تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

کسب انرژی خورشیدی حتی در هوای ابری

 با بالا رفتن هزینه‌های انرژی، برخی از آلمانی‌ها آرزو دارند گرمای تابستان را برای زمستان ذخیره کنند. این کار دیگر غیر ممکن نیست. یک گروه پژوهشی از دانشگاه فنی برلین، مشغول طرح یک ذخیره‌گاه انرژی خورشید در تابستان است. مارتین بوخ‌هلتس (پژوهش‌گر دانشگاه برلین) می‌گوید: یک فنجان قهوه، زودتر از یک‌ پارچ قهوه سرد می‌شود. هم‌چنین یک پارچ زودتر از یک مخزن بزرگ سرد می‌شود. پس می‌توان گفت که برای ذخیره انرژی خورشید باید از مخزن‌های بزرگ استفاده کرد. اما كار  به این آسانی نیست. برای این‌که گرما برای کل زمستان کافی باشد احتیاج به مخزنی با حجم حداقل ۳۵ ‌مترمکعب داریم! مسلما کسی مخزنی به این بزرگی در خانه خود ندارد. یک کارشناس از انجمن اروپایی منابع انرژی‌های تجدید پذیر(یوروسولار  Eurosolar)  نیز تاکید می‌کند که در حال حاضر ذخیره‌کردن انرژی فصلی به نتیجه‌ای نمی‌رسد: زیرا به طور معمول مخزن‌های بزرگ بسیار گران هستند. درست است که در برخی از خانه‌ها منبع‌هایی هستند که از نظر تکنیکی کار می‌کنند، اما به نظر او، هنوز یک بازار انبوه از این مخزن‌ها وجود ندارد! به همین خاطر، تیم پژوهشی مارتین بوخ‌هلتس، هدفش تولید کردن مخزن‌هایی با حجم کمتر، یعنی زیر ۱۰ متر مکعب است. برای ذخیره کردن انرژی خورشید در تابستان، آن‌ها مخزنی در پشت‌‌بام یک ساختمان آزمایشی می‌گذارند. در طول تابستان، در آن مخزن به‌جای آب معمولی، محلولی از آب نمک می‌ریزند. بوخ‌هلتس شرح می‌دهد که نور آفتاب این محلول را گرم می‌کند، آب بخار می‌شود، و مخلوطی که باقی می‌ماند مقدار نمک بالایی دارد. در آخر تابستان این مخلوط حاوی یک سوم نمک و دوسوم آب خواهد بود. آب شور باقی‌مانده تا فصل زمستان در این مخزن می‌ماند. در زمستان باردیگر ازمخزن برای تولید بخار آب استفاده می‌شود. در این فصل یا آب باران وارد مخزن می‌شود یا آن را با آب لوله‌کشی پر می‌کنند. برای این فرایند، انرژی خورشید در زمستان کفایت می‌کند، زیرا که آب داخل مخزن فقط باید بین ۱۵ تا ۲۰ درجه گرم شود. در نهایت، نمک که همواره رطوبت هوا را می‌گیرد، هوای مرطوب وارد شده به مخزن را، یعنی همان بخار آب را به مایع تبدیل می‌کند و در این جریان گرما آزاد می‌شود! و به گفته مارتین بوخ‌هلتس، خانه‌ای که خوب عایق‌بندی شده دیگر احتیاجی به شوفاژ ندارد! امروزه هزینه تاسیسات برای فراهم کردن آب گرم جهت استفاده‌های مختلف، از جمله برای شوفاژ، حدود ۱۵ هزار یورو است. درست است که هزینه مخزن ذخیره انرژی خورشیدی به ۱۹ هزار یورو می‌رسد، اما دیگر نیازی به خریدن بخاری یا مخزن نفت هم نیست. تیم پژوهشی دانشگاه برلین قصد دارد این تکنولوژی را در ابتدا (در سال ۲۰۱۰) صرفا برای دوستداران تکنیک و مهندسان وارد بازار کند. هم اکنون تنها یک درصد خانوارهای آلمانی از انرژی خورشیدی برای گرم کردن خانه‌ی خود استفاده می‌کنند. آن‌ها به طور معمول از مخارج تهیه این تکنولوژی واهمه دارند! اما به گفته کارشناسان انرژی، استفاده از این تکنیک به‌زودی به‌صرفه خواهد بود، زیرا قیمت انرژی‌های فسیلی همواره بالا خواهد رفت! به گفته کارشناسان انرژی، تفاوت‌های فصلی در آلمان شدید هستند؛ به طوری که ممکن است در تابستان همان مقدار انرژی خورشیدی در یک مخزن جمع شود، که در یک روز زمستانی جمع می‌شود.این مخزن ذخیره‌کننده‌ی فصلی (که به‌طور موقت به نام واترگی Watergy خوانده می‌شود) قرار است وارد بازار بین‌المللی شود. ولی در ابتدا باید بر یک سری مشکلات تکنیکی غلبه شود! برای مثال این‌که مخزن از چه ماده‌ای باشد که بتواند در برابر این محلول نمک شدید مقاومت کند  .به هر حال داشتن خانه‌ای که هیچ مصرف انرژیی نداشته باشد، چا‌لشی بزرگ است؛ چه از نظر تکنیکی، چه از نظر اقتصادی

منبع:http://unitedleft.blog.com/انرژی‌های%20تجدیدپذیر/

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 12:27  توسط محمد خسروشاهي  | 

طبقه بندی بیابانها (2)

                                                      .......ادامه مطلب قبل

متغيركليدي ديگري كه براي توصيف توزيع مكاني بيابانها بكار مي رود، پوشش گياهي طبيعي و بعبارت بهتر غيبت انواع گونه هاي گياهي قابل توجه در اين مناطق است. پوشش گياهي مناطق بياباني دنيا ارتباط مستقيمي با عرضهاي جغرافيايي كره زمين دارد. از آنجا كه تراكم كم پوشش گياهي يك خاصيت ذاتي بيابان است از اين رو طبقه بندي بيابان بر اساس تراكم گياهي مشكل است. بهتر است توصيف نوع پوشش گياهي به مولفه پايا بودن گياهي محدود شود زيرا حضور گياهان يكساله محدود به دوره هاي كمياب رطوبت كافي زمين وابسته است.

