بلكه خيلي پيش تر از طرف وزارت نيرو مطرح نشده است .

-          در پاسخ به سئوالي كه در رابطه با استفاده از اين تكنيك براي چاههاي كشاورزي از اقاي مهندس كنعان كردم ايشان به هدررفت انرژي  بسيار زياد چاههاي كشاورزي بدليل فقدان تاسيسات مناسب ابياري اشاره كردند و گفتند اگر در هدررفت آب كشاورزي تصميم درستي گرفته شود آنگاه انرژي استحصال آب نيز كمتر خواهد شد و امكان كاربرد و استفاده از انرژي خورشيدي فراهم مي شود. در اين راستا بايد به اقاي مهندس كنعان يادآوري كنم كه اين اما و اگرها سالهاي سال است كه وجود دارد آنچنان كه گفته مي شود اگر چند هزار خانوار دامدار ساكن در جنگلهاي شمال از اين عرصه خارج شوند سير صعودي تخريب جنگل كم مي شود، اگر تعداد دام موجود در استفاده از مراتع كه اكنون به بيش از سه برابر ظرفيت آن رسده است به كمتر از نصف تقليل داده شود سير قهقهرايي مراتع كند مي شود ، اگر تكليف 190 هزار حلقه چاه عميقي كه در مناطق ممنوعه حفر شده است روشن شود و اگر ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي كه به‌طور متوسط حدود 30 درصد محاسبه مي‌شود و راندمان توليد محصول كه حدود 0.6 كيلوگرم به ازاي هر متر مكعب اب براورد مي شود اندكي بيشتر شود و اگر كاهش ضايعات محصولات توليدي كشاورزي از مراحل كاشت تا برداشت و باقيمانده ان كه در سفره خانوار به دليل مطلوب نبودن درست مصرف نمي شود از 30درصد فعلي كمتر شود ضمن آنكه از حدود 760 ميليارد تومان ميزان ضايعات سالانه كشاورزي كاسته مي شود دغدغه امنيت غذایی نيز كمتر خواهد بود و انگاه مسلما انرژي كمتري هم براي استحصال آب مورد نياز اين توليدات مصرف مي شد و سرانجام اگر مشکلاتی که بر اثر تصمیمات نادرست ما بوجود می اید به پای دیگران نگذاریم و مشکلات دولت فعلی را به دولت قبلی و چه بسا دولت اینده را به دولت فعلی ربط ندهیم و باور کنیم که همه ایرانی هستیم و دلمان برای ایرانی اباد و ازاد می تپد و لذا در کارها از خرد جمعی استفاده کنیم استفاده از انرژی خورشیدی که سهل است بلکه در تمام موراد پیشتاز خواهیم بود. به هر روی در حال حاضر بايد با وجود اين اما و اگرها كه به اين زودي ها هم حل نخواهد شد كاري كرد و از اين كارمايه انرژي خورشيدي ارزان قبل از اینکه کشور با بحران انرژی مواجه شود استفاده كرد. باید این حقیقت را بپذیریم که منابع فسیلی انرژی مانند نفت و گاز و ذغال سنگ سر انجام روزی تمام خواهد شد و همیشه دلمان به این منابع خوش نباشد دیری نخواهد پایید که بشنویم کشور ها و جزایر همجوار ما در این موضوع هم از ما سبقت گرفته اند.

-       و بالاخره خبر مسرت بخش پيشگام شدن موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور براي استفاده عملي از انرژي خورشيدي به منظور تامين برق مورد نياز ساختمانها و تاسيسات در سالجاري حاصل سخنراني اقاي مهندس كنعان بود گامي كه بايد خيلي پيشتر و در وزارت نيرو برداشته مي شود يادمان باشد كه تهران نيز به لحاظ جغرافيايي در قلمرو بيابانهاي ايران قرار دارد و اين حركت موسسه بعنوان متولي تحقيقات بيابان هاي ايران نيز در راستاي اهداف برنامه هاي راهبردي بخش تحقيقات بيابان-سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران صورت مي گيرد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

تصویربرداری ماهواره ای، فعالیت جهانی ایالات متحده در زمینه امنیت غذایی را هدایت می كند

امنیت غذایی، یعنی وضعیتی كه در آن هر كس همه غذای مورد نیازش را برای یك زندگی سالم داشته باشد، مفهومی ساده با متغیرهای فراوان است. این متغیرها عبارتند از كاشت و برداشت محصول، معیشت محلی و بازارها و تجارت.

