تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

مهاجرت‌های آریاییان و چگونگی آب‌وهوا و دریاهای باستانی ایران

اگر چه اصل مقاله در باره ابراز تردید در فرضیه اثبات نشده مهاجرت آریاییان از سرزمین‌های شمالی به ايران و از كتاب ايران، سرزمين هميشگی آرياییان نگارش رضا مرادي غياث آبادي(1384) مي باشد اما اطلاعات بسيار جالبي در باره آب و هوا و درياهاي باستاني ايران باستان بدست مي دهد كه مطالعه آن براي علاقمندان محيط طبيعي ايران بسيار مفيد است

از آنجا كه مهاجرت‌های انسانی و جابجایی تمدن‌ها در طول تاریخ همواره به دلیل دستیابی به «شرایط بهتر برای زندگی» بوده است، در دوران باستان این «شرایط بهتر» بویژه عبارت از آب فراوان‌تر و خاك حاصلخیزتر بوده است. اگر چنانچه بتوانیم دلایلی برای این گمان فراهم سازیم كه در روزگار باستان ویژگی‌های آب‌وهوایی و چشم‌انداز طبیعی در فلات ایران مناسب‌تر از روزگار فعلی بوده است؛ و از سوی دیگر مشخص شود كه خصوصیات آب‌وهوایی در سرزمین‌های شمالی ایران نامناسبتر از امروز و حتی روزگار باستان بوده است؛ می‌تواند مهاجـرت بـزرگ آریـاییـان به ایـران امروزی را با تردید مواجه شود و حتی احتمال مهاجرت‌هایی از ایران به نقاط دیگر جهان را مطرح شود.  از آنجا كه رشد و ازدیاد جمعیت همواره در زیست‌بوم‌های مناسب و سازگار با انسان رخ داده است، بعید به نظر می‌رسد كه جوامع كهن، سرزمینِ با اقلیم مناسب و معتدل ایران را نادیده گرفته و در سرزمین‌های همیشه سرد و یخبندان سیبری، روزگار بسر برده و پس از آن متوجه ایران شده باشند. علاوه بر آن در تحقیقات میدانی‌ نیز سكونتگاه‌هایی در آن مناطق پیدا نشده است.

شواهد باستان‌زمین‌شناسی: می‌دانیم كه آخرین دوره یخبندان در كره زمین،  در حدود 14000 سال پیش آغاز شده و در حدود 10000 سال پیش پایان یافته است. دوره‌های یخبندان موجب ایجاد یخچال‌های بزرگ و وسیع در قطب‌ها و كوهستان‌های مرتفع ‌شده و در سرزمین‌های عرض‌های میانی و از جمله ایران به شكل دوره‌های بارانی و بین‌بارانی نمودار می‌شود. دوره‌های بارانی همزمان با دوره‌های بین‌یخچـالی و دوره‌های بین‌بـارانی همزمان با دوره‌های یخچالی دیده شده‌اند. رسوب‌های چاله‌های داخلی نشان می‌دهد كه ایران در دوره‌های گرم بین‌یخچالی شاهد بارندگی‌های شدیدی بوده كه موجب برقراری شرایط آب‌وهوایی مرطوب و گسترش جنگل‌ها در نجد ایران شده و در دوره‌های سرد یخچالی به استقبال شرایط آب‌وهوایی سرد و خشك می‌رفته است. بدین ترتیب در حدود 10000 سال پیش، با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان، شرایط آب‌وهوایی گرم و مرطوب در ایران آغاز می‌شود. شواهد باستان‌زمین‌شناسی نشان می‌دهد كه با آغاز دوره گرم و مرطوب و عقب‌نشینی یخچال‌ها به سوی شمال، به مرور بر میزان بارندگی‌ها افزوده می‌شود. بطوریكه در حدود 6000 سال تا 5500 سال پیش به حداكثر خود كه 4 تا 5 برابر میزان متوسط امروزی بوده است، می‌رسد. متعاقب آن آب دریاچه‌های داخلی بالا می‌آید و به بالاترین سطح خود می‌رسد و تمامی چاله‌ها، كویرها، دره‌ها و آبراهه‌ها پر از آب می‌شوند. این دوره‌ای است كه در اساطیر ملل مختلف با نام‌های گوناگون و از جمله توفان عصر جمشید و توفان نوح یاد شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 14:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

فرونشست زمين در 200 دشت کشور

 

معاون زمين شناسي سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني با هشدار نسبت به پيشروي پديده فرونشست زمين در بيش از 200 دشت کشور گفت؛ براي پيشگيري از اين فرونشست مطالعاتي با استفاده از فناوري هاي ماهواره يي و GIS صورت گرفته است. محمدرضا قاسمي استفاده بي رويه از آب هاي زيرزميني به دليل خشکسالي هاي اخير را از عوامل ايجاد پديده هاي فرونشست زمين در کشور ذکر کرد و افزود؛ عدم برنامه ريزي براي استفاده از آب هاي زيرزميني باعث شده است بخش عمده يي از ذخاير آب هاي زيرزميني تخليه شود. وي با اشاره به اينکه اولين مطالعات در اين زمينه در سازمان نقشه برداري آغاز شد، ادامه داد؛ با ارائه گزارش هاي اين سازمان به سازمان زمين شناسي، مطالعات خود را آغاز کرديم. اين مطالعات نشان داد آبخوان هاي اطراف دشت تهران به دليل ايجاد چاه هاي بزرگ و تخليه آب هاي زيرزميني جمع شده است. قاسمي ادامه داد؛ اين تغيير آبخوان ها به حدي شديد بوده که بارندگي هاي سال هاي اخير نتوانست آبخوان ها را به اندازه اوليه خود بازگرداند و در نتيجه باعث ايجاد پديده فرونشست زمين شده است که متاسفانه در برخي از دشت ها مانند رفسنجان، همدان و خراسان شديدترين حالت مشاهده شده است. 

منبع: روزنامه اعتماد چهارشنبه، 3 تير 1388 - شماره 1984

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 8:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران

سالن كنفرانس موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور

اولين نشست فصلي انجمن اعضاي هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور در سال جديد تحت عنوان بررسي چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران با حضور دو چهره سرشناس محيط زيست و منابع طبيعي سركار خانم دكتر معصومه ابتكار: رييس كميته‌ي محيط زيست شوراي شهر تهران و آقاي دكتر محمد مهدوي  استاد دانشگاه تهران طبق قرار قبلي، در محل سالن كنفرانس  موسسه و با حضور چشمگير اعضاي هيات علمي و كارشناسان برگزار شد. به اعتقاد بنده اين سخنراني علمي يكي از بهترين نشستهايي بود كه تا كنون توسط انجمن برگزار  شده است.

سركار خانم دكتر ابتكار در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور 

اولين سخنران سركار خانم دکتر ابتکار بود كه به شايستگي و با بياني شيوا فرصت ها و چالش هاي حوزه محيط زيست و منابع طبيعي را برشمرد. ايشان مردمسالاري و آموزه هاي ديني، توسعه آموزش عالي، سازمانهاي مردم نهاد ، توانمنديهاي هاي بخش خصوصي و بين المللي را از جمله ظرفيت هايي دانست كه مي توان بخوبي از آنها در جهت اعتلاي منابع طبيعي و محيط زيست استفاده كرد. كما اينكه در دولت هاي قبلي، ايران در مجامع  بين المللي از جمله پروتكل كيوتو كه رياست گروه 77 را بعهده داشت و كنوانسيون بين المللي محيط زيست و تنوع زيستي بعنوان يك كشور اثر گذار خوش درخشيد و به نحو احسن از اين ظرفيت ها استفاده شد. ايشان در بخش بعدي سخنراني خود، نداشتن نگاه محوري و راهبردي در عاليترين سطوح كشوري و انحلال شوراي عالي محيط زيست و قانون گريزي را (با توجه به معطل ماندن قانون برنامه چهارم توسعه كشور) در چند سال گذشته از جمله چالش هاي محيط زيست و منابع طبيعي برشمرد.  نكته مهم و ظريفي كه ايشان  بدان اشاره كردند مشكل ساختاري سازمان محيط زيست بود چرا كه اين سازمان زير نظر مستقيم رياست جمهوري اداره مي شود و بعبارتي بالاترين مقام اين سازمان معاون رئيس جمهوري است بنابراين نوع نگاه بالاترين مقام اجرايي كشور مي تواند مديريت محيط زيست و منابع طبيعي را ارتقا و يا تنزل بخشد. 

دكتر محمد مهدوي استاد دانشگاه تهران 

سخنران دوم آقاي دكتر محمد مهدوي بود كه سخنراني خود را تحت عنوان مديريت پايدار منابع آب ارايه كردند. اين استاد با سابقه دانشگاه با اشاره به جنبه هاي اقتصادي و زيست محيطي آب ، آنرا جزئي از اكوسيستم و منابع طبيعي برشمرد و  نقدي علمي از مديريت نادرست آب هاي سطحي و زير سطحي را براي جمع حاضر ارايه كرد. ايشان با اشاره به توليد بسيار پايين محصولات كشاورزي بازاي هر متر مكعب آب، خودكفايي در بحث توليد گندم را به چالش كشيد و اظهار داشت بايد ببينيم در ازاي مصرف چه مقدار آب چه مقدار توليد داريم و آنگاه بايد پرسيد آيا وارد كردن گندم مناسب تر است يا جلوگيري از اسراف سرسام آور آب آنهم قبل از اينكه به مرز تنش آبي برسيم. ايشان ضمن پرداختن به مسايل و مشكلاتي از جمله ؛ فرسايش خاك، نشست زمين بر اثر برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني و آلودگيهاي آب و خاك كه نمونه اي از اين آلودگيها را مي توان به افزايش 4 برابري مقدار نيترات خاك نسبت به كشورهاي پيشرفته دانست، اظهار داشت از 400 شهرك صنعتي موجود در كشور فقط 16 شهرك آب تصفيه شده دارند از طرفي در كشور هاي پيشرفته آب مصرفي در صنعت را تا 16 بار از طريق بازچرخش (recycling) استفاده مي كنند در حاليكه در كشور ما با يكبار مصرف از دسترس خارج مي شود اين در صورتي است كه براي توليد يك ورق كاغذ 4 ليتر آب مصرف مي شود. ايشان ضمن تاكيد بر ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها با اشاره به تعداد 967 مورد سيل بزرگ و خسارت بار در طول 25 سال (1996-1972) گفت متوسط خسارات روزانه سيل در كشور  بيش از 3 ميليارد ريال برآورد مي شود.

كلام آخر:

اگرچه سخنراني خوب اين دو استاد و صاحبنظر حوزه منابع طبيعي و محيط زيست براي بنده و جمع حاضر در جلسه دلنشين بود اما براي من همچنان ناتمام است. جان كلام آنجاست كه بگوييم چه بايد كرد؟ يقينا بسياري از مطالب گفته شده درد دلهايي است كه هريك از ما در نشست هاي کارشناسی بر زبان مي آوريم اما اينكه چگونه وضعيت نابسامان منابع طبيعي و محيط زيست ازجمله آلودگيهاي آب و خاك و هوا، روند قهقرايي تخريب مراتع، جنگلها و فرسايش هاي آبي و بادي، تهي شدن آبخانه ها، گستردگي شوره زارها و روند شتابناك بيابان زايي و امثال آنها را سر و سامان بخشيم همچنان مهمترين مسئله اي است كه در حل آن عاجزيم. بايد پرسيد ركن مهم مقايسه ارزيابي شاخص هاي زيست محيطي در كشورهاي پيشرفته  و ايران چيست؟ آيا مهمترين كار دولت و مسئولين مملكتي در زمینه حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست هم ، جز بر طرف کردن فقر فرهنگی و مادی مردم است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

تاملی بر سخنرانی انجام شده در همایش صنعت سدسازی-موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

 

چهارمین همایش فصلی انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با عنوان «چالش های صنعت سد سازی با تاکید بر اثرات متقابل آن بر منابع طبیعی کشور» در تاريخ 20/6/87 در محل سالن اجتماعات موسسه و با حضور جمع قابل توجهي از دانشجويان، مديران، پژوهشگران و كارشناسان علاقه‌مند به موضوع، نمايندگاني از تشكل‌هاي مردم‌نهاد و حضور چند خبرنگار از جرايد، برگزار شد. اولين سخنران مهندس احمد آل ياسين بود. كارشناس با سابقه منابع آب و ايراني علاقمندي كه براي حضور در اين جمع از فلوريداي آمريكا راهي ايران شده بود. عصاره سخنراني مهندس آل ياسين كه با مروري كوتاه به تاريخچه سدهاي دنيا و ايران آغاز شد اين بود كه؛ در زمينه احداث سد ما با متغيرهاي متضادي روبرو هستيم و بايد همه جوانب آن را در نظر بگيريم از جمله اين متغيرها مي توان به :

-  دسترسي آب براي همه،   جمعيت و روند افزايشي آن،    الگوي مصرف آب و غذا،    حفاظت از اراضي كشاورزي و جلوگيري از فرسايش خاك،  مسايل زيست محيطي،    انرژي ، توسعه و .... اشاره كرد كه پس از  بررسي همه جوانب مي توان سدسازي را بعنوان آخرين گزينه پيشنهاد كرد

دومين سخنران سركار خانم فاطمه ظفرنژاد بود كه ايشان نيز از كارشناسان باسابقه منابع آب كشور است. نامبرده در سخنراني خود با اشاره به سه ماده از قانون اساسي ايران در مورد منابع طبيعي و محيط زيست و ذكري از ماده و تبصره هاي دستور كار 21 به كاستي هاي موجود براي ارزيابي سدهاي موجود و راستي آزمايي آنها پرداخت و ضمن انتقاد شديد از سدسازي و  اشاره به نمونه هايي از سدهايي كه نبايد احداث مي شد، راه و روشهاي ديگري از جمله بالابردن راندمان آبياري را به جاي احداث سد پيشنهاد كردند. ايشان در هنگام سئوال و جواب حتي به سدهاي بزرگ احداثي از جمله كارون و كرخه به دليل تبخير زيادشان نيز اشاره كردند. به هر حال به نظر بنده هر دو سخنراني در نوع خود ارزشمند و بسيار خوب بود مخصوصا نظرات مهندس آل ياسين اين كارشناس كاركشته آب نشان از پختگي و تسلط بيشتر ايشان به شرايط اجتماعي ايران داشت اما در ارتباط با نقد و نظر خانم ظفر نژاد جا داشت كه از طرف مقابل يعني وزارت نيرو  كسي در اين جلسه حضور مي داشت شايد انتقاد برخي از حاضران را براي اطلاع رساني اين همايش بايد از همين منظر وارد دانست. انتقاد خانم ظفرنژاد در باره سدهاي البرز و تجن و برخي مناطق كه در سخنراني خود نام بردند پذيرفتني است اما نبايد به همه سدهاي ايران از همين زاويه نگاه كرد.

