تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

وضعیت کنوني محيط زيست جهان (کشور چین)

 

بیابانی زايي و بيابانزدايي

 چین از جمله کشورهایی است که بطور جدی با چالش بیابان زايي مواجه است . گرچه چین در سالهای اخیر دربرخی از مناطق در زمینه مهار بیابانزايي و  بهبود محیط زیست به موفقیت های شایانی نایل آمده است ، اما گرایش وخامت کل اوضاع بطور موثر مهار نشده است . مساحت زمین های بیابانی شده دایما در حال افزایش است . بیابانی شدن زمین ها یکی از مسایل جدی محیط زیست چین است ، مساحت زمین های بیابانی چین به دو میلیون و 620هزار کیلومتر مربع رسیده و از مساحت کل اراضی مزروعی کشور تجاوز کرده و حدود 27درصد زمین های کشور را شامل می شود . در حال حاضر گرچه گرایش بیابانی شدن در برخی از مناطق مهار شده ، اما هر سال بیش از سه هزار کیلومتر مربع زمین بیابانی می شود . اکنون 170میلیون چینی در زمینه تولید و زندگی با خطر ناشی از بیابانی شدن روبرو هستند ،خسارات اقتصادی مستقیم ناشی از آن در سال به بیش از 54میلیارد یوان رسیده است . در این زمینه اداره ملی جنگلکاری چین برنامه کشوری مهار بيايانزايي را به اجرا در آورده است ،طبق این برنامه تا سال 2010گرایش گسترش بیابانی شدن اساسا مهار گردیده ، تا سال 2030مساحت کل زمین های کویر بر اساس دست آوردهای حاصله سال به سال کاهش یافته و تا سال 2050 روند بیابانی شدن زمین ها مهار گردیده و نهایتا در نواحی بیابانی سیستم محیط زیست نسبتا کامل برقرار خواهد شد

پوشش جنگلی زمینی چین

در سالهای اخیر چین در زمینه حفاظت از جنگل و حنگلکاری به دست آوردهای شایانی دست یافته است . داده های سال 2002نشان می دهد که مساحت جنگل محافظه در چین از 46میلیون هکتار تجاوز کرده ، جنگل های مصنوعی چین از لحاظ سرعت افزایش یافته و میزان کل آن در مقام اول جهان قرار دارد . در چند سال اخیر مساحت فضای سبز سریعا افزایش یافته و پوشش جنگلی از 14درصد در سال 1998به 16ممیز55درصد در سال 2002، مساحت کل جنگل به 158 میلیون هکتار رسیده است . طبق برنامه درازمدت توسعه پایدار و ایجاد کشور سبز ، چین تلاش خواهد کرد که پوشش جنگلی را در سال 2010به بیش از 20درصد برساند .

  هدر رفتن منابع آب و فرسایش خاک

 هدر رفتن منابع آب و فرسایش خاک یکی از بلایای زمین شناسی عمومی و مساله محیط زیست چین است . خاصه این مساله در منطقه فلات خاک رس جدیتر و خطرناک تر ازمناطق دیگر است . در برخی از مناطق این روند مهار شده ، از لحاظ کلی تغییراتی حاصل گردیده ، اما این روند با تخریب آن برابر نیست . در حال حاضر حدود یک سوم مزارع چین با تهدیدهای ناشی از این مساله مواجه است . میزان کل فرسایش خاک در سال به بیش از 5میلیارد تن می رسد که متعادل فرسایش خاک روی زمین به ارتفاع یک سانتیمتر در تمامی مزارع کشور می باشد . ماده مغذی در خاک فرسایش شده متعادل 40میلیون تن کود شیمیایی استانداردی برابر میزان ازت، فسفر و پتاس تمامی کودهای تولید چین دریک سال است . علت عمده هدر رفت منابع آب و خاک شیوه غیر منطقی کشت و زرع و تخریب گیاهان روی زمین است . زمین های مزروعی شیب دار نواحی کوهستانی چین حدود 27میلیون هکتار است و سه چهارم آن تا اندازه های مختلف با این چالش مواجه است .

 تالاب

 مساحت تالاب چین به حدود 66میلیون هکتار رسیده و 10درصد مجموع آن در جهان یعنی مقام اول آسیا و مقام چهارم جهان را در اشغال دارد. به دنبال ارتقای شناخت چین درخصوص اهمیت اراضی مرطوب ، پس از دهه 90قرن بیستم این کشور در زمینه حفاظت و استفاده از این اراضی تدابیری اتخاذ کرده است که در نتیجه تا اندازه ای فشار های ناشی از رشد جمعیت و اقتصاد، وابستگی تولید و زندگی انسان به منابع تالاب و درجه توسعه آن ارتقا یافته واین امر مستقیما منجر به تخریب عمومی این اراضی و چندگونگی موجودات شده است . در 40 سال گذشته حدود 50درصد لخنزارهای ساحلی ، 13درصد دریاچه ها ، 78درصد اراضی باتلاقی طبیعی دشت "سه رود" استان " خه لون جیانگ " از بین رفته و 24نوع گیاه و 50نوع ماهی دریاچه " هونگ هو" نابود شده است . تخریب منابع تالاب تهدید جدی برای رشد اقتصادی و محیط زیست اهالی محلی است و لذا حفاظت از تالاب و چندگونگی موجودات مورد توجه ویژه دولت و مردم چین قرار گرفته است.

منبع:http://persian.cri.cn/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 10:20  توسط محمد خسروشاهي  | 

بيابانزايي و پديده فراگير گرد و غبار (3)

چه مي توان كرد؟                             ....ادامه مطلب

همانطور كه در بالا (پست قبلی) توضيح داده شد، بسياري از كارشناسان؛ مناطق بين النهرين  و تالاب هور العظيم در عراق را عامل اصلي و منشاء طوفانهاي گرد و غبار معرفي كرده و تعدادي ديگر نواحي ربع الخالي (بيابان بزرگ عربستان) را منشاء اين طوفانها قلمداد مي كنند. به نظر مي رسد تا انجام تحقيقي مستند مي توان با بررسي تصاوير ماهواره اي به ويژه آنهائي که روزانه وضعيت آب و هوائي را رصد مي نمايند به منشاء و منابع اصلي توليد گرد و غبا ر و مسير حرکت آنها در پهنه کشورهاي تحت تاثير پي برد. گرچه خشک شدن بخش عظيمي از نيزارهاي هور العظيم در سالهاي جنگ ايران و عراق که بعلت انحراف آب رودخانه هاي دجله و فرات و همچنين ايجاد سد ها و بندهاي فراوان توسط ترکيه و عراق در بالا دست اين دو رودخانه بزرگ مي تواند بستر مناسبي براي منشاء گرد و عبار باشد ( ظاهراٌ  بخش مهمي از طوفان 5 جولاي از اين منبع سرچشمه گرفته و بسياري از مناطق ايران و عراق را تحت تاثير قرار داد) ولي نمي توان بيابانهاي ربع الخالي عربستان وساير اراضي خشک و بدون پوشش گياهي  مناطق اطراف خليج فارس و درياي عرب را بعنوان منبع اصلي توليد ذرات گرد و غبار از نظر دور داشت. از اين رو به نظر مي رسد براي منشاء يابي و تعيين راهكارهاي مقابله با اين پديده به برنامه هاي كوتاه مدت و دراز مدت و چه بسا سياسي نياز باشد.

1- بررسي تصاوير ماهواره اي موجود از پديده گرد و غبار در كشورهاي عراق، عربستان و ايران نشان مي دهد كه در طول چند سال گذشته اين پديده كم و بيش وجود داشته است اما بزرگي و گستردگي آنها آنچنان نبوده است كه مثل طوفان اخير بسياري از استانهاي كشور را تحت تاثير قرار دهد بنا براين بايد گفت پديده گرد و غبار اخير از جمله پديده هاي نادر بوده است كه دامنه عمل وسيعي داشته است و مسلما كارهاي ضربتي و آني براي مقابله با آن ميسر نيست، بلكه بايد با كمك كشورهاي درگير و همكاري سازمانهاي بين المللي راهكارهاي اساسي جستجو شود، اما برخي از تصاوير نشان مي دهد كه منبع توليد گرد و غبار مشخصا از منطقه هورالعظيم عراق است كه در تشديد پديده هاي بزرگ بعنوان يك منطقه تغذيه گرد و غبار نيز مؤثر بوده است در اين مورد از جمله راهكارهاي كوتاه مدت مي توان به دو نكته زير اشاره كرد:

الف-  قبلا به نقش مديريت نابخردانه سرزمين در خشكاندن تالاب‌هاي مهم منطقه، از جمله هورالعظيم و هورالهويزه اشاره شد. به نظر مي‌رسد يكي از شايسته ترين راهكارها راضي كردن تركيه و عراق (و البته وزارت نيرو ايران – سد كرخه) باشد تا حق آبه‌ي طبيعي تالاب‌هاي يادشده را مجدداً برقرار سازند. رخدادي كه افغان‌ها هم در هامون تكرار كردند. در اين مورد نقش فعال سياست خارجه و سازمانهاي مسئول مي تواند كارساز باشد.

ب- با استفاده از تجربيات ايران در استفاده از مالچ نفتي براي تثبيت ماسه هاي روان كه قبلا در مناطق حساسي مانند اطراف چاههاي نفت و گاز و يا اطراف فرودگاههاي كشوربكار گرفته شده است مي توان با مطالعه اي همه جانبه از نظر منابع طبيعي و محيط زيست بعنوان يك كار ضربتي و كوتاه مدت در منطقه مذكور تا حدودي نيز از اين شگرد استفاده كرد. راهكارهاي نهالكاري و درختكاري كه از جانب بعضي اظهار نظر كنندگان در رسانه ها ارايه شده است در كوتاه مدت كارساز نيست زيرا چند سالي نياز است تا كارهاي بيولوژيكي بتوانند نقش خود را ايفا كنند.  

2-با توجه به اينكه اغلب چشمه‌هاي توليد گرد و غبار در كشورهاي عربستان، عراق و سوريه - در رتبه نخست - و امارات متحده عربي، قطر، كويت، ايران و برخي از كشورهاي شمال آفريقا - در رتبه دوم - واقع است. براي اين كه ميزان اثر هر يك از مناطق يادشده در توليد و پراكنش ريزگردها به ايران مشخص شود، شايسته است كه با بررسي رسوبات به جاي مانده در استانهاي تحت تاثير و مطالعات مينرالوژيكي، اقدام به منشأيابي كرد. بدين‌ترتيب، سهم و مسئوليت هر كشور در بروز بحران پيش آمده مشخص مي‌شود. افزون بر آن، با توجه به تصويربرداري‌هاي 24 ساعته از زمين توسط سنجنده‌هاي موجود در فضا، يافته‌هاي حاصل را مي‌توان با استفاده از تكنيك دورسنجي، مورد آزمون قرار داد. بايد اين نكته را اضافه كرد كه براي يك تحقيق علمي مستند به منظور بررسي علل وقوع اين طوفانها داده هاي حدود 10 سال در بخشهاي مختلف هواشناسي، از جمله بررسي شرايط دمايي مناطق برداشت(در تاريخ وقوع طوفانها ) همچنين شرايط دمايي در دو طرف خليج فارس که سبب پيدايش اختلاف فشار و در نتيجه وزش باد مي­شود و شرايط رطوبتي مناطق برداشت ، ميزان و شدت باد و نزولات آسماني و مطالعات زميني مورد نياز، لازم است و اين مورد مي تواند در رديف برنامه درازمدت قرار گيرد

3- تاسيس يك مركز  تحقيقاتي ويژه  براي جستجوي تكنيكها وروشهاي علمي و عملي  كنترل شن و پايش مداوم شرايط آب و هوايي و بررسي دقيق تغييرات زيست-محيطي منطقه ضروري به نظر مي رسد. معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري كه رسالت اصلي آن كمك به تحقيقات كاربردي است و بودجه كلاني هم در اختيار دارد مي تواند در اين زمينه به كمك مراكز تحقيقاتي جهادكشاورزي و دانشگاههاي مادر در استان هاي تحت تاثير بشتابد.

4- جلب توجه سازمانهاي بين المللي و لزوم همكاري كشورهاي منطقه و تحت تاثير پديده گرد و غبار در انجام طرح هاي عمراني و توجه به تبعات زيست محيطي آن مي تواند در شمار  راهكارهاي اساسي و درازمدت محسوب شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 13:51  توسط محمد خسروشاهي  | 

بيابانزايي و پديده فراگير گرد و غبار (2)

                                                              .....ادامه مطلب...

نظرات کارشناسي و راهکارها

بروز پديده گرد و غبار طي چند ماه گذشته در مناطق جنوب و جنوب غرب كشور كه همراه با مشكلات فراواني براي ساكنان اين خطه از كشور بوده است سر انجام دامنه گسترده تري يافته و بيش از 20 استان كشور از جمله پايتخت ايران را با جمعيتي بالغ بر 52 ميليون  نفر و گستره اي به مساحت بيش از يك ميليون كيلومتر مربع از كشور تحت تاثير قرار داد. اگر چه در مورد بروز اين پديده كه منشاء آن در خارج از مرزهاي كشور است، اظهار نظرهاي فراواني شده است؛ اما تا تحقيقي مستند با استفاده از تصاوير ماهواره اي و اطلاعات محلي از محيط طبيعي منطقه تحت تاثير تا حدودي مي توان به چگونگي بروز اين پديده فقط اظهار نظر كارشناسي كرد. براي آشنايي بيشتر با موضوع مي توان اين پديده را از نگاه دو گروه اقليم شناسان و اکولوژيست ها مورد بررسي قرار داد.

پيش فرض 1: اين پيش فرض كه از سوي اقليم­شناسان ارايه شده پديده گرد وغبار و شكل گيري آنرا ناشي از جابجايي فرابار از مناطق استوايي به مناطق جنبي در سرزمينهاي بياباني مي­دانند و معتقدند يك جريان فرابار قوي (به‌شدت جريان‌هاي مشابهي كه در مناطق استوايي وجود دارد) حجم زيادي از ريزگرد را از بيابان‌هاي وسيع جنوب غرب آسيا، شامل قوسي2 هزار كيلومتري در شبه جزيره عربستان، به ارتفاع خيلي بالاي لايه تروپوسفر منتقل و سپس يك جريان انرژي قوي ديگر انبوه ريزگرد را به عرض‌هاي بالاتر برده است . وقتي كه انرژي جريان افقي ارتفاع بالاي تروپوسفر رو به كاهش رفته انبوه ريزگرد را ناگهان بر سر مناطقي حتي 2هزار و 500 كيلومتر دورتر از خاستگاه اين پديده فرو باريده است. آنها همچنين معتقدند كه اين يك پديده نادر اقليمي است كه با اين شدت، اولين بار است كه دست‌كم در چند قرن گذشته رخ داده و  شايد حتي در 10‌ هزار سال گذشته هم رخ نداده باشد(كرمي 1388). نمونه عيني ديگري از اين طوفانهاي گرد و خاك در تاريخ هفتم و هشتم ماه مه 1988 در اروپا اتفاق افتاد. در اين واقعه بيش از 200 هزار تن از ذرات گرد و غبار صحرا در غرب اروپا بوسيله بارندگي ته نشين شد. سهم ناحيه پاريس از اين بارش گل آلود به طور متوسط 80 كيلوگرم در كيلومتر مربع بود. اين غبارهاي قرمز رنگ متشكل از ذرات ريز ماسه از منشاء جنوب غربي الجزاير بودند. منشاء اين پديده كه به طور متوسط يك يا دو بار در سال رخ مي دهد ، مربوط به ارتباط چندين پديده هواشناسي است كه مقياس هاي جهاني و موقتي گوناگوني دارند . مثلاً ناحيه اي از بيابان صحرا در بالاي سطح ماسه هاي بسيار ريز با گرد و غبارها، يك مركز فشار بسيار زياد وجود دارد كه موجب تسريع باد در سطح زمين و در نتيجه حمل آن ذرات مي شود . اين ذرات بوسيله باد تا ارتفاع 200 الي 1000 متر صعود مي كنند در طي روز ، پديده هاي جابجايي ذرات بوسيله باد تا ارتفاع 4000 متري بالا مي روند و در لايه هاي تروپوسفر ، ذرات بوسيله چرخش عمومي جو جابجا مي شوند در جنوب بيابان صحرا جريانها بين 2000 و 4000 متر از غرب مي آيند و ذرات گرد و غبار را از منشاء جنوب موريتاني و هوگار و نواحي اطراف به سوي شرق جابجا مي كنند و در نتيجه حركت ابرهاي گرد و غبار تا فلوريدا هم مي رسد. از اين نظر پديده گرد و عبار اخير در عراق و ايران هم به دليل وقوع هشت سال خشکسالي پي در پي در منطقه است كه دشتهاي وسيع ميان دو رود دجله و فرات خشکيده اند و اين باد با عبور از اين منطقه مملو از گرد و خاک مي شود. طبيعي است که با رفع خشکسالي، تش باد عراق نيز خودبخود بدون غبار مي شود، اما سمومي که از عربستان بر جنوب خوزستان و نيز بوشهر مي وزد احتمالا" تا هزاران سال ديگر نيز خواهد وزيد.