اندازه گیری این عناصر، كه هر روز بُعد فنی بیشتری می یابد، وظیفه آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده (USAID)(1) است. این سازمان كه همراه با چهار آژانس دیگر ایالات متحده در سال 1985 تأسیس شد، سامانه هشدار زودهنگام قحطی(FEWS)(2) را ایجاد كرد و در سال 2000 آن را به "فیوز نت"(3)، یا شبكه امتداد یافته ای از همكاران بین المللی، منطقه ای و ملی، تبدیل نمود. حسگری سطح زمین از راه دور با استفاده از ماهواره ها، انقلابی را در مطالعه محیط زیست طبیعی ایجاد كرد و فیوز نت را امكان پذیر ساخت. این برنامه، تصویربرداری ماهواره ای در مقیاس قاره ای از بارش باران و پوشش گیاهی در آفریقا و مناطق دیگر را با آمار اجتماعی اقتصادی در مورد بازارهای غذا و منابع محلی درآمد تركیب می كند. این اطلاعات برای هشدار دادن به كشورها و منطقه ها در مورد كمبودهای قریب الوقوع مواد غذایی ماه ها پیش از وقوع آنها مورد استفاده قرار می گیرد. گری ایلرتس، مدیر برنامه آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده فیوز نت مي گويد: "تولید، یكی از عناصر بنیادین امنیت غذایی است و ما قادر هستیم رشد یك گیاه را از فضا تحت نظر بگیریم." مشاركت كنندگان امریكایی این برنامه عبارتند از ناسا، سازمان ملی اقیانوسی و جوی (NOAA)(4) ، پژوهش زمین شناسی ایالات متحده (USGS)(5) و وزارت كشاورزی امریكا. یك شركت توسعه جهانی به نام شمونیكس اینترنشنال این برنامه را از طرف آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده اجرا می كند (به گزارش "سامانه هشدار دهنده زود هنگام، قحطی می تواند كمبودهای غذایی را پیش بینی كند." آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده این سامانه را ایجاد كرد تا به جلوگیری از شرایط قحطی در منطقه آفریقای زیر صحرا و واكنش نشان دادن در مقابل آنها كمك كند. اكنون فیوز نت در 17 كشور آفریقایی دارای دفتر است؛ در بوركینافاسو، كنیا و آفریقای جنوبی دفاتر منطقه ای دارد؛ و چند دفتر كشوری آن در افغانستان، هاییتی و گواتمالا فعال هستند.

چشم ها در آسمان

حسگرهای ماهواره ای، تصاویر زمین را گرفته و اطلاعات را به ایستگاه های گیرنده زمینی در سرتاسر جهان مخابره می كنند. هنگامی كه تصاویر خام، آماده شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند، دانشمندان می توانند شرایط متغیر زیست محیطی را از قبیل آلودگی، تغییر آب و هوای جهان، توزیع منابع طبیعی، رشد شهری و موارد دیگر را مستند سازند.

