تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

                                                      .......ادامه مطلب

نقش آب در مهار بيابانزايي:

همانطور كه قبلا گفته شد دو جلوه اساسي آب در رابطه با بيابانزايي؛ جاري شدن سيلاب از بالادست حوضه و تجمع آن در پاياب آنهم پس از آلوده شدن به املاح گچ و نمك در طول مسير است و ديگري برداشت بيش از حد مجاز آب و در نتيجه افت سطح سفره هاي آب زيرزميني و عواقب بعدي آن است. از اين رو چنانچه تمهيداتي براي مهار و كنترل سيلاب در بالادست حوضه آبخيز انديشيده شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 8:23  توسط محمد خسروشاهي  | 

                                                                                        .....ادامه مطلب

 

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني منجر به بيابانزايي مي شود

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني يكي ديگر از چالش‌هاي اساسي كشور در رابطه با بيابان زايي محسوب مي شود. اين موضوع اگرچه در اكثر دشت هاي كشور نمود كاملا آشكاري دارد اما در مناطق بياباني كشور كه غالب اين دشت ها در اطراف كويرها و ماندابهاي شور مركزي و ساحلي (جنوب) آنهم با خشكسالي هاي پي در پي قرار گرفته است سبب شده است كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:30  توسط محمد خسروشاهي  | 

                                                                                                   .....ادامه مطلب.....

نقش آب و سيلاب در بيابان زايي

روند رو به افزايش سيل در كشور (جدول1) به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است. افزايش‌ جمعيت‌، همراه‌ با ضعف‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ بهره‌وري‌ از زمين‌ سبب‌ شده‌ است‌ تا جنگلها به‌ مرتع‌ يا زمين‌ زراعتي‌ تبديل‌ شوند، در نتيجه‌ آب‌ كمتري‌ در بالادست‌ رودخانه‌ها به‌ زمين‌ نفوذ كرده‌ و سريعتر به‌ طرف‌ دشت‌ جريان‌پيدا كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ سيل‌ها فراوانتر، شديدتر و ناگهاني‌تر شده‌ و مردم‌ بيشتري‌ از سيل‌هاي‌ شديدتري‌ آسيب‌ مي‌بينند. لذا سيل‌ را بايد يكي‌ از جدي‌ ترين‌ بلاياي‌ طبيعي‌ بشمار آورد كه‌ همواره‌ جوامع‌ بشري‌ را مورد تهديد قرار مي‌ دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 8:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه:

با بروز خشكسالي شديد سال جاري مديريت منابع آب در ايران اينك به جايي رسيده است كه به يكي از مهمترين مباحث رايج در سطح كلان كشور تبديل شده و كارشناسان زيادي را در وزارتخانه ها و سازمان‌هاي مختلف واداشته است تا با نشست هاي كارشناسي براي برون رفت از اين بحران راه چاره اي بيانديشند. انتظار اين است كه برنامه هاي كلان كشور بويژه در مورد آب و سيلاب بصورتي باشد كه علاج واقعه قبل از وقوع  صورت گيرد. متاسفانه علاوه بر مشكلات ناشي از خشكسالي در مورد بروز وقايع سيل نيز چنين مسايلي به چشم مي خورد و هميشه سازمانهاي دست اندركار براي كمك و برون رفت از بحران، بعد از وقوع سيل دست بكار مي شوند. اگرچه پيش بيني خشكساليها به دليل تغييرات غير قابل پيش بيني آب و هوا دشوار است اما در طول ساليان گذشته بسياري از دانشمندان نسبت به بروز و ظهور چنين مسايلي هشدارهاي لازم را داده اند. آنچنانكه سازمان ملل متحد كمبود منابع آب را سبب كاهش زمين هاي كشاورزي اعلام كرده و متعاقب آن كاهش توليد مواد غذايي را نيز در دهه هاي اخير هشدار داده است چه بسا كمبود آب اثرات جانبي و غير مستقيمي نظير افزايش فقر و گرسنگي ، تخريب اكوسيستم ، بيابان زايي ، تغييرات آب و هوا و حتي تهديد صلح جهاني را نيز در پي دارد. از طرف ديگر پديده زمين گرمايي كه سر و صداي زيادي هم در جهان به پا كرده است نيز خود در بروز و ظهور اين گونه پديده ها نقشي اساسي دارد. به استناد برنامه زيست محيطي سازمان ملل متحد پديده ال نينو كه از گرم شدن آب اقيانوس آرام آغاز مي شود خود معلول گرم شدن كره زمين مي باشد. پديده ال نينو كه با بروز سيلابهاي شديد و خشكسالي هاي متناوب همراه است تهديد بالقوه اي براي كشاورزي و منابع آب محسوب ميشود . به علاوه دماي زياد زمين نيز ميزان تبخير آب و كاهش رطوبت خاك را سبب مي شوند بطوريكه گسترش بيابان ها در آفريقا و ديگر نقاط جهان از عوارض پديده ال نينو اعلام شده است و از اين نظر تقريباً 100 كشور جهان از جمله ايران در حال حاضر با پديده بيابان زايي مواجه هستند.  اين موضوع براي كشور ايران كه بيش از 80 درصد خاكش را اقليمي خشك و فراخشك در بر گرفته و مجموعه اي از چالش هاي مديريتي مربوط به آب نظير سيل، خشكسالي، بي نظمي زماني و مكاني بارش، پايين بودن بهره وري آب، ناشناخته بودن ارزش اقتصادي آب، بالابودن مصرف آب در بخش كشاورزي ( به ميزان 25 درصد بيشتر از متوسط جهاني)، پايين بودن راندمان آبياري و توليد محصول و مشكلات و مسايل آبهاي مرزي و مشترك در همه مرزهاي كشور را در آغاز هزاره سوم بخود اختصاص داده است و هر يك از موارد برشمرده نيز به نوعي با پديده بيابانزايي مرتبط هستند، بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد. از طرفي عليرغم محدوديت هاي برشمرده فوق در همين مناطق خشك و فراخشك شاهد رواناب و سيلابهاي فراواني هستيم كه هر ساله از دسترس خارج شده و در مناطق پاياب حوضه مسايلي همچون پيشروي كوير و ظهور طوفانهاي گرد و خاك را در پي دارد. از اين رو به استناد بيانيه سومين نشست جهاني آب در بهار سال 1382مي توان گفت كشور ما نيز بيشتر از « بحران مديريت آب رنج مي برد تا كمبود آب». در اين مقاله نيز با توجه به موضوع پيش رو، بروز و ظهور پديده بيابان زايي و مهار آن، فقط از جنبه آب و سيلاب مطرح شده است و به ساير جنبه هاي بيابان زايي اشاره اي نشده است.            .....ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 14:35  توسط محمد خسروشاهي  | 

