منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

دولت و مردم، هر دو در تخریب جنگلها مقصرند

ديدن تصاويري از جنگلهاي ايران در تارنماي " ایران و طبیعت" سبب شد تا ادامه مطالب پست قبلي را مجددا پي بگيرم. هفته پيش نمايش فيلم مستند فرهاد ورهرام در تالار موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور بحث هاي زيادي را بين حضار جلسه از جمله بحث خروج دام از جنگل، طرح صيانت جنگل و تخريباتي كه توسط جنگل نشينان و ساير دستگاهها بطور قانوني يا غيرقانوني صورت مي گيرد ايجاد كرد. مقدمتا لازم مي دانم توضيحي كوتاه در باره دو طرح صيانت و خروج دام از جنگل ارايه نمايم.

طرح صیانت از جنگلهای شمال کشور:

رویکرد دولت سيدمحمد خاتمي، مجلس و همه قوای کشور در سال 1380 نسبت به منابع طبیعی سبب شکل گیری طرحي به نام طرح صیانت از جنگل های شمال کشور شد. برای این منظور ضمن در نظر گرفتن یک ردیف خاص با اعتباری معادل 1/7 میلیارد تومان از سال 1381 اجرای آن شروع شد. در این طرح چند محوری، اولین مقوله، بحث مالکیت در جنگل های شمال كشور بود که قرار بود تا پایان سال 83 تقریبا 100 درصد مالکیت ها مشخص شود چرا که گفته مي شد در مناطق تحت مالکیت دولت بهتر می توان عملیات حفاظتی را اجرا کرد. علاوه بر آن قرار بود مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردمی که در انجا ساکن هستند به نوعی حل شود تا توان توسعه جنگل ها سریع تر امکان پذیر شود. بر اساس این طرح بعضی از نقاط جنگلی باید بازسازی شده و دامها نیز از بعضی مناطق خارج شوند. در این طرح باید نحوه برخورد با بعضی از ساخت و سازها و پروژه های عمرانی که باعث تخریب جنگل می شوند مشخص شود. متاسفانه سرانجام اين طرح كه با تغيير دولت هم همراه شد نمي دانم به چه روزي افتاد. وضعيت و سرنوشت كنوني منابع طبيعي هم در دولت فعلي نيازي به توضيح ندارد

طرح خروج دام از جنگل:

طرح کلیدی دیگری که برای حفاظت از جنگل های شمال کشور  در دولت قبلي به تصويب رسيد، طرح خروج دام از جنگل بود.  لازم بیادآوری است در جنگل های شمال کشور حدود 87.000 خانوار جنگل نشين با جمعيتی حدود 500.000 نفر و با در اختيار داشتن 5.7  ميليون واحد دامي  به کار كشاورزي و دامپروري اشتغال دارند. به علاوه يك جمعيت 600.000 نفري ديگر نيز در روستاهاي مجاور جنگل ها زندگي مي كنند و از نظر تامين سوخت، علوفه و مصارف روستايي وابسته به جنگل ها مي باشند. بخش عظیمی از اين جمعيت 1/1 ميليون نفري و افرادي كه از نظر اقتصادي واجتماعي وابسته به آنها هستند و شاید علاقة چنداني هم به حل مسايل جنگل هاي در حال تخريب شمال و حفاظت از آنها را ندارند، همراه با دام موجود باید از جنگل خارج مي شدند. در این زمینه دولت برای خروج هر واحد دامی از جنگل باید 10 تا 15 هزار تومان مي پرداخت. چنانچه مردم عرصه و اعیانی هم داشته باشند باید آنها نیز خریداری مي شد تا جای آنها جنگل کاری شود. به این ترتیب برای خروج هر خانواده از داخل جنگل به غیر از هزینه دام ها، دولت باید 5 تا 6 میلیون تومان هزینه پرداخت مي كرد. از جمله سئوالي كه در باره اين طرح بايد جواب داده مي شد اين است  که آیا این کار با چنین هزینه سرسام آوری به راحتی انجام پذیر بود؟ آیا تضمینی برای مراجعه نكردن مجدد این افراد یا بخشی از آنها به محل اولیه وجود داشت؟ آیا امکانات ایجاد شغل برای این افراد پس از خارج کردن آنها از محیط جنگل پیش بینی شده بود؟ آیا با صرف بخش کوچکی از این هزینه ها برای روشن شدن افکار عامه و بالا بردن فرهنگ جنگل نشینان برای زندگی در جنگل و همچنین بازبینی و تدوین قوانین مربوطه و مخصوصا اجرای درست قوانین بدون ملاحظات شخصی و سیاسی با هر فرد در هرمقام و مرتبه ای سیر صعودی این تخریب کمتر نمی شد؟

تخريب جنگل توسط جنگل نشينان:

 اگرچه در فيلم مستند فرهاد ورهرام به نوعي و با زيركي خاص تخريب جنگل را از سوي جنگل نشينان بسمت جنگلبانان و بهره برداران دولتي سوق مي داد اما اين حقيقت را نمي توان كتمان كرد كه جنگل نشينان و روستائيان براي تامين مايحتاج خود در استفاده از جنگل ها از هيچ قاعده صحيح و معقولي پيروي نمي نمايند و به نوعي خود در نابودي جنگل‌ها نفش عمده اي دارند. چه بسا در اين زمينه بسياري از افراد هم آگاهانه يا ناآگانه زمينه سوء استفادة اشخاص سودجو را فراهم مي كنند. به هر حال با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط كشور وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم اگر چاره درستي براي جلوگيري از تخريب اين منابع خدادادي صورت نگيرد علاوه بر اينكه اين اندك جنگل باقيمانده را از دست خواهيم داد بايد شاهد پيامدهاي ناگوار آن هم باشيم. 

                                                             چه زیبا و باصفاست جنگل

                  چنگل تراشی در دامنه های پرشیب جنگل برای کاربری کشاورزی

           تصویری دیگر از جنگل تراشی، آیا قانونی برای جلوگیری از این کار وحود ندارد؟

          

                  پس روستاییان هم در این تخریب نقش بسزایی دارند!

        جنگل تراشی تا نوک قله هم پیش رفته است یقینا آن بالا چشم انداز بهتری دارد

                

در این طرف کوه حتی سایه یک تک درخت هم غنیمت است برای استراحت دام یا انسان. پس نگذارید آن طرف کوه هم مثل این طرف شود

جنگل هرچند‌ از ديدگاه‌ عاميانه‌ فضايي‌ سبز و خرم‌ براي‌ گشت‌ و گذار در طبيعت‌ و از نظر اقتصادي‌منبعي‌ براي‌ تامين‌ فراورده‌هاي‌ چوبي‌ مي‌باشد اما از ديدگاه‌ علمي‌، نقش‌ وارزش‌ جنگلها بسيار فراتر از ارزش‌ اقتصادي‌ آن‌ تنها به‌ عنوان‌ منبع‌ توليد چوب‌ است‌. چرا كه جنگل علاوه بر فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان، نقش بسزايي در كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني، مبارزه با آلودگي هوا، مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك، جلوگيري از سرو صداي محيط، تعديل و تلطيف آب و هوا، جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌، جلوگيري‌ از رانش‌ زمين‌، توليد چوب و کاغذ و  توليد مواد دارويي و صنعتي دارد. بنابراین مردم و دولتيان باید بيش از پيش بفكر جنگل باشند چرا که سهم سرانه هر نفر ايراني از اين جنگلها فقط 0.25 هکتار است.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 10:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

ارزش هاي غير ملموس مراتع

مرتع ، دايه بي مزد و منت انسان و حافظ و پاسدار قداست و عفت خاك است

 مراتع علاوه بر نقشي که در تولید و تامین علوفه دارند دارای ارزشهای دیگری هم هستند.  محاسبات و ارزیابی های بین المللی  نشان داده است که ارزش یک هکتار مرتع در سال معادل ۲۳۲ دلار است که 25 درصد این مقدار مربوط به تامین علوفه و 75 درصد آن مربوط به ارزش های زیست محیطی است. به بیان دیگر مراتع ايران علاوه بر تولید 10.7 میلیون تن علوفه؛ تقریبا چهار برابر همین مقدار ارزشهای غیر مستقیمی دارند که معمولا در محاسبات اقتصادی نادیده گرفته می شود. نقش ديگر مراتع را بايد در جلوگيري از بروز پديده سيلاب دانست.

