تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

سر انجام طرح ملي تعيين قلمرو جغرافيايي محدوده هاي بياباني ايران پس از گذشت 10 سال در تاريخ 21/12/86 در حضور کارشناسان و اندیشمندان حوزه منابع طبیعی در محل سالن کنفرانس موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با درجه عالي دفاع شد اين پروژه تحقيقاتي در سال 1376 در بخش تحقيقات بيابان- مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور شروع شد و سپس با توجه به موضوعات تخصصي مورد نظر، همكاراني متخصص در زمينه مربوطه از ستاد موسسه و 14 استان واقع در مناطق بياباني كشور انتخاب شدند. مدت زمان 5 ساله پيش بيني شده انجام اين تحقيق به علت فراز و نشيبهاي اعتباري كه در سالهاي اول تحقيق عملا 2 سال سبب ركود اجراي طرح شد همچنين به دليل مشكلات ناشي از انتقال و يا تعويض مجريان و همكاران استاني و در نتيجه تاخير در ارسال اطلاعات مورد نياز براي جمع بندي نهايي حدود 8 تا 9 سال بدازا كشيد و سرانجام گزارش نهايي و آلبوم نقشه هاي تهيه شده در ماه‌هاي پاياني سال 1386 تحويل بخش ستادي موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور شد

چكيده اي از طرح تحقيقاتي موصوف براي اطلاع خوانندگان محترم اين تارنما در پي مي آيد

موضوع بيابان و نگرش سامانه‌اي به آن، چند سالي است كه جدي‌تر از هر زمان ديگري مورد توجه برنامه‌ريزان و نخبگان انديشمند در حوزه‌هاي مرتبط با رشد و توسعه‌ي ملّي و منطقه‌اي قرارگرفته است. سكونتگاههاي بشري، هر روز به دليل افزايش شتابناك شمار آدميان و نيازهاي روبه تزايد آنها با محدوديت‌هايي چشم‌گير مواجه شده و از اين رو، توجه به بيابان و كوير، عرصه‌هاي فراخي كه سال‌ها با كمترين توجه حكومتها مواجه بوده و در سكوتي پرسش‌برانگيز، عملاً ناديده انگاشته مي‌شدند ، اينك رونق گرفته و دولت‌ها مي‌كوشند تا بيشترين و بهينه‌ترين بهره‌مندي پايدار ممكن را از اين زيست‌بوم‌هاي ارزشمند تدارك ببينند.

تعيين قلمرو بيابانهاي واقعي نيازمند دستيابي به اطلاعاتي از پارامترهاي محيط طبيعي است كه اثرات متقابل آنها بصورت مشترك در پيدايش و شكل گيري محيط هاي بياباني تأثيرگذارند. از جمله آنها مي توان به عوامل زمين شناسي، ژئومرفولوژي، اقليم شناسي، هيدرولوژي، خاكشناسي و پوشش گياهي اشاره كرد كه هريك به طور مستقيم يا غير مستقيم در پيدايش شرايط بياباني سهمي بعهده دارند. از اين رو، تحقيق حاضر تلاش كرده است تا در حد امكان، مهمترين ويژگي هاي اين پديده را از دريچه علوم مرتبط مورد كنكاش قرار داده و بر اساس آن محدوده قلمرو بيابانهاي طبيعي ايران را بصورت انفرادي و صرفا از نگاه تخصصي علم مربوطه تعيين كرده و سپس ميزان اشتراك و انفكاك آنها را نيز با ارايه نقشه هاي رقومي و مساحي شده ارايه نمايد. براي اين كار با استفاده از ويژگي هاي تعريف شده در دستورالعمل اجرايي طرح ملي  نسبت به شناسايي و تفكيك قلمرو بيابان هاي طبيعي در استانهاي مورد مطالعه اقدام گرديد و پس از اتمام كار و تهيه نقشه هاي رقومي استاني، با تعيين سيستم مختصات  كشوري و زمين مرجعي و انتخاب نقاط كنترل و راهنما براي تعيين محل نقشه هاي استاني در نقشه كشوري، جانمايي آنها در نقشه سراسري ايران انجام شد.