مالی براون، جغرافیدانی كه برای شعبه علوم بیوسفرشناسی مركز پرواز فضایی گودارد ناسا در ایالت مریلند كار می كند، مي گويد برای فیوزنت، حسگری ماهواره ای از راه دور، آغاز همه چیز است."در این كار، ناسا و NOAA اطلاعات تصویری ماهواره ای را تأمین می كنند، و USGS تصاویر را برای توزیع میان تحلیلگران فیوز نت آماده می سازد.اطلاعات در مورد پوشش گیاهی و بارش باران هر روزه از حسگرهای نصب شده روی ماهواره "رادیوسنج پیشرفته با وضوح بسیار بالا" (AVHRR)(6) متعلق به NOAA دریافت می شود. یك حسگر، شاخص طیفی یكپارچه شده پوشش گیاهی را تولید می كند. این شاخص، نور خورشید یا انرژی منعكس شده را مستقیما از گیاهان اندازه گیری می نماید. یك حسگر دیگر، بارش باران را اندازه گیری می كند. اندازه گیری های بارش باران، از ماهواره "پروژه اندازه گیری بارش باران استوایی"، که یک پروژه مشترك میان ناسا و آژانس اكتشاف هوا فضای ژاپن است نیز دریافت می شوند. این اطلاعات توسط "تجهیزات تصویربرداری مایكروویو دارای حسگر ویژه" متعلق به "برنامه ماهواره ای هواشناسی دفاعی" نیز تأمین می گردد.  تخمین های مربوط به بارش باران، به طوری با اندازه گیری های زمینی انجام شده تركیب می شوند كه تحلیلگران بتوانند "مقدار بارش باران را بیابند و سپس فیوز نت این تخمین ها را گرفته و در الگویی قرار می دهد" كه این امكان را به تحلیلگران می دهد تا محصول نهایی یك گیاه را بر پایه عواملی مانند زمان كاشته شدن آن در فصل رشد و میزان باران دریافتی آن، تخمین بزنند.  "كاری كه اكنون انجام مي گيرد این است كه اثر محصول ناشی از بارش باران را در مقدار واقعی زمین تحت كشت ضرب مي شود تا به تخمینی از میزان غذایی تولید شده، یا كمبود آن برسد."

منبع  http://usinfo.state.gov/persian/index.html

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:14  توسط محمد خسروشاهي  | 

تغییرات آب و هوایی نگرانی کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا!

کاندیداهای امسال ریاست جمهوری در بسیاری از موارد با یکدیگر اختلاف نظر دارند. اما در میان تمامی چالش های مورد بحث که آمریکا در پیش رو دارد، هر سه کاندیدا بر اهمیت موضوع تغییرات آب و هوایی موافق هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 8:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

اینهم از روز جهانی مقابله با بیابانزایی سال 1387

 

بهترين كاري كه دكتر زرگر (معاون آب وزارت نيرو) براي مهار بيابانزايي مي تواند بكند

سرانجام روز جهاني مقابله با بيابانزايي (17 ژوئن برابر با 28 خرداد87) كه باحضور مسئولين دست اندركار و مقامات محلي و كارشناسان و انديشمندان اين حوزه در مركز آموزش منابع طبيعي دكتر جوانشير كرج برگزار شده بود در نيمه همان روز تمام شد. اگر چه در برنامه تنظيمي، حضور دو وزير جهاد كشاورزي و نيرو يعني آقاي مهندس اسكندري و مهندس پرويز فتاح و همچنين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست براي انجام سخنراني پيش بيني شده بود اما هيچيك از دو وزير نامبرده زحمت حضور در برنامه اين روز را كه مخصوصا با پديده خشكسالي هم روبرو شده است وحرفهاي بسياري هم براي گفتن داشتند بخود ندادند و معاونين خود را به اين جلسه فرستاده بودند. باز هم احسنت به خانم دكتر جوادي رياست محترم سازمان حفاظت محيط زيست كه مي توانم به جرئت بگويم بهترين سخنران امروز بودند. سخنرانان كليدي امروز به ترتيب آقاي دكتر شريفي رئيس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، خانم دكتر جوادي رئيس سازمان حفاظت محيط زيست ،آقاي دكتر خلقاني رئيس سازمان ترويج آموزش و تحقيقات جهاد كشاورزي و بلاخره آقاي دكتر زرگر معاون آب وزارت نيرو بودند بودند.

پس از خير مقدم و صحبت اقاي دكتر شريفي رئيس سازمان جنگلها و مراتع كشور،  خانم دكتر جوادي صحبت كردند ايشان برخلاف سايرين و بدون اينكه متن خود را از روي نوشته اي بخواند سخنراني خوب، كوتاه و گويايي در رابطه با بيابانزايي و تغييرات اقليمي و اثر آن بر منابع طبيعي و محيط زيست از جمله حيات وحش و آبزيان ايراد كرد. ايشان ضمن توضيحاتي در مورد آلودگي آب و هوا از جمله طوفانهاي گرد و غبار چند هفته اخير و همچنين خطراتي كه تالابها و پاركهاي محيط زيست را تهديد مي كنند به توافقنامه اي كه با وزارت نيرو در باره رها سازي آب مورد نياز براي جلوگيري از خشك شدن برخي از تالابها داشته اند،اشاره كرد.