                                                                         روش تحقیق  ......   ادامه

2- بررسي اقليمي موضوع

2-1- به منظور انتخاب سيل هاي مورد بررسي در هرحوضه از روش سريهاي جزئي (Partial series) استفاده مي شود براي اينکار پس از  جمع آوری دبی های روزانه- حداکثر سالانه و پیک لحظه ای و بررسی صحت و سقم آنها اقدام به تعيين آستانه اي (سيل مبنا) براي انتخاب سيلهاي مربوطه مي شود. براي انتخاب سيل مبنا با توجه به اینکه معمولا آمار دبی های پیک لحظه ای در دوره های ثبت و ضبط همواره با کمبود هایی همراه هستند در صورت لزوم ابتدا کمبود ها و نواقص احتمالی با استفاده از دبی های حداکثر سالانه که از کمیت بیشتری برخوردارند تکمیل خواهند شد (مسلما کنترل اینگونه دبی ها با داده های بارندگی ضروری است). سپس محاسبات فراواني روي آمار پیک لحظه ای ايستگاه ها با استفاده از انواع توزیعهای آماری معمول در هیدرولوژی انجام شده و سپس بر اساس بهترین توزیع سيل مبنا تعيين مي شود. هر سيلابي که مقدار آن بيشتر از سيل مبنا بود براي هر دهه به طور مجرد شمارش مي شود.

2-2 - با مقايسه تعداد سيلاب ها در هر دهه ميزان افزايش يا کاهش و همچنين بزرگي آنها در هر دوره مشخص مي شود. با استفاده از این آمار برای توزیع زمانی حدوث سیلابها درصد تعداد سیلهای مشاهده شده در ماهها و فصول مختلف سال نیز تعیین می شود.

2-3- براي بررسي تاثير نوسانات اقليمي روي تعداد سيلابهاي حادث شده، تعداد و عمق رگبارهاي منتهي به سيل و همچنين بارشهاي بيشتر از 1 و 10 ميليمتر در هر دوره شمارش و با تعداد آنها در دوره هاي ديگر مقايسه و مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند ضمن آنکه ميزان و روند افزايش و کاهش بارش هاي ماهانه، فصلي و سالانه در ماههاي حدوث سيل و همچنين با روند کلي وضعيت سيل خيزي بررسي خواهد شد.

بمنظور آگاهي از وضعيت نوع نزولات جوي و تغييرات احتمالي آنها در طول دوره آماري، با استفاده از داده هاي برف سنجي و در غياب آن با محاسبه خط برف حوضه (بوسيله داده هاي دما-بارش) و نحوه پسروي و پيشروي آن در ماههاي سرد سال (ماههاي برفي) و مقايسه آن در دهه هاي انتخابي اين موضوع بررسي خواهد شد.

برای واسنجی مدل HMS  به ترتيب زير عمل می شود

قبل از اجرای مدل لازم است خصوصیات فیزیکی حوضه از طریق GIS  تهيه شود. برای اینکار نقشه‌ حوضه‌  ( با استفاده‌ از نقشه‌هاي‌ توپوگرافي یا تصاویر رقومی ،  ‌مــدل ‌ارتفاع ‌رقومي‌ حوضه(DEM)  ، (با استفاده ‌از منحني‌هاي ‌تراز رقومي ‌در محيط ILWIS) ، نقشه‌ كاربري ‌اراضي‌ (با اســتفاده ‌از پردازش تصاوير ماهواره‌اي یا سایر نقشه های موجود  ) ، ‌نقشه‌ CN (با تلفيق نقشه ‌گروههاي ‌هيدرولوژيكي‌ خاك‌ و كاربري ‌اراضي‌ با استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS ) در محيط ILWIS تهيه خواهد شد. اینکار برای دو مقطع زمانی که کاربری حوضه تغییر کرده است انجام می شود.

