تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

 

از قرار معلوم در پي سفرهاي برون استاني رياست محترم جمهوري اسلامي ايران قراداد احداث سدي در نيكاراگوئه به امضا رسيده است كه اعتراض برخي از مردم منطقه احداث سد را بر عليه ايران بر انگيخته است.  گزارش مشروحتر اين خبر را سايت تابناك منتشر كرده است   

 

                          كد خبر: ۱۳۰۵۷                                                                      تاريخ انتشار: ۱۸:۲۳ - ۰۹ تير ۱۳۸۷

لطف دولت ايران به مردم نيکاراگوئه در احداث نسيه يک سد براي تأمين برق آنان، با جنجال عجيب برخي گروه‌ها در اين کشور روبه‌رو شده است.
به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناک»، در پي قطعي شدن برنامه سرمايه‌گذاري 200 ميليون دلاري ايران براي ساخت يک سد در نيکاراگوئه که بخش اعظم انرژي آن از سوخت‌هاي فسيلي تأمين مي‌شود، برخي از مردم منطقه ساخت سد به جاي تشکر از ايران، کشورمان را به همين خاطر مورد هجمه قرار داده‌اند.
درحالي که هنوز نيکاراگوئه و پارلمان اين کشور قيمت تضمين شده فروش هر کيلو وات ساعت برق توليدي اين نيروگاه برق ـ آبي را براي ايران مشخص نکرده‌اند، بسياري از مردم مناطق همجوار سد که خانه‌هاي آنها زير آب پشت سد قرار مي‌گيرد، ايران را به دليل سرمايه‌گذاري در احداث اين سد مورد سرزنش قرار مي‌دهند.
اين پروژه سدسازي در کنار ديگر پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري ايران در کشورهاي آمريکاي لاتين است که نيکاراگوئه قرار است در ازاي آن، به مدت چند سال به ايران قهوه صادر نمايد و با ارسال حدود 200 ميليون دلار قهوه به ايران، بازپرداخت اين سرمايه‌گذاري را انجام دهد.
آنها مي‌گويند، اين سد تعداد زيادي از خانه‌هاي مسکوني و آپارتمان‌هاي آنها را نابود مي‌کند و اهالي و مردمان اين مناطق مجبورند براي زندگي به کوهستان‌ها پناه ببرند.
«آگوستا آرتولا» رهبر گروه مخالفين احداث سد که رهبري 30 هزار کشاورز، گله‌دار و چوپان نيکاراگوئه‌اي را به عهده دارد، مي‌گويد: در صورت احداث سد، ما مجبوريم در جزيره زندگي کنيم!
دانيل اورتگا، رئيس‌جمهور نيکاراگوئه براي اولين بار اعلام نمود که اين سد باعث جابجايي بسياري از روستاييان خواهد شد و ما به همه آنها پول زمين‌هايشان را خواهيم داد.
اما رهبران مخالفين که احتمالا از سوي محافلي تحريک شده‌اند، مي‌گويند: اگر دولت مي‌خواهد پولي بدهد، بهتر است هم اکنون بدهد که ما قول آنها را قبول کنيم.
اين سد قرار است در منطقه «سن اندراس دبوبوکه» روي رودخانه «توما» ساخته شود و اهالي بومي آنجا به کوه‌هاي بلند و پوشيده از ابر منتقل خواهند شد که ده ساعت با «ماناگوا» پايتخت نيکاراگوئه فاصله دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 7:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن        منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن

جفا بريم و ملامت كشيم و خوش باشيم     كه در شريعت ما كافريست رنجيدن

به مي پرستي از آن نقش خود بر آب زدم     كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن

به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات       بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن

مبوس جز لب ساقي و جام مي حافظ      كه دست زهد فروشان خطاست بوسيدن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:2  توسط محمد خسروشاهي  | 

سرانجام، انجمن علمي مديريت و كنترل مناطق بياباني ، به همت دكتر محمّدرضا اختصاصي و جمعي از علاقه‌مندان و متخصصين شاغل در اين حوزه كاري ، پس از سه سال پيگيري مستمر روز جمعه مورخ 13/2/87 در تالار دانشكده منابع طبيعي  دانشگاه يزد بطور رسمي شروع بكار خود را اعلام كرد. اگر چه اين انجمن نسبت به انجمن هاي علمي حوزه منابع طبيعي از جمله انجمن هاي علمي آبخيزداري، مرتعداري و جنگلباني ديرتر پا به عرصه وجود گذاشت علي ايحال تولد ميمون و مباركي است بويژه آنكه فراخ ترين عرصه  سرزمين ايران را مناطق بياباني در بر گرفته اند. در اين مورد لازم مي دانم به يك نكته اشاره كنم هرچند بيان اين واقعيت براي برخي از همكاران دست اندركار در حوزه فعاليت بيابان شايد قدري ناخوش آيد ولي تجربيابت چندين ساله ام در بيابان كه در گفتار كوتاه آقاي دكتر جزيره اي در ابتداي جلسه نيز نمود پيدا كرد نشان مي دهد که، بيشتر كارهاي طاقت فرساي بيابان و بيابان زدايي  بر اساس اصول علمي استوار نبوده است[1]. بسياري از روش هاي بكارگرفته سالهاي پيش براي مهار بيابان زايي در سراسر كشور كه يقينا در گرماي طاقت فرساي بيابان براي همكاران احرايي ام سخت و دشوارهم  بوده است براساس ازمون و خطا انجام شده است. بنده به سختي كار در مناطق بياباني كاملا واقفم چرا كه چندين سال در مناطق بياباني نيشابور، گناباد و قاين در امر تثبيت ماسه هاي روان كار كرده ام . بهر حال اميدوارم اين نهاد نوپاي علمي بقول مهندس درويش بتواند به هم‌افزايي و تعامل بيشتر آرا و انديشگان موجود در حوزه دانش مديريت بيابان (بيابان‌داري) كمك كرده و نسبت به ارزش‌هاي ناهمتاي اين بوم‌سازگان پهناور وطن، روشن‌گري نمايد.اخبار كاملتر اين نشست را در سایت مهندس درویش ببينيد



