تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

پرانتز باز-- بدون توضیح

تصاویری از مراسم شبهای قدر-شب بیست و یکم

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران

سالن كنفرانس موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور

اولين نشست فصلي انجمن اعضاي هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور در سال جديد تحت عنوان بررسي چالش‌ها‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران با حضور دو چهره سرشناس محيط زيست و منابع طبيعي سركار خانم دكتر معصومه ابتكار: رييس كميته‌ي محيط زيست شوراي شهر تهران و آقاي دكتر محمد مهدوي  استاد دانشگاه تهران طبق قرار قبلي، در محل سالن كنفرانس  موسسه و با حضور چشمگير اعضاي هيات علمي و كارشناسان برگزار شد. به اعتقاد بنده اين سخنراني علمي يكي از بهترين نشستهايي بود كه تا كنون توسط انجمن برگزار  شده است.

سركار خانم دكتر ابتكار در موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور 

اولين سخنران سركار خانم دکتر ابتکار بود كه به شايستگي و با بياني شيوا فرصت ها و چالش هاي حوزه محيط زيست و منابع طبيعي را برشمرد. ايشان مردمسالاري و آموزه هاي ديني، توسعه آموزش عالي، سازمانهاي مردم نهاد ، توانمنديهاي هاي بخش خصوصي و بين المللي را از جمله ظرفيت هايي دانست كه مي توان بخوبي از آنها در جهت اعتلاي منابع طبيعي و محيط زيست استفاده كرد. كما اينكه در دولت هاي قبلي، ايران در مجامع  بين المللي از جمله پروتكل كيوتو كه رياست گروه 77 را بعهده داشت و كنوانسيون بين المللي محيط زيست و تنوع زيستي بعنوان يك كشور اثر گذار خوش درخشيد و به نحو احسن از اين ظرفيت ها استفاده شد. ايشان در بخش بعدي سخنراني خود، نداشتن نگاه محوري و راهبردي در عاليترين سطوح كشوري و انحلال شوراي عالي محيط زيست و قانون گريزي را (با توجه به معطل ماندن قانون برنامه چهارم توسعه كشور) در چند سال گذشته از جمله چالش هاي محيط زيست و منابع طبيعي برشمرد.  نكته مهم و ظريفي كه ايشان  بدان اشاره كردند مشكل ساختاري سازمان محيط زيست بود چرا كه اين سازمان زير نظر مستقيم رياست جمهوري اداره مي شود و بعبارتي بالاترين مقام اين سازمان معاون رئيس جمهوري است بنابراين نوع نگاه بالاترين مقام اجرايي كشور مي تواند مديريت محيط زيست و منابع طبيعي را ارتقا و يا تنزل بخشد. 

دكتر محمد مهدوي استاد دانشگاه تهران 

سخنران دوم آقاي دكتر محمد مهدوي بود كه سخنراني خود را تحت عنوان مديريت پايدار منابع آب ارايه كردند. اين استاد با سابقه دانشگاه با اشاره به جنبه هاي اقتصادي و زيست محيطي آب ، آنرا جزئي از اكوسيستم و منابع طبيعي برشمرد و  نقدي علمي از مديريت نادرست آب هاي سطحي و زير سطحي را براي جمع حاضر ارايه كرد. ايشان با اشاره به توليد بسيار پايين محصولات كشاورزي بازاي هر متر مكعب آب، خودكفايي در بحث توليد گندم را به چالش كشيد و اظهار داشت بايد ببينيم در ازاي مصرف چه مقدار آب چه مقدار توليد داريم و آنگاه بايد پرسيد آيا وارد كردن گندم مناسب تر است يا جلوگيري از اسراف سرسام آور آب آنهم قبل از اينكه به مرز تنش آبي برسيم. ايشان ضمن پرداختن به مسايل و مشكلاتي از جمله ؛ فرسايش خاك، نشست زمين بر اثر برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني و آلودگيهاي آب و خاك كه نمونه اي از اين آلودگيها را مي توان به افزايش 4 برابري مقدار نيترات خاك نسبت به كشورهاي پيشرفته دانست، اظهار داشت از 400 شهرك صنعتي موجود در كشور فقط 16 شهرك آب تصفيه شده دارند از طرفي در كشور هاي پيشرفته آب مصرفي در صنعت را تا 16 بار از طريق بازچرخش (recycling) استفاده مي كنند در حاليكه در كشور ما با يكبار مصرف از دسترس خارج مي شود اين در صورتي است كه براي توليد يك ورق كاغذ 4 ليتر آب مصرف مي شود. ايشان ضمن تاكيد بر ارزيابي اثرات زيست محيطي سدها با اشاره به تعداد 967 مورد سيل بزرگ و خسارت بار در طول 25 سال (1996-1972) گفت متوسط خسارات روزانه سيل در كشور  بيش از 3 ميليارد ريال برآورد مي شود.

كلام آخر:

اگرچه سخنراني خوب اين دو استاد و صاحبنظر حوزه منابع طبيعي و محيط زيست براي بنده و جمع حاضر در جلسه دلنشين بود اما براي من همچنان ناتمام است. جان كلام آنجاست كه بگوييم چه بايد كرد؟ يقينا بسياري از مطالب گفته شده درد دلهايي است كه هريك از ما در نشست هاي کارشناسی بر زبان مي آوريم اما اينكه چگونه وضعيت نابسامان منابع طبيعي و محيط زيست ازجمله آلودگيهاي آب و خاك و هوا، روند قهقرايي تخريب مراتع، جنگلها و فرسايش هاي آبي و بادي، تهي شدن آبخانه ها، گستردگي شوره زارها و روند شتابناك بيابان زايي و امثال آنها را سر و سامان بخشيم همچنان مهمترين مسئله اي است كه در حل آن عاجزيم. بايد پرسيد ركن مهم مقايسه ارزيابي شاخص هاي زيست محيطي در كشورهاي پيشرفته  و ايران چيست؟ آيا مهمترين كار دولت و مسئولين مملكتي در زمینه حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست هم ، جز بر طرف کردن فقر فرهنگی و مادی مردم است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

انصاف در انتقاد

 مروري به مطالب وبلاگهاي زيست محيطي و يا سازمانهاي مردم نهاد در سال گذشته نشان مي دهد كه اين دو، در ارتباط با مسايل و مشكلات زيست محيطي و منابع طبيعي مطالب و انتقادات فراواني داشته اند. فعلا به كم و كيف اين انتقادات كاري ندارم چرا كه بايد نقد و انتقاد باشد تا كژي ها و ناراستي ها نشان داده شود و راه چاره اي براي آن انديشيده شود. لازم مي دانم اين موضوع را هم يادآوري كنم كه بحث نقد و انتقاد من ربطي به مسايل سياسي ندارد چون در مسايل سياسي كار از انتقاد گذشته و به تخريب رسيده است و لذا صحبت من در باره منابع طبیعی و محیط زیست است اجازه دهيد موضوعي را از خود شروع كنم.

شروع بكار من در منابع طبيعي مصادف با سالهاي اول انقلاب بود ابتداي استخدام در اداره منابع طبيعي نيشابور –بخش تثبيت شنهاي روان مشغول بكار شدم  و از قضا، منطقه تثبيت شن نيشابور كه پس از سالها (در رژيم گذشته) تا حدودي تثبيت و پايدار شده بود دچار دست اندازيهاي مكرر مردم قرار مي گرفت و هر كس به بهانه اي مراتع را تخريب مي كرد كه مثلا به انقلاب كمك كرده و گندم بكارد و يا دامهاي خود را وارد قرق تثبيت شن كرده تا تقاص فشار وارده از طرف رژيم قبلي را بگيرد و دق دل خود را خالي كند. بگذريم كه حقيقتا ظلم و ستم هايي را هم متحمل شده بودند. خلاصه وضعيت تخريب مراتع بحدي شده بود كه فقط در يك شب 22 تراكتور مشغول شخم مراتع بودند، از مامورين هم كسي جرئت روبرو شدن با تخريب كنندكان را نداشت. من تازه كار و نوجوان هم مسئول همان منطقه بودم. سرانجام با نشست هايي كه با بعضي از بزرگان و افراد ذي نفوذ منطقه داشتيم با همكاري برادران سپاهي تاحدودي شدت آن كنترل شد و حتي عده ديگري از مردم هم از اينكار سودجويان به تنگ امده بودند. تنها كاري كه از دست مامورين جنگلباني ساخته بود تنظيم پرونده براي متخلفين و اعزام آنها به دادگستري بود البته با همكاري پاسگاههاي ژاندارمري. متاسفانه دادگستري هم توجه چنداني به شكايت جنگلباني نمي كرد و چه بسا گاهي مامورين را ضد انقلاب هم ميخواندند چرا كه سبب نارضايتي مردم مي شدند!. دفاتر امام جمعه هم به روي همه مردم بويژه روستائيان باز بود و كافي بود كه كسي يادداشت كوچكي از دفتر امام جمعه در باره كشت و كار داشته باشد آنوقت هيچكس جلودارش نبود. ماهم ضمن انعكاس موضوع به مقامات بالاتر و توصيه آنها، طبق معمول به انجام وظيفه يعني همان تنظيم صورتمجلس تخلف و ارسال آن به دادگاه مشغول بوديم اگر كسي هم احيانا به دادگاه اعزام مي شد بدون تنبيه و تذكري خارج مي شد و چه بسا جري تر هم مي شد. يكي دو سالي كه گذشت كم كم در برخي جلسات اداري يا محلي انتقادات شروع شد و مامورين جنگلباني را براي حفظ و حراست از منابع طبيعي به كم كاري متهم كرده و آنها را مقصر قلمداد مي كردند. مسايل و مشكلات جاري منابع طبيعي هم به نوعي شباهت به همان ايام پيدا كرده است. گاهي اوقات انتقادات تند و تيز وسيله برخي افراد صورت مي گيرد كه خود سالها در همان سازمان، پستهاي مديريتي داشته اند. اگر چنين بود چرا در طول سي سال كار، مشكل دام و مرتع و جنگل حل نشد؟ انتقادات فراوانتر و بيشتر توسط دوستان وبلاگ نويس صورت مي گيرد كه همين جا مي گويم دستشان درد نكند چرا كه در بعضي مواقع كارساز بوده است اما مسئله اي كه در اينجا مورد نظر بنده است اين است كه کمتر کسی را مي توانيد پيدا كنيد كه مسئوليتي داشته باشد و نقدي بر او مترتب نباشد. در هر دولتي، كابينه اي و هر گرايشي اين موضوع مصداق پيدا مي كند توصيه من به عزيزان وبلاگ نويس اين است كه در انتقادات خود تمام جوانب را بسنجند و اين توهم ايجاد نشود كه همه چيز منفي ديده مي شود. در حوزه منابع طبيعي انتقاد بايد مستدل و علمي و چه بسا بر اساس يافته هاي تحقيقاتي باشد و به اينهم اكتفا نشود بلكه راه چاره و راهكار  نشان داده شود. انتقاد ساده است اما راهكار مهم است حتي ارايه رهنمودها هم بايد با تعقل و تفكر كافي و استفاده از خرد جمعي صورت گيرد. شما بحث هايي را كه در همين چند روز از طرف صاحب نظران به روزنامه هم كشيده شده است ببينيد. چهره ماندگاري نظر مي دهد كه بايد جنگل‌هاي بالاي ارتفاع 600 و 700 متر از سطح دريا تراشيده شوند چون چوب نيستند و تنها هيزم‌اند و فقط به درد سوزاندن مي‌خورند! و به جاي آنها كشاورزان باغ ايجاد كنند و فندق بكارند! لابد دامها هم به جاي علف بايد فندق بخورند!؟  يعني اكوسيستم يك منطقه دگرگون شود كه كشاورزي در آن منطقه درآمدزا شود. آيا بسياري از سيلابهاي سالهاي اخير شمال كشور نتيجه برهم زدن اين اكوسيستم نبوده است؟ آيا اين بلاياي طبيعي يا بعبارت ديگر فجايع طبيعي نتيجه عمل ‌متقابل‌ و قانونمند طبيعت‌ در برابر تغييرات بوجود آمده در اكوسيستم و استفاده‌هاي ‌نابخردانه‌ انسان ‌از منابع ‌بيكران ‌آن‌ نبوده است؟‌ طبيعت ‌بويژه‌ مناطق‌ كوهستاني ‌بنا به ‌ماهيت‌ خود شكننده‌اند و فشارهاي ‌جمعيت‌ رو به ‌رشد انسان ‌و  استفاده‌هاي ‌نامعقول آنها را بر نمي‌تابند به ‌همين ‌دليل ‌با آهنگي‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ پيامدهاي ‌ويرانگري‌ نظير سيل ‌به ‌بار مي‌آورند. در برخي موارد به كارهاي آبخوانداري و آبخيزداري آنچان حمله مي شود كه راه چاره را در سدسازي مي بينند و متقابلا آچنان به سدسازي حمله مي شود كه عنقريب سدها هم بايد خراب شوند و تمام بودجه و اعتبارات بايد صرف آبخوانداري شود. بايد بگويم كه در طول چند سال گذشته  براي آبخوانداري هم موقعيتي طلايي بوجود آمد و اعتبارات هنگفتي هم به اينكار اختصاص يافت بدون تعصب بايد گفت آيا نتايجي كه بايد گرفته مي شد همگي تحقق يافت؟ از اين رو بايد هر چيزي در جاي خود، بدون تعصب و در ظرف زماني خود و ظرفيت فرهنگي و سياسي كشور مورد نقد قرار گيرد و در يك كلام انتقاد لازم است اما در انتقاد از وضع موجود منابع طبيعي كه روز و حال خوبي هم ندارد از جاده انصاف خارج نشويم و در كنار آن راه حل و راه چاره هم ارايه دهيم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:36  توسط محمد خسروشاهي  | 

