تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

بيابانزايي و پديده فراگير گرد و غبار (2)

                                                              .....ادامه مطلب...

نظرات کارشناسي و راهکارها

بروز پديده گرد و غبار طي چند ماه گذشته در مناطق جنوب و جنوب غرب كشور كه همراه با مشكلات فراواني براي ساكنان اين خطه از كشور بوده است سر انجام دامنه گسترده تري يافته و بيش از 20 استان كشور از جمله پايتخت ايران را با جمعيتي بالغ بر 52 ميليون  نفر و گستره اي به مساحت بيش از يك ميليون كيلومتر مربع از كشور تحت تاثير قرار داد. اگر چه در مورد بروز اين پديده كه منشاء آن در خارج از مرزهاي كشور است، اظهار نظرهاي فراواني شده است؛ اما تا تحقيقي مستند با استفاده از تصاوير ماهواره اي و اطلاعات محلي از محيط طبيعي منطقه تحت تاثير تا حدودي مي توان به چگونگي بروز اين پديده فقط اظهار نظر كارشناسي كرد. براي آشنايي بيشتر با موضوع مي توان اين پديده را از نگاه دو گروه اقليم شناسان و اکولوژيست ها مورد بررسي قرار داد.

پيش فرض 1: اين پيش فرض كه از سوي اقليم­شناسان ارايه شده پديده گرد وغبار و شكل گيري آنرا ناشي از جابجايي فرابار از مناطق استوايي به مناطق جنبي در سرزمينهاي بياباني مي­دانند و معتقدند يك جريان فرابار قوي (به‌شدت جريان‌هاي مشابهي كه در مناطق استوايي وجود دارد) حجم زيادي از ريزگرد را از بيابان‌هاي وسيع جنوب غرب آسيا، شامل قوسي2 هزار كيلومتري در شبه جزيره عربستان، به ارتفاع خيلي بالاي لايه تروپوسفر منتقل و سپس يك جريان انرژي قوي ديگر انبوه ريزگرد را به عرض‌هاي بالاتر برده است . وقتي كه انرژي جريان افقي ارتفاع بالاي تروپوسفر رو به كاهش رفته انبوه ريزگرد را ناگهان بر سر مناطقي حتي 2هزار و 500 كيلومتر دورتر از خاستگاه اين پديده فرو باريده است. آنها همچنين معتقدند كه اين يك پديده نادر اقليمي است كه با اين شدت، اولين بار است كه دست‌كم در چند قرن گذشته رخ داده و  شايد حتي در 10‌ هزار سال گذشته هم رخ نداده باشد(كرمي 1388). نمونه عيني ديگري از اين طوفانهاي گرد و خاك در تاريخ هفتم و هشتم ماه مه 1988 در اروپا اتفاق افتاد. در اين واقعه بيش از 200 هزار تن از ذرات گرد و غبار صحرا در غرب اروپا بوسيله بارندگي ته نشين شد. سهم ناحيه پاريس از اين بارش گل آلود به طور متوسط 80 كيلوگرم در كيلومتر مربع بود. اين غبارهاي قرمز رنگ متشكل از ذرات ريز ماسه از منشاء جنوب غربي الجزاير بودند. منشاء اين پديده كه به طور متوسط يك يا دو بار در سال رخ مي دهد ، مربوط به ارتباط چندين پديده هواشناسي است كه مقياس هاي جهاني و موقتي گوناگوني دارند . مثلاً ناحيه اي از بيابان صحرا در بالاي سطح ماسه هاي بسيار ريز با گرد و غبارها، يك مركز فشار بسيار زياد وجود دارد كه موجب تسريع باد در سطح زمين و در نتيجه حمل آن ذرات مي شود . اين ذرات بوسيله باد تا ارتفاع 200 الي 1000 متر صعود مي كنند در طي روز ، پديده هاي جابجايي ذرات بوسيله باد تا ارتفاع 4000 متري بالا مي روند و در لايه هاي تروپوسفر ، ذرات بوسيله چرخش عمومي جو جابجا مي شوند در جنوب بيابان صحرا جريانها بين 2000 و 4000 متر از غرب مي آيند و ذرات گرد و غبار را از منشاء جنوب موريتاني و هوگار و نواحي اطراف به سوي شرق جابجا مي كنند و در نتيجه حركت ابرهاي گرد و غبار تا فلوريدا هم مي رسد. از اين نظر پديده گرد و عبار اخير در عراق و ايران هم به دليل وقوع هشت سال خشکسالي پي در پي در منطقه است كه دشتهاي وسيع ميان دو رود دجله و فرات خشکيده اند و اين باد با عبور از اين منطقه مملو از گرد و خاک مي شود. طبيعي است که با رفع خشکسالي، تش باد عراق نيز خودبخود بدون غبار مي شود، اما سمومي که از عربستان بر جنوب خوزستان و نيز بوشهر مي وزد احتمالا" تا هزاران سال ديگر نيز خواهد وزيد.