بررسي انتزاعي عوامل موثر در ايجاد شرايط بياباني كه هر يك بصورت يك لايه رقومي تهيه شده است نشان مي دهدكه بيشترين مساحت مناطق بياباني ايران با سطحي معادل 700991  و 600467 كيلومتر مربع به ترتيب متأثر از عامل اقليم و پوشش گياهي است وكمترين آن در مرحله نخست متعلق به عامل زمين شناسي با سطحي معادل 208041 كيلومتر مربع و بعد از آن به عامل ژئومرفولوژي به مساحت 287316 كيلومتربع مي باشد. مساحت مناطق بياباني ايران از جنبه خاكشناسي نيز سطحي معادل 544320 كيلومتر مربع را در بر مي گيرد. تلفيق دو بدوي نقشه ها نشان داد كه هريك از عوامل مورد مطالعه محدوده هاي متفاوتي را از بيابان معرفي مي كنند از اين رو چنانچه تنها با استفاده از عامل اقليم محدوده هاي بياباني تعيين گردد 42.9 درصد از سطح ايران در زمره مناطق بياباني قرار مي گيرد و اگر تنها عامل زمين شناسي مبناي تفكيك بيابان از غير بيابان قرار گيرد 12.6 درصد از مساحت ايران بيابان قلمداد مي شود. اين در حالي است كه توزيع مكاني بيابان هاي زمين شناسي با اقليم شناسي و ساير عوامل تفاوت آشكاري دارند.  مجموع سطوح بياباني تحت پوشش عوامل ششگانه اعم از سطوح مشترك و غير مشترك معادل 985798 كيلومتر مربع است كه اين مقدار 59.8 درصد از مساحت كل ايران را در برميگيرد.

تلفيق نهائي لايه هاي بياباني بيانگر آن است كه سطحي معادل 278513 كيلومتر مربع (معادل 16.9 درصد مساحت كشور) از گستره ايران زمين را بيابانهاي سخت يا واقعي در برگرفته است. قلمرو ياد شده همان بيابانهاي واقعي يا مطلق (Real Deserts) هستند كه منابع زيستي با محدوديتهاي مختلف محيطي روبرو بوده و امكان توسعه فرآيندهاي زيستي به شدت محدود مي شود.

همچنين نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بيش از 51521 كيلومتر مربع از مساحت ايران را تپه هاي شني و شنزارها (اعم از دشت ريگي فعال و غير فعال) و سطحي معادل 81013 كيلومتر مربع را كويرها و مانداب هاي شور در بر گرفته اند. مساحت دغ ها و كفه هاي رسي بالغ بر 19994 كيلومتر مربع و مساحت اراضي بدلندي نيز 39840 كيلومتر مربع برآورد شده است. 

 

 محمّد خسروشاهي مجری مسئول طرح ملی

"تعيين قلمرو جغرافيايي محدوده هاي بياباني ايران"

22/12/۸۶

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:29  توسط محمد خسروشاهي  | 

سازگاري گياهان به خشكي

بسياري از گونه هاي خشكي پسند مخصوصا گياهاني كه در بيابانهاي گرم مي رويند داراي ساقه هاي آبدارند اين گياهان براي رشد و عمل فتوسنتز بيشتر از ساعات اوليه و پاياني روز استفاده مي كنند و در اواسط روز براي جلو گيري از صدمات احتمالي ناشي از گرماي زياد خورشيد، به انحاء مختلف از قرار گرفتن در مقابل نور شديد خورشيد اجتناب مي كنند.

مهمترين مكانيزمهاي سازگاري گياهان به خشكي در اكوسيستمهاي بياباني به شرح زير است :

1-            داشتن اپيدرم ضخيم ، روزنه هاي مخفي يا فرو رفته ، پوشش واكسي يا حفاظتي مانند كرک ، برگهاي فلسي يا خارمانند  و برگهايي با رنگ پريده از جمله ساختار حيات گياهي بيابان براي جلوگيري از شدت تعرق و انعكاس بيشتر تشعشات خورشيد بشمار مي رود .

2-            برگهاي كوچك و گاهي فلسي شكل با ابعاد كوچك در قسمت هوايي گياه بطوري كه گاهي برگها از بين رفته و عمل جذب كلروفيل به وسيله ساقه انجام مي شود .

3-            تاج سرتخت ( پخ ) وسيله اي براي كاهش سطح تاج در معرض تشعشات خورشيد مي باشد . بسياري از درختان بياباني تيره لگومينور مانند Acacia oerfota  و بويژه Acacia tortilis  داراي تاجي سرتخت و چتري شکل هستند .