طبقه بندي ديگري كه در مورد بيابان ديده مي شود، تقسيم آن، به دو نوع بيابان گرم و خشك و بيابان سرد است. تفاوت اين دو نوع بيابان براساس ميزان بارندگي، درجه حرارت، موقعيت عرض جغرافيايي و توصيفي از نحوه زندگي جانوران و گياهان در اين دو محل صورت گرفته است(5 و 6). به استناد اين طبقه بندي بيشتر بيابانهاي گرم و خشك، نزديك حاره و اطراف مدارين راس الجدي و راس السرطان و بيابانهاي سرد نزديك قطبين كره زمين قرار گرفته اند. دامنه دمايي در بيابانهاي گرم و خشك 20 تا 25 درجه سانتيگراد و حداكثر درجه حرارت در اين بيابانها به 43 تا 49 درجه سانتيگراد مي رسد در حاليكه در بيابانهاي سرد دامنه دمايي در زمستان از 2- تا 4 درجه و در تابستان از 21 تا 26 درجه سانتيگراد است. بيابانهاي گرم و خشك بارندگي كمي دارند و اين بارندگي معمولا در دوره هاي كوتاهي در بين دوره هاي بدون بارندگي اتفاق مي افتد. ميانگين بارندگي سالانه در اين بيابانها حدود 150 ميلي متر است. بيابانهاي سرد معمولا برف دارند و بارندگي در حوالي بهار اتفاق مي افتد. ميانگين بارندگي سالانه اين نوع بيابان 150 تا 260 ميليمتر است. در بيابانهاي گرم و خشك به ندرت پوشش گياهي ديده مي شود و گياهان موجود نيز سازگاري خاصي براي زندگي در محيط پيدا كرده اند. در بيابانهاي سرد پوشش گياهي پراكنده است و در برخي مناطق حدود 10درصد سطح زمين بوسيله گياه پوشيده مي شود.

بيابانهاي دنيا به چهار دسته؛ بيابانهاي گرم وخشک- بيابانهاي نيمه خشک- بيابانهاي ساحلي و  بيابانهاي سرد نيزتقسيم شده اند(7 و 8 ). در اين تقسيم بندي، خشکي شديدهوا، اختلاف شديددماي شب وروز، تبخيروتعرق بالا، بارندگي کم و پوشش گياهي ضعيف از ويژگي بيابانهاي گرم و خشك محسوب مي شود. مرکزپرفشارجنب حاره وبادهاي شرقي عامل موثردرتشکيل اين بيابانهاست ناگفته نماند بيابان لوت ايران در اين طبقه قرار گرفته است.

در بيابانهاي نيمه خشک، تفكيك قصول مشخص تر از بيابانهاي گرم و خشك وگونه هاي گياهي و جانوري در اين ناحيه رونق بيشتري دارند. تابستانهاي معتدلترخشک و طولاني،بارش کم زمستاني و ميانگين دماي 21 تا 27 درجه سانتيگراد تابستانه از ديگر ويژگيهاي بيابانهاي نيمه خشك است. بيابانهاي مونتانا وحوضه بزرگ درامريکا،گرينلند، شمال روسيه، شمال اروپا، وشمال آسيا در اين طبقه قرار مي گيرند.

 بيابانهاي ساحلي ، زمستانهاي سرد وکوتاه، تابستانهاي نسبتا ًگرم ومعتدل وطولاني دارند. در مقياس جهاني بادهاي شرقي دراين منطقه غالب هستند ومانع نفوذ رطوبت به داخل سواحل مي شود .جريانهاي سرداقيانوسي نيزعامل ديگري درشکل گيري اين نوع بيابانهاهستند.اين جريانهاباعث مي شودتا رطوبت موجود درهواي دريا به صورت مه درطول سواحل ظاهرشود. بيابان ناميب درافريقاي جنوبي وآتاکاما درشيلي در اين طبقه قرار مي گيرند. بيابانهاي سرد عمدتا در مناطق قطبي و جنب قطبي قرار دارند. ريزش برف و هواي سرد زمستاني، بارش باران در طول زمستان و گاهي در تابستان از ويژگي اين مناطق است. ميانگين دامنه بارندگي سالانه در اين مناطق 150 تا 260 ميلي متر است هرچند حداكثر و حداقل بارندگي سالانه به ترتيب 460 و 90 ميلي متر برآورد شده است. همچنين بيابانها به انواع بيابانهاي شني، سنگي، صخره اي، فلاتي و كوهستاني نيز تقيسيم شده است(9). در ايران بيابان ها به دو گروه اصلي؛ بيابان هاي ساحلي و بيابان هاي داخلي تقسيم شده اند (10) همچنین قلمرو بیابانهای ایران از جنبه عوامل محیط طبیعی تعیین شده و نقشه آنها بصورت رقومی نیز تعیین شده است (۱۱).

همانطور كه ديده مي شود تقسيم و طبقه بندي بيابانها اغلب در مقياس جهاني انجام شده و در مناطقي هم كه در مقياس محلي كاري صورت گرفته غالبا عناصر اقليمي مد نظر بوده است درحاليكه در شكل گيري بيابانها بويژه در مقياس محلي(مزو اقليم) هر يك پارامترهاي محيط طبيعي به نوعي دخالت دارند. از اين روست كه براي طبقه بندي و تفكيك تشابهات و تمايزات اين مناطق نيز بايد از كليه عوامل محيطي دخيل در ايجاد شرايط بياباني استفاده كرد كاري كه در اين تحقيق به آن پرداخته خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:25  توسط محمد خسروشاهي  | 

طبقه بندی بیابانها (1)

قبل از شروع بحث لازم می دانم تعريف جامعی براي بيابان هاي طبيعي ايران ارایه کنم:        " به استناد نتایج طرح تحقیقاتی تعیین قلمرو جغرافیایی بیابانهای ایران"

از آنجا كه پيدايش بيابانهاي طبيعي ايران ناشي از اثر مشترك و متقابل عوامل محيط طبيعي از جمله زمين شناسي- هيدرولوژي، ژئومرفولوژي، اقليم، پوشش گياهي و خاك مي باشد لذا در تعريف بيابان هم بايد ويژگيهايي از اين پارامترهاي محيط طبيعي مد نظر باشد. با توجه به اين موضوع و بطور عام مي توان گفت:

بيابان به مناطقي اطلاق مي شود كه داراي انواع سازندهاي شور و گچي بوده و تنوع گونه هاي گياهي كه معمولا شامل گياهان شور روي، ماسه روي و خشكزي مي باشد در آن كم است. در اينگونه مناطق خاكهاي گچي، قليا، شور و يا شور و قليا به فراواني يافت مي شود و خاك معمولا فاقد ساختمان بوده و عمق و ميزان ماده آلي آن نيز كم مي باشد. در اين مناطق رخساره هاي متنوع ژئومرفولوژي از قبيل؛ بدلند، كوير، گنبدهاي نمكي، دشت هاي ريگي و تپه هاي ماسه بادي، نبكا، دغ و رمين هاي بدون پوشش گياهي بوضوح ديده مي شوند.  حد نهايي ميانگين بارندگي سالانه اين مناطق به200 ميليمتر نمي رسد اين مقدار در برخي از مناطق مركزي ايران حتي كمتر از 90 ميليمتر است. در اين مناطق‌ضريب تغييرات بارندگي بيش از 40 ميليمتر ، صريب بي نظمي بارش بيشتر از 13 ميليمتر و ميزان تبخير عموما بيش از 2000 ميليمتر و در مناطقي مانند يزد و سيستان و بلوچستان به بيش از 3000 ميليمتر در سال نيز مي رسد.