پيش فرض 2: اين پيش فرض را برخي از اكولوژيستها و متخصصين محيط زيست مطرح مي كنند. به اعتقاد اين گروه پديده مذكور ناشي از يك طوفان ماسه­اي است كه داراي محل برداشت، حمل و رسوب است.آنها معتقدند كه اين يك پديده رايج است كه شدت آن در سالهاي اخير بعلت خشكساليها و كاهش پوشش گياهي ، خشك شدن هورالعظيم وسدسازي بر روي دجله و فرات فزوني گرفته و هم اكنون دامنه تاثيرات آن به عرض­هاي بالاتر نيز رسيده است. در همين زمينه حدود 6 سال قبل برنامه محيط‌زيست سازمان ملل (UNEP) با انتشار گزارشي از وقايعي كه در سطح مجموعه تالاب‌هاي بين‌النهرين در حدفاصل بين دو كشور ايران و عراق رخ داده بود،  به كشورهاي منطقه هشدار داد كه عواقب اين تخريب‌ها در كمتر از يك دهه آينده به يك بحران تبديل خواهد شد. همان زمان سازمان ملل اعلام كرد اميدوار است، انتشار اين گزارش به عنوان يك فراخوان براي كشورهاي منطقه و همسايگان دجله و فرات جدي تلقي شود و راه را براي برقراري ارتباط هر چه بيشتر بين آنها به منظور ‌بهره‌برداري عادلانه از منابع آب و برقراري صلح و امنيت هموار كند. اما متاسفانه اين هشدارها از سوي هيچ يك از كشورهاي منطقه جدي تلقي نشد. در گزارش UNEP آمده است كه سد سازي و احداث شبكه‌هاي زهكشي و آبياري، 90 درصد از بزرگترين و زيباترين تالاب خاورميانه را به بيابان و نمكزار تبديل كرده است. تالاب‌هاي بين‌النهرين در منتها‌اليه رودخانه كرخه و دجله و فرات قرار دارند. در 40 سال گذشته تركيه و عراق بيش از 32 سد بزرگ روي دو رودخانه دجله و فرات احداث كردند و پروژه‌هاي بزرگ انتقال آب مانند كانال صدام، نيز وسعت اين مجموعه تالاب‌ها را به يك دهم مقدار طبيعي خود تقليل داد. ايران نيز با ساخت سدهاي متعدد در حوزه آبريز كرخه، ‌ورودي آب هورالعظيم را كاهش داده است. به اين ترتيب اگر چه تا سال 1977 سدها و کانال‌هاي آبياري متعددي در حوزه آبريز دجله و فرات در ايران و ترکيه و عراق و سوريه ساخته شد اما عمده تغييرات رخ داده در بين‌النهرين از سال 1977 آغاز شد. هر چند افكار عمومي، فاجعه نابودي بين‌النهرين را تنها به حكومت صدام حسين دردهه 90 ميلادي نسبت مي‌دهد اما گزارش سازمان ملل نشان مي‌دهد كه دولت تركيه بيشترين سهم را در سدسازي و مسدود كردن جريان آب دجله و فرات داشته است. طرح‌هاي مديريت منابع آب دجله و فرات در ترکيه در سال 1977 آغاز شد و تا سال 1989 در قالب اين برنامه 22 سد و 19 نيروگاه آبي ساخته شد که آب مورد نياز 7/1 ميلون هکتار از اراضي کشاورزي را با حجم ذخيره مخزن 32 ميليارد متر‌مکعب تامين مي‌کرد. در قالب همين پروژه در سال 1992 سد آتاتورک با حجم مخزن 30 ميليارد متر مکعب به همراه تونل انتقال آب Sanliurfa احداث شد. مهم‌ترين سازه انسان ساخت روي دجله نيز سد Ilisu در تركيه است. مي توان گفت عمده تغييرات تالاب‌هاي بين‌النهرين در فاصله سال‌هاي 90 تا 95 ميلادي به وقوع پيوست به طوري که در اين زمان از 3121 کيلومتر‌ مربع هور مرکزي تنها 98 کيلومتر مربع باقي ماند که نشان مي‌دهد حدود 97 درصد آن در مدت 5 سال از بين رفته است[1].                                                  ...ادامه دارد....