[1] -ناگفته نماند درجند سال اخير كه همكاري و تعامل بيشتري بين سازمانهاي اجرايي و موسسات تحقيقاتي و دانشگاهها بوجود آمده است وضعيت بهتري بوجود آمده است

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 9:28  توسط محمد خسروشاهي  | 

بالاخره هم انديشي وبلاگ نويسان زيست محيطي ديروز عصر در تالار مركز صلح و محيط زيست برگزار شد هر چند برغم قول و قرار قبلي كه هدف از اين نشست آشنايي حقيقي وبلاگ نويسان با يكديگر اعلام شده بود ولي بنده بجز چندنفري كه پشت تريبون رفتند با كس ديگري آشنا نشدم. خلاصه اي از گزارش اين نشست را در زير بخوانيد:

اولين سخنران سیدمحمد مجابی بود كه يكي دو بار هم اعلام كرد چون خجالتي هست!!!! زياد صحبت نمي كند. تازه فهميدم كه طفلكي چرا اينقدر نسبت به سالهاي قبل لاغر و آب كشيده شده است آخه نه اينكه ايشان سالها در سمت هاي مديريتي بوده و جلسات زيادي هم داشته در هر جلسه هم از خجالت قدري آب شده تا امروز كه چندين كيلو لاغر شده است. ایشان کوچکترین وبلاگ نویس زیست محیطی که دختر خودشان بود معرفی کردند ولی مسن ترین وبلاگ نویس را معرفی نکردند شاید هم شانس با من یا خانم دکتر ابتکار بود که مسن ترین را معرفی نکرد هرچند بعید می دانم از بین خانم ها کسی خود را معرفی می کرد ولی به احتمال زیاد من مسن ترین بودم (شجاعت مرا می بینید) به هرحال دستش درد نكند كه تمهيدات لازم را براي برگزاري اين نشست فراهم كرده بود.

دومين سخنران خانم فولادزاده مدير روابط عمومي پرشين بلاگ بود كه گزارشي از وبلاگهاي زيست محيطي در  دنيا و محيط پرشين بلاگ داد. اين خانم را هم چون زودتر از نوبتش براي سخنراني صدا كردند حضار را به ذكر صلوات دعوت كرد تا اعتماد به نفسش سر جا بيايد و صدايش نلرزد البته ايشان قدري شكسته نفسي كردند به هرحال گزارش خوبي با عدد و رقم از وبلاگ نويس ها ارايه كردند.

سومين سخنران همكار خوبم مهندس درویش بود . اگر تعريف بنده را از سخنراني ايشان به حساب دوستي ما نگذاريد حقيقتا سخنراني جذابي بود مهندس درويش قلم خوبي دارد و در طول اين چند سال در سخنراني هم حرفه اي شده است و لذا لحن سخنرانيش هم گيرا بود تنها عيبي كه دارد رشد قطري ايشان است كه عنقريب قطر و طولش برابر شود هرقدر هم براي كوچك كردن شكمش تذكر مي دهم بگوشش نمي رود و آنرا بحساب كم كاري تيروئيدش مي گذارد. به هرحال آينده درخشاني را براي اين عزيز در حوزه محيط زيست پيش بيني و آرزو مي كنم  البته اگر به توصيه هاي من گوش كند!

و بالاخره آخرين سخنران خانم دكتر ابتکار  بود كه مجري با آب و تاب بيشتري ايشان را معرفي كرد هر چند خانم ابتكار در سخنرانيش در رابطه با محيط زيست ابتكاري به خرج نداد تنها ابتكارش اجراي ديالوگي مربوط به يكي از پست هاي سال گذشته اش بود. به هرحال حضور اين چهره شناخته شده سياسي و زيست محيطي در اينگونه مجامع آنهم در زمانه اي كه بسياري از رجال سياسي كشور بهاي كمتري به منابع طبيعي و محيط زيست مي دهند غنيمت است.

و اما بشنويد از صاحبان وبلاگهاي برتر كه براي چند لحظه اي پشت ميكروفون قرار مي گرفتند.