4-            سيستم ريشه اي وسيع ، گسترده و عميق

5-            داشتن بافتهاي ذخيره آب در اندامهاي هوايي يا ريشه. چنين گياهاني به عنوان مهمترين تيپ رستنيهاي بياياني محسوب مي شوند .

6-            قدرت تحمل آب كشيدگي بافتها بوسيله پتانسيل اسمزي پايين بطوري كه در برخي از گونه هاي گياهي از جمله  گونه هاي Zygophyllum مقادير زيادي از آب خود را در ايام گرم سال از دست مي دهند بدون آن كه دچار خطر مرگ شوند مثلاً در Zygophyllum qatarens  مقدار آب بافتهاي گياه به طور معمول 80 درصد است در حالي كه اين مقدار در خشك ترين و گرم ترين ماه سال به 20 درصد مي رسد يعني گياه 60 در صد آب خود را از دست مي دهد.

7-            فزوني نسبت وزن خشك ريشه به وزن خشك ساقه در اغلب رستني هاي بياباني بطوريكه گاهي تا چندين برابر بيش از بيوم هاي جنگلهاي مناطق معتدله مي رسد .

8-            سازش با شرايط محيط از طريق توقف فتوسنتز درساعات گرم روز و تشديد عمل فتوسنتز در ساعات نسبتاً خنك روز مثلاً در درخت چوج Salvadora persica  عمل جذب كلروفيل در ايام گرم سال بين سال 7 تا 9 صبح و 4 تا 7 بعد از ظهر انجام مي گيرد و حدوداً 5 ساعت توقف جذب كلروفيلي توام با بسته شدن روزنه ها در طول روز دارد . در اين حالت حرارت برگ بالا مي رود كه بسياري از گياهان اكوسيستم هاي ديگر قادر به تحمل چنين حرارتي نمي باشند. در عين حال بعضي از گياهان بياباني مانندCapparis spinosa  قسمتي از روزنه هاي خود را در تمام طول روز باز نگه مي دارند و لذا تعرق در حد لزوم براي خنك كردن برگها انجام مي دهند ولي جذب كلروفيل در ساعات گرم همچنان  قطع مي گردد .

9- در مناطق بياباني گاهي خشكي فيزيولوژيك جانشين خشكي فيزيكي مي گردد يعني محيط از نظر فيزيكي مرطوب است ولي شوري ناشي از املاح به خصوص سديم گياه را در معرض خشكي فيزيولوژيك قرار  مي دهد و تيپي از رستني ها به وجود مي آيد كه به نام هالوفيت مشهورند . در بين هالوفيتها ممكن است  هم گياهان تيپ گوشتي و هم غير گوشتي وجود داشته باشد . هالوفيتها قادرند فشارهاي اسمزي خيلي شديد خاك را تحمل كنند .

10- مطالعه فنولوژي گياه به خصوص برگ در تشخيص نوع اكوسيستم هاي بياباني كمك فراواني مي كند . از اين طريق مي توان به تغييرات توليد  اكوسيستم بر حسب فصل پي برد در اين رابطه رستني ها داراي انواع مختلف مي باشند برخي از گياهان در طول گرم ترين و خشكترين ماه سال برگهاي خود را به كلي از دست داده و لخت مي شود و پس از بارندگي گياه پوشيده از برگهاي توسعه يافته متعدد مي گردد و يا اين كه گياه در طول گرمترين و خشك ترين ماه سال مقدار زيادي از برگهاي خود را از دست مي دهد ولي هرگز كاملاً لخت نمي شود .  