[1] هاله تاريكي، روزنامه اعتماد ملي، مورخ 20/4/1388،ص 15

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 13:6  توسط محمد خسروشاهي  | 

بيابانزايي و پديده فراگير گرد و غبار (1)

مقدمه

بيابان‌زايي در ميان 37 چالش مهم جهاني، به عنوان يکي از سه چالش اصلي فراروي بشر در قرن 21 (پس از چالش‌هاي مهم تغيير اقليم و کميابي آب شيرين) محسوب مي شود ، به طوري که براساس گزارش هاي سازمان هاي بين المللي يک ششم جمعيت ، سه چهارم اراضي خشک و يک سوم خشکي هاي جهان به مساحت 5 ميليارد هکتار در 110 کشور جهان در معرض پديده بيابان زايي است. در مجموع از نظر تناسب سطح مناطق خشک ايران با جهان ، جمهوري اسلامي ايران روي کمربند خشک جهان قرار گرفته و 64.6 درصد از مساحت آن داراي اقليم خشک و فراخشک است که 3.3 برابر درصد جهاني (19.6 درصد) است. با توجه به گستردگي مناطق تحت تاثير (حدود 100 ميليون هکتار)، تعدد و پيچيدگي عوامل محيطي و انساني بيابان زا و تعدد دستگاه ها، جوامع و مشاغل موثر و متاثر از اين پديده و در نتيجه ملي و فرابخشي بودن مقوله مديريت و کنترل پديده بيابان زايي مديريت هماهنگ و منسجم اين پديده با مشارکت همه دستگاه ها، جوامع (روستايي و عشايري) و بهره برداران، مرتعداران ، کشاورزان ، دامداران ، معدن کاوان و...) در قالب برنامه اي هدفمند از اساسي ترين راهکارهاي مقابله با بيابان زايي است بايد اين نكته را اضافه كرد كه؛  بيابان زايي يک مقوله ملي ، فرابخشي و حتي بين المللي است و مهار و کنترل اين پديده در ظرف وظايف يک سازمان يا يک وزارتخانه و گاهي اوقات حتي يك كشور هم نمي گنجد.

 تحليل اقليمي پديده گرد و غبار مناطق جنوب و جنوب غربي ايران

به طور کلي طوفانهاي گرد و غبار Dust storm  و يا طوفانهايSand storm  يکي از پديده هاي هواشناسي است که از نظر  ترمينولوژي  با هم داراي تفاوت هائي هستند.  اين طوفانها معمولا در مناطق خشک و نيمه خشک و در مواقعي رخ مي دهد  که تند بادي با سرعت بيش از آستانه فرسايش بوزد. در اين حالت ذرات خاک با اندازه هاي مختلف از بستر خود جدا شده  و به صورت جهش، خزش و يا تعليق به حرکت در آمده و به نقاط دور دست حمل مي شود. بنابراين بروز اين پديده در مناطق برداشت ايجاد فرسايش خاک ودر نقاط ديگر متناسب با قدرت و سرعت باد سبب انباشت. يا ترسيب ذرات مي گردد. طوفانهاي شن Sand storm  علاوه بر مشارکت ذرات ريز که ديد را کم مي نمايد معمولاٌ همراه با مقادير زيادي شن با اندازه هاي درشتري است که در مجاورت سطح زمين حرکت مي نمايد در حالي که طوفانهاي گرد و غبار Dust storm معمولاٌ از ذرات بسيار ريزتر (05/0 تا 1/0 ميلي متر و کمتر) تشکيل شده و در ارتفاع بسيار بالاتري از سطح زمين حرکت نموده و مسافتهاي بسيار طولاني را مي پيمايد و مي تواند تعدادي از شهرهاي يك يا چند کشور يا حتي قاره اي را تحت تاثير قرار دهد.