ضرورت طبقه بندی بیابانها

گستردگي مناطق بياباني ايران و مشكلات مالي، خدماتي و نيروي انساني مورد نياز سازمانهاي اجرايي، محدوديت هايي را براي عمليات احيا، اصلاح و يا بهره برداري صحيح در سطح وسيع ايجاد مي كند. هنر مديريت بيابان بايد بگونه اي باشد كه با كمترين هزينه بهترين نتيجه را عايد سازمان خود نمايد. مسلما آگاهي از ويژگيها، محدوديتها و همچنين قابليتهاي اين محدوده هاي بياباني يكي از ضروريات كار است. از آنجا كه در پيدايش مناطق بياباني ايران عوامل مختلفي دخالت داشته اند بنا براين نمي توان آنها را در يك طبقه عام تحت عنوان بيابان قرار داد چرا كه در تعيين هر محدوده برخي از عوامل اثر بيشتري داشته اند و بعبارتي نقش اين عوامل در شناسايي مناطق بياباني در برخي از محدوده ها پر زنگ و در برخي مناطق كم رنگتر است و يا برخي مناطق توسط چند عامل و برخي توسط يك عامل بيابان شناخته شده اند. از اين رو ضرورت انجام طرحي تكميلي در راستاي پروژه ملي تعيين قلمرو جغرافيايي محدوده هاي بياباني ايران پايه ريزي شده است كه پس از بررسيهاي لازم و در صورت تصويب اجراي آن آغاز خواهد شد . در طرح موصوف براي تعيين قلمرو بيابانها از 6 عامل محيط طبيعي (شامل: زمين شناسي، اقليم شناسي، هيدرولوژي، ژئومرفولوژي، خاك شناسي و پوشش گياهي )كه اثر متقابل آنها به صورت مشترك در پيدايش ويژگي بيابانها دخالت دارند استفاده شد و برآن اساس محدوده قلمرو بيابانهاي طبيعي ايران بصورت انفرادي و سپس ميزان اشتراك و انفكاك آنها نيز با ارايه نقشه هاي رقومي و مساحي شده تعيين شد. اگر چه در نقشه نهايي حاصل از تلفيق عوامل مورد مطالعه، مجموع سطوح بياباني تحت پوشش عوامل فوق اعم از سطوح مشترك و غير مشترك در گستره ايران معادل 985798كيلومتر مربع محاسبه شد، اما از آنجا كه ميزان اشتراك عوامل تعيين كننده بيابان درنقاط مختلف عرصه ياد شده متفاوت است و بعبارتي برخي از مناطق توسط يك عامل و برخي مناطق توسط چند عامل بيابان شناخته شده است لذا تفكيك مكاني و طبقه بندي مناطق فوق از نظر سختي شرايط محيطي بصورت يك كار تكميلي ضرورت دارد.

سابقه تحقيق :

بيابانها از نظر مشخصه هاي اقليمي، فيزيكي و بيولوژيكي با يكديگر تفاوت دارند(1).  هر چند در جهت تبيين اين تفاوتها براي طبقه بندي بيابانها بويژه از جنبه عوامل محيط طبيعي تحقيقات مستند و مدوني به چشم نمي خورد، اما برخي افراد و كشورها به فراخور نيازهاي كاري خويش مطالعاتي كلي در اين زمينه داشته اند. مي توان گفت ميگز(Meigs ) جزو اولين كساني است كه نسبت به اينكار مبادرت ورزيده است نامبرده در سال 1953 مناطق خشك دنيا را برحسب بارش دريافتي به 3 طبقه مناطق بينهايت خشك، خشك و نيمه خشك تقسيم كرد. مناطق بينهايت خشك سرزمين هايي را در بر مي گيرد كه 12 ماه متوالي بدون بارندگي هستند، مناطق خشك كمتر از 250 ميليمتر بارندگي سالانه دارند و مناطق نيمه خشك داراي بارندگي سالانه بين 250 و 500 ميليمتر است. به عقيده نامبرده مناطق خشك و بينهايت خشك بيابان هستند و مناطق نيمه خشك بعنوان نوار انتقالي (از بيابان) بسمت اقليم هاي مرطوبتر (غير بياباني) محسوب مي شود(2).  در برخي منابع اين منطقه بعنوان استپ يا نيمه بيابان شناخته شده است (3).

روش ديگري كه براي طبقه بندي بيابانهاي دنيا بكار گرفته شده، تقسيم آنها به چهار نوع مجزا و براساس علت خشكي و موقعيت آنها در ارتباط با كنترل هاي اقليمي است از اين نظر مناطق بياباني دنيا به چهار طبقه؛ بيابانهاي ساپتروپكال(جنب حاره يا زير استوايي)، بيابانهاي ساحلي، بيابانهاي با زمستانهاي سرد و بيابانهاي قطبي تقسيم شده اند (1).

سازمان زمين شناسي آمريكا نيز بيابانها را بوسيله موقعيت جغرافيايي و الگوي هواي غالب، به انواع بيابانهاي باران پناهي، ساحلي، مونسوني، قطبي، بادهاي تجارتي و بيابانهاي عرض ميانه تقسيم كرده است(4). اين در حالي است كه در اكثر طبقه بنديهاي مدرن، بيابانهاي ايالات متحده آمريكا و شمال مكزيك به چهار طبقه مجزا گروه بندي شده اند. اين گروه بندي براساس تركيب و توزيع (پوشش) گياهي و رويش گونه هاي گياهي در يك منطقه خاص بيابان صورت گرفته است. بطور معمول جوامع گياهي بوسيله تاريخ زمين شناسي ، خاك و شرايط كانيهاي معدني، ارتفاع و الگوي بارش يك ناحيه شناسايي مي شوند. سه نوع از اين بيابانها - چي هوآ هوآن[1] ، سونوران[2] ، و موجاوه[3] - به دليل دماي بالايشان در طول تابستان تحت عنوان"بيابان گرم" ناميده مي شوند، چرا كه تحول(فرگشت) وابستگي زندگي اين گياهان بطور نسبتا زيادي با جوامع گياهي جنب حاره[4]  شباهت دارد. بيابان حوضه بزرگ آمريكا يعني شمالي ترين قسمتهاي نوادا، قسمتهاي غربي و جنوبي يوتا، تا ثلث جنوبي آيداهو  و  گوشه جنوب شرق اورگان و حتي بخشهايي از كلرادوي غربي و جنوب غرب ويومينگ، تحت عنوان "بيابان سرد" ناميده مي شوند زيرا اين مناطق سردترهستند و خاستگاه زندگي گياهان غالب مانند مناطق حنب حاره نيست.