سال نو بر شما مبارک باد

 

 تعطیلات خوبی داشته باشید

بدرود تا روز ۱۵ فروردین ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:54  توسط محمد خسروشاهي  | 

قضاوت با خودتان‘ راست یا دروغش را نمی دانم

 به آسمان نگاه کنيد، زلزله ها از آسمان می آيند

مدتی است که با يک تکنولوژی استثنائی به اسم "هارپ" آشنا شده ام و در پیامد اين آشنايی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP"  را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزيزی که با زبان انگليسی آشنايی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به اين معنی است که از طريق هارپ هر  آسيب و بلايی  که دلشان می خواهند سر مردم دنيا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقديم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

حوادث طبيعی در طول ميلیون ها سال طبيعی بوده اند بغير از دهه های اخير که اين حوادث برخی طبيعی و برخی ديگر از طريق تکنولوژی های پيشرفته توليد و به جان و مال مردم لطمه ميزنند. اين حوادث ظاهراً طبيعی که غير طبيعی توليد ميشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سيل های بی شاخ و دم) را امروزه از طريق فرستادن ماکرو ویو (microwave) از ماهواره ها و پروژه هاي هارپ بوجود می آورند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 14:32  توسط محمد خسروشاهي  | 

پنجمين روز هفته منابع طبيعي و داستان مردي كه از طريق توسعه گردشگري روستايي صاحب نام شد

امروز براي شركت در مراسم پنجمين روز از هفته منابع طبيعي و آبخيزداري با نام منابع طبيعي، مراتع (طبيعت گردي، گياهان دارويي و بهره برداران) به مركز آموزش منابع طبيعي دكتر جوانشير كرج رفتم. در سالن اجتماعات، جمع زيادي از عشاير و طوايف مختلف بهره برداران از مراتع و همچنين مدعوين ديگري از دانشگاهها و سازمانها و مؤسسات ديگر و كارشناسان منابع طبيعي نيز در اين جمع حضور داشتند. دو سخنران دولتي (آقاي كوشا از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، و آقاي جهانشاه صديق از سازمان امور عشاير و آقاي مهندس مقدسي از سازمان جنگلها هم بعنوان مدير جلسه ) و دو سخنران از عشاير در پشت ميز جايگاه حضور داشتند. آقاي كوشا (كه موفق به شنيدن سخنراني كامل ايشان نشدم) اشاره به شناسايي 4000 سايت مستعد گردشگري داشت و از سرمايه گذاري 2.2 ميليارد دلاري سازمان براي توسعه گردشگري سخن گفتند. اقاي صديق مسئول سازمان امور عشاير بحثي را در مورد چون و چرايي تخريب مراتع داشتند كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد

- نداشتن احساس مالكيت مراتع عشايري (دولتي بودن مراتع) براي اين قشر از بهره برداران

-در اختيار قرارگرفتن سطح زيادي از مراتع عشايري بوسيله ارتش و پادگانها ( ايشان اشاره داشتند كه همين مراتع عشايري در زمانهاي مناسب از طريق ارگان مربوطه به عشاير اجاره داده مي شود)

- كندن بوته ها براي سوخت به دليل نداشتن گاز، گازوئيل و نفت (قرار بوده در برنامه چهارم توسعه اين مسئله بكلي حل شود)

- و سر انجام پيداشدن سر و كله خان هاي گذشته با ادعاي مالكيت سطح وسيعي از مراتع كه متاسفانه گاهي اوقات سفارشاتي هم از طريق برخي مسئولين محلي در باره آنان مي شود

پس از صحبت هاي نمايندگان عشاير بالاخره نوبت به جوانكي بنام حسن بزرگري رسيد كه در روستاي خود بنام بوانات يك سايت گردشگري راه اندازي كرده بود و اكنون در داخل و خارج صاحب نام شده است و اما داستان ايشان؛

حسن آقا گفت: در يك سرشب باراني مردي موتورسواربه روستاي ما رسيد كه بدليل شدت باران در گوشه اي ايستاده بود و من ديدم فردي غريب به نظر مي رسد او را به خانه دعوت كردم. ايشان يك گردشگر آلماني بود و قرار بود از ايران بگذرد. من فقط يك اطاق داشتم و براي شام هم دم پختك با گوجه داشتيم كه خجالت مي كشيدم براي ايشان بياورم. خلاصه شب به صبح رسيد و من ايشان را به آبادي و چادر هاي عشاير بردم، آبشار روستا و جنگلهاي اطراف را نشانش دادم و ايشان از روستا، چادر ها و ساير جاهاييكه ديده بود بسيار خوشحال به نظر مي رسيد. ايشان رفت و بعد از مدتي دو گردشگر ديگر از آلمان بسراغ من آمدند و گفتند دوست ما كه قبلا اينجا را ديده بما سفارش كرده كه حتما اينجا را ببينيم. بعد از رفتن اينها و گذشتن مدتي 8 نفر ديگر بسراغ من امدند خلاصه من هم در اين مدت حياط و منزل را توسعه دادم، همسر و دو دخترم  را آماده براي آشپزي و پذيرايي از ميهمانان كردم عكسهايي از آبشار روستا گرفتم و به هتل ها بردم و در كنار حافظ و سعدي و مناطق ديدني كه در هتلها تبليغ شده بودند گذاشتم. پس از مدتي گروهي از روسيه بسراغم آمدند و به تدريج گروه گروه از خارجيان بسراغ من آمدند و بعدها متوجه شدم كه در تلويزيون روسيه و برخي كشورها اين روستا را تبليغ مي كنند.  در اين مدت يكي دوبار به خارج رفتم كه آشنايي بيشتري در اين باره پيداكنم و اكنون پس از گذشت 5 سال آنقدر پولدار شدم كه 5 آژانس هواپيمايي دارم، ويلا(يا ويلاهايي) در كنار دريا خريدم. چندي پيش بعنوان  اسپانسر شركتي خارجي انتخاب شدم و 700 ميليون تومان بمن دادند بطوريكه 300 ميليون تومان به دخترم دادند كه هنگام پذيرايي فقط آرم شركت آنها را روي لباس خودش نصب كند و خلاصه روستا هم آبادتر شده و كلي كارآفريني شده است. اكنون براي بازديد از چادرهاي عشايري 500 دلار يا بيشتر پول پرداخت مي كنند براي ديدن پخت نان و يا همان چايي كه روي آتش درست مي كنيم دلار پرداخت مي كنند و مهمتر ازهمه اينها عاشق سادگي و مهمان نوازي ما هستند و اين مهمترين رمز موفقيت بنده است. اكنون هم هر كسي مي تواند اين راه را ادامه دهد راهي كه هيچ هزينه برايم نداشته است.


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

مصاحبه اي خواندني از استاد فرزانه-دكتر فرج اله محمودي «پدر دانش ژئومرفولوژي ايران»

تا چند سال پيش آقاي دكتر محمودي را نمي شناختم براي اولين بار ايشان را در دانشگاه تربيت مدرس در کلاس درس ژئومرفولوژی دوره دكتري (۱۳۷۶) ديدم. دست بر قضا موقعيتي پيش آمد و پاي دكتر به بخش تحقيقات بيابان-موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور باز شد تا طرحي تحقيقاتي براي بيابانهاي ايران تعريف شود. مسئوليت اجرايي اين طرح بزرگ بعهده من واگذار شد و دو سه سالي دكتر براي مشاوره و رهنمودهاي لازم، هفته اي يك روز را در بخش بيابان حضور داشتند. اينجا بود كه با سلوك ناهمتاي دكتر آشنا شدم و حقيقتا بايد از ايشان بعنوان استاد علم و اخلاق ياد كنم. افتادگي و تواضع دكتر محمودي براي من ستودني بود. رفت و آمد ايشان براي روزهايي كه به موسسه مي آمدند، بر خلاف برخي معدود از اساتيدي كه بايد حتما خودرو مدل بالايي درب منزل ترمز كند، بوسيله ميني بوس اجاره اي موسسه بود ايشان براي رفت و آمد صبح و عصرحتي مجبور بود مسافتي از منزل تا محل ايستگاه سرويس را پياده طي كند. به هر حال طرح مورد نظر سر انجام پس از 10 سال به پايان رسيد و در اواخر سال 1386 گزارش نهايي آن تحويل موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور گرديد. باورم اين است كه اگر امروز قلمرو فراخ بيابان‌ها و كويرهاي ايران‌زمين پس از ۱۰ سال کار تحقیقاتی، براي نخستين بار صاحب شناسنامه‌اي جامع شده و متناسب با هر گرايش تخصصي، بازنمودي از بيابان را ارايه می دهد، بيش از هركس اين افتخار بايد به نام مردي خستگي‌ناپذير ثبت شود كه به درستي از او با نام «پدر دانش ژئومرفولوژي ايران» ياد شده است. صميمانه از پروردگار مهربان مي‌خواهم تا فرج‌الله محمودي را هر جا كه هست، همچنان سرافراز دارد و اين بوم و بر مقدس و فرزندان پاكنهادش بتوانند تا آينده‌اي دور از مواهب علمي، انديشه‌هاي ناب و سلوك ناهمتاي اين استاد گرانسنگ بهره‌مند شوند.

در بخشي از اين مصاحبه و با توجه به مشكلات موجود دانشگاهي در زمانه حاضر، دكتر مي گويد؛ اكنون علم در درجه اول به ابزاري براي گذراندن زندگي تبديل شده است. يعني مثل كسي كه هنري دارد، نجار، نقاش و موسيقي دان، البته حق هم دارد كه زندگي كند. ولي اگر قرار باشد تمام تلاش ها در يك زمينه ي علمي به سمت ارتزاق برود، به نظر من آن علم نه تنها رشد نمي كند، بلكه مرتبا افول مي كند. در بخشي ديگر مي گويد، تا زماني كه ارتباطي منطقي بين سازمانهاي آموزشي و اجرايي برقرار نشود ، به عبارت ديگر ، تا زماني كه نيازها و مشكلات جامعه، از طريق سازمان هاي اجرايي به سازمانهاي آموزشي، مثل دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي، ارجاع نشود و تا زماني كه نظريه هاي مراكز آموزشي و تحقيقاتي جنبه ي كاربردي پيدا نكند، مسئولين ما متوجه اهميت سهم علوم متفاوت در اداره كشور نمي شوند. اين مصاحبه را در اینجا بخوانيد

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 12:0  توسط محمد خسروشاهي  | 

هفته منابع طبیعی و آبخیزداری گرامی باد

 

روزشمار هفته منابع طبيعي امسال كه در خبرنامه موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور به چاپ رسيده بود برايم قدري تامل براگيز بود. چرا كه اولا در عنوان جدول روزشمار، هفته منابع طبيعي و آبخيزداري نوشته شده بود ثانيا تمامي روزهاي هفته را كه نگاه كردم پشت بند منابع طبيعي، عناوين آبخيزداري، مراتع، قانون و خلاصه عناوين مرتبط با اين هفته بجز بيابان زدايي(مهار بيابانزايي) ديده مي شد اما چرا از بيابان و بيابانزدايي يادي نشده برايم جاي سئوال است(بگذریم که مهار بیابانزایی یک روز جهانی هم دارد) . بنده هيچگونه حساسيتي روي آبخيزداري ندارم زيرا گذشته از اينكه تحصيلاتم در زمينه آبخيزداري بوده است در بسياري از موارد حتي آبخيزداري را نوعي عمليات بيابانزدايي يا بعبارت بهتر مهار بيابانزايي مي دانم (اینجا را ببینید) اما به فراموشي سپردن روز بيابان و بيابانزدايي در هفته منابع طبيعي آنهم وسيعترين عرصه اي كه دست بر قضا سخت ترين شرايط را براي كار و پژوهش به خود اختصاص داده است كار درستي به حساب نمي آيد چرا که معمولا این هفته تا حدودی مورد توجه رسانه های تصویری و نوشتاری و مسئولین قرار می گیرد.  باید اذعان کرد که در حال حاضر منابع طبیعی و محیط زیست با شرایط دشواری روبرویند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 15:43  توسط محمد خسروشاهي  | 

ما که هستیم؟ عظمت کیهان غرور نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش می گذارد

زمين در فضاي بيكران از يك نقطه هم كوچكتر است

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.

زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 9:25  توسط محمد خسروشاهي  | 

خدا اين نوار باريك جنگلي شمال كشور را براي مردم نگهدارد

 

از تيتر اين نوشته تعجب نكنيد حقيقتا بايد از خدا بخواهيم همين قطعه نوار باريك حنگل را از گزند بليات انساني حفظ كند چون ظاهرا از دست قانون كاري ساخته نيست. امسال نيز چند روزي از ايام مرخصي سالانه را كه معمولا اواخر مرداد تا نيمه شهريور صورت مي گيرد در خطه سر سبز شمال كشور گذراندم منتها چون تا كنون از جاده كناره بسمت آستارا و اردبيل نرفته بودم، قصد سفر به اين ديار را كردم و آخرين ايستگاه ما سرعين اردبيل بود. دو سه روز ابتداي هفته را در كلاردشت گذراندم البته تعجب نكنيد كه ننوشتم مناطق سرسبز كلاردشت!! چون حقيقتا از مرزن آباد تا كلاردشت پوشش سبزي ديده نمي شود و بيشتر تپه ماهورها لخت و عريان شده اند و در مناطق بالادست و ارتفاعات اطراف شهر كلاردشت بجاي جنگلهاي سرسبز، ساختمانها و ويلاهاي احداثي يكي پس از ديگري خودنمايي مي كنند كاش قضيه به همين چشم اندازهاي اطراف شهر ختم شود كافي است نظري به پشت همين تپه ها بيندازيد تا ببينيد بيشتر دامنه ها و حتي نوك تپه ها نيز قطعه بندي و براي فروش آماده شده است و جنين مي نمايد كه افزايش قيمت زمين در چند سال اخير و در منطقه كلاردشت كار خود را كار كرده است. بهر حال يادتان باشد كه در پشت تپه ها هم خبري هست!. از شانس خوب يا بد ما هم در طول يكي دو روز اقامت، هوا باراني و آنقدر مه آلود شد كه چيزي ديده نمي شد. از كلاردشت كه بسمت اردبيل حركت كرديم يكي از همراهان ما كه سفرهاي بيشتري به اردبيل داشته بود آنچنان از گردنه حيران تعريف مي كرد كه بي تابانه مشتاق ديدن اين منطقه شده بودم نزديكي هاي غروب به اين منطقه رسيدم و هرچه از راه پر پيچ و خم اين گذر بالاتر مي رفتم بيشتر تاسف مي خوردم چون مي ديدم كه همان بلا به نوعي ديگر به سر اين منطقه آمده است آنچنانکه  امام جمعه اردبیل نیز طی نامه ای به رئیس جمهور در مورد ساخت و سازهای بی رویه ویلا و هتل و صدور مجوز برای کاربریهای مسکونی و کارخانه سنگ شکنی و امثال آن نسبت به تخریب این منطقه جنگلی هشدار داده است (روزنامه اطلاعات مورخ ۷/۶/۸۷).  این حرکت و حساسیت امام جمعه محترم اردبیل نسبت به منابع طبیعی و محیط زیست ستودنی است چرا که چنین حرفهایی به ندرت از تریبون نماز جمعه سایر ائمه جمعه شنیده می شود. وضعيت اسفبار تخريب جنگلها را (مخصوصا پشت تپه ها را !!) قبلا نيز در قسمتهاي شرقي اين باريكه جنگلي كه براي بررسي سيل استان گلستان رفته بودم نيز ديده ام. اما خانواده ها و مردمي كه چند روزي براي استراحت و تنفس و استفاده از زيبايي هاي خدادادي راهي اين ديار شده اند را نيز مي ديدم چه آنها كه در داخل جنگل اطراق كرده بودند و چه آنها كه در كنار دريا بودند. خنده و شادي و قهقهه كودكاني كه در سايه اين جنگلهاي سرسبز مشغول بازي بودند توجه هر كسي را به خود جلب مي كرد. يقينا سرازير شدن خيل عظيم جمعيت به اين منطقه از كشور نه فقط براي استفاده از دريا، كه براي وجود همين جنگلهاي سرسبز است. پس همين اندك جنگل باقيمانده را بيش از پيش قدر نهيم چرا كه گفته اند:

نگذاريد بميرد جنگل كه جهان خواهد مرد

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 12:51  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز- مستندی به نام "خلوت جنگل"

فرهاد ورهرام - عكس از خبرگزاري فارس

در پي دعوت انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع  و پيگيري مجدانه مهندس درویش ، فيلم"خلوت جنگل" از ساخته هاي فرهاد ورهرام اين مستند ساز برجسته كشور كه به برخي از عوامل تخريب جنگل از جمله بهره برداري و دام موجود در داخل جنگل پرداخته بود، صبح امروز  با حضور حمعي از اعضاي هيات علمي موسسه و تعداد كثيري از كارشناسان و علاقمندان به منابع طبيعي كشور كه از ساير نهادها و سازمانها در اين جمع حضور يافته بودند در تالار اجتماعات موسسه به نمايش گذاشته شد. از جمله نكات مورد توجه اين جلسه علاوه بر حضور چشمگير افراد خارج از موسسه، استقبال شركت كنندكان براي نقد و بررسي اين فيلم بود. اگرچه برخي از كارشناسان به عدم جهت گيري كارگردان به طرح مسئله و واگذار كردن قضاوت نهايي به بينندگان انتقاد داشتند، اما ورهرام را عقيده براين بود كه كارگردان قضاوت نمي كند بلكه واقعيت را به تصوير مي كشد و قضاوت نهايي را به بينندگان واگذار مي كند شايد يكي از دلايل بحث و نظرهاي فراوان اعضاي حاضر در جلسه نيز همين ويژگي فيلم بود. از جمله انتقادات برخي از كارشاسان سازمان جنگلها و مراتع ناديده شدن مسايل و مشكلات حفاظت و احياي جنگل در اين فيلم بود زيرا نظر ایشان براين بود كه فيلم با محتواي كنوني جنگلبانان را مقصر اصلي مي پندارد نكته اي كه دست برقضا در صحبت هاي تهيه كننده فيلم هنگام نمايش در جايي ديگر توسط تماشاگران عادي به زبان آمد. نظر برخي شركت كنندگان نيز بر اين بود كه بهتر است به جاي پرداختن به مسايل مطروحه در فيلم كه از سالها پيش گفته و شنيده مي شود و از بديهيات شده است، از موانع موجود در رسيدن به اهداف و انجام طرحهاي مصوب از جمله طرح صيانت جنگل چنين فيلم هايي تهيه شود و به موانع موجود كه بيشتر در سياستهاي دولتي وجود دارد اشاره شود. به هر حال تهيه چنين فيلم هايي را كه مخصوصا از جمله فيلم هاي سفارشي سازمانها و وزارتخانه محسوب نمي شود بايد به فال نيك گرفت و به سازندگان آنها خسته نباشيد گفت. در اين جلسه  آقاي مهندس نصرتي معاون اسبق سازمان جنگلها و مراتع و رئيس كنوني جامعه جنگلباني و آقاي دكتر رحماني رئيس هيات مديره انجمن اعضاي هيات علمي موسسه و آقاي ورهرام فيلمساز مربوطه براي هدايت برنامه و پاسخ به سئوالات در جايگاه حضور داشتند .  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 13:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

آيا هدفمند كردن يارانه ها تاثيري در كاهش ضايعات محصولات توليدي كشور خواهد داشت؟

طي يكسال گذشته آقای دکتر احمدی نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران دو تصميم مهم اتخاذ كرده است اولي مربوط به سهميه بندي بنزين و به نوعي حركت بسمت قيمت واقعي آن و ديگري هدفمند كردن يارانه ها است. اگرچه بسياري از هواداران محيط زيست ايران از هدفمند نبودن تصميمات رئيس جمهور كه وسيله سازمان تحت مديريت مستقيم ايشان يعني سازمان حفاظت محيط زيست ايران در رابطه با مسايل منابع طبيعي و محيط زيست صورت مي گيرد، گله مندند و بارها نيز انتقادات خود را به صور مختلف ابراز داشته اند، اما معتقدم که از تصميمات هدفمند كشوري با لحاظ بررسی های همه جانبه و کارشناسی باید بدرستي حمايت كرد. سالهاي سال است كه مي بينيم و مي دانيم كه در بسياري از توليدات ما چه در زمينه برق، بنزين ، آب، نان و ساير محصولات كشاورزي اسرافهاي غير منطقي و غير معقول صورت مي گيرد محصولاتي كه با مشقت و مرارت توليد مي شود اما به راحتي هدر مي رود. فعلا به مسايل برق و بنزين مصرفي شهروندان كاري ندارم و اين معضل را فقط از جنبه توليدات و ضايعات كشاورزي پي مي گيرم چرا كه تامين امنيت غذايي در كشور آنهم در زمانه حاضر ، كه غذا بعنوان يك اسلحه و اهرم در دست برخي قدرت ها بشمار مي رود از ضروريات كار است. يكي از مهمترين بخش هايي كه در تامين امنيت غذايي نقش اساسي دارد بخش كشاورزي است، زيرا به منظور تامين غذاي مورد نياز جامعه بايد غذا به ميزان كافي و با كيفيت خوب و سالم وجود داشته باشد. در اين راستا كاهش ضايعات يكي از عوامل مهم در افزايش توليد و كاهش واردات محسوب مي شود.

شايد بسياري از افراد مصاحبه چهارشنبه شب( 12/4/87 ) خبرنگار سيماي جمهوري اسلامي ايران را با مسئول آرد و نان كشور ديده باشند آماري كه از وضعيت ضايعات نان در كشور ارايه شد حقيقتا تاسف بار است ايشان بصراحت و تاكيد اعلام كرد كه 30درصد نان توليدي كه از طريق 55 هزار نانوايي كشور به دست مصرف كننده ها مي رسد ضايع شده و دور ريخته مي شود يعني هر سال از 3000 ميليارد يارانه نان حدود هزار ميليارد تومان آن هدر مي رود. توجه داشته باشيد كه اين هدر رفت فقط مربوط به محصول خالصي است كه بصورت نان و مستقيما تحويل مصرف كننده مي شود چنانچه ضايعات مراحل كاشت، داشت و برداشت محصولات نيز به اين رقم اضافه شود آه از نهاد هر ايراني دلسوز بلند مي شود. هرچند آمار ضایعات بخش كشاورزی و دامپروری متفاوت است، ولی برآوردهاي كارشناسي حاكي از اينست كه اين ضايعات بطور متوسط در بخش كشاورزي و زير بخش‌هاي زراعي، باغي، دام و طيور، شيلات و آبزيان بطور متوسط حدود 8/17 درصد مي‌باشد. زير بخش باغباني با 1/28 درصد بالاترين و زير بخش دام و طيور با 1/6 درصد كمترين ضايعات را به خود اختصاص مي‌دهند. چنانچه آمار كل تولیدات بخش كشاورزی 85 میلیون تن در نظر گرفته شود و میانگین ضایعات سالانه كشاورزی در ایران همان 8/17 درصد در نظر گرفته شود، ‌هر سال 3/15 میلیون تن محصول به دلیل كشاورزی سنتی، ‌نبود صنایع تبدیلی و تكمیلی كافی، ‌انبار و سردخانه و روشهای نوین نگهداری، ضایع می‌شود كه اين رقم (بدون در نظر گرفتن ضايعات نان) مي‌تواند تامين كننده غذاي حدود 10 تا 15 ميليون نفر در كشور باشد. چنانچه ارزش میانگین هر كیلوگرم محصول 155 تومان در نظر گرفته شود، ارزش ضایعات محصول هر سال 2 تریلیون و 345 میلیارد تومان (6/2 ميليارد دلار در سال) خواهد بود[1]. تازه اين يك روي سكه است. بايد بدانيم كه بيش از 90 درصد آب استحصالي براي ابياري اين محصولات را بيش از 600 هزار حلقه چاه عميق و نيمه عميق از دل سفره هاي اب زيرزميني بالا مي كشند (جداي از آبهاي سطحي) چاههايي كه بطور شبانه روزي سهم قابل توجهي از انرژي برق و نفت و گاز اين كشور را مصرف مي كنند تا فقط آب را از دل زمين بالا بكشند و تاسف بار تر اينكه 60 تا 65 درصد اين آب استحصالي تا رسيدن به مزرعه از طريق تبخير و نفوذ از دسترس خارج مي شود و در نتيجه محصولاتي كه با راندمان ابياري 30 تا 35 درصد توليد مي شوند به اين سادگي از گردونه توليد و مصرف بهينه خارج مي شوند. جان كلام اينكه اگر قرار باشد فقط به گراني توليدات براي مصرف بهينه يا پرداخت سهم هر كس بفراخور درآمدش توجه شود و فكري براي بهبود سيستمهاي كشاورزي، صنایع تبدیلی و تكمیلی ، ‌انبار و سردخانه و روشهای نوین نگهداری و بالاخره روشهاي پخت نان با كيفيت بهتر  كه مستقيما به دست خانوارها مي رسد، توجه نشود اين ضايعات توليد و مصرف همچنان وجود خواهد داشت.

از اين روست كه سازمان خوار و بار و كشاورزي (FAO) [۲] راههايي را براي جلوگيري از ضايعات مواد غذايي به مسئولان و تامين كنندگان مواد غذايي دولت هاي عضو ارايه داده است. يكي مربوط به بالا بردن سطح آگاهي عمومي در كاهش ضايعات از طريق روش هاي جلو گيري از ضايعات است كه البته اين راهكار در درازمدت به بار خواهد نشست و ديگري مربوط به تدوين سياست ها از طرف دولتها است كه اجراي اين سياست ها بعد از تدوين اثرگذاري سريعتري در كاهش ضايعات خواهد داشت.