 برای روشن شدن مطلب چنانچه گردش‌ آب‌ در یک منطقه‌ نيمه‌ مرطوب‌ با پوشش‌ گياهي‌ بوته‌اي‌ را در نظر بگیریم، نزولات‌ آسماني‌ در اين‌مناطق‌ قبل‌ از تماس‌ مستقيم‌ با سطح‌ خاك‌، با شاخ‌ و برگ‌ پوشش‌ گياهي‌ برخورد نموده‌ و قسمت‌اعظم‌ انرژي‌ جنبشي‌ خود را كه‌ عامل‌ اصلي‌ تخريب‌ ذرات‌ خاك‌ مي‌باشد از دست‌ مي‌دهد، درنتيجه‌ نه‌ تنها بارندگي هاي‌ ملايم‌ و كم‌ دوم‌ بلكه‌ بارندگي‌هاي‌ شديد طولاني‌ نيز آن‌ اثر تخريبي‌مناطق‌ بدون‌ پوشش‌ گياهي‌ را ندارند. در اينگونه‌ مناطق‌ قسمتي‌ از نزولات‌ توسط‌ شاخ‌ و برگ‌پوشش‌ گياهي‌ كم‌ و بيش‌ متراكم‌، نگهداشته‌ شده‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سطح‌ خاك‌ به‌ حالت‌ بخار به‌هوا بر مي‌گردد. حدود 20 تا 25 درصد نزولات،‌ بسته‌ به‌ تراكم‌ پوشش‌ گياهي‌ و خصوصيات‌فيزيكي‌ خاك در سطح‌ زمين‌ جاري‌ شده‌ و بصورت‌ رواناب‌ از محيط‌ خارج‌ مي‌گردد و بقيه‌ هم‌ درخاك‌ نفوذ مي‌كند[1] .

حال چنانچه منطقهدارای پوشش‌ گياهي‌ فقير باشد، تراكم‌ پوشش‌ گياهي‌ در اين‌ مناطق‌بخصوص‌ در فصل‌ زمستان‌ بسيار كم‌ است. كمبود هوموس‌ (كودهاي‌ گياهي‌) موجب‌ ناپايداري‌خاك‌ گرديده‌ و در نتيجه‌ باعث‌ فشردگي‌ و كاهش‌ درجه‌ نفوذپذيري‌ خاك‌ مي‌گردد. نزولات‌آسماني‌ با هر شدت‌ و حالتي‌ كه‌ باشد تماماً و يا قسمت‌ اعظم‌ آن‌ به‌ سطح‌ خاك‌ مي‌رسد. دربسياري‌ از مناطق‌ پس‌ از برخورد اولين‌ قطرات‌ باران‌ به‌ خاك‌ نرم‌ آن‌ مناطق،‌ لايه‌ نفوذناپذيري‌ درسطح‌ خاك‌ بوجود مي‌آيد و در نتيجه‌ قسمت‌ اعظم‌ نزولات‌ در سطح‌ خاك‌ جاري‌ شده‌ و بصورت‌سيلاب از محيط‌ خارج‌ مي‌گردد.



[1] - خاوري‌ حسن‌، آب‌ مورد استفاده‌ بشر و رابطه‌ آن‌ با پوشش‌ گياهي‌، مجله‌ منابع‌ طبيعي‌ ايران‌، انتشارات‌ دانشكده‌ منابع‌ طبيعي‌ دانشگاه‌ تهران‌ 1358 شماره‌ 36.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 12:39  توسط محمد خسروشاهي  | 

تولید علوفه مراتع:

 

در حال حاضر میزان علوفه توليدي مراتع ايران تامين كننده غذاي 37 ميليون واحد دامي در مدت 7 ماه از سال مي باشد در حاليكه از 124 ميليون واحد دامي كشور، حداقل 83 ميليون واحد دامي صرفاً از مراتع استفاده مي نمايند و اين كار يعني نابودي مراتع.   

ميزان علوفه توليدي سالانه در مراتع كشور حدود 10.7 ميليون تن علوفه خشك یا 5.8 میلیون تن T.D.N  [1]برآورد می شود. چنانچه میزان علوفه مورد نیاز یک واحد دامی در سال 276.5 کیلو گرم  T.D.N  و هر کیلو گرم علوفه مرتعی معادل T.D.N 0.55 در نظر گرفته شود. این میزان علوفه مي تواند تامين كننده غذاي 37 ميليون واحد دامي در مدت 7 ماه از سال باشد. در حاليكه بر اساس آمارهاي موجود در حال حاضر 124 میلیون واحد دامي در كشور موجود بوده[2] و حداقل 83 ميليون واحد دامي از كل دامهاي كشور صرفاً از مراتع استفاده مي نمايند و اين امر يعني چراي بيش از دو برابر ظرفيت مجاز،  سبب تداوم سير تخريب مراتع كشور شده و از طرفي افزايش مرگ و مير دامي به علت سوء تغذیه و كاهش توليدات آنها نتيجه ديگر اين امر است. مطالعاتي كه در مناطق مختلف صورت گرفته همه جا يك نتيجه داشته است و آن فشار زياد روي مراتع است و تعداد دام موجود اصلاً با ظرفيت مراتع سازگاري ندارد.

متاسفانه در مقابل افزايش تعداد دام جثه آن كوچك مي شود يعني هر چه بر تعداد دام اضافه مي شود وزن آنها كاهش مي يابد تا آنجا كه آمار و ارقام نشان مي دهد تا چندين سال پيش دامي كه به كشتار مي رسيد اگر لاشه اش حدود 40 كيلو وزن داشت اکنون به کمتر از 20 كيلو می رسد[3]. مسلماً دامي كه جهت دسترسي به علوفه در مراتع بايستي مدام به دور خود بچرخد و يا مسافتي طولاني راه برود و يا با نان خشك و كپك زده تغذيه شود وضعي بهتر از اين نخواهد داشت

به اين ترتيب علاوه بر جثه نحيف و لاغر ؛ افزايش درصد تلفات بره زائي را هم به دنبال خواهد داشت. از طرفي در اين رفت و آمدهاي مكرر دام در مراتع مناطق خشك، خاك سطحي زمين بوسيلة‌ سم دام نرم و به صورت پودر در مي آيد كه با كوچكترين نسيمي گرد و خاك به حركت در آمده و باعث آلودگي هوا بویژه در مناطق بیابانی شده و در صورت وزيدن بادهاي شديدتر طوفانهاي گردو خاك و شن و ماسه آرامش را از مردم سلب  كرده و باعث خسارات زيادي از جمله پر كردن كانالهاي آبياري و مزارع و ابنيه و جاده ها مي شود.

 

[1] - Total Digestible Nutrient

[2] - منابع طبیعی ایران:دیروز،امروز،فردا .  1383، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور

[3] - مجله سنبله، مهرماه 1369. مراتع طبيعي روبه زوال

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 12:21  توسط محمد خسروشاهي  | 

پراكنش و وسعت مراتع

 

در مورد وسعت مراتع كشور اعداد و ارقام متفاوتي در نشريات و مقالات ديده مي شود. تاکنون اعداد 100، 106و 120 میلیون هکتار برای مساحت مراتع کشور ارایه شده است. یک شرکت آمریکایی در سال 1974 از طریق عكس هاي ماهواره اي سطح مراتع کشور را بالغ بر 90 ميليون هكتار  برآورده کرده است[1]. با توجه به نرخ تخريب مراتع  در طی چندین سال گذشته درکیفیت و درجه بندی آنها تغییراتی حاصل شده است بطوری که در طبقه بندی قبل از انقلآب سطح مراتع خوب، متوسط و فقیر به ترتیب معادل 14، 60 و 16 میلیون هکتار برآورد شده بود در حالیکه در سال 1374 مراتع خوب 9.3 میلیون هکتار ، مراتع فقیر تا متوسط 37.3 میلیون هکتار و مراتع فقیر تا خیلی فقیر معادل 43.4 میلیون هکتار برآورد شده است[2]. آخرین آماری که در این زمینه ارایه شده است به شرح جدول زير است.

نوع مرتع

سطح خارج از شمال

سطح شمال

جمع

درصد

مراتع متراکم

6.345.923

590.870

6.936.793

8.1

مراتع نیمه متراکم

20.694.347

1.893.129

22.587.476

26.2

مراتع کم تراکم

56.059.560

520.110

56.579.670

65.7

جمع

83.099.831

3.004.109

86.103.940

100

 

مراتع ایران از نظر زمان بهره برداری به دو گروه عمده زیر  تقسيم مي شوند.

1ـ مراتع ييلاقي (مراتع بهاره و تابستان چر):

اين مراتع بيشتر در ارتفاعات و مناطق سردسير قرار داشته و فصل رویش گیاهان در این مناطق فصل گرم سال می باشد. این مراتع عمدتا در فصل بهار و تابستان مورد بهره برداری قرار می گیرند. سطح اين مراتع حدود 23 ميليون هكتار مي‌باشد که 6.21 میلیون تن علوفه خشک قآبل بهره برداری دارند.