اين نوع طبقه بندي بيابانهاي آمريكاي شمالي مورد توافق ساير دانشمندان از جمله بيولوژيستها و زمين شناسان نمي باشد. بطور مثال از نظر اين گروه، موجاوه را نمي توان بعنوان يك بيابان مجزا در نظر گرفت، بلكه آن يك زون(ناحيه) انتقالي بين دو بيابان حوضه بزرگ و سونوران است. حتي در بين كساني كه با اين طبقه بندي هم موافقند، روي نواحي دقيق جغرافيايي كه براي هر چهار گروه بيابان تشريح شده است، اختلاف نظرهايي وجود دارد. برخي از دانشمندان براي تعيين تفاوت محدوده هاي بيابان براي چهار نوع بيابان نامبرده علاوه بر توزيع گونه هاي گياهي از معيارهاي ديگري از جمله حيوانات نيز استفاده مي كنند.فلات كلرادو نيز نمونه ديگري از اختلاف نظر دانشمندان براي اين نوع طبقه بندي بيابان است. اين منطقه نيمه خشك يوتاي جنوبي و آريزوناي شمالي كه گراند كانيونهاي عظيم پارك ملي را در بر مي گيرد هنوز نمي تواند نظر موافق كارشناسان را براي اين نوع طبقه بندي بعنوان يك بيابان مجزاي زمين شناسي داشته باشد چرا كه برخي از آنها فلات كلرادو را ابدا در داخل بيابان جاي نمي دهند در حاليكه برخي ديگر اين منطقه بيايان مي دانند.         ..... ادامه دارد.....


[1] - Chihuahuan

[2] - Sonoran

[3] - Mojave

[4] - subtropical

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 12:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

طرح تحقیقاتی "تعيين قلمرو جغرافيايي محدوده هاي بياباني ايران" به پایان رسید

سر انجام طرح ملي تعيين قلمرو جغرافيايي محدوده هاي بياباني ايران پس از گذشت 10 سال در تاريخ 21/12/86 در حضور کارشناسان و اندیشمندان حوزه منابع طبیعی در محل سالن کنفرانس موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با درجه عالي دفاع شد اين پروژه تحقيقاتي در سال 1376 در بخش تحقيقات بيابان- مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور شروع شد و سپس با توجه به موضوعات تخصصي مورد نظر، همكاراني متخصص در زمينه مربوطه از ستاد موسسه و 14 استان واقع در مناطق بياباني كشور انتخاب شدند. مدت زمان 5 ساله پيش بيني شده انجام اين تحقيق به علت فراز و نشيبهاي اعتباري كه در سالهاي اول تحقيق عملا 2 سال سبب ركود اجراي طرح شد همچنين به دليل مشكلات ناشي از انتقال و يا تعويض مجريان و همكاران استاني و در نتيجه تاخير در ارسال اطلاعات مورد نياز براي جمع بندي نهايي حدود 8 تا 9 سال بدازا كشيد و سرانجام گزارش نهايي و آلبوم نقشه هاي تهيه شده در ماه‌هاي پاياني سال 1386 تحويل بخش ستادي موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور شد

چكيده اي از طرح تحقيقاتي موصوف براي اطلاع خوانندگان محترم اين تارنما در پي مي آيد

موضوع بيابان و نگرش سامانه‌اي به آن، چند سالي است كه جدي‌تر از هر زمان ديگري مورد توجه برنامه‌ريزان و نخبگان انديشمند در حوزه‌هاي مرتبط با رشد و توسعه‌ي ملّي و منطقه‌اي قرارگرفته است. سكونتگاههاي بشري، هر روز به دليل افزايش شتابناك شمار آدميان و نيازهاي روبه تزايد آنها با محدوديت‌هايي چشم‌گير مواجه شده و از اين رو، توجه به بيابان و كوير، عرصه‌هاي فراخي كه سال‌ها با كمترين توجه حكومتها مواجه بوده و در سكوتي پرسش‌برانگيز، عملاً ناديده انگاشته مي‌شدند ، اينك رونق گرفته و دولت‌ها مي‌كوشند تا بيشترين و بهينه‌ترين بهره‌مندي پايدار ممكن را از اين زيست‌بوم‌هاي ارزشمند تدارك ببينند.

تعيين قلمرو بيابانهاي واقعي نيازمند دستيابي به اطلاعاتي از پارامترهاي محيط طبيعي است كه اثرات متقابل آنها بصورت مشترك در پيدايش و شكل گيري محيط هاي بياباني تأثيرگذارند. از جمله آنها مي توان به عوامل زمين شناسي، ژئومرفولوژي، اقليم شناسي، هيدرولوژي، خاكشناسي و پوشش گياهي اشاره كرد كه هريك به طور مستقيم يا غير مستقيم در پيدايش شرايط بياباني سهمي بعهده دارند. از اين رو، تحقيق حاضر تلاش كرده است تا در حد امكان، مهمترين ويژگي هاي اين پديده را از دريچه علوم مرتبط مورد كنكاش قرار داده و بر اساس آن محدوده قلمرو بيابانهاي طبيعي ايران را بصورت انفرادي و صرفا از نگاه تخصصي علم مربوطه تعيين كرده و سپس ميزان اشتراك و انفكاك آنها را نيز با ارايه نقشه هاي رقومي و مساحي شده ارايه نمايد. براي اين كار با استفاده از ويژگي هاي تعريف شده در دستورالعمل اجرايي طرح ملي  نسبت به شناسايي و تفكيك قلمرو بيابان هاي طبيعي در استانهاي مورد مطالعه اقدام گرديد و پس از اتمام كار و تهيه نقشه هاي رقومي استاني، با تعيين سيستم مختصات  كشوري و زمين مرجعي و انتخاب نقاط كنترل و راهنما براي تعيين محل نقشه هاي استاني در نقشه كشوري، جانمايي آنها در نقشه سراسري ايران انجام شد.

بررسي انتزاعي عوامل موثر در ايجاد شرايط بياباني كه هر يك بصورت يك لايه رقومي تهيه شده است نشان مي دهدكه بيشترين مساحت مناطق بياباني ايران با سطحي معادل 700991  و 600467 كيلومتر مربع به ترتيب متأثر از عامل اقليم و پوشش گياهي است وكمترين آن در مرحله نخست متعلق به عامل زمين شناسي با سطحي معادل 208041 كيلومتر مربع و بعد از آن به عامل ژئومرفولوژي به مساحت 287316 كيلومتربع مي باشد. مساحت مناطق بياباني ايران از جنبه خاكشناسي نيز سطحي معادل 544320 كيلومتر مربع را در بر مي گيرد. تلفيق دو بدوي نقشه ها نشان داد كه هريك از عوامل مورد مطالعه محدوده هاي متفاوتي را از بيابان معرفي مي كنند از اين رو چنانچه تنها با استفاده از عامل اقليم محدوده هاي بياباني تعيين گردد 42.9 درصد از سطح ايران در زمره مناطق بياباني قرار مي گيرد و اگر تنها عامل زمين شناسي مبناي تفكيك بيابان از غير بيابان قرار گيرد 12.6 درصد از مساحت ايران بيابان قلمداد مي شود. اين در حالي است كه توزيع مكاني بيابان هاي زمين شناسي با اقليم شناسي و ساير عوامل تفاوت آشكاري دارند.  مجموع سطوح بياباني تحت پوشش عوامل ششگانه اعم از سطوح مشترك و غير مشترك معادل 985798 كيلومتر مربع است كه اين مقدار 59.8 درصد از مساحت كل ايران را در برميگيرد.