برای هر مقطع زمانی که احتمالا یک دوره چند ساله را در بر می گیرد حداقل 4 رگبار و هیدروگراف سیل مربوطه شناسایی می شود. نیمی ازآنها برای واسنجی و نیم دیگر برای صحت یابی مدل بکار گرفته می شود. پس از واسنجی مدل چند رگبار از دوره زمانی ابتدایی با عمق و شدت معین که حتی الامکان واجد داده های هیدروگراف و یا دست کم داده های دبی باشند انتخاب شده و با خصوصیات کاربری جدید(دوره زمانی بعدی که کاربری ها تغییر کرده است)به مدل وارد می شود. پس از اجرای مدل با عنایت به اینکه داده های بارش در هردو وضعیت یکسان بوده بنا براین نتایج حاصل اثر تغییر کاربری را بخوبی در هیدروگراف سیل نشان خواهد داد. باید این نکته را اضافه کرد که مدل ‌HMS مجهز به قابليت كاليبره (واسنجي) ‌كردن ‌خودكار پارامترها در دامنه ‌مورد نظر مي باشد. اين‌ تغيير تا زماني‌ كه‌ بهترين ‌تطبيق ‌هيدروگراف‌ مشاهده‌اي ‌و شبيه‌سازي ‌حاصل‌ شود ادامه ‌پيدا مي‌كند و مناسبترين ‌مقادير پارامترهاي ‌واسنجي ‌‌ارائه ‌مي‌شود. در مرحله ‌واسنجي‌ به ‌لحاظ اهميت ‌دبي ‌اوج ‌در وقايع ‌سيل‌، حداكثر دبي ‌به ‌عنوان ‌شاخص‌ كاليبراسيون ‌مد نظر قرار خواهد گرفت‌. با توجه به انتخاب روش هيدروگراف SCS براي تبديل بارش-رواناب، تلفات‌ اوليه‌(Initial loss) و زمان ‌تأخير و شماره ‌منحني‌(CN) وزني ‌حوضه یا زير حوضه‌ها بعنوان پارامترهاي ‌واسنجي‌ ‌در نظر گرفته خواهند شد هر چند در برخی منابع پیشنها شده است که در هنگام کالیبراسیون بهتر است علاوه بر جریان پیک- حجم زیر منحنی هیدروگراف و زمان رسیدن به پیک در مقابل داده های اندازه گیری شده کنترل شود(16). محدودیت فعلی مدل نامبرده نداشتن انتخاب (option) ذوب برف است که در نسخه جدید آن این محدودیت برطرف گردیده و بزودی منتشر می شود. البته در این تحقیق تاکید بر استفاده از مدل خاصی نیست بلکه داده های فراهم شده را می توان با هریک از مدلهای هیدرولوژیکی که بتواند اهداف طرح را تامین نماید مورد تحلیل قرار داد. 

2-4    پس از دسته بندي حوضه هاي آبخيز در مناطق اقليمي و اکولوژيکي مربوطه، تحليل هاي لازم در مورد افزايش يا کاهش سيل و دلايل آن در هر منطقه بيان خواهد شد.

حتي الامکان راهکارهاي اجرايي تخفيف سيل در هريک از حوضه ها، از طريق شبيه سازي هيدرولوژيکي حوضه هاي آبخيز با تاکيد بر عمليات بيولوژيکي ارايه خواهد شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:59  توسط محمد خسروشاهي  | 

بنا به دعوت قبلي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس براي انجام يك سخنراني در جمع دانشجويان اين دانشكده روز سه شنبه مورخ 17/2/87 مهمان اين عزيزان بودم. سعي كردم اين سخنراني طوري باشد كه منوط به يك رشته تخصصي خاص نباشد و  بتواند تا حدودي افق ديد دانشجويان را با زمينه كاري آينده آنها روشن تر كند

بحثي را كه بميان كشيدم رابطه نزديك و هماهنگ آبخيزداري و بيابان زدايي بود كه متاسفانه در بخش هاي اجرايي و بعضا تحقيقاتي اگر چه هر يك از بخش هاي مربوطه از سالها پيش عمليات آبخيزداري و مهار بيابان زايي را در گستره كاري خود بدون توجه به آثار مشترك اين دو بخش كاري انجام مي دهند ولي كماكان هر بخشي و بويژه بخش بيابانزدايي بدون توجه به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز عمليات خود را در مناطق پايين دست متمركز كرده است لذا سخنان من براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي بود. اقدامي كه تا كنون از طرف بخشهاي اجرايي به آن توجه كافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو  و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي باشد و يا وزارت نيرو . لذا تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي هم افزايي امور مربوط به آبخيزداري و مهار بيابانزايي آنهم در زماني كه تمامي دستگاههاي دولتي براي ارايه برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران (افق 1404) بسيج شده اند يكي از ضروريات كار است.

در اين نشست بنا به رشته تحصيلي دانشجويان شاخص هاي بيابانزايي فقط از جنبه آب مطرح شد و به ساير جنبه هاي بيابان زايي اشاره اي نكردم. در اين زمينه سه شاخص مهم به شرح معرفي شد:

سيلخيزي و فزوني سيلابهاي مخرب

فزوني و جاري شدن سيلاب‌هاي مخرب يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند چرا كه باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند. اين سيلابها در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند. نتيجه اين وضعيت كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه و پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي باشد. علاوه براين ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. 

افت سطح آبهاي زيرزميني:

بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهره‌برداري آب‌هاي زيرزميني در حوزه‌هاي اصلي كشور نشان مي‌دهد كه حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني بهره‌برداري مي شود از اين نظر در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. اين در حالي است كه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند. توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري و فقدان مديريت مصرف آب از عمده‌ترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب مي شوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي به‌طور متوسط حدود 30 درصد برآورد مي‌شود. اين نكته را بايد متذكر شد كه در بسياري از مناطق ايران  متعاقب افت سطح آب، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد.