محسن اديب مدير سایت کویرهای ایران (كه بنده پيشنهاد مي كنم بهتر است بجاي كلمه كوير از لفظ بيابان استفاده كند) كه بالاترين نمره را هم كسب كرده است به پشت ميكروفون فراخوانده شد. اين طفلكي هم كه در مقابل جمعيت قرار  گرفت مثل اينكه قدري هول شد. ناگفته نماند سخنراني در مقابل جمعيت براي كساني كه تجربه كمتري هم دارند (بجز آخوندها) بسيار سخت است. يادم نمي رود اولين باري كه چندين سال پيش سر كلاس دانشجويان رفتم با همين مشكل مواجه شدم و سعي داشتم مطالب را پشت به دانشجويان و روي تخته بنويسم تا كمتر چشم دانشجويان به من خيره شود و خلاصه وقتي كه از كلاس بيرون آمدم ديدم نصف جزوه درسي كه براي يك ترم تهيه كرده بودم در همين 2 ساعت اول گفته ام. بهرحال آقاي مهندس اديب سايت خوبي را مديريت مي كنند و مطالب و عكسهاي جذاب و ديدني فراواني از بيابانهاي ايران در اين سايت ديده مي شود.

دومين وبلاگ نويس برنده مدير وبلاگ آتش نوشت بود. متاسفانه بنده با وبلاگ ايشان آشنايي نداشتم از امروز سعي مي كنم مطالب اين وبلاگ را هم ببينم .ايشان پشت تريبون صريحا اعلام كردند كه با چنين نشستي مخالف بوده اند و حضورش در اين جمع صرفا كنكاش خبرنگاري است چون ايشان خبرنگار است. اميدوارم اين جايزه سبيلش را چرب كند و با اينگونه نشست ها توافق كند. راستي ايشان سبيل نداشت!

سومين وبلاگ نويس برنده خانم مژگان جمشيدي  بود كه البته مجري مراسم هم براي ايشان مايه بيشتري گذاشت و سهام عدالت را بين برندگان بخوبي تقسيم نكرد! هر چند ايشان نياز به تعريف ندارد چرا كه عطر آنست كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد. بهرحال توفيقي دست داد كه در آخر جلسه همزمان با ترك سالن با هم سلام و عليكي داشته باشيم و  اين وبلاگ نويس زيست محيطي را كه معمولا هفته اي چندبار به وبلاگش رجوع مي كنم از نزديك ببينم. برخلاف مطالب تند و تيز و نيشدارش، چهره معصوم و دوست داشتني دارد بنده قصد داشتم پس از تر كردن گلويي در بيرون سالن صحبت بيشتري با ايشان داشته باشم و به ايشان بگويم تا كنون مطلبي دال بر تعريف از كارهاي شهرداري و متوليان منابع طبيعي و محيط زيست در بين مطالبش نديده ام چقدر خوبست كه لااقل براي يكبار هم از كارهاي خوبي كه اينها انجام داده اند بنويسد تا اين توهم ايجاد نشود كه ايشان همه چيز را منفي مي بيند. از بد حادثه مهندس درويش بايد به فرودگاه مي رفت و ديرش مي شد لذا با عجله سالن را ترك كرديم و فرصت خداحافظي هم با ایشان میسر نشد. از نكات جالب توجه صحبت هاي ايشان داستان وبلاگ نويس شدنش بود كه در شيراز اتفاق افتاده است و برای نیتی دیگر از حافظ مدد گرفته بوده که این نیت به راه اندازی وبلاگ منجر شده بود. البته از نیتش چیزی نگفت. بهر حال براي مژگان جمشیدی عزيز آرزوي توفيق بيشتر دارم.

چهارمين برنده آقاي مهندس درويش بود كه قبلا سخنراني كرده بود و برنده پنجم هم آقاي مهندس مجابي بود كه ايشان به تقليد از مهران مديري گفت : آقا اشتباه شده من اشتباهي هستم و برنده نبودم كه اين مطلب هم خنده اي را برلبها نشاند.

آخرين فردي كه پشت ميكروفون رفت آقاي محرابي و يا همان فرزند ايران (مجري مسابقه وبلاگها)بود كه ايشان هم مثل من رشد طولي زيادي داشته و تقريبا يك متر بالاتر از ميكروفون قرار گرفته بود. ايشان هم برندگان را براي گرفتن جايزه فرا حواند البته ایکاش عبداللطیف می بود و می دید که این محرابی(فرزند ایران) همان دولتشاهی(همنهاد) و دولتشاهی همان وحید نوروزی نیست و هر سه یک نفر نیستند بلکه سه نفرند و سه تا وبلاگ راه اندازی کرده اند و به ایشان بد و بیره نمی گویند.  پس از اتمام جلسه هم افراد براي پذيرايي مختصري به خارج سالن هدايت شدند و به اين ترتيب جلسه هم انديشي به پايان رسيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:3  توسط محمد خسروشاهي  | 

براي خيلي از افرادي مثل من امروز(17/1/87) روز اول كاري محسوب مي شود. بنده به روال سالهاي گذشته تعطيلات را در نيشابور و دوسه روزي در مشهد سپري كردم. هرچند گرمي و خشكي هوا عليرغم برف سنگين زمستاني سبب نگراني مردم اين ديار شده بود اما باران روز 15 فروردين و متعاقب آن  سرد شدن هوا اميدهايي را براي بهتر شدن وضعيت جوي آينده در دل مردم ايجاد كرد. به هر حال اگر وضعيت بهمين منوال باشد سال خشكي در پيش رو خواهيم داشت(نگاه کنید به مقایسه آمار بارندگی سال جاری با سالهای قبل-جدول زیر). نمي دانم اينهم از كم شانسي ما هست يا از ندانم كاري و يا... چرا كه وقتي باران مي آيد سيلابهاي خسارت بار داريم و براي جبران خسارات آن بسيج مي شويم و زماني كه باران نمي آيد خسكي و خشكسالي براين ديار غلبه مي كند. به هر حال امروز هم تا ظهر به مراسمي كه براي ديد و بازديد همكاران و سخنراني رئيس موسسه در جمع همكاران تدارك ديده شده بود، گذشت. انشااله كه از فردا كار ها طبق روال معمول از سر گرفته شود

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 13:14  توسط محمد خسروشاهي  | 

فرصت را غنيمت شمرده پيشاپيش ورود سال جديد را به شما دوستان عزيز، تبريك و تهنيت عرض نموده و آرزو دارم سال پيش رو، سالي پربركت، پرموفقيت و همراه با بهروزي، صفا و صميميت باشد.