مسلما كاستي هايي در اين زمينه بوده و هست متاسفانه در سالهاي اخير مسايل زيست محيطي در ارتباط با احداث برخي از سدها نيز كم رنگ ديده شده است اما همانطور كه مهندس آل ياسين گفت در ارتباط با احداث سدها بايد تمام جنبه ها را در نظر گرفت و نمي توان به مردم گفت آب ننوش! يا اگر بنا براين بود كه چون حجم قابل توجهي از آب سدهاي احداثي بر روي كرخه و كارون تبخير مي شوند نبايد اين سدها ساخته مي شد بايد گفت اگر همين سدها نبودند اين آب به كجا سرازير مي شد. وضعيت سيلابهاي با دبي 4000 متر مكعب بر ثانيه اين رودخانه ها چه بلايي بر سر مردم اهواز و شوشتر و ساير شهرهاي مسير مي آورد. مسلما حرف خانم ظفر نژاد در مورد بالابردن راندمان آبياري حرف دل ما هم هست مگر تاكنون كم گفته شده است كه به جاي احداث برخي از سدها راندمان آبياري و يا راندمان توليد محصول به ازاي واحد آب را بالا ببريد اما چگونه؟ در اين مورد مخصوصا با وضعيت مديريتي حاكم بر كشور بايد راه حل عملي ارايه كرد . همانطور كه اكثر نخبگان اقتصادي و سياسي در راستاي تحولات اقتصادي اتفاق نظر دارند اما چگونگي اجراي آن را مهم مي دانند. بياد دارم سالها پيش در زمان نخست وزيري مير حسين موسوي طرح پوشش انهار مطرح بود مسلما انجام آن طرح، كمك زيادي به راندمان آبياري مي كرد اما مسايل و مشكلاتي كه در برحه هايي از زمان براي كشور بوجود آمد و هر آن بوجود مي آيد بسياري از كارها را تحت الشعاع قرار داده و مي دهد. مگر ما متخصصان آبخيزداري كم گفته ايم در حوضه آبخيز هر سدي اول بايد عمليات آبخيزداري انجام شود. اما حقيقتا بايد گفت با وضعيت اعتباري و نيروي انساني موجود بايد چند سال و حتي چند دهسال منتظر ماند تا عمليات آبخيزداري آن حوضه آبخيز تمام شود و يا با تمام كارهايي كه براي آبخوانداري انجام شده است تا بحال چند متر و يا چند سانتي متر توانسته ايم از افت سفره هاي آب بكاهيم. اشاره به اين موارد كه درد و رنج حاكم بر مديريت نايكپارچه آب و خاك كشور را نشان مي دهد براي اين است كه دست كم بدانیم در کجا زندگی می کنیم و شرایط اجتماعی و سیاسی ما چگونه است. نه آنقدر دست روی دست بگذاریم تا راندمان آبياري دو برابر شود و بر عکس نه آنقدر هم بی گدار به آب بزنیم که برای احداث یک سد آنهم در دل جنگل با بارندگی مکفی هزاران درخت را قطع و اکوسیستم آن ناحیه را بهم بریزیم چرا که یک مزیت مهم جنگل حفظ آب (و خاک) است اصلا جنگل خود نقش یک سد را بازی می کند آنچنانكه در آمريكا ارزش سالانه جنگل هاي دولتي از لحاظ ذخيره آب 300 ميليون دلار ولي از محل فروش چوب سالانه فقط 23 ميليون برآورد شده است از این روست که گفته می شود مکانیابی درست سد یک اصل مهم و اساسی در سد سازی است به هر حال اين نوشته ابدا تاييدي بر تخريبات اخير زيست محيطي و ميراث فرهنگي براي احداث سدها نمي باشد بلكه جهت يادآوري عزيزاني است كه گاهي اوقات در دام افراط و تقريط مسئله گرفتار می شوند و از نگاه كلي و همه جانبه به مسايل كشور انهم در زمانه حاضر غافل مي مانند. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:23  توسط محمد خسروشاهي  | 

واژه نامه اصطلاحات زیست محیطی

 جنگل کاری عبارت است از کاشت درختان جنگلی بر روی زمینی که قبلاً کاشته نشده یا فاقد درختان جنگلی است.

 پسماند کشاورزی عبارت است از مواد زائدی که از کشت و زرع یا فعل و انفعالات دامی به جای  می ماند از قبیل کود حیوانی و  مواد بجا مانده از درو.

آلودگی هوا  عبارت است از ترکیب شدن جو با آلاینده هایی نظیر گازهایی که از کارخانه های  تولیدی، ساختمانی، نیروگاه ها و وسائط نقلیه انتشار می یابد و برای سلامتی انسان و بهداشت محیط زیست زیان آور است.

معیارهای کیفیت هوا عبارت است از حدود قانونی که توسط دولت ایالات متحده برای تعیین حداکثر میزان قابل قبول آلودگی ها یا آلاینده ها در جو مشخص شده است.

 شورای قطب شمال عبارت است از شورایی که در سال 1996 در اوتاوا تشکیل شد و آن هیئتی بلند پایه است که برای حفاظت از محیط زیست قطب شمال و برای بهبود رفاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم قسمت شمالی ایجاد شده است. اعضای این شورا را کشور های کانادا، دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ، فدراسیون روسیه، سوئد و ایالات متحده تشکیل می دهند.

جو(آتمسفر) عبارت است از کلیه لایه های گازهایی که کرۀ زمین را احاطه کرده اند و آن را در مقابل تشعشعات خور شیدی محافظت می کنند و کمک می کنند تا شرایط حفظ  حیات به وجود آید. نیتروژن، اکسیژن، دی اکسید کربن و بخار آب از جمله گازهایی هستند که در جو وجود دارد.

برنامه راهبردی بالی برای پشتیبانی فن آوری و ایجاد ظرفیت (The Bali Strategic Plan for Technology Support and Capacity Building)، که در چهارم دسامبر 2004 در بالی اندونزی با این هدف به تصویب رسید که از فن آوری مربوط به محیط زیست حمایت کرده و برای مدیریت مؤثر زیست محیطی در کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که اقتصادشان در مرحله انتقالی است ایجاد ظرفیت کند.

فرمان قانونی برلین (The Berlin Mandate) عبارت است از "تصمیم طرف های ذی نفع" که در اوّلین نشست کنفرانس طرف های ذینفع کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیم (COP-1) گرفته شد تا روشی را قبل از سال  2000برای تقویت تعهدات کشورهای صنعتی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای از طریق تدوین یک پروتکل و یا هر وسیله قانونی دیگراتخاذ کند.

زیست تجزیه پذیر به توانایی تجزیه یک ماده در طول زمان  و در اثر مجاورت با خورشید، باد، آب و موجودات زنده میکروسکوبی اطلاق می شود. بسیاری از محصولاتی که از گیاهان و حیوانات به دست می آید -- مانند کاغذ، پارچه و غذا -- تجزیه های زیستی هستند.

تنوع زیستی به تنوع موجودات زنده از تک سلولی ها تا اشکال پیچده تر حیات، در بوم سامانه هایی که در آن به صورت طبیعی زندگی می کنند اطلاق می شود.

سوخت بیولوژیکی عبارت است از هر گونه سوخت مایع، جامد یا گاز که تمام یا بخشی از آن از پالایش مواد بیولوژیکی پایدار، معمولا گیاهان، به دست می آید. پاره ای از سوخت های بیولوژیکی مانند اتانول، از پالایش گیاهانی که به مصرف غذایی می رسند مانند ذرت، به دست می آیند اما فن آوری هایی در شرف تکوین است تا از گیاهان غیر خوراکی و همچنین باقیمانده گیاهانی که به مصرف غذایی می رسند استفاده شود.

زیست انباشت (Biomass) عبارت است از مواد آلی موجود در گیاهان و حیوانات که می توان از آنها در تهیه سوخت بیولوژیکی استفاده کرد.

زیست درمانی عبارت است ازاستفاده از موجودات زنده مانند باکتری ها برای زدودن مواد آلاینده در آب و زمین.

بیوسفر (زیست کره) که تمام مناطق کره زمین -- زمین، هوا و آب – را که مایۀ زندگی است، در بر می گیرد.

بیوتا (زیاگان /Biota) به تمامی گیاهان و حیوانات زنده ای که در ناحیه ای مشخص زندگی می کنند، اطلاق می شود.

ضبط کربن (Carbon sequestration)عبارت است از روشی که انتشارات گازهای گلخانه ای را کاهش می دهد و این کار از طریق جذب دی اکسید کربن در جایی که این گاز تولید می شود و انباشت آن در زیر زمین برای دهها سال و یا حتی قرن ها  انجام می شود.

کلروفلوئوروکربن ها (CFCs) گروهی از مواد شیمیایی هستند -- که زمانی استفاده از آن ها به عنوان ماده سردکننده، ماده اطفای حریق و ماده مولد فشار در افشانه ها راجج بود -- و سبب  سوراخ شدن لایه حفاظتی ازن در جو فوقانی کره زمین شد. به دنبال توافق نامه ای که در سال 1987 به امضاء رسید و به عنوان "پروتکل مونترال" معروف است، استفاده از بسیاری از سی اف سی ها منع شده است.

لامپ های فلورسنت کم مصرف (CFLs)  لامپ هایی هستند که از انرژی به مراتب کم تری استفاده می کنند و 10 برابر بیش تر از لامپ های رشته ای معمول عمر می کنند.

کنوانسیون سایتس (CITES) (کنوانسیون تجارت بین الملی گونه های در معرض خطر جانوران و گیاهان وحشی) عبارت است از توافق نامه ای بین الملی که در سال 1973 به تصویب رسید و بر اساس آن تجارت حیوانات و گیاهان وحشی و هر محصولی که از آنان به دست می آید، محدود می شود تا تضمین شود که یک چنین تجارتی بقای این موجودات را به خطر نمی اندازد.  

 جنگل زدایی (Clear cutting) عبارت است از قطع درختان مناطق وسیع جنگلی برای مقاصد کشاورزی و یا عمرانی؛ عملی که سبب از میان رفتن زیستگاه ها می شود، گیاهان و جانوران را از میان می برد و منجر به فرسایش زمین، جاری شدن سیل و ته نشینی جویبار ها و دریاچه ها می شود.

تغییر اقلیمی که "گرمایش جهان" نیز نامیده می شود، عبارت است از تغییرات تدریجی و بلند مدت در نقشه های مربوط به آب و هوا در مقیاس کل کره زمین. دانشمندان معتقدند که فعالیت های انسان تغییرات آب و ها را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب شتاب دادن به سرعت این تغییرات می شود.

 حفاظت از منابع طبیعی عبارت است از حفظ و تجدید منابع طبیعی از طریق مدیریت صحیح این منابع برای استفاده نسل های آینده.

 بوم شناسی عبارت است از مطالعه زیست بوم ها برای بررسی چگونگی ارتباط میان موجودات زنده و ارتباط  آن ها با محیط اطراف.

زیست بوم ها به کنش متقابل میان گیاهان و حیوانات با یکدیگر و با محیط فیزیکی که در آن قرار گرفته اند، اطلاق می شود. زیست بوم ها می تواند به همان کوچکی موجودات زنده ای که زیر تخته سنگ ها زندگی می کنند باشد و یا مناطق جغرافیایی بزرگ تری را در بر گیرد.

معیارهای انتشار عبارت است از حدود قانونی که دولت ایالات متحده آمریکا برای آلاینده هایی که منابعی نظیر خودرو ها یا کارخانه های صنعتی در فضا تولید می کنند تعیین کرده است.

 گونه های در معرض خطر عبارت است از انواع حیوانات و گیاهانی که در معرض خطر انقراض قرار دارند.

 قانون گونه های در معرض خطر (Endangered Species Act) عبارت است از قانون فدرال ایالات متحده آمریکا که در سال 1973 به تصویب رسید و از گونه های در معرض خطر (که احتمال داده می شود نسل آن ها در آینده ای قابل پیش بی?ی منقرض شود) و گونه های تهدید شده (که احتمال داده می شود نسل آن ها در آینده ای قابل پش بینی در معرض خطر قرار گیرد) هم از طریق حفاظت از زیستگاه ها و هم خود این گیاهان و حیوانات محافظت می کند.

 فرسایش عبارت است از افت خاک و سایش تخته سنگ ها به ویژه در اثر باد و آب. فعالیت های کشاورزی، تسطیح زمین برای ساخت واحد های مسکونی و تجاری، و جاده سازی می تواند روند فرسایش را تسریع بخشد.

 سوخت های فسیلی که زغال، نفت و گاز طبیعی را شامل می شود، منابع تجدید نابذیری از انرژی هستند که از هیدروکربور هایی که در اثر فسیل شدن باقیمانده گیاهان و حیوانات در اثر فشار های وارده و فعل و انفعالات کره زمین در طول میلیون ها سال تشکیل شده است به دست می آیند.

 انرژی حرارتی زمین (Geothermal energy) عبارت است از انرژی که از حرارت طبیعی و منابع آبی درون زمین مانند آتشفشان ها و چشمه های آب گرم به وجود می آید.

 گرمایش جهان، واژه ای است که اغلب به طور مترادف با عبارت تغییر آب و هوا استفاده می شود (رجوع شود به مطلب بالا) و به تغییرات تدریجی در نقشه های هوای جهان که توسط پژوهشگران رصد می شود، اطلاق می گردد و گویای این واقعیت است که میانگین درجه حرارت کره زمین در حال افزایش است.