پيش فرض 2: اين پيش فرض را برخي از اكولوژيستها و متخصصين محيط زيست مطرح مي كنند. به اعتقاد اين گروه پديده مذكور ناشي از يك طوفان ماسه­اي است كه داراي محل برداشت، حمل و رسوب است.آنها معتقدند كه اين يك پديده رايج است كه شدت آن در سالهاي اخير بعلت خشكساليها و كاهش پوشش گياهي ، خشك شدن هورالعظيم وسدسازي بر روي دجله و فرات فزوني گرفته و هم اكنون دامنه تاثيرات آن به عرض­هاي بالاتر نيز رسيده است. در همين زمينه حدود 6 سال قبل برنامه محيط‌زيست سازمان ملل (UNEP) با انتشار گزارشي از وقايعي كه در سطح مجموعه تالاب‌هاي بين‌النهرين در حدفاصل بين دو كشور ايران و عراق رخ داده بود،  به كشورهاي منطقه هشدار داد كه عواقب اين تخريب‌ها در كمتر از يك دهه آينده به يك بحران تبديل خواهد شد. همان زمان سازمان ملل اعلام كرد اميدوار است، انتشار اين گزارش به عنوان يك فراخوان براي كشورهاي منطقه و همسايگان دجله و فرات جدي تلقي شود و راه را براي برقراري ارتباط هر چه بيشتر بين آنها به منظور ‌بهره‌برداري عادلانه از منابع آب و برقراري صلح و امنيت هموار كند. اما متاسفانه اين هشدارها از سوي هيچ يك از كشورهاي منطقه جدي تلقي نشد. در گزارش UNEP آمده است كه سد سازي و احداث شبكه‌هاي زهكشي و آبياري، 90 درصد از بزرگترين و زيباترين تالاب خاورميانه را به بيابان و نمكزار تبديل كرده است. تالاب‌هاي بين‌النهرين در منتها‌اليه رودخانه كرخه و دجله و فرات قرار دارند. در 40 سال گذشته تركيه و عراق بيش از 32 سد بزرگ روي دو رودخانه دجله و فرات احداث كردند و پروژه‌هاي بزرگ انتقال آب مانند كانال صدام، نيز وسعت اين مجموعه تالاب‌ها را به يك دهم مقدار طبيعي خود تقليل داد. ايران نيز با ساخت سدهاي متعدد در حوزه آبريز كرخه، ‌ورودي آب هورالعظيم را كاهش داده است. به اين ترتيب اگر چه تا سال 1977 سدها و کانال‌هاي آبياري متعددي در حوزه آبريز دجله و فرات در ايران و ترکيه و عراق و سوريه ساخته شد اما عمده تغييرات رخ داده در بين‌النهرين از سال 1977 آغاز شد. هر چند افكار عمومي، فاجعه نابودي بين‌النهرين را تنها به حكومت صدام حسين دردهه 90 ميلادي نسبت مي‌دهد اما گزارش سازمان ملل نشان مي‌دهد كه دولت تركيه بيشترين سهم را در سدسازي و مسدود كردن جريان آب دجله و فرات داشته است. طرح‌هاي مديريت منابع آب دجله و فرات در ترکيه در سال 1977 آغاز شد و تا سال 1989 در قالب اين برنامه 22 سد و 19 نيروگاه آبي ساخته شد که آب مورد نياز 7/1 ميلون هکتار از اراضي کشاورزي را با حجم ذخيره مخزن 32 ميليارد متر‌مکعب تامين مي‌کرد. در قالب همين پروژه در سال 1992 سد آتاتورک با حجم مخزن 30 ميليارد متر مکعب به همراه تونل انتقال آب Sanliurfa احداث شد. مهم‌ترين سازه انسان ساخت روي دجله نيز سد Ilisu در تركيه است. مي توان گفت عمده تغييرات تالاب‌هاي بين‌النهرين در فاصله سال‌هاي 90 تا 95 ميلادي به وقوع پيوست به طوري که در اين زمان از 3121 کيلومتر‌ مربع هور مرکزي تنها 98 کيلومتر مربع باقي ماند که نشان مي‌دهد حدود 97 درصد آن در مدت 5 سال از بين رفته است[1].                                                  ...ادامه دارد....


[1] هاله تاريكي، روزنامه اعتماد ملي، مورخ 20/4/1388،ص 15

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 13:6  توسط محمد خسروشاهي  | 

بيابانزايي و پديده فراگير گرد و غبار (1)

مقدمه

بيابان‌زايي در ميان 37 چالش مهم جهاني، به عنوان يکي از سه چالش اصلي فراروي بشر در قرن 21 (پس از چالش‌هاي مهم تغيير اقليم و کميابي آب شيرين) محسوب مي شود ، به طوري که براساس گزارش هاي سازمان هاي بين المللي يک ششم جمعيت ، سه چهارم اراضي خشک و يک سوم خشکي هاي جهان به مساحت 5 ميليارد هکتار در 110 کشور جهان در معرض پديده بيابان زايي است. در مجموع از نظر تناسب سطح مناطق خشک ايران با جهان ، جمهوري اسلامي ايران روي کمربند خشک جهان قرار گرفته و 64.6 درصد از مساحت آن داراي اقليم خشک و فراخشک است که 3.3 برابر درصد جهاني (19.6 درصد) است. با توجه به گستردگي مناطق تحت تاثير (حدود 100 ميليون هکتار)، تعدد و پيچيدگي عوامل محيطي و انساني بيابان زا و تعدد دستگاه ها، جوامع و مشاغل موثر و متاثر از اين پديده و در نتيجه ملي و فرابخشي بودن مقوله مديريت و کنترل پديده بيابان زايي مديريت هماهنگ و منسجم اين پديده با مشارکت همه دستگاه ها، جوامع (روستايي و عشايري) و بهره برداران، مرتعداران ، کشاورزان ، دامداران ، معدن کاوان و...) در قالب برنامه اي هدفمند از اساسي ترين راهکارهاي مقابله با بيابان زايي است بايد اين نكته را اضافه كرد كه؛  بيابان زايي يک مقوله ملي ، فرابخشي و حتي بين المللي است و مهار و کنترل اين پديده در ظرف وظايف يک سازمان يا يک وزارتخانه و گاهي اوقات حتي يك كشور هم نمي گنجد.

 تحليل اقليمي پديده گرد و غبار مناطق جنوب و جنوب غربي ايران

به طور کلي طوفانهاي گرد و غبار Dust storm  و يا طوفانهايSand storm  يکي از پديده هاي هواشناسي است که از نظر  ترمينولوژي  با هم داراي تفاوت هائي هستند.  اين طوفانها معمولا در مناطق خشک و نيمه خشک و در مواقعي رخ مي دهد  که تند بادي با سرعت بيش از آستانه فرسايش بوزد. در اين حالت ذرات خاک با اندازه هاي مختلف از بستر خود جدا شده  و به صورت جهش، خزش و يا تعليق به حرکت در آمده و به نقاط دور دست حمل مي شود. بنابراين بروز اين پديده در مناطق برداشت ايجاد فرسايش خاک ودر نقاط ديگر متناسب با قدرت و سرعت باد سبب انباشت. يا ترسيب ذرات مي گردد. طوفانهاي شن Sand storm  علاوه بر مشارکت ذرات ريز که ديد را کم مي نمايد معمولاٌ همراه با مقادير زيادي شن با اندازه هاي درشتري است که در مجاورت سطح زمين حرکت مي نمايد در حالي که طوفانهاي گرد و غبار Dust storm معمولاٌ از ذرات بسيار ريزتر (05/0 تا 1/0 ميلي متر و کمتر) تشکيل شده و در ارتفاع بسيار بالاتري از سطح زمين حرکت نموده و مسافتهاي بسيار طولاني را مي پيمايد و مي تواند تعدادي از شهرهاي يك يا چند کشور يا حتي قاره اي را تحت تاثير قرار دهد.

قرار گرفتن ايران بين سرزمينهاي پهناور سيبري در شمال ، درياي مديترانه در غرب ، بيابانهاي آفريقا و عربستان در جنوب غربي ، و درياي عرب[1] و سرزمين هندوستان در شرق سبب شده است كه هركدام از اين همسايگان در دوره معيني از سال آب و هواي ايران را تحت تاثير قرار دهند. براي مثال فرابار سرد سيبري در زمستان هواي سرد و سوز آوري را به ايران مي فرستد ، هواي مرطوب مديترانه بوسيله سيكلونها و موجهاي بادهاي غربي در دوره سرد سال وارد كشور مي شود ، رطوبت خليج بنگال و درياي عرب در دوره گرم سال به نواحي جنوبي كشور مي رسد ، و بالاخره بيابانهاي گرم عربستان و آفريقا در فصل تابستان قسمتهاي جنوب و جنوب غربي كشور را تحت نفوذ خود در مي آورند. بيشترين اثرات آب و هوايي بيابانهاي عربستان و آفريقا در فصل تابستان ظاهر مي شود. در دوره گرم سال بر اثر استقرار پر فشار جنب حاره بر بالاي ايران ، آسمان ايران بدون ابر مي باشد كه در نتيجه سبب گرمايش شديد زمين مي شود و گرمايش زمين مركز كم فشار روي خليج فارس را به وجود مي آورد . اين مركز كم فشار هواي شبه جزيره عربستان را به داخل ايران مي كشد. ورود هواي گرم و خشك عربستان سبب بالا رفتن دماي شهر هاي جلگه اي خوزستان مي شود و هوايي گرم و خشك بر اين منطقه حاكم مي گردد. اما در سواحل ايراني خليج فارس ، به دليل عبور هواي عربستان از روي درياي گرم ، شرايط شرجي حاكم مي گردد. در دوره سرد سال ، هواي بيابان عربستان كه وارد ايران مي شود در اكثر مواقع به دليل خشك بودن، توفانهاي خاك و ماسه را به وجود مي آورد . در مجموع ، تاثير بيابانهاي عربستان و آفريقا در ايران حاكميت شرايط خشكي در تمام سال است. در يك جمع بندي كلي مي توان اينطور گفت كه؛ با افزايش دما در اواخر زمستان و اوايل فصل بهار در شبه جزيره عربستان ، دماي هواي مجاور سطح خاك افزايش پيدا مي­كند. اين افزايش دما موجب بروز تلاطم و وزش باد در لايه­هاي زيرين اتمسفر مي­شود. اگر سرعت وزش باد از سرعت آستانه جدايش پذيري خاك يا به عبارتي آستانه فرسايش (Wind Velocity at deflation threshold) فزوني گيرد مقادير قابل توجهي ذرات خاك از بستر خود جدا شده و ذرات ريز آنها به صورت گرد وغبار به داخل جو وارد مي شود. چنانچه اين نوع ناپايداري در منطقه­اي مانند ماسه زار بزرگ ربع الخالي در صحراي عربستان روي دهد مقادير زيادي از ذرات مجزاي رس و ليمون كه در بستر خاك خشك صحراي مذكور به وفور يافت مي شود وارد جو شده و  طوفانهاي عظيم گرد وخاك را ايجاد مي نمايد. به اعتقاد برخي كارشناسان بومي غبار کنوني که بخشهاي بزرگي از کشور را نيز در بر گرفته است در واقع همان بادي است که در زمستان به شکل مرطوب و معتدل اما همراه با ابرهاي باران زا از سمت عراق بر خوزستان و جنوب غرب کشور مي وزد که به آن باد قبله مي گويند و در تابستان گرم و خشک مي وزد که آنرا تش باد مي نامند و مبداء آن سوريه و عربستان است. حوالي سال 1340 و پس از چند سال خشکسالي هاي پي در پي در خاورميانه، دو باد سموم و تش باد آنچنان بر جنوب خوزستان گرد و غبار فرو ريختند که تمام روستاهاي حد فاصل دلتاي رود هنديجان تا شهر هنديجان در جنوب خوزستان و بر ساحل خليج فارس، در زير خروارها خاک و ماسه مدفون شدند[2]. روستائيان خانه و زمين ها و زندگي شان را رها کردند و به شهرها مهاجرت کردند و همه روستاهاي آن منطقه براي هميشه خالي از سکنه شدند[3]. بايد گفت وزش بادهاي سهمگين و همرا با گرد و خاک منحصر به ايران نيست و در بسياري از مناطق ديگر جهان نيز چنين طوفانهايي و چه بسا دوره اي اتفاق مي افتد.

توفانهاي گرد و غبار و سراسري كشور چين از جمله اين پديده هاي مكرر و سالانه هستند. در واقع شروع اين توفانها بشارت‌دهنده آغاز فصل بهار است و در فاصله ماههاي ژانويه تا مي‌ در هر سال بادهايي كه به سمت جنوب شرقي مي‌وزند ميليونها تن خاك را از صحاري مغولستان و شمال غرب چين با خود به همراه مي‌آورند و بر سر روي شهرها و مزارع مي‌پاشند. بخش قابل ملاحظه‌اي از اين خاك در همه نقاط چين پراكنده مي‌شود و قسمتي نيز با ورود در جريانهاي هوا به نقاط مختلف جهان انتقال پيدا مي‌كند. مثلا در كره و ژاپن بادهاي پر خاكي كه از چين به ارمغان مي‌رسد موجب تعطيلي فرودگاهها، پوشيده شدن قطارهاي مسافري از لايه‌هاي غليظ خاك و غبار و رشد سرطاني خزه‌ها و جلبكهاي مزاحم در رودخانه‌ها و درياچه‌ها مي‌شود. خاكهاي برخاسته از چين حتي با طي مسير اقيانوس آرام راه خود را به ايالت كلرادو در آمريكا بازكرده‌اند و شهرهاي اين منطقه را در پوششي از غبار نارنجي پوشانده اند. در هر صورت نتيجه حاصله از طوفانهاي گرد و غبار كشور چين فاجعه آميز است و به يك معضل جهاني تبدل شده است به طوريكه ميزان خسارات ناشي از توفانهاي گرد وغبار با خرابي حاصل از زلزله‌هاي بزرگ قابل مقايسه است. نگراني همسايگان چين منجر به آن شد كه در سال 2003 ‪بانك توسعه آسيايي، سازمان ملل و سازمان تسهيلات زيست-محيطي جهاني يك پروژه بين‌المللي را براي كمك به چين به اجرا درآورند. در اين پروژه شمار زيادي مستشار و مشاور درگيرند و دولتهاي چين، مغولستان، ژاپن و كره با همكاري يكديگر طرحي بين‌المللي براي مقابله با توفانهاي خاك طراحي كرده اند.

مورد ديگري كه مي توان به آن اشاره كرد ذرات گرد و غبار حاصله از صحراي آفريقا است. هر ساله گرد و غبار فراواني از صحراي آفريقا به سمت اروپا روانه مي شود اما به دليل بارندگي هاي دائمي و پي در پي در اروپا اين غبارها به چشم نمي آيند. با اينحال در ماههاي جولاي و آگوست - اگر ده روز باران نبارد - لايه اي از گرد و غبارهاي آفريقايي روي ماشينهاي پارک شده در خيابانهاي انگليس را خواهد پوشاند. غرض از اين توضيحات نشان دادن اثر پدپده هاي جوي بعنوان يك عامل مؤثر و بلكه مهمترين عامل ايجاد اين طوفانهاي گرد و خاك است و تغييرات سطح زمين مي تواند بعنوان يك عامل تشديد شونده محسوب شوند.            ...ادامه دارد...