منابع:

1-جوانشير ، كريم . 1364 : اكوسيستم مناطق بياباني . مجله زنيون، شماره 55

2- گزارش پوشش گياهي طرح قلمرو بيابانهاي ايران- استان هرمزگان

3 http://www.unep.org/geo/gdoutlook/015.asp -

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:51  توسط محمد خسروشاهي  | 

تغيير پذيري اقليمي و نوسانات بارندگي[1]

در بيابان ها اگرچه بارندگي كافي وجود ندارد ولي رويدادهاي اتفاقي بارش در دوره هاي كوتاه، منابع رطوبتي خوبي را جهت فرايندهاي بيولوژيكي براي زماني كوتاه تامين مي كند. از اين رو هرچند بيابانها بوسيله ميانگيني از شرايط اقليمي (مثلا شاخص خشكي) توصيف مي شوند ولي واقعا مي توانند بوسيله همين ريزش هاي كوتاه و متوالي منابع آب فرواني را در دوره هاي خشك درازمدت فراهم كنند. بيابانها به دليل وجود رگبارهاي كوتاه و محلي اغلب بصورت قطعاتي مجزا در زمان و مكان در روي خشكي هاي زمين يافت مي شوند و اين پالس هاي بارندگي بعنوان يك نيروي ساختاري اكوسيستم بيابان، گياهان و حيوانات بشمار مي روند.

در بيابان رويدادهاي بارش ممكن است يطور مشخصي از يك واقعه تا واقعه بعدي تغيير كند بطوري كه بعضي از آنها در زمستان و برخي در تابستان اتفاق افتند يا تعدادي بارش كم و برخي رگبارهاي شديدي توليد كنند و گاهي ممكن است فاصله زماني  بين دو رويداد به بيش از يكسال هم برسد.

و اما چه شرايطي بر اين رگبارهاي اتفاقي حاكم است: چرا افصلي و حتي گاهي دهه اي هستند و چرا اغلب غير قابل پيش بيني اند؟ اگر اين موضوع در يك مقياس وسيع مورد بررسي قرار گيرد مي توان گفت اين رويدادها در محيط هاي بياباني به آتمسفر جهاني و پدپده هاي اقيانوسي بستگي دارد و چرخه هاي بزرگ مقياس از فبيل جت استريم ها(رودبادها)، جبهه هاي قطبي، شدت مونسون هاي تابستاني، نوسانات ال-نينوي جنوبي و حتي چرخه هاي گرمايي اقيانوسي مانند نوسانات دهه اي اقيانوس آرام در اين الگوي بارش تاثير دارند.

سيستم هاي بارش زا در بيابان:

بارندگي در بيابانهاي دنيا تحت تاثير دو سيستم مهم هوايي اتفاق مي افتد:

انتقال افقي هواي مرطوب دريا به داخل خشكي بوسيله باد و توليد بارش هاي زمستاني كه تحت عنوان "انتقال فرارفتي[2] " از آن ياد مي شود. ريزش اين بارش هاي زمستاني به دليل سردتر بودن زمين از دريا و تراكم آتمسفر روي قاره هاي سرد است. از آنجا كه ابن الگوي خاص يعني تابستان خشك و باران زمستاني در سواحل اطراف درياي مديترانه اتفاق مي افتد لذا مناطقي از دنيا كه اين نوع نوسانات فصلي را نشان مي دهند مناطق " مديترانه اي" ناميده مي شوند. متقابلا در تابستان يك سيستم هوايي متفاوت ديگري وجود دارد كه پالس هاي بارندگي را به مناطق خشك وارد مي كند در اين زمان چون قاره ها گرم هستند در نتيجه مناطق كم فشاري ايجاد مي كنند و توده هواي گرم بالارونده ضمن صعود عمودي "انتقال همرفتي" [3] بسرعت سرد و متراكم شده و ريزش هاي رگباري تابستاني را بوجود مي آورد. در بسياري از مناطق دنيا اين الگوي بارندگي مونسون ناميده مي شود. اكثر بيابانهاي بزرگ دنيا بين اين دو الگوي هوايي قرار دارند. بيابانهاي وسيع عرض هاي مياني كره زمين، مرزهايشان با اكوسيستم هاي زمستان بارش در سرحدات بالايي و مناطق مونسوني جنب حاره اي در سرحدات پاييني اين نوار قرار گرفته اند. گياهان در بيابانهاي زمستان بارش موقعيت خاصي براي رشد دارند به اين معني كه در طول زمستان كه رطوبت در خاك موجود است، هوا غالبا سرد است و مناسب براي رشد گياهان نمي باشد و برعكس در تابستان كه دماي هوا مناسب است، خاك رطوبت كافي ندارد. به اين ترتيب فقط در طول بهار يعني موقعي كه دماي هوا كم كم رو به گرم شدن مي رود و رطوبت هنوز در زمين باقي است گياهان قادر به نشو و نما هستند.        .....ادامه دارد....