 تأثیر گازهای گلخانه ای چگونگی افزایش درجه حرارت کره زمین را تشریح می کند که این افزایش به دلیل انباشت گازهای معینی در جو از قبیل بخار آب، دی اکسید کربن، اکسید نیتروژن و متان که سبب جذب انرژی خورشیدی می شود و از جدا شدن حرارت آن به داخل فضا جلوگیری می کند، ایجاد می شود.

گازهای گلخانه ای، شامل بخار آب، دی اکسید کربن، اکسید نیتروژن، ازن و متان است که در اثر برخی از فعالیت های انسان در مقادیر زیاد رها می شود و بسیاری بر این عقیده اند که به روند گرمایش جهان کمک می کند.

 غلظت گازهای گلخانه ای که مقیاسی است برای اندازه گیری گازهایی که از هر پوند محصول تولید شده منتشر می شود.

 آب های زمینی عبارت است از منابع موجود آب آشامیدنی که در زیر سطح کره زمین پیدا شده و از طریق حفاری یا لوله کشی چشمه های زیر زمینی در دسترس قرار گرفته است. آفت کش ها، فاضلاب ها، پسماند های صنعتی و جاری شدن ضایعات کشاورزی می تواند سبب آلودگی آب های زمینی شود.

 هیدروکربور عبارت است از یک ترکیب شیمیایی آلی متشکل از هیدروژن و اتم های کربن.پیمان کیوتو اصلاحیه ای الحاقی به کنوانسیون ساختاری سازمان ملل در باره تغییرات اقلیمی (UNFCCC) است. کشورهایی که این پیمان را امضا کردند مسئولیت کاهش انتشار دی اکسید کربن و پنج نوع گاز گلخانه ای دیگر را به عهده گرفتند و تعهد کردند در صورت نگهداری میزان کنونی این گازها و یا افزایش انتشار آن ها که به گرمایش جهانی ارتباط داده شده است، مسئله را جبران کنند.

 اصلاحیه های 1981 برای قانون لیسی (The Lacey Act Amendments of 1981) که یکی از قوانین ایالات متحده است که واردات، صادرات، حمل و نقل، خرید و فروش ماهی، نگهداری و یا مالکیت حیوانات و گیاهان وحشی را که مخالف با قوانین فدرال، ایالتی و یا قبیله ای است منع کرده است. تجارت میان ایالت ها یا تجارت خارجی ماهی و حیوانات و گیاهان وحشی که نگهداری و مالکیت آن ها بر خلاف قوانین دیگر ملل است نیز عملی خلاف قانون است.

پیمان مونترال در مورد موادی که سبب تخریب لایه ازن می شود (The Montreal Protocol on Substances that Deplete the Ozone Layer)، پیمانی بین الملی است که ایالات متحده نیز یکی از اعضای آن است و در سال 1987 خواستار توقف تدریجی تولید و مصرف ترکیباتی شد که سبب تخریب لایه ازن در فضا می شود -- این ترکیبات عبارتند از کلروفلوئوروکربن ها (CFCs)، هالون ها، تتراکلرید کربن و متیل کلروفرم. این برنامه در سال 2000 در مورد اکثر مواد فهرست شده انجام شد و در سال 2004 در مورد متیل کلروفرم بمورد اجرا گذاشته شد.

 لایۀ ازن ترکیبی شیمیایی است که از سه اتم اکسیژن تشکیل شده است. در سطح زمین، ازن آلاینده ای است که موجب تحریک دستگاه تنفسی می شود. در استراتوسفر، ازن لایه ای حفاظتی است که کره زمین را در برابر اشعه زیانبار ماوراء بنفش محافظت می کند.آفت کش ماده ای است که  در کارخانه تولید می شود و یا به طور طبیعی وجود دارد و از آن برای از بین بردن و یا راندن موجودات زنده ای که به محصولات صدمه می زنند و یا سبب انتشار بیماری می شوند در فضای باز، برای حفاظت از محصولات، در تأسیسات ذخیره سازی و در منازل بکار برده می شود. بعضی از آفت کش ها می توانند برای گونه های غیر حشره ای سمی باشند و در خاک و آب دوام بیاورند.

آلودگی عبارت است از آغشته شدن هوا، زمین و آب به موادی که تشکیل دهنده زیست بوم هستند؛ سلامت انسان، حیوان و یا گیاه را به خطر می اندازند و یا به طور نامطلوب استفاده از منابع طبیعی را تحت تأثیر قرار می دهند. جنگل های بارانی عبارتند از جنگل های مناطق استوایی و نیمه استوایی که با برگ های انبوه پوشیده شده و به طور متوسط به حدود 2000 میلیمتر باران در سال نیازمند اند. جنگل های مناطق حاره مقادیر قابل توجهی از دی اکسید کربن را به خود جذب می کنند و در صد بالایی از نمونه های گیاهی و حیوانی جهان را در خود جای می دهند.

 بازیافت (Recycling) عبارت است ازجمع آوری مواد زایدی که قابل استفاده مجدد هستند و عمل آوری دوباره آن ها برای تولید محصولی جدید. شیشه، فلزات، کاغذ و پلاستیک مانند مصالح ساختمانی که سالم از کار بیرون آورده شده باشند، قابل بازیافت اند.

انرژی تجدید پذیر (Renewable energy) به منابعی از سوخت و نیرو که پایدار هستند، اطلاق می شود مانند حرارت زمین، زیست انباشت، باد و خورشید.مه دود (Smog) عبارت است از ابری از آلاینده های هوا -- گرد و غبار، دود گازهایی که کارخانجات و اگزوز وسایل نقلیه تولید می کنند -- و معمولاً بر روی مناطق شهری متمرکز است. مه دود می تواند سبب بروز یا تسریع ناراحتی های دستگاه تنفسی شود. اجزاء شیمیایی تشکیل دهنده مه دود عبارتند از ازن، دی اکسید سولفور، دی اکسید نیتروژن و منو اکسید کربن.

 آب های سطحی به محیط های بازی که آب در آن جریان دارد، اطلاق می شود مانند رودخانه ها، دریاچه ها، دریاچه های پشت سد ، تالاب ها، جویبار ها، دریا ها، مصب رودخانه ها، زمین های باتلاقی، چشمه ها و چاه ها.کشاورزی پایدار به روش های از کشت و زرع اطلاق می شود که از محیط زیست با حداقل آسیب رسانی به خاک، منابع آبی، زیستگاه گونه ها و سایر منابع طبیعی محافظت می کنند. کشت و زرع بدون شخم زنی، کشت تناوبی و جلوگیری از جاری شدن و یا نشت کود ها و آفت کش ها نمونه هایی از این نوع کشاورزی است.

 زمین های باتلاقی به زمین هایی اطلاق می شود که از آب انباشته شده است و یا اغلب سیلاب در آن جاری است نظیر باتلاق ها، مرداب ها، دلتا ها و مناطق ساحلی که از گیاهان و جانورانی که به ویژه با محیط های داخل آب خو گرفته اند محافظت می کنند. باتلاق ها همچنین آب را پالایش کرده و باران اضافی را جذب می کنند.

 پناهگاه حیات وحش (Wildlife refuge) عبارت است از منطقه ای از خشکی یا ساحل دریا که به صورت قانونی برای محافظت از حیوانات و گیاهان وحشی در نظر گرفته شده است.

 منبع انگلیسی همین متن را نیز در اینجا ببینید

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 14:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

آيا استفاده از پتانسيل بالاي انرژي خورشيدي در ايران دست يافتني است

سرانجام با پيگيري مستمر دوست خوبم مهندس درویش جلسه سخنراني آقاي مهندس پيمان كنعان، مدير دفتر انرژي خورشيدي سانا (سازمان انرژيهاي نو ايران) در تالار اجتماعات مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور در تاريخ 10/4/87 برگزار شد. اگر چه ضرورت استفاده از انرژي لايزال خورشيدي موجود در بيابانهاي ايران بطرق مختلف بارها و بارها به زبان امده که نمونه ای از ان را در اینجا  و اینجا  می توانید ببینید اما كاربردهاي متعدد استفاده از اين انرژي كه در سخنراني امروز اقاي مهندس كنعان عنوان شد اطلاعات بسيار مفيد و كاملتري را در اختيار من و سايرين قرار داد. اما اين سخنراني حاشيه هاي جالب ديگري هم داشت كه لازم مي دانم به انها اشاره كنم

-       خبر خوشحال كننده و نويد بخش اقاي دكتر فرحپور معاون محترم پژوهشي موسسه  مبني بر مطرح كردن موضوع استفاده از انرژي خورشيدي توسط وزير جهاد كشاورزي در هيات دولت براي من نه خوشحال كننده بلكه جاي سئوال داشت البته از اين بابت بايد از اقاي مهندس اسكندري به جاي خود تشكر هم كرد اما تعجب از اين است كه اين موضوع  چرا بايد از طريق وزير جهاد كشاورزي در هيات دولت طرح شود مگر بالاترين مقام متولي اين كار كسي جز وزير نيرو است و يا مگر اطلاعات وزير نيرو در اين مورد كمتر از وزير جهاد كشاورزي است پس چرا اين كار بلكه خيلي پيش تر از طرف وزارت نيرو مطرح نشده است .

-          در پاسخ به سئوالي كه در رابطه با استفاده از اين تكنيك براي چاههاي كشاورزي از اقاي مهندس كنعان كردم ايشان به هدررفت انرژي  بسيار زياد چاههاي كشاورزي بدليل فقدان تاسيسات مناسب ابياري اشاره كردند و گفتند اگر در هدررفت آب كشاورزي تصميم درستي گرفته شود آنگاه انرژي استحصال آب نيز كمتر خواهد شد و امكان كاربرد و استفاده از انرژي خورشيدي فراهم مي شود. در اين راستا بايد به اقاي مهندس كنعان يادآوري كنم كه اين اما و اگرها سالهاي سال است كه وجود دارد آنچنان كه گفته مي شود اگر چند هزار خانوار دامدار ساكن در جنگلهاي شمال از اين عرصه خارج شوند سير صعودي تخريب جنگل كم مي شود، اگر تعداد دام موجود در استفاده از مراتع كه اكنون به بيش از سه برابر ظرفيت آن رسده است به كمتر از نصف تقليل داده شود سير قهقهرايي مراتع كند مي شود ، اگر تكليف 190 هزار حلقه چاه عميقي كه در مناطق ممنوعه حفر شده است روشن شود و اگر ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي كه به‌طور متوسط حدود 30 درصد محاسبه مي‌شود و راندمان توليد محصول كه حدود 0.6 كيلوگرم به ازاي هر متر مكعب اب براورد مي شود اندكي بيشتر شود و اگر كاهش ضايعات محصولات توليدي كشاورزي از مراحل كاشت تا برداشت و باقيمانده ان كه در سفره خانوار به دليل مطلوب نبودن درست مصرف نمي شود از 30درصد فعلي كمتر شود ضمن آنكه از حدود 760 ميليارد تومان ميزان ضايعات سالانه كشاورزي كاسته مي شود دغدغه امنيت غذایی نيز كمتر خواهد بود و انگاه مسلما انرژي كمتري هم براي استحصال آب مورد نياز اين توليدات مصرف مي شد و سرانجام اگر مشکلاتی که بر اثر تصمیمات نادرست ما بوجود می اید به پای دیگران نگذاریم و مشکلات دولت فعلی را به دولت قبلی و چه بسا دولت اینده را به دولت فعلی ربط ندهیم و باور کنیم که همه ایرانی هستیم و دلمان برای ایرانی اباد و ازاد می تپد و لذا در کارها از خرد جمعی استفاده کنیم استفاده از انرژی خورشیدی که سهل است بلکه در تمام موراد پیشتاز خواهیم بود. به هر روی در حال حاضر بايد با وجود اين اما و اگرها كه به اين زودي ها هم حل نخواهد شد كاري كرد و از اين كارمايه انرژي خورشيدي ارزان قبل از اینکه کشور با بحران انرژی مواجه شود استفاده كرد. باید این حقیقت را بپذیریم که منابع فسیلی انرژی مانند نفت و گاز و ذغال سنگ سر انجام روزی تمام خواهد شد و همیشه دلمان به این منابع خوش نباشد دیری نخواهد پایید که بشنویم کشور ها و جزایر همجوار ما در این موضوع هم از ما سبقت گرفته اند.

-       و بالاخره خبر مسرت بخش پيشگام شدن موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور براي استفاده عملي از انرژي خورشيدي به منظور تامين برق مورد نياز ساختمانها و تاسيسات در سالجاري حاصل سخنراني اقاي مهندس كنعان بود گامي كه بايد خيلي پيشتر و در وزارت نيرو برداشته مي شود يادمان باشد كه تهران نيز به لحاظ جغرافيايي در قلمرو بيابانهاي ايران قرار دارد و اين حركت موسسه بعنوان متولي تحقيقات بيابان هاي ايران نيز در راستاي اهداف برنامه هاي راهبردي بخش تحقيقات بيابان-سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران صورت مي گيرد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

تصویربرداری ماهواره ای، فعالیت جهانی ایالات متحده در زمینه امنیت غذایی را هدایت می كند

امنیت غذایی، یعنی وضعیتی كه در آن هر كس همه غذای مورد نیازش را برای یك زندگی سالم داشته باشد، مفهومی ساده با متغیرهای فراوان است. این متغیرها عبارتند از كاشت و برداشت محصول، معیشت محلی و بازارها و تجارت.