[1] درياي عرب، پاره‌اي است از شمال اقيانوس هند، ميان شبه‌جزيره عربستان و هندوستان، در شمال متصل به درياي عمان که به خليج فارس مي‌پيوندد

[2] - عبدالطيف عبادي، دانشجوي دكتراي جغرافيا، انگليس-وبلاگ تاريخ و جغرافيا

[3] در همين زمينه حمزه اصفهاني در كتابش آورده است كه  "در سال ۲۳۴ هجري قمري باد سموم شديدي وزيد كه مردم مانند آن نديده بودند. مدت آن زياد از ۵۰ روز بود. آغازش از سوم حزيران و انجامش آخر تموز، اين باد كوفه، بغداد و واسط را فرا گرفت و به عبادان(آبادان) رسيد و از اواسط به اهواز رفت و همگي رهگذران و كاروان‌ها را بكشت و چون به همدان رسيد، مزارع را بسوخت و در صحراي سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاك كرد و بازارهاي موصل چند روز تعطيل شد و راه دهات از شهر منقطع گرديد."  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 12:5  توسط محمد خسروشاهي  | 

آثار آشكار بيابانزايي در پايتخت ایران (3)

سيلخيزي و تغييرات كاربري اراضي:

فزوني و جاري شدن سيلاب‌هاي مخرب يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند. بر اساس آمار و ارقام منتشر شده تعداد دفعات وقوع سيل در ايران از ۱۷۹ مورد (دهه ۱۳۳۰) به ۲۰۵۳ مورد (دهه ۱۳۸۰) رسيده است كه افزايشي بيشتر از  10 برابر را نشان مي دهد. بررسي‌ ‌مجموعه ‌عوامل ‌زيست محيطي ‌كه ‌زمينه ‌ساز اين‌ حوادث ‌هستند نشان‌مي‌دهد كه دخالت ‌انسان ‌در چرخه ‌طبيعي ‌آب از طريق ‌تخريب ‌پوشش ‌گياهي ‌در عرصه‌هاي ‌آبخيز،كاربري غير اصولي ‌اراضي، توسعه سطوح‌ غير قابل ‌نفوذ و امثال ‌آن احتمال سيل‌خيزي‌ را در مناطق ‌گوناگون‌ افزايش ‌داده ‌است‌. كاهش تغذيه‌ي سفره‌هاي آب شيرين زيرزميني بدليل كاهش نفوذپذيري اراضي بالادست حوضه‌ها كه به نوبه خود بر اثر تغيير كاربري‌ها و تخريب پوشش گياهي رخ داده است باعث گرديده هم آب بارشها كمتر صرف تغذيه منابع آب زيرزميني شود و هم سبب بروز رواناب‌هاي پرحجم و سيل‌آسا شده كه خاكها را ازجاي خود جدا نموده و سبب زوال پوشش گياهي مي‌شود. تغذيه آبخوان دشت تهران هم كه در طول تاريخ زمين شناسى، از طريق ريزشهاى جوى، جريان رودخانه‌هاى دائمى و فصلى و در روي مخروط افکنه‌ها و مسيلها، بسترهاى شن و ماسه‌اى، با نفوذپذيرى و ضريب ذخيره بالا، صورت مي گرفته اكنون در معرض خطرات بالقوه طبيعي از جمله سيل قرار دارد. اين منطقه شهري بر روي دشت سيلابي رودخانه هايي مانند دارآباد، كن، گلابدره ، حصارک ، فرحزاد ، درکه ، ولنجک و دربند واقع شده كه هر كدام مي توانند مولد سيلابهاي مهيبي باشند. گسترش بي رويه پايتخت بر روي آبرفت هاي درشت دانه كه بهترين محل براي نفوذ و تغذيه سفره آب زيرزميني مي باشد سبب شده است كه مقادير قابل توجهي از نزولات جوي و جريانات سطحي كه قبلا در اين مناطق نفوذ مي كرد بصورت رواناب و سيلاب آنهم در سطح خيابانهاي تهران جاري شده و مشكلاتي را براي شهروندان و حمل و نقل شهري بوجود آورد از اين رو توسعه فيزيكي پايتخت كه بنا به ملاحظات سياسي و فرايندهاي اتفاقي روي داده دو تاثير آشكار و مشخص بر منابع آب داشته است يعني علاوه بر كاهش ميزان نفوذ باران، مقدار جريانات سطحي و سيلابها را نيز افزايش داده است.

خروجی همت به شهرک غرب - 10 اردیبهشت 88 - ساعت: 17(عكس از مهندس درويش)

از طرفي ساخت و سازهاي بي رويه در حاشيه رودخانه ها نه تنها حريم رودخانه ها را آسيب پذير كرده، كه موجب تهديد شهر توسط سيلاب هاي احتمالي نيز گرديده است. اكنون با نگاهي به آبخيزهاي بالادست شهرستان تهران كه از مهم‌ترين جلوه‌هاي كوهستاني بشمار مي روند مشاهده مي شود كه تخريب عرصه هاي طبيعي و تغيير آنها به كاربريهايي مانند ويلاسازي، شهرك سازي و  امثال آن سطوح غير قابل نفوذي را براي نزولات آسماني اين ناحيه از تهران كه مقدار آن تا 500 ميليمتر هم مي رسد بوجود آورده است. سطوح غير قابل نفوذ به نوبه خود زمينه مناسبي براي بروز سيلاب را فراهم كرده كه اين سيلاب ها هم نهايتا در ارامگاه خود كه پاياب حوضه تهران واقع در كويرهاي شور و نمكي جنوب پايتخت است آغشته به نمك شده و سبب ساز توسعه كوير مي شوند. با تابش شديد آفتاب و تبخير 2500 ميليمتري دشت تهران، رطوبت موجود در  سطح كويرهاي نمكي از بين رفته و بادهاي تابستاني اين منطقه كه غالبا از سمت جنوب شرق یعنی كوير نمك و دشت كوير (باد غالب دشت تهران در فصولي غير از تابستان از غرب به شرق است) بسمت تهران مي وزد موجبات وزش بادهاي گرد و غباري آنهم از نوع نمكي را فراهم مي كند. به اين ترتيب بسياري از شاخص هاي شناخته شده بيابانزايي هم اكنون در پايتخت و مناطق اطراف آن نمودي آشكار پيدا كرده اند كه در غوغاي مسايل سياسي پايتخت كمتر به آن توجه مي شود و متاسفانه مثل بسياري از پديده هاي زيانبار ديگر ، زماني در صدد چاره جويي بر مي آييم كه يا كار از كار گذشته است و يا با صرف هزينه هاي گزافي امكان چارجويي ميسر مي شود ! البته اگر ميسر شود!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

آثار آشكار بيابانزايي در پايتخت ایران (2)

آلودگي هوا و آب :                .....ادامه مطلب....

در بيشتر حوضه‌هاي بياباني كشور، منابع شور كننده‌ي سطحي و زيرزميني وجود دارد كه طي دهها هزار سال با وضعيت منابع آب و خاك محيط مجاور خود به تعادل رسيده است و بر اساس اين تعادل نه چندان مستحكم، جوامع انساني بر روي مخروط‌هاي افكنه و در كنار منابع آب جاري شكل گرفته و يا با هنر و دانش انتقال آب زيرزميني از طريق قنات، كارمايه‌ي بهره‌وري از زمين‌هاي خشك را فراهم نموده است. با افزايش جمعيت و بهره‌وري فزاينده از منابع آب، تعادل چندهزار ساله دچار اختلال شده و علاوه بر كاهش يافتن موجوديِ آب در دسترس، فعال شدن منابع آلاينده و تأثيرگذاري بر منابع آب و خاك رخ داده است. كلان شهر بزرگ تهران نيز روزانه حجم بسيار عظيمي‌زباله و فاضلاب توليد‌ مي‌كند.‌ اين آبهاي آلوده يا بصورت فاضلاب سطحي در جنوب تهران در كانالهاي فاضلاب جاري شده كه در پاياب خود خاك را آلوده و مسموم مي كند آنچنانكه به مرور زمان و در طي چند سال كمتر گونه گياهي بتواند در آن خاك رشد كند و منطقه را به بياباني برهوت تبديل مي كند و يا با نفوذ در دل خاك طي ساليان متمادي آبهاي زيرزميني را آلوده كرده و آبهاي زيرزميني آلوده با حفر چاه به مصارف گوناگون بخصوص آبياري محصولات كشاورزي از جمله سبزي و صيفي‌كاريهاي جنوب شهر تهران‌ مي‌رسد و حتي گاهي اوقات زه‌‌آبهاي آلوده، بركه‌ها و درياچه‌هايي مانند درياچه عشق‌آباد در جنوب شهر ري را بوجود مي‌آورند كه حتي در آن ماهي نيز پرورش‌ داده مي شود. نيترات موجود در آب اگر ميزانش بالا باشد، در بافت‌هاي بدن آبزيان رسوب مي‌كند و وقتي مردم از اين ماهي‌ها استفاده مي‌كنند، اين ماده خطرناك وارد بدن آن‌ها مي‌شود.  منابع آلاينده هوا و آبهاي سطحي و زيرزميني شهر تهران و جنوب آن كه از طريق آلودگيهاي منازل، بيمارستانها و آلودگيهاي صنعتي حاصل از كارگاهها و كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ كه گروه بزرگي از آلاينده‌ها را شامل‌ مي‌شوند از طريق آب آبياري سبزيجات و صيفي جاتي كه در جنوب تهران كشت مي شوند به مصرف اهالي پايتخت مي رسد. به هر حال وضعيت منابع آبي پايتخت بويژه آب شرب مردم گاهي اوقات آنچنان وخيم مي شود كه از نظر فزوني برخي عناصر از جمله درصد بالاتر از حد استاندارد نيترات بويژه در مناطق جنوب و جنوب شرقي تهران در رتبه اول كشور قرار مي گيرد[1] .  آلودگی هوای پايتخت كه عمدتا ناشی از فعالیت وسایل نقلیه موتوري است نيازي به گفتن ندارد. موقعيت جغرافيايي پايتخت هم مزيد بر علت شده بطوري كه متاسفانه اين هواي آلوده در صورت نبود باد، در روي شهر ماندگار مي شود. وضعيت آلودگي هوا در شهر تهران بگونه اي شده است كه بصورت يك بحران زيست محيطي جلوه گر شده و همواره جان انسانها را مي گيرد آنچنانكه شمار قربانيان آلودگي هواي تهران در يك دوره هشت‌ساله از تعداد كشته‌شدگان جنگ هشت‌ساله با عراق بيشتر بوده است. آمار رسمي مرگ و مير ناشي از آلودگي هوا در تهران از سال ۸۴ تا ۸۶، ماهانه حدود ۱۴۰۰ نفر و سالانه ۱۶ هزار نفر اعلام شده است[2] كه مي توان گفت اينهم نوعي بيابانزايي است منتها از نوع انساني آن[3]! . به هر روي ذرات سمي معلق در هوا توسط باران يا آرام شدن هوا سرانجام به خاك نشسته و خاك را آلوده مي كنند. با استناد به علم اكولوژي و محيط شناسي بايد بدانيم كه خاك هم يك محيط است، محيطي پويا و ديناميك و همين پويايي خاك سبب برقراري روابط متقابل و ايجاد تعادل بين اعضاي تشكيل دهنده اكوسيستم خاك گشته و بدين نحو با محيط اطراف خود چون آتمسفر و گياهان به تبادل انرزي و ماده مي پردازد لذا هر جسم وارد شده به اين محيط در نظامي و مداري قرار مي گيرد كه لاجرم يا با مجموعه سيستم در ارتباط است و يا تجزيه شده به فرمي تغيير شكل مي دهد كه ديگر قادر به بروز خصيصه يا ماهيت اصلي خود نيست و اين ويژگي خاك در حقيقت همان خاصيت پالايندگي آنست ولي هرگاه تراكم مواد افزوده شده از حدي بگذرد كه محيط خاك قادر به هضم آن نباشد آلودگي بر خاك عارض مي شود. اكنون توسعه و گسترش دامنه فعاليت هاي بشري كه با دستيابي او به زندگي ماشيني ميسر گرديده بر دامنه آلودگيهاي خاك افزوده است. از ميان آلوده كننده هاي عمده اي كه حاصل  فعاليت مجتمعهاي صنعتي و يا مراكز شهري مي باشد تعداد زيادي در رديف آلاينده هاي شميايي محسوب مي شوند كه بعد از انتشار در هوا ، خاك اولين ميزبان يا دريافت كننده آنها خواهد بود بنا براين در كلانشهر تهران كه با نزول هر باراني به دليل كاهش دود و ذرات معلق هوا و خوشحالي ساكنين از شعاع  بيشتر ديدشان در شهر، اين نكته را هم بايد در نظر داشته باشيم كه اين ذرات اگر در محيط شهر به زمين فرود آيند چه بسا منجر به آلودگي منابع آب آنهم از نوع نيتراتي آن شود و اگر در اطراف پايتخت به خاك نشينند خاك و آب را آلوده مي كنند و آلودگي خاك هم سرآغازي است براي بروز و يا تشديد پديده بيابانزايي. مشكلي كه هم اكنون در مناطق همجوار و بيخ گوش پايتخت خودنمايي مي كند و اين كلانشهر هم ندانسته (يا دانسته) و ناخواسته از نعمات آن! متنعم مي شود.                    ....ادامه دارد.....

 

                     نمونه اي از آلودگيهاي فاضلابهاي پايتخت در جنوب شهر


+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 15:41  توسط محمد خسروشاهي  | 

آثار آشكار بيابانزايي در پايتخت ایران (1)

تا زماني كه انسان در عرصه گيتي زندگي مي كند و پيش از آنكه يك رويداد فلكي طومار زندگي او را در هم پيچيد، همواره بايد بياموزد كه چگونه زندگي كند و به چه نحو از مواهب طبيعي استفاده كند. كم توجهي يا بي توجهي به قوانين طبيعت به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه امروز در عرصه منابع طبيعي و محيط زيست با‌ آن مواجهيم.  آلودگي هوا و آب در كلانشهرها، فرسایش بادي و آبي خاك در عرصه هاي طبيعي،افت شديد آبخوانها، فرونشت زمين ، تحريب روز افزون مراتع و جنگلها، گستردگي شوره زاها و كويرها و نهايتا  تاخت و تاز بیشتر فرایند ویرانگر بيابانزايي را مي توان ازجمله نمونه هاي عيني اين كم توجهي به منابع طبيعي و محيط زيست به حساب آورد. بروز پديده گرد و غبار طي چند ماه گذشته در مناطق جنوب و جنوب غرب كشور كه همراه با مشكلات فراواني براي ساكنان اين خطه از كشور بود سر انجام دامنه گسترده تري يافت و در اواسط تيرماه سالجاري ضمن درنوردیدن 20 استان كشور خود را به پايتخت ايران رساند بلكه مسئولين مربوطه كه غرق در مسايل روزمره سياسي شده اند قدري هم بفكر مشكلات منابع طبيعي و محيط زيست كشور باشند. مسايلي كه اگر امروز با‌ آن برخورد صحيح و مسئولانه نشود در آينده ممكن است خطراتي ايجاد كند كه جلوگيري از آنها امكان پذير نبوده و يا با هزينه اي سنگين و مشكلات فراوان انجام پذير باشد. حقيقت اين است كه كلان‌شهر تهران به عنوان پايتخت جمهوري اسلامي ايران در حدود يك چهارم جمعيت ايران را در خود جاي داده و اين امر منجر به گسترش و شدت فشارهاي وارده بر محيط‌زيست و بروز انواع آلودگي‌هاي زيست‌محيطي، تخريب منابع و كاهش فضاهاي طبيعي شده است. از طرفي اين موضوع را نبايد از نظر دور داشت كه پايتخت ايران و نواحي همجوار از نظر مشخصه هاي عوامل طبيعي (اقليم، زمين شناسي، ژئومرفولوژي، خاكشناسي، هيدرولوژي و پوشش گياهي) در قلمرو مناطق بياباني قرار دارد. اگرچه باد غالب اين منطقه باد غربي است اما بادهاي جنوب شرقي كه از سمت كوير مركزي به شهر تهران مي وزند موجب انتقال گرماي كوير و حمل گرد و غبار و آلودگي به سطح شهر تهران مي شوند. بنا براين قرار گرفتن پايتخت در مجاورت كوير بزرگ نمك و دشت كوير سبب شده است كه روزهاي گرد و غباري را در طول سال تجربه كند اما متاسفانه بدليل هواي بيش از حد آلوده ناشي از دود و ذرات پراكنده ناشي از تردد وسايط نقليه موتوري بصورت روزانه، اين موضوع كمتر به چشم مي آيد.

افت سطح آبهاي زيرزميني و فرو نشست زمين:

 برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني در بسياري از نقاط جهان سبب افت شديد سطح سفره هاي آب زيرزميني شده است. برآوردها نشان مي دهد كسري حجم مخزن آب زيرزميني جهان سالانه بين 750 تا 800 ميليارد متر مكعب است كه يك درصد آن متعلق به كشور ايران است. برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني بحران ديگري به صورت شور شدن ذخائر آبي را نيز سبب مي شود كه اين پديده در بيشتر نقاط ايران از جمله مناطق همجوار پايتخت ديده مي شود.  از سوي ديگر جديدترين آمار حاكي از آن است كه حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني برداشت مي شود بطوري كه در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. اين نكته را بايد متذكر شد كه در بسياري از مناطق ايران  متعاقب افت سطح آب، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. به گزارش سازمان زمين شناسي به دليل برداشت بى رويه و غيراستاندارد از ذخيرة آبهاى زيرزمينى در مناطقى از جنوب و جنوب غربى تهران بروز پديده فرونشست اتفاق افتاده است که در صورت گسترش بى رويه اين پديده در آينده اى نزديک شاهد تبديل مناطقى از تهران به بيابان خواهيم بود. مطالعات وزارت نيرو نشان مي دهد كه يكي از آبخوانهاي محدوده تهران-كرج در طول 14 سال (84-1371) حدود 12 متر افت سطح آب داشته است در طول همين مدت سطح آب زيرزميني در آبخوان هاي ورامين و ايوانكي نيز به ترتيب 16 متر و 20 متر افت كرده است كه پديده فرو نشست زمين در همين مناطق نيز كاملا آشكار شده است. اين نكته را بايد يادآوري كرد كه  پديده فرونشست زمين مثل زلزله خسارات لحظه اى ندارد اما براى آيندگان خطرات زيادى در بردارد زيرا نشستها باعث از دست دادن آبخوان آب زيرزمينى مى شود و ما را به سمت بيابانى شدن مناطقى از اطراف شهرها خصوصا" در تهران پيش خواهد برد.  در خصوص علت ايجاد اين پديده بايد گفت: اگر بيش از اندازه از ذخيره آبهاى زيرزمينى در دشتها استفاده شود، پديده فرونشست با سرعتى بيشتر از آنچه معمولا" در طبيعت روى مى دهد، اتفاق مى افتد و اين پديده اى است که متاسفانه در چند سال اخير به علت رشد و توسعه صنايع و کشاورزى در اطراف شهرها با سرعت رو به رشدى در حال وقوع مى باشد. در پايتخت ايران  نواحى عمده اى از مناطق 17، 18، 19 شهردارى تهران طى 9 سال 150 تا 180 سانتيمتر نشست كرده اند که معادل 25 سانتيمتر در سال مى شود. مهمترين خطر ايجاد شده در اين خصوص برش شريانهاى حياتى از جمله خطوط نفت، گاز، بنزين و آب مى باشد که دچار تغييرات قائم مى شوند و از طرفى سازه هاى حساس دچار تغيير شکل خواهند شد که احتمال ايجاد خطرات جبران ناپذيرى در آنها به شدت وجود دارد.                 .....ادامه دارد...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 15:7  توسط محمد خسروشاهي  | 

فرونشست زمين در 200 دشت کشور

 

معاون زمين شناسي سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني با هشدار نسبت به پيشروي پديده فرونشست زمين در بيش از 200 دشت کشور گفت؛ براي پيشگيري از اين فرونشست مطالعاتي با استفاده از فناوري هاي ماهواره يي و GIS صورت گرفته است. محمدرضا قاسمي استفاده بي رويه از آب هاي زيرزميني به دليل خشکسالي هاي اخير را از عوامل ايجاد پديده هاي فرونشست زمين در کشور ذکر کرد و افزود؛ عدم برنامه ريزي براي استفاده از آب هاي زيرزميني باعث شده است بخش عمده يي از ذخاير آب هاي زيرزميني تخليه شود. وي با اشاره به اينکه اولين مطالعات در اين زمينه در سازمان نقشه برداري آغاز شد، ادامه داد؛ با ارائه گزارش هاي اين سازمان به سازمان زمين شناسي، مطالعات خود را آغاز کرديم. اين مطالعات نشان داد آبخوان هاي اطراف دشت تهران به دليل ايجاد چاه هاي بزرگ و تخليه آب هاي زيرزميني جمع شده است. قاسمي ادامه داد؛ اين تغيير آبخوان ها به حدي شديد بوده که بارندگي هاي سال هاي اخير نتوانست آبخوان ها را به اندازه اوليه خود بازگرداند و در نتيجه باعث ايجاد پديده فرونشست زمين شده است که متاسفانه در برخي از دشت ها مانند رفسنجان، همدان و خراسان شديدترين حالت مشاهده شده است. 