 


[1]- http://sharifnews.com/?19060

[۲] - ماهنامه كشاورز شماره 333، تيرماه 1387


 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10:42  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز - بخشش ايران و نمک‌نشناسي مردم شريف نيکاراگوئه!!

 

از قرار معلوم در پي سفرهاي برون استاني رياست محترم جمهوري اسلامي ايران قراداد احداث سدي در نيكاراگوئه به امضا رسيده است كه اعتراض برخي از مردم منطقه احداث سد را بر عليه ايران بر انگيخته است.  گزارش مشروحتر اين خبر را سايت تابناك منتشر كرده است   

 

                          كد خبر: ۱۳۰۵۷                                                                      تاريخ انتشار: ۱۸:۲۳ - ۰۹ تير ۱۳۸۷

لطف دولت ايران به مردم نيکاراگوئه در احداث نسيه يک سد براي تأمين برق آنان، با جنجال عجيب برخي گروه‌ها در اين کشور روبه‌رو شده است.
به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناک»، در پي قطعي شدن برنامه سرمايه‌گذاري 200 ميليون دلاري ايران براي ساخت يک سد در نيکاراگوئه که بخش اعظم انرژي آن از سوخت‌هاي فسيلي تأمين مي‌شود، برخي از مردم منطقه ساخت سد به جاي تشکر از ايران، کشورمان را به همين خاطر مورد هجمه قرار داده‌اند.
درحالي که هنوز نيکاراگوئه و پارلمان اين کشور قيمت تضمين شده فروش هر کيلو وات ساعت برق توليدي اين نيروگاه برق ـ آبي را براي ايران مشخص نکرده‌اند، بسياري از مردم مناطق همجوار سد که خانه‌هاي آنها زير آب پشت سد قرار مي‌گيرد، ايران را به دليل سرمايه‌گذاري در احداث اين سد مورد سرزنش قرار مي‌دهند.
اين پروژه سدسازي در کنار ديگر پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري ايران در کشورهاي آمريکاي لاتين است که نيکاراگوئه قرار است در ازاي آن، به مدت چند سال به ايران قهوه صادر نمايد و با ارسال حدود 200 ميليون دلار قهوه به ايران، بازپرداخت اين سرمايه‌گذاري را انجام دهد.
آنها مي‌گويند، اين سد تعداد زيادي از خانه‌هاي مسکوني و آپارتمان‌هاي آنها را نابود مي‌کند و اهالي و مردمان اين مناطق مجبورند براي زندگي به کوهستان‌ها پناه ببرند.
«آگوستا آرتولا» رهبر گروه مخالفين احداث سد که رهبري 30 هزار کشاورز، گله‌دار و چوپان نيکاراگوئه‌اي را به عهده دارد، مي‌گويد: در صورت احداث سد، ما مجبوريم در جزيره زندگي کنيم!
دانيل اورتگا، رئيس‌جمهور نيکاراگوئه براي اولين بار اعلام نمود که اين سد باعث جابجايي بسياري از روستاييان خواهد شد و ما به همه آنها پول زمين‌هايشان را خواهيم داد.
اما رهبران مخالفين که احتمالا از سوي محافلي تحريک شده‌اند، مي‌گويند: اگر دولت مي‌خواهد پولي بدهد، بهتر است هم اکنون بدهد که ما قول آنها را قبول کنيم.
اين سد قرار است در منطقه «سن اندراس دبوبوکه» روي رودخانه «توما» ساخته شود و اهالي بومي آنجا به کوه‌هاي بلند و پوشيده از ابر منتقل خواهند شد که ده ساعت با «ماناگوا» پايتخت نيکاراگوئه فاصله دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 7:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز-- دمی با حافظ

منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن        منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن

جفا بريم و ملامت كشيم و خوش باشيم     كه در شريعت ما كافريست رنجيدن

به مي پرستي از آن نقش خود بر آب زدم     كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن

به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات       بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن

مبوس جز لب ساقي و جام مي حافظ      كه دست زهد فروشان خطاست بوسيدن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:2  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز- تولد انجمن علمي مديريت و كنترل مناطق بياباني ايران مباركباد

سرانجام، انجمن علمي مديريت و كنترل مناطق بياباني ، به همت دكتر محمّدرضا اختصاصي و جمعي از علاقه‌مندان و متخصصين شاغل در اين حوزه كاري ، پس از سه سال پيگيري مستمر روز جمعه مورخ 13/2/87 در تالار دانشكده منابع طبيعي  دانشگاه يزد بطور رسمي شروع بكار خود را اعلام كرد. اگر چه اين انجمن نسبت به انجمن هاي علمي حوزه منابع طبيعي از جمله انجمن هاي علمي آبخيزداري، مرتعداري و جنگلباني ديرتر پا به عرصه وجود گذاشت علي ايحال تولد ميمون و مباركي است بويژه آنكه فراخ ترين عرصه  سرزمين ايران را مناطق بياباني در بر گرفته اند. در اين مورد لازم مي دانم به يك نكته اشاره كنم هرچند بيان اين واقعيت براي برخي از همكاران دست اندركار در حوزه فعاليت بيابان شايد قدري ناخوش آيد ولي تجربيابت چندين ساله ام در بيابان كه در گفتار كوتاه آقاي دكتر جزيره اي در ابتداي جلسه نيز نمود پيدا كرد نشان مي دهد که، بيشتر كارهاي طاقت فرساي بيابان و بيابان زدايي  بر اساس اصول علمي استوار نبوده است[1]. بسياري از روش هاي بكارگرفته سالهاي پيش براي مهار بيابان زايي در سراسر كشور كه يقينا در گرماي طاقت فرساي بيابان براي همكاران احرايي ام سخت و دشوارهم  بوده است براساس ازمون و خطا انجام شده است. بنده به سختي كار در مناطق بياباني كاملا واقفم چرا كه چندين سال در مناطق بياباني نيشابور، گناباد و قاين در امر تثبيت ماسه هاي روان كار كرده ام . بهر حال اميدوارم اين نهاد نوپاي علمي بقول مهندس درويش بتواند به هم‌افزايي و تعامل بيشتر آرا و انديشگان موجود در حوزه دانش مديريت بيابان (بيابان‌داري) كمك كرده و نسبت به ارزش‌هاي ناهمتاي اين بوم‌سازگان پهناور وطن، روشن‌گري نمايد.اخبار كاملتر اين نشست را در سایت مهندس درویش ببينيد



[1] -ناگفته نماند درجند سال اخير كه همكاري و تعامل بيشتري بين سازمانهاي اجرايي و موسسات تحقيقاتي و دانشگاهها بوجود آمده است وضعيت بهتري بوجود آمده است

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 9:28  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز- اندر حكايت هم انديشي وبلاگ نويسان زبست محيطي

بالاخره هم انديشي وبلاگ نويسان زيست محيطي ديروز عصر در تالار مركز صلح و محيط زيست برگزار شد هر چند برغم قول و قرار قبلي كه هدف از اين نشست آشنايي حقيقي وبلاگ نويسان با يكديگر اعلام شده بود ولي بنده بجز چندنفري كه پشت تريبون رفتند با كس ديگري آشنا نشدم. خلاصه اي از گزارش اين نشست را در زير بخوانيد:

اولين سخنران سیدمحمد مجابی بود كه يكي دو بار هم اعلام كرد چون خجالتي هست!!!! زياد صحبت نمي كند. تازه فهميدم كه طفلكي چرا اينقدر نسبت به سالهاي قبل لاغر و آب كشيده شده است آخه نه اينكه ايشان سالها در سمت هاي مديريتي بوده و جلسات زيادي هم داشته در هر جلسه هم از خجالت قدري آب شده تا امروز كه چندين كيلو لاغر شده است. ایشان کوچکترین وبلاگ نویس زیست محیطی که دختر خودشان بود معرفی کردند ولی مسن ترین وبلاگ نویس را معرفی نکردند شاید هم شانس با من یا خانم دکتر ابتکار بود که مسن ترین را معرفی نکرد هرچند بعید می دانم از بین خانم ها کسی خود را معرفی می کرد ولی به احتمال زیاد من مسن ترین بودم (شجاعت مرا می بینید) به هرحال دستش درد نكند كه تمهيدات لازم را براي برگزاري اين نشست فراهم كرده بود.

دومين سخنران خانم فولادزاده مدير روابط عمومي پرشين بلاگ بود كه گزارشي از وبلاگهاي زيست محيطي در  دنيا و محيط پرشين بلاگ داد. اين خانم را هم چون زودتر از نوبتش براي سخنراني صدا كردند حضار را به ذكر صلوات دعوت كرد تا اعتماد به نفسش سر جا بيايد و صدايش نلرزد البته ايشان قدري شكسته نفسي كردند به هرحال گزارش خوبي با عدد و رقم از وبلاگ نويس ها ارايه كردند.

سومين سخنران همكار خوبم مهندس درویش بود . اگر تعريف بنده را از سخنراني ايشان به حساب دوستي ما نگذاريد حقيقتا سخنراني جذابي بود مهندس درويش قلم خوبي دارد و در طول اين چند سال در سخنراني هم حرفه اي شده است و لذا لحن سخنرانيش هم گيرا بود تنها عيبي كه دارد رشد قطري ايشان است كه عنقريب قطر و طولش برابر شود هرقدر هم براي كوچك كردن شكمش تذكر مي دهم بگوشش نمي رود و آنرا بحساب كم كاري تيروئيدش مي گذارد. به هرحال آينده درخشاني را براي اين عزيز در حوزه محيط زيست پيش بيني و آرزو مي كنم  البته اگر به توصيه هاي من گوش كند!

و بالاخره آخرين سخنران خانم دكتر ابتکار  بود كه مجري با آب و تاب بيشتري ايشان را معرفي كرد هر چند خانم ابتكار در سخنرانيش در رابطه با محيط زيست ابتكاري به خرج نداد تنها ابتكارش اجراي ديالوگي مربوط به يكي از پست هاي سال گذشته اش بود. به هرحال حضور اين چهره شناخته شده سياسي و زيست محيطي در اينگونه مجامع آنهم در زمانه اي كه بسياري از رجال سياسي كشور بهاي كمتري به منابع طبيعي و محيط زيست مي دهند غنيمت است.

و اما بشنويد از صاحبان وبلاگهاي برتر كه براي چند لحظه اي پشت ميكروفون قرار مي گرفتند.

محسن اديب مدير سایت کویرهای ایران (كه بنده پيشنهاد مي كنم بهتر است بجاي كلمه كوير از لفظ بيابان استفاده كند) كه بالاترين نمره را هم كسب كرده است به پشت ميكروفون فراخوانده شد. اين طفلكي هم كه در مقابل جمعيت قرار  گرفت مثل اينكه قدري هول شد. ناگفته نماند سخنراني در مقابل جمعيت براي كساني كه تجربه كمتري هم دارند (بجز آخوندها) بسيار سخت است. يادم نمي رود اولين باري كه چندين سال پيش سر كلاس دانشجويان رفتم با همين مشكل مواجه شدم و سعي داشتم مطالب را پشت به دانشجويان و روي تخته بنويسم تا كمتر چشم دانشجويان به من خيره شود و خلاصه وقتي كه از كلاس بيرون آمدم ديدم نصف جزوه درسي كه براي يك ترم تهيه كرده بودم در همين 2 ساعت اول گفته ام. بهرحال آقاي مهندس اديب سايت خوبي را مديريت مي كنند و مطالب و عكسهاي جذاب و ديدني فراواني از بيابانهاي ايران در اين سايت ديده مي شود.

دومين وبلاگ نويس برنده مدير وبلاگ آتش نوشت بود. متاسفانه بنده با وبلاگ ايشان آشنايي نداشتم از امروز سعي مي كنم مطالب اين وبلاگ را هم ببينم .ايشان پشت تريبون صريحا اعلام كردند كه با چنين نشستي مخالف بوده اند و حضورش در اين جمع صرفا كنكاش خبرنگاري است چون ايشان خبرنگار است. اميدوارم اين جايزه سبيلش را چرب كند و با اينگونه نشست ها توافق كند. راستي ايشان سبيل نداشت!

سومين وبلاگ نويس برنده خانم مژگان جمشيدي  بود كه البته مجري مراسم هم براي ايشان مايه بيشتري گذاشت و سهام عدالت را بين برندگان بخوبي تقسيم نكرد! هر چند ايشان نياز به تعريف ندارد چرا كه عطر آنست كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد. بهرحال توفيقي دست داد كه در آخر جلسه همزمان با ترك سالن با هم سلام و عليكي داشته باشيم و  اين وبلاگ نويس زيست محيطي را كه معمولا هفته اي چندبار به وبلاگش رجوع مي كنم از نزديك ببينم. برخلاف مطالب تند و تيز و نيشدارش، چهره معصوم و دوست داشتني دارد بنده قصد داشتم پس از تر كردن گلويي در بيرون سالن صحبت بيشتري با ايشان داشته باشم و به ايشان بگويم تا كنون مطلبي دال بر تعريف از كارهاي شهرداري و متوليان منابع طبيعي و محيط زيست در بين مطالبش نديده ام چقدر خوبست كه لااقل براي يكبار هم از كارهاي خوبي كه اينها انجام داده اند بنويسد تا اين توهم ايجاد نشود كه ايشان همه چيز را منفي مي بيند. از بد حادثه مهندس درويش بايد به فرودگاه مي رفت و ديرش مي شد لذا با عجله سالن را ترك كرديم و فرصت خداحافظي هم با ایشان میسر نشد. از نكات جالب توجه صحبت هاي ايشان داستان وبلاگ نويس شدنش بود كه در شيراز اتفاق افتاده است و برای نیتی دیگر از حافظ مدد گرفته بوده که این نیت به راه اندازی وبلاگ منجر شده بود. البته از نیتش چیزی نگفت. بهر حال براي مژگان جمشیدی عزيز آرزوي توفيق بيشتر دارم.