 

هرچند سالي كه گذشت براي منابع طبيعي و محيط زيست كشور سال خوبي نبود ولي در آستانه سال جديد لازم مي دانم به دو نكته زير اشاره كنم

۱- گياهان يكي از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمار مي روند. هر انسان از مشاهده طبيعت سرسبز جنگلها و مراتع لذت مي برد و با ديدن گل هاي زيباي طبيعي با رنگ هاي دلفريب كه از دل خاك سر بر آوده است به عظمت و رحمت خالق سبحان پي مي برد و شكر نعمتهاي بيكرانش را بجا مي آورد. يادتان باشد كه در روز طبيعت (سيزده بدر) نيز مواظب اين گلها و گياهان زيبا باشيم

۲- اكنون كه تا حدودي تب انتخابات فروكش كرده است و در آينده نزديك نيز نمايندگان محترم مجلس جديد به صندلي هاي سبز تكيه خواهند زد بيش از پيش به اهميت و نقش منابع طبيعي كشور كه از آن بعنوان بستر حيات ياد مي شود پي ببرند و در كنار جار و جنجالهاي سياسي اصل 45 و 50 قانون اساسي كشور را نيز مد نظر داشته و آن را چند بار مرور كنند.

                                        تعطیلات خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 11:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

در حال حاضر بحث جهان گرمايي از جمله بحث هاي پر سر و صداي روز شده است و در بين وبلاگ نويسان فارسي زبان هم دوست خوبم آقاي مهندس درویش بيش از هر وبلاگ نويس ديگر در جهت تنوير افكار عام و خاص مطلب نوشته و مي نويسد، اما اگر بپذيريم كه كره زمين در حال گرم شدن است اين اتفاق بايد در جاي جاي اين كره مسكوني رخ بدهد در حالي كه مي بينيم در برخي از نقاط هوا سردتر و يا مطلوب تر شده است (اين مطلب مهندس درويش را نيز بخوانيد). بحثم بر سر اين نيست پديده اي را كه عالمان علم مربوطه در جهان پذيرفته اند مخدوش كنم هرچند برخي از اقليم شناسان وطني يا خارجي نيز در اين باره حرف و حديث هايي دارند و معتقدند كه اين پديده را نمي توان تغيير اقليم گفت بلكه بهتر است آن را نوسانات اقليمي( Climate variation ) نام نهاد. چرا كه تغيير اقليم در طول دوران زمين شناسي اتفاق افتاده است و تاريخ شاهد دوره هاي سرد و گرم بسياري بوده است اما اكنون اين نوساانات اقليمي است كه در داخل يك دوره اقليمي تغيير يافته قبلي (بين يخچالي) اتفاق مي افتد.  به هر حال  اثبات وقوع پديده تغيير اقليم ( Climate Change ) در سطح جهان به سهولت امكان پذير نيست و نيازمند بررسی های جامع و طولانی مدت بر آمارهايی از پارامترهای جوی است ، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمين و افزايش غلظت گاز co2 تقريباً قطعی شده است. بايد اضافه كرد كه افزايش ميزان گاز كربنيك و يا گرم شدن زمين فقط با خشكي و خشكسالي همراه نيست  بطور مثال با دو برابر شدن co2  ، ميزان بارندگی افزايش می يابد ولی افزايش بارندگی در نقاط مختلف يكسان نيست . در مناطقی با عرض جغرافيايی زياد ميزان بارندگی و رواناب افزايش می يابد ولی در مناطق با عرض جغرافيايی كم بارندگی بسته به منطقه افزايش يا كاهش نشان می دهد بنا براين پديده‌ی گرم شدن كره‌ی زمين، بيشتر شدن خشكسالي و سيل را در پي خواهد داشت. در همين زمينه نتايج اوليه بدست آمده از طرح ملي " بررسي علل افزايش سيل در ايران" كه يكي از زيرطرحهاي آن در يك ناحيه اقليمي نيمه خشك (حوضه سد كارده استان خراسان رضوي) در حال اجراست نيز نشان مي دهد كه دماي هوا در اين ناحيه نیز گرمتر شده است. به استناد آمار 30 ساله ايستگاه معرف اين ناحيه (ايستگاه هواشناسي مارشك با مشخصات زير)

طول جغرافيايي

عرض جغرافيايي

درجه

دقيقه

ثانيه

درجه

دقيقه

ثانيه

59

32

53

36

49

5

 در طول سه دهه مورد بررسي( 51-50 13تا 80- 1379) دماي متوسط سالانه در دهه سوم نسبت به دهه اول 3.2 درجه سانتيگراد گرمتر شده است (نمودار شماره 1). اين در حالي است كه در همين دوره ‌ ايام‌ يخبندان‌ دهه سوم نسبت به دهه اول 33 روز كمتر شده است به عبارت ديگر ايام‌ يخبندان‌ دهه سوم نسبت به دهه اول 23 درصد كاهش يافته است (نمودار شماره2).