تلفيق نهائي لايه هاي بياباني بيانگر آن است كه سطحي معادل 278513 كيلومتر مربع (معادل 16.9 درصد مساحت كشور) از گستره ايران زمين را بيابانهاي سخت يا واقعي در برگرفته است. قلمرو ياد شده همان بيابانهاي واقعي يا مطلق (Real Deserts) هستند كه منابع زيستي با محدوديتهاي مختلف محيطي روبرو بوده و امكان توسعه فرآيندهاي زيستي به شدت محدود مي شود.

همچنين نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بيش از 51521 كيلومتر مربع از مساحت ايران را تپه هاي شني و شنزارها (اعم از دشت ريگي فعال و غير فعال) و سطحي معادل 81013 كيلومتر مربع را كويرها و مانداب هاي شور در بر گرفته اند. مساحت دغ ها و كفه هاي رسي بالغ بر 19994 كيلومتر مربع و مساحت اراضي بدلندي نيز 39840 كيلومتر مربع برآورد شده است. 

 

 محمّد خسروشاهي مجری مسئول طرح ملی

"تعيين قلمرو جغرافيايي محدوده هاي بياباني ايران"

22/12/۸۶

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:29  توسط محمد خسروشاهي  | 

چشم انداز جهانی بیابانها(5)

سازگاري گياهان به خشكي

بسياري از گونه هاي خشكي پسند مخصوصا گياهاني كه در بيابانهاي گرم مي رويند داراي ساقه هاي آبدارند اين گياهان براي رشد و عمل فتوسنتز بيشتر از ساعات اوليه و پاياني روز استفاده مي كنند و در اواسط روز براي جلو گيري از صدمات احتمالي ناشي از گرماي زياد خورشيد، به انحاء مختلف از قرار گرفتن در مقابل نور شديد خورشيد اجتناب مي كنند.

مهمترين مكانيزمهاي سازگاري گياهان به خشكي در اكوسيستمهاي بياباني به شرح زير است :

1-            داشتن اپيدرم ضخيم ، روزنه هاي مخفي يا فرو رفته ، پوشش واكسي يا حفاظتي مانند كرک ، برگهاي فلسي يا خارمانند  و برگهايي با رنگ پريده از جمله ساختار حيات گياهي بيابان براي جلوگيري از شدت تعرق و انعكاس بيشتر تشعشات خورشيد بشمار مي رود .

2-            برگهاي كوچك و گاهي فلسي شكل با ابعاد كوچك در قسمت هوايي گياه بطوري كه گاهي برگها از بين رفته و عمل جذب كلروفيل به وسيله ساقه انجام مي شود .

3-            تاج سرتخت ( پخ ) وسيله اي براي كاهش سطح تاج در معرض تشعشات خورشيد مي باشد . بسياري از درختان بياباني تيره لگومينور مانند Acacia oerfota  و بويژه Acacia tortilis  داراي تاجي سرتخت و چتري شکل هستند .

4-            سيستم ريشه اي وسيع ، گسترده و عميق

5-            داشتن بافتهاي ذخيره آب در اندامهاي هوايي يا ريشه. چنين گياهاني به عنوان مهمترين تيپ رستنيهاي بياياني محسوب مي شوند .

6-            قدرت تحمل آب كشيدگي بافتها بوسيله پتانسيل اسمزي پايين بطوري كه در برخي از گونه هاي گياهي از جمله  گونه هاي Zygophyllum مقادير زيادي از آب خود را در ايام گرم سال از دست مي دهند بدون آن كه دچار خطر مرگ شوند مثلاً در Zygophyllum qatarens  مقدار آب بافتهاي گياه به طور معمول 80 درصد است در حالي كه اين مقدار در خشك ترين و گرم ترين ماه سال به 20 درصد مي رسد يعني گياه 60 در صد آب خود را از دست مي دهد.

7-            فزوني نسبت وزن خشك ريشه به وزن خشك ساقه در اغلب رستني هاي بياباني بطوريكه گاهي تا چندين برابر بيش از بيوم هاي جنگلهاي مناطق معتدله مي رسد .

8-            سازش با شرايط محيط از طريق توقف فتوسنتز درساعات گرم روز و تشديد عمل فتوسنتز در ساعات نسبتاً خنك روز مثلاً در درخت چوج Salvadora persica  عمل جذب كلروفيل در ايام گرم سال بين سال 7 تا 9 صبح و 4 تا 7 بعد از ظهر انجام مي گيرد و حدوداً 5 ساعت توقف جذب كلروفيلي توام با بسته شدن روزنه ها در طول روز دارد . در اين حالت حرارت برگ بالا مي رود كه بسياري از گياهان اكوسيستم هاي ديگر قادر به تحمل چنين حرارتي نمي باشند. در عين حال بعضي از گياهان بياباني مانندCapparis spinosa  قسمتي از روزنه هاي خود را در تمام طول روز باز نگه مي دارند و لذا تعرق در حد لزوم براي خنك كردن برگها انجام مي دهند ولي جذب كلروفيل در ساعات گرم همچنان  قطع مي گردد .

9- در مناطق بياباني گاهي خشكي فيزيولوژيك جانشين خشكي فيزيكي مي گردد يعني محيط از نظر فيزيكي مرطوب است ولي شوري ناشي از املاح به خصوص سديم گياه را در معرض خشكي فيزيولوژيك قرار  مي دهد و تيپي از رستني ها به وجود مي آيد كه به نام هالوفيت مشهورند . در بين هالوفيتها ممكن است  هم گياهان تيپ گوشتي و هم غير گوشتي وجود داشته باشد . هالوفيتها قادرند فشارهاي اسمزي خيلي شديد خاك را تحمل كنند .

10- مطالعه فنولوژي گياه به خصوص برگ در تشخيص نوع اكوسيستم هاي بياباني كمك فراواني مي كند . از اين طريق مي توان به تغييرات توليد  اكوسيستم بر حسب فصل پي برد در اين رابطه رستني ها داراي انواع مختلف مي باشند برخي از گياهان در طول گرم ترين و خشكترين ماه سال برگهاي خود را به كلي از دست داده و لخت مي شود و پس از بارندگي گياه پوشيده از برگهاي توسعه يافته متعدد مي گردد و يا اين كه گياه در طول گرمترين و خشك ترين ماه سال مقدار زيادي از برگهاي خود را از دست مي دهد ولي هرگز كاملاً لخت نمي شود .  

منابع:

1-جوانشير ، كريم . 1364 : اكوسيستم مناطق بياباني . مجله زنيون، شماره 55

2- گزارش پوشش گياهي طرح قلمرو بيابانهاي ايران- استان هرمزگان

3 http://www.unep.org/geo/gdoutlook/015.asp -

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:51  توسط محمد خسروشاهي  | 

چشم انداز جهانی بیابانها(4)

تغيير پذيري اقليمي و نوسانات بارندگي[1]

در بيابان ها اگرچه بارندگي كافي وجود ندارد ولي رويدادهاي اتفاقي بارش در دوره هاي كوتاه، منابع رطوبتي خوبي را جهت فرايندهاي بيولوژيكي براي زماني كوتاه تامين مي كند. از اين رو هرچند بيابانها بوسيله ميانگيني از شرايط اقليمي (مثلا شاخص خشكي) توصيف مي شوند ولي واقعا مي توانند بوسيله همين ريزش هاي كوتاه و متوالي منابع آب فرواني را در دوره هاي خشك درازمدت فراهم كنند. بيابانها به دليل وجود رگبارهاي كوتاه و محلي اغلب بصورت قطعاتي مجزا در زمان و مكان در روي خشكي هاي زمين يافت مي شوند و اين پالس هاي بارندگي بعنوان يك نيروي ساختاري اكوسيستم بيابان، گياهان و حيوانات بشمار مي روند.