- آلودگي و شور شدن آب

يكي از منابع عمده آلودگي آب‌ استفاده روز افزون از نهاده‌هاي كشاورزي از جمله كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات است. سموم كشاورزي و كودهاي شيميايي كه در سالهاي اخير براي مبارزه با آفات و تقويت خاك كاربردهاي زيادي پيدا كرده است، با نفوذ در منابع آب‌هاي سطحي و زيرزميني، زمينه آلودگي منابع آبي كشور را فراهم نموده‌است. سالانه حجم انبوهي از پساب‌هاي كشاورزي از طريق رودخانه‌ها و زهكش‌ها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نموده است. آمار و ارقام نشان مي دهد كه هر سال حدود ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه 6۰ تا7۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. علاوه بر شوري آب كه بر اثر كشاورزي نادرست صورت مي گيرد با توجه به تشكيلات زمين شناسي شور در بسياري از مناطق خشك ايران، شور شدن آب بطور طبيعي نيز اتفاق مي افتد بايد گفت گسترش شوري در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاق‌هاي نمك و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست، بزرگترين مشكل وجود تشكيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك مي باشد كه تقريباً در اكثر نقاط ايران وجود دارد. بطور كلي كويرهاي نمكي به صورت مركز اصلي پخش نمك عمل مي كنند كه در بخش سطحي توسط آب و باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجای مي‌گذارند به اين ترتيب روان آبهايي كه از مناطق بالادست حوضه بسمت پاياب جاري مي شوند در بسياري از موارد به دليل عبور از همين سازندهاي آلوده به گچ و نمك  شور شده و گذشته از اينكه كيفيت نامناسبي براي شرب و يا كشاورزي پيدا مي كنند، مناطق پايين دست خود را نيز آلوده كرده و به نوعي سبب بروز و تشكيل بيابانهاي ثانويه مي شوند.

عمليات آبخيزداري در جهت مهار بيابانزايي است :

در حال حاضر عمده عمليات آبخيزداري در دو قسمت از حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد.

الف-پخش و گسترش سیلاب در پایاب حوضه

بطور معمول پخش و گسترش سيلاب با اهداف زير انجام مي گيرد:

1- تغديه مصنوعي آبخوانها به منظور جلوگيري از:

Ø        پيشروي آبهاي شور در  لايه هاي آب شيرين

Ø         نشست زمين

2-تثبيت شن هاي روان با استفاده از مواد معلق موجود در سيلاب مانند لاي، رس و مواد آلي،

3- آبشويي خاكهاي شور

4- احياي زمين هاي فرسايش يافته از طريق ايجاد بندهاي خاكي،

5- احياي مراتع و پوشش گياهي منطقه و درختكاري بمنظور ايجاد بادشكن،

با نگاهي به اهداف پخش سيلاب متوجه مي شويم كه تمام سرفصل هاي كاري مربوطه هر يك به نوعي در جهت مهار بيابان زايي است

ب-مديريت وكاربري حوضه در سراب (برای کاهش سیلاب)

همانطور كه ديده مي شود عموما كارهايي كه در سراب حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد بيشتر مربوط به مديريت و كاربري حوضه است در واقع مدیریت و كاربري اراضي همان اقداماتي است كه برای حفاظت از آب وخاك و درنهايت كاهش رواناب وسيلاب )كاهش ومهار خسارات سيل ) انجام می شود در اين مورد دو هدف كلي زير مورد توجه قرار مي گيرد

1-ایجاد و توسعه پوشش گياهي به منظور افزايش نفوذ پذيري و ذخيره رطوبت،

2- عمليات سازه اي كوچك ومتوسط در آبراهه ها براي كاهش فرسايش وافزايش ذخيره آب.

با توجه به توضيحات مشروحي كه در بخش سيلخيزي بدان اشاره شد تامين دو هدف فوق از نظر آبخيزداري نيز هر يك منجر به مهار بيابان زايي مي شود بنا براين از نظر علوم مربوطه عرصه كاري عمليات آبخيزداري و بيابان زدايي نمي توانند جداي از هم باشند و در عمل نيز مديريتي درست و كارآمد است  كه بتواند هرچه بيشتر ديدگاهها و تعاملات درون و برون سازماني را به هم نزديك كند. مشكلي كه هم اكنون بوضوح در سطوح مختلف سازماني ديده مي شود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:43  توسط محمد خسروشاهي  | 

- روش تحقيق

روش انجام تحقيق تحليلي- آماري است و بر حسب مورد از روش شبيه سازي هيدرولوژيکي در تبديل رابطه بارش- رواناب با استفاده از مدل هيدرولوژيکي HEC-HMS استفاده خواهد شد. تکيه گاه اساسي تحقيق نمونه هاي مشخصي از حوضه هاي آبخيز است که تا حد امکان واجد داده هاي اقليمي و هيدرومتري دراز مدت باشند نقشه هاي خاک- پوشش گياهي- کاربري اراضي – توپوگرافي- تصاوير ماهواره اي و در صورت لزوم عکس هاي هوايي از ديگر مواد مورد نياز است.