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:31  توسط محمد خسروشاهي  | 

بنا به دعوت دوستي نا آشنا كه چند روز پيش از طريق مهندس درویش براي پيوستن به رستاخیز سبز رنگ دعوت شده بودم ( البته نه من كه كليه وبلاگستان هاي زيست محيطي فرا خوانده شده بودند) فرصتي دست داد كه بنده هم به سهم خود مشاركت ناچيزي در اين حركت نمادين و خوب زيست محيطي داشته باشم.

در زمانه حاضر بحث منابع طبيعي و محيط زيست از جمله مسائلي است كه در بسياري از محافل علمي جهان و رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري به وفور ديده و شنيده مي شود. در اكثر موارد هشدارهايي جدي در مورد تخريب منابع طبيعي و محيط زيست و به خطر افتادن قابليت سكونت كره زمين به ساكنين و بويژه سياستگذاران و مسئولين مربوطه داده مي شود. پژوهشهايي كه در دهه هشتاد صورت گرفت و تغييرات عظيمي كه در شرايط طبيعي كره زمين به وقوع پيوست بيانگر آن بود كه كره زمين در حال گرم شدن است و جنگل هاي آن در حال نابودي اند. لاية ازن كه كره زمين را از گزند اثرات زيانبار اشعه ماوراي بنفش خورشيد محفوظ مي دارد روز بروز نازكتر مي شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزايش مي دهد. قدرت توليد مواد غذايي در سطح جهان به علت فرسايش خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب در حال كاهش است و بيم آن مي رود كه تا چند سال ديگر جهان با كمبود مواد غذايي روبرو شود. بسياري از شهرهاي جهان با كم آبي شديد دست به گريبانند و يا هوايي فوق العاده آلوده دارند، هوايي پر از اكسيد كربن و تركيبات سرب و گوگرد كه همگي براي سلامتي انسان مضرند. اگر چه عامل اصلي  ايجاد آنها كشورهاي صنعتي بشمار مي روند اما  اين پديده اثرات سويي بر زندگي كل بشر خواهد داشت. تاسف بارتر اينكه هر سال تقريباً 17 ميليون هكتار از جنگل هاي جهان كه بعنوان ريه هاي زمين نام گرفته اند يعني منطقه اي برابر مساحت كشور اطريش از بين مي روند در حاليكه اين جنگل ها سهم قابل توجهي در توليد اكسيژن و پالايش هوا دارند.

مطالعات نشان مي دهد كه اگر تا سال 2050 ميلادي، درجه حرارت كره زمين 3 درجه سانتيگراد افزايش يابد سطح درياها تا يك متر بالا خواهد آمد و تا پايان قرن آينده به دو متر خواهد رسيد. در آن صورت بسياري از شهرهاي ساحلي و  حتي بعضي از كشورها به زير آب خواهند رفت براي مثال يك متر افزايش آب دريا سبب بي خانماني 15 ميليون نفر از مردم بنگلادش مي شود و با افزايش دو متر آب، فرهنگ دو هزار ساله جزاير مالديو در اقيانوس هند از بين خواهد رفت به اين ترتيب مي توان گفت تا زماني كه انسان در عرصه گيتي زندگي مي كند و پيش از آنكه يك رويداد فلكي طومار زندگي او را در هم پيچيد، بايد بياموزد كه چگونه زندگي كند و به چه نحو از مواهب طبيعي برخوردار گردد. چه محدودیتها و مشکلات تهیه امكانات زندگي، اين جمعيت را بسويي كشانده است كه نتيجه آن با پيشروي به سوي عرصه هاي اكولوژيكي طبيعي و دست نخورده و يا در جهت تبديل زمين هاي مرغوب كشاورزي به محدوده شهرها و  امثال آن مي باشد. در اين راستا اراضي جنگلي و مرتعي شيب دار به زراعت هاي ديم بي حاصل تبديل شده ، حرارت بيابانها و داغي شنزارها اراضي همجوار خود را درهم نورديده و همه و همه حلقه محاصره بر انسان را لحظه به لحظه تنگ تر كرده و نهايتا موجب افزايش بهره برداری بيش از پيش انسان از منابع طبيعي شده است و اين مسئله پيامدي جز كاهش ذخاير منابع طبيعي در داخل و خارج از زمين را به دنبال ندارد. به اين صورت همواره سطح آبهاي زيرزميني پايين تر رفته، محيط زيست اعم از زمين، هوا و آب آلوده تر شده و بروز وقايع ناهنجاري از قبيل بروز سيلابها و شتشوي حجم عظيمي از خاك هاي حاصلخيز كشاروزي فزوني يافته است. در ادامه اين داستان غم انگيز برداشت انسان از طبيعت بيش از پتانسيل آن و بدون رعايت هيچگونه اصول منطقي و علمي صورت مي پذيرد و به هر طرف كه بنگريم برآيند همزيستي انسان و طبيعت چيزي جز حركت به سوي ايجاد بي نظمي و اغتشاش در طبيعت و محيط زيست نمي باشد. روند رو به افزايش سيل در كشور به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است و اگر امروز با‌ آن برخورد صحيح و مسئولانه صورت نگيرد در آينده ممكن است خطراتي ايجاد كند كه جلوگيري از آنها امكان پذير نبوده و يا با هزينه اي سنگين و مشكلات فراوان انجام پذيرد. اكنون سخن گفتن از منابع طبيعي تجديد شونده بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، ضرورتي اجتماعي و انساني كه نمي تواند تنها به بحث‌هاي خصوصي كارشناسي بسنده نمايد بلكه بايد در جهت تنوير افكار عمومي و افزايش معرفت اجتماعي در زمينه منابع طبيعي گامهاي اساسي برداشت و منابع طبيعي را به جامعه اعم از مردم عادي، مسئولان و سياست گذاران و مراكز تصميم گيرنده كشور معرفي نمود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 8:13  توسط محمد خسروشاهي  | 