در بيابان رويدادهاي بارش ممكن است يطور مشخصي از يك واقعه تا واقعه بعدي تغيير كند بطوري كه بعضي از آنها در زمستان و برخي در تابستان اتفاق افتند يا تعدادي بارش كم و برخي رگبارهاي شديدي توليد كنند و گاهي ممكن است فاصله زماني  بين دو رويداد به بيش از يكسال هم برسد.

و اما چه شرايطي بر اين رگبارهاي اتفاقي حاكم است: چرا افصلي و حتي گاهي دهه اي هستند و چرا اغلب غير قابل پيش بيني اند؟ اگر اين موضوع در يك مقياس وسيع مورد بررسي قرار گيرد مي توان گفت اين رويدادها در محيط هاي بياباني به آتمسفر جهاني و پدپده هاي اقيانوسي بستگي دارد و چرخه هاي بزرگ مقياس از فبيل جت استريم ها(رودبادها)، جبهه هاي قطبي، شدت مونسون هاي تابستاني، نوسانات ال-نينوي جنوبي و حتي چرخه هاي گرمايي اقيانوسي مانند نوسانات دهه اي اقيانوس آرام در اين الگوي بارش تاثير دارند.

سيستم هاي بارش زا در بيابان:

بارندگي در بيابانهاي دنيا تحت تاثير دو سيستم مهم هوايي اتفاق مي افتد:

انتقال افقي هواي مرطوب دريا به داخل خشكي بوسيله باد و توليد بارش هاي زمستاني كه تحت عنوان "انتقال فرارفتي[2] " از آن ياد مي شود. ريزش اين بارش هاي زمستاني به دليل سردتر بودن زمين از دريا و تراكم آتمسفر روي قاره هاي سرد است. از آنجا كه ابن الگوي خاص يعني تابستان خشك و باران زمستاني در سواحل اطراف درياي مديترانه اتفاق مي افتد لذا مناطقي از دنيا كه اين نوع نوسانات فصلي را نشان مي دهند مناطق " مديترانه اي" ناميده مي شوند. متقابلا در تابستان يك سيستم هوايي متفاوت ديگري وجود دارد كه پالس هاي بارندگي را به مناطق خشك وارد مي كند در اين زمان چون قاره ها گرم هستند در نتيجه مناطق كم فشاري ايجاد مي كنند و توده هواي گرم بالارونده ضمن صعود عمودي "انتقال همرفتي" [3] بسرعت سرد و متراكم شده و ريزش هاي رگباري تابستاني را بوجود مي آورد. در بسياري از مناطق دنيا اين الگوي بارندگي مونسون ناميده مي شود. اكثر بيابانهاي بزرگ دنيا بين اين دو الگوي هوايي قرار دارند. بيابانهاي وسيع عرض هاي مياني كره زمين، مرزهايشان با اكوسيستم هاي زمستان بارش در سرحدات بالايي و مناطق مونسوني جنب حاره اي در سرحدات پاييني اين نوار قرار گرفته اند. گياهان در بيابانهاي زمستان بارش موقعيت خاصي براي رشد دارند به اين معني كه در طول زمستان كه رطوبت در خاك موجود است، هوا غالبا سرد است و مناسب براي رشد گياهان نمي باشد و برعكس در تابستان كه دماي هوا مناسب است، خاك رطوبت كافي ندارد. به اين ترتيب فقط در طول بهار يعني موقعي كه دماي هوا كم كم رو به گرم شدن مي رود و رطوبت هنوز در زمين باقي است گياهان قادر به نشو و نما هستند.        .....ادامه دارد....



[1] - Climatic Variability and Rainfall Pulses

[2] -Advective

[3] -convective

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 14:7  توسط محمد خسروشاهي  | 

چشم انداز جهانی بیابانها(3)

 

desert landscape wallpaper

 

دوره يخچالي و سير تكامل بيابانهاي امروزي

از دوره يخچالي پليستوسن تا عصر حاضر تغييرات مشخصي در اقليم و اكوسيستم سياره زمين بوقوع پيوسته است. در طي آخرين دوره يخچالي [1] (LGM) 17000 سال قبل از عهد حاضر ، يخبندان هاي بزرگ و تمركز كم اكسيد كربن آتمسفر، سبب شده بود كه اقليم سردتر شده و مونسون هاي تابستاني كاهش پيدا كند از اين نظر پوشش جنگلي جهاني كمتر شد و كمربند حاره باريكتر گشت و بيابانها نيز بطرف قطب حركت كردند. كوچك شدن اين نوار در عرض هاي ميانه يعني جايي كه گراس لند ها، بوته زارهاي نيمه خشك، اراضي جنگلي و يا استپ سرد جايگزين شده بود صورت گرفت. اجداد گونه هاي گياهي بيابانهاي امروزي در مناطقي كه اكنون تحت عنوان بيابانهاي جنب حاره خشك از آن ياد مي شود مخصوصا در مناطق باران پناه كوهستانهاي بزرگ و  يا مناطقي كه اكنون بوسيله ساواناهاي حاره اي پوشيده مي شوند و خشك تر از زمان حاضر بودند، پيدا شدند. آخرين يخبندان در حدود 15000 سال پيش يعني زماني كه يخچال ها عقب نشيني كردند و جايشان را به دوره بين يخچالي گرم هلوسن دادند به پايان رسيد. در طي مدت LGM سرحدات عرض هاي بالايي بيابانهاي دنيا نسبت به عصر كنوني سردتر و مرطوب تر شد در حاليكه نوار حاشيه مناطق حاره، خشك تر از زمان كنوني بود. از اين رو در طول دوره LGM شن زارهاي وسيع مناطق جنوبي صحارا-ساحل و بيابان تار در هندوستان توسعه پيدا كرد و متقابلا سواحل مديترانه اي الجزيره و موراكو، سردتر و مرطوب تر شد. در طي دوره پليستوسن بيابان چي هو هوآن[2] در آمريكاي شمالي شاهد اراضي جنگلي با گونه هايي مانند سرو، بلوط و كاج بود و اين در حالي است كه جنگل هاي مناطق خشك حاره اي مكزيك خشك تر شد و فلور غني كاكتوس خصوصيات كنوني اين نواحي را به خود گرفت. طي دوره گرم هلوسن مياني (8000-5000 سال قبل) اقليم جهاني كه از عقب نشيني يخچال ها منتج شده بود يك روند افزايش را در شدت مونسون هاي سرتاسري مناطق خشك جنب حاره بوجود آورد بطوري كه درياچه چاد بصورت يك درياچه آبي داخلي حتي بزرگتر از درياي خزر امروزي درآمد. جنگل هاي حاره و اراضي جنگلي خشك در اطراف قطب شمال و جنوب توسعه يافت و بيابانها به داخل عرض هاي مياني انتقال يافت. در طي آن دوره صحاراي جنوبي و ساحل خيلي مرطوب تر از امروز با پوشش گياهي وسيع ، رونق اجتماعات حيواني و زيست گاههاي بزرگ انساني بود.