2ـ مراتع قشلاقي (مراتع پاییز و زمستان چر):

اين مراتع بيشتر در مناطق كم ارتفاع و گرمسير قرار داشته و عمدتا در فصول سرد سال یعنی پاییز و زمستان مورد چرای دام قرار می گیرند. وسعت اين مراتع حدود 67 ميليون هكتار برآورد مي شود که علوفه خشک قابل حصول آنها 4.49 میلیون تن می باشد.

در حد فاصل مراتع قشلاقی و ییلاقی، مراتع میان بند قرار دارند. این مراتع معمولا در دو نوبت از سال (هنگام عزیمت و مراجعت از ییلاق به قشلاق ) مورد تعلیف قرار می گیرند. مساحت این مراتع بین مراتع قشلاقی و ییلاقی تقسیم شده است.

                            نمونه ای از مراتع فرسوده ایران

 

  تخریب مراتع خوب کشور و تبدیل آن به زراعت دیم  

         

 

  و سرانجام فرسایش خاک در مراتع تبدیل شده برای زراعت دیم



[1] - كتاب هشدار تاليف محمد خسروشاهي انتشارات سازمان جنگلها و مراتع كشور (چاپ سوم 1377).

[2] - منابع طبیعی ایران:دیروز،امروز،فردا ، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشو ر  1383.   

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:22  توسط محمد خسروشاهي  | 

مراتع ایران

 

 مقدمه: مراتع ايران يكي از مهمترين و با ارزشترين منابع ملي كشور مي‌باشد كه بهره برداري صحيح توأم با عمليات اصلاح  و احياء آنها مي تواند نقش اساسي در جهت حفظ آب و خاك و تأمين نيازمنديهاي كشور در زمينه فرآورده هاي پروتئيني داشته باشد.  پروتئين ماده اي است كه در سلامت و بقاء انسان موثر است و در بين پروتئين ها نوع حيواني آن داراي مزيتي خاص و منحصر بفرد است كه خود از منابع گياهي تأمين مي گردد.  در حال حاضر مهمترين عامل محدود كننده تولید در دامپروري ، تغذيه و تامين غذاي كافي و مناسب براي دام مي باشد. با توجه به نياز روزافزون كشور به فرآورده هاي دامي و بي نياز شدن از واردات آنها، طبيعي است كه بايستي توليدات دامي با ميزان مصرف داخلي كشور و یا افزايش آنها در سالهای آينده تناسب داشته باشد. بدين منظور علاوه بر احياي مراتع و افزايش سطح زير كشت و بازده نباتات علوفه اي لازم است از پس مانده هاي زراعي و ضايعات كارخانجات محصولات غذايي بنحو مطلوب در تغذيه دام استفاده نمود. مسلماً هزينه توليد فرآورده هاي دامي زماني به حداقل مي رسد كه دام قسمتي از سال را از رسنتي هاي مراتع طبيعي تغذيه نمايد هر چه سطح كاشت گياهان علوفه اي بيشتر شود و چراگاههاي احداثي گسترش يابند. هزينه توليد فرآورده هاي دامي نيز افزايش خواهد يافت و تنها راه كاهش دادن آنها استفاده از مراتع طبيعي خواهد بود. اكنون هم هر اندازه كشاروزي نوين پيشرفت كند و وسايل و تكنيك هاي جديد، عرضه گردد. باز براي پايين آوردن هزينه توليد، بهره برداري از مراتع طبيعي لازم و مقرون به صرفه است زيرا كاشت گياهان علوفه‌اي در همه جا به علت محدوديت آب و خاك امكان پذير نمي باشد. بطور معمول وقتی صحبت از مرتع می شود فقط جنبه تولید علوفه آن به نظر می آید در حالیکه جنبه حفاظت آب و خاک این منبع خدادادی اهمیتی به مراتب بیشتر از تولید علوفه دارد و متاسفانه به حساب گرفته نمی شود. بروز سیلاب های سهمگین سال های اخیر و اعداد و ارقام نجومی مربوط به فرسایش خاک در این کشور بر کسی پوشیده نیست. ولی این بلایا اغلب در مناطقی فراوان ترند که پوشش مرتعی آن از بین رفته و یا تخریب شده است

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 9:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

جنگل های خارج از شمال

 مهمترین رودخانه های کشور با بیش از 40 درصد آبهای جاری و 30 درصد کل نزولات آسمانی و همچنین حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در حوزه زاگرس قرار دارد بنا بر اين حفظ جنگل های باقی مانده زاگرس و توسعه آنها از لحاظ تامین منابع آبی و جلوگیری از فرسایش خاک بسیار مهم است

جنگل های طبیعی خارج از شمال چهار ناحیه رویشی زاگرس، ارسباران، ایران توران و جنگل های گرمسیری سواحل جنوب را با مساحتی حدود 11.7 میلیون هکتار در بر می گیرد[1]. حساسیت و توجه بیشتر به جنگل های شمال کشور، موجب غفلت مسئولین مربوطه به این بخش از جنگلهای کشور شده است و در نتیجه در معرض تخریب و کاهش کیفیت قرار گرفته اند.

 بخش اعظم جنگلهای خارج از شمال اختصاص به ناحیه رویشی زاگرس دارد. این ناحیه از شمال غربی ایران آغاز و تا جنوب شرقی کشور گسترش دارد. حدود 20 درصد خاک کشور و 10 استان با بیش از 50 شهرستان و 20 هزار روستا با جمعیتی بالغ بر 15 میلیون نفر و همچنین50 درصد دام کشور در این ناحیه قرار دارد[2]. ناحیه زاگرس به دلایل متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، گیاهی و جانوری یکی از مناطق کلیدی کشور است. وسعت جنگل های آن 5.2 میلیون هکتار و تعداد گونه های گیاهی این ناحیه بین 2000 تا 2500 گونه است تعداد گونه های کمیاب بین 7 تا 10 درصد و تعداد گونه های درختی و درختچه ای بالغ بر 190 گونه می باشد. با توجه به غالبیت جنس بلوط یکی از گسترشگاه های نادر جهان است. اداره این جنگلها به دلیل پراکنده بودن روستاها در عرصه های جنگلی، تبدیل این عرصه ها به اراضی زراعی و باغی، بهره برداری از معادن، دامداری باز و بدون کنترل در اغلب ماههای سال محیط اکولوژیکی این جنگل ها را با مشکلات حادی مواجه ساخته تا جایی که ادامه ی روند کنونی، محیط طبیعی را شکننده، تجدید حیات گونه های گیاهی را به حداقل رسانده و از طرفی به دلیل به هم خوردن رابطه فون و فلور گسترش آفات و امراض گیاهی در طول دو دهه گذشته تا به امروز به اوج رسیده است؛ به طوری که در این ناحیه جنگل واقعی کمتر به چشم می خورد و از پوشش درختی آن فقط تک درختانی باقی مانده اند که عرصه زیر اشکوب آنها یا تبدیل به دیم زار شده یا چراگاه انبوه دام هایی است که اجازه سر برآوردن هیچ گیاهی را نمی دهند.

 

این در حالی است که عمده سرمایه گذاری های زیربنایی کشور در زمینه آب و برق در حوضه زاگرس صورت گرفته است زیرا مهمترین رودخانه های کشور با بیش از 40 درصد آبهای جاری کشور و 30 درصد کل نزولات آسماني و همچنین حدود 50 سد ساخته شده و در دست احداث در این ناحیه قرار دارد. از این نظر حفظ جنگل های باقی مانده زاگرس و توسعه آنها از لحاظ تامین منابع آبی و جلوگیری از فرسایش خاک بسیار مهم است؛ زیرا نابودی جنگل ها و متعاقب آن فرسایش شدید خاک در این ناحیه سبب می شود سرمایه گذاری های زیربنایی صورت گرفته، توجیه اقتصادی خود را از دست بدهند.