قرار گرفتن ايران بين سرزمينهاي پهناور سيبري در شمال ، درياي مديترانه در غرب ، بيابانهاي آفريقا و عربستان در جنوب غربي ، و درياي عرب[1] و سرزمين هندوستان در شرق سبب شده است كه هركدام از اين همسايگان در دوره معيني از سال آب و هواي ايران را تحت تاثير قرار دهند. براي مثال فرابار سرد سيبري در زمستان هواي سرد و سوز آوري را به ايران مي فرستد ، هواي مرطوب مديترانه بوسيله سيكلونها و موجهاي بادهاي غربي در دوره سرد سال وارد كشور مي شود ، رطوبت خليج بنگال و درياي عرب در دوره گرم سال به نواحي جنوبي كشور مي رسد ، و بالاخره بيابانهاي گرم عربستان و آفريقا در فصل تابستان قسمتهاي جنوب و جنوب غربي كشور را تحت نفوذ خود در مي آورند. بيشترين اثرات آب و هوايي بيابانهاي عربستان و آفريقا در فصل تابستان ظاهر مي شود. در دوره گرم سال بر اثر استقرار پر فشار جنب حاره بر بالاي ايران ، آسمان ايران بدون ابر مي باشد كه در نتيجه سبب گرمايش شديد زمين مي شود و گرمايش زمين مركز كم فشار روي خليج فارس را به وجود مي آورد . اين مركز كم فشار هواي شبه جزيره عربستان را به داخل ايران مي كشد. ورود هواي گرم و خشك عربستان سبب بالا رفتن دماي شهر هاي جلگه اي خوزستان مي شود و هوايي گرم و خشك بر اين منطقه حاكم مي گردد. اما در سواحل ايراني خليج فارس ، به دليل عبور هواي عربستان از روي درياي گرم ، شرايط شرجي حاكم مي گردد. در دوره سرد سال ، هواي بيابان عربستان كه وارد ايران مي شود در اكثر مواقع به دليل خشك بودن، توفانهاي خاك و ماسه را به وجود مي آورد . در مجموع ، تاثير بيابانهاي عربستان و آفريقا در ايران حاكميت شرايط خشكي در تمام سال است. در يك جمع بندي كلي مي توان اينطور گفت كه؛ با افزايش دما در اواخر زمستان و اوايل فصل بهار در شبه جزيره عربستان ، دماي هواي مجاور سطح خاك افزايش پيدا مي­كند. اين افزايش دما موجب بروز تلاطم و وزش باد در لايه­هاي زيرين اتمسفر مي­شود. اگر سرعت وزش باد از سرعت آستانه جدايش پذيري خاك يا به عبارتي آستانه فرسايش (Wind Velocity at deflation threshold) فزوني گيرد مقادير قابل توجهي ذرات خاك از بستر خود جدا شده و ذرات ريز آنها به صورت گرد وغبار به داخل جو وارد مي شود. چنانچه اين نوع ناپايداري در منطقه­اي مانند ماسه زار بزرگ ربع الخالي در صحراي عربستان روي دهد مقادير زيادي از ذرات مجزاي رس و ليمون كه در بستر خاك خشك صحراي مذكور به وفور يافت مي شود وارد جو شده و  طوفانهاي عظيم گرد وخاك را ايجاد مي نمايد. به اعتقاد برخي كارشناسان بومي غبار کنوني که بخشهاي بزرگي از کشور را نيز در بر گرفته است در واقع همان بادي است که در زمستان به شکل مرطوب و معتدل اما همراه با ابرهاي باران زا از سمت عراق بر خوزستان و جنوب غرب کشور مي وزد که به آن باد قبله مي گويند و در تابستان گرم و خشک مي وزد که آنرا تش باد مي نامند و مبداء آن سوريه و عربستان است. حوالي سال 1340 و پس از چند سال خشکسالي هاي پي در پي در خاورميانه، دو باد سموم و تش باد آنچنان بر جنوب خوزستان گرد و غبار فرو ريختند که تمام روستاهاي حد فاصل دلتاي رود هنديجان تا شهر هنديجان در جنوب خوزستان و بر ساحل خليج فارس، در زير خروارها خاک و ماسه مدفون شدند[2]. روستائيان خانه و زمين ها و زندگي شان را رها کردند و به شهرها مهاجرت کردند و همه روستاهاي آن منطقه براي هميشه خالي از سکنه شدند[3]. بايد گفت وزش بادهاي سهمگين و همرا با گرد و خاک منحصر به ايران نيست و در بسياري از مناطق ديگر جهان نيز چنين طوفانهايي و چه بسا دوره اي اتفاق مي افتد.