منبع: روزنامه اعتماد چهارشنبه، 3 تير 1388 - شماره 1984

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 8:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

دره مرگ در آمریکا

View from Zabriskie Point. Photo by Richard Frear, NPS                             

Golden Canyon

این دره قسمتی از بيابان موجاوه – واقع در جنوب شرقی رشته کوه های سییرا نوادا در مرز ایالات کالیفرنیا و نوادا - می باشد

گرم ترین، خشک ترین و کم ارتفاع ترین نقطه در ایالات متحده آمریکا است که برای جهانگردان مانند شهر مکه در عربستان سعودی مي باشد

  د    لیل انتخاب این نام چه می باشد؟

نام دره مرگ عنوانی گمراه کننده می باشد. این دره قسمتی از بیابان موجاوه – واقع در جنوب شرقی رشته کوه های سییرا نوادا در مرز ایالات کالیفرنیا و نوادا - می باشد.  دیوید بلاکر مدیراجرایی انجمن تاریخ طبیعی دره مرگ می گوید: " هر ساله 000 875 الی 000 900 توریست از این منطقه بازدید می کنند که اکثر آن ها همین سوال را می پرسند". یکی از نکات مهم در مورد دره مرگ، بزرگ ترین پارک ملی آمریکا این است که فاصله این دره با ماشین تا لاس وگاس در نوادا تنها 2 ساعت و تا لوس آنجلس تنها 4 ساعت می باشد. در کمتر از نصف روز شما می توانید از این کلان شهرها خود را به نقطه ای برسانید که به هر سو می نگرید، افق را ببینید و در سکوت از این زیبایی لذت ببرید.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 8:36  توسط محمد خسروشاهي  | 

نیروی باد به عنوان یک منبع جدید تامین برق با سریعترین رشد در سطح جهان

                   

 نیروی باد، فن آوری استفاده از باد برای تولید برق و يك منبع جدید تامین برق با سریعترین رشد در سطح جهان است. به گفته کارشناسان، پیگیری این روند مستلزم تحقیق و توسعه هرچه بی پروا و التزام دولتها به فراهم آوردن پشتوانه ای اقتصادی برای این فن آوری است. عصر جدید نیروی باد در اواخر دهه هفتاد آغاز شد و نخستین نیروگاه های بادی در دهه هشتاد در کالیفرنیا آغاز به کار کردند. به گفته چارلز مک گاوین (2)، مدیر فنی نیروی باد در "موسسه تحقیقات نیروی برق" (3)، که یک مرکز مستقل غیرانتفاعی برای تحقیقات درباره انرژی های مورد مصرف عمومی و همچنین درباره محیط زیست است، در حال حاضر این صنعت در سطح جهانی سالانه رشدی 20 تا 30 درصدی دارد. او میگوید: "این صنعت در حال رشد است چون نیروی باد در نتیجه رشد شدید حضور آن در بازارها به اقتصادی ترین منبع تامین انرژی قابل تجدید بدل شده است." به گفته رابرت ترشر (4)، مدیر "مرکز ملی نیروی باد" (5) وابسته به وزارت انرژی آمریکا، در "آزمایشگاه ملی انرژی های قابل تجدید" (6) در کلرادو، "در دهه هشتاد، هزینه تولید برق از باد 40 سنت برای هر کیلووات ساعت بود. حالا این هزینه به 4 تا 6 (سنت) برای هر کیلووات ساعت رسیده است اکنون با حاکم کردن نظمی چشمگیر در دو دهه گذشته این هزینه کاهش یافته و در وضعیتی قابل رقابت با سایر فن آوری های مرسوم قرار گرفته است.

فن آوری تولید برق از باد

انرژی بادی عمدتا" توسط توربین های بادی سه پره ای بسیار بزرگ تولید میشود که بر بالای برجک های بلندی قرار میگیرند و مثل پنکه هایی کار میکنند که به حالت عکس در چرخشند. این توربین ها به جای آن که از برق برای ایجاد باد کمک بگیرند، از باد برای تولید برق استفاده میکنند.  باد پره ها را به چرخش در میآورد و پره ها محوری را میچرخانند که به یک ژنراتور متصل است و در نتیجه این چرخش، برق تولید میشود. توربین هایی که در ابعاد صنعتی برای ارائه خدمات عمومی ساخته میشوند قادرند از 750 کیلووات تا 5/1 مگاوات برق تولید کنند. منازل، دیش های ارتباطات راه دور، و پمپ های آب از توربین کوچکی استفاده میکنند که کمتر از 50 کیلووات برق تولید میکند. توربین های بادی سه پره در حالت خلاف جهت باد قرار گرفته و پره هایشان رودرروی باد قرار میگیرد. نوع متداول دیگر توربین بادی توربین دوپره است که در مسیر موافق باد قرار داده میشود.

توربین های بادی در طول دو دهه گذشته به شکل چشمگیری متحول شده اند.

ترشر میگوید: "قطر آرمیچرها در سال 1984 یا 1985 باید 20 متر میبود. حالا قطر آرمیچرها 100 متر است بنابراین حالا از پره های چرخانی حرف میزنیم که مساحتی به ابعاد یک زمین فوتبال را پوشش میدهند. پهنای توربین های بادی امروزی از پهنای بال های یک (هواپیمای) 747 هم بیشتر است." در نیروگاه های بادی یا میادین های بادخیز، مجموعه ای از توربین ها برای تولید برق و انتقال آن به شبکه اصلی برق به هم متصل شده اند. این نیرو از طریق خطوط انتقال و توزیع برق به مصرف کنندگان میرسد.

طراحی میادین بادخیز

بهترین نقاط برای استقرار توربین های بادی مناطقی هستند که بادهای دائمی و شدیدی در آنجا بوزد. "آزمایشگاه ملی انرژی های قابل تجدید آمریکا" نقشه های بادنشانی برای مناطقی در نقاط مختلف دنیا تهیه کرده که سرعت وزش باد در آن مناطق را در طول سال با استفاده از ایستگاه های کنترل و همچنین الگوهای هواشناسی محاسبه و ارائه میکنند. در مورد برخی مناطق خاص، میانگین سرعت سالانه باد برای محاسبه میزان تولید انرژی بادی به وسیله آرمیچر توربین بادی در هر متر مربع مورد استفاده قرار میگیرد. در نتیجه محاسبات مربوط به انرژی نهفته در باد، مناطق جغرافیایی کوچکی به مساحت یک مایل مربع از لحاظ حجم نیروی بادی از 1 تا 7 درجه بندی میشوند و شماره ۷ نشانگر منطقه ای است که شدیدترین وزش باد را دارد. طراحان از این اطلاعات برای طراحی بهترین میادین بادخیز استفاده میکنند.  مناطقی که درجه 3 یا بالاتر را کسب کنند گزینه هایی برای طراحی میادین بادخیز محسوب میشوند. مناطق دارای درجه 2 یا بالاتر هم مکان های مناسبی برای استقرار ژانراتورهای بادی کوچک به شمار میروند. سازمان ملل نیز در حال تهیه نقشه های بادنشان است. "ارزیابی منابع انرژی خورشیدی و بادی" (7) یک پروژه چهارساله برای ترسیم نقشه منابع انرژی های خورشدی و بادی در 13 کشور در حال توسعه است در نتیجه این برنامه، تا کنون منابع بالقوه ای برای تولید هزاران مگاوات برق در منابع انرژی قابل تجدید در آفریقا، آسیا، و آمریکای جنوبی و مرکزی کشف شده است. بنا بر اعلامیه رسمی سازمان ملل، این سازمان در حال هماهنگ سازی "برنامه زیست محیطی" (8) خود یا پروژه مذکور از طرق 25 نهاد در سرتاسر دنیاست. نتایج این پروژه نقشه کشی در کشورهای مختلفی از جمله نیاکاراگوئه، گواتمالا، و سریلانکا اقدامات عملی را در پی داشته است. در غنا، بیش از 2000 مگاوات انرژی بالقوه بادی، به ویژه در مناطق مرزی این کشور با توگو، کشف شده است. این پروژه پژوهش هایی را در بنگلادش، برزیل، چین، کوبا، السالوادور، اتیوپی، هندوراس، کنیا و نپال به اجرا در آورده است. نهادهای همکار این پروژه سازمان ملل "آزمایشگاه ملی انرژی های قابل تجدید" و "ناسا" هستند.

رشد رواج انرژی باد در سطح بین المللی

به گفته مک گاوین، استفاده از انرژی باد در سطح بین المللی نیز در حال افزایش است. کارخانجات اصلی ساخت توربین ها بادی در دانمارک قرار دارند، و کارخانجاتی هم در هند، آلمان، اسپانیا، و ژاپن تاسیس شده اند. او در مورد انرژی استخراج شده از نیروگاه های بادی مستقر میافزاید: "تا به حال آلمان در رتبه اول قرار داشته – 17000 مگاوات از مجموع 47000 مگاواتی که ظرفیت کل نیروگاه های بادی مستقر در سرتاسر جهان محسوب میشود. اسپانیا در مرتبه دوم و ایالات متده در رتبه سوم قرار گرفته اند." ترشر، مدیر "آزمایشگاه ملی انرژی های قابل تجدید"، میگوید که "پروتکل کیوتو" (9) – توافق نامه ای بین المللی بین 141 کشور برای کاهش انتشار دی اکسید کربن و پنج گاز گلخانه ای دیگر – استفاده از انرژی بادی را در کشورهای اروپایی افزایش داده، و دولت های اروپایی یارانه هایی برای افزایش ظرفیت نیروگاه های بادی مستقر در نظر گرفته اند."پروتکل کیوتو"، به عنوان متمم "چارچوب اصولی سازمان ملل در مورد تغییرات جوی" (10)، از 16 فوریه به اجرا گذاشته شد. ایالات متحده از امضاکنندگان این پروتکل نیست.به گفته ترشر، در ایالات متحده ظرفیت تولید برق در نیروگاه های بادی مستقر در این کشور 6700 مگاوات از مجموعه 800000 مگاواتی است که نیاز کلی کشور به نیروی برق محسوب میشود. او میگوید: "در حال حاضر، باد کمتر از 1 درصد نیاز کشور به نیروی برق را تامین میکند. این رقم در مقایسه، برای دانمارک 20 درصد و برای آلمان حدود 6 درصد است."

نیروگاه های دریایی

ترشر میافزاید، همه کشورهای اروپایی نیروگاه های بادی مستقر دارند، اما در بعضی از آن ها مکان های مناسب برای استقرار توربین ها در خشکی رو به اتمام است. "آن ها اکنون در حال انتقال دادن توربین ها بادی به سمت مناطق ساحلی اند. برنامه فعلی اتحادیه اروپا استقرار نیروگاه های بادی با ظرفیت 50000 مگاوات در مناطق ساحلی، در آب های کم عمق، تا سال 2025 است." توربین های بادی دریایی، که در مراحل اولیه طراحی به سر میبرند، در مقایسه با توربین های روی خشکی گرانتر و نصب و نگهداری آن ها سختتر است. توربین های دریایی باید در برابر امواج و تغییرات آب و هوا پایدار، و در برابر محیط فرساینده مقاوم باشند. نیروگاه های دریایی دو مزیت دارند، یکی این که میتوان آن ها را بزرگتر از توربین های روی خشکی ساخت و بنابراین حجم برق تولیدی در هر توربین افزایش مییابد، و دیگر این که در سطح دریاها بادهای بیشتر و عظیمتری میوزد.ایالات متحده هیچ نیروگاه بادی ای در دریا مستقر نکرده، اما دو پروژه برای راه اندازی این نیروگاه ها در سواحل شمال شرقی کشور در مرحله برنامه ریزی است. به گفته ترشر، در جریان اظهارات رسمی خود در "کمیته سنای آمریکا در مورد انرژی و منابع طبیعی" (11) در 19 آوریل، با توسعه فن آوری های مربوط به نیروگاه های بادی دریایی به طور بالقوه تا سال 2025 میتوان 70000 مگاوات برق حاصل از نیروی باد را به شکبه برق کشور تزریق کرد که این رقم ده برابر سطح فعلی است. به گفته او، برق تولیدی از نیروگاه های بادی دریایی در سرتاسر جهان 600 مگاوات است و این نیروگاه ها همگی در آب هایی با عمق کمتر از 20 متر استقرار یافته اند. با تدوین یک برنامه تحقیق و توسعه میتوان با ساخت سکوهای شناوری مشابه سکوهای مورد استفاده برای دکل های حفاری دریایی، امکان استقرار توربین ها در آب های عمیقتر را هم فراهم کرد. به گفته او، هدف چنین برنامه ای دستیابی به انرژی بادی با هزینه 3 تا 4 سنت برای هر کیلووات ساعت برق تا سال 2020 است

ترشر میگوید: "در حال حاضر، هزینه تولید برق از نیروی باد برای یک سایت معمولی 4 تا 6 سنت برای هر کیلووات ساعت است. این هزینه خیلی زیاد به نظر نمیرسد چون متوسط هزینه تولید برق در ایالات متحده حدود 8 سنت برای هر کیلووات ساعت است، و این رقم البته هزینه تامین تجهیزات ژنراتورها و هزینه سوخت را هم شامل میشود." سوخت مولدهای برق میتواند، با توجه به محل استقرار نیروگاه، سوخت های فسیلی ای مثل نفت، انرژی هسته ای، ذغال سنگ یا گاز طبیعی، یا منابع انرژی قابل تجدیدی مثل آب یا باد، یا ترکیبی از این ها باشد.  به گفته ترشر، مشکل استفاده از نیروی باد این است که باد یک منبع موسمی است، و بنابراین به توربین های بادی منابع همیشه قابل اتکایی برای تولید برق نیستند. او میگوید: "برای آن که توربین های بادی جدی گرفته شوند باید برق آن ها ارزانتر از بهای نفت باشند." در ایالات متحده "برق تولید شده از توربین های آبی خیلی ارزان است – 3 تا 4 سنت برای هر کیلووات ساعت. این رقم برای ذغال سنگ احتمالا" 2 تا 3 سنت برای هر کیلووات ساعت است. این رقم برای گاز طبیعی حدود 5 تا 6 سنت برای هر کیلووات ساعت است، و بنابراین با توجه به بهای فعلی گاز طبیعی، باد فقط میتواند با آن رقابت کند."اهمیت تخفیف های مالیاتی آمریکا ترشر توضیح میدهد که نیروی باد تنها در صورتی میتواند وارد چرخه رقابت شود که برای دست اندرکاران صنعت فن آوری باد تخفیف مالیاتی در نظر گرفته شود. چنین تخفیفی – 9/1 سنت برای هر کیلووات ساعت برق تولیدی – در حال حاضر در ایالات متحده لحاظ میشود اما مدت اجرای آن در 31 سپتامبر منقضی خواهد شد.به گفته او، "زمانی که تخفیف مالیاتی برقرار باشد صنعت باد با سرعت بسیار زیاد گسترش مییابد چون برای مردم سودآور است. اگر تخفیف مالیاتی منقضی شود و کنگره آن را تجدید نکند، این رشد و توسعه کلا" متوقف خواهد شد." به گفته مک گاوین، مدیر فنی نیروی باد در "موسسه تحقیقات نیروی برق"، این موسسه بازار پرافت و خیزی برای فن آوری باد در ایالات متحده فراهم کرده است. "در سال 2003، نیروگاه هایی با ظرفیت 1600 مگاوات تاسیس شد، سال قبل از آن این رقم 400 مگاوات بود. کنگره تخفیف مالیاتی را تا پایان سال 2005 تمدید کرده، و من مطمئنم این این رقم امسال به 2000 خواهد رسید." او میگوید، در واقع، "به خاطر حجم تقاضای موجود در ایالات متحده در این سال تقویمی، کل تولید برق توربین های بادی در سال 2005 پیش فروش شده است. این امر تا حدودی به این دلیل است که ایالات متحده خط مشی مستمری در مورد تخفیف مالیاتی برای انرژی باد و سایر انرژی های قابل تجدید ندارد." به گفته ترشر، هدف "مرکز ملی فن آوری باد" کامل کردن ساختار توربین های بادی و پایین آوردن هزینه تولید برق از باد تا 3 سنت برای هر کیلووات ساعت ظرف 10 سال آینده برای نیروگاه های بادی سطح متوسط (درجه 4) در مناطقی است که باد در آنجا در ارتفاع 10 متر از سطح زمین و با سرعت 13 مایل (21 کیلومتر) در ساعت میوزد.او میگوید که ایالات متحده از قبیل مناطق بسیار دارد. "ایالات متحده منابع باد سرشاری دارد. ما زمین های بادخیز فراوان و منابع بادی بسیار سرشاری در نواخی ساحلی داریم."ترشر میگوید که باد لزوما" در زمان و مکان مناسب نمیوزد، "اما اگر هروقت که امکانش باشد از باد استفاده کنید، با این کار در مصرف سوخت صرفه جویی کرده و انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش داده اید. با پیدا کردن فرصتی برای استفاده از باد، در واقع جو را پاکیزه میکنید."