مراحل انجام کار:

 1- بررسي تخريب پوشش گياهي وکاربري اراضي:

1-1- براي بررسي کاربري اراضي و تخريب پوشش گياهي از گذشته تا حال از کليه منابع و اطلاعات موجود اعم از تصاوير ماهواره اي، عکس هاي هوايي، نقشه هاي توپوگرافي و مطالعات انجام شده احتمالي در حوضه هاي کاري در جهت تکميل و همزمان نمودن با دروه هاي مطالعه اقليم استفاده بعمل خواهد آمد. بديهي است تهيه سالانه اين اطلاعات مقدور نبوده بلکه براي مقاطع خاصي امکان پذير است( در صورت ناهمزماني با دوره هاي انتخابي اقليم، دوره هاي در دسترس کاربري اراضي، ملاک عمل قرار مي گيرد). در هر مقطع زمانی (که پس از جمع آوری و بررسی داده های هیدرواقلیمی تعیین خواهد شد) تغییرات پوشش گیاهی و کاربری اراضی با استفاده از داده های دورسنجی (تصاویر رقومی) و یا مطالعات انجام شده احتمالی در حوضه مربوطه مشخص می شود. 

1-2- در بررسي مقدماتي بطور نظري، افزايش (يا کاهش) تعداد سيلابها در دوره هايي که وضعيت پوشش گياهي و ياکاربري اراضي تغيير يافته است بررسي مي شود همچنين در صورت امکان تعداد افزايش جمعيت دامي که از حوضه مربوطه استفاده مي کنند بمنظور تاثير غير مستقيم آنها در افزايش سيلاب  در طول دوره مطالعاتي از طريق همبستگي مورد بررسي قرار مي گيرد.

1-3- در صورتي که وضعيت اقليمي حوضه اي در طول دوره مطالعاتي، تغيير قابل ملاحظه اي نکرده باشد ولي وضعيت پوشش گياهي و کاربري اراضي در آن حوضه تغيير کرده باشد براي نشان دادن تاثير تغيير پوشش گياهي و نوع کاربري در افزايش و کاهش سيلاب، وضعيت گذشته و حال حوضه با استفاده از مدل هيدرولوژيکي (HEC-   HMS) شبيه ساري مي شود. براي اينکار به ترتيب زير عمل مي شود

1-3-1 با استفاده از نقشه خاکشناسي حوضه، گروههاي هيدرولوژيکي خاک تعيين مي شوند(لازم به توضيح است چون تغيير و تحول خاک مانند پوشش گياهي سريع نمي باشد لذا يک لايه نقشه که از اطلاعات در دسترس و موجود تهيه شود براي کل دوره کفايت مي کند).

1-3-2  با استفاده از نقشه هاي پوشش گياهي وکاربري اراضي تهيه شده براي مقاطع مختلف مطالعاتي و نقشه گروههاي هيدرولوژيکي خاک، نقشه و يا مقادير عددي  CN (شماره منحني در روش SCS ) براي هر دوره تهيه مي شود       

1-3-3 با استفاده از بارشهاي با عمق معين و مشترک در دوره هاي مطالعاتي، مقادير سيلاب در هر دوره  با استفاده از روش SCS  محاسبه مي شود. با توجه به اينکه در هر بار اجراي مدل (امکان محاسبه سيلاب در روش SCS بدون اجراي مدل هم امکان پذير مي باشد) و در هر دوره شرايط اقليمي ثابت بوده و فقط پوشش گياهي و کاربري اراضي تغيير کرده است لذا افزايش يا کاهش سیلاب محاسبه شده در هر يک از دوره هاي مطالعاتي فقط ناشي از تغييرات کاربري و پوشش گياهي خواهد بود. علاوه بر آن در اين مرحله مي توان  بارش هايي را شناسايي کرد که در دوره هاي قبلي سيلابي نبوده اند و در دوره اخير منجر به سيلاب شده اند.

 

2- بررسي اقليمي موضوع:

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

اهداف طرح:

با توجه به نقش بارز پوشش گیاهی در کاهش بروز سیلاب ضمن بررسی ارتباط این عامل در تشدید و فزونی سیلابها در چند دهه گذشته رابطه نوسانات احتمالی اقلیم با بروز این پدیده و همچنین سهم مشارکت هر یک از این دو عامل در فراوانی سیلاب ها نیز بررسی می شود. بنا براین اهداف اصلی این طرح را می توان بشرح زیر بر شمرد.    

 - بررسي تاثير تخريب پوشش گياهي و تغييرات کاربري اراضي در روند افزايشي و تشديد سيلاب در چند دهه اخير

- بررسي روند وقوع و شدت سيلابها و ارتباط آن با نوسانات احتمالي اقليم  در چند دهه اخير

آگاهي از وجود يا عدم وجود تغيير در نوع نزولات جوي نيز هدف فرعي طرح را تشکيل مي دهد

 

سوابق تحقيق در داخل و خارج از كشور با تاكيد بر نتايج آنها :

پيش بيني آب و هواشناسان و هيدرولوژيست ها حاکي از آن است که در طول قرن حاضر اقليم مرطوب تر و رگباري تر خواهد شد و تراز سطح آب درياها نيز بالا خواهد آمد(13). اين موضوع منجر به خطر سيل در رودخانه هاي داخلي و ساحلي شده و صدماتي را به وضعيت اقتصادي و اجتماعي بعضي از کشورها وارد خواهد کرد. Werritty و همکاران(13) از تحليل آمار و داده هاي بلندمدت رودخانه هاي اسکاتلند دريافتند که از دهه 1950 سيلابها فراوانتر و شديدتر شده اند. هرچند در مورد افزايش غيرمعمول وقوع سيلابهاي بزرگ بر اثر تغيير اقليم مدرک آشکاري در دست نيست اما اين وضعيت با دوره هاي سيلابي در گذشته و پيش بيني هاي جاري سيلابها که تحت نام سناريوي تغيير اقليم از آن ياد مي شود توافق دارد. هرچند بعضي از محققين افزايش سيلابهاي بزرگتر و شديدتري را در اثر تغيير اقليم نويد مي دهند اما بعضي ديگر کم شدن رواناب متوسط سالانه و افزايش سريع دبي هاي حداقل را نيز ناشي از تغيير اقليم مي دانند(11).