اندازه گیری این عناصر، كه هر روز بُعد فنی بیشتری می یابد، وظیفه آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده (USAID)(1) است. این سازمان كه همراه با چهار آژانس دیگر ایالات متحده در سال 1985 تأسیس شد، سامانه هشدار زودهنگام قحطی(FEWS)(2) را ایجاد كرد و در سال 2000 آن را به "فیوز نت"(3)، یا شبكه امتداد یافته ای از همكاران بین المللی، منطقه ای و ملی، تبدیل نمود. حسگری سطح زمین از راه دور با استفاده از ماهواره ها، انقلابی را در مطالعه محیط زیست طبیعی ایجاد كرد و فیوز نت را امكان پذیر ساخت. این برنامه، تصویربرداری ماهواره ای در مقیاس قاره ای از بارش باران و پوشش گیاهی در آفریقا و مناطق دیگر را با آمار اجتماعی اقتصادی در مورد بازارهای غذا و منابع محلی درآمد تركیب می كند. این اطلاعات برای هشدار دادن به كشورها و منطقه ها در مورد كمبودهای قریب الوقوع مواد غذایی ماه ها پیش از وقوع آنها مورد استفاده قرار می گیرد. گری ایلرتس، مدیر برنامه آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده فیوز نت مي گويد: "تولید، یكی از عناصر بنیادین امنیت غذایی است و ما قادر هستیم رشد یك گیاه را از فضا تحت نظر بگیریم." مشاركت كنندگان امریكایی این برنامه عبارتند از ناسا، سازمان ملی اقیانوسی و جوی (NOAA)(4) ، پژوهش زمین شناسی ایالات متحده (USGS)(5) و وزارت كشاورزی امریكا. یك شركت توسعه جهانی به نام شمونیكس اینترنشنال این برنامه را از طرف آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده اجرا می كند (به گزارش "سامانه هشدار دهنده زود هنگام، قحطی می تواند كمبودهای غذایی را پیش بینی كند." آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده این سامانه را ایجاد كرد تا به جلوگیری از شرایط قحطی در منطقه آفریقای زیر صحرا و واكنش نشان دادن در مقابل آنها كمك كند. اكنون فیوز نت در 17 كشور آفریقایی دارای دفتر است؛ در بوركینافاسو، كنیا و آفریقای جنوبی دفاتر منطقه ای دارد؛ و چند دفتر كشوری آن در افغانستان، هاییتی و گواتمالا فعال هستند.

چشم ها در آسمان

حسگرهای ماهواره ای، تصاویر زمین را گرفته و اطلاعات را به ایستگاه های گیرنده زمینی در سرتاسر جهان مخابره می كنند. هنگامی كه تصاویر خام، آماده شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند، دانشمندان می توانند شرایط متغیر زیست محیطی را از قبیل آلودگی، تغییر آب و هوای جهان، توزیع منابع طبیعی، رشد شهری و موارد دیگر را مستند سازند.

مالی براون، جغرافیدانی كه برای شعبه علوم بیوسفرشناسی مركز پرواز فضایی گودارد ناسا در ایالت مریلند كار می كند، مي گويد برای فیوزنت، حسگری ماهواره ای از راه دور، آغاز همه چیز است."در این كار، ناسا و NOAA اطلاعات تصویری ماهواره ای را تأمین می كنند، و USGS تصاویر را برای توزیع میان تحلیلگران فیوز نت آماده می سازد.اطلاعات در مورد پوشش گیاهی و بارش باران هر روزه از حسگرهای نصب شده روی ماهواره "رادیوسنج پیشرفته با وضوح بسیار بالا" (AVHRR)(6) متعلق به NOAA دریافت می شود. یك حسگر، شاخص طیفی یكپارچه شده پوشش گیاهی را تولید می كند. این شاخص، نور خورشید یا انرژی منعكس شده را مستقیما از گیاهان اندازه گیری می نماید. یك حسگر دیگر، بارش باران را اندازه گیری می كند. اندازه گیری های بارش باران، از ماهواره "پروژه اندازه گیری بارش باران استوایی"، که یک پروژه مشترك میان ناسا و آژانس اكتشاف هوا فضای ژاپن است نیز دریافت می شوند. این اطلاعات توسط "تجهیزات تصویربرداری مایكروویو دارای حسگر ویژه" متعلق به "برنامه ماهواره ای هواشناسی دفاعی" نیز تأمین می گردد.  تخمین های مربوط به بارش باران، به طوری با اندازه گیری های زمینی انجام شده تركیب می شوند كه تحلیلگران بتوانند "مقدار بارش باران را بیابند و سپس فیوز نت این تخمین ها را گرفته و در الگویی قرار می دهد" كه این امكان را به تحلیلگران می دهد تا محصول نهایی یك گیاه را بر پایه عواملی مانند زمان كاشته شدن آن در فصل رشد و میزان باران دریافتی آن، تخمین بزنند.  "كاری كه اكنون انجام مي گيرد این است كه اثر محصول ناشی از بارش باران را در مقدار واقعی زمین تحت كشت ضرب مي شود تا به تخمینی از میزان غذایی تولید شده، یا كمبود آن برسد."

منبع  http://usinfo.state.gov/persian/index.html

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:14  توسط محمد خسروشاهي  | 

تغییرات آب و هوایی نگرانی کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا!

کاندیداهای امسال ریاست جمهوری در بسیاری از موارد با یکدیگر اختلاف نظر دارند. اما در میان تمامی چالش های مورد بحث که آمریکا در پیش رو دارد، هر سه کاندیدا بر اهمیت موضوع تغییرات آب و هوایی موافق هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 8:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

اینهم از روز جهانی مقابله با بیابانزایی سال 1387

 

بهترين كاري كه دكتر زرگر (معاون آب وزارت نيرو) براي مهار بيابانزايي مي تواند بكند

سرانجام روز جهاني مقابله با بيابانزايي (17 ژوئن برابر با 28 خرداد87) كه باحضور مسئولين دست اندركار و مقامات محلي و كارشناسان و انديشمندان اين حوزه در مركز آموزش منابع طبيعي دكتر جوانشير كرج برگزار شده بود در نيمه همان روز تمام شد. اگر چه در برنامه تنظيمي، حضور دو وزير جهاد كشاورزي و نيرو يعني آقاي مهندس اسكندري و مهندس پرويز فتاح و همچنين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست براي انجام سخنراني پيش بيني شده بود اما هيچيك از دو وزير نامبرده زحمت حضور در برنامه اين روز را كه مخصوصا با پديده خشكسالي هم روبرو شده است وحرفهاي بسياري هم براي گفتن داشتند بخود ندادند و معاونين خود را به اين جلسه فرستاده بودند. باز هم احسنت به خانم دكتر جوادي رياست محترم سازمان حفاظت محيط زيست كه مي توانم به جرئت بگويم بهترين سخنران امروز بودند. سخنرانان كليدي امروز به ترتيب آقاي دكتر شريفي رئيس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، خانم دكتر جوادي رئيس سازمان حفاظت محيط زيست ،آقاي دكتر خلقاني رئيس سازمان ترويج آموزش و تحقيقات جهاد كشاورزي و بلاخره آقاي دكتر زرگر معاون آب وزارت نيرو بودند بودند.

پس از خير مقدم و صحبت اقاي دكتر شريفي رئيس سازمان جنگلها و مراتع كشور،  خانم دكتر جوادي صحبت كردند ايشان برخلاف سايرين و بدون اينكه متن خود را از روي نوشته اي بخواند سخنراني خوب، كوتاه و گويايي در رابطه با بيابانزايي و تغييرات اقليمي و اثر آن بر منابع طبيعي و محيط زيست از جمله حيات وحش و آبزيان ايراد كرد. ايشان ضمن توضيحاتي در مورد آلودگي آب و هوا از جمله طوفانهاي گرد و غبار چند هفته اخير و همچنين خطراتي كه تالابها و پاركهاي محيط زيست را تهديد مي كنند به توافقنامه اي كه با وزارت نيرو در باره رها سازي آب مورد نياز براي جلوگيري از خشك شدن برخي از تالابها داشته اند،اشاره كرد.

اقاي دكتر خلقاني با ارايه تعدادي اسلايد در مورد امنيت غذايي و خشكي و خشكسالي و لزوم برنامه ريزي براي انجام پروژه هاي آبخوانداري سخنراني داشتند و اشاره اي نيز به برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 1404 جمهوري اسلامي ايران كردند

و سرانجام نوبت به اقاي زرگر معاون آب وزرات نيرو رسيد ايشان نيز با اشاره به برخي از مواد كنوانسيون مقابله با بيابانزايي در مورد وضعيت منابع اب و خشكسالي اخير صحبتهايي كردند و آمادگي خود را در بخش منابع اب براي مقابله با بيابانزايي اعلام كردند روي سخنم اما با اقاي دكتر زرگر است ايشان مي دانند كه  سفره‌هاي آب زيرزميني در اغلب دشت‌هاي كشور وضعيت مطلوبي ندارند. بر اساس آمار ارايه شده توسط وزارتخانه خودشان  حدود 6/74 ميليارد مترمكعب آب از طريق چاه‌ها، چشمه‌ها و قنوات از منابع آب زيرزميني كشور استحصال مي‌شود كه حدود60 درصد آب استحصالي از طريق بيش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط 28درصد چاه‌هاي موجود كشور عميق است اما ميزان بهره‌برداري از اين چاه‌ها بيش از 69 درصد تخليه كل چاه‌هاي كشور را شامل مي‌شود و از كل تعداد چاه‌هاي موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوي ديگر جديدترين آمار حاكي از آن است كه از 609 محدوده مطالعاتي، 225 محدوده ممنوعه اعلام و پيشنهاد ممنوعه شدن 45 محدوده ديگر نيز توسط شركت‌هاي آب منطقه‌اي كشور به وزارت نيرو ارائه شده‌ است. بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهره‌برداري آب‌هاي زيرزميني در حوزه‌هاي اصلي كشور نشان مي‌دهد كه در مقابل 7/57 ميليارد مترمكعب تخليه آب‌هاي زيرزميني حدود 7/50 ميليارد مترمكعب تغذيه صورت گرفته است. به عبارت ديگر، حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني بهره‌برداري شده بطوري كه در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. همچنين خوب مي دانند كه سالانه حجم انبوهي از پساب‌هاي كشاورزي از طريق رودخانه‌ها و زهكش‌ها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نموده است. آمار و ارقام نشان مي دهد كه هر سال حدود ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه 6۰ تا7۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. چند مورد بالا از جمله عولملي هستند كه به نوعي سبب بيابانزايي مي شوند بنا براين اگر آماده همكاري هستند بهترين همكاري براي جلوگيري از پديده بيابانزايي، انجام تمهيداتي در داخل وزارتخانه نيرو براي خروج از اين معضل است.

ازجله نکات جالب توجه مراسم امسال روز جهانی مقابله با بیابانزایی، یادآوری اصلاح واژه غلط بیابانزدایی توسط مجری برنامه(اقای اینانلو) بود. ایشان چندین بار ضمن معرفی سخنرانان تاکید داشتند به جای کلمه"بیابازدایی" باید از اصطلاح "مقابله با بیابانزایی" استفاده شود اما هر بار مجددا همان اصطلاح اشتباه در سخنرانی بیشتر سخنرانان بکار برده می شد و جالبتر اینکه بالاترین مقام متولی بیابانها چند بار از همان کلمه استفاده کرد.

                 در رابطه با روز جهانی مقابله با بیابانزایی ایجا را نیز بخوانید

مبارزه با بیابان‌زایی، سومین چالش زیست‌محیطی جامعه‌ جهانی-بخش فارسی صدای آلمان

                      مقالات کارگاه اقلیم و تخریب سرزمین- سازمان جهانی هواشناسی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 15:35  توسط محمد خسروشاهي  | 

به بهانه روز جهاني محيط زيست

 

در روزگار قدیم كه عده انسانها بر سطح زمين كم بودند زيان و دستبردي كه آدمي به محيط زيست پيرامون خود وارد مي كرد در طول زمان وسيله خود طبيعت و محيط قابل جبران بود. درختان را قطع مي كرد اما اين تخريب آنقدر وسعت و دامنه نداشت كه نسل جنگل و بيشه اي را براندازد، بوته ها را مي كند و حيوانات را شكار مي كرد اما اين شكار و بوته كني به دليل كمي عدد انسانها آنقدر كم و محدود بود كه منتهي به قطع نسل نوعي از انواع نمي شد، از آبها مي گذشت و بر آنها مي نشست و آبها را آلوده مي كرد اما حجم اين فعاليت ها آنقدر نبود كه منتهي به بي استفاده  شدن آنها شود.