(استار تريبيون) : سازمان ملل مي‌گويد زمين بيمار اورژانسي است بوش مي‌گويد 2 قرص آسپرين به او بدهيد!

 

رييس‌جمهوري امريكا با ادعاي رهبري جهان در زمينه پديده تغييرات جوي زمين در سخنراني كه با حضور 16 كشور صنعتي مهم جهان انجام داد، در حالي كه هيچ خط مشي اساسي و جدي پيشنهاد نداد با رد كنترلهاي الزام‌آور بر روي انتشارات گازهاي گلخانه‌اي خشم منتقدان را برانگيخت.

ادامه را در  سایت خبرگزاری ایسنا بخوانید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 9:56  توسط محمد خسروشاهي  | 

چه می کند این تحقیقات!!!! خدا کند که راه حل مبارزه با گرم شدن زمین را شکار این حیوانات اعلام نکنند

 به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران از بلژيک، طريقه گوارش در گوزن‌ها برطبق يافته‌هاي محققان نروژي سهم بالايي را در گرم شدن زمين دارد. بنابراين گزارش؛ باد گلوي هرگوزن به طور متوسط ساليانه ??? کيلوگرم گاز گلخانه‌اي متان را وارد هوا مي‌کند که اين مقدار گاز متان در طي يکسال معادل ?/? تن گاز خطرناک CO? است.
گفتني است؛ ?/? تن گاز CO? را مي‌توان با مقدار گازي که يک هواپيما در يک پرواز رفت و برگشت از اسلو به سانتيگو در هوا آزاد مي‌کند برابر دانست.
بر طبق تحقيقات اين دانشمندان، هر ??? هزار گوزن در جنگل‌هاي نروژ حدود ??? هزار تن گاز CO? را ساليانه وارد هواي اين کشور مي‌کند.

منبع سایت باشگاه خبرنگاران جوان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:52  توسط محمد خسروشاهي  | 

 چه زيباست دعاي معلم شهيد دكتر علي شريعتي و امروز سخت نيازمند اين دعاييم.  

ای‌ خداوند! به‌ علمای‌ ما مسئوليت،

و به‌ عوام‌ ما علم‌، و به‌ مؤمنان‌ ما روشنايی،

و به‌ روشنفكران‌ ما ايمان،‌ و به‌ متعصبين‌ ما فهم،

و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب،‌ و به‌ زنان‌ ما شعور، و به‌ مردان‌ ما شرف‌،

و به‌ پيروان‌ ما آگاهی‌، و به‌ جوانان‌ ما اصالت،

و به‌ اساتيد ما عقيده،‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده،

و به‌ خفتگان‌ ما بيداری‌، و به‌ دينداران‌ ما دين،

و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد، و به‌ هنرمندان‌ ما درد، و به‌ شاعران‌ ما شعور،

و به‌ محققان‌ ما هدف،‌ و به‌ نوميدان‌ ما اميد، و به‌ ضعيفان‌ ما نيرو،

و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخی، و به‌ نشستگان‌ ما قيام،

و به‌ راكدان‌ ما تكان،‌ و به‌ مردگان‌ ما حيات،‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه،

و به‌ خاموشان‌ ما فرياد، و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌،

و به‌ شيعيان‌ ما علی،‌ و به‌ فرقه‌های ما وحدت،

و به‌ حسودان‌ ما شفا، و به‌ خودبينان‌ ما انصاف،

و به‌ فحاشان‌ ما ادب،‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر، و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی،

و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم، و استعداد فداكاری،‌ و شايستگی نجات‌ و عزت‌ ببخش!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

مطلبی خواندنی در وبلاگ دیده بان محیط زیست

امروز ۵ ژوئن ، مصادف است با روز جهانی محیط زیست ، روزی که اکنون ۳۵ سال است از نامگذاری آن  توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد می گذرد .هر ساله در بسیاری از کشورها ، مردم و گروههای زیست محیطی و دولت ها این روز را جشن می گیرند و سعی می کنند تا با برگزاری برنامه های نمادین ضرورت حفظ محیط زیست و حفظ زمین را به هم یاد آوری کنند .