 

از آقاي دكتر منوچهراماني براي در اختيار گذاشتن تصاوير جنگلهاي ناحيه زاگرس سپاسگزارم



[1] - منابع طبیعی ایران:دیروز،امروز،فردا .  1383، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور

[2] - فتاحی محمد، 1384. روند مدیریت جنگل های زاگرس، ماهنامه دهاتی شماره 25

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 9:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

جنگل هاي ايران ، ويژگي ها و موقعيت:

بر اساس آخرین آمار، مساحت کل جنگل هاي ايران (طبیعی و دست کاشت) حدود 14.2 ميليون هكتار برآورد شده است[1] که قریب یک میلیون هکتار آن را جنگل های دست کاشت تشکیل می دهد. در گذشتة ‌نه چندان دور مساحت جنگل هاي ايران به 18 ميليون  هكتار مي رسيد كه در اثر افزايش جمعيت، توسعة‌ شهرها و اراضي كشاورزي و تاسيسات و صنايع و همچنين تخريب و تجاوز، كاهش قابل توجهي يافته است. تمامي اين جنگل ها ارزش صنعتي ندارند. آنچه كه به عنوان توليد چوب و تأمين مصارف صنعتي قابل بهره برداري مي باشد جنگل هاي شمال كشور است. جنگل هاي خارج از شمال نيز از نظر حفاظت خاك، تغذية دام، تلطيف هوا و رطوبت  نسبي محيط و نفوذپذيري آب و زيستگاه حيوانات وحشي از اهميت زيادي برخوردارند. سهم سرانة مردم ايران از مجموع جنگل هاي موجود قريب 0.25 هكتار است[2]. جدول 2 پراکنش مساحت جنگل های ایران را نشان می دهد.

   سطح جنگل های ایران (هکتار)

نوع جنگل

سطح خارج از شمال

سطح شمال

جمع

درصد

جنگل انبوه

755.777

940.826

1.696.603

12

جنگل نیمه انبوه

286.846

593.927

3.400.773

9/23

جنگل تنک

7.842.183

313.133

8.155.316

4/57

جنگل ماندآبی

30.400

-

30.400

2/0

جنگل دست کاشت

919.468

-

919.468

5/6

جمع

12.354.673

1.847.886

14.202.559

100

 

جنگل هاي شمال ايران:

 

  

 

جنگل هاي شمال ایران كه به جنگلهای رویشی هیرکانی یا خزری شهرت دارند  در استانهاي گيلان ، مازندران و گلستان قرار دارند  اين جنگل ها که به بركت رطوبت ناشي از درياي خزر رشد و تكامل يافته اند به صورت نواري با طول تقريبي 800 كيلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر و با مساحتی حدود 1.84 ميليون هکتار[۳]  نیمرخ شمالی البرز از آستارا تا گلیداغی را در بر می گیرند. جنگلهای شمال متعلق به اواخر دوران سوم زمین شناسی است به همین دلیل به عنوان کهن ترین جنگلهای جهان بشمار می روند. تا کنون بالغ بر 80 گونه درختی عمدتا پهن برگ و چهار گونه سوزنی برگ و 50 گونه درختچه ای شناسایی شده اند که از این نظر نیز می توان این ناحیه را در زمره ذخایر ژنتیکی جهان قلمداد کرد. این نکته را نباید از یاد برد که این جنگلها در ایران از وسعت قابل توجهی بر خوردار نبوده ولی از سایر جنبه ها بویژه حفاظت آب و خاک در این ناحیه بسیار مهم هستند. هر گونه بر خورد نابخردانه با این جنگلها عواقب وخیمی به دنبال خواهد داشت که از جمله آنها می توان به سیلابهای مخرب چند سال گذشته در استانهای شمالی کشور مانند سیل نکا و استان گلستان اشاره کرد. خوشبختانه در سالهای اخیر با توجه به اهمیت و نقش مهم این منابع خدا دادی در جلوگیری از بروز اینگونه حوادث ناگوار و در راستای توسعه پایدار، دولت جمهوری اسلامی ایران در جهت حفظ و صیانت از جنگلهای شمال اعتبارات قابل توجهی را برای اینکار اختصاص داده است.



[1] - بروشور دفتر روابط عمومي و امور بين الملل سازمان جنگلها و مراتع، 1384

[2] - محمد خسروشاهي 1377 . كتاب هشدار، انتشارات سازمان جنگلها و مراتع كشور

  [۳] در مورد مساحت جنگلهای شمال کشور رقم 2.1 میلیون هکتار و حتی کمتر از یک میلیون هکتار هم در برخی منابع دیده می شود. تفاوت ارقام احتمالا ناشی از  برداشت های متفاوت از تعریف جنگل است.

 

 


 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 10:36  توسط محمد خسروشاهي  | 

ترویج و آموزش فرهنگ منابع طبیعی و زیست محیطی

 

اگر چه نشر فرهنگ منابع طبیعی در بعد تخصصی و عمومی همواره مد نظر متولیان منابع طبیعی بوده است اکنون مشاهده می شود که پس از گذشت یک ربع قرن از عمر حمهوری اسلامی، با وجود آنکه در زمینه مسایل تخصصی اقدامات مؤثری صورت گرفته ولی در زمینه آگاهی عامه مردم و حتی برخی مسئولین و علما که با نفوذ کلام خود می توانند در زمینه توجه دادن مردم به نقش مهم جنگلها و مراتع تاثیر بسزایی در بالا بردن فرهنگ منابع طبیعی داشته باشند صورت نگرفته است. به نظر می رسد اهمیت منابع طبیعی در جلوگیری از بروز بحران های زیست محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مملکت ایجاب می کند که هر از چند گاهی اهمیت این منابع خدا دادی از طریق منابر و تریبونهای ائمه جمعه و جماعات برای مردم بیان شود و بقدرت کلام و بیان خود آنها را ارشاد نمایند. همت وسایل ارتباط جمعی و مخصوصا رادیو و تلویزیون نباید تنها به هفته منابع طبیعی محدود شود. دریغ که سیمای جمهموری اسلامی برای تبلیغ پفک نمکی  و انواع نمکی ها از هر فرصتی استفاده می کند اما در طول سال و در میان پرده های خود حتی چند ثانیه هم به نقش منابع طبیعی (اعم از جنگل، مرتع، آب ، خاک و رودخانه و امثال آن) اشاره ای نمی شود. بر کسی پوشیده نیست که هرچند موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در امور منابع طبیعی و محیط زیست پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند، اما هنوز از سطح جنگلهای کشور کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛

نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. به قول  چرا با وجود آن همه کوشش های شایان تقدیر، پژوهش های متعدد،  برپایی همایش ها ، کارگاه ها، نمایشگاه های متنوع و جذاب، تشکیل دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت و شرکت در جلسه های کارشناسی و اجرایی در سطوح مختلف مملکتی، نمی توان آن چنان که سزاوار است بازخوردهای اصلی، یعنی شاخص هایی در تایید بهبود نسبی وضعیت منابع طبیعی کشور ملاحظه کرد. چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟ چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟

چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ این ها سئوالاتی است که همواره به ذهن بسیاری از افراد علاقمند  به منابع طبیعی کشور می رسد، افرادی که هنوز امیدواری را برای نجات منابع طبیعی کشور از این وضعیت از دست نداده اند. ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت. آشکار است که دولت و سازمانهای ذیربط در زمینه ترویج فرهنگ زیست محیطی و منابع طبیعی اقدام بایسته ای انجام نداده اند و هنوز راه درازی در پیش است که باید پیموده شود. با نگاهی گذرا به زندگی روزمره مردم به خوبی متوجه می شویم که همه ما به نحوی نسبت به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست خود بی اعتنا و بی تفاوت هستیم. از چکه کردن شیر آب در منزل گرفته تا اسراف های آنچنانی آب و کثیف کردن کوچه و منزل و ساحل و قطع بیرحمانه درختان جنگل و تخریب مراتع. بسیاری از ما دانسته و یا ندانسته مرتکب این اعمال می شویم. یک روستایی فقیر ممكن است برای بقای خویش دست به جنگلتراشی بزند اما یک پیمانکار برای کسب سود بیشتر اين كار را انجام مي دهد. فرازناي كلام آنكه تا مردم به حفظ و حراست از منابع طبیعی معتقد نباشند و به اهمیت حیاتی آن برای خود و آیندگان خویش آگاهی نیابند، اقدامات اداری به تنهایی کارساز نخواهد بود.کار در این زمینه باید اساسی و بنیادی باشد و آموزش از پایین ترین سطح جامعه یعنی خانواده شروع و به دبستان و دبیرستان و دانشگاه بصورت قصه و تئاتر و مطالب درسی و سرانجام تا وسایل ارتباط جمعی بصورت مستمر ادامه یابد.



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 10:28  توسط محمد خسروشاهي  | 

جنگلها و سیلاب :

 

جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست

 

امروز با داشتن جمعيتي بالغ بر  65 ميليون نفر نظاره گر نابودي نه تنها باغها و كشتزارها بلكه شاهد از بين رفتن خانه و كاشانه و احشام و حتي جان مردم بوسيلة سيلابهای مهیبی هستيم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهي به گذشتة‌ نه چندان دور در مي يابيم بسیاری از مناطقی که زمانی بوسيلة‌ درخت و درختچه و بوته و گياهان علوفه اي پوشيده شده بود، امروز بر اثر قطع بي روية درختان، درختچه ها و بوته كني و چراي مفرط و آتش سوزي حتي آثاري از درختان و درختچه هاي بومي در بعضي از استانها به چشم نمي خورد ، حال چه انتظاري غير از اين وقايع تلخ و ناگوار مي توان داشت، كه گفته اند هر كسي آن درود، عاقبت كار، كه كشت.