بمرور زمان كه افزايش جمعيت انساني رخ داد اين افزايش به نوعي از  بهره برداري محيط منتهي شد كه ديگر جبران آن بوسيله طبيعت ميسر نمي شد. اين انسان سرتا پا نيازمند طبيعت كه نيازمنديهاي اساسي موتور وجودش در شبانه روز به 20 متر مكعب هوا، 720 ليتر اكسيژن و 2.7 ليتر آب نياز دارد و آنقدر ضعيف است كه اگر چند لحظه هوا به او نرسد از بين خواهد رفت كوهها را مي تراشد، دشتها را بر مي كند، تركيب خاكها را برهم مي زند، جنگلها را مي برد و سرانجام محيط را به نحو دلخواه خود تغيير مي دهد و حاصل آن چيزي نيست جز تخريب و آلودگي محيط زيست. نتيجه اين كار تغييرات عظيمي است كه در شرايط طبيعي كره زمين در حال وقوع است، كه مهمترين آنها گرم شدن كره زمين است. اكنون جنگل ها و مراتع كه در تعديل آب و هوا و رطوبت خاك نقشي بسزا دارند، قبل از آنكه بتوانند احيا شوند نابود مي شوند. لاية ازن كه كره زمين را از گزند اثرات زيانبار اشعه ماوراي بنفش خورشيد محفوظ مي دارد روز بروز نازكتر مي شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزايش مي دهد. قدرت توليد مواد غذايي در سطح جهان به علت فرسايش خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب در حال كاهش است و آثار آن كه همانا كمبود مواد غذايي است اكنون بيش از پيش نمايان شده است. درياچه ها ، رودخانه ها و حتي درياها در طي اين مدت تبديل به زباله دانهاي صنعتي و مراكز فاضلاب شده اند، صدها و بلكه هزاران گونه مختلف گياهي و جانوري كه در زندگي روي كره زمين با ما مشاركت داشته اند محو گرديده اند و متاسفانه انسان در بروز و ظهور اين عواقب ناگوار تخريب محيط زيست مقام نخست را دارد چرا كه با دست يافتن به ابزارها و تكنولوژيهاي پيشرفته، بر محيط زيست و كره اي كه در آن زندگي مي كنيم مسلط تر شده است و از اين راه آسيب هاي جدي به محيط زيست وارد كرده و حتي مي توان گفت تعادل محيط زيست را برهم زده است. اين نكته را بايد يادآور شد كه در نظام اكولوژيك ، انسان از محيط پيرامون خود جدا نيست بنا براين نبايد انسان را جدا و محيط را جدا فرض كرد، در اين نظام انسان به لحاظي جزء طبيعت و به لحاظي صاحب طبيعت است يعني هم مالك است و هم مملوك، هم نافذ است هم تحت نفوذ، هم دهنده است و هم گيرنده ، هم موثر است و هم تحت تاثير و خلاصه روابطش پيچيده تر از آن است كه بتوان او را جدا از محيط بر نگريست. مسئله اساسي اين است كه براي ادامه حيات بر سطح زمين بايد چنان رفتار كرد كه محيطي كه حياتمان بدان وابسته است بر اثر دستكاريهاي ما آنچنان ويران نشود كه نتواند خود را بازسازد و يا نتوان آن را بازساخت. از طرفي بايد گفت خطر ويران سازي محيط تنها از افزايش جمعيت نيست بلكه نحوه بهره برداري ما از محيط است كه مي تواند آنرا به تعادل يا سير قهقرايي سوق دهد. بهره برداريهاي ما بايد دقيقا سازمان يافته و از پيش انديشيده باشد. آدمي حق ندارد بيش از سهم خود از محيط بهره برداري كند چرا كه محيط زنده است و عكس العمل سزاوارنه اي از خود بروز مي دهد ملموس ترين عكس العمل محيط طبيعي را بارها و بارها به چشم خود ديده ايم. مگر خسارات خشكساليها را بارها تجربه نكرده ايم؟ مگر شاهد طوفانهاي گرد و خاك در مناطق بياباني نبوده ايم؟ مگر خرابي و صدمات سيل ها را بارها به چشم خود نديده ايم؟. مگر نه اين است كه حوادث‌ ناگوار بروز سيلابهاي متعدد در  مناطق ‌سرسبز شمال‌كشور كه ‌روزگاران‌درازي ‌به ‌بركت وجود پوشش جنگلي ‌انبوه‌، بارشهاي منظم ‌و كافي‌،خاكهاي ‌عميق و  حاصلخيز و تعادل ‌پايدار اكوسيستم‌،  بعنوان‌جزيره‌هاي ‌امن‌و مصون ‌از آفات و بلاياي ‌طبيعي‌همچون ‌سيل‌محسوب مي‌شد بصورت ‌وحشتناكي‌عيان ‌شده ‌است‌. اما بازهم نظاره گر تخريب جنگلهاي كجور و كلاردشت و لاكان و ساير مناطق هستيم، باشد تا پاسخ طبيعت را دگر باره ببيينم!. با چه زباني بايد گفت كه آنچه ‌بيشتر موجب‌ بروز طوفانهاي گرد و خاك و يا سيلابها شده‌ و مي شوند، عمل‌متقابل و قانونمند طبيعت‌ در  برابر  بهره‌برداري‌هاي  ‌بي‌رويه ‌انسان‌،  كاربري‌هاي ‌نادرست‌ اراضي و استفاده‌هاي ‌نابخردانه‌ انسان ‌از منابع ‌بيكران‌آن است‌. طبيعت ‌چه در مناطق خشك و بياباني و چه در‌ مناطق‌ كوهستاني ‌بنا به ‌ماهيت خود شكننده‌اند و فشارهاي‌جمعيت رو  به ‌رشد انسان ‌و  استفاده‌هاي ‌نامعقول آنها را بر نمي‌تابند و به ‌همين ‌دليل ‌با آهنگي ‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ چنين پيامدهاي ‌ويرانگري‌ ‌به ‌بار مي‌آورند. به هر روي و با تاسف بسيار بايد بگويم كه اگر وضع بهمين منوال باشد براي منابع طبيعي و محيط زيست كشور آينده خوبي را پيش بيني نمي كنم چرا كه در حال حاضر بهره برداران طبيعت را دو گروه مي بينم. گروهي سودجو و گروهي ناآگاه. سودجويان براي منافع خويش و با ترفندهاي خود دانسته از هيچ چيز فروگذار نمي كنند آنها نه بفكر منابع طبيعي و محيط زيست بلكه فقط به فكر جيب خود هستند و احتمالا از بعضی جهات هم پشت شان گرم است، اما گروه ناآگاه كه نه از روي غرض و مرض بلكه ندانسته و يا از سر ناچاري اعمالي را مرتكب مي شوند كه سبب ساز تخريب منابع طبيعي و محيط زيست كشور مي شوند و متاسفانه بسياري از دولتمردان و سياست گزاران نيز در اين دسته هستند. از موج سبز هم براي حركتي كه به منظور  پاسداشت حرمت محيط زيست براه انداخته است سپاسگذارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 9:8  توسط محمد خسروشاهي  | 

يزد شهري كه با تمام وجود حال و هواي خشكسالي را درك كرده است(گزارش سفر)

     

     هفته گذشته را براي انجام بازديدي از طرحهاي تحقيقاتي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي و مركز ملي تحقيقات شوري يزد به اتفاق گروهي ديگر از موسسات ذيربط در استان يزد بسر بردم. استان يزد اگر چه با توجه به شاخصه هاي اقليمي و اكولوژيك در رديف مناطق بياباني قرار دارد امسال اما به دليل سرماهاي زمستاني و خشكسالي فعلي وضعيت بغرنجي دارد. از حدود 106 ميليمتر ميانگين سالانه بارندگي اين استان تاكنون حدود 20 ميليمتر بر سر يزديها باريده است. رودخانه هاي فصلي و نادر اين استان به دليل خشكسالي، خشكتر از هميشه و باغهاي پسته كه بنا به اظهار كاشناسان يزدي رتبه دوم را به لحاظ سطح زير كشت به خود اختصاص داده است امسال بدون بار است. با اين وضعيت اضافه كنيد دماي روزانه 45 درجه سانتيگراد و تبخير بيشتر از 3000 ميليمتر و اگر بدشانسي حادث شود بادهاي با سرعت بيش از 100 كيلومتر در ساعت كه اگر امسال بوزد با خشكي بيش از حد سطح زمين گرد وخاكهاي مثال زدني بپا خواهد كرد چه، آفتاب سوزان دل ظهر در هنگام بازديد از عرصه هاي مورد بازديد اردكان و ميبد و يزد، من بياباني را كلافه كرده بود چه رسد به برخي از همراهانم كه كمتر به اينگونه مناطق رفت و آمد دارند. بگذريم، مركز ملي تحقيقات شوري يزد كه با هدف تحقيق و بررسي در زمينة مسائل آب و خاك شور و ارائه راهكارهاي علمي و اقتصادي براي بهبود توليدات كشاورزي در اراضي شور و مسئلهدار و پيشگيري از گسترش شوري خاك در سال 1379 تاسيس گرديده و فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي خود را عملاً از سال 1380 آغاز نموده است داراي چهار بخش تحقيقاتي؛ شامل بخش زراعت و باغباني، تغذيه و شيمي خاك، آبياري و فيزيك خاك و خدمات فني و تحقيقاتي مي باشد. اين مركز گذشته از كارهاي تحقيقاتي خوبي كه در رابطه با محصولات زراعي انجام داده، در زمينه استفاده از خاك و آبهاي شور براي بهره برداري و توليد علوفه از گياهان شورپسند كه به نوعي زمينه هاي تحقيقاتي مشابهي با هم داريم انجام داده است. عرصه بسيار وسيع اراضي شور در ايران كه بيش از 8 ميليون هكتار از آن را فقط كويرها و ماندابهاي شور تشكيل مي دهد، منابع عظيم آبهاي شور زيرزميني و روي زميني در مناطق بياباني كه بخشي از آنها را روانابها و سيلابهاي شور سالانه تشكيل مي دهد، سير قهقرايي مراتع ضعيف در اين عرصه هاي واجد آب و خاك شور همگي حكايت از تمهيداتي براي تجديد حيات مراتع در حال احتضار اين عرصه ها دارد و مسلما نقش هالوفيت ها در جهت تامين علوفه، جلوگيري از تخريب مراتع و احيا و بازسازي آنها در مناطق شور از اهميت قابل ملاحظه اي برخوردار است از اين رو انجام چنين طرحهايي نيز بايد در دستور كار بخش هاي مرتبط قرار گيرد اما از آنجا كه بطور معمول هر بخش يا سازماني كار خود را مي كند و كمتر به دور و بر خود نگاه مي كند چه بسا بسياري از ما يا همكارانمان از كارهاي انجام شده يكديگر خبر نداريم و اين چيزي نيست جز ارتباظ ضعيف درون سازماني و درون بخشي كه گريبان اكثر بخش ها و سازمانهاي وزارتخانه هاي دست اندركار را گرفته است. مسئله ديگري كه در اين مورد بوضوح قابل لمس بود اطلاع رساني ضعيف محققيني است كه طرحهاي تحقيقاتي خود را به پايان رسانده اند. اين موضوع جاي خالي بخش ترويج را در ارايه نتايج تحقيقات نشان مي دهد موضوعي كه اگر به آن پرداخته نشود زحمات چندين ساله انجام يك طرح تحقيقاتي تلف مي شود. بنا به اذعان رئيس مركز تحقيقات شوري، با اينكه نتايج مقايسه دو روش آبياري، عملكرد گندم را به ميزان 1334 كيلوگرم در هكتار و ميزان كارايي مصرف آب را از 0.6 به 0.91 كيلوگرم به ازاي يك متر مكعب آب در استان فارس افزايش داده است ، اما كشاورزان كماكان براي كاشت گندم از روش سنتي خود استفاده مي كنند. و اما مركزتحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي يزد  كه بمراتب امكانات بيشتري از جمله 8 بخش تحقيقاتي، 10  ايستگاه و مزرعه تحقيقاتي، 7  آزمايشگاه تخصصي وحدود 45 نفر محقق دارد در سال جاري 102 طرح مصوب را كه شامل50  طرح تحقيقاتي ملي، 41 طرح تحقيقاتي استاني و خاص و 11 طرح تحقيقي _ تطبيقي و يا تحقيقي _ ترويجي است،در دست اجرا دارد. در همين جا لازم مي دانم ضمن تشكر از همكاري و همراهي خوب رؤساي عزيز دو مركز فوق و همكاران ارجمندشان به اين عزيزان توصيه كنم كه استفاده از امكانات مشترك اعم از عرصه ها ، آزمايشگاهها و نيروهاي هم رشته موجود در مركز تحقيقات كشاورزي و منايع طبيعي و مركز ملي تحقيقات شوري يزد (که در کنار هم و در یک محل قرار گرفته اند) و استفاده از تجربيات يكديگر مي تواند گامهاي بلندتري در رسيدن به اهداف مشترك بويژه در راستاي مديريت و بهره برداري از عرصه هاي وسيع بياباني و شور آن استان و ساير نقاط مشابه محسوب شود. در رابطه با خسارات خشکسالی و سرمازدگی در استان یزد همکار عزیزم آقای دکتر مشکوه رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یزد جدولی را شرح زیر ارایه کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 12:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

ضروت تعامل درون و برون سازماني براي تعريف برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20ساله ایران

امروز صبح كه مهندس درویش  براي حال و احوال روزمره به اطاقم آمد از او در باره كنفرانس ديروزش سئوال كردم. ايشان از برگزاري آن همايش (همايش سدهاي بزرگ را مي گويم كه توسط انجمن كوه نوردان در خيابان استاد نجات الهي برگزار شده بود) رضايت كامل داشت هر چند كه در پاره اي موارد اختلاف نظرهاي جزئي هم با ايشان دارم. ضمن صحبت، نمي دانم چطور شد بحث استفاده از انرژي خورشيدي پيش آمد و ايشان از جلسه اي كه با نماينده وزارت نيرو در موسسه داشتند و اينكه اين مبحث را بايد در برنامه هاي راهبردي بخش تحقيقات بيابان بطور جدي تر دنبال كرد گفتگو مي كرديم. حقيقت اين است كه موسسات و سازمانها اجرايي و تحقيقاتي در بسياري موارد فصول كاري مشترك دارند اما هر يك از آنها بدون توجه به اين اشتراكات، كار خود را انجام می دهند آنچنانكه حتي در يك وزارتخانه يا سازمان، بخش هاي مختلف از كار يكديگر خبر ندارند. بطور مثال ما از پتانسيل هاي انرژي خورشيدي، انرژي باد و انرژي زمين گرمايي موجود در بيابان صحبت مي كنيم در حاليكه سازمان انرژي هاي نو در وزارت نيرو از سالهاي پيش پروژه هاي تحقيقاتي و عملياتي متعددي در اين زمينه انجام داده است و حتي يكبار هم نشست مشتركي نداشته ايم. ما در بخش تحقيقات بيابان سيل و سيلخيزي را يكي از شاخص هاي بيابانزايي معرفي مي كنيم اما وقتي كه طرحي تحقيقاتي براي اين منظور نوشته مي شود در مراجع سازماني بالاتر، آن طرح از زمره وظايف سازمان يا مركز ديگري در همان وزارتخانه عنوان مي شود. حتي در بسياري از موارد كارهاي مشتركي با وزارت نيرو داريم كه با يك هدف انجام مي شود اما هيچکدام از برنامه هاي يكديگر خبر نداريم. در بخش هاي اجرايي مهار بيابان زايي و آبخيزداري كه نهايتا در بسياري موارد اهداف مشتركي دنبال مي شود هر يك در گستره كاري خود بدون تعريف سرفصل هاي كاري مشترك كار خود را انجام مي دهند بطور مثال بخش بيابان زدايي بدون توجه به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز عمليات مهار بيابان زايي خود را در مناطق پايين دست متمركز كرده است و اگر طرحی برای مهار سیل در سرمنشاء آن یعنی مناطق بالادست حوضه آبخیز از جنبه آورد سیل یا رسوب که منبع پایان ناپذیری از شن و ماسه های روان را در پایاب حوضه برای باد سبب می شود پیشنهاد شود آنرا از جمله وظایف بخش آبخیزداری قلمداد می کند. از اين رو ضمن تاکید بر تغییر نوع نگرش مدیریت سازمانی، باید گفت هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد و يا هر گونه اقدامي كه براي استفاده از انرژي هاي موجود در بيابان صورت مي گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي باشد و يا وزارت نيرو . لذا تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي هم افزايي امور مربوط به آبخيزداري و مهار بيابانزايي و استفاده از انرژی های موجود در بیابان آنهم در زماني كه تمامي دستگاههاي دولتي براي ارايه برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران (افق 1404) بسيج شده اند يكي از ضروريات كار است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:50  توسط محمد خسروشاهي  | 