1. Cheryl Pellerin
2. Charles McGowin
3. Electric Power Research Institute
4. Robert Thresher
5.
National Wind Technology Center
6. National Renewable Energy Laboratory (NREL)
7. Solar Wind and Energy Resource Assessment (SWERA)
8. U.N. Environment Programme
9.
Kyoto Protocol
10. U.N. Framework Convention on Climate Change
11.
U.S. Senate Committee on Energy and Natural Resources

  http://usinfo.state.gov/

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 8:6  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(4)

                                                                                                 ........ادامه مطلب

    نقش آب در مهار بيابانزايي:  

 

                                 

همانطور كه قبلا گفته شد دو جلوه اساسي آب در رابطه با بيابانزايي؛ جاري شدن سيلاب از بالادست حوضه و تجمع آن در پاياب آنهم پس از آلوده شدن به املاح گچ و نمك در طول مسير است و ديگري برداشت بيش از حد مجاز آب و در نتيجه افت سطح سفره هاي آب زيرزميني و عواقب بعدي آن است. از اين رو چنانچه تمهيداتي براي مهار و كنترل سيلاب در بالادست حوضه آبخيز انديشيده شود از عوافب بعدي آن كه منجر به بيابانزايي مي شود كاسته خواهد شد. اين موضوع رابطه نزديك و هماهنگ آبخيزداري و بيابان زدايي را نشان مي دهد. موضوعي كه متاسفانه در بخش هاي اجرايي و بعضا تحقيقاتي كمتر بدان توجه مي شود. چه، هر يك از بخش هاي مربوطه از سالها پيش عمليات آبخيزداري و مهار بيابان زايي را در گستره كاري خود بدون تعريف سرفصل هاي كاري مشترك انجام مي دهند ولي كماكان هر بخشي و بويژه بخش بيابانزدايي بدون توجه به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز عمليات خود را در مناطق پايين دست متمركز كرده است.  لذا ذكر اين موارد براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي است. اقدامي كه تا كنون از طرف بخشهاي اجرايي به آن توجه كافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو  و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي باشد و يا وزارت نيرو . لذا تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي هم افزايي امور مربوط به آبخيزداري و مهار بيابانزايي آنهم در زماني كه تمامي دستگاههاي دولتي براي ارايه برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران (افق 1404) بسيج شده اند يكي از ضروريات كار است.

 

عمليات آبخيزداري در جهت مهار بيابانزايي است :

آبخيزداري و مديريت كاربري اراضي در درجه اول نقش پيشگيري سيلاب را تاقبل از تشكيل آبراهه هاي بزرگ و توليد رواناب و رسوب قابل ملاحظه درمحلي كه بارش نازل ميشود برعهده دارد چرا كه بررسي فرايند توليد رواناب و سيلاب به خوبي روشن مي سازد كه غير از ويژگيهاي رگبارش و يا ذوب برف و برخي اختصاصات نسبتا" پايدار حوضه آبخيز، مي توان در سايرمولفه ها نظير نفوذ، ظرفيت ذخيره ، تبخير و تعرق، افزايش زمان متمركز و يا انتقال رواناب تغييراتي را براي كاهش دبي اوج و يا حجم سيلاب بوجود آورد بنا براين يكي از مهمترين عملكردهاي عمليات آبخيزداري افزايش ميزان نفوذ و كاهش سرعت رواناب سطحي توام با حفظ آب و خاك درسطح حوضه مي باشد. مديريت صحيح اراضي از جمله رعايت اصول درست و علمي كشاورزي در اراضي شيبدار و متناسب باعمق وحاصلخيزي خاك توام با انتخاب گونه يا گونه هاي مناسب و سازگار نقش بسيار مفيد و مثبتي در افزايش ميزان خلل وفرج ، نفوذ و كاهش سرعت رواناب سطحي و آبراهه اي دارد. از جمله اين عمليات مي توان به كشت نواري و درجهت عمود برشيب دامنه ها، رعايت حدود شيب مناسب براي انواع زراعت ها وهمچنين تناوب زراعي را برشمرد. عمليات بيولوژيك همگام با عمليات مكانيكي سازه اي آبخيزداري نظير بانكت بندي ، تراس بندي و ساير روشهاي ذخيره نزولات در دامنه ها و احداث بندهاي اصلاحي و حفاظتي در آبراهه ها تاثير چشم گيري در افزايش نفوذ و كاهش سرعت جريانهاي سطحي و آبراهه اي به خصوص در سيلابهاي كوچك و متوسط دارد. بديهي است پس از انجام عمليات برشمرده فوق، از رواناب اضافي جاري شده از سراب حوضه مي توان در پاياب حوضه در جهت پخش و گسترش سيلاب استفاده كرد. بنابراين در حال حاضر عمده عمليات آبخيزداري براي مهار آب و سيلاب در دو قسمت از حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد.

الف- مديريت وكاربري حوضه در سراب (برای کاهش سیلاب)

همانطور كه ديده مي شود عموما كارهايي كه در سراب حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد بيشتر مربوط به مديريت و كاربري حوضه است در واقع مدیریت و كاربري اراضي همان اقداماتي است كه برای حفاظت از آب وخاك و درنهايت كاهش سيلاب و رسوب )كاهش و مهار خسارات سيل) انجام می شود در اين مورد دو هدف كلي زير مورد توجه قرار مي گيرد

1-ایجاد و توسعه پوشش گياهي به منظور افزايش نفوذ پذيري و ذخيره رطوبت،

2- عمليات سازه اي كوچك و متوسط در آبراهه ها براي كاهش فرسايش و افزايش ذخيره آب.

با توجه به توضيحات مشروحي كه  فوقا بدان اشاره شد تامين دو هدف فوق از نظر آبخيزداري كه سبب نفوذ آب به سفره هاي آب زيرزميني و جلوگيري از فرسايش خاك و انباشت آن در پاياب حوضه مي شوند، هر يك به نوعي منجر به مهار بيابان زايي مي شود

ب-پخش و گسترش سیلاب در پایاب حوضه

بطور معمول پخش و گسترش سيلاب با اهداف زير انجام مي گيرد:

1- تغديه مصنوعي آبخوانها به منظور جلوگيري از:

Ø        پيشروي آبهاي شور در  لايه هاي آب شيرين

Ø         نشست زمين

2-تثبيت شن هاي روان با استفاده از مواد معلق موجود در سيلاب مانند لاي، رس و مواد آلي،

3- آبشويي خاكهاي شور،

4- احياي زمين هاي فرسايش يافته از طريق ايجاد بندهاي خاكي،

5- احياي مراتع و پوشش گياهي منطقه و درختكاري بمنظور ايجاد بادشكن،

با نگاهي به اهداف پخش سيلاب متوجه مي شويم كه تمام سرفصل هاي كاري مربوطه هر يك به نوعي در جهت مهار بيابان زايي است

در يك نتيجه گيري كلي مي توان گفت، اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب ، تغذيه مصنوعي ، ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند. بنا براين از نظر علوم مربوطه عرصه كاري عمليات آبخيزداري و بيابان زدايي نمي تواند جداي از هم باشند و در عمل نيز مديريتي درست و كارآمد است  كه بتواند هرچه بيشتر ديدگاهها و تعاملات درون و برون سازماني را به هم نزديك كند. مشكلي كه هم اكنون بوضوح در سطوح مختلف سازماني ديده مي شود .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 8:25  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(3)

                                                           .....ادامه مطلب

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني منجر به بيابانزايي مي شود

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني يكي ديگر از چالش‌هاي اساسي كشور در رابطه با بيابان زايي محسوب مي شود. اين موضوع اگرچه در اكثر دشت هاي كشور نمود كاملا آشكاري دارد اما در مناطق بياباني كشور كه غالب اين دشت ها در اطراف كويرها و ماندابهاي شور مركزي و ساحلي (جنوب) آنهم با خشكسالي هاي پي در پي قرار گرفته است سبب شده است كه سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده (نمودار شماره 6) و نفوذ آبهاي شور را به آبخانه هاي مجاور كوير فراهم آورد. مطالعات انجام شده در اطراف درياچه نمك و حوض سلطان قم نشان مي دهد كه در يك دوره سي ساله (1382-1352) جبهه آب شور حدود 5 كيلومتر بسمت آبخانه هاي آب شيرين پيشروي داشته كه اين عامل موجب تشديد بيابانزايي در منطقه مذكور شده است(5). بررسي آمار و ارقام موجود نشان مي‌دهد كه در اكثر دشت هاي كشور به دليل افت سطح سفره‌هاي آب زيرزميني تراز آنها منفي است و میزان تخلیه غیر مجاز بوسیله چاههای عمیق توازن و تعادل آب های زیر زمینی را بر هم زده است. از این رو باید اين واقعیت را قبول كنيم که نرخ مجاز برداشت از منابع آب را بايد استعداد طبیعی منطقه در تغذیه آبخوان تعیین کند و نه نیاز بشر به آب و چه بسا بیابان زایی عقوبت عدم درک این آموزه است. بايد گفت اگرچه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند. از طرفي توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري و فقدان مديريت مصرف آب از عمده‌ترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب مي شوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي به‌طور متوسط حدود 30 درصد برآورد مي‌شود در حاليكه اين رقم در دنيا در حد 40 تا 45 درصد است. اين موضوع وقتي اهميت پيدا مي كند كه بدانيم در كشورهايي مثل هند و پاكستان بالابردن بازده آبياري به اندازه 10درصد مي تواند آب اضافي براي آبياري 2 ميليون هكتار زمين را تامين كند(6). اكنون كاملا پيداست كه بالابردن راندمان آبياري ولو به اندازه 5 تا 10درصد براي كشاورزي ايران كه حدود 95 درصد آب كشور را بخود اختصاص داده است چقدر مهم و كارساز است و مي تواند سهم قابل توجهي از پمپاژ آبهاي زيرزميني را جبران نمايد. گذشته از راندمان پايين آبياري، متاسفانه راندمان توليد محصول به ازاي واحد آب مصرفي نيز در كشور پايين است. در بهترين حالت، كارايي مصرف آب در ايران، 7/. كيلوگرم محصول براي مصرف يك متر مكعب آب برآورد مي شود در حاليكه متوسط جهاني يك كيلو گرم محصول است(10). با در نظر گرفتن محدوديت هاي فوق متاسفانه هنوز هم به جاي پرداختن به افزايش توليد در واحد سطح، در بسياري موارد صحبت از افزايش سطح زير كشت مي شود غافل از اينكه اين موضوع، دو معضل بوجود آورده است؛ مشكل اول يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها گسترده ترشده است ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب هم بدتر شده است و با اين روش خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته مي شود زيرا بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي شود! آب كه پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم مي‌خورد، آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفره‌ي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژ‌هاي بعدي به مرور زمان، آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور مي‌كند خاك كه شور شد محصول كم ميشود  محصول كه كم شد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كرد.

مشكل ديگري كه در اثر افت سطح آبهاي زيرزميني خودنمايي مي كند نشست زمين است. پديده اي كه هم اكنون نشانه هاي آن در مناطق مختلف كشور از جمله ورامین، رفسنجان، زرند كرمان و همدان بروز كرده است. بررسی‌های كارشناسان سازمان نقشه‌برداری و زمین‌شناسی نيز حاكی از بروز این پدیده مخرب در جنوب تهران است. براساس محاسبات و اندازه‌گیری‌های صورت گرفته از سوی سازمان نقشه‌برداری(9) از سال 74 تاكنون سطح وسیعی از اراضی جنوب تهران در محدوده مناطق 17، 18 و 19 به ویژه اطراف محدوده اتوبان آزادگان بین 60 تا 187 سانتی‌متر فرونشست داشته است

          .....ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:32  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(2)

                                                                  .....ادامه مطلب.....

نقش آب و سيلاب در بيابان زايي

روند رو به افزايش سيل در كشور (جدول1) به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است. افزايش‌ جمعيت‌، همراه‌ با ضعف‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ بهره‌وري‌ از زمين‌ سبب‌ شده‌ است‌ تا جنگلها به‌ مرتع‌ يا زمين‌ زراعتي‌ تبديل‌ شوند، در نتيجه‌ آب‌ كمتري‌ در بالادست‌ رودخانه‌ها به‌ زمين‌ نفوذ كرده‌ و سريعتر به‌ طرف‌ دشت‌ جريان‌پيدا كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ سيل‌ها فراوانتر، شديدتر و ناگهاني‌تر شده‌ و مردم‌ بيشتري‌ از سيل‌هاي‌ شديدتري‌ آسيب‌ مي‌بينند. لذا سيل‌ را بايد يكي‌ از جدي‌ ترين‌ بلاياي‌ طبيعي‌ بشمار آورد كه‌ همواره‌ جوامع‌ بشري‌ را مورد تهديد قرار مي‌ دهد. از طرف‌ ديگر پديده‌ سيل‌ كه‌ باخرابي‌ و انهدام‌ تأسيسات‌ آبي‌، چاههاي‌ آب‌ و قنوات‌ همراه‌ است‌، خود به‌ نوعي‌ باعث‌ بحران‌ آب‌ مي‌شود. به اين ترتيب سيلاب، گذشته از صدماتي كه به اماكن و ابنيه و اراضي كشاورزي وارد مي كند يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند چرا كه باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند. اين سيلابها در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند (تصوير ا و 2). براي مثال مطالعات انجام شده (3) در ايستگاه هيدرومتري شريف آباد از رودخانه جاجرود نشان مي دهد كه سالانه حجمي معادل 150 ميليون متر مكعب آب از اين ايستگاه عبور مي كند و از آن طريق بيش از 505620 تن نمكهاي محلول وسيله اين رودخانه به سمت دشت حمل مي شود. گفتني است هر چقدر به سمت مناطق بالادست حوضه پيش رويم از ميزان نمك حمل شده وسيله اين رودخانه كمتر مي شود بطوريكه مقدار نمك محلول همين رودخانه در محل ايستگاه هيدرومتري ماملو  به حدود 31480 مي رسد. اگر چه تعداد رودهاي شور و بويژه رودهاي موقتي و فصلي در ايران زياد است ولي اكثر اين رودها در منشاء خود شور نيستند بلكه پس از طي مسافتي در قسمت هاي پايين دست حوضه و بيشتر تحت تاثير عوامل زمين شناسي و آب و هوايي و هيدرولوژيكي شور شده بطوريكه در بيشتر مناطق غير قابل استفاده مي شوند. بايد گفت نتيجه هرز روي رواناب ها، علاوه بر كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه سبب پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي باشد. مضافا اينكه ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. در اين مناطق دانه های ریز نمک همراه با ذرات دیگری که با نمک همراه است، موجب می شود که باد آنها را به آسانی جا به جا کند و مسیر کم و بیش طولانی را همراه خود ببرد و سپس مواد حمل شده تحت تاثیر مکانیسم های خاصی در ناحیه معینی به جا گذاشته شود. ذرات نمکی که اینگونه توسط بادها حمل می شوند، از خاکهای شور زمینهای کویری، حاصل می شود (شاهد مثال تصوير 3 و 4). در مناطق بياباني, بخشی از زمین های زراعتی که در مجاور کویرها قرار گرفته اند در نتیجه وزش بادهای نسبتا تند تابستان یا اوایل پاییز , شور می شوند و به تدریج ارزش خود را از دست داده و سرانجام به حالت لم یزرع در می آیند. گاهی شدت انتقال املاح از زمین های کویری بسیار زیاد است به طوری که در اندک مدتی ده ها و حتی صدها هکتار از زمین های زراعی در پوششی از نمک فرو می روند. بررسی هایی که در روسیه صورت گرفته است نشان می دهد که در یکی از استپ هاي شور با مساحتي حدود 6 کیلومتر مربع ظرف مدت یک ساعت 7200 تن نمک محلول که قسمت اعظم آن کلرور سدیم بوده به وسیله باد حمل شده است. این مقدار نمک کافی است که 45 هکتار از زمینی را که قبلا شور نبوده است به حالت كويري و شور تبدیل کند(4).