با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط كشور وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم، اکنون نظاره گر بروز سيلابهای خطرسازی شده ایم که دست کم تا کنون در استانهاي سرسبز شمال كشور مشاهده نشده است. اين‌  حوادث‌  ناگوار  در  مناطق  ‌سرسبز  شمال  ‌كشور  كه  ‌روزگار  ‌درازي  ‌به  ‌بركت‌  وجود  پوشش‌  جنگلي  ‌انبوه‌،  بارشهاي‌  منظم  ‌و  كافي‌،  خاكهاي  ‌عميق‌  و  حاصلخيز  و  تعادل  ‌پايدار  اكوسيستم‌،  بعنوان  ‌جزيره‌هاي  ‌امن  ‌و  مصون  ‌از  آفات‌  و  بلاياي  ‌طبيعي  ‌همچون  ‌سيل‌  محسوب‌  مي‌شد  بصورت  ‌وحشتناكي  ‌عيان  ‌شده  ‌است‌. سیل مرداد 1380 فقط در منطقه  ‌مينودشت‌  و  كلاله) استان‌  گلستان‌)  بيش  ‌از  300  كشته  ‌و  270  مفقود  و 600 ميليارد  ريال  ‌خسارت‌  بجاي  ‌گذاشت ([1]).  می توان گفت ‌هر  چند  سيلابها  ناشي از  بارندگي  ‌هستند  ولي‌  آنچه  ‌بيشتر  موجب‌  بروز  سيلابها  شده‌اند،  عمل  ‌متقابل‌  و  قانونمند  طبيعت‌  در  برابر  بهره‌برداري‌هاي  ‌بي‌رويه  ‌انسان‌،  كاربري‌هاي  ‌نادرست‌  اراضي‌  و  استفاده‌هاي  ‌نابخردانه‌  انسان  ‌از  منابع  ‌بيكران  ‌آن‌  است‌.  طبيعت  ‌بويژه‌  مناطق‌  كوهستاني  ‌بنا  به  ‌ماهيت‌  خود  شكننده‌اند  و  فشارهاي  ‌جمعيت‌  رو  به  ‌رشد  انسان  ‌و  استفاده‌هاي  ‌نامعقول‌  آنها  را  بر  نمي‌تابند  به  ‌همين  ‌دليل  ‌با آهنگي ‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ پيامدهاي ‌ويرانگري‌ نظير سيل ‌به ‌بار مي‌آورند.

 

 



[1] - خسروشاهي محمد، 1384. تعيين نقش زيرحوضه هاي آبخيز در شدت سيل خيزي حوضه، رساله دكتري، دانشگاه تربيت مدرس.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 9:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

فوايد جنگلها و مراتع

                                ..........ادامه مطلب

10ـ نقش اقتصادي جنگل:

 

به طور كلي درآمد جنگل را به صورت ملموس و غير ملموس بررسي مي نمايند، درآمد غير ملموس آن در ارتباط با نقش و ويژگيهاي جنگل است كه قبلاً بر شمرده شده است و غير از  توليد مستقيم آن است. بررسيهاي كارشناسي نشان مي دهد در صورت احياء جنگلهاي شمال و غرب و جنوب كشور و استفاده كامل از تمامي استعداد توليد جنگل در يك برنامة دراز مدت به درآمد ساليانه اي معادل 280 ميليارد ريال دست خواهيم يافت و برخلاف درآمد حاصل از نفت كه روزي پايان خواهد يافت، جنگل به عنوان يك واحد توليدي پايا با درآمد مستمر مي تواند نقش اقتصادي ارزنده اي در دراز مدت داشته باشد. گذشته از اين فرآورده هاي جنگلي اعم از چوب و يا ساير محصولات فرعي ديگر چرخ هزاران هزار واحد توليدي اعم از كوچك و بزرگ را در سراسر جهان به گردش در مي آورند، زيرا جنگل تامين كننده مواد اوليه بسياري از صنايع بوده كه آن صنايع با يكديگر روابط متقابل بنيادي دارند. بطور مثال كارخانجات صنايع چوب و صنايع كاغذ با صنايع ديگر بيش از 100 نوع تبادل كالا دارند كه اين موضوع نقش قابل توجهي در تحرك اقتصاد كشور دارد. علاوه بر اين درختان منبع تامين مواد اوليه براي صنعت داروسازي مدرن نيز مي باشند بطوري كه بيش از 25 درصد مواد مورد نياز صنعت داروسازي مستقيماً از درختان بدست مي آيد.

فواید دیگر جنگلها و مراتع را می توان در حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری، تامین غذا و مامنی برای وحوش و پرندگان و بالاخره اکوتوریسم دانست.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 15:6  توسط محمد خسروشاهي  | 

فوايد جنگلها و مراتع

                                   .........ادامه مطلب

9- نقش‌ جنگلها و مراتع‌ در جلوگيري‌ از رانش‌ زمين‌:

 

 

 

رشد درختان‌ در دامنه‌ها سبب‌ افزايش‌ پايداري‌ خاك‌ مي‌گردد.ريشه‌ درختان‌ با فرو رفتن‌ درخاكهاي‌ حساس‌ به‌ لغزش‌ مانند ستونهايي‌ عمل‌ كرده‌ و با ايجاد شبكه‌ متراكم‌ ريشه‌اي‌ از بهم‌پاشيدن‌ قطعات‌ يا بلوكهاي‌ لغزشي‌ جلوگيري‌ مي‌كنند.مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در منطقه‌ جنوب‌شرقي‌ آلاسكا نشان‌ داد كه‌ پس‌ از قطع‌ درختان‌، افزايش‌ قآبل‌ ملاحظه‌اي‌ در تعداد لغزش‌هاصورت‌ گرفت‌ آنها نتيجه‌ گرفتند كه‌ نابودي‌ و فساد تدريجي‌ سيستم‌هاي‌ تداخلي‌ ريشه‌ درختان‌(پس‌ از قطع‌ آنها) عامل‌ وقوع‌ لغزشها بودند. هر چند عده‌اي‌ اعتقاد دارند كه‌ در بعضي‌ موارد درختان‌ به‌ دليل‌ نيروي‌ وزن‌ خود و يا بر اثر نيرويي‌ كه‌ توسط‌ باد در بعضي‌ از مناطق‌ به‌ درختان‌وارد مي‌شود ممكن‌ است‌ باعث‌ لغزش‌ شوند ولي‌ به‌ دلايل‌ زير نقش‌ پوشش‌ گياهي‌ در جلوگيري‌از حركت‌ زمين‌ كاملاً آشكار است‌:

يكي‌ از عوامل‌ مهم‌ و مؤثر در حركت‌هاي‌ توده‌اي‌ يا رانش‌ زمين‌ وجود رطوبت‌ در خاك‌است‌ در ايران‌ نيز اكثر لغزشها معمولاً در دامنه‌هاي‌ رو به‌ شمال‌ (سايه‌گير)كه‌ رطوبت‌ بيشتري‌نسبت‌ به‌ دامنه‌ جنوبي‌ دارند اتفاِق مي‌افتد.بنآبراين‌ درختان‌ با انجام‌ عمل‌ تبخير و تعرِق و درنتيجه‌ كم‌ كردن‌ ظرفيت‌ نگهداري‌ آب‌ خاك‌، نقشي‌ اساسي‌ در اين‌ مورد ايفا مي‌كنند درختان‌ بامصرف‌ بالاي‌ آب‌ و تعرِق زياد در حقيقت‌ عمل‌ زهكشي‌ خاك‌ را انجام‌ مي‌دهند و در نتيجه‌ آن‌ راسبك‌ نگه‌ مي‌دارند. مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در امريكا (ايالت‌ اوهايو)نشان‌ مي‌دهد كه‌ ضريب‌ اطمينان‌در برآبر لغزش‌، در دامنه‌هاي‌ جنگلي‌ پوشيده‌ از درخت‌ 9 برابر بيشتر از دامنه‌هاي‌ بدون‌ درخت‌است‌.