منابع‌ طبيعي‌ و توسعه‌ پایدار

كشور ايران با توجه به موقعيت جغرافيايي حساس خود، اكنون در مقطعي از تاريخ و در مرحله اي از توسعه قرار گرفته است كه تحت هر شرايطي بايد مقوله ‌ امنيت غذايي و توسعة‌ پايدار را به طور جدي مورد توجه قرار دهد. تحقق اين امر هم زماني ممكن است كه بتوانيم منابع طبيعی خود را حفظ كرده و آنها را به نحو مطلوب بهره برداري کنیم. مسلما بدون حفاظت از منابع آب، خاك، جنگل، مرتع و بهره برداري بهينه از آنها نمي توان به توسعه پايدار  و توليد مطمئني در كشاورزي دست يافت. در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در شرايط نامطلوبي، مورد بهره برداري قرار مي گيرند. اگر چه اين هشدارها به طرق مختلف به مسئولين داده مي شود ولي از آنجا كه كشور ايران متنعم از ذخاير نفت و گاز است متاسفانه توجه چنداني به منابع طبيعي نمي شود. از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری را جایگزین آن نمود. در اين مورد نقش بهره گيري بيشتر از منابع طبيعي تجديد شونده تعيين كننده است.

اكنون رشد و تعالي‌ جوامع‌، بر مبناي‌ معيارهاي‌ گذشته‌ ارزيابي‌ نمي‌شود بلكه ميزان‌پايبندي‌ جوامع‌ به‌ مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ و حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌ و به‌ ويژه‌ درسالهاي‌ اخير، رعايت‌ اصول‌ توسعه‌ پايدار و حفظ‌ تنوع‌ زيستي‌، يعني‌ حفظ‌ طبيعت‌ و گسترش‌ فرهنگ‌ آن‌ معيارهايي‌ اساسي‌ براي‌ ارزيابي‌ رشد جوامع‌ به‌ شمار مي روند. در جهان‌ امروز، توسعه‌پايدار و حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌ و محيط‌ زيست‌، به‌ عنوان‌ دو فراز و هدف‌ ارزشمند،يگانگي‌ بوم‌ شناختي‌ طبيعت‌ و جامعه‌ را نه‌ تنها در سطح‌ كشورها بلكه‌ در سطح‌ كره‌مسكوني‌ مورد توجه‌ قرار داده‌اند. تفكر زيست‌ محيطي‌ زمين‌ شايد بتواند بسياري‌ از آمال و آرزوهاي‌ بشري‌ را تحقق‌بخشد اما اين‌ امر ممكن‌ نخواهد بود مگر از طريق‌ ترويج‌ و نشر گسترده‌ و مستمرفرهنگ‌ زيست‌ محيطي‌ در ميان‌ اقشار مختلف‌ جامعه‌. مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ امروزه‌دامنه‌ وسيعي‌ پيدا كرده‌ و از حد مسايل‌ فني‌ گذشته‌ عميقا داراي‌ مفهوم‌ اجتماعي‌هستند. به‌ هر حال‌ دستيابي‌ به‌ مفهوم‌ توسعه‌ پايدار در كنار حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌و محيط‌ زيست‌، وظيفه‌ خطيري‌ است‌ كه‌ بر عهده‌ سازمانها، نهادها، مسئولان‌ و كليه‌دست‌ اندركاران‌ مسايل‌ توسعه‌ و محيط‌ زيست‌ گذاشته‌ شده‌ است‌ چنين‌ وظيفه‌خطيري‌ جديت‌ و تلاش‌ همه‌ جانبه‌اي‌ مي‌طلبد كه‌ بايد بر آن‌ همت‌ گماشت‌. اما سئوالي‌كه‌ هم‌ اكنون‌ فرا روي‌ ماست‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ ادامه‌ شيوه‌هاي‌ غارتگرانه‌اي‌ كه‌طبيعت‌ را به‌ نحوي‌ خطرناك‌ از مايه‌ تهي‌ و نظامهاي‌ حامي‌ حيات‌ را نابود مي‌كند،چگونه‌ مي‌توان‌ با ورود در معامله‌اي‌ سودبخش‌ با طبيعت‌، بر سرعت‌ توسعه‌اجتماعي‌ - اقتصادي‌ افزود؟ چگونه‌ مي‌توان‌ مفهوم‌ همزيستي‌ جامعه‌ و طبيعت‌ را جانشين‌ مفهوم‌ سلطه‌ برطبيعت‌ كرد؟ آن‌ هم‌ در زماني‌ كه‌ شواهد علمي‌ به‌ نحو روز افزوني‌ حاكي‌ ازمخاطرات‌ ناشي‌ از داد و ستدي‌ ويرانگر است‌. اكنون‌ زمان‌ آن‌ رسيده‌ است‌ كه‌ در قبال‌ قصور و بي‌ تفاوتي‌خويش‌ نسبت‌ به‌ طبيعت‌ به‌ جبران‌ مافات‌ بپردازيم‌ تا از اين‌ طريق‌ براي‌ نسلهاي‌ آينده‌محيطي‌ قابل‌ زيست‌ فراهم‌ آيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:15  توسط محمد خسروشاهي  | 

گزارش یک سفر بیابانی (به استان هرمزگان)

در تاريخ 25 تا 27 فروردين ماه سالجاري فرصتي فراهم شد تا به اتفاق دو تن از همكارانم آقايان دكتر رضايي و دكتر سندگل از اعضاي هيات علمي موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع كشور براي بررسي پاره اي از مسايل و مشكلات بيابان زايي در منطقه شرق بندرجاسك و به درخواست اداره كل منابع طبيعي استان هرمزگان به اين استان عزيمت نماييم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 9:46  توسط محمد خسروشاهي  | 

منابع طبيعي و مسئوليت ما

تا زماني كه انسان در عرصه گيتي زندگي مي كند و پيش از آنكه يك رويداد فلكي طومار زندگي او را در هم پيچيد، همواره بايد بياموزد كه چگونه زندگي كند، به چه نحو از مواهب طبيعي برخوردار گردد. استفاده نابخردانه از منابع طبيعي به بهانه هايي همچون تامين زمين براي مسكن، غذا و ساير امكانات زندگي، اين جمعيت را بسويي مي كشاند كه نتيجه آن پيشروي به سوي عرصه هاي اكولوژيكي طبيعي و دست نخورده و يا تبديل زمين هاي مرغوب كشاورزي در محدوده شهرها مي باشد. از اين رو اراضي جنگلي و مرتعي شيب دار به زراعت هاي ديم بي حاصل تبديل مي‌شوند.جنگل هاي تخريب شده و مراتع فقير و بي مايه آخرين رسنتي هاي خود را در اختيار دامهاي گرسنه قرار داده، حرارت بيابانها و داغي شنزارها اراضي همجوار خود را درهم نورديده و همه و همه حلقه محاصره بر انسان را لحظه به لحظه تنگ تر كرده و نهايتاً موجب افزايش بهره برداری انسان از ساير مناطق گرديده است و اين مسئله پيامدي جز كاهش ذخاير منابع طبيعي در داخل و خارج از زمين را به دنبال نداشته است. به اين صورت همواره سطح آبهاي زيرزميني پايين تر رفته، محيط زيست اعم از زمين، هوا و آب آلوده تر شده و بروز وقايع ناهنجاري از قبيل بروز سيلابها و شتشوي حجم عظيمي از خاك هاي حاصلخيز كشاروزي فزوني يافته است. در ادامه اين داستان غم انگيز برداشت انسان از طبيعت بيش از پتانسيل آن و بدون رعايت هيچگونه اصول منطقي و علمي صورت مي پذيرد و به هر طرف كه بنگريم برآيند همزيستي انسان و طبيعت چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد. روند رو به افزايش سيل در كشور به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است و اگر امروز با‌ آن برخورد صحيح و مسئولانه نشود در آينده ممكن است خطراتي ايجاد كند كه جلوگيري از آنها امكان پذير نبوده و يا با هزينه اي سنگين و مشكلات فراوان انجام پذيرد. اكنون سخن گفتن از منابع طبيعي تجديد شونده بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، ضرورتي اجتماعي و انساني كه نمي تواند تنها به بحث‌هاي خصوصي كارشناسي بسنده نمايد بلكه بايد در جهت تنوير افكار عمومي و افزايش معرفت اجتماعي در زمينه منابع طبيعي گامهاي اساسي برداشت و منابع طبيعي را به جامعه اعم از مردم عادي، مسئولان و سياست گذاران و مراكز تصميم گيرنده كشور معرفي نمود.
در آستانه هفته منابع طبيعي قرار داريم و  در اين هفته مسئولين مربوطه به برگزاري نكوداشت هاي معمول اين ايام مي پردازند. اين مراسم نبايد به حركت هاي صرفاً سمبليك و نمايشي تبديل شوند، بلكه وقت آن رسيده است كه كميته هاي تخصصي مختلفي در خصوص مشكلات پيش روي منابع طبيعي و به تبع آن محيط زيست، به طور اعم، و در مورد چالش ها و فرازهاي آن، به طور اخص، تشكيل گردند؛ كميته‌هايي كه بتوانند در طول سال به فعاليت مستمر و مؤثر خود ادامه داده و نتايج فعاليت هاي خويش را در هفته منابع طبيعي ارايه دهند تا بتوان به واسنجي و فراكافت دقيق آنچه كه در سال گذشته كرده اند، پرداخت. چرا كه شوربختانه بايد اعتراف كرد، در سالي كه اينك رو به اتمام است، علاوه بر آنكه مرهمي بر جراحت تن  رنجور  منابع طبيعي گذاشته نشده، تخريب‌هاي  بي‌سابقه‌اي آن هم به بهانه توسعه، جاده ، ويلا و امثال آن بسياري از رويشگاه‌هاي كشور را در گيلانغرب، ارسنجان، بختگان، هامون، كلاردشت، گلستان، هرمزگان، جنگل لويزان خجير، بمو، سرخه حصار و..... به وقوع پيوست كه واكنشي بخردانه و بهنگام از سوي مسئولين يا صورت نگرفت و يا به آن توجهي نشد. به نحوي كه منتخب شوراي شهر تهران (دكتر معصومه ابتكار)، رسماً سال 1385 را سال سياه براي محيط زيست ايران اعلام كردند. آيا زمان آن نرسيده است كه اين تظاهرات ديداري رسانه اي را به بيان انچه بر اين طبيعت رنجور وطن مي گذرد تبديل كنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 14:6  توسط محمد خسروشاهي  | 

هشدار دبیرکل سازمان ملل درباره تغییرات آب و هوایی

 تغییرات آب و هوايي در آینده با ایجاد قحطی و خشکسالی و راه انداختن سیل های بزرگ زمینه ساز درگیری های جدیدی در میان کشورها خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:2  توسط محمد خسروشاهي  | 

مشكلات موجود منابع طبيعي كشور:

1.            عدم شناخت كافي از وضع موجود منابع طبيعي كشور .

2.      نامتناسب بودن اعتبارات، چارت تشكيلات و نيروي انساني موجود با در نظر گرفتن جايگاه، وسعت و اهميت منابع طبيعي و عدم تجديد نظر لازم در موارد ياد شده با توجه به تحولات اجتماعي و افزايش جمعيت كشور در دهه هاي اخير.

3.      عدم وجود جايگاه مناسب براي منابع طبيعي در طرح هاي عمراني كشور به گونه اي كه برخي از طرح ها و پروژه هاي عمراني سبب افزايش روند تخريبي منابع طبيعي مي شوند كه لازم است قبل از بررسي و تصويب، هماهنگي لازم به عمل آيد و جبران خسارات وارده به منابع طبيعي جهت بازسازي مجدد به گونه اي لحاظ گردد.

4.            جامع نبودن قوانين منابع طبيعي و نقض آن توسط ساير قوانين و مقررات دستگاه‌هاي ديگر

5.      عدم آگاهي بهره برداران و عدم توجه كافي به بخش منابع طبيعي در برنامه ريزي رسانه ها و دستگاه هاي تبليغي كشور در جهت تنوير افكار عمومي و جلب مشاركت عامه در حفاظت اصلاح و توسعه منابع طبيعي كشور.

6.            عدم تكافوي تحقيقات كاربردي و پايه اي متناسب با نياز بخش اجرا و عدم رابطه منطقي بين پژوهش، آموزش و اجراء

7.              كمبود تسهيلات بانكي و عدم توجيه بانك ها در پرداخت به موقع آن به مجريان طرح هاي منابع طبيعي.

 8.        عدم وجود وحدت و رويه در محاكم قضائي در برخورد با متخلفين و متجاوزين به منابع طبيعي كشور.

 

به نظر مي رسد فعاليتهاي‌ ضروري‌ زير براي‌ آموزش‌ روستائيان‌ و عشايرتوسط‌ ارگان‌هاي‌ مسئول‌ ترويج‌ بتواند تا حدودي براي جلوگيري از روند تخريب موثر باشد.

- حفظ‌ مناطق‌ جنگلي‌ و جلوگيري‌ از انهدام‌ آنها با استفاده‌ از شيوه‌هاي‌ مشاركت‌مردمي‌.