[1] - Climatic Variability and Rainfall Pulses

[2] -Advective

[3] -convective

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 14:7  توسط محمد خسروشاهي  | 

 

desert landscape wallpaper

 

دوره يخچالي و سير تكامل بيابانهاي امروزي

از دوره يخچالي پليستوسن تا عصر حاضر تغييرات مشخصي در اقليم و اكوسيستم سياره زمين بوقوع پيوسته است. در طي آخرين دوره يخچالي [1] (LGM) 17000 سال قبل از عهد حاضر ، يخبندان هاي بزرگ و تمركز كم اكسيد كربن آتمسفر، سبب شده بود كه اقليم سردتر شده و مونسون هاي تابستاني كاهش پيدا كند از اين نظر پوشش جنگلي جهاني كمتر شد و كمربند حاره باريكتر گشت و بيابانها نيز بطرف قطب حركت كردند. كوچك شدن اين نوار در عرض هاي ميانه يعني جايي كه گراس لند ها، بوته زارهاي نيمه خشك، اراضي جنگلي و يا استپ سرد جايگزين شده بود صورت گرفت. اجداد گونه هاي گياهي بيابانهاي امروزي در مناطقي كه اكنون تحت عنوان بيابانهاي جنب حاره خشك از آن ياد مي شود مخصوصا در مناطق باران پناه كوهستانهاي بزرگ و  يا مناطقي كه اكنون بوسيله ساواناهاي حاره اي پوشيده مي شوند و خشك تر از زمان حاضر بودند، پيدا شدند. آخرين يخبندان در حدود 15000 سال پيش يعني زماني كه يخچال ها عقب نشيني كردند و جايشان را به دوره بين يخچالي گرم هلوسن دادند به پايان رسيد. در طي مدت LGM سرحدات عرض هاي بالايي بيابانهاي دنيا نسبت به عصر كنوني سردتر و مرطوب تر شد در حاليكه نوار حاشيه مناطق حاره، خشك تر از زمان كنوني بود. از اين رو در طول دوره LGM شن زارهاي وسيع مناطق جنوبي صحارا-ساحل و بيابان تار در هندوستان توسعه پيدا كرد و متقابلا سواحل مديترانه اي الجزيره و موراكو، سردتر و مرطوب تر شد. در طي دوره پليستوسن بيابان چي هو هوآن[2] در آمريكاي شمالي شاهد اراضي جنگلي با گونه هايي مانند سرو، بلوط و كاج بود و اين در حالي است كه جنگل هاي مناطق خشك حاره اي مكزيك خشك تر شد و فلور غني كاكتوس خصوصيات كنوني اين نواحي را به خود گرفت. طي دوره گرم هلوسن مياني (8000-5000 سال قبل) اقليم جهاني كه از عقب نشيني يخچال ها منتج شده بود يك روند افزايش را در شدت مونسون هاي سرتاسري مناطق خشك جنب حاره بوجود آورد بطوري كه درياچه چاد بصورت يك درياچه آبي داخلي حتي بزرگتر از درياي خزر امروزي درآمد. جنگل هاي حاره و اراضي جنگلي خشك در اطراف قطب شمال و جنوب توسعه يافت و بيابانها به داخل عرض هاي مياني انتقال يافت. در طي آن دوره صحاراي جنوبي و ساحل خيلي مرطوب تر از امروز با پوشش گياهي وسيع ، رونق اجتماعات حيواني و زيست گاههاي بزرگ انساني بود.