اما خرداد هر سال برای ما ایرانیان همواره 3 مناسبت بزرگ زیست محیطی را به همراه دارد ، روز جهانی تنوع زیستی ( اول خرداد ) ، روز جهانی محیط زیست (۱۵ خرداد) و روز جهانی مقابله با بیانزایی(۲۷ خرداد ، ۱۷ ژوئن ) . روزهایی که  به ما یادآوری می کنند زمین و محیط زیست ما در خطر نابودی و از بین رفتن است . و بهترین گواه این مدعا چیزی نیست جز هوایی که در کلانشهرها استنشاق می کنیم ، بیابان هایی که روز به روز پیشروی می کنند ، منابع آبی که هر روز از میزان آن کاسته شده و ذخایر ژنتیکی که در حال انقراض و نابودی هستند و ...

ادامه مطلب

 

مسئول بی مسئولیت کیست؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 13:55  توسط محمد خسروشاهي  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 12:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

اگرچه هنوز در واپسين روزهاي سال كهنه اي هستيم ، كه انگار همين ديروز آن را نو ناميديم، با اين حال فرصت را غنيمت را شمرده و پيشاپيش ورود سال جديد را به شما دوستان عزيز، تبريك و تهنيت عرض نموده و آرزو دارم سال پيش رو، سالي پربركت، پرموفقيت و همراه با بهروزي، صفا و صميميت باشد.

(تا تعطيلات بعد از عيد شما را به خدای بزرگ می سپارم)

 

 

تقاضای همنهاد برای مشارکت در انتخاب بهترين و بدترين وبلاگ زيست‌محيطي سال 1385!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:30  توسط محمد خسروشاهي  | 

ما امروزه خانه هاي بزرگتر داريم اما خانواده هاي کوچکتر ؛ راحتي بيشتر اما زمان کمتر ،

مدارک تحصيلي بالاتر اما درک عمومي پايين تر ؛ آگاهي بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر ،

درآمدهاي بالاتر اما اصول اخلاقي پايين تر،

متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهاي بيشتر اما سلامتي کمتر،

ساختمانهاي بلندتر اما طبع کوتاه تر، بزرگراه هاي پهن تر اما ديدگاه هاي باريکتر،

فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذاي بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايي اما خانواده هاي از هم پاشيده،

بدون ملاحظه ايام را ميگذرانيم، خيلي کم ميخنديم، خيلي تند رانندگي ميکنيم، خيلي زود عصباني ميشويم، تا ديروقت بيدار ميمانيم، خيلي خسته از خواب برميخيزيم، خيلي کم مطالعه ميکنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه ميکنيم و بندرت دعا ميکنيم،

چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلي زياد صحبت ميکنيم، به اندازه کافي دوست نميداريم و خيلي زياد دروغ ميگوييم،

زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي کردن را؛ تنها به زندگي سالهاي عمر را افزوده ايم و نه زندگي را به سالهاي عمرمان،

بيشتر خرج ميکنيم اما کمتر داريم، بيشتر ميخريم اما کمتر لذت ميبريم،

تا كره ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم براي ملاقات همسايه جديدمان از يک سوي خيابان به آن سو برويم،فضاي بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را،

بيشتر مينويسيم اما کمتر ياد ميگيريم، بيشتر برنامه ميريزيم اما کمتر به انجام ميرسانيم،

عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن را،

کامپيوترهاي بيشتري ميسازيم تا اطلاعات بيشتري نگهداري کنيم، تا رونوشت هاي بيشتري توليد کنيم، اما ارتباطات کمتري داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتري داريم،

اکنون زمان غذاهاي آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت هاي پست، سودهاي کلان اما روابط سطحي،

بدين دليل است که پيشنهاد ميکنم از امروز شما هيچ چيز را براي موقعيتهاي خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگي يک موقعيت خاص است.

در جستجوي دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهي به نيازهايتان داشته باشيد.

زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذاي مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايي را که دوست داريد ببينيد.

زندگي فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره اي ازلحظه هاي لذتبخش است،

از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را براي روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد.

عباراتي مانند ”يکي از اين روزها“ و ”روزي“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه اي را که قصد داشتيد ”يکي از اين روزها“ بنويسيد همين امروز بنويسيد. ”يکي از اين روزها“ ممکن است شما اينجا نباشيد که آنرا بنويسيد!

 بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزي را که ميتواند به خنده و شادي شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد.

هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد که شايد آن ميتواند آخرين لحظه باشد.


 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 13:38  توسط محمد خسروشاهي  | 

ساعاتي پيش، خبرگزاری ایسنا با انتخاب اين عنوان: « نگذاريد شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار البرز باشيم» نسبت به انعكاس نامه‌ي 144 تن از فعالان محيط زيست و منابع طبيعي كشور به رئيس جمهور اقدام كرد و تقريباً تمامي نامه به همراه تصوير امضا‌ها را منتشر ساخت.

ادامه مطلب را در وبلاگ مهار بیابان زایی  از نوشته مهندس درویش بخوانید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 8:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

برخي از مديران محلي شهرستان نوشهر به بهانه توسعه‌ي این بندر درصدد تخريب باغ گیاهشناسی این شهرستان برآمده‌اند، بقیه ماجراي غم انگيز را  از نوشته مهندس درویش بخوانيد

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 8:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

1-4 انتقال آب به مناطق بیابانی برای کشت و کار و احیاء زمین:

وجود منابع آب زیر زمینی و روی زمینی از جمله رودخانه زرد چین که از استان گانزو می گذرد امکان خوبی را برای استفاده از این منابع در امر کشاورزی در بیابان فراهم کرده است.  مدیریت و هوشمندی چینی ها در بکارگیری و استفاده بهینه از این منابع بویژه در مناطق بیابانی قابل توجه است.