 زماني بين سالهاي 5000 تا 6000 سال قبل از زمان حاضر دوباره يك مرحله تغيير بسمت شرايط خشكتر بوجود آمد بطوري كه اجتماعات گياهي نيمه خشكي پسند[3]  بسرعت ناپديد شد و تراز آب درياچه ها نيز با سرعت غير منتظره اي كاهش يافت. از اين رو آغاز فرهنگ شباني بسمت غلبه و جايگزيني بر زندگي سنتي در كنار رودخانه ها و درياچه ها  شروع شد. بطور مثال منطقه ليوا[4] در امارات متحده عربي در فازهاي مرحله رسوب ماسه ها كه منتهي به شكل گيري يك ناحيه عظيم شني (با تپه هايي بلندتر از 160 متر)  پديدار گشت و تغييرات مشابهي نيز بسمت شرايط خشكتر در آمريكاي شمالي در محل بيابانهاي موجاوه، چي هو هوآن و سونورا بوقوع پيوست. در تفسير اين وقايع مي توان گفت كه اين نوسانات اقليمي، محصول تشعشعات خورشيدي را با يك شيفت آهسته در مدار زمين نيز تغيير داد و پايداري باران هاي مونسون تابستاني را در آغاز هولوسن زياد كرد. اين باران ها به نوبه خود سبب توسعه پوشش گياهي و اراضي مرطوب شد كه اين موضوع دو اثر عمده در پي داشت: اول اينكه كاهشي در آلبدوي سطحي داشت و دوم اينكه افزايشي در توانايي چرخه آب به آتمسفر از طريق تبخير و تعرق ايجاد كرد اين وضعيت يعني انرژي اضافي و رطوبت، به مثابه سوخت موتور مونسون براي افزايش باران هاي مونسوني كمك كرد از اين رو در آفريقا، سيستم اقليم- پوشش گياهي در سرتاسر هولوسن مياني يك رژيم اقليمي"صحاراي سبز" را ابقا كرد اما زماني كه يك مرحله تغيير ناگهاني بسمت "صحاراي بياباني" يعني رژيمي كه اكنون در آن بسر مي بريم، بوقوع پيوست روند ناحيه خشك هولوسن مياني بسمت بياباني شدن برگشت اين بيابانها همان مناطقي هستند كه بوسيله كاهش پوشش گياهي، كاهش رطوبت محلي و در نتيجه افزايش شرايط خشكي شرايط خود تشديدي دارند



[1] -Last Glacial Maximum

[2] - Chihuahuan

[3] -Mesic

[4] -Liwa

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 10:33  توسط محمد خسروشاهي  | 

چشم انداز جهانی بیابانها(2)

 

تغييرات اقليمي و بيابانها

الگوي بارش در داخل بيابانها به فرايند اقليمي خارج بيابان بستگي دارد . در بيابان وقتي كه سطح زمين سرد است وزش رطوبت متراكم شده از دريا سبب ساز بارش هاي زمستاني در بيابان مي شود و  موقعي كه سطح زمين گرم است رطوبت موجود از منابع مختلف به درون آتمسفر كشيده مي شود و باران هاي تابستاني را بوجود مي آ ورد.

تغييرات اقليمي جهاني كه از طريق خروج گازهاي گلخانه اي توسط انسان توليد مي شود موجبات گرم شدن بيابانها را نيز فراهم مي كند. بيابانها در بين سالهاي 1976 تا سال 2000 بطور متوسط 0.5 تا 2 درجه سانتيگراد گرمتر شده اند.اين گرم شدن سبب تمركز افزايش گازهاي گلخانه اي مي شود (IPCC 2001) . انتظار مي رود كه گرم شدن كره زمين سبب افزايش بارش در بيابانها نيز بشود اما چون عرض هاي جغرافيايي بالاتر نسبت به عرض هاي مياني و پاييني گرم تر مي شوند در نتيجه عرض هاي بالاتر نسبت به مناطق جنب حاره بارش بيشتري خواهند داشت. در حقيقت در بيشتر بيابانهاي داخل كمربند جنب حاره بارش كمتر مي شود آنچنانكه در دو دهه گذشته بارش كمتر شده است.(جدول زير)

 

در اين زمينه دو سناريو تحت عنوان سناريو A و B از طرف IPCC ( 2001) به منظور ارزيابي تغييرات بارش و دما براي دوره  2100- 2071  نسبت به دوره 1991- 1961بشرح زير پيش بيني شده است[1]:

در اين دو سناريو (A و B)  درجه حرارت به ترتيب 1ز 7-2 و 5-1 در جه سانتيگراد براي اكثر بيابانها افزايش و بارندگي از 15-5 و 10-5 درصد كاهش خواهد يافت علاوه بر آن اين تغييرات، نوسانات سالانه بارش را در بيابانها زياد مي كند بطوري كه بوسيله يك فيدبك منفي بين چرخه ENSO و آتمسفر جهان، افزايشي را در خشكسالي هاي نواحي بياباني خواهيم داشت. در صورت تداوم گرم شدن آتمسفر زمين انتظار فراواني ال-نينو هاي بيشتري مي رود كه اين موضوع نوسانات بيشتر بارشهاي زمستاني و خشكسالي هاي بيشتري را در باران هاي تابستان بوجود مي آورد.  شکل بالا سناریوی تغییر اقلیم برای مناطق بیابانی جهان را نشان می دهد[۲].



[1] - اگر چه پيش بيني دقيق اثر تغييرات آب و هوايي بر ساير پديده هاي كره زمين به روشني معلوم نيست اما تعداد زيادي از مدل هاي آب و هوايي كه از طريق شبيه سازي توسط متخصصين اين رشته ارايه شده است نشان مي دهد كه در بعضي از مناطق جهان مانند شمال اسكانديناوي ، سيبري و كانادا  باران بيشتري مي بارد و درختان و محصولات ، رشد زيادي تري خواهند داشت اما در نواحي پرحاصل و سرسبز وسيع ميان قاره اي امروزي  خاكها بويژه در تابستان خشك و چه بسا غير قابل استفاده خواهد شد. خشكساليهاي ويران كننده ضربات بسيار شديدي بر دشتهاي سرسبز بزرگ خواهد زد و موجب دگرگوني و تبديل اين مناطق به يك منطقه نيمه بياباني خواهد شد. طوفانهايي نظير هاريكن ها و تورنادوها و شايد هم خيلي شديدتر جريان پيدا مي كنند، درجه حرارت جنگلها بيشتر مي شود و حيات وحش و جانوران جنگل مهاجرت كرده و يا نابود خواهند شد.