 زماني بين سالهاي 5000 تا 6000 سال قبل از زمان حاضر دوباره يك مرحله تغيير بسمت شرايط خشكتر بوجود آمد بطوري كه اجتماعات گياهي نيمه خشكي پسند[3]  بسرعت ناپديد شد و تراز آب درياچه ها نيز با سرعت غير منتظره اي كاهش يافت. از اين رو آغاز فرهنگ شباني بسمت غلبه و جايگزيني بر زندگي سنتي در كنار رودخانه ها و درياچه ها  شروع شد. بطور مثال منطقه ليوا[4] در امارات متحده عربي در فازهاي مرحله رسوب ماسه ها كه منتهي به شكل گيري يك ناحيه عظيم شني (با تپه هايي بلندتر از 160 متر)  پديدار گشت و تغييرات مشابهي نيز بسمت شرايط خشكتر در آمريكاي شمالي در محل بيابانهاي موجاوه، چي هو هوآن و سونورا بوقوع پيوست. در تفسير اين وقايع مي توان گفت كه اين نوسانات اقليمي، محصول تشعشعات خورشيدي را با يك شيفت آهسته در مدار زمين نيز تغيير داد و پايداري باران هاي مونسون تابستاني را در آغاز هولوسن زياد كرد. اين باران ها به نوبه خود سبب توسعه پوشش گياهي و اراضي مرطوب شد كه اين موضوع دو اثر عمده در پي داشت: اول اينكه كاهشي در آلبدوي سطحي داشت و دوم اينكه افزايشي در توانايي چرخه آب به آتمسفر از طريق تبخير و تعرق ايجاد كرد اين وضعيت يعني انرژي اضافي و رطوبت، به مثابه سوخت موتور مونسون براي افزايش باران هاي مونسوني كمك كرد از اين رو در آفريقا، سيستم اقليم- پوشش گياهي در سرتاسر هولوسن مياني يك رژيم اقليمي"صحاراي سبز" را ابقا كرد اما زماني كه يك مرحله تغيير ناگهاني بسمت "صحاراي بياباني" يعني رژيمي كه اكنون در آن بسر مي بريم، بوقوع پيوست روند ناحيه خشك هولوسن مياني بسمت بياباني شدن برگشت اين بيابانها همان مناطقي هستند كه بوسيله كاهش پوشش گياهي، كاهش رطوبت محلي و در نتيجه افزايش شرايط خشكي شرايط خود تشديدي دارند



[1] -Last Glacial Maximum

[2] - Chihuahuan

[3] -Mesic

[4] -Liwa

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 10:33  توسط محمد خسروشاهي  | 

 

تغييرات اقليمي و بيابانها

الگوي بارش در داخل بيابانها به فرايند اقليمي خارج بيابان بستگي دارد . در بيابان وقتي كه سطح زمين سرد است وزش رطوبت متراكم شده از دريا سبب ساز بارش هاي زمستاني در بيابان مي شود و  موقعي كه سطح زمين گرم است رطوبت موجود از منابع مختلف به درون آتمسفر كشيده مي شود و باران هاي تابستاني را بوجود مي آ ورد.

تغييرات اقليمي جهاني كه از طريق خروج گازهاي گلخانه اي توسط انسان توليد مي شود موجبات گرم شدن بيابانها را نيز فراهم مي كند. بيابانها در بين سالهاي 1976 تا سال 2000 بطور متوسط 0.5 تا 2 درجه سانتيگراد گرمتر شده اند.اين گرم شدن سبب تمركز افزايش گازهاي گلخانه اي مي شود (IPCC 2001) . انتظار مي رود كه گرم شدن كره زمين سبب افزايش بارش در بيابانها نيز بشود اما چون عرض هاي جغرافيايي بالاتر نسبت به عرض هاي مياني و پاييني گرم تر مي شوند در نتيجه عرض هاي بالاتر نسبت به مناطق جنب حاره بارش بيشتري خواهند داشت. در حقيقت در بيشتر بيابانهاي داخل كمربند جنب حاره بارش كمتر مي شود آنچنانكه در دو دهه گذشته بارش كمتر شده است.(جدول زير)

 

در اين زمينه دو سناريو تحت عنوان سناريو A و B از طرف IPCC ( 2001) به منظور ارزيابي تغييرات بارش و دما براي دوره  2100- 2071  نسبت به دوره 1991- 1961بشرح زير پيش بيني شده است[1]:

در اين دو سناريو (A و B)  درجه حرارت به ترتيب 1ز 7-2 و 5-1 در جه سانتيگراد براي اكثر بيابانها افزايش و بارندگي از 15-5 و 10-5 درصد كاهش خواهد يافت علاوه بر آن اين تغييرات، نوسانات سالانه بارش را در بيابانها زياد مي كند بطوري كه بوسيله يك فيدبك منفي بين چرخه ENSO و آتمسفر جهان، افزايشي را در خشكسالي هاي نواحي بياباني خواهيم داشت. در صورت تداوم گرم شدن آتمسفر زمين انتظار فراواني ال-نينو هاي بيشتري مي رود كه اين موضوع نوسانات بيشتر بارشهاي زمستاني و خشكسالي هاي بيشتري را در باران هاي تابستان بوجود مي آورد.  شکل بالا سناریوی تغییر اقلیم برای مناطق بیابانی جهان را نشان می دهد[۲].