- نقش‌ ديگر درختان‌ در حفظ‌ خاك‌ از خطر لغزش‌، وجود فرايندي‌ بنام‌ برگآب‌(Interception) است‌. يعني‌ در طي‌ هر بارندگي‌ مقداري‌ از بارش‌ توسط‌ تاج‌ درختان‌ گرفته‌ شده‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ خاك‌ تبخير مي‌گردد. اين‌ مقدار بارندگي‌ از اين‌ جهت‌ كه‌ در خاك‌ نفوذ نمي‌كند در خشكي‌ خاك‌ و جلوگيري‌ از حركت‌ زمين‌ مؤثر مي‌باشد. ميزان‌ برگاب‌ بستگي‌ به‌ شكل‌ برگها وتاج‌ درختان‌ دارد و ميزان‌ آن‌ بسته‌ به‌ اينكه‌ درخت‌ در چند ماه‌ از سال‌ برگ‌ داشته‌ باشد تغييرمي‌كند. بنآبراين‌ در درختكاري‌ها استفاده‌ از نهال‌ درختاني‌ كه‌ در زمستان‌ برگ‌ دارند براي‌ اينگونه‌محلها مناسب تر است‌.

همانگونه‌ كه‌ قبلاً گفته‌ شد ريشه‌ درختان‌ از طريق‌ جذب‌ بخشي‌ از آب‌ زيرزميني‌ و خشك‌كردن‌ خاك‌ نقش‌ عمده‌اي‌ در پايداري‌ دامنه‌ها دارند.از اين‌ لحاظ‌ گياهان‌ داراي‌ ريشه‌هاي‌ عميق‌تر و با انشعابات‌ بيشتر نقش‌ بهتري‌ در حفظ‌ خاك‌ خواهند داشت‌. متأسفانه‌ انسان‌ بر اثر تخريب‌پوشش‌ گياهي‌ از قبيل‌ تبديل‌ جنگل‌ به‌ زمين‌ زراعتي‌، شهرسازي‌ و همچنين‌ جاده‌سازي‌ غيراصولي‌ و ايجاد تأسيسات‌ ارتباطي‌ نقش‌ مهمي‌ در ايجاد لغزش‌ دارد. نتايج‌ حاصل‌ از يك‌تحقيق‌ در يك‌ منطقه‌ جنگلي‌ شمال‌ كشور (حوضه‌ واز از توابع‌ شهرستان‌ نور)نشان‌ داده‌ است‌بيشترين‌ لغزشها در دامنه‌هايي‌ اتفاِق افتاده‌ است‌ كه‌ قطع‌ يكسره‌ جنگل‌ وجود داشته‌ است‌. اين‌قطع‌ جنگل‌ به‌ منظور عبور دكل‌ های برِق فشار قوي‌ و احداث‌ جاده‌ صورت‌ گرفته‌ است‌[1].

در اين‌ زمينه‌ تحقيق‌ ديگري‌ در غرب‌ كشور (چهار محال‌ بختياري‌منطقه‌ اردل‌) صورت‌ گرفته‌ است‌[2]. به‌ استناد اين‌ تحقيق‌ منطقه‌اي‌ كه‌ در آن‌ لغزش‌ حادث‌ شده‌در 40 سال‌ گذشته‌ (با استناد به‌ عكس‌هاي‌ هوايي‌ سال‌ 1335) داراي‌ جنگل‌ بلوط‌ با تاج‌ پوششي‌حدود 40 درصد بوده‌ كه‌ بر اثر قطع‌ بي‌رويه‌ و تبديل‌ اراضي‌ جنگلي‌ به‌ زراعت‌ ديم‌، هم‌اكنون‌درصد تاج‌ پوشش‌ آن‌ به‌ حدود 2 درصد رسيده‌ است‌. بنابراين‌ تخريب‌ و قطع‌ پوشش‌ گياهي‌باعث‌ تغيير چرخه‌ آب‌ بصورت‌ كاهش‌ تبخير و تعرقِ در منطقه‌ و افزايش‌ آب‌ زيرزميني‌ در دامنه‌لغزش‌ يافته‌ شده‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ نقش‌ ارزنده‌ جنگل‌ها با استناد به‌ تحقيقات‌ مستدل‌ در مورداين‌ بليه‌ نيز كاملاً آشكار است‌.



[1] - مبرّا محمود، بررسي‌ پديده‌هاي‌ زمين‌ لغزه‌ در جنگل‌ واز، پايان‌ نامه‌ كارشناسي‌ارشددانشكده‌ علوم‌ كشاورزي‌ و منابع‌ طبيعي‌ گرگان‌ 1375.

[2] - طالبي‌ اسفنداراني‌ علي‌، بررسي‌ عوامل‌ مؤثر در ايجاد زمين‌ لغزه‌ در منطقه‌ اردل‌، پايان‌نامه‌كارشناسي‌ ارشد دانشكده‌ منآبع‌ طبيعي‌ دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌ 1375

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:24  توسط محمد خسروشاهي  | 

فوايد جنگلها و مراتع

                                                             ........ادامه مطلب

۸- نقش جنگلها و مراتع در‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌

‌ پوشش‌ گياهي‌ از نوع‌ بوته‌اي‌ يا بالشتكي‌ سطوح‌ ناهمواري‌ ايجاد كرده‌ وخطر سقوط‌ بهمن‌ را كاهش‌ مي‌دهد.لذا در نقاطي‌ كه‌ حتي‌ براي‌ ورزش‌ اسكي‌ استفاده می شود، بهتر است‌ هم‌ محل‌ اسكي‌ و هم‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ آن‌ را با گونه‌هاي‌ مرتعي‌ نوع‌ بوته‌اي‌ و بالشتكي‌ تقويت‌ كرد. براي‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ بهمن‌ علاوه‌ بر اقدامات‌ مكانيكي‌ (مانند پايه‌هاي‌چوبي‌، نرده‌هاي‌ فلزي‌ و ديواره‌هاي‌ سنگي‌)، عمليات‌ بيولوژيكي‌ از قبيل‌ جنگل‌كاري‌ در صدر برنامه‌هاي‌ مبارزه‌ با اينگونه‌ خطرات‌ است‌.در مناطق‌ بهمن‌ خيز براي‌ جلوگيري‌ از خطرات‌ ناشي‌از آن‌ در محلهاي‌ آغاز حركت‌ توده‌هاي‌ برفي‌ اقدام‌ به‌ جنگل‌كاري‌ مي‌شود. معمولاً جنگل‌كاري‌ در روي‌ خطوط‌ تراز و با ايجاد بانكت‌ صورت‌ مي‌گيرد (البته‌ به‌ روشهاي‌ ديگر هم‌ اقدام‌ به‌جنگل‌كاري‌ مي‌شود).

انتخاب‌ نوع‌ گونه‌ براي‌ اينكار حائز اهميت‌ است‌ و كاشت‌ رديفي‌ گونه‌هاي‌ جنگلي‌ سوزني‌برگ‌ و پهن‌برگان‌ مقاوم‌ مي‌توانند مانع‌ اينگونه‌ خسارتها شوندبرای اینکار‌ درختان‌ بصورت‌ شبكه‌اي‌ طراحي‌ شده‌ و مورد استفاده‌ قرار می گيرند.در بسياري‌ از مناطق‌ كه‌ بوسيله‌ عمليات‌ مكانيكي‌ با حركت‌ بهمن‌ مبارزه‌ مي‌شود بازهم‌ نقش‌ جنگل‌كاري‌ از نظر دور نمي‌ماند زيرا پس‌ از احداث‌ بهمن‌شكن‌ها در پناه‌ و يا بين‌ آنها يك‌ شبكه‌ چند رديفي‌ جنگل‌كاري‌مي‌شود چرا كه‌ عمر موانع‌ مكانيكي‌ كوتاه‌ است‌ و پس‌ از مدتي‌ مستهلك‌ مي‌شود در حاليكه‌گونه‌هاي‌ جنگلي‌ در اين‌ مدت‌ رشد نموده‌ و با از بين‌ رفتن‌ موانع‌، بصورت‌ يك‌ ديواره‌بيولوژيكي‌ (زنده‌) عمل‌ مي‌كنند. به‌ اين‌ ترتيب‌ در مورد جلوگيري‌ و يا كاهش‌ اثرات‌ اين‌ بليه‌ طبيعي‌نيز استقرار گونه‌هاي‌ جنگلي‌ بهترين‌ روش‌ مبارزه‌ است‌ همچنانكه‌ در هر محلي‌ كه‌ گونه‌هاي‌جنگلي‌ وجود دارند بهمن‌ اتفاقِ نمي‌افتد زيرا قبل‌ از اينكه‌ برفي‌ رويهم‌ انباشته‌ شود مقدار زيادي‌از آن‌ بوسيله‌ تاج‌ پوشش‌ درختان‌ گرفته‌ مي‌شود و به‌ زمين‌ نمي‌رسد.