 Loucas و همکاران(9) بمنظور بررسي پتانسيل اثرات تغيير اقليم آينده روي وقوع جريانات سيلابي تحقيقي را در دو حوضه کوهستاني واقع در دو ناحيه اقليمي مختلف کانادا انجام دادند نامبردگان در اين تحقيق که با استفاده از يک مدل حوضه آبخيزانجام شد هنگام شبيه سازي تغييراتي را در دما، بارش، پوشش گياهي، پوشش ابري و ساير پارامترهاي دخيل در توليد سيلاب بوجود آوردند0 نتايج نشان داد که اقليم آينده در دو حوضه مورد مطالعه مرطوب تر و گرم تر از حال حاضر خواهد شد و اکثريت وقايع سيل در حوضه هاي باراني ساحلي اتفاق خواهد اقتاد همچنين تحليل ها نشان دادند رويهم رفته بزرگي و فراواني وقوع سيلابها در بعضي ازحوضه ها افزايش پيدا مي کند. نامبردگان براساس اين يافته ها عمليات مديريتي مختلف را براي غلبه بر اثرات تغيير اقليم آينده در دو حوضه مورد مطالعه پيشنهاد کردند.

Niehoff و همکاران(12) اثرات تغيير پوشش گياهي وکاربري اراضي را در توليد رگبار-رواناب (Storm-runoff ) در يک حوضه متوسط مقياس در آلمان (SW-Germany ) بررسي کردند اين محققين بر اساس سناريوهاي مختلف کاربري، اثر خصوصيات کاربري اراضي را با استفاده از مدلهاي فيزيکي هيدرولوژيکي در توليد سيل شبيه ساري کردند. نتايج نشان داد که اثر شرايط کاربري اراضي روي توليد سيل بستگي زيادي به خصوصيات بارش و مقياس مکاني (حوضه) دارد بطور مثال تاثير کاربري اراضي براي رگبارهاي همرفتي(Convective storm ) که با شدت بالا همراه هستند با رگبارهاي فرارفتي(Advective storm ) که با تداوم بيشتر ولي شدت کمتر بوقوع مي پيوندند تفاوت دارد. براي بارش هاي همرفتي شرايط کاربري اراضي بويژه  در حوضه هاي بزرگ مقياس تاثير کمي در تشکيل سيلاب دارد، زيرا اين نوع بارش ها مقياس کوچکتري را در بر مي گيرند و لذا تمام سطح حوضه در تشکيل سيلاب مشارکت نمي کند.

Suwanwerakamtorn (14) با استفاده ‌از مدل ‌هيدرولوژيكي ‌HEC-1 وGIS اثرات ‌تغيير كاربري‌ اراضي‌ بالادست‌ حوضه‌ را روي ‌الگوي ‌سيلاب ‌در نواحي ‌پايين ‌دست‌ حوضه ‌مورد ارزيابي ‌قرار داده ‌است‌. پنج‌ مجموعه ‌متغيرهاي ‌مورد نياز براي ‌ورود به‌ سيستم ‌شامل‌بارش‌، ميزان ‌نفود، رواناب ‌سطحي‌، مساحت‌ حوضه‌ و رونديابي ‌سيل ‌بود. هدف‌ نامبرده ‌توسعه‌ و اصلاح‌ مدل ‌هيدرولوژيكي ‌و سيستم‌ GIS براي ‌ارزيابي ‌كمي ‌تغييرات ‌كاربري ‌اراضي‌ روي‌ هيدروگراف ‌سيل‌ خروجي‌ بود، حتي براي ‌اثبات ‌توانايي ‌مدل‌ در شبيه‌سازي ‌هيدروگرافهاي ‌سيل‌ در گذشته ‌و آينده‌ با كاهش‌ و افزايش ‌سطح ‌جنگل‌هاي‌ حوضه‌ نشان‌ داد موقعي ‌كه‌ مساحت‌ جنگل ‌كاهش ‌پيدا مي ‌كند، رواناب ‌حوضه‌ و زير حوضه‌ها بيشتر مي‌شود. به‌ اين‌ ترتيب‌ تأثير تغييرات ‌كاربري ‌اراضي ‌در بالادست ‌حوضه‌، در تراز سيل‌ پايين ‌دست ‌حوضه‌ نشان‌ داده ‌شد.

در همين زمينه در يک تحقيق علمي در ژاپن(7) براي ارزيابي چند نوع کاربري اراضي(جنگلها- شاليزارها و مزارع شيب دار و مناطق مسکوني ) يک حوضه آبخيز به مساحت 100کيلومتر مربع انتخاب گرديد. 60 درصد اين حوضه داراي پوشش جنگلي 34 درصد اراضي زراعي و 6 درصد باقيمانده را اراضي مسکوني تشکيل مي داد. با انجام اين تحقيق، محققان دريافتند که نوع کاربري اراضي در يک حوضه آبخيز در ميزان آب خروجي از حوضه موثر است زيرا در نواحي کاملا جنگلي ميزان آبدهي 55 درصد ريزش جوي و در اراضي مسکوني 85 درصد ريزش را به خود اختصاص داده بود.