[1] - اگر چه پيش بيني دقيق اثر تغييرات آب و هوايي بر ساير پديده هاي كره زمين به روشني معلوم نيست اما تعداد زيادي از مدل هاي آب و هوايي كه از طريق شبيه سازي توسط متخصصين اين رشته ارايه شده است نشان مي دهد كه در بعضي از مناطق جهان مانند شمال اسكانديناوي ، سيبري و كانادا  باران بيشتري مي بارد و درختان و محصولات ، رشد زيادي تري خواهند داشت اما در نواحي پرحاصل و سرسبز وسيع ميان قاره اي امروزي  خاكها بويژه در تابستان خشك و چه بسا غير قابل استفاده خواهد شد. خشكساليهاي ويران كننده ضربات بسيار شديدي بر دشتهاي سرسبز بزرگ خواهد زد و موجب دگرگوني و تبديل اين مناطق به يك منطقه نيمه بياباني خواهد شد. طوفانهايي نظير هاريكن ها و تورنادوها و شايد هم خيلي شديدتر جريان پيدا مي كنند، درجه حرارت جنگلها بيشتر مي شود و حيات وحش و جانوران جنگل مهاجرت كرده و يا نابود خواهند شد.

[۲] در اين مورد نظريه ديگري نيز وجود دارد و اين موضوع را هياهوي سياسي مي داند و مي گويد كه انسان آنچنان نقشي در گرم شدن كره زمين ندارد بلكه عواقب گرم شدن کره زمین مربوط به تغییرات آب و هوایی خود کره زمین است زيرا تغییرات آب و هوایی در کره زمین امری بسیارعادی محسوب می شود و شواهد بسیار زیادی وجود دارد که طی چند هزار سال گذشته کره زمین دستخوش تغییرات جوی متنوعی بوده است، بدون آنکه بشر در آن دخالتی داشته باشد. آنچنانكه در"دوران گرم قرون وسطایی" دورانی قبل از "یخ بندان کوچک"، بین قرن دهم تا پانزدهم میلادی، دمای کره زمین بسیار بالاتر از دمای فعلی بوده است. به گفته اين گروه از دانشمندان تاثیر این گرما در معماری کلیساها و بناهای ساخته شده در این دوران مشهود است. دربرداشت این گروه، خورشید به عنوان عامل اصلی تغییر دمای کره زمین در دوره های متفاوت زمبن معرفی شده است. در این نظریه لکه های خورشیدی باعث بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی قوی در سطح خورشید می شود و باعث ازدیاد اشعه های وارده به کره زمین می شود در نتيجه،  اين پديده  به غیر از تاثیر مستقیم خورشید بر دمای کره زمین با تاثیر گذاری بر روی میزان تشکیل ابرها، در تغییر دمای کره زمین نیز نقش ایفا می کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

 

با نگاهي به تصاوير ماهواره اي در مقياس كره زمين يكسري لكه ها و نوارهاي بدون پوشش گياهي در طرفين خط استوا و در حاشيه جنگلهاي باراني استوايي و در فاصله ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ كيلومتري از اين جنگلها ديده مي شود. این لکه ها تحت عنوان بيابانهاي عرض ميانه ناميده مي شوند. قرار گرفتن آنها در دو نيمكره شمالي و جنوبي به ترتيبي است كه در زير به آنها اشاره شده است:

در نيمكره شمالي توالي بيابانهاي جنب حاره عرض مياني به شرح زير است

-          بيابانهاي موجاوه، سونوران و چي هوهوآن در آمريكاي شمالي

-          نوار پهناور وسيع صحارا در آفريقاي شمالي و بيابانهاي اتيوپي – سومالي در شاخ آفريقا.

-       بيابانهاي آسيا شامل بيابانهاي عربستان، ايران، بين النهرين و بيابان تار كه از غرب آسيا به داخل پاكستان و هندوستان امتداد  يافته و همين طور بيابانهاي آسياي مركزي در ازبكستان و تركمنستان و بيابانهاي تاكليماكان و گوبي در چين و مغولستان.