- توسعه‌ جنگل‌هاي‌ مصنوعي‌ و ايجاد انگيزه‌ براي‌ كاشت‌ و پرورش‌ درخت .

- حفظ‌ و احياي‌ مراتع‌ ملي‌ از طريق‌ ايجاد انگيزه‌هاي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ در بين‌روستائيان‌ و دامداران‌ و عشاير.

- توسعه‌ مراتع‌ مصنوعي‌ و ايجاد انگيزه‌ براي‌ كاشت‌ و پرورش‌ و بهره‌ برداري‌ فني ازآنها.

- اداره‌ امور آبخيزها از طريق‌ اجراي‌ عمليات‌ فني‌ با مشاركت‌ جوامع‌ ذيربط‌.

- تقويت‌ منابع‌ آب‌ زير زميني‌ از طريق‌ پخش‌ سيلاب‌ و تزريق‌ آب‌ به‌ منابع‌ زيرزميني‌.

در تهيه‌ و تدوين‌ متن‌ و محتواي‌ هر يك‌ از اين‌ برنامه‌ها قبل‌ از هر فعاليت‌ تبيين‌ وتفهيم‌ اصول‌ و مباني‌ فني‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ مربوط‌ به‌ هر يك‌ از اين‌ منابع‌ كه‌ در واقع‌ شالوده‌ طرح‌ و اجراي‌ اين‌ گونه‌ برنامه‌ها است‌ ضرورت‌ دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 8:58  توسط محمد خسروشاهي  | 

تخريب‌ مراتع‌ و تاثير آن‌ بر محيط‌هاي‌ كشاورزي‌

 

بارزترين‌ اثر‌ تخريب‌ مراتع‌، طغيان‌ سيل‌هاي‌ مهيب‌، وزش‌ طوفانها و بادهاي‌سهمگين‌ و گرد و خاك‌هاي‌ فراوان‌ در عرصه‌ بسياري‌ از شهرها و روستاهاست‌. محيط‌هاي‌ كشاورزي‌ علاوه‌ بر آسيب‌هاي‌ جدي‌ از پديده‌هاي‌ ياد شده‌، از لطمات‌ وصدمات‌ زيادتري‌ آسيب‌ مي‌بينند كه‌ يكي‌ از آنها طغيان‌ آفات‌ گياهي‌ ازجمله‌ سن‌ مي باشد . ظهور اين آفت در مزارع در نتيجه تخريب مراتع و نابودي‌ پوشش‌ گياهي‌ است. تخريب‌ مراتع‌ علاوه‌ بر اثرات‌ مخرب‌ مستقيم‌، اثرات‌غير مستقيم‌ ديگر نيز بر كشاورزي‌ كشور گذاشته‌ است‌ كه‌ به‌ علت‌ تدريجي‌ بودن‌ شايدعمق‌ فاجعه‌ از ديد جامعه‌ پنهان‌ مانده‌ است‌ و آن‌ فشار تغذيه‌ دامها بر اراضي‌كشاورزي‌ به‌ علت‌ فقر مراتع‌ است‌. در گذشته‌ باقيمانده‌ محصولات‌ كشاورزي در زمين‌ دفن‌ و به‌ چرخه‌ طبيعي‌ توليد باز مي‌گشت‌ ولي امروزه‌ به دليل كمبود و گراني علوفه جمع‌ آوري‌ و به‌ تغذيه‌دامها مي‌رسد كه مرگ‌ تدريجي‌ اراضي‌ كشاورزي‌ و تهي‌ شدن‌ آنها از مواد آلي‌ راحكايت‌ مي‌كند. متاسفانه كشاورزان هم فقر ماده آلي را با هزينه‌هاي‌ گران‌ كودهاي‌ شيميايي‌ آنهم‌ باعواقب‌ ناگوار انواع‌ آلودگي‌هاي‌ زيست‌ محيطي‌ جبران‌ مي نمايند. به‌ هر حال‌ اكنون‌ در شروع‌قرن‌ بيست‌ و يكم‌، در فضايي‌ مملو از تحولات‌ فناوريهاي جديد‌ قرار داريم‌ كه‌ بدون‌ترديد به‌ شدت‌ از آن‌ متاثر هستيم‌. از يك‌ طرف‌ جمعيت‌ رو به‌ گسترش‌ و نياز غذايي‌جمعيتي‌ 120 ميليوني‌ در آينده‌ نه‌ چندان‌ دور، و از طرفي‌ ديگر تخريب‌ منابع‌ طبيعي‌ (آب‌، خاك‌، جنگل‌ها، مراتع‌ و ذخاير توارثي‌ و...) افزايش‌ غلظت‌ گاز كربينك‌ و گرم‌شدن‌ كره‌ زمين،‌ آلودگي‌ محيط‌ زيست‌ و همزمان‌ توليدات‌ ناپايدار و يا به‌ طور كلي‌توسعه‌اي‌ ناپايدار. به‌ نظر مي‌رسد چارچوب‌ كلي‌ بهره‌ برداري‌ درست‌ از منابع‌ طبيعي‌ با بكارگيري‌ صحيح تكنولوژي‌ ‌ و گسترش‌ فرهنگ‌ منابع طبيعي جهت‌ آگاه‌ ساختن‌ اقشار مختلف‌ جامعه‌ به‌منظور ايجاد عزم‌ ملي‌ و بسيج‌ عمومي‌ و همكاري‌ و مشاركت‌ در احياء منابع‌ طبيعي‌تجديد شونده‌ از ضروريات كار است

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 15:31  توسط محمد خسروشاهي  | 

منابع طبيعي و امنيت غذايي

 

تامين امنيت غذايي آن هم در دنياي پر تحول امروز، قطعاً مستلزم امنيت در ساير زمينه ها مي باشد كه اين زمينه ها داراي روابط متقابل با هم هستند و در مواردي هم در تعامل و يا حتي تعارض با هم مي‌باشد‌. در فعاليت هاي كشاورزي به عنوان بخش مهمي از اقتصاد  و توليد  كشور به ناچار مسئله بهره برداري از منابع طبيعي مطرح است و مانند هر نوع فعاليت توسعه اي كه انسان دارد،‌در اين زمينه از فعاليت هم بايد از منابع طبيعي استفاده و بهره برداري نمود. منابعي كه شايد در بسياري از جهات ارزش واقعي آن در محاسبات اقتصادي مورد توجه قرارنمي گيرد. به اين ترتيب مي توان گفت منابع طبيعي با وجود نقش حياتي كه در تامين غذا بازي مي كنند و از اجزاء اصلي  محيط زيست به شمار مي روند، هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده اند و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آنها شده است. نكته اين است كه اگر در بهره برداري از منابع طبيعي به ويژه در كاربري آب و اراضي تعادلي منطقي بين هدفهاي توليدي كوتاه مدت و ضروري حفاظت منابع براي هدف هاي توليدي و زيست محيطي دراز مدت بر قرار گردد، تامين غذا و حفظ سلامت جامعه در صورتي كه رشد جمعيت در حد معقول مهار شود هدفي دست يافتني خواهد بود[1].

ـ جمعيت :

به منظور يك نتيجه گيري كلي در شرايط اقتصادي ،‌اجتماعي و فرهنگي جاري و با توجه به نرخ هاي مختلف رشد 8/1، 3/2 و 3 درصد جمعيت كشور در سال 1400 هجري شمسي به ترتيب 99 ميليون، 120 میلیون و 134 ميليون نفر خواهد بود . به اين ترتيب چنانچه ميانگين رشد جمعيت را 3/2 درصد در نظر بگيريم. ايران در سال 1400 داراي 120 ميليون نفر جمعيت مي باشد. با این جمعیت مسئله تامین مواد غذایی در سال مورد نظر چگونه خواهد بود؟

 

غلات و مواد پروتئني:

 چنانچه مصرف سرانه گندم خوراكي بر اساس الگوي مصرف فعلي 157 كيلوگرم در سال در نظر گرفته شود[2] ميزان گندم مورد نياز براي 120 ميليون نفر 8/18 ميليون تن بر آورد مي شود و اگر كل مصرف سرانه گندم ( خوراك، بذر، ضايعات، دام و . . . ) 212 كيلوگرم[3] در نظر گرفته شود گندم مورد نياز به 5/25 ميليون تن افزايش خواهد يافت[4]‌. اين‌ مقدار توليد در صورتي‌ ميسر مي‌شود كه‌ سطح‌ زير كشت‌ آبي‌ از 5/2ميليون‌ هكتار فعلي‌ به‌ 4 ميليون‌ هكتار و عملكرد متوسط‌ گندم‌ آبي‌ از حدود 3 تن‌ در هكتار به‌ 5 تن‌ در هكتار افزايش‌ يابد[5]. به‌ همين‌ ترتيب ‌با افزايش‌ سطح‌ زير كشت‌ جو آبي‌ به‌ 5/1 ميليون‌ هكتار و متوسط‌ عملكرد آن‌ به‌ 5/4تن‌ در هكتار، توليد جو آبي‌ در سال‌ 1400 به‌ 7/6 ميليون‌ تن‌ خواهد رسد[6] و در يك‌ كلام‌ در سال‌ 1400 فقط‌ سطح‌ زير كشت‌ آبي‌ از 6/7ميليون‌ هكتار كنوني‌ بايد به‌ 1/13 ميليون‌ هكتار (علاوه‌ بر 10 ميليون‌ هكتار ديم‌فعلي‌) و كل‌ توليد محصولات‌ كشاورزي‌ از 56 ميليون‌ تن‌ فعلي‌ به‌ 222 ميليون‌ تن افزايش‌ يابد[7]. براورد گوشت‌ قرمز مورد نياز كشور در سال‌ 1400، بيش‌ از 1/2 ميليون‌ تن‌مي‌باشد. در حالي‌ كه‌ توليد گوشت‌ قرمز در سال‌ 1376 حدود 720 هزار تن‌ بوه‌است‌. در سال‌ 74-73 كل‌ توليد نباتات‌ علوفه‌اي‌ كشور 8 ميليون‌ تن‌ بوده‌ كه‌ حدود97 درصد در اراضي‌ آبي‌ و 3 درصد به‌ صورت‌ ديم‌ كشت‌ شده‌ است‌ متوسط‌ عملكرد نباتات‌ علوفه‌اي‌ از قبيل‌ يونجه‌، شبدر، اسپرس‌ و... در اراضي‌ آبي‌ 5/9 تن‌ و در اراضي‌ ديم‌ 9/1 تن‌ در هكتار است‌. توليد علوفه‌ خشك‌ مراتع‌ كشور نيز حدود 10ميليون‌ تن‌ برآورد مي‌شود. توليد علوفه‌اي‌ كه‌ بتواند بيش‌ از 2 ميليون‌ تن‌ فقط‌گوشت‌ قرمز توليد كند چگونه‌ خواهد بود؟ با دو برابر شدن‌ جمعيت‌ فعلي‌ در سال‌ 1400 ‌ مسلما ميزان‌مواد لبني‌ و پروتئيني‌ مورد نياز چند برابر مي‌شود. براي‌ افزايش‌ توليد آيا مي‌توان‌سطح‌ زير كشت‌ را آن‌ هم‌ با وضعيت‌ فعلي‌ منابع‌ طبيعي‌ افزايش‌ داد؟

 


[1] - گزارش نهايي طرح آينده غذا، آذرماه 1376 گروه كشاورزي فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران

[2] - ماهنامه کشاورز ، مرداد 1384. شماره 3085

[3]- مصرف سرانه گندم در ایران نسبت به سایر کشورها بسیار بالاتر است. در سال 1378 مصرف سرانه گندم در ایران 145.5 کیلوگرم و در کشور هند 61.3 کیلو گرم بوده است. در همین سال مصرف سرانه گندم در کشورهایی مثل عربستان، آمریکا، آلمان و فرانسه به ترتیب 114، 89.3، 71.8 و 95.5 کیلو گرم بوده است. از طرف دیگر در ایران سالانه حدود 2 میلیون تن گندم به دلیل بی توجهی به معیارهای روز جهانی در بخش های مختلف فرایند تولید هدر می رود. ارزش این مقدار ضایعات گندم، آرد و نان در سال 68 از بودجه عمومی کشور 45 میلیارد ریال بوده است و در سال 81 به 10 میلیارد افزایش یافته است .

[4] - مصرف سرانه گندم ایران در سال 1338 حدود140 گیلوگرم بوده و در حال حاضر به 240 گیلوگرم افزاییش یافته است

[5] - سطح‌ زير كشت‌ گندم‌ در سال‌ 3-1382 حدود 6.240 ميليون‌ هكتار بوده‌ كه‌ 3 میلیون و 730 هزار هکتار آن‌ ديم‌ و 2 میلیون و 510 هزار هکتار آن آبي‌ بوده‌ است.‌

[6] - سطح‌ زيركشت‌ جو در كل‌ كشور حدود 8/1 ميليون‌ هكتار است‌ كه‌ 62 درصد به‌ صورت‌ ديم و38 درصد آبي‌ است‌ متوسط‌ عملكرد جو آبي‌ و ديم‌ در كشور به‌ ترتيب‌ حدود 7/2 و يك‌ تن‌ در هكتار است‌.

[7] - آمار نامه كشاورزي شهريور 1375

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:50  توسط محمد خسروشاهي  | 

توسعه‌ پايدار چگونه‌ توسعه‌اي‌ است‌؟

توسعه‌ پايدار، توسعه‌اي‌ است‌ به‌ سمت‌ بهره‌ برداري‌ همه‌ جانبه‌ و كلي‌ از منابع‌طبيعي‌[1] به‌ نحوي‌ كه‌ اين‌ منابع‌ و امكانات‌ اوليه‌ براي‌ حيات‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ هم‌ قابل‌بهره‌ برداري‌ باشد (2) به‌ عبارت‌ ديگر توسعه‌ پايدار، توسعه‌اي‌ است‌ كه‌ نيازهاي‌نسل‌ حاضر را براورده‌ سازد بدون‌ اين‌ كه‌ توانايي‌ نسل‌ آينده‌ را در براورده‌ كردن‌نيازهايشان‌ دچار مشكل‌ كند.