                   

                        جدول 1: نمودار دفعات وقوع سيل در طول سالهای 1383-1330

دوره آماري

1330-39

1340-49

1350-59

1360-69

1370-80

1380-83

تعداد وقوع سيل

179

215

405

812

2053

521

                                                                    منبع: بانك اطلاعات سيل كشور، دفتر مهندسي و ارزيابي طرحها

اگر چه اين موضوع در مناطق مركزي ايران كه عموما سيلابها در چاله هاي بسته داخلي مي ريزند مصداق پيدا مي كند اما در مناطق ساحلي جنوب پديده شور شدن اراضي بوسيله آب دريا صورت مي گيرد. در مناطق مذكور اين موضوع بقدري بارز است كه در برخي موارد امكان استقرار گياه در اين مناطق فراهم نمي شود. شاهد مثال بازديد منطقه اي از استان هرمزگان است كه از حوالي اسكله ماهيگيري شرق بندر جاسك شروع مي شود و طولي حدود 35 تا 40 كيلومتر و عرضی برابر با 3 تا 4 كيلومتر را در بر گرفته است در اين منطقه فرسايش بادي بشدت عمل نموده و مزاحمت هايي را براي جاده هاي ارتباطي و روستاهاي بزرگي مانند ونك و پي وشك و ساير روستاهاي كوچكتر بوجود آورده است. بايد گفت علت اصلي عدم استقرار گياه در منطقه مذكور شوري خاك و بالا بودن سطح آب زيرزميني عنوان مي شود در اينگونه مناطق معمولا نمك دار شدن زمين منشأ دريائي داشته(7) و اولين فرآيند آن مربوط به پوشيده شدن قسمتي از زمين بوسيله آب دريا در هنگام طوفان‌ها يا مدهاي غير عادي و يا حركت شديد آب حاصل از مد است و دومين فرآيند نمك‌دار شدن در اثر نمكهاي موجود در قطرات بسيار ريز آب حاصل از امواج دريا بوسيله باد بر روي زمين يا گياهان است (تصوير شماره 5). در اين منطقه كه شرايط مساعدي براي وزش بادهاي شديد فراهم است و بنا به گفته كارشناسان محلي همراه ، گاهي اوقات سرعت باد به بيش از 100 كيلومتر بر ساعت نيز رسيده است. فراواني طوفان هاي شديد بر روي سواحل كه تشكيل قطرات بسيار كوچك آب را تسهيل ميكند تراكم هاي غيرعادي نمك را در مناطق اطراف سبب ميشود كه براي كشت و كار گياهان مضر است. وجود باد زياد سبب تسهيل حركت قطرات آب از سطح دريا به خشكي است و خشكي آب و هوا هم عامل مساعدي براي تراكمهاي غير عادي نمك مي شود. طبق بررسیهای مختلفی که در استرالیای غربی وجنوبی انجام گرفته است, نمک هایی که بدین طریق موجب شوری خاکهای نقاط مختلف می شوند به 2 تا 47 تن در کیلو متر مربع تخمین زده شده است.

تصوير5 : پودر سفيد نمك حاصل از مد آب در نواحي ساحلي خليج فارس

(نمكهاي موجود در قطرات بسيار ريز آب حاصل از امواج دريا نيز بوسيله باد به اراضي مجاور منتقل مي شود)

                                               ........ ادامه دارد.........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 8:31  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بيابان زايي و مهار آن

 

 

مقدمه:

با بروز خشكسالي شديد سال جاري مديريت منابع آب در ايران اينك به جايي رسيده است كه به يكي از مهمترين مباحث رايج در سطح كلان كشور تبديل شده و كارشناسان زيادي را در وزارتخانه ها و سازمان‌هاي مختلف واداشته است تا با نشست هاي كارشناسي براي برون رفت از اين بحران راه چاره اي بيانديشند. انتظار اين است كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:16  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابان زایی و مهار آن از نگاهی دیگر (به بهانه روز جهانی مقابله با بیابان زایی)

 

كنترل بيابان زايي                                               ( قسمت دوم)

         

 در اين زمينه روش هايي براي كنترل بيابان اعم از نهالكاري، بذرپاشي، قرق و امثال آن تا كنون بسيار گفته شده و نوشته شده است، ولي آيا با استفاده از اين روش ها توانسته ايم بر مشكلات بيابانزايي غلبه كنيم؟ مي بينيم بازخورد آنها آنچنانكه شايسته است نتيجه زضايت بخشي نداشته است. البته اين مسئله را نبايد كتمان كرد كه كار در مناطق بياباني بسيار سخت و طاقت فرساست چرا كه سالها در اينگونه مناطق بياباني كار كرده ام و سختي و مرارت كار را از نزديك با گوشت و پوست و استخوان لمس كرده ام اما از برآيند كار راضي نيستم هر چند كه موفقيت هاي خوبي هم داشته ايم. شايد يكي از دلايل موفقيت كمتر كارهاي بيابان زدايي توجه بيشتر به امور فني و توجه نكردن يا به عبارتي توجه كمتر به مسايل اجتماعي و اقتصادي و بافت جامعه حاكم در مناطق كاري بوده است و حتي فراتر از آن شايد بتوان گفت ما تك بعدي كار كرده ايم چه بسا منابع طبيعي كار خودش را و كشاورزي نيز كار خودش را بدون توجه به اشتراكات بسيار نزديك اين دو بخش از بدنه يك وزارتخانه براي رفع مشكلات بيابان زايي انجام داده اند. در اين مورد اگر به توضيحات قبلي رجوع كنيم آثار مديريت درست امور كشاورزي و آبياري در كاهش اثرات بيابان زايي كاملا قابل درك است يعني مي توان گفت در امور كشاورزي هر طرح و برنامه اي كه در جهت ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غير مستقيم راهكاري در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. بنا بر اين با اجراي برنامه هايي براي افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي با استفاده از روشهاي علمي و مدرن آبياري (كوزه اي ، قطره اي، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جويي در مصرف آب، كنترل و استفاده بهينه از منابع آبهاي سطحي موجود، مطالعه و اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب و تغذيه مصنوعي و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي تقويت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند.

در ارتباط با مسايل اجتماعي و اقتصادي بيابان زايي نيز اين واقعيت را بايد قبول كرد كه مسايل و مشكلات فعلي بيابان و بيابان زايي در ايران صرفا مشكلات فني و تكنيكي نيست بلكه مسايل ساختاري و اجتماعي و چه بسا سياسي است.  در حوزه وسيع و گسترده بيابان سر و كار ما بيشتر با جامعه روستائي است بنابراين شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفيقات كاري محسوب مي شود. وضع جوامع روستائي در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي ويژگيهاي خاص خود را دارد ارتباط اين جامعه با محيط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصي در سطح روستا گرديده كه بسته به شرايط محيط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراين در هر برنامه اي كه در ارتباط با جامعة روستايي باشد، شناخت ساختار اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي روستا و عملكرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحي نه تنها با موفقيت همراه نخواهد بود بلكه باعث بروز ناهماهنگي و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعاليتهاي چند دهه اخير بيابان زدايي تا حدودي گوياي اين واقعيت است زيرا در اغلب طرحهايي كه تاكنون به مرحله اجرا در آمده به وضعيت اجتماعي و اقتصادي مردم كمتر توجه شده است به طوري كه مردم در مقام معارضه با منابع طبيعي بوده اند. در این زمینه بايستي خلاء ناشي از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنكه اقدامات قانوني در برابر متجاوزين به منابع طبيعي براي هر قشري از جامعه با قاطعيت اجرا شود.

- اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ايران با زمينه مناسب اقليمي و تابش آفتاب در بيشتر مناطق و در اكثر فصول سال همچنين وجود مناطق واجد پتانسيل بالاي باد و قابليت هاي توليد انرژي زمين گرمايي زمينه لازم و مناسبي براي استفاده و گسترش انرژيهاي نو و پاك فراهم است.  انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در كشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراواني یافت می شوند، با شناخت مكانهاي مناسب اين منابع و بكارگيري ابزار مناسب براي تبديل آنها به انرژی هاي ديگر مي توان از اين منابع غني به عنوان يك نيروي تكميل كننده و ياري رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستايي را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد

 - بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساکنان بیابان: اكنون در مجامع ذيربط بين المللي فقر بعنوان يك عامل بيابان زايي شناخته شده است بنا براين براي مبارزه با بيابانزايي، اهميت عوامل اقتصادي را نيز بايد مد نظر داشت. كشاورزي و دامداراي در اراضي خشك يا وجود ندارد و يا اينكه مانند كشاورزي و دامداري در اراضي حاصلخيز، پر منفعت نيست. در اين مناطق دولت بايد به مردمي كه در كوير و بيابان زندگي مي كنند كمك كند و از لحاظ اقتصادي زندگي اين مردم را در سطح معقولي تامين كند. اين كمك هاي اقتصادي شامل وام بلاعوض، ‌معاضدت در تهيه علوفه ارزان براي دامهاي آنان و رساندن تجهيزات و لوازمات لازمه مي باشد. امروزه از پتانسيل هاي موجود در بيابان و ايجاد درآمد براي ساكنين اين مناطق در بسياري از كشورها برنامه ريزي هاي خوبي انجام گرفته است كه يك نمونه آن بحث اكوتوريسم يا طبيعت گردي است

مناطق بياباني ايران سرشار از جاذبه هاي توريستي و گردشگري هستند. شايد بتوان گفت اكثر شهرها و يا حتي برخي از مناطق روستايي واقع در نواحي بياباني داراي آثار فرهنگي و يا جاذبه هاي تاريخي و طبيعي منحصر به فرد هستند. از يزد و كاشان و اصفهان گرفته تا كرمان و خراسان و سمنان و... كه همگي در محدوده مناطق بياباني ايران قرار گرفته اند و هريك از شهرهاي اين استانها ويژگيهاي خاص تاريخي-فرهنگي و طبيعي خود را دارند كه مي توانند در جذب گردشگران داخلي و خارجي بخوبي نقش ايفا كنند. از كويرهاي نمك بيابانهاي مركزي تا شهر افسانه اي كالوت هاي لوت و تپه هاي شني اطراف هر يك از شهرها و روستاهاي مناطق فوق با برنامه ريزي و مديريت درست مي توان درآمد قابل توجهي براي عمران و آباداني مردم همان سرزمين كسب كرد كه خود  راهي در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود.

- کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائي كه رشد جمعيت در روستاها بيشتر است و از طرفي سطح اراضي زير كشت نيز محدود مي باشد با افزايش جمعيت دو مسئله پيش ميايد یا فشار روي زمين زياد مي شود و ممكن است همين امر موجب فرسايش خاك و بياباني شدن اراضی شود يا اینکه عده اي به شهرها هجوم بياورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. براي رفع اين مشكل دولت مي تواند با آوردن صنايع سبك و ديگر صنايع مربوطه در مناطق روستايي اقدامات مناسبی انجام دهد به اين ترتيب نه تنها شغل و كار و حرفه براي مردم مناطق خشك و بياباني ايجاد مي شود بلكه از فشار آنها به مراتع نیز كاسته می شود مسلما تشويق مردم در جهت كنترل جمعيت براي زندگي بهتر نيز بايد همواره در سرلوحه برنامه هاي دولت قرار داشته باشد.

- استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان:

قبلا اشاره كردم كه دو مسئله مهم و اساسي براي كشاورزي در بيابان كمبود آب و تبخير شديد آفتاب است. يعني در اين مناطق آب و خاك مناسب براي كشاورزي كم (و شور ) است، بنا بر اين براي رهايي از اين وضعيت بايد شرايط بصورتي فراهم شود كه تا آنجا كه ممكن است از هدر رفت آب در اين مناطق جلوگيري شود. بعبارت ديگر بايد از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود كه در اين زمينه مي توان استفاده از گلخانه و كشت گلخانه اي را توسعه داد. كما اينكه در سالهاي اخير برای استفاده بهینه از آب و زمين براي کشت انواع محصولات در بعضي از مناطق بياباني كشور به كشت گلخانه اي مبادرت شده است. اين كار را بايد به فال نيك گرفته و سايرين را تشويق به اين كار كرد. اين كار در شهرك گلخانه اي استان قم  صورت گرفته است كه بايد مورد حمايت بيشتر كارشناسان و مسئولين مربوطه قرار گيرد زيرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعيت مطلوبي نيستند. اين روش ها در پاره ای از كشور ها همراه با تحقيقات كافي انجام شده است كه بايد از تجربيات خوب آنها استفاده كرد. قصد بنده از اين قسمت بحث معرفي راهكارهاي مناسب براي حداكثر استفاده از محدوديت هاي خاك و آب در بيابان و جلوگيري از توسعه سطح كشت در مناطق بياباني است

                                                                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 8:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

بیابان زایی و مهار آن از نگاهی دیگر (به بهانه روز جهانی مقابله با بیابان زایی)

بيابان زايي چيست و چگونه اتفاق مي افتد؟     (قسمت اول)

 اجازه مي خواهم از تشريح عوامل بيابان زايي نظير بوته كني، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع ، تبديل مراتع به ديمزار، برداشت بي رويه آب از سفره هاي آب زيرزميني، معدن كاوي و بهره برداري از معادن، جاده سازي و توسعة شهرها و روستاها و امثال آن كه ساليان سال گفتيم و نوشتيم خودداري كنم و به يكي دو مورد از موارد حاد آن بپردازم و سپس راههاي مهار و كنترل آن را از نگاهي ديگر (اگر نگويم جديدتر) بيان كنم.

اگر بيابان زايي را بر اساس تعريف كنوانسيون بيابان زايي تعريف كنيم؛ مي گويد تخريب سرزمين در مناطق خشك و نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب در اثر عواملي مانند عوامل انساني و عوامل طبيعي. در زمان حاضر عوامل طبيعي، آنچنان نقشي در بيابان زايي ندارند البته خشك سالي‌هايي كه به وقوع مي‌پيوندد بيابان زايي را  تشديد مي‌كند ولي در ايران ما اين عوامل انساني هست كه بيشتر باعث بيابان زايي ميشود و شايد مهمترينش افزايش جمعيت باشد. ما در سي چهل سال پيش اين جمعيت را نداشتيم. ببينيد جمعيت ما در چهل سال پيش چقدر بوده و الان چقدر است؟ فشار اين جمعيت هم مخصوصا جمعيت روستايي روي زمين هست . اجازه بدهيد مثال ملموس تري در ارتباط با اين موضوع و ارتباطش با بيابان زايي ارايه كنم. هرچند امكانات روستا ها در حال حاضر نسبت به چند دهه پيش تغييرات قابل توجهي داشته است و حقيقتا از لحاظ تامين آب و برق و امكانات مشابه با قبل قابل مقايسه نيست ولي آيا در همين مناطق، بيابان زايي نسبت به قبل كمتر شده است ؟ 20-30 سال قبل روستايي كه 20 يا 30 خانوار جمعيت داشت اكنون دو برابر شده است مسلما اين تعداد افراد در روستا به كار  كشاورزي يا دامداري مشغولند. از طرفي براي كشاورزي در مناطق بياباني زمين و آب محدود است پس با اين وجود روستايي يا بايد به شهر بيايد و جذب كارهاي كاذب شود و يا در روستا زمين بيشتري اضافه كند و كار كشاورزي كند. زمين بيشتر هم آب بيشتر مي خواهد در بيابان كه نمي شود ديم كاري كرد! آنگاه بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي كنيم! آب پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم مي‌خورد. آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفره‌ي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژ‌هاي بعدي يواش يواش آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور مي‌كند خاك كه شور شد محصول كم ميشود  كيفيت محصول كه پايين آمد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كنيم. ايكاش كه كار به همين جا ختم مي شد. (همه حرف من اين است كه دولتي كه مي گويد مردم در روستا بمانيد و به شهر نياييد و روستا را آباد كنيد اگر برنامه ريزي درستي براي روستايي نداشته باشد عاقبتش اين است. پس  بايد اشتغال ديگري براي روستائيان ايجاد كند تا فشار آنها از مرتع و منابع طبيعي برداشته شود).  در حال حاضر اين پديده بيابانزايي و كوير زايي در بسياري از مناطق ايران بصورت يك چالش‌اساسي و جدي بروز كرده است كه نمونه بارز آن را مي توان در استان كرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان كه در اوايل انقلاب پمپاژ چاه‌ها در عمق 50  تا 80 متري از سطح زمين قرار داشت اكنون به 300 متر و بيشتر افزايش يافته و كيفيت آن نيز در بسياري از مناطق در نتيجه نفوذ آب‌هاي شور مورد تهديد جدي قرار گرفته و از بد به بدتر تبديل شده است. كارشناسان پيش بيني مي كنند در صورتي كه چاره‌اي براي انتقال آب به اين دشت صورت نگيرد (انتقال بين حوضه‌اي آب) تخريب باغات و سفره‌هاي آب زير زميني ادامه مي يابد و سالانه حدود پنج هزار هكتار از باغهاي پسته با شيرابه كوير كه از اعماق بيش از 300 متر پمپاژ مي شود, شور و قليايي مي شود. به اين ترتيب در يك مقطع زماني بيست ساله كليه اين باغات به شهر سوخته‌اي تبديل خواهد شد كه شايد اصلاح آنها حتي با انتقال آب كافي و با كيفيت مطلوب هم ديگر امكانپذير نباشد و در يك كلام تبديل به بيابان خواهند شد.