 

سايت مرتبط با بهمن    http://www.pbs.org/wgbh/nova/avalanche/elements.html

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 11:11  توسط محمد خسروشاهي  | 

فوايد جنگلها و مراتع

                                                             ............ادامه مطلب

7ـ اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا:

 

 

جنگل ها و مراتع و به طور كلي گياهان سبز در نتيجه عمل كربن‌گيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اكسيژن را كه يك ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسی های انجام شده نشان داده است هنگام کربن گیری درختان، از 264 گرم انیدرید کربنیک هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می شود از این نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند[1]. با این حسآب فقط جنگل های شمال کشور می تواند اکسیژن لازم برای 19 میلیون نفر را در طول یک سال تامین کند. در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اكسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد.



[1] - يخكشيعلي، 1381. شناخت، حفاظت و بهسازی محیط زیست ایران، انتشارات موسسه آموزش عالی علمی کاربردی جهاد کشاورزی.

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 8:30  توسط محمد خسروشاهي  | 

اهمیت جنگلها و مراتع

         .........ادامه مطلب

 6ـ اهميت جنگل و فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان:

جنگل و پارك و فضاي سبز در داخل و اطراف شهرها به مردم خسته از زندگي ماشيني و سر و صداي محيط اين امكان را مي دهد كه بتوانند ايام فراغت را در اين مكان به استراحت و تفريح بپردازند و بچه ها از آپارتمان بيرون آيند و جهت تقويت فكر و بدن خود در محيطي آرام و با هوايي سالم به بازي بپردازند. طبيعت همواره با زيبائي هاي خود نظر انسان را به خود جلب مي نمايد و گياهان يكي از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمار مي روند. هر انسان از مشاهده طبيعت سرسبز جنگلها و مراتع لذت مي برد و با ديدن گل هاي زيباي طبيعي با رنگ هاي دلفريب كه از دل خاك سر بر آوده است به عظمت و رحمت خالق سبحان پي مي برد و شكر نعمتهاي بيكرانش را بجا مي آورد. بسياري معتقدند كه جنگل در سبك موسيقي و نقاشي افراد تاثير خاصي دارد و بسياري از هنرمندان و اهل ادب از مناظر زيباي طبيعت در ايجاد اثر خود الهام مي گيرند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 15:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

اهمیت جنگلها و مراتع

                                                                       .......ادامه مطلب

 5ـ اهميت جنگل در جلوگيري از سر و صداي محيط:

يكي از آثار نامطلوب صنعت ايجاد سرو صدا در مناطق مسكوني است كه در اثر تراكم جمعيت، وسايط نقليه موتوري، كارخانه ها و وسايل و ماشين آلات ساختماني و ساختمان سازي توليد مي شود. اگر اقدامات لازم در جهت كمتر نمودن سر و صدا در شهرهاي صنعتي بزرگ و نزديك فرودگاه ها انجام نگيرد، مي تواند ناراحتي‌هاي عصبي و روحي ببار آورد. علاوه بر اقدامات فني لازم براي جلوگيري از سرو صداي محيط، جنگل كاري و ايجاد فضاي سبز در داخل شهرها و اطراف مناطق صنعتي و فرودگاهها به ميزان قآبل ملاحظه اي از سرو صدا مي‌كاهد . در جنگل كاري بايد توجه داشت كه پهن برگان چون در پاييز خزان مي كنند براي اين منظور زياد مناسب نيستند ولي از طرفي ديگر چون سوزني برگان بيشتر در معرض خطر آتش سوزي مي باشند و در نتيجه مناطق مسكوني و تاسيسات صنعتي هم تهديد مي شوند بهتر است كه جنگل هاي سوزني برگ و پهن برگ به صورت مخلوط با هم کاشته شوند. ايجاد فضاي سبز دو اشكوبه مانع از نفوذ صدا از قسمت زيرين ( محوطه ساقه درخت) مي شود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 8:41  توسط محمد خسروشاهي  | 

اهمیت جنگلها و مراتع

                                                                                                   ادامه مطلب

3ـ نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگي هوا:

 

 

آلودگي هوا چه درمناطق شهري بوسيله وسايل دود زا و كارخانجات وساير منآبع آلوده كننده و چه در مناطق بيآباني در اثر حركت و جآبجائي ماسه ها و گرد و غبار بوسيله باد وجود دارد. مواد سمي موجود در هواي شهرها فقط از لوله اگزوز ماشينها و يا دودكش كارخانه هاي داخل شهر خارج نمي شود بلكه بادهايي كه از اطراف مي وزند سبب مي گردند كه گرد و غبار و گازهاي كارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت مواد سمي هواي مناطق مسكوني بيافزايند. درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا كه در بالا ذكر شد نقش اساسي دارند. بطور مثال یک درخت صد ساله راش با 2.5 تن وزن (وزن چوب خشک) در طول عمر خود 12.5 میلیون متر مکعب گاز کربنیک هوا را جذب کرده است تا بتواند این مقدار چوب را تولید کند. همچنین درختان باد حامل ذرات ريز را شانه مي كنند و مي‌توانند در هر هكتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب دهند[1]. اين موضوع براي مناطق بيآباني و شهرهايي كه مورد تهاجم شن هاي روان قرار مي‌گيرند. بسيار حائز اهميت است چون با ايجاد كمربند سبز مي‌توان از ورود گرد و غبار بداخل شهر جلوگيري كرد. همگام با شانه كردن گرد و غبار هوا، جنگل مقدار زيادي از باكتريها و ميكروبهاي معلق در هوا را در لاي شاخ و برگ خود رسوب مي دهد. مقدار باكتريهاي موجود در هواي جنگل به مراتب كمتر از مناطق غير جنگلي است.

طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان كاج، گردو، پيسه آ، آبيس سيبري، بلوط، فندق، اوكاليپتوس، ارس، افرا، بيد، زبان گنجشك و داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي كنند كه باعث از بين رفتن بسياري از باكتريها و قارچ هاي تك سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توكين ( Tukin ) در سال 1956 فيتونسيد ناميده است. به طور مثال اگر پشه و يا مگس را زير سرپوشي قرار دهيم كه در آن برگهاي خرد شده اكاليپتوس و با زبان گنجشك وجود داشته باشد حشره فوق پس از مدتي مي ميرد. براي مبارزه با بيماري سل افراد مبتلا را در روسيه براي استراحت به مناطقي كه جنگل هاي كاج وجود دارد مي فرستند. با توجه به آنچه ذكر شد متوجه مي‌شويم كه اهميت جنگل فقط در تصفيه هوا از گرد و غبار نيست، بلكه در ضد عفوني هوا هم نقش موثري دارد و اين مسئله ايجاد فضاي سبز در اطراف و داخل شهرها و اطراف بيمارستان‌ها، ‌مدارس و اماكن  عمومي را بخوبي گويا مي سازد.

مراتع نيز در مناطق بيآباني همچون پوششي روي خاكها و ماسه‌ها را گرفته و اجازه حركت به آنها نمي دهند و در مناطقي كه حركت خاك وجود داشته باشد مقادير زيادي از آن را در پاي بوته‌ها رسوب مي دهد.

 

4ـ تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك:

 

 

عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش از حد خاك مي گردند، سبب مي شوند كه تجديد حيات نباتات متوقف و يا به كندي صورت گيرد و با كم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم كشاورزي و صنعتي و مسكوني در معرض تهديد قرار مي‌گيرند.

جنگل به كمك شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي كاهد و با ريشه گياهان، خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشك شدن خاك كه از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين مي‌رود. نزولات آسماني در مناطق فاقد گياه در روي زمين به صورت هرز آبهاي سيل آسا جاري مي شوند و چون مقاومتي در برآبر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاك را حمل مي كنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچه‌ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانه‌ها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار مي‌آوردند. در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جآبجايي آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاك مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي كف جنگل و مراتع همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطر شتشوي خاك از بين رفته و خاك حفظ مي شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاك‌ در كاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ آزمايشي‌ توسط‌ يكي‌ ازمتخصصين‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمين‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در اين‌ آزمايش‌ آبتدا علفهاي‌موجود زمين‌ با دست‌ كنده‌ شده‌ و سپس‌ زمين‌ به‌ دو قطعه‌ مساوي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌. روي‌ يكي‌ ازقطعات‌ دو لايه‌ تور سيمي‌ ريز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با آن‌ شكسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسيار ريزي‌ درآمد (شكسته‌ شدن‌ قطرات‌ عيناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌گياهي‌ هم‌ صورت‌ مي‌گيرد) خاك‌ از دست‌ رفته‌ از اين‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشيده‌ شده‌ با تور سيمي‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ 10 سال‌ اندازه‌گيري‌ شد.  نتايج‌ بدست‌ آمده‌ از 10 سال‌ آزمايش‌ نشان‌ دادكه‌ خاك‌ از بين‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بيش‌ از 100 برآبر خاك‌ فرسایش یافته‌ از قطعه‌ پوشش‌دار مي‌باشد[2] .