چهارمين برنده آقاي مهندس درويش بود كه قبلا سخنراني كرده بود و برنده پنجم هم آقاي مهندس مجابي بود كه ايشان به تقليد از مهران مديري گفت : آقا اشتباه شده من اشتباهي هستم و برنده نبودم كه اين مطلب هم خنده اي را برلبها نشاند.

آخرين فردي كه پشت ميكروفون رفت آقاي محرابي و يا همان فرزند ايران (مجري مسابقه وبلاگها)بود كه ايشان هم مثل من رشد طولي زيادي داشته و تقريبا يك متر بالاتر از ميكروفون قرار گرفته بود. ايشان هم برندگان را براي گرفتن جايزه فرا حواند البته ایکاش عبداللطیف می بود و می دید که این محرابی(فرزند ایران) همان دولتشاهی(همنهاد) و دولتشاهی همان وحید نوروزی نیست و هر سه یک نفر نیستند بلکه سه نفرند و سه تا وبلاگ راه اندازی کرده اند و به ایشان بد و بیره نمی گویند.  پس از اتمام جلسه هم افراد براي پذيرايي مختصري به خارج سالن هدايت شدند و به اين ترتيب جلسه هم انديشي به پايان رسيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:3  توسط محمد خسروشاهي  | 

روز از نو روزی از نو

براي خيلي از افرادي مثل من امروز(17/1/87) روز اول كاري محسوب مي شود. بنده به روال سالهاي گذشته تعطيلات را در نيشابور و دوسه روزي در مشهد سپري كردم. هرچند گرمي و خشكي هوا عليرغم برف سنگين زمستاني سبب نگراني مردم اين ديار شده بود اما باران روز 15 فروردين و متعاقب آن  سرد شدن هوا اميدهايي را براي بهتر شدن وضعيت جوي آينده در دل مردم ايجاد كرد. به هر حال اگر وضعيت بهمين منوال باشد سال خشكي در پيش رو خواهيم داشت(نگاه کنید به مقایسه آمار بارندگی سال جاری با سالهای قبل-جدول زیر). نمي دانم اينهم از كم شانسي ما هست يا از ندانم كاري و يا... چرا كه وقتي باران مي آيد سيلابهاي خسارت بار داريم و براي جبران خسارات آن بسيج مي شويم و زماني كه باران نمي آيد خسكي و خشكسالي براين ديار غلبه مي كند. به هر حال امروز هم تا ظهر به مراسمي كه براي ديد و بازديد همكاران و سخنراني رئيس موسسه در جمع همكاران تدارك ديده شده بود، گذشت. انشااله كه از فردا كار ها طبق روال معمول از سر گرفته شود

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 13:14  توسط محمد خسروشاهي  | 

سال نو بر شما مبارک باد

فرصت را غنيمت شمرده پيشاپيش ورود سال جديد را به شما دوستان عزيز، تبريك و تهنيت عرض نموده و آرزو دارم سال پيش رو، سالي پربركت، پرموفقيت و همراه با بهروزي، صفا و صميميت باشد.

 

هرچند سالي كه گذشت براي منابع طبيعي و محيط زيست كشور سال خوبي نبود ولي در آستانه سال جديد لازم مي دانم به دو نكته زير اشاره كنم

۱- گياهان يكي از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمار مي روند. هر انسان از مشاهده طبيعت سرسبز جنگلها و مراتع لذت مي برد و با ديدن گل هاي زيباي طبيعي با رنگ هاي دلفريب كه از دل خاك سر بر آوده است به عظمت و رحمت خالق سبحان پي مي برد و شكر نعمتهاي بيكرانش را بجا مي آورد. يادتان باشد كه در روز طبيعت (سيزده بدر) نيز مواظب اين گلها و گياهان زيبا باشيم

۲- اكنون كه تا حدودي تب انتخابات فروكش كرده است و در آينده نزديك نيز نمايندگان محترم مجلس جديد به صندلي هاي سبز تكيه خواهند زد بيش از پيش به اهميت و نقش منابع طبيعي كشور كه از آن بعنوان بستر حيات ياد مي شود پي ببرند و در كنار جار و جنجالهاي سياسي اصل 45 و 50 قانون اساسي كشور را نيز مد نظر داشته و آن را چند بار مرور كنند.

                                        تعطیلات خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 11:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز-- اندر حکایت پدیده جهان گرمایی

در حال حاضر بحث جهان گرمايي از جمله بحث هاي پر سر و صداي روز شده است و در بين وبلاگ نويسان فارسي زبان هم دوست خوبم آقاي مهندس درویش بيش از هر وبلاگ نويس ديگر در جهت تنوير افكار عام و خاص مطلب نوشته و مي نويسد، اما اگر بپذيريم كه كره زمين در حال گرم شدن است اين اتفاق بايد در جاي جاي اين كره مسكوني رخ بدهد در حالي كه مي بينيم در برخي از نقاط هوا سردتر و يا مطلوب تر شده است (اين مطلب مهندس درويش را نيز بخوانيد). بحثم بر سر اين نيست پديده اي را كه عالمان علم مربوطه در جهان پذيرفته اند مخدوش كنم هرچند برخي از اقليم شناسان وطني يا خارجي نيز در اين باره حرف و حديث هايي دارند و معتقدند كه اين پديده را نمي توان تغيير اقليم گفت بلكه بهتر است آن را نوسانات اقليمي( Climate variation ) نام نهاد. چرا كه تغيير اقليم در طول دوران زمين شناسي اتفاق افتاده است و تاريخ شاهد دوره هاي سرد و گرم بسياري بوده است اما اكنون اين نوساانات اقليمي است كه در داخل يك دوره اقليمي تغيير يافته قبلي (بين يخچالي) اتفاق مي افتد.  به هر حال  اثبات وقوع پديده تغيير اقليم ( Climate Change ) در سطح جهان به سهولت امكان پذير نيست و نيازمند بررسی های جامع و طولانی مدت بر آمارهايی از پارامترهای جوی است ، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمين و افزايش غلظت گاز co2 تقريباً قطعی شده است. بايد اضافه كرد كه افزايش ميزان گاز كربنيك و يا گرم شدن زمين فقط با خشكي و خشكسالي همراه نيست  بطور مثال با دو برابر شدن co2  ، ميزان بارندگی افزايش می يابد ولی افزايش بارندگی در نقاط مختلف يكسان نيست . در مناطقی با عرض جغرافيايی زياد ميزان بارندگی و رواناب افزايش می يابد ولی در مناطق با عرض جغرافيايی كم بارندگی بسته به منطقه افزايش يا كاهش نشان می دهد بنا براين پديده‌ی گرم شدن كره‌ی زمين، بيشتر شدن خشكسالي و سيل را در پي خواهد داشت. در همين زمينه نتايج اوليه بدست آمده از طرح ملي " بررسي علل افزايش سيل در ايران" كه يكي از زيرطرحهاي آن در يك ناحيه اقليمي نيمه خشك (حوضه سد كارده استان خراسان رضوي) در حال اجراست نيز نشان مي دهد كه دماي هوا در اين ناحيه نیز گرمتر شده است. به استناد آمار 30 ساله ايستگاه معرف اين ناحيه (ايستگاه هواشناسي مارشك با مشخصات زير)

طول جغرافيايي

عرض جغرافيايي

درجه

دقيقه

ثانيه

درجه

دقيقه

ثانيه

59

32

53

36

49

5

 در طول سه دهه مورد بررسي( 51-50 13تا 80- 1379) دماي متوسط سالانه در دهه سوم نسبت به دهه اول 3.2 درجه سانتيگراد گرمتر شده است (نمودار شماره 1). اين در حالي است كه در همين دوره ‌ ايام‌ يخبندان‌ دهه سوم نسبت به دهه اول 33 روز كمتر شده است به عبارت ديگر ايام‌ يخبندان‌ دهه سوم نسبت به دهه اول 23 درصد كاهش يافته است (نمودار شماره2).

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:31  توسط محمد خسروشاهي  | 

روز جهانی حرکت وبلاگها (برای محیط زیست)

بنا به دعوت دوستي نا آشنا كه چند روز پيش از طريق مهندس درویش براي پيوستن به رستاخیز سبز رنگ دعوت شده بودم ( البته نه من كه كليه وبلاگستان هاي زيست محيطي فرا خوانده شده بودند) فرصتي دست داد كه بنده هم به سهم خود مشاركت ناچيزي در اين حركت نمادين و خوب زيست محيطي داشته باشم.

در زمانه حاضر بحث منابع طبيعي و محيط زيست از جمله مسائلي است كه در بسياري از محافل علمي جهان و رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري به وفور ديده و شنيده مي شود. در اكثر موارد هشدارهايي جدي در مورد تخريب منابع طبيعي و محيط زيست و به خطر افتادن قابليت سكونت كره زمين به ساكنين و بويژه سياستگذاران و مسئولين مربوطه داده مي شود. پژوهشهايي كه در دهه هشتاد صورت گرفت و تغييرات عظيمي كه در شرايط طبيعي كره زمين به وقوع پيوست بيانگر آن بود كه كره زمين در حال گرم شدن است و جنگل هاي آن در حال نابودي اند. لاية ازن كه كره زمين را از گزند اثرات زيانبار اشعه ماوراي بنفش خورشيد محفوظ مي دارد روز بروز نازكتر مي شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزايش مي دهد. قدرت توليد مواد غذايي در سطح جهان به علت فرسايش خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب در حال كاهش است و بيم آن مي رود كه تا چند سال ديگر جهان با كمبود مواد غذايي روبرو شود. بسياري از شهرهاي جهان با كم آبي شديد دست به گريبانند و يا هوايي فوق العاده آلوده دارند، هوايي پر از اكسيد كربن و تركيبات سرب و گوگرد كه همگي براي سلامتي انسان مضرند. اگر چه عامل اصلي  ايجاد آنها كشورهاي صنعتي بشمار مي روند اما  اين پديده اثرات سويي بر زندگي كل بشر خواهد داشت. تاسف بارتر اينكه هر سال تقريباً 17 ميليون هكتار از جنگل هاي جهان كه بعنوان ريه هاي زمين نام گرفته اند يعني منطقه اي برابر مساحت كشور اطريش از بين مي روند در حاليكه اين جنگل ها سهم قابل توجهي در توليد اكسيژن و پالايش هوا دارند.

مطالعات نشان مي دهد كه اگر تا سال 2050 ميلادي، درجه حرارت كره زمين 3 درجه سانتيگراد افزايش يابد سطح درياها تا يك متر بالا خواهد آمد و تا پايان قرن آينده به دو متر خواهد رسيد. در آن صورت بسياري از شهرهاي ساحلي و  حتي بعضي از كشورها به زير آب خواهند رفت براي مثال يك متر افزايش آب دريا سبب بي خانماني 15 ميليون نفر از مردم بنگلادش مي شود و با افزايش دو متر آب، فرهنگ دو هزار ساله جزاير مالديو در اقيانوس هند از بين خواهد رفت به اين ترتيب مي توان گفت تا زماني كه انسان در عرصه گيتي زندگي مي كند و پيش از آنكه يك رويداد فلكي طومار زندگي او را در هم پيچيد، بايد بياموزد كه چگونه زندگي كند و به چه نحو از مواهب طبيعي برخوردار گردد. چه محدودیتها و مشکلات تهیه امكانات زندگي، اين جمعيت را بسويي كشانده است كه نتيجه آن با پيشروي به سوي عرصه هاي اكولوژيكي طبيعي و دست نخورده و يا در جهت تبديل زمين هاي مرغوب كشاورزي به محدوده شهرها و  امثال آن مي باشد. در اين راستا اراضي جنگلي و مرتعي شيب دار به زراعت هاي ديم بي حاصل تبديل شده ، حرارت بيابانها و داغي شنزارها اراضي همجوار خود را درهم نورديده و همه و همه حلقه محاصره بر انسان را لحظه به لحظه تنگ تر كرده و نهايتا موجب افزايش بهره برداری بيش از پيش انسان از منابع طبيعي شده است و اين مسئله پيامدي جز كاهش ذخاير منابع طبيعي در داخل و خارج از زمين را به دنبال ندارد. به اين صورت همواره سطح آبهاي زيرزميني پايين تر رفته، محيط زيست اعم از زمين، هوا و آب آلوده تر شده و بروز وقايع ناهنجاري از قبيل بروز سيلابها و شتشوي حجم عظيمي از خاك هاي حاصلخيز كشاروزي فزوني يافته است. در ادامه اين داستان غم انگيز برداشت انسان از طبيعت بيش از پتانسيل آن و بدون رعايت هيچگونه اصول منطقي و علمي صورت مي پذيرد و به هر طرف كه بنگريم برآيند همزيستي انسان و طبيعت چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد. روند رو به افزايش سيل در كشور به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است و اگر امروز با‌ آن برخورد صحيح و مسئولانه صورت نگيرد در آينده ممكن است خطراتي ايجاد كند كه جلوگيري از آنها امكان پذير نبوده و يا با هزينه اي سنگين و مشكلات فراوان انجام پذيرد. اكنون سخن گفتن از منابع طبيعي تجديد شونده بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، ضرورتي اجتماعي و انساني كه نمي تواند تنها به بحث‌هاي خصوصي كارشناسي بسنده نمايد بلكه بايد در جهت تنوير افكار عمومي و افزايش معرفت اجتماعي در زمينه منابع طبيعي گامهاي اساسي برداشت و منابع طبيعي را به جامعه اعم از مردم عادي، مسئولان و سياست گذاران و مراكز تصميم گيرنده كشور معرفي نمود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 8:13  توسط محمد خسروشاهي  | 

(پرانتز باز ) سخنراني بوش در اجلاس تغييرات آب و هوا خشم منتقدان را برانگيخت

(استار تريبيون) : سازمان ملل مي‌گويد زمين بيمار اورژانسي است بوش مي‌گويد 2 قرص آسپرين به او بدهيد!