به‌ اين‌ ترتيب‌ توسعه‌ پايدار دو هدف‌ اساسي‌ را مد نظر قرار مي‌دهد.

1- تامين‌ نيازهاي‌ اساسي‌ مردم‌

2- پايداري‌ و حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌.

در اين‌ راستا وزارت‌ جهاد کشاورزی‌ حفظ‌، احياء، توسعه‌ و بهره‌ برداري‌ از منابع‌طبيعي‌ تجديد شونده‌ را رمز توسعه‌ پايدار كشور خصوصاً در مناطق‌ روستايي‌ مي‌داند و به‌ عنوان‌ يكي‌ از متوليان‌ اصلي‌، اين‌ امر را در صدر اهداف‌ و برنامه‌ ريزي‌هاي‌خود قرار داده‌ است‌ و در صورت‌ انجام‌ يك‌ برنامه‌ ريزي‌ جامع‌ و هماهنگ‌ با اهداف‌توسعه‌ يا در حول‌ محور حفظ‌، احياء توسعه‌ و بهره‌ برداري‌ از منابع‌ آب‌، خاك‌،پوشش‌ گياهي‌ و ساير منابع‌ تجديد شونده‌ خواهد توانست‌ روند فزاينده‌ تخريب‌منابع‌ طبيعي‌ را كند و يا متوقف‌ نمايد. بديهي‌ است‌ حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌ تجديد شونده‌پیس‌ از آنکه‌ در مقايسه‌ با بخشهاي‌ صنعت‌ و خدمات‌، نياز به‌ سرمايه‌ گذاري‌هاي‌كلان‌ و اجراي‌ پروژه‌هاي‌ عظيم‌ داشته‌ باشد. محتاج‌ نگرش‌ها و برنامه‌ ريزي‌هاي‌جامع‌ و هماهنگ‌ فرابخشي‌ و فرا سازماني‌ است‌ و همكاري‌ و هماهنگي‌ همه‌ارگانهاي‌ ذيربط‌ دولتي‌ و بهره‌ برداران‌ خصوصي‌ را در چهارچوب‌ يك‌ عزم‌ ملي‌نياز دارد. خوشبختانه‌ در برنامه‌ ريزي‌هاي‌ كلان‌ كشور بخش‌ محيط‌ زيست‌ وتوسعه‌ پايدار نيز اهميت‌ خود را پيدا كرده‌ است‌ به‌ طوري‌ كه‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌، بخش‌ جداگانه‌اي‌ تحت‌ عنوان‌ محيط‌ زيست‌ و توسعه‌ پايدار در جامعه‌ بايد به‌ يك‌فرهنگ‌ تبديل‌ شود. فرهنگ‌ توسعه‌ پايدار را نمي‌توان‌ از بالا به‌ پايين‌ به‌ جامعه‌ تزريق‌كرد، بلكه‌ بايد باورهاي‌ جامعه‌ بر اين‌ فرهنگ‌ استوار شود. در اين‌ خصوص‌ گنجينه‌ارزشمند فرهنگ‌ ملي‌ و باورها و ارزش‌هاي‌ اصيل‌ همراه‌ با آموزش‌ و ترويج‌ درسطوح‌ مختلف‌ كشور به‌ ويژه‌ در مدارس‌، دانشگاه‌ها، مزارع‌، كارخانه‌ها و درسطوح‌ مختلف‌ جامعه‌ با استفاده‌ از تجارب‌ موفق‌ جهاني‌ از ساز و كارهاي‌ مطمئن‌در دستيابي‌ به‌ توسعه‌ پايدار است‌. آموزش‌ بايد در اولويت‌ قرار گيرد و در همين‌زمينه‌ دانشمندان‌ و استادان‌ با ارائه‌ كتابها، مقالات‌، سخنراني‌ها و صدا و سيما بانمايش‌ فيلم‌ها و تبليغات‌ و مروجين‌ با رفتن‌ به‌ روستاها و تشكيل‌ كلاسهاياموزشي‌ و... نقش‌ اساسي‌ دارند مشاركت‌ مردمي‌ در تصميم‌ گيريها و نقش‌ فعال‌آنها نبايد در اين‌ مجموعه‌ فراموش‌ شود. شركت‌ فعال‌ بانكها در سهيم‌ شدن‌ ومشاركت‌ مالي‌ به‌ ويژه‌ با نرخ‌ آهنگ‌ مناسب‌ و وام‌هاي‌ كم‌ بهره‌ براي‌ شركت‌ فعال‌ دربخشهاي‌ منابع‌ طبيعي‌ و كشاورزي‌ و دامپروري‌ كه‌ در آغاز بازده‌ اقتصادي‌كمتري‌ نسبت‌ به‌ ديگر بخش‌هاي‌ اقتصادي‌ دارند، از كارهاي‌ اساسي‌ ديگر است‌. به‌طور كلي‌ اگر فرايند توسعه‌ به‌ نحوي‌ جهت‌گيري‌ شود كه‌ حداقل‌ ضرر و زيان‌ را براي‌ منابع‌ طبيعي‌ داشته‌ باشد اين‌ يك‌ جريان‌ مداوم‌ و پايدار خواهد بود. يعني‌ اگربتوانيم‌ يك‌ بهره‌ وري‌ كافي‌ و در عين‌ حال‌ قابل‌ اعتماد براي‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ داشته‌باشيم‌ و اين‌ پايداري‌ را به‌ نحوي‌ تداوم‌ بدهيم‌ كه‌ تعادل‌ منابع‌ طبيعي‌ را بر هم‌ نزند مي‌توانيم‌ نسبت‌ به‌ دستاوردهاي‌ آن‌ خوشبين‌ باشيم‌.


[1] - امروزه جنگل ها، مراتع و فضای سبز از عوامل رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ها محسوب می شود، به همین دلیل توجه به منابع طبیعی بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار گرفته است به طوری که برخورداری از شاخص مناسب فضای سبز و سرانه جنگل از نشانه های مهم پیشرفت و توسعه پایدار قلمداد می شود.

2-ابتكار ـ معصومه، 1376. تحقيقات و توسعه پايدار ( مصاحبه) فصلنامه رهيافت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 15:36  توسط محمد خسروشاهي  | 

منابع طبیعی و توسعه پایدار

واقعيت امر آن است كه ما امروز در مقطعي از تاريخ و در مرحله اي از توسعه و نيز در موقعيت جغرافيايي حساسي قرار گرفته ايم و تحت هر شرايطي پرداختن به مقولة‌ توسعة‌ پايدار و امنيت غذايي را بايد به طور جدي مورد توجه قرار دهيم. تحقق اين امر زماني ممكن است كه بتوانيم منابع طبيعی خود را حفظ كرده و آنها را به نحو مطلوب بهره برداري کنیم. مسلما بدون حفاظت از منابع آب، خاك، جنگل، مرتع و بهره برداري بهينه از آنها نمي توان به توسعه پايدار  و توليد مطمئني در كشاورزي دست يافت. در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در نامطلوبترين شرايط، مورد بهره برداري قرار مي گيرند. اگر چه اين هشدارها به طرق مختلف به مسئولين داده مي شود ولي از آنجا كه كشور ايران متنعم از ذخاير نفت و گاز است متاسفانه توجه چنداني به منابع طبيعي نمي شود. از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری جایگزین آن نمود. در اين مورد نقش بهره گيري بيشتر از منابع طبيعي تجديد شونده تعيين كننده است. عرصه منابع طبيعي تجديد شونده مي تواند با برنامه‌ريزي‌ صحيح و اصولي وسيعترين سطح توليد و اشتغال فعال و مولد را در كشور ايجاد نمايند.
منابع‌ طبيعي‌ و توسعه‌ پايدار
مفهوم‌ توسعه‌ پايدار و ابعاد چند گانه‌ آن‌ و حفظ‌ محيط‌ زيست‌ و به‌ ويژه‌ بعد مهم‌ آن‌يعني‌ تنوع‌ زيستي‌ كه‌ هر دو زاده‌ كنفرانس‌ ريو (كنفرانس‌ زمين‌) هستند از جمله‌مفاهيم‌ نويني‌ هستند كه‌ اكنون‌ دل‌ مشغولي‌ اكثر كشورها را تشكيل‌ مي‌دهند.امروزه‌ رشد و تعالي‌ جوامع‌، بر مبناي‌ معيارهاي‌ گذشته‌ ارزيابي‌ نمي‌شود. ميزان‌پايبندي‌ جوامع‌ به‌ مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ و حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌ و به‌ ويژه‌ درسالهاي‌ اخير، رعايت‌ اصول‌ توسعه‌ پايدار و حفظ‌ تنوع‌ زيستي‌، يعني‌ حفظ‌ طبيعت‌ وگسترش‌ فرهنگ‌ آن‌ معيارهايي‌ اساسي‌ براي‌ ارزيابي‌ رشد جوامع‌ به‌ شمار مي روند. بر همين‌ اساس‌ بي‌ دليل‌ نيست‌ كه‌ بسياري‌ بر اين‌ باور هستند كه‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ در وراي‌ آنچه‌ امروز به‌ دنيا مي‌گذرد، اين‌ خوشوقتي‌ و شانس‌ را خواهند داشت‌ كه‌ درگستره‌ روابط‌ موزون‌تري‌ با طبيعت‌ از نظر حفاظت ازآن‌ قرار گرفته‌ و احتمالاً دنياي‌ بهتري‌ خواهند داشت‌ در جهان‌ امروز، توسعه‌پايدار و حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌ و محيط‌ زيست‌، به‌ عنوان‌ دو فراز و هدف‌ ارزشمند،يگانگي‌ بوم‌ شناختي‌ طبيعت‌ و جامعه‌ را نه‌ تنها در سطح‌ كشورها بلكه‌ در سطح‌ كره‌مسكوني‌ مورد توجه‌ قرار داده‌اند.
تفكر زيست‌ محيطي‌ زمين‌ شايد بتواند بسياري‌ از آمال و آرزوهاي‌ بشري‌ را تحقق‌بخشد. اما اين‌ امر ممكن‌ نخواهد بود مگر از طريق‌ ترويج‌ و نشر گسترده‌ و مستمرفرهنگ‌ زيست‌ محيطي‌ در ميان‌ اقشار مختلف‌ جامعه‌. مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ امروزه‌دامنه‌ وسيعي‌ پيدا كرده‌ و از حد مسايل‌ فني‌ گذشته‌ عميقا داراي‌ مفهوم‌ اجتماعي‌هستند. به‌ هر حال‌ دستيابي‌ به‌ مفهوم‌ توسعه‌ پايدار در كنار حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌و محيط‌ زيست‌، وظيفه‌ خطيري‌ است‌ كه‌ بر عهده‌ سازمانها، نهادها، مسئولان‌ و كليه‌دست‌ اندركاران‌ مسايل‌ توسعه‌ و محيط‌ زيست‌ گذاشته‌ شده‌ است‌ چنين‌ وظيفه‌خطيري‌ جديت‌ و تلاش‌ همه‌ جانبه‌اي‌ مي‌طلبد كه‌ بايد بر آن‌ همت‌ گماشت‌. اما سئوالي‌كه‌ هم‌ اكنون‌ فرا روي‌ ماست‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ ادامه‌ شيوه‌هاي‌ غارتگرانه‌اي‌ كه‌طبيعت‌ را به‌ نحوي‌ خطرناك‌ از مايه‌ تهي‌ و نظامهاي‌ حامي‌ حيات‌ را نابود مي‌كند،چگونه‌ مي‌توان‌ با ورود در معامله‌اي‌ سودبخش‌ با طبيعت‌، بر سرعت‌ توسعه‌اجتماعي‌ - اقتصادي‌ افزود؟ چگونه‌ مي‌توان‌ مفهوم‌ همزيستي‌ جامعه‌ و طبيعت‌ را جانشين‌ مفهوم‌ سلطه‌ برطبيعت‌ كرد؟ آن‌ هم‌ در زماني‌ كه‌ شواهد علمي‌ به‌ نحو روز افزوني‌ حاكي‌ ازمخاطرات‌ ناشي‌ از داد و ستدي‌ ويرانگر است‌. اكنون‌ زمان‌ آن‌ رسيده‌ است‌ كه‌ در قبال‌ قصور و بي‌ تفاوتي‌خويش‌ نسبت‌ به‌ طبيعت‌ به‌ جبران‌ مافات‌ بپردازيم‌ تا از اين‌ طريق‌ براي‌ نسلهاي‌ آينده‌محيطي‌ قابل‌ زيست‌ فراهم‌ آيد[1].



[1] -در این زمینه بسیاری از کشورها اقدامات قابل توجهی انجام داده اند؛ چین نرخ باروری خود را به کمتر از دو فرزند به ازای هر زن تقلیل داده و احتمالا تا چند دهه ی آینده به ثبات جمعیتی دست خواهد یافت . دانمارک احداث نیرو گاههای زغال سوز را ممنوع کرده است . اسراییل پیشتاز فناوری های نو در زمینه ی افزایش بهره وری آب بوده است. کره ی جنوبی تپه ها و کوهستان ها را لباس سبز پوشانده است . کاستاریکا برای اتکای کامل اقتصاد کشور به انرژی های نو برنامه ای در سطح کشور به اجرا گذاشته است . آلمان در زمینه ی تغییر سیاست مالیاتی و کاهش مالیات بر در آمد و جبران آن از طریق وضع مالیات بر انرژی پیش قدم شده است . ایسلند اولین اقتصاد متکی بر درآمد جهان را طرح ریزی کرده است . ایالت متحده فرسایش خاک را از سال 1982 تا کنون قریب 40% کاهش داده است .هلند به جهان نشان داده که چگونه میتوان نظام حمل و نقلی ایجاد کرد که در آن دوچرخه در افزایش تحرک مردم و بهبود کیفیت زندگی نقش اصلی را داشته باشد و فنلاند هم مصرف قوطی های یک بار مصرف نوشآبه را ممنوع کرده است . اکنون مساله اینست که هر کشور سعی می کند تمام قطعات اقتصاد زیست محیطی را کنار هم قرار دهد.


 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 9:4  توسط محمد خسروشاهي  |