توفانهاي گرد و غبار و سراسري كشور چين از جمله اين پديده هاي مكرر و سالانه هستند. در واقع شروع اين توفانها بشارت‌دهنده آغاز فصل بهار است و در فاصله ماههاي ژانويه تا مي‌ در هر سال بادهايي كه به سمت جنوب شرقي مي‌وزند ميليونها تن خاك را از صحاري مغولستان و شمال غرب چين با خود به همراه مي‌آورند و بر سر روي شهرها و مزارع مي‌پاشند. بخش قابل ملاحظه‌اي از اين خاك در همه نقاط چين پراكنده مي‌شود و قسمتي نيز با ورود در جريانهاي هوا به نقاط مختلف جهان انتقال پيدا مي‌كند. مثلا در كره و ژاپن بادهاي پر خاكي كه از چين به ارمغان مي‌رسد موجب تعطيلي فرودگاهها، پوشيده شدن قطارهاي مسافري از لايه‌هاي غليظ خاك و غبار و رشد سرطاني خزه‌ها و جلبكهاي مزاحم در رودخانه‌ها و درياچه‌ها مي‌شود. خاكهاي برخاسته از چين حتي با طي مسير اقيانوس آرام راه خود را به ايالت كلرادو در آمريكا بازكرده‌اند و شهرهاي اين منطقه را در پوششي از غبار نارنجي پوشانده اند. در هر صورت نتيجه حاصله از طوفانهاي گرد و غبار كشور چين فاجعه آميز است و به يك معضل جهاني تبدل شده است به طوريكه ميزان خسارات ناشي از توفانهاي گرد وغبار با خرابي حاصل از زلزله‌هاي بزرگ قابل مقايسه است. نگراني همسايگان چين منجر به آن شد كه در سال 2003 ‪بانك توسعه آسيايي، سازمان ملل و سازمان تسهيلات زيست-محيطي جهاني يك پروژه بين‌المللي را براي كمك به چين به اجرا درآورند. در اين پروژه شمار زيادي مستشار و مشاور درگيرند و دولتهاي چين، مغولستان، ژاپن و كره با همكاري يكديگر طرحي بين‌المللي براي مقابله با توفانهاي خاك طراحي كرده اند.

مورد ديگري كه مي توان به آن اشاره كرد ذرات گرد و غبار حاصله از صحراي آفريقا است. هر ساله گرد و غبار فراواني از صحراي آفريقا به سمت اروپا روانه مي شود اما به دليل بارندگي هاي دائمي و پي در پي در اروپا اين غبارها به چشم نمي آيند. با اينحال در ماههاي جولاي و آگوست - اگر ده روز باران نبارد - لايه اي از گرد و غبارهاي آفريقايي روي ماشينهاي پارک شده در خيابانهاي انگليس را خواهد پوشاند. غرض از اين توضيحات نشان دادن اثر پدپده هاي جوي بعنوان يك عامل مؤثر و بلكه مهمترين عامل ايجاد اين طوفانهاي گرد و خاك است و تغييرات سطح زمين مي تواند بعنوان يك عامل تشديد شونده محسوب شوند.            ...ادامه دارد...