 

رييس‌جمهوري امريكا با ادعاي رهبري جهان در زمينه پديده تغييرات جوي زمين در سخنراني كه با حضور 16 كشور صنعتي مهم جهان انجام داد، در حالي كه هيچ خط مشي اساسي و جدي پيشنهاد نداد با رد كنترلهاي الزام‌آور بر روي انتشارات گازهاي گلخانه‌اي خشم منتقدان را برانگيخت.

ادامه را در  سایت خبرگزاری ایسنا بخوانید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 9:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

گرم شدن زمين با باد گلوي گوزن ها

چه می کند این تحقیقات!!!! خدا کند که راه حل مبارزه با گرم شدن زمین را شکار این حیوانات اعلام نکنند

 به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران از بلژيک، طريقه گوارش در گوزن‌ها برطبق يافته‌هاي محققان نروژي سهم بالايي را در گرم شدن زمين دارد. بنابراين گزارش؛ باد گلوي هرگوزن به طور متوسط ساليانه ??? کيلوگرم گاز گلخانه‌اي متان را وارد هوا مي‌کند که اين مقدار گاز متان در طي يکسال معادل ?/? تن گاز خطرناک CO? است.
گفتني است؛ ?/? تن گاز CO? را مي‌توان با مقدار گازي که يک هواپيما در يک پرواز رفت و برگشت از اسلو به سانتيگو در هوا آزاد مي‌کند برابر دانست.
بر طبق تحقيقات اين دانشمندان، هر ??? هزار گوزن در جنگل‌هاي نروژ حدود ??? هزار تن گاز CO? را ساليانه وارد هواي اين کشور مي‌کند.

منبع سایت باشگاه خبرنگاران جوان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

به مناسبت سی امین سالگرد درگذشت معلم شهید دکتر علی شریعتی

 چه زيباست دعاي معلم شهيد دكتر علي شريعتي و امروز سخت نيازمند اين دعاييم.  

ای‌ خداوند! به‌ علمای‌ ما مسئوليت،

و به‌ عوام‌ ما علم‌، و به‌ مؤمنان‌ ما روشنايی،

و به‌ روشنفكران‌ ما ايمان،‌ و به‌ متعصبين‌ ما فهم،

و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب،‌ و به‌ زنان‌ ما شعور، و به‌ مردان‌ ما شرف‌،

و به‌ پيروان‌ ما آگاهی‌، و به‌ جوانان‌ ما اصالت،

و به‌ اساتيد ما عقيده،‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده،

و به‌ خفتگان‌ ما بيداری‌، و به‌ دينداران‌ ما دين،

و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد، و به‌ هنرمندان‌ ما درد، و به‌ شاعران‌ ما شعور،

و به‌ محققان‌ ما هدف،‌ و به‌ نوميدان‌ ما اميد، و به‌ ضعيفان‌ ما نيرو،

و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخی، و به‌ نشستگان‌ ما قيام،

و به‌ راكدان‌ ما تكان،‌ و به‌ مردگان‌ ما حيات،‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه،

و به‌ خاموشان‌ ما فرياد، و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌،

و به‌ شيعيان‌ ما علی،‌ و به‌ فرقه‌های ما وحدت،

و به‌ حسودان‌ ما شفا، و به‌ خودبينان‌ ما انصاف،

و به‌ فحاشان‌ ما ادب،‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر، و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی،

و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم، و استعداد فداكاری،‌ و شايستگی نجات‌ و عزت‌ ببخش!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز-- به بهانه روز محیط زیست

مطلبی خواندنی در وبلاگ دیده بان محیط زیست

امروز ۵ ژوئن ، مصادف است با روز جهانی محیط زیست ، روزی که اکنون ۳۵ سال است از نامگذاری آن  توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد می گذرد .هر ساله در بسیاری از کشورها ، مردم و گروههای زیست محیطی و دولت ها این روز را جشن می گیرند و سعی می کنند تا با برگزاری برنامه های نمادین ضرورت حفظ محیط زیست و حفظ زمین را به هم یاد آوری کنند .

اما خرداد هر سال برای ما ایرانیان همواره 3 مناسبت بزرگ زیست محیطی را به همراه دارد ، روز جهانی تنوع زیستی ( اول خرداد ) ، روز جهانی محیط زیست (۱۵ خرداد) و روز جهانی مقابله با بیانزایی(۲۷ خرداد ، ۱۷ ژوئن ) . روزهایی که  به ما یادآوری می کنند زمین و محیط زیست ما در خطر نابودی و از بین رفتن است . و بهترین گواه این مدعا چیزی نیست جز هوایی که در کلانشهرها استنشاق می کنیم ، بیابان هایی که روز به روز پیشروی می کنند ، منابع آبی که هر روز از میزان آن کاسته شده و ذخایر ژنتیکی که در حال انقراض و نابودی هستند و ...

ادامه مطلب

 

مسئول بی مسئولیت کیست؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 13:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

نامه تشکل های منابع طبیعی به وزیر جهاد کشاورزی برای بر کناری دو تن از مدیران ارشد سازمان جنگلها و مر

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 12:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

سال نو را بر شما مبارکباد

اگرچه هنوز در واپسين روزهاي سال كهنه اي هستيم ، كه انگار همين ديروز آن را نو ناميديم، با اين حال فرصت را غنيمت را شمرده و پيشاپيش ورود سال جديد را به شما دوستان عزيز، تبريك و تهنيت عرض نموده و آرزو دارم سال پيش رو، سالي پربركت، پرموفقيت و همراه با بهروزي، صفا و صميميت باشد.

(تا تعطيلات بعد از عيد شما را به خدای بزرگ می سپارم)

 

 

تقاضای همنهاد برای مشارکت در انتخاب بهترين و بدترين وبلاگ زيست‌محيطي سال 1385!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:30  توسط محمد خسروشاهي  | 

(پرانتز باز) - مغايرتهاي زمان ما

ما امروزه خانه هاي بزرگتر داريم اما خانواده هاي کوچکتر ؛ راحتي بيشتر اما زمان کمتر ،

مدارک تحصيلي بالاتر اما درک عمومي پايين تر ؛ آگاهي بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر ،

درآمدهاي بالاتر اما اصول اخلاقي پايين تر،

متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهاي بيشتر اما سلامتي کمتر،

ساختمانهاي بلندتر اما طبع کوتاه تر، بزرگراه هاي پهن تر اما ديدگاه هاي باريکتر،

فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذاي بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايي اما خانواده هاي از هم پاشيده،

بدون ملاحظه ايام را ميگذرانيم، خيلي کم ميخنديم، خيلي تند رانندگي ميکنيم، خيلي زود عصباني ميشويم، تا ديروقت بيدار ميمانيم، خيلي خسته از خواب برميخيزيم، خيلي کم مطالعه ميکنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه ميکنيم و بندرت دعا ميکنيم،

چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلي زياد صحبت ميکنيم، به اندازه کافي دوست نميداريم و خيلي زياد دروغ ميگوييم،

زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي کردن را؛ تنها به زندگي سالهاي عمر را افزوده ايم و نه زندگي را به سالهاي عمرمان،

بيشتر خرج ميکنيم اما کمتر داريم، بيشتر ميخريم اما کمتر لذت ميبريم،

تا كره ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم براي ملاقات همسايه جديدمان از يک سوي خيابان به آن سو برويم،فضاي بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را،

بيشتر مينويسيم اما کمتر ياد ميگيريم، بيشتر برنامه ميريزيم اما کمتر به انجام ميرسانيم،

عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن را،

کامپيوترهاي بيشتري ميسازيم تا اطلاعات بيشتري نگهداري کنيم، تا رونوشت هاي بيشتري توليد کنيم، اما ارتباطات کمتري داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتري داريم،

اکنون زمان غذاهاي آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت هاي پست، سودهاي کلان اما روابط سطحي،

بدين دليل است که پيشنهاد ميکنم از امروز شما هيچ چيز را براي موقعيتهاي خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگي يک موقعيت خاص است.

در جستجوي دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهي به نيازهايتان داشته باشيد.

زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذاي مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايي را که دوست داريد ببينيد.

زندگي فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره اي ازلحظه هاي لذتبخش است،

از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را براي روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد.

عباراتي مانند ”يکي از اين روزها“ و ”روزي“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه اي را که قصد داشتيد ”يکي از اين روزها“ بنويسيد همين امروز بنويسيد. ”يکي از اين روزها“ ممکن است شما اينجا نباشيد که آنرا بنويسيد!

 بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزي را که ميتواند به خنده و شادي شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد.

هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن ميتواند آخرين لحظه باشد.


 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 13:38  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز (بسيج عمومي در حمايت از البرز!

ساعاتي پيش، خبرگزاری ایسنا با انتخاب اين عنوان: « نگذاريد شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار البرز باشيم» نسبت به انعكاس نامه‌ي 144 تن از فعالان محيط زيست و منابع طبيعي كشور به رئيس جمهور اقدام كرد و تقريباً تمامي نامه به همراه تصوير امضا‌ها را منتشر ساخت.

ادامه مطلب را در وبلاگ مهار بیابان زایی  از نوشته مهندس درویش بخوانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 8:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز - باغ گیاهشناسی نوشهر را دریابید

برخي از مديران محلي شهرستان نوشهر به بهانه توسعه‌ي این بندر درصدد تخريب باغ گیاهشناسی این شهرستان برآمده‌اند، بقیه ماجراي غم انگيز را  از نوشته مهندس درویش بخوانيد

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 8:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

مدیریت و تکنیک های مهار بیابان زایی (مطالعه موردی: کشور چین)

1-4 انتقال آب به مناطق بیابانی برای کشت و کار و احیاء زمین:

وجود منابع آب زیر زمینی و روی زمینی از جمله رودخانه زرد چین که از استان گانزو می گذرد امکان خوبی را برای استفاده از این منابع در امر کشاورزی در بیابان فراهم کرده است.  مدیریت و هوشمندی چینی ها در بکارگیری و استفاده بهینه از این منابع بویژه در مناطق بیابانی قابل توجه است.

پروژه انحراف آب زانگ پو   Zhongpu Zhuanglang River Canal : يكي از پروژه هاي بزرگ دیگری كه براي آبياري و عمران اراضي در مناطق دشتي اطراف شهر لانجو (Lanzhou) طراحي و به مورد اجرا گذاشته شده است، پروژه كانال انحراف آب از رودخانه زوهانگ لانگ است كه دو شاخه دارد و طول يكي از آنها به 83 كيلومتر مي رسد. اين طرح عظيم كه در سطح ملي و بين المللي داراي اعتبار زيادي است طولاني ترين كانال زيرزميني در آسيا به حساب مي آيد. حدود 75 كيلومتر از كانال فوق با استفاده از لوله اي به قطر 2.7 متر و در عمق 404 متري از ميان كوههاي بسيار بزرگ عبور مي نمايد. اين كانال در بعضي از مناطق كه از زير كوه خارج مي شود بوسيله كانال هاي هوايي آب را به مناطق پايين دست هدايت مي كند. اولين قسمت كاتال 107 متر از سطح زمين فاصله دارد و دومين قسمت كه طول آن 2195 متر است بوسيله 76 پايه در ارتفاع 43 متري سطح زمين قرار دارد و دبي عبوري در اين قسمت 18 متر مكعب بر ثانيه است(تصویر شماره 3 ). دبي ورودي به كانال اصلي 33 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. سطح اراضي آبياري براي اولين كانال 300.000 مو و براي دومين كانال 500.000 مو است. محل اراضي زراعي تقريبا در فاصله 60 كيلومتري شهر لانجو(مركز استان گانسو) قرار دارد و 3 كانتي با جمعيتي حدود 220000 نفر در اين منطقه ساكن هستند. كشاورزي در اين منطقه قبلا بصورت ديم بوده است.