در تحقيق ديگري (4) به منظور نشان دادن نقش درختان در کاهش رواناب، حوضه آبخيزي به مساحت 24 هکتار که پوشيده از گياه بود انتخاب گرديد. در اين حوضه که روزانه حدود 6 ليتر آب از خروجي آن خارج مي شد پس از سوزاندن پوشش گياهي همين حوضه، آب خروجي روزانه به حدود 1400 ليتر رسيد (در فاصله اين دو مطالعه بارندگي وجود نداشته است). اين افزايش جريان آب پس از سوزاندن درختان در واقع ناشي از آبي است که پيش از آن بوسيله پوشش گياهي تبخير و تعرق مي شد و در نتيجه ظرفيت ذخيره آب خاک براي بارانهاي بعدي افزايش مي يافت. بر همين باور يکي از علل موثر وقوع سيل در ايران تخريب جنگلها و مراتع قلمداد مي شود و بسياري از متخصصين و کارشناسان اجرايي تخريب پوشش گياهي و منابع جنگلي را در افزايش سيل خيزي و خسارات ناشي از آن امري انکارناپذير مي دانند(1). در تحقیقی که در حوضه شفارود(استان گیلان) به منظور اثر بهره برداری جنگل در سیل خیزی حوضه در دو دوره قبل و بعد از بهره برداری انجام شده است نتایج گویای تاثیر مستقیم تعداد و حجم درختان بهره برداری شده در دبی های پیک و رژیم آبدهی حوضه بوده است(5 ) این در حالی است که نتایج تحقیق دیگری که به همین منظور در حوضه آبخیز گرگانرود انجام گرفته تغییرات آبدهی اکثر ایستگاههای مورد مطالعه را ناشی از تغییر در مقدار بارندگی و حتی نوع بارش می داند که در اثر تغییر در شرایط اقلیمی منطقه بوقوع پیوسته است (6 ). هر چند بعضي اعتقاد دارند که اينگونه سيلها در گذشته نيز وجود داشته ولي چون جمعيت انساني و دامي و کشاورزي کم بوده و گسترش مراکز جمعيتي در سيلابدشتها به اندازه امروز نبوده است لذا خسارات بسيارکمتر بوده و جريان سيل انعکاس وسيعي نداشته است.  بطور کلي اکثريت تحقيقاتي که در قالب پايان نامه هاي دانشجويي و طرحهاي تحقيقاتي در رابطه با اين موضوع در ايران انجام شده بطور مجرد به بررسي عوامل موثر بر سيلاب پرداخته اند و تحقيق مستندي براي بررسي علل اقزايش سيل در چند دهه اخير به چشم نمي خورد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:15  توسط محمد خسروشاهي  | 

بررسي علل افزايش و تشديد سيل در ايران[1]

اين پروژه ملي در 8  ناحيه اقليمي ایران شامل: شيراز حوضه مهارلو ، تهران حوضه طالقان،  خراسان حوضه کارده، گلستان حوضه گرگانرود، لرستان حوضه تيره ، هرمزگان حوضه میناب و تبریز حوضه صوفی چای پيشنهاد شده است (تعداد حوضه هاي آبخيز طوري انتخاب شده است که حتي الامكان مناطق اقليمي و اکولوژيکي مختلف را در کشور پوشش دهد.)

                      

 مقدمه: بررسي آمار و ارقام نشان مي دهد 58 درصد کل افرادي که در اثر بلاياي طبيعي در جهان کشته شده اند مربوط به سيلاب بوده است(14) از اين نظر مي توان گفت سيلاب از نظر تلفات جاني و مالي مهيب ترين بلاي طبيعي در جهان محسوب مي شود. بر اساس جديدترين آمار ارايه شده[۲] در  ايران‌  در طول ‌53 سال  ‌گذشته )1330تا 1383)  تعداد 4185 مورد سیل حادثه خيز به ثبت رسيده است آمار مذكور نشان مي دهد فراواني وقوع سيل در دهه 1330 تا 1339 تعداد  179 مورد بوده است و اين تعداد در دهه 1370 تا 1379 به 2053 مورد افزايش پيدا كرده است. به استناد آمار و ارقام موجود در گزارش موصوف، در طول 53 سال گذشته  5821 شهر، و  245567  واحد مسكوني در اثر سيلاب‌خسارت‌ديده‌اند. تعداد 11739 نفر  تلفات  ‌انساني  ‌و  470691  رأس  ‌تــلفات ‌دامي ‌وجــود داشته  ‌است ‌و  جمــعاً 1206504 هـكتار  از اراضي كشاورزي ‌خسارت ديده‌اند. گزارشهايي که از وقوع سيلاب در ايران تهيه شده نشان مي دهد هر چه به زمان حاضر نزديکتر مي شويم تعداد سيلها و خسارات آنها بيشتر شده است. بطوري که متوسط خسارات سالانه سيل از 17.2 ميليون دلار در دهه 1330 به 134 ميليون دلار در دهه 70 رسيده است. از طرف ديگربررسي هاي کارشناسي نشان مي دهد که سطح‌ مناطق‌ سيل‌گير در حاشيه ‌رودخانه‌ها و مسيل‌ها نيز افزايش‌ يافته است بطوريکه  بــخش وسيعي‌از جاده‌هاي ‌كشور و تأسيسات‌صنعتي ‌در  معرض خطر سيلگيري و  تخريب ‌قرار گرفته اند. خسارات ‌دو سيل‌ مهيب‌ و سراسري ‌سالهاي ‌1365 و 1371 همچنان‌ در اذهان ‌باقي مانده ‌است. خسارتي ‌كه ‌بر اثر سيل‌ سال ‌1371 به  ‌بيش ‌از  12 استان ‌ايران ‌وارد شد پس از زلزله ‌بهار 1369 )استان هاي  ‌گيلان  ‌و  مازندران)  سنگين‌ترين  ‌صدمه  ‌بوده  ‌است‌.  در  جريان  ‌اين‌  ‌سيل‌  بيش‌  از500 نفر  جان  خود  را  از  دست‌  دادند  و  قريب‌  يك‌  ميليارد  دلار  خسارت‌  به‌  مردم‌  وارد شد(3 ). از اين نظر درک علت واقعي بروز سيلاب هاي مخرب و خسارت آفرين اهميت شايان توجهي دارد زيرا مي تواند در انتخاب استراتژي و راه حل هاي مناسب مورد استفاده قرارگيرد و از اقدامات نسنجيده و زيان هاي مالي آن تا حدودي جلوگيري نمايد.