پس در اين بخش ما دو معضل داريم يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها را گسترده تر كرده ايم ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب را هم بدتر كرده ايم و خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته ايم. در اين مورد وزارت نيرو آماري ارايه كرده است كه بر اساس آن از 400 دشتي كه در كشور داريم حدود 176 دشت با تراز منفي آب روبرو هست و در جاي ديگري گفته است 67 درصد آبخانه‌هاي كشور با تراز منفي آب روبروست. تاسف بار تر از آن اين است كه 70 درصد اين آب كمياب و  پر هزينه تا رسدن به سر مزرعه تلف مي شود بعبارت ديگر راندمان آب كشاورزي در كشور ما حدود 30 درصد برآورد مي شود . از طرفي در طول اين سي چهل سال كه حدود 9 متر افت آب داشته ايم متاسفانه تعداد سيلاب‌ها از 202 مورد در دهه‌ي سي به حدود2000 در دهه ۸۰ رسيده است يعني بر خلاف اين كه ما افت آب در زير زمين داريم در روي زمين سيلاب داريم و اين حكايت از مسائلي ميكند كه به هر حال اين آبي كه بايد در عرصه نفوذ بكند و آبخانه‌ها را تغذيه كند منجر به سيلاب شده است پس يك شاخص ديگر هم از آثار و عوارض بيابان زايي پيدا شد. سيلخيزي !! دليلش چه چيزي مي تواند باشد؟ کاربری نادرست اراضی و  تخريب پوشش گياهي!! متاسفانه آمار دامي هم كه الان در كشورمان ارايه مي شود تقريبا سه برابر ظرفيت چرايي مراتع است چيزي حدود 107 ميليون راس واحد دامي و در طول مدت هفت يا هشت ماه از مراتع استفاده مي‌كنند. به اين ترتيب مهمترين عوامل بيابان زايي و يا موثرترين آنها شناخته شد. البته تمام تقصير را نبايد به گردن جامعه روستايي گذاشت بلكه در اطراف همين پايتخت (پاياب حوضه) آثار بيابان زايي كاملا مشهود است.     ...ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:33  توسط محمد خسروشاهي  | 

راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی

 

رئوس كلي زمينه هاي پژوهشي منابع آب در بیابان

                                                        بخش پایانی

ب- بازسازي و مديريت بهره برداري

آزمون و معرفي شيوه هاي مناسب و پايدار بازسازي و بهره برداري از منابع آب، خاك و ديگر منابع و حتي كار مايه هاي طبيعي ، با تكيه بر دانشهاي بومي و فناوري هاي روز به منظور فراهم كردن امكان سكونت و اشتعال جوامع انساني مولد و غير مخرب در بيابانهاي طبيعي و سرزمينهايي كه در معرض تخريب ( بيابان زايي ) هستند ، موضوع كار پژوهشي در اين زمينه است . آزمون شيوه هاي معيشت جايگزين متناسب با محدوديتها و مزيتهاي سرزمين ، مانند كشت گياهان دارويي و صنعتي يا زراعت محصولات گرانقيمت مقاوم به خشكي و كم آبياري ، جستجو و معرفي روشهاي كم آبياري و بي نياز از خاك ورزي هاي مستمر و يا توليد كالا و خدمات غير وابسته به آب و زمين و پوشش گياهي ، مانند صنايع دستي ، پرورش دامهاي ويژه ، انتقال بخشي از چرخه توليد يك كالاي صنعتي به منطقه ، گردشگري ، بهره برداري از املاح و مواد معدني مي تواند از فشار جاري بر منابع آب و اراضي بكاهد. بديهي است كه در غياب مقررات بازدارنده بهره برداري هاي نادرست از منابع خاك و آب ، راه حل اين مشكل معرفي كار جايگزين با بازده اقتصادي معادل است .

 

1- تحقيق در زمينه روشهاي بهره برداري، صرفه جويي و حفاظت منابع آب:

مسائل مربوط به استحصال، تنظيم و ذخيره‌سازي، انتقال و توزيع آب در كشور كه در حال حاضر با افزايش جمعيت و رشد فزاينده تقاضا براي آب و خدمات وابسته به آن روبه‌رو است باعث تنزل كميت و كيفيت منابع آب سطحي و زيرزميني، تخريب محيط‌زيست ناشي از توسعه شهرنشيني و صنعتي شدن و تغييرات كاربري اراضي شده است و منابع آب كشور را در تنگناها و فشارهاي فزاينده‌اي قرار داده است. اين وضعيت مخصوصا در مناطق بياباني بسيار بغرنج تر است. تبخير شديد آب در مناطق بياباني و روش هاي نادرست مورد استفاده براي آبياري و گونه هاي نامناسب گياهي سبب اتلاف بيشتر آب مي شود. از اين رو با انتخاب گياهان مناسب، اصلاح الگوي كشت و اصلاح استراتژي‌هاي آبياري و استفاده از تكنيك هاي جديد و علمي از جمله آبياري كوزه اي ، قطره اي ، انواع پليمرهاي جاذب و امثال آن مي توان به مقدار زيادي در مصرف آب صرفه جويي كرد. احياي روش هاي بومي در زمينه بهره گيري از بارش هاي جوي بويژه توسعه روشهاي سنتي از جمله آب انبارها، بندسارها، يخدان ها و امثال آن نيز مي تواند براي بهره برداري از منابع آب اندك اينگونه مناطق در سرفصل طرحهاي تحقيقاتي اين گروه قرار گيرد.

 

2-تحقيق در زمينه چگونگي سيل‌خيزي آبخيزهاي كشور و روشهاي مهار بخردانه آن براي جلوگيري از بيابان زايي

بروز و تشديد سيلابهاي مخرب در حوضه هاي آبخيز كشور علاوه بر هرز روي آبهاي سطحي در سراب حوضه و كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها سبب فرسايش خاكهاي حاصلخيز و انباشت بيش از پيش آن در پاياب حوضه و توسعه كفه هاي نمكي و كويرها مي شوند. ايجاد سازه‌هاي كوچك آبي و خاكي در اراضي كوهستاني به‌منظور تسريع در نفوذپذيري آب، انحراف سيلاب براي پخش محمولات رواناب و سيل ( خاك و فضولات دامي ) روي زمينهاي فرسوده براي خاكسازي و جسبندگي ماسه هاي روان و در معرض باد، احياي مراتع و افزايش بازده مزارع ديم از جمله زمينه هاي تحقيقاتي هستند كه هر كدام مي توانند راهكارهاي كاربردي مناسب را براي كنترل بيابان معرفي نمايند.

3- تحقيق در زمينه شيوه هاي معيشت جايگزين متناسب با محدوديتها و مزيتهاي سرزمين براي كم كردن فشار بر منابع آب: معرفي و ترويج كشت گياهان دارويي و صنعتي يا زراعت محصولات گرانقيمت مقاوم به خشكي و كم آبياري ، جستجو و معرفي روشهاي كم آبياري و بي نياز از خاك ورزي هاي مستمر و يا توليد كالا و خدمات غير وابسته به آب و زمين و پوشش گياهي ، مانند صنايع دستي ، پرورش دامهاي ويژه ، انتقال بخشي از چرخه توليد يك كالاي صنعتي به منطقه ، گردشگري ، بهره برداري از املاح و مواد معدني مي تواند از فشار جاري بر منابع آب و اراضي بكاهد.

 

4- مطالعه و تحقيق در زمينه نقش كشاورزي در تخريب كمي و كيفي منابع آب:

 بخش اعظم منابع آب سطحي و زير زميني كشور در كشاورزي مصرف مي شود علاوه بر افت سطح آبهاي زيرزميني، روشهاي نادرست كشاورزي و استفاده از انواع كودها يا سم هاي مورد استفاده نيز در تخريب كيفيت آب و آلوده شدن مناطق موثر است. تحقيق در اين زمينه مي تواند دست كم توصيه هشدار هاي لازم را به متوليان امور كشاورزي براي پيشگيري از توسعه تخريب خاك و آب كه دو عامل مهم ببابانرايي است، ارايه كند

5- تحقيق در زمينه شاخص ها و مكانيابي شوري و آلودگي آب و خاك:

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 11:32  توسط محمد خسروشاهي  | 

راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی

 

رئوس كلي زمينه هاي پژوهشي منابع آب در بیابان 

                                                                                      .......ادامه مطلب

 ۲-     مطالعه و تحقيق در مورد شناسايي سازندهاي آلوده كننده منابع آب و خاك:

وجود سازندهاي زمين شناسي حاوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك و امثال آن در اكثر نقاط ايران كه منشاء اوليه بيابانهاي زمين شناسي را تشكيل مي دهند هنگام عبور آب چشمه ها و روانابهاي ناشي از باران و ذوب برف از مسير آنها، سبب شور شدن آبهايي كميابي مي شوند كه تخريب خاك را در پي داشته و بدينوسيله بيابانهاي ثانويه زمين شناسي را توسعه و گسترش مي دهند. آگاهي از محل و موقعيت اين سازندها و شبكه رودخانه هايي كه بوسيله اين منابع آلوده مي شوند و همچنين رصد اين رودخانه ها براي بررسي مناطق بحراني كيفيت آب مي تواند سرفصل بسياري از طرحهاي تحقيقاتي اين گروه را تشكيل دهند.

 

3- مطالعه و تحقيق در مورد اثر تغييرات اقليمي بر منابع آب:

پيش بيني خشكساليهاي آتي به دليل تغييرات غير قابل پيش بيني آب و هوا بسيار دشوار است. دانشمندان معتقدند توزيع آب جهاني تحت تاثير تغييرات آب و هوايي قرار دارد. بروز سيلابهاي شديد و خشكسالي هاي متناوب دو رويداد حدي هيدرواقليمي هستند كه همواره تهديد بالقوه اي براي كشاورزي و منابع طبيعي كشور محسوب ميشوند علاوه بر آن گرم شدن دماي هوا، ميزان تبخير آب و كاهش رطوبت خاك را سبب شده و گسترش بيابان ها را در پي دارد بنا براين با آگاهي از روند تغييرات آب و هوايي بايد سازوكارهاي مناسب براي مقابله و كنترل خشكسالي و سيلاب پيش بيني شود.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 13:39  توسط محمد خسروشاهي  | 

راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی

 شاحص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب:

 

3- آلودگي و شور شدن آب

همان‌طور كه قبلا گفته شد بخش كشاورزي حدود 94 درصد مصرف آب كشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به سطح گسترده اراضي كشور، استفاده نادرست از منابع آب و نهاده‌هاي كشاورزي (كود و سم) مي‌تواند از نظر كمي و كيفي منابع آبي كشور را در معرض تهديد جدي قرار دهد.

يكي از منابع عمده آلودگي آب‌هاي كشاورزي استفاده روزافزون از نهاده‌هاي كشاورزي از جمله كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات است. سموم كشاورزي و كودهاي شيميايي كه در چند سال اخير براي مبارزه با آفات و تقويت خاك كاربردهاي زيادي پيدا نموده‌اند، با نفوذ در منابع آب‌هاي سطحي و زيرزميني، زمينه آلودگي منابع آبي كشور را فراهم نموده‌اند. آمار و ارقام موجود نشان مي‌دهد كه مقدار مصرف كودهاي شيميايي از 630 ميليون تن در سال 1355 به بيش از 3 ميليارد تن در سال 1381 رسيده است.

مصرف سموم كشاورزي نيز مانند كود شيميايي روند مشابهي را نشان مي‌دهد و مصرف آن در سال‌هاي اخير رشد نسبتا چشمگيري داشته است بطوريكه ميزان فروش سموم در كشور در طول كمتر از يك دهه از 14800 تن (سال 1374) به 25800 تن (سال1381) رسيده است.  اين افزايش مصرف در حالي صورت مي‌گيرد كه بسياري از كشورها، به‌ويژه كشورهاي توسعه‌يافته محدوديت‌هاي شديدي را براي مصرف آن‌ها قائل شده و مصرف آن در سال‌هاي اخير در اين كشورها روند كاهشي داشته است. استفاده غيربهينه از نهاده‌هاي كشاورزي و آبياري و زهكشي نامناسب شبكه‌هاي آبياري باعث شده است كه سالانه حجم انبوهي از پساب‌هاي كشاورزي از طريق رودخانه‌ها و زهكش‌ها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نمايد. سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه ۷۰تا۶۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. علاوه بر شوري آب كه بر اثر كشاورزي نادرست صورت مي گيرد با توجه به تشكيلات زمين شناسي شور در بسياري از مناطق خشك ايران، شور شدن آب بطور طبيعي نيز  اتفاق مي افتد بايد گفت گسترش شوري در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاق‌هاي نمك و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست، بزرگترين مشكل وجود تشكيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك مي باشد كه تقريباً در اكثر نقاط ايران وجود دارد. بطور كلي كويرهاي نمكي به صورت مركز اصلي پخش نمك عمل مي كنند كه در بخش سطحي توسط آب و احياناً باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجای مي‌گذارند به اين ترتيب روان آبهايي كه از مناطق بالادست حوضه بسمت پاياب جاري مي شوند در بسياري از موارد به دليل عبور از همين سازندهاي آلوده به گچ و نمك  شور شده و گذشته از اينكه كيفيت نامناسبي براي شرب و يا كشاورزي پيدا مي كنند، مناطق پايين دست خود را نيز آلوده كرده و به نوعي سبب بروز و تشكيل بيابانهاي ثانويه مي شوند.

 

منابع:

- 1-       ويژه نامه پيام آب 1384، وزارت نيرو

2-       كميته ملي توسعه پايدار، پيشنويس سند راهبردهاي توسعه ملي پايدار براي سال 1404

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 7:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی

 

شاحص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب:

 

2- سيلخيزي و بروز سيلابهاي مخرب:

فزوني و جاري شدن سيلاب‌هاي مخرب يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند. بر اساس آمار و ارقام منتشره تعداد دفعات وقوع سيل در طول سالهاي 1330 تا 1380 به 3700 مورد رسيده است كه افزايشي بيشتر از  10 برابر را نشان مي دهد. بررسي‌ ‌مجموعه ‌عوامل ‌زيست محيطي ‌كه ‌زمينه ‌ساز اين‌  حوادث ‌هستند نشان‌مي‌دهد كه دخالت ‌انسان ‌در چرخه ‌طبيعي ‌آب از طريق ‌تخريب ‌پوشش ‌گياهي  ‌در  عرصه‌هاي ‌آبخيز،كاربري غير اصولي ‌اراضي، توسعه سطوح‌ غير قابل ‌نفوذ و امثال ‌آن احتمال سيل‌خيزي‌ را در مناطق ‌گوناگون‌ افزايش ‌داده ‌است‌ بطوري كه باران رحمت الهي به يك ‌پديده ‌مخرب تبديل گشته و باعث ‌از بين رفتن جان و مال‌ انسانها شده و در بسياري از مناطق زمينهاي‌ كشاورزي و تأسيسات زيربنايي كشور را به نابودي كشانده است.‌ اين وضعيت نشان دهنده بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي كشور وارد شده است. باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور كه با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند. نتيجه اين وضعيت كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها را در سراب حوضه از يكسو و پيشروي آبهاي شور كوير را به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف از سوي ديگر تشديد مي كند. علاوه براين ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند.  همچنين آب هاي جاري سطحي با وجود ناچيز و ضعيف بودن قادرند با شستشوي تدريجي گنبدهاي نمك واقع در سطح زمين يا معادن نمك در حال استخراج مناطق وسيع تحت نفوذ خود را آلوده به شوري سازند كه این شستشوي تدريجي در دراز مدت منتهي به كويري شدن منطقه مي شود. اين توضيحات كوتاه براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي است. اقدامي كه تا كنون مخصوصا از طرف بخشهاي اجرايي منابع طبيعي به آن توجه كافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو  و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي و يا وزارت نيرو باشد بنا براين تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي رسيدن به هدف مورد نظر ضروري است.

                                                             ......... ادامه دارد......