 گذشته‌ از اين‌ فرسايش‌ خاك‌ در منطقه‌ جنگلي‌ با فرسايش‌ خاك‌ در مناطق‌ ديگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلايي‌ است‌ كه‌ بر خاك‌ وارد مي‌شود ولي‌ خاكهاي‌ مناطق‌ جنگلي‌ بسيار حاصلخيزتر ازمناطق‌ ديگر است‌ با فرسايش‌ خاك‌ مواد حاصلخيزي‌ كه‌ طي‌ ساليان‌ متمادي‌ در خاك‌ ذخيره‌شده‌اند از دست‌ مي‌رود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يكي‌ از ايالت‌هاي‌ آمريكا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ كه‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يك‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هكتار 95 كيلوگرم‌ ازت‌ نيتراتي‌ و 89 كيلوگرم‌ كلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليكه‌ در يك‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلكه‌ در هر هكتار2 كيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌كلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار كم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ 7 كيلوگرم‌ در هكتار بوده‌ است‌.

 



[1]- یخکشی علي، 1356. ارزش اجتماعي و اقتصادي جنگل، انتشارات دانشگاه تهران

[2]- رفاهي‌ حسنقلي‌، 1375 . فرسايش‌ آبي‌ و كنترل‌ آن‌، انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 10:20  توسط محمد خسروشاهي  | 

ما و منابع طبیعی

امروزه بحث منآبع طبيعي و محيط زيست از جمله مسائلي است كه در بسياري از محافل علمي جهان و حتي مجلات و روزنامه ها به وفور ديده و شنيده مي شود و در اكثر موارد هشدارها جدي و در مورد تخريب منآبع طبيعي و محيط زيست و به خطر افتادن قآبليت سكونت كره زمين است . پژوهشهايي كه در چند ساله اخير صورت گرفته و تغييرات عظيمي كه در شرايط طبيعي كره زمين به وقوع پيوسته بيانگر آن است كه كره زمين در حال گرم شدن و جنگل هاي آن در حال نآبودي است. لاية ازن كه كره زمين را از گزند اثرات زيانبار اشعه ماورآئ بنفش خورشيد محفوظ مي دارد روز بروز نازكتر مي شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزايش مي دهد. قدرت توليد مواد غذايي در سطح جهان به علت فرسايش خاك و بهره برداري بي روبه از زمين و آب در حال كاهش است. بسياري از شهرهاي بزرگ جهان از جمله تهران هوايي فوق العاده آلوده دارند، هوايي پر از اكسيد كربن و تركيبات سرب و گوگرد كه همگي براي سلامتي انسان مضرند. فراواني و تشديد سيلابها بويژه در سالهاي اخير حكايت از بروز اوضاع نابساماني دارد كه بر سر منابع طبيعي تجديد شونده آمده است. اين در حالي است كه هر سال تقريباً 17 ميليون هكتار از جنگل هاي جهان يعني منطقه اي برآبر مساحت اطريش از بين مي روند. در حاليكه اين جنگل ها سهم قآبل توجهي در توليد اكسيژن، پالايش هوا، جلوگيري از فرسايش خاك و بروز سيلاب دارند.

 

 

اهمیت جنگلها و مراتع:

 

      

 

1ـ كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني:

عرصه جنگلها و مراتع در اثر فعاليت جانوران و ريشه دواندن گياهان و درختان به داخل آن داراي منافذ متعددي است و قادر است مقدار زيادي آب را در خود نفود داده و ذخيره كند. ميزان آب نفوذی بر حسب نوع جنگل 500 تا 2000 متر مكعب در سال و در هر هكتار برآورد مي شود  كه اين مقدار به مراتب بيشتر از زمينهاي غير جنگلي است[1][1]. به طور مثال براي نفوذ يك ليتر آب در اراضي جنگلي پهن برگ 7 دقيقه و 40 ثانيه، در زمين كشاورزي 46 دقيقه و 46 ثانيه و در محيط خارج از جنگل 4 ساعت و 26 دقيقه و 40 ثانيه وقت لازم است. در عرض يك ساعت در  زمين جنگل پهن برگ 4/8 ليتر، در زمين كشاورزي 29/1 ليتر و در محيط خارج از جنگل 22/0 ليتر آب وارد خاك مي شود يعني خاصيت نفوذپذيري خاك جنگل هاي پهن برگ 40 برآبر بيشتر از خاك زمين غير جنگلي مي باشد. برای روشن شدن مطلب چنانچه حوضه آبخیز سدی پوشیده از جنگل باشد ضمن اینکه مانع از فرسایش و حمل مواد معدنی به داخل سد می شود از غیر اقتصادی شدن آن جلوگیری می کند (مشکلی که برای بسیاری از سدهای ایران بویژه برای سد منجیل وجود دارد) چنانچه مساحت این ناحیه 100 کیلو متر مربع باشد و فرض کنیم از 1000 میلی متر بارندگی سالانه 200 میلی متر آن در خاک نفوذ کند در حوضه آبخیز این سد نزدیک به 200 میلیون متر مکعب آب ذخیره می شود[2]. از طرفي درصد تبخير در سطح زمينهاي جنگلي بعلت خنكي هوا و بالا بودن رطوبت و كمتر تآبيدن نور آفتآب و نبودن باد شديد بسيار كمتر از منطقه غير جنگلي مي باشد. البته چون درختان مقداري از آب ذخيره شده را مصرف مي كنند توصيه مي شود در نواحي گرمسيري از كاشتن درختاني كه آب زيادي احتياج دارند و باران بيشتري را در خود نگه مي دارند خودداري شود و به جاي آن براي تثبيت خاك و بهبود وضع آب و هوا درختچه  بكارند كه با دارا بودن خواص يك جنگل، آب كمتري مصرف مي كنند. ارزش جنگل در ذخيره كردن آب مخصوصاً  براي كشورهاي صنعتي و كشورهائي كه جمعيت آن بسرعت رو به افزايش است بسيار مهم مي باشد و قآبل مقايسه با وظايف ديگر جنگل نيست. در آمريكا ارزش سالانه جنگل هاي دولتي را از لحاظ ذخيره آب 300 ميليون دلار و درآمد آنرا از محل گردشگاهها و پارك هاي جنگلي 40 ميليون دلار تخمين مي زنند در صورتيكه از محل فروش چوب سالانه فقط 23 ميليون دلار بدست آمده است ( ناگفته نماندكه اين ارقام مربوط به سه دهه گذشته مي باشد ولي از نظر مقايسه وظايف جنگل كاملاً گويا است) به طور كلي جنگلها و مراتع موجب مي‌گردند كه نزولات آسماني فرصت و امكان نفوذ در خاك را پيدا نموده و از جاري شدن آب در سطح زمين كاسته شود و بدين وسيله در كنترل آبهاي سطحي نقش موثري دارند.

 

           

 

 

 

2ـ اثر جنگل در تعديل آب و هواي يك منطقه:

وجود رسنتي ها، بخصوص جنگل در تعديل حرارت محيط موثر است و حرارت فعلي و روزانه سطح زمين را متعادل مي كند و باعت اعتدال آب و هوا مي گردد، زيرا در تآبستان قسمتي از انرژي حرارتي خورشيد را جذب نموده و باعث تقليل حرارت زمين مي‌گردند و در زمستان به منزله روپوشي براي آن به شمار رفته و مانع از دست دادن حرارت آن مي گردند. بنا به اصل فوق پوشش يك جنگل با مقايسه نقاطي كه عاري از درخت مي باشد باعث پايين آوردن ماكزيمم حرارت و بالا بردن مينيمم آن مي گردد و چون در دو جهت مخالف صورت مي گيرد، در معدل كلي حرارت تغييري حاصل نمي شود، بلكه آب و هواي محيط را متعادل مي سازد[3] از اين گذشته تبخير ناچيز و بالا بودن رطوبت نسبي هوا در جنگل نيز به اين امر كمك مي كنند. 



 

 

 

                   .........  ادامه دارد



[1] - روزنامه همشهري 28 شهريور 1377

2- یخكشي علي، 1381. شناخت، حفاظت و بهسازی محیط زیست ایران، انتشارات موسسه آموزش عالی علمی کاربردی جهاد کشاورزی.

[3] - خسروشاهي محمد،  1368 . ميانی آكولوژي (پلی کپی درسی)، مجتمع آموزش منآبع طبيعي كلاك

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 8:6  توسط محمد خسروشاهي  |