 

قسمتی از کانال هوایی انتقال اب از رودخانه زوهانگ لانگ به اراضی اطراف شهر لانجو 

پروژه انتقال آب از رودخانه زرد به منطقه Jingtai: یکی از پروژه های عظیم انتقال آب از رودخانه زرد که به نوعی در کنترل بیابان زایی نیز تاثیر بسزایی داشته است مربوط به منطقه Jingtai است(تصویر شماره 4 ). در بخش اول پروژه که در سال 1969 شروع شده انتقال آب از رودخانه زرد برای کشاورزی در منطقه مذکور که یک منطقه بیابانی بوده و طوفانهای شن مزاحمت هایی را برای مردم در بر داشته صورت گرفته است. ارتفاع پمپاژ آب 472 متر با دبی 10.6 متر مکعب بر ثانیه و سطح زیر کشت آبی بالغ بر 300000 مو (هر مو تقريبا 0.67 هكتار است) است. در بخش دوم پروژه که در سال  1989 شروع شده ارتفاع پمپاژ آب 602 متر با دبی 18 متر مکب بر ثانیه و سطحی معادل 200000 مو تحت کشت قرار گرفته است. با انتقال آب و رواج کشاورزی آبی در این منطقه ضمن اینکه 300000 نفر از آن بهره مند می شوند طوفانهای گرد وخاک تا 50% کاهش یافته و درآمد مردم که در گذشته نامطلوب بوده است بطور چشمگیری افزایش یافته است. بنا به اظهار کارشناسان چینی کل اراضی محدوده شهر Jingtai قبلا بیابانی همرا با طوفانهای گرد و خاک بوده که اکنون بر اثر کشت آبی این اراضی، طوفانهای مذکور بنحو چشمگیری کاهش یافته است. لازم بیادآوری است مازاد آب، از همین محل به منطقه بیابانی دیگری بنام مین چین (Minqin) در فاصله 245 کیلومتری منتقل می شود که سطحی معادل 150000 مو را آبیاری می کند.

  محل پمپاژ آب از رودخانه زرد برای انتقال به منطقه Jingtai

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 8:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

(پرانتز باز ) راستی چرا چنین است؟ -2-

چرا انتقاد پذير نيستيم و فكر مي كنيم كسي كه عيب ما را به ما بگويد بدخواه ما است؟

چرا بجای تلاش براي ارتقاء شايستگي خودمان، سعي مي كنيم افراد شايسته را خراب كنيم؟

هنگامي كه مي بينيم درب خودرو كسي باز است، هر طور شده سعي مي كنيم با اشاره و بوق زدن به او بفهمانيم كه درب خودرويش باز است. اما سر چهار راهي كه چراغ راهنمائيش چشمك زن است فرصت رفتن به كسي را نمي دهيم.

ساعتها در صف دريافت دو پاكت شيرسوبسيدي مي ايستيم، آنهم با تفاوت قيمتي نا چيز با شير آزاد، ولي تحمل يك ثانيه دير حركت كردن راننده جلويمان را پشت چراغ راهنمايي نداريم.

در ايران فارغ التحصيلان مديريت و علوم سياسي غالبا” بيكارند، اما در عوض سياستمداران و مديران كشور همه پزشك، مهندس، يا بنحوي كارشناسان رشته هاي ديگرند.

در غرب هنگامي كه دبستان ها تعطيل ميشوند دانش آموزان ناراحت مي شوند، اما در ايران دانش آموزان از شادي كيف هايشان را به هوا پرت مي كنند.

•چرا برآيند كار دو نفر هميشه كمتر از دو است.

•چرا جراهان ايران برخلاف تعرفه هاي رسمي مبلغ كلاني از بيمار جداگانه دريافت مي كنند؟

با وجود اينكه مي دانيم اغلب برندگان جوايز المپياد هاي علمي ما سر از خارج در مي آورند ولي كاري نمي كنيم و همچنان به برنده شدن افتخار مي كنيم.

چرا يك ايراني در كانادا يا آمريكا به سرعت پيشرفت مي كند، ولي غالبا هموطنان او در ايران در حال درجا زدن هستند؟

در ايران به مجردي كه برف سنگینی مي آيد مدارس تعطيل مي شود، حتما” در كانادا، روسيه و كشور سوئد مدارس بيشتر سال تعطيل است!

چرا اغلب خانم ها ي ايراني اضافه وزن دارند، ولي در مهماني ها تظاهر به رژيم لاغري مي كنند؟

در غرب دختران جوان آرايش نمي كنند و آرايش خاص پير زنها است، ولي در ايران عكس اين كار جريان دارد.

در غرب كارمندان بعد از بازنشستگي به گشت و گذار مي پردازند، ولي در ايران اغلب آنها گوشه نشين و افسرده مي شوند.

چرا عده اي  جنس ارزان و با كيفيت پايين را به جنس گران و با كيفيت بالا ترجيح مي دهند؟

چرا به هنگام مديريت در سازماني غالبا زور را به درايت ترجيح مي دهيم؟

چرا در غالب خانواده ها فرزندان بايد از والدين «حساب» ببرند، بجای اينكه به آنها احترام بگذارند؟

چرا فكر مي كنيم اگر كارمند جديد كار ما را ياد بگيرد ما از كار بيكار ميشويم؟

چرا صبر مي كنيم تا وسيله مورد استفاده مان خراب شود بعد به فكر رفع نقص آن مي افتيم.

چرا فكر ميكنيم با صدقه دادن، خود را در مقابل اقدامات نابخردانه مان بيمه مي كنيم.

•چرا فروشندگان ايراني به مرغ آب مي بندند، آيا جنبه بهداشتي دارد يا سود جويي؟

•آيا يك دامدار ايراني حاضراست گاوي را كه يك ميليون تومان مي ارزد و به علت بيماري جان داده معدوم نمايد و گوشت آنرا نفروشد؟

•چرا قصاب با همان دستي كه پول مي شمارد گوشت هم خرد مي كند؟

در زلزله 3/6 ريشتري بم 45000 نفر جان خود را از دست دادند و هزاران نفر زخمي و بي خانمان شدند ولي در زلزله كوبه ژاپن به قدرت 3/8 ريشتر تنها 5000 نفر جان باختند.

تعداد معتادان ايران به مواد مخدر از كشور توليد كننده مواد مخدر افغانستان بيشتر است.

در ايران موتور سوار و عابر پياده مختارند هر طور در معابر عمومي رفت و آمد كنند و اگر با آنها تصادف شود هميشه راننده خودرو مقصر است.

در ايران اغلب عابران پياده عبور از خيابان را به عبور از روي پل هوايي ترجيح مي دهد.

•چرا هنگامي كه تكه ناني را روي زمين مي بينيم آنرابرداشته و در جاي محترمي قرار مي دهيم ولي نانواها با پخت نان نا مرغوب هزاران تن آرد را بهدر مي دهند؟

چرا فكر مي كنيم ماليات پول زور است، ولي هنگامي كه خودرو ما به چاله هاي خيابان مي افتد به دولت ناسزا مي گوييم.

•چرا تنبيه برايمان راحت تر از تشويق است؟

چرا مديريت را با فرمانروائي و حكومت برابر ميدانيم؟

•چرا زرنگي را به شايستگي ترجيح مي دهيم؟

•چرا عدم موفقيت خود را در محيط كار غالبا” ناشي از بي عدالتي مديران ميدانيم و حاضر نيستيم كمي هم خود را مقصر بدانيم؟

چرا هنگامي كه مدير يا سرپرست مي شويم فكر مي كنيم بقيه بايد از ما «حساب» ببرند؟

•چرا غالبا” رابطه را به ضابطه ترجيح مي دهيم؟

 

 در اين نوشتار قصد توهين به كسي نيست مسلما بسياري از مردم شريف ما، از جمله جنابعالي، از اين نواقص بدور هستيد ولي بقول يكي از دوستان، انتقاد از خود شهامت مي خواهد. انتقاد سازنده هم سبب اصلاح رفتار و عملكرد اشتباه كساني خواهد شد كه خود را بي عيب و نقص مي دانند و اين تلنگري است براي آنها.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 11:48  توسط محمد خسروشاهي  | 

(پرانتز باز) راستي چرا چنين است؟ -1-

غربي ها به دانشگاه مي روند تا دانش بياموزند، ما ميرويم كه مدرك بگيريم.

غالبا” مهارت را به دانش ترجيح ميدهيم.

اغلب تخيل را به تفكر ترجيح مي دهيم؟

غربي ها اطلاعات متعارف خود را روي شبكه اينترت در دسترس عموم قرار مي دهند، ولي ما آنها را برداشته و از همكارمان پنهان ميكنيم.

بيشتر در گذشته بسر ميبريم تا جايي كه آينده را فراموش مي كنيم.

از دور انديشي و برنامه ريزي عاجزيم و غالبا” دچار روزمرگي و حل بحران هستيم.

بيشتر نواقص را مي بينيم، ولي در رفع نواقص ناتوانيم.

دايما” ديگران را نصيحت مي كنيم، ولي خودمان به آنها عمل نمي كنيم.

هنگاميكه به هدفمان نمي رسيم آنرا به حساب نصيب و قسمت يا سرنوشت و بد بياري مي گذاريم ولي هرگز به تجزيه و تحليل علل آن نمي پردازيم.

در هر شرايطي منافع شخصي را به منافع جمع ترجيح ميدهيم.

يك عمر از ترس نداري گدا زندگي مي كنيم.

تقريبا” پنجاه سال است كه تيراژ كتاب هاي غير درسي در ايران بين 2000 تا 3500باقيمانده است. راستي مگر جمعيت ايران در اين مدت ثابت بوده است؟

بخشي از فضاي منزل را به مبل و ميز نهار خوري اختصاص ميدهيم ولي روي زمين مي نشينيم و توي سفره غذا مي خوريم.

از غالب كردن اجناس قلابي و مواد فاسد به ديگران لذت مي بريم.

چرا غالبا” به دستور پزشك تمام دارويمان را مصرف نمي كنيم و به مجردي كه « احساس» بهبودي كرديم مصرف دارو را قطع مي كنيم؟

اگر پزشكي به ما داروي زياد ندهد يا اگر هيچ دارو ندهد، مي گوييم بي سواد است و ديگر به او مراجعه نمي كنيم.

دايما” از حاكميت انتقاد مي كنيم، ولي فراموش مي كنيم آنها هم مثل خود ما هستند و نمي پرسيم كه اگر به جاي آنها بوديم چكار مي توانستيم بكنيم.

چرا در ميهماني ظاهر سازي جاي واقعيت را مي گيرد؟

منافع زود گذر را به منافع پايداري كه ديرتر بدست آيد ترجيح مي دهيم.

در هر كاري اظهار فضل مي كنيم و از گفتن نمي دانم شرم داريم.

هنگامي كه پليس ما را جريمه مي كند او را نامرد خطاب مي كنيم، ولي رانندگان متخلف ديگر را ناسزا گفته و سراغ پليس را مي گیريم.

بسياري از مردم بهنگام گردش گري دوست دارند ميوه هاي روي درخت باغ هاي ديگران را بچينند، در حاليكه مقدار زيادي ميوه همراه خود دارند.

چرا به بدبيني بيش از خوش بيني تمايل داريم؟

چرا حجم غذا براي غالب ايراني ها مهم تر از كيفيت آن است؟

•چرا مرده ها يمان را بيش از زنده ها يمان احترام مي گذاريم.

•چرا هميشه اخرين تصميم را در دقيقه نود مي گيريم.

 

موضوعات (پرانتز باز) مربوط به مطالب غیر تخصصی مرتبط با موضوعات تخصصی این وبلاگ است و معمولا برای تنوع ذائقه و رفع خستگی خوانندگان خوب این وبلاگ نوشته می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 13:34  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز

به روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان رسيديم ضمن آروزي قبولي طاعات و عبادات شما عزيزان در پيشگاه خداوند متعال ، پيشاپيش عيد سعيد فطر را بشما تبريك مي گويم اميدوارم روحيه خداجويي اين ماه براي تمام ايام مستدام بماند. در اين رابطه پند لقمان حكيم به فرزندش را يادآوري مي كنم كه گفت:

هزار حكمت آموختم و از آن، چهار صد حكمت انتخاب كردم . از چهارصد، هشت تا را برگزيدم كه جامع كمالات است:

دو چيز را هميشه فراموش مكن

1-      خدا را

2-      مرگ را

 

و دو چيز را هميشه فراموش كن

1- به كسي خوبي كردي،

2- كسي به تو بدي كرد

 

و اما چهار تاي ديگر

- به محلي وارد شدي زبان نگهدار

- به سفره اي وارد شدي شكم نگهدار

- به خانه اي وارد شدي چشم نگهدار

- به نماز ايستادي دل نگهدار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 9:7  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز ( آزاد راه تهران- شمال)

 

آزاد راه تهران- شمال یا طرح بيابان زايي تهران – شمال

عمليات اجرايي آزاد راه تهران- شمال که از آن تاكنون به عنوان بزرگترين طرح راه سازي ايران نام برده شده ، رسماً در روز 19 آذر ماه 1375 هم زمان در دوقطعه کن و سولقان در تهران و مرزن آباد  آغاز شد . اکنون که نزديک به يک دهه از آغاز عمليات اجرايي آن مي گذرد اين طرح با چالش هاي بسياري مواجه بوده است که حاصل تضاد ديد گاه هاي اجرايي و عملي مجري و سرمايه گذار طرح با تصميات دولتي بوده است .  5 درصد پيشرفت فيزيکي طرح در اين يک دهه بازتاب همين تضاد ها بوده است . 