اقاي دكتر خلقاني با ارايه تعدادي اسلايد در مورد امنيت غذايي و خشكي و خشكسالي و لزوم برنامه ريزي براي انجام پروژه هاي آبخوانداري سخنراني داشتند و اشاره اي نيز به برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 1404 جمهوري اسلامي ايران كردند

و سرانجام نوبت به اقاي زرگر معاون آب وزرات نيرو رسيد ايشان نيز با اشاره به برخي از مواد كنوانسيون مقابله با بيابانزايي در مورد وضعيت منابع اب و خشكسالي اخير صحبتهايي كردند و آمادگي خود را در بخش منابع اب براي مقابله با بيابانزايي اعلام كردند روي سخنم اما با اقاي دكتر زرگر است ايشان مي دانند كه  سفره‌هاي آب زيرزميني در اغلب دشت‌هاي كشور وضعيت مطلوبي ندارند. بر اساس آمار ارايه شده توسط وزارتخانه خودشان  حدود 6/74 ميليارد مترمكعب آب از طريق چاه‌ها، چشمه‌ها و قنوات از منابع آب زيرزميني كشور استحصال مي‌شود كه حدود60 درصد آب استحصالي از طريق بيش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط 28درصد چاه‌هاي موجود كشور عميق است اما ميزان بهره‌برداري از اين چاه‌ها بيش از 69 درصد تخليه كل چاه‌هاي كشور را شامل مي‌شود و از كل تعداد چاه‌هاي موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوي ديگر جديدترين آمار حاكي از آن است كه از 609 محدوده مطالعاتي، 225 محدوده ممنوعه اعلام و پيشنهاد ممنوعه شدن 45 محدوده ديگر نيز توسط شركت‌هاي آب منطقه‌اي كشور به وزارت نيرو ارائه شده‌ است. بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهره‌برداري آب‌هاي زيرزميني در حوزه‌هاي اصلي كشور نشان مي‌دهد كه در مقابل 7/57 ميليارد مترمكعب تخليه آب‌هاي زيرزميني حدود 7/50 ميليارد مترمكعب تغذيه صورت گرفته است. به عبارت ديگر، حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني بهره‌برداري شده بطوري كه در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. همچنين خوب مي دانند كه سالانه حجم انبوهي از پساب‌هاي كشاورزي از طريق رودخانه‌ها و زهكش‌ها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نموده است. آمار و ارقام نشان مي دهد كه هر سال حدود ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه 6۰ تا7۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. چند مورد بالا از جمله عولملي هستند كه به نوعي سبب بيابانزايي مي شوند بنا براين اگر آماده همكاري هستند بهترين همكاري براي جلوگيري از پديده بيابانزايي، انجام تمهيداتي در داخل وزارتخانه نيرو براي خروج از اين معضل است.

ازجله نکات جالب توجه مراسم امسال روز جهانی مقابله با بیابانزایی، یادآوری اصلاح واژه غلط بیابانزدایی توسط مجری برنامه(اقای اینانلو) بود. ایشان چندین بار ضمن معرفی سخنرانان تاکید داشتند به جای کلمه"بیابازدایی" باید از اصطلاح "مقابله با بیابانزایی" استفاده شود اما هر بار مجددا همان اصطلاح اشتباه در سخنرانی بیشتر سخنرانان بکار برده می شد و جالبتر اینکه بالاترین مقام متولی بیابانها چند بار از همان کلمه استفاده کرد.

                 در رابطه با روز جهانی مقابله با بیابانزایی ایجا را نیز بخوانید

مبارزه با بیابان‌زایی، سومین چالش زیست‌محیطی جامعه‌ جهانی-بخش فارسی صدای آلمان

                      مقالات کارگاه اقلیم و تخریب سرزمین- سازمان جهانی هواشناسی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 15:35  توسط محمد خسروشاهي  | 

مطالب قدیمی‌تر