از آنجا که مباحث مطرح شدهء علل افزايش سيل  در محافل ذيصلاح در بسياري از موارد بر حدس و گمان استوار بوده و پايه و اساس مستندي ندارد لذا تحقيق حاضر بر آن است تا با استفاده از آمار و ارقام موجود و بطور مستند رابطه شدت و فراواني وقوع سيلابها را با دو عامل اساسي و موثر در تشکيل و تشديد آن يعني تخريب پوشش گياهي (کاربري اراضي) و نوسانات اقليمي مورد بررسي قرار دهد. بدين منظور پس از انتخاب تعدادي حوضه آبخيز واجد آمار مناسب در مناطق اقليمي و اکولوژيکي مختلف کشور نسبت به جمع آوري آمار دبي های روزانه حداکثر سالانه و لحظه اي آنها و بارش هاي مربوطه در طول دوره مطالعاتي اقدام شده، سپس با تعيين آستانه اي براي انتخاب سيل هاي مورد بررسي و استفاده از روش سريهاي جزئي(Partial series ) آمار مربوطه مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند. پس از مشخص شدن تعداد سيل هاي حادث شده در هر دهه براي علل افزايش (ياکاهش) آنها وضعيت کاربري حوضه و بارش هاي مربوطه (به شرح روش تحقيق) تجزيه و تحليل مي شوند. در پايان کار کليه حوضه ها با توجه به موقعيت اقليمي و اکولوژيکي دسته بندي شده و ميزان و سهم مشارکت هر يک از عوامل در افزايش سيلابها تعيين مي شود 

- واژه‌هاي كليدي: سيل/پوشش گیاهی/ اقليم/ کاربري اراضي/ حوضه آبخيز



[1] - مجری مسئول: محمد خسروشاهی

[۲] - دفتر مهندسي و ارزيابي طرحها-سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، 1386

                

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

 

اين روش مطالعه بويژه براي كساني كه از مدلهاي نرم افزاري بارش-رواناب، مانند مدل هيدرولوژيكي HEC.HMS استفاده مي كنند بسيار مفيد و راهگشاست. گرچه براي تحليل دبيهاي پيك سيلاب و برآورد آنها در زيرحوضه ها ي فاقد آمار از روشهاي سنتي - تجربي  نيز استفاده مي شود ولي كاربرد مدل HEC.HMS براي اولويت بندي مناطق سيلخيز با اين روش انجام كار را بسيار ساده و تسريع خواهد كرد. براي رسيدن به اهداف مورد نظر به تربيب زير عمل مي شود.

1-     پس از جمع آوري آمار و ارقام مربوط به دبي هاي پيك لحظه اي و سالانهء منطقهء مورد مطالعه و انتخاب دوره پايه و  بررسي نظري داده ها و تعيين  حد مجاز تطويل سالهاي آماري بر اساس روش WMO يا روش منسوب به SCS  بازسازي و تكميل آمارآنها بر اساس روشهاي متعارف در هيدرولوژي اقدام مي شود.

2-     تجزيه و تحليل آمارهاي دبي حداكثر لحظه اي در تواترهاي محتلف نيز بر اساس توزيعهاي رايج در هيدرولوژي (نرمال، لوگ نرمال دو متغيره و سه متغيره، پيرسون، لوگ پيرسون، گاما و گمبل) با استفاده از نرم افزارهاي HYFA و SMADA  انجام مي شود. بر اساس بهترين توزيع، ميزان دبي حداكثر لحظه اي براي دوره هاي بازگشت مختلف تعيين مي شود.

3-      براي برآورد سيلاب در حوضه يا زيرحوضه هاي فاقد آمار نيز از روش تحليل منطقه اي سيلابIndex Flood Method  و يا روشهاي تجربي ديگر مانند روش كريگر و ديكنز و امثال آن استفاده مي شود. بديهي است روشهاي نامبرده تقريبا در كليه كتابهاي هيدرولوژي معرفي شده و بكرات نيز در مطالعات آبخيزداري و منابع طبيعي توسط مشاورين استفاده شده و لذا براي جلوگيري از اطاله كلام در اينجا از ذكر جزئيات آن خودداري مي شود.

4-      براي برآورد سيلاب در حوضه و زيرحوضه ها و طبقه بندي زيرحوضه ها از نظر شدت سيل خيزي و همچنين ارايه روشهاي مناسب براي كنترل و تخفيف سيلاب و نيز ميزان اثرگذاري عمليات پيشنهادي در تخفيف سيلاب (با استفاده از مدل معرفي شده ) به ترتيب زير عمل مي شود.