[۲] در اين مورد نظريه ديگري نيز وجود دارد و اين موضوع را هياهوي سياسي مي داند و مي گويد كه انسان آنچنان نقشي در گرم شدن كره زمين ندارد بلكه عواقب گرم شدن کره زمین مربوط به تغییرات آب و هوایی خود کره زمین است زيرا تغییرات آب و هوایی در کره زمین امری بسیارعادی محسوب می شود و شواهد بسیار زیادی وجود دارد که طی چند هزار سال گذشته کره زمین دستخوش تغییرات جوی متنوعی بوده است، بدون آنکه بشر در آن دخالتی داشته باشد. آنچنانكه در"دوران گرم قرون وسطایی" دورانی قبل از "یخ بندان کوچک"، بین قرن دهم تا پانزدهم میلادی، دمای کره زمین بسیار بالاتر از دمای فعلی بوده است. به گفته اين گروه از دانشمندان تاثیر این گرما در معماری کلیساها و بناهای ساخته شده در این دوران مشهود است. دربرداشت این گروه، خورشید به عنوان عامل اصلی تغییر دمای کره زمین در دوره های متفاوت زمبن معرفی شده است. در این نظریه لکه های خورشیدی باعث بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی قوی در سطح خورشید می شود و باعث ازدیاد اشعه های وارده به کره زمین می شود در نتيجه،  اين پديده  به غیر از تاثیر مستقیم خورشید بر دمای کره زمین با تاثیر گذاری بر روی میزان تشکیل ابرها، در تغییر دمای کره زمین نیز نقش ایفا می کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

چشم انداز جهاني بيابانها

 

با نگاهي به تصاوير ماهواره اي در مقياس كره زمين يكسري لكه ها و نوارهاي بدون پوشش گياهي در طرفين خط استوا و در حاشيه جنگلهاي باراني استوايي و در فاصله ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ كيلومتري از اين جنگلها ديده مي شود. این لکه ها تحت عنوان بيابانهاي عرض ميانه ناميده مي شوند. قرار گرفتن آنها در دو نيمكره شمالي و جنوبي به ترتيبي است كه در زير به آنها اشاره شده است:

در نيمكره شمالي توالي بيابانهاي جنب حاره عرض مياني به شرح زير است

-          بيابانهاي موجاوه، سونوران و چي هوهوآن در آمريكاي شمالي

-          نوار پهناور وسيع صحارا در آفريقاي شمالي و بيابانهاي اتيوپي – سومالي در شاخ آفريقا.

-       بيابانهاي آسيا شامل بيابانهاي عربستان، ايران، بين النهرين و بيابان تار كه از غرب آسيا به داخل پاكستان و هندوستان امتداد  يافته و همين طور بيابانهاي آسياي مركزي در ازبكستان و تركمنستان و بيابانهاي تاكليماكان و گوبي در چين و مغولستان.

 

در نيمكره جنوبي اين زنجيره به ترتيب زير شكل گرفته است:

-          بيابانهاي آتاكاما، پونا و مونته در آمريكاي جنوبي

-          بيابانهاي ناميب و كارو در آفريقاي جنوبي و بيابانهاي وسيع استراليا.

 

معيارهاي تعريف و تعيين قلمرو بيابان هاي جهان

هر چند معيارهاي فراواني براي تعريف بيابان وجود دارد اما مهمترين آنها خشكي يعني فقدان آب بعنوان يك فاكتور محدود كننده فرايندهاي بيولوژيكي شناخته مي شود. يكي از روشهاي اندازه گيري خشكي كه تحت عنوان شاخص خشكي از آنها ياد مي شود برآورد كننده هايي هستند كه بطور ساده از نسبت بين ميانگين بارندگي سالانه  و تبخير و تعرق پتانسيل سالانه بدست مي آيد[1] . در مناطق خشك و فراخشك اين نسبت كمتر از 0.1 است و اين بدان معني است كه بارندگي كمتر از 10 درصد ميزان آب مورد نياز براي رشد بهينه گياه را تامين مي كند. اگر چه شاخص هاي خشكي در بيابانهاي مختلف دنيا متنوعند ولي تمام آنها در داخل طبقه خشك و فراخشك قرار مي گيرند. از اين رو نقشه جهاني مناطق خشك و فراخشك  مي تواند بعنوان يك تقريب خوبي براي مرز بندي بيوم بيابان مورد استفاده قرار گيرد.

- معيار ديگري كه مي توان براي تفكيك مناطق بياباني از آن استفاده كرد معيار بيو-اكولوژيكي است.

 در اين روش با يكدست كردن مناطق حد واسط (Eco region) دنيا كه پوشش گياهان بياباني[2] را در خود جاي داده اند و انتخاب اكوسيستم هاي شبه بياباني كه از لحاظ بيولوژيكي بوسيله اولسون و همكاران (2001) توسعه داده شده است يك تقريب ثانوي براي بيوم بيابان تهيه مي شود.

معيار سومي كه مي تواند براي تهيه نقشه بيابانهاي دنيا بكار برده شود، استفاده از تصاوير ماهواره اي AVHRR است. در اين روش با استفاده از شاخص پوشش زمين (NDVI) مي توان سطح زمين را به طبقه هاي مختلف پوشش گياهي كلاسه بندي كرد. از اين نظر نقشه جهاني مناطق بياباني و نيمه بياباني بصورت مناطق يكنواخت وسيعي با پوشش گياهي بسيار كم تعريف مي شوند. به اين ترتيب اين روش هم مي تواند بعنوان يك تقريب ديگري براي تعيين بيوم بيابان بكار برده شود. اگرچه هر يك از سه روش فوق منابع حطايي دارند ولي در تهيه نقشه بيابان از سه ديدگاه فوق انطباق خوبي را نشان مي دهند.  با توجه به توضيحات بالا مي توان بيابان را بصورت زير تعريف كرد :

بيابان به مجموعه اي از مناطق جغرافيايي زمين اطلاق مي شود كه بوسيله خشكي فوق العاده بالا، بخشي وسيعي از خاكهاي لخت و مجموعه اي از گياهان و جانوران كه براي زنده ماني در محيط هاي خشك سازگار شده اند مشخص شده باشد. بعبارت ديگر بيابان: منطقه اي است با پوشش گياهي بسيار كم، سطوح وسيع خاك لخت و مناطقي با متوسط بارندگي سالانه كمتر از 10 درصد ميزان آب مورد نياز براي رشد اپتيمم گياه همراه با گياهان و جانوراني كه بطور آشكاري براي زنده ماني در يك دوره طولاني خشكي سازگار شده باشند    

 

[1] -تبخير و تعرق پتانسيل مقدار آبي است كه بوسيله تعريق گياه و تبخير از سطح خاك از يك خاك اشباع تلف مي شود (تورنت وايت 1948)

[2] - اين گياهان بوسيله فرم زندگي خشكي پسندها و سيما شناسي گياهان غالبي كه در بيابان ها سازگار شده اند، مشخص مي شود

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 9:7  توسط محمد خسروشاهي  |