[1] درياي عرب، پاره‌اي است از شمال اقيانوس هند، ميان شبه‌جزيره عربستان و هندوستان، در شمال متصل به درياي عمان که به خليج فارس مي‌پيوندد

[2] - عبدالطيف عبادي، دانشجوي دكتراي جغرافيا، انگليس-وبلاگ تاريخ و جغرافيا

[3] در همين زمينه حمزه اصفهاني در كتابش آورده است كه  "در سال ۲۳۴ هجري قمري باد سموم شديدي وزيد كه مردم مانند آن نديده بودند. مدت آن زياد از ۵۰ روز بود. آغازش از سوم حزيران و انجامش آخر تموز، اين باد كوفه، بغداد و واسط را فرا گرفت و به عبادان(آبادان) رسيد و از اواسط به اهواز رفت و همگي رهگذران و كاروان‌ها را بكشت و چون به همدان رسيد، مزارع را بسوخت و در صحراي سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاك كرد و بازارهاي موصل چند روز تعطيل شد و راه دهات از شهر منقطع گرديد."  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 12:5  توسط محمد خسروشاهي  | 

آثار آشكار بيابانزايي در پايتخت ایران (3)

سيلخيزي و تغييرات كاربري اراضي:

فزوني و جاري شدن سيلاب‌هاي مخرب يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند. بر اساس آمار و ارقام منتشر شده تعداد دفعات وقوع سيل در ايران از ۱۷۹ مورد (دهه ۱۳۳۰) به ۲۰۵۳ مورد (دهه ۱۳۸۰) رسيده است كه افزايشي بيشتر از  10 برابر را نشان مي دهد. بررسي‌ ‌مجموعه ‌عوامل ‌زيست محيطي ‌كه ‌زمينه ‌ساز اين‌ حوادث ‌هستند نشان‌مي‌دهد كه دخالت ‌انسان ‌در چرخه ‌طبيعي ‌آب از طريق ‌تخريب ‌پوشش ‌گياهي ‌در عرصه‌هاي ‌آبخيز،كاربري غير اصولي ‌اراضي، توسعه سطوح‌ غير قابل ‌نفوذ و امثال ‌آن احتمال سيل‌خيزي‌ را در مناطق ‌گوناگون‌ افزايش ‌داده ‌است‌. كاهش تغذيه‌ي سفره‌هاي آب شيرين زيرزميني بدليل كاهش نفوذپذيري اراضي بالادست حوضه‌ها كه به نوبه خود بر اثر تغيير كاربري‌ها و تخريب پوشش گياهي رخ داده است باعث گرديده هم آب بارشها كمتر صرف تغذيه منابع آب زيرزميني شود و هم سبب بروز رواناب‌هاي پرحجم و سيل‌آسا شده كه خاكها را ازجاي خود جدا نموده و سبب زوال پوشش گياهي مي‌شود. تغذيه آبخوان دشت تهران هم كه در طول تاريخ زمين شناسى، از طريق ريزشهاى جوى، جريان رودخانه‌هاى دائمى و فصلى و در روي مخروط افکنه‌ها و مسيلها، بسترهاى شن و ماسه‌اى، با نفوذپذيرى و ضريب ذخيره بالا، صورت مي گرفته اكنون در معرض خطرات بالقوه طبيعي از جمله سيل قرار دارد. اين منطقه شهري بر روي دشت سيلابي رودخانه هايي مانند دارآباد، كن، گلابدره ، حصارک ، فرحزاد ، درکه ، ولنجک و دربند واقع شده كه هر كدام مي توانند مولد سيلابهاي مهيبي باشند. گسترش بي رويه پايتخت بر روي آبرفت هاي درشت دانه كه بهترين محل براي نفوذ و تغذيه سفره آب زيرزميني مي باشد سبب شده است كه مقادير قابل توجهي از نزولات جوي و جريانات سطحي كه قبلا در اين مناطق نفوذ مي كرد بصورت رواناب و سيلاب آنهم در سطح خيابانهاي تهران جاري شده و مشكلاتي را براي شهروندان و حمل و نقل شهري بوجود آورد از اين رو توسعه فيزيكي پايتخت كه بنا به ملاحظات سياسي و فرايندهاي اتفاقي روي داده دو تاثير آشكار و مشخص بر منابع آب داشته است يعني علاوه بر كاهش ميزان نفوذ باران، مقدار جريانات سطحي و سيلابها را نيز افزايش داده است.