 

در نيمكره جنوبي اين زنجيره به ترتيب زير شكل گرفته است:

-          بيابانهاي آتاكاما، پونا و مونته در آمريكاي جنوبي

-          بيابانهاي ناميب و كارو در آفريقاي جنوبي و بيابانهاي وسيع استراليا.

 

معيارهاي تعريف و تعيين قلمرو بيابان هاي جهان

هر چند معيارهاي فراواني براي تعريف بيابان وجود دارد اما مهمترين آنها خشكي يعني فقدان آب بعنوان يك فاكتور محدود كننده فرايندهاي بيولوژيكي شناخته مي شود. يكي از روشهاي اندازه گيري خشكي كه تحت عنوان شاخص خشكي از آنها ياد مي شود برآورد كننده هايي هستند كه بطور ساده از نسبت بين ميانگين بارندگي سالانه  و تبخير و تعرق پتانسيل سالانه بدست مي آيد[1] . در مناطق خشك و فراخشك اين نسبت كمتر از 0.1 است و اين بدان معني است كه بارندگي كمتر از 10 درصد ميزان آب مورد نياز براي رشد بهينه گياه را تامين مي كند. اگر چه شاخص هاي خشكي در بيابانهاي مختلف دنيا متنوعند ولي تمام آنها در داخل طبقه خشك و فراخشك قرار مي گيرند. از اين رو نقشه جهاني مناطق خشك و فراخشك  مي تواند بعنوان يك تقريب خوبي براي مرز بندي بيوم بيابان مورد استفاده قرار گيرد.

- معيار ديگري كه مي توان براي تفكيك مناطق بياباني از آن استفاده كرد معيار بيو-اكولوژيكي است.

 در اين روش با يكدست كردن مناطق حد واسط (Eco region) دنيا كه پوشش گياهان بياباني[2] را در خود جاي داده اند و انتخاب اكوسيستم هاي شبه بياباني كه از لحاظ بيولوژيكي بوسيله اولسون و همكاران (2001) توسعه داده شده است يك تقريب ثانوي براي بيوم بيابان تهيه مي شود.

معيار سومي كه مي تواند براي تهيه نقشه بيابانهاي دنيا بكار برده شود، استفاده از تصاوير ماهواره اي AVHRR است. در اين روش با استفاده از شاخص پوشش زمين (NDVI) مي توان سطح زمين را به طبقه هاي مختلف پوشش گياهي كلاسه بندي كرد. از اين نظر نقشه جهاني مناطق بياباني و نيمه بياباني بصورت مناطق يكنواخت وسيعي با پوشش گياهي بسيار كم تعريف مي شوند. به اين ترتيب اين روش هم مي تواند بعنوان يك تقريب ديگري براي تعيين بيوم بيابان بكار برده شود. اگرچه هر يك از سه روش فوق منابع حطايي دارند ولي در تهيه نقشه بيابان از سه ديدگاه فوق انطباق خوبي را نشان مي دهند.  با توجه به توضيحات بالا مي توان بيابان را بصورت زير تعريف كرد :

بيابان به مجموعه اي از مناطق جغرافيايي زمين اطلاق مي شود كه بوسيله خشكي فوق العاده بالا، بخشي وسيعي از خاكهاي لخت و مجموعه اي از گياهان و جانوران كه براي زنده ماني در محيط هاي خشك سازگار شده اند مشخص شده باشد. بعبارت ديگر بيابان: منطقه اي است با پوشش گياهي بسيار كم، سطوح وسيع خاك لخت و مناطقي با متوسط بارندگي سالانه كمتر از 10 درصد ميزان آب مورد نياز براي رشد اپتيمم گياه همراه با گياهان و جانوراني كه بطور آشكاري براي زنده ماني در يك دوره طولاني خشكي سازگار شده باشند    

 

[1] -تبخير و تعرق پتانسيل مقدار آبي است كه بوسيله تعريق گياه و تبخير از سطح خاك از يك خاك اشباع تلف مي شود (تورنت وايت 1948)

[2] - اين گياهان بوسيله فرم زندگي خشكي پسندها و سيما شناسي گياهان غالبي كه در بيابان ها سازگار شده اند، مشخص مي شود

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 9:7  توسط محمد خسروشاهي  |