پروژه انحراف آب زانگ پو   Zhongpu Zhuanglang River Canal : يكي از پروژه هاي بزرگ دیگری كه براي آبياري و عمران اراضي در مناطق دشتي اطراف شهر لانجو (Lanzhou) طراحي و به مورد اجرا گذاشته شده است، پروژه كانال انحراف آب از رودخانه زوهانگ لانگ است كه دو شاخه دارد و طول يكي از آنها به 83 كيلومتر مي رسد. اين طرح عظيم كه در سطح ملي و بين المللي داراي اعتبار زيادي است طولاني ترين كانال زيرزميني در آسيا به حساب مي آيد. حدود 75 كيلومتر از كانال فوق با استفاده از لوله اي به قطر 2.7 متر و در عمق 404 متري از ميان كوههاي بسيار بزرگ عبور مي نمايد. اين كانال در بعضي از مناطق كه از زير كوه خارج مي شود بوسيله كانال هاي هوايي آب را به مناطق پايين دست هدايت مي كند. اولين قسمت كاتال 107 متر از سطح زمين فاصله دارد و دومين قسمت كه طول آن 2195 متر است بوسيله 76 پايه در ارتفاع 43 متري سطح زمين قرار دارد و دبي عبوري در اين قسمت 18 متر مكعب بر ثانيه است(تصویر شماره 3 ). دبي ورودي به كانال اصلي 33 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. سطح اراضي آبياري براي اولين كانال 300.000 مو و براي دومين كانال 500.000 مو است. محل اراضي زراعي تقريبا در فاصله 60 كيلومتري شهر لانجو(مركز استان گانسو) قرار دارد و 3 كانتي با جمعيتي حدود 220000 نفر در اين منطقه ساكن هستند. كشاورزي در اين منطقه قبلا بصورت ديم بوده است.

 

قسمتی از کانال هوایی انتقال اب از رودخانه زوهانگ لانگ به اراضی اطراف شهر لانجو 

پروژه انتقال آب از رودخانه زرد به منطقه Jingtai: یکی از پروژه های عظیم انتقال آب از رودخانه زرد که به نوعی در کنترل بیابان زایی نیز تاثیر بسزایی داشته است مربوط به منطقه Jingtai است(تصویر شماره 4 ). در بخش اول پروژه که در سال 1969 شروع شده انتقال آب از رودخانه زرد برای کشاورزی در منطقه مذکور که یک منطقه بیابانی بوده و طوفانهای شن مزاحمت هایی را برای مردم در بر داشته صورت گرفته است. ارتفاع پمپاژ آب 472 متر با دبی 10.6 متر مکعب بر ثانیه و سطح زیر کشت آبی بالغ بر 300000 مو (هر مو تقريبا 0.67 هكتار است) است. در بخش دوم پروژه که در سال  1989 شروع شده ارتفاع پمپاژ آب 602 متر با دبی 18 متر مکب بر ثانیه و سطحی معادل 200000 مو تحت کشت قرار گرفته است. با انتقال آب و رواج کشاورزی آبی در این منطقه ضمن اینکه 300000 نفر از آن بهره مند می شوند طوفانهای گرد وخاک تا 50% کاهش یافته و درآمد مردم که در گذشته نامطلوب بوده است بطور چشمگیری افزایش یافته است. بنا به اظهار کارشناسان چینی کل اراضی محدوده شهر Jingtai قبلا بیابانی همرا با طوفانهای گرد و خاک بوده که اکنون بر اثر کشت آبی این اراضی، طوفانهای مذکور بنحو چشمگیری کاهش یافته است. لازم بیادآوری است مازاد آب، از همین محل به منطقه بیابانی دیگری بنام مین چین (Minqin) در فاصله 245 کیلومتری منتقل می شود که سطحی معادل 150000 مو را آبیاری می کند.

  محل پمپاژ آب از رودخانه زرد برای انتقال به منطقه Jingtai

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 8:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

چرا انتقاد پذير نيستيم و فكر مي كنيم كسي كه عيب ما را به ما بگويد بدخواه ما است؟

چرا بجای تلاش براي ارتقاء شايستگي خودمان، سعي مي كنيم افراد شايسته را خراب كنيم؟

هنگامي كه مي بينيم درب خودرو كسي باز است، هر طور شده سعي مي كنيم با اشاره و بوق زدن به او بفهمانيم كه درب خودرويش باز است. اما سر چهار راهي كه چراغ راهنمائيش چشمك زن است فرصت رفتن به كسي را نمي دهيم.

ساعتها در صف دريافت دو پاكت شيرسوبسيدي مي ايستيم، آنهم با تفاوت قيمتي نا چيز با شير آزاد، ولي تحمل يك ثانيه دير حركت كردن راننده جلويمان را پشت چراغ راهنمايي نداريم.

در ايران فارغ التحصيلان مديريت و علوم سياسي غالبا” بيكارند، اما در عوض سياستمداران و مديران كشور همه پزشك، مهندس، يا بنحوي كارشناسان رشته هاي ديگرند.

در غرب هنگامي كه دبستان ها تعطيل ميشوند دانش آموزان ناراحت مي شو