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 9:31  توسط محمد خسروشاهي  | 

راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی

 

شاحص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب:

 

 1-     افت سطح آبهاي زيرزميني:

برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني در بسياري از نقاط جهان سبب افت شديد سطح سفره هاي آب زيرزميني شده است. آمار و ارقام ارايه شده در منابع جهاني وضع دشوار اين حكايت تلخ را نشان مي دهد بطور مثال مي توان از افت 274 متري سطح آب زيرزميني شيكاگو در طول 118 سال و افت 91 تا 152 متري سطح آب زيرزميني آريزوناي جنوبي و مركزي و متعاقب آن نشست 3.81 متري زمين در طول 60 سال گذشته و همچنين نشست 8.5 متري سطح زمين را در برخي نواحي شهري مكزيك يادآور شد. روند افت سالانه آب زيرزميني هند حدود 25 درصد كشاورزي اين كشور را در معرض تهديد جدي قرار داده است. بطور كلي كسري حجم مخزن آب زيرزميني جهان سالانه بين 750 تا 800 ميليارد متر مكعب برآورد مي شود كه يك درصد آن متعلق به كشور ايران است. برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني بحران ديگري به صورت شور شدن ذخائر آبي را سبب مي شود زيرا به علت بر هم خوردن تعادل بين آب شور و شيرين سبب پيشروي آب شور در بستر آب شيرين سفره هاي زيرزميني مي شوند. افزايش تدريجي درجه شوري آب زيرزميني در دست بهره برداري، آغازي جدي براي نمكزايي و نهايتاً تخريب منابع اراضي در جهت كويري شدن مي‌باشد. در ايران به استناد گزارش‌هايي كه از طريق وزارت نيرو منتشر مي شود، سفره‌هاي آب زيرزميني در اغلب دشت‌هاي كشور وضعيت مطلوبي ندارند. بر اساس آمار سال آبي82-1381 حدود 6/74 ميليارد مترمكعب آب از طريق چاه‌ها، چشمه‌ها و قنوات از منابع آب زيرزميني كشور استحصال مي‌شود كه حدود60 درصد آب استحصالي از طريق بيش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط 28درصد چاه‌هاي موجود كشور عميق است اما ميزان بهره‌برداري از اين چاه‌ها بيش از 69 درصد تخليه كل چاه‌هاي كشور را شامل مي‌شود و از كل تعداد چاه‌هاي موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوي ديگر جديدترين آمار حاكي از آن است كه از 609 محدوده مطالعاتي، 225 محدوده ممنوعه اعلام و پيشنهاد ممنوعه شدن 45 محدوده ديگر نيز توسط شركت‌هاي آب منطقه‌اي كشور به وزارت نيرو ارائه شده‌ است. بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهره‌برداري آب‌هاي زيرزميني در حوزه‌هاي اصلي كشور نشان مي‌دهد كه در مقابل 7/57 ميليارد مترمكعب تخليه آب‌هاي زيرزميني حدود 7/50 ميليارد مترمكعب تغذيه صورت گرفته است. به عبارت ديگر، حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني بهره‌برداري شده بطوري كه در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. اين در حالي است كه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند[1]. توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري از جمله كوچك بودن واحدهاي بهره‌برداري، سطح پايين آگاهي كشاورزان، ضعف دانش فني مناسب، شيوه‌هاي سنتي كشت و زرع، فقدان شبكه‌هاي آبرساني مناسب و فقدان مديريت مصرف آب از عمده‌ترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب ميشوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي به‌طور متوسط حدود 30 درصد محاسبه مي‌شود. اين نكته را بايد متذكر شد كه در بسياري از مناطق ايران  متعاقب افت سطح آب، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. اين پديده در بسياري از مناطق ايران بصورت يك چالش‌اساسي و جدي بروز كرده است كه نمونه بارز آن را مي توان در استان كرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان كه در اوايل انقلاب پمپاژ چاه‌ها در عمق 50  تا 80 متري از سطح زمين قرار داشت اكنون به 300 متر و بيشتر افزايش يافته و كيفيت آن نيز در بسياري از مناطق در نتيجه نفوذ آب‌هاي شور مورد تهديد جدي قرار گرفته و از بد به بدتر تبديل شده است. كارشناسان پيش بيني مي كنند در صورتي كه چاره‌اي براي انتقال آب به اين دشت صورت نگيرد (انتقال بين حوضه‌اي آب) تخريب باغات و سفره‌هاي آب زير زميني ادامه مي يابد و سالانه حدود پنج هزار هكتار از باغهاي پسته با شيرابه كوير كه از اعماق بيش از 300 متر پمپاژ مي شود, شور و قليايي مي شود. به اين ترتيب در يك مقطع زماني بيست ساله كليه اين باغات به شهر سوخته‌اي تبديل خواهد شد كه شايد اصلاح آنها حتي با انتقال آب كافي و با كيفيت مطلوب هم ديگر امكانپذير نباشد و در يك كلام تبديل به بيابان خواهند شد. از اين رو مي توان گفت در امور كشاورزي هر طرح و برنامه اي كه در جهت ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غير مستقيم راهكاري در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. بنا بر اين با اجراي برنامه هايي براي افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي با استفاده از روشهاي علمي و مدرن آبياري (كوزه اي ، قطره اي، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جويي در مصرف آب، كنترل و استفاده بهينه از منابع آبهاي سطحي موجود، مطالعه و اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب و تغذيه مصنوعي و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي تقويت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند.                                                   ..........  ادامه دارد


[1] - هر ساله در جهان حدود 500 هزار هكتار از زمين هاي كشت آبي به صورت كوير در مي آيد و تقريبا به همان اندازه زمين هاي جديدي به زير كشت مي رود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 7:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی

 

وضعيت منابع آب در ايران

بر اساس آمار و ارقام موجود ميانگين سالانه حجم بارندگی ايران حدود 400 ميليارد متر مکعب برآورد مي شود که از اين مقدار، 310 ميليارد متر مکعب در مناطق کوهستاني با مساحتي حدود 870 هزار کيلومتر مربع و 90 ميليارد متر مکعب ديگر در مناطق دشتي به وسعت 778کيلومتر مربع مي بارد. از مقدار فوق حدود 294 ميليارد متر مكعب به صورت تبخير و تعرق از دسترس خارج مي شود و از 116 ميليارد متر مکعب باقيمانده حدود 93 ميليارد متر مکعب از طريق  منابع سطحي و زيرزميني بهره برداري مي شود و بقيه صرف تغذيه سفره هاي آب زيرزميني مي شود. از اين مقدار حدود 86 ميليارد مترمكعب جهت مصارف كشاورزي و نزديك به 7ميليارد مترمكعب آن به مصارف شرب و صنعت اختصاص مي‌يابد. از آنجايي كه متوسط حجم كل آب سالانه كشور رقمي ثابت است، تقاضا براي آب به‌علت رشد نسبتاً بالاي جمعيت، توسعه كشاورزي، شهرنشيني و صنعت در سال‌هاي اخير، متوسط سرانه آب قابل تجديد كشور را تقليل داده است، به طوري كه اين رقم از حدود 5500 مترمكعب در سال 1340، به حدود 3400 مترمكعب در سال 1357، و حدود 2500 مترمكعب در سال 1367 و 2100 مترمكعب در سال 13۷۶ كاهش يافته است. اين ميزان با توجه به روند افزايش جمعيت كشور با نرخ فعلي رشد در سال 1385 به حدود 1750 مترمكعب و در افق سال 1400 به حدود 1300 مترمكعب تنزل خواهد يافت. صرف نظر از تفاوت‌هاي آشكار منطقه‌‌اي در كشور و طيف گسترده مناطق خشك نظير سواحل خليج فارس و درياي عمان، نيمه شرقي كشور از خراسان تا سيستان و بلوچستان و نيز حوضه‌هاي مركزي كه ميزان سرانه آب قابل تجديد در آن‌ها از ميزان متوسط كشور به مراتب پايين‌تر است، ارقام متوسط سرانه آب كشور در سال‌هاي آينده به مفهوم ورود ايران به مرحله تنش آبي در سال 1385 و ورود به حد كم آبي جدي در سال 1415 شمسي خواهد بود.

از طرفي به‌رغم محدوديت منابع آب و توزيع نامناسب زماني و مكاني آن در كشور، استفاده از اين منابع با ارزش و غيرقابل جايگزين از كارآيي مطلوبي برخوردار نبوده و راندمان آن بسيار پايين است. ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي حدود 30 تا 37درصد محاسبه مي‌شود. بر اساس گزارش مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، بازده توليد خام و خشك محصولات كشاورزي در ايران به ازاي هر متر مكعب آب تخصيص يافته فقط نيم كيلوگرم است در حاليكه متوسط اين رقم در سطح دنيا يك كيلوگرم مي باشد. از طرفي در حال حاضر براي توليد 65 ميليون تن محصول حدود 85 ميليارد متر مكعب آب مصرف مي كنيم (با وضعيتي كه فوقا به آن اشاره شد) آيا با دو برابر شدن جمعيت در 50 سال آينده با اين فرض كه زمين كشاورزي هم به اندازه كافي در اختيار داشته باشيم، منابع آب كشور امكان دو برابر برداشت فعلي را كه 170 ميليارد متر مكب مي شود، به ما خواهد داد. اين مشكل وقتي بغرنج تر مي شود كه بدانيم در بخش مصارف شهري صرف‌نظر از مصارف بي‌رويه شهروندان، به دليل فرسودگي شبكه‌هاي توزيع داخل شهرها ميزان اتلاف تا حدود 30 درصد برآورد مي‌شود. از اين‌رو، به‌منظور مقابله با بحران كمبود آب در آينده، اتخاذ رويكردها و سياست‌هاي نويني از سوي دولت براي جلوگيري از تخريب روزافزون اين عنصر حياتي در برنامه چهارم توسعه پيش بيني شده است[1] كه اميدواريم تحقق يابد در غير اينصورت با وضعيتي كه از لحاظ كمبود منابع آب و تخريب محيط زيست و همچنين مسايل و مشكلات بيابان زايي در كشور ما وجود دارد تصور آينده روشني بخشي از اين نظر براي فرزندان ما مشكل است.

 


[1] - در برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور الزامات قانوني مناسبي جهت حفظ و حراست از منابع آب‌هاي زيرزميني و تعادل‌بخشي حوضه‌هاي آبخيز تعيين شده است. براساس بند ب ماده 17 قانون برنامه چهارم، دولت مكلف است به منظور ايجاد تعادل بين تغذيه و برداشت از سفره‌هاي آب زيرزميني در دشت‌هاي با تراز منفي (دشت هاي ممنوعه) با تجهيز منابع مالي مورد نياز و تمهيدات سازه‌اي و مديريتي مجوزهاي بهره‌برداري در اين دشت‌ها را براساس مصرف معقول و روش‌هاي نوين آبياري اصلاح نمايد تا در پايان برنامه چهارم، تراز منفي سفره‌هاي آب زيرزميني25 درصد بهبود يابد . از سوي ديگر براساس بند2 راهبردهاي توسعه بلندمدت مديريت منابع آب كشور، وزارت نيرو موظف است. بهره‌برداري از منابع آب كشور در هريك از حوضه‌هاي آبريز را با رعايت ظرفيت تحمل آن‌ها به گونه‌اي برنامه‌ريزي كند كه ميزان استحصال از آب‌هاي زيرزميني حسب مورد، از ميزان منفي تجاوز نكند. در همين زمينه قرار است سهم بهره‌برداري از منابع آب‌هاى سطحي از 49درصد فعلي به 55 درصد در بيست سال آينده افزايش يابد و حداقل نيازهاي طبيعي به آب به طور پايدار تأمين گردد. براساس همين بند ب ماده17 قانون برنامه چهارم توسعه بايد در طول پنج سال25 درصد از حجم كسري مخزن آب زيرزميني موجود كه حدود 5/1 ميليارد مترمكعب است جبران شود. هم‌چنين براساس بند دو راه بردهاي توسعه بلندمدت منابع آب كشور، سهم بهره‌برداري از منابع آب زيرزميني كه هم‌اكنون حدود 54 درصد است طي20 سال آينده به 45 درصد كاهش يابد و متقابلاً ميزان بهره‌برداري از آب‌هاي سطحي افزايش خواهد يافت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 11:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

راهبردهای منابع آب در بیابان و بیابانزدایی

 

(از دوستان عزيزي که مطالب این پست و پست های بعدی را مطالعه می کنند تقاضا دارم نظرات ارشادی خود را برای بنده بنویسند. مسلما نظرات سازنده شما عزیزان در ارتقای برنامه های تحقیقات منابع طبیعی کشور (منابع آب) کار ساز خواهد بود)

 

دغدغه جهاني آب:

ضرورت تأمين آب براي زندگي از جمله مقولاتي است كه از آغاز هزاره سوم در دستور كار مجامع جهاني و دولت‌ها قرار گرفته است و آنها موظف شده اند  تا با تدابير سازه‌اي و انتقال بين حوضه‌اي آب و اقدامات مديريتي (مديريت توامان عرضه و تقاضا) براي تأمين آب براي عموم مردم اقدام نمايند به همين منظور «شوراي جهاني آب» براي ايجاد سياست فراگير بين دولت‌ها و ذينفعان و توجه آنها به اين امر، موضوع اصلي چهارمين اجلاس مجمع جهاني آب را كه در مكزيك برگزار شد تحت عنوان «اقدامات منطقه‌اي چالش‌هاي جهاني آب» برگزار كرد. پيش بيني مجامع جهاني حاكي از آن است كه تا سال 2050 ميلادي مسئله منابع آبي, اصلي ترين  موضوع مورد بحث جهان خواهد بود چرا كه تا آن زمان جمعيت جهان به مرز 4/9 ميليارد نفر خواهد رسيد و در نتيجه تأمين آب و مواد غذايي و حفظ محيط زيست مهمترين دغدغه مديران و رهبران كشورها خواهد بود. اين وضعيت بويژه براي كشورهاي خاورميانه بسيار نگران كننده است. خاورميانه با پنج درصد جمعيت جهان تنها به يك درصد از آبهاي شيرين دسترسي دارند. از طرفي اقتصاد كشورهاي اين منطقه به دليل فقدان زير ساخت‌هاي صنعتي به شدت وابسته به دو فاكتور اساسي يعني كشاورزي و نفت است آنهم نوعي از كشاورزي كه حدود 85 درصد از آب اين منطقه رابه خود اختصاص داده است هر چند اين كشورها بيش از آنكه به دكل‌هاي نفتي خود دل خوش كنند به حوضه‌هاي آبي مشترك[1] دل بسته اند اما با وضعيتي كه اخيراً بر اثر منازعه بين فلسطين و لبنان و اسرائيل پيش آمد مصالحه نيم بند بين اين كشورها را بيش از پيش به خطر انداخت  و از اين رو چشم انداز اميدوار كننده‌اي براي منابع آب اين كشورها پيش رو نمي‌گذارد. اين در حالي است كه بر اساس پيش بيني هاي سازمان ملل متحد، ميانگين كاهش آبهاي در دسترس، در جهان در بيست سال آينده به يك سوم كاهش مي يابد. بر اساس برآوردهاي انجام شده هر كشوري كه متوسط سرانه آب قابل دسترس آن كمتر 1700 متر مكعب باشد در وضعيت خطرناك قرار دارد. چنانچه اين مقدار كمتر از 1000 متر مكعب در سال براي هر نفر باشد آن كشور در وضعيت كمبود آب به سر مي برد. با توجه به اين شاخص سازمان ملل متحد در سال 1990 وضعيت آبهاي قابل دسترس كشورهاي جهان را مورد بررسي قرارداد و از ميان كشورهاي خاورميانه تعداد 11 كشور[2] در اين ليست قرار داشتند. پيش بيني‌ مي شود تا سال 2025 و در صورت تداوم وضعيت موجود كشورهاي مصر,اتيوپي،ايران, ليبي, مراكش, عمان و سوريه نيز به اين ليست خواهند پيوست.


[1] -گفتني است 1263 رودخانه با حوضه هاي آبخيز  وسيع در جهان وجود دارد كه ميان دو يا چند كشور در جريان است  مساحت اين حوضه هاي مشترك 45.3 درصد از خاك كره زمين را در بر مي گيرد. در كشورهاي عربي و خاور ميانه  بيش از 60 درصد منابع آب سطحي را رودخانه هاي مشترك تشكيل مي دهد كه از اين نظر منطقه پرتنشي براي آب به حساب مي آيد بحراني ترين مشكل اختلاف بين كشور مصر، اردن ، فلسطين و لبنان با رژيم صهونيستي اسرائيل است. ميتوان گفت يكي از اهداف رژيم صهيونيستي در جنگ ناجوانمردانه يك ماهه اخير  براي رساندن خود به رودخانه ليتاني در جنوب لبنان گذشته از اهداف نظامي خود، شايد سيطره بر منابع آبي اين منطقه باشد چرا كه قبلا نيز براي سيطره بر دو رودخانه ليتاني و حسباني به جنوب لبنان با همين هدف حمله كرده است. 

[2] - اين كشورها شامل: كويت, اردن, قطر, الجزاير, تونس, رژيم صهيونيسيتي, فلسطين, يمن, امارات متحده عربي, عربستان و بحرين است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 11:26  توسط محمد خسروشاهي  |