  اين  طرح  تاکنون متاثر از تصميمات سه رئيس جمهور  و هفت وزير راه  و ترابري بوده است  ( ترکان ، حجتي ، دادمان ، افشار ،   خرم ، بناب ، رحمتي )  ولي سناريست اين  بازي خطرناک با منابع طبيعي بسيار با ارزش و  بيت المال   ( جنگل هاي باستاني شمال و آبخيز هاي  حياتي تهران و..)  در اين يک دهه  بنياد مستضعفان و جانبازان بوده و هست !! ادامه مطلب را در کانون دیده بانان زمین بخوانید     

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 7:59  توسط محمد خسروشاهي  | 

نامه ای به ریئس جمهور

 پرانتز باز - تا بروز شدن مطالب سیل و سیلخیزی، فعلا این نامه را بخوانید

درخواست جامعه جنگلبانی - شعبه مازندران از ریئس جمهور در ارتباط با وضعیت موجود منابع طبیعی شمال کشور را در وبلاگ انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 9:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

دولتمردان با منابع طبيعي كشور سرستيز دارند

این مطلب نامه ای است از جامعه جنگلبانی ایران که در تاریخ بيست و چهارم ارديبهشت ماه 1385 در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسیده است. بلحاظ اهمیت موضوع با قطع موقت سلسله بحث های مربوط به آب و آبخیزداری این مطلب برای اطلاع دوستداران و علاقمندان منابع طبیعی و محیط زیست ایران منتشر می شود.

 در حالي كه شنيده مي شود سازمان جنگل ها و مراتع طرحي را با عنوان «بوستان خانوادگي » به منظور واگذاري يك ميليون هكتار از اراضي ملي در دست مطالعه و بررسي دارد، جامعه جنگلباني ايران ضمن مخالفت با اجراي چنين طرحي و هشدار نسبت به تخريب عرصه هاي ملي ، از مسوولان عالي رتبه كشور درخواست كرده تا هياتي را مسوول رسيدگي به وضعيت منابع طبيعي كشور كرده و از صدور بخشنامه هاي خودسرانه و ويرانگر در برخي از لايه هاي دستگاه هاي متولي حفظ محيط زيست و منابع طبيعي جلوگيري كنند.
    در همين رابطه جامعه جنگلباني ايران بيانيه اي را صادر كرد. در بخشي از آن آمده :
    سال 1384 مصادف بود با يكصدمين سال تاسيس جنگلباني ايران . اما نه تنها سالي اثرگذار و پربار نبود بلكه علاوه بر درد و رنج هميشگي شاهد تغيير و تحولات مديريت غيرتخصصي و غيرحرفه اي بود كه اكنون بيش از دو دهه است بر منابع طبيعي كشور حاكم شده به نحوي كه با تحميل مديريت «زمين » بجاي مديريت «سرزمين » و «حفاظت و احياي جنگل ها و مراتع » روزهاي بدتري را براي انفال كشور بوجود آورده است .
    در آستانه اسفندماه خبر تخريب پارك جنگلي لويزان كام علاقه مندان به منابع طبيعي و محيط زيست كشور را تلخ و هفته منابع طبيعي كمرنگ تر از سال هاي قبل به صورت بسيار ملين برگزار شد.
    سخنان رياست محترم جمهور در اولين روز از هفته منابع طبيعي (15 اسفند 1384) در موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع (بالاترين مركز علمي و تحقيقاتي منابع طبيعي كشور) جرقه اميدي در دل جنگلبانان حرفه اي و دلسوخته كه ساليان سال اين عرصه ها را با تعصب حرفه اي و خون دل براي پايداري ايران اسلامي حفظ كرده اند دميد. اعلام اينكه : «هرگونه دخالت در جنگل ها و مراتع و فعاليت بر روي عرصه هاي منابع طبيعي بايستي علمي و كارشناسي باشد و توان حفاظتي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور براي حفظ عرصه هاي منابع طبيعي بايد افزايش يابد تا به ازاي هر ده هزار هكتار عرصه يك محافظ تحصيل كرده و دلسوز حرفه اي داشته باشيم و براي پايداري و تامين امنيت زيستي مردم بايستي منابع طبيعي توسعه كمي و كيفي يابد و در اين حفاظت و توسعه ، مشاركت مردم الزامي است »، توسط بالاترين مقام اجرايي كشور بسيار خوشحال كننده و اميدبخش بود كه قابل تقدير است . هرچند جنگلبانان و متخصصين رشته هاي منابع طبيعي در بخش هاي آموزش تحقيقات و اجرايي هميشه اين گونه پيام ها را شنيده و خوشحال شده اند وليكن در عمل و اجرا چيز ديگري از آب درآمده و نتيجه عكس حاصل شده است . چون هميشه به جاي پيگيري جدي و اصولي با برنامه ريزي علمي و فني براي اين گونه پيام ها و توصيه ها و تذكرات ، طرح ها و برنامه هاي قشري و بسيار سطحي براي نشان دادن سرعت كار در عمل كردن به اين پيام ها، ملاحظات مديريتي و ذهنيات بدون پشتوانه علمي و كارشناسي حاكم شده و سير تخريب ها را تسريع نموده و در نهايت مطالباتي پديد آورده كه سازمان جنگل ها، مراتع ، آبخيزداري بدهكار از آب درآمده و هزاران پرونده تخريب و تجاوز تشكيل و به محاكم حقوقي و قضايي ارسال شده و نه تنها نتيجه اي حاصل نشده بلكه قانون شكنان ، متخلفين و متجاوزان به عرصه ها، آزمندان و زمين خواران را جري تر و طلبكار نموده و در نهايت مخلوط با مردم عادي و بعضا ذيحق دست به دامان مقامات كشور براي احقاق حق نداشته خود شده اند و مسوولين كشور هم نه تنها هيچ وقت دستور رسيدگي جدي و اصولي به اين درخواست ها نداده اند،بلكه گاهي با دستور بر روي شكوائيه ها و گاها در سخنراني ها و تاكيد به مسوولين پائين دست ، قوانين و مقررات را ناديده انگاشته و جملاتي بر زبان مي رانند كه نه تنها مشكل گشا نيست ، بلكه بنيان منابع طبيعي كشور را بر باد داده و مالكيت كشور را خدشه دار مي سازد تا جايي كه سنگ روي سنگ بند نمي شود و متجاوزين به عرصه ها و مخربين منابع طبيعي را تشويق به هرج و مرج در كشور مي نمايد.
    مديران سازمان جنگل ها و مراتع را روزي به دنبال اصلاح ماده 34 و تمديد آن (خيانت بارترين اقدام در منابع طبيعي كشور كه اين منابع را به خاك سياه نشانده )، تغيير ماده 56 (اين ماده اجراي قانون جنگل ها و مراتع را خدشه دار و مالكيت كشور را متزلزل نموده است و هر سندي در هر جاي كشور قابل اعتراض است ). واگذاري هاي بي حد و حصر و نابجا و مطالعه نشده ، تفاهمات بي پايه و اساس با دستگاه هاي ديگر، طرح هايي مانند طرح طوبي و طرح بوستان خانوادگي فرستاده اند و در مقابل در طول دو دهه اخير ده ها ماده ، تبصره ، مصوبه و قانون مغاير و متضاد با حفاظت منابع طبيعي در كشور وضع شده و در اختيار نهادها و دستگاه هاي دولتي و غيردولتي قرار گرفته تا همه با يك راه ميان بر به خواست خود برسند و دست آخر سازمان متولي و جنگلبانان حرفه اي بمانند و غصه اينكه باز هم عرصه اي از دست رفت و پس از مدتي معضلي ديگر به مشكلات عديده كشور افزوده شد و آن وقت بايد نظاره گر آن باشند كه هواي تهران ديگر كلانشهرها تا آن حد آلوده شده كه نفس مردم را بريده است . در همه جا حتي بزرگراه ها قيف مي سازيم و وسايل نقليه با سرنشين آن را از قيف عبور مي دهيم ، تمام بزرگراه ها را به خيابان هاي متراكم و خيابان ها را به كوچه هاي انبوه از وسايل نقليه مبدل مي كنيم ، تردد خودروها را زوج و فرد مي كنيم ، كودكان و زنان و پيران را از بيرون آمدن منع مي كنيم ، مدارس را تعطيل و به نوعي كشور را به صورت نيمه تعطيل درمي آوريم تا شايد در تعطيلي ها بتوانند زندگي عادي را گذران كنند ولي عاقبت درختان قرباني خواهند بود و در مناطق مختلف كشور لغزش و رانش داشته باشيم تا جايي كه سدها و تاسيسات زيربنايي كشور مورد تهديد قرار مي گيرد و مناطق وسيعي شكاف برمي دارند. فرسايش بادي بخش مهمي از كشور را در سيطره خود مي گيرد و بيش از 100 ميليون هكتار از عرصه هاي كشور بياباني تلقي شده و بيابان زايي ، اراضي حاصلخيز ما را مي بلعد و ميلياردها تومان اعتبار كشور صرف بيابانزدايي مي شود. سيل هاي ويرانگر خاك زراعي و حاصلخيز كشور را با خود مي برد و از دسترس خارج مي كند و خسارت و تلفات جاني و مالي وسيعي به بار مي آورد و تبعات خفت باري را براي ما بجا مي گذارد و در نهايت تغييرات آب و هوا با خشكسالي هاي پي درپي و نسبتا طولاني امان از مردم مي برد.
    راستي چرا چنين مي شود*!
    اگر عاقلانه و عالمانه به نيازهاي كشور در مقابل منابع و امكانات و از طرفي به محدوديت هاي آن بنگريم درمي يابيم كه كشوري وسيع ، آب و هواي متنوع ، مردمي صبور و سختكوش ، نيروي انساني ماهر و متخصا، برنامه ريزي بهتر و مديريت كارآمدتري را مي طلبد تا با اجراي خيرخواهانه و دقيق قوانين منابع را مديريت كنيم چون همين قوانين فعلي پاسخگوي بسياري از معضلات موجود خواهد بود.
    درست در زماني كه از سخنان رياست جمهوري در هفته منابع طبيعي كشور مسرور و خوشحاليم مي بينيم و مي خوانيم كه «حاشيه سد لتيان تا عمق 4 متري زمين شكاف برداشت ، مجوز تغيير كاربري پارك لويزان صادر شد. در ديلمان گيلان بدون مجوز در جنگل جاده ساخته مي شود و به 10 ميليون خانوار ايراني هر كدام 500 متر زمين براي پارك خانوادگي مي دهيم و...» چنان به هم مي ريزيم كه به خود مي گوييم «نه درست شدني نيست »!! دولتمردان خود با منابع طبيعي كشور سر ستيز دارند و گمان مي كنند حل مشكلات كشور در رفع بيكاري با واگذاري زمين بدون حساب و كتاب و بدون مطالعه حل مي شود. آنها خود نمي دانند كه حداقل در همين 30 ساله اخير در مقاطع مختلف و تحت نام هاي متعدد هزاران هكتار زمين واگذار شد ولي اين مشكلات حل نشد، وقتي منافع آني با ديدگاه سطحي و راه هاي ميان بر و ويرانگر را برمي گزينيم ، عدم پايبندي به قانون و اجراي دقيق و به موقع قوانين را ضديت با مردم مي دانيم ذهنيت و خيال را به مباني علمي و فني برتري مي دهيم و شعار دادن و سرگرم كردن حرفه ما شده است وضعيت بهتري نخواهيم داشت و امروز بروز يكي از بنيان هاي درصدد حل كشور كه همان عرصه هاي منابع طبيعي است هدر داده و اين بهترين و مهمترين حافظ آب و خاك و محيط زيست كشور و منبع حيات و بستر زندگي مردم را از دست مي دهيم و احتمالا تا چند سال ديگر بدنيا هم بدهكاري خواهيم داشت .
    لذا جامعه جنگلباني ايران از همه مسوولين عالي رتبه كشور تقاضا دارد به جاي انتظارات و دستورات روزمره پيرامون منابع طبيعي ، هياتي عالي رتبه از حقوقدانان برجسته ، كارشناسان خبره در زمينه هاي مختلف منابع طبيعي و محيط زيست ، كارشناسان اقتصادي و برنامه ريزي ، علماي مبرز و متبحر در اين زمينه و سازمان هاي غيردولتي را تعيين و مامور رسيدگي به وضعيت منابع طبيعي كشور نموده تا با كمك سازمان هاي متولي مانند سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري و سازمان حفاظت محيط زيست سرنوشت محيط زيست و منابع طبيعي كشور را رقم بزنند و با اجراي آمايش سرزمين و مطالعه و بررسي شيوه هاي مديريت منابع طبيعي و محيط زيست و تدوين و تنظيم قوانين مستحكم و قابل اجرا همت گمارند و از اصلاح سطحي قوانين ، صدور بخشنامه هاي خودسرانه و ويرانگر، دستورات ناشيانه و منفعت طلبانه خودداري نمايند.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 10:13  توسط محمد خسروشاهي  |