خروجی همت به شهرک غرب - 10 اردیبهشت 88 - ساعت: 17(عكس از مهندس درويش)

از طرفي ساخت و سازهاي بي رويه در حاشيه رودخانه ها نه تنها حريم رودخانه ها را آسيب پذير كرده، كه موجب تهديد شهر توسط سيلاب هاي احتمالي نيز گرديده است. اكنون با نگاهي به آبخيزهاي بالادست شهرستان تهران كه از مهم‌ترين جلوه‌هاي كوهستاني بشمار مي روند مشاهده مي شود كه تخريب عرصه هاي طبيعي و تغيير آنها به كاربريهايي مانند ويلاسازي، شهرك سازي و  امثال آن سطوح غير قابل نفوذي را براي نزولات آسماني اين ناحيه از تهران كه مقدار آن تا 500 ميليمتر هم مي رسد بوجود آورده است. سطوح غير قابل نفوذ به نوبه خود زمينه مناسبي براي بروز سيلاب را فراهم كرده كه اين سيلاب ها هم نهايتا در ارامگاه خود كه پاياب حوضه تهران واقع در كويرهاي شور و نمكي جنوب پايتخت است آغشته به نمك شده و سبب ساز توسعه كوير مي شوند. با تابش شديد آفتاب و تبخير 2500 ميليمتري دشت تهران، رطوبت موجود در  سطح كويرهاي نمكي از بين رفته و بادهاي تابستاني اين منطقه كه غالبا از سمت جنوب شرق یعنی كوير نمك و دشت كوير (باد غالب دشت تهران در فصولي غير از تابستان از غرب به شرق است) بسمت تهران مي وزد موجبات وزش بادهاي گرد و غباري آنهم از نوع نمكي را فراهم مي كند. به اين ترتيب بسياري از شاخص هاي شناخته شده بيابانزايي هم اكنون در پايتخت و مناطق اطراف آن نمودي آشكار پيدا كرده اند كه در غوغاي مسايل سياسي پايتخت كمتر به آن توجه مي شود و متاسفانه مثل بسياري از پديده هاي زيانبار ديگر ، زماني در صدد چاره جويي بر مي آييم كه يا كار از كار گذشته است و يا با صرف هزينه هاي گزافي امكان چارجويي ميسر مي شود ! البته اگر ميسر شود!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

آثار آشكار بيابانزايي در پايتخت ایران (2)

آلودگي هوا و آب :                .....ادامه مطلب....

در بيشتر حوضه‌هاي بياباني كشور، منابع شور كننده‌ي سطحي و زيرزميني وجود دارد كه طي دهها هزار سال با وضعيت منابع آب و خاك محيط مجاور خود به تعادل رسيده است و بر اساس اين تعادل نه چندان مستحكم، جوامع انساني بر روي مخروط‌هاي افكنه و در كنار منابع آب جاري شكل گرفته و يا با هنر و دانش انتقال آب زيرزميني از طريق قنات، كارمايه‌ي بهره‌وري از زمين‌هاي خشك را فراهم نموده است. با افزايش جمعيت و بهره‌وري فزاينده از منابع آب، تعادل چندهزار ساله دچار اختلال شده و علاوه بر كاهش يافتن موجوديِ آب در دسترس، فعال شدن منابع آلاينده و تأثيرگذاري بر منابع آب و خاك رخ داده است. كلان شهر بزرگ تهران نيز روزانه حجم بسيار عظيمي‌زباله و فاضلاب توليد‌ مي‌كند.‌ اين آبهاي آلوده يا بصورت فاضلاب سطحي در جنوب تهران در كانالهاي فاضلاب جاري شده كه در پاياب خود خاك را آلوده و مسموم مي كند آنچنانكه به مرور زمان و در طي چند سال كمتر گونه گياهي بتواند در آن خاك رشد كند و منطقه را به بياباني برهوت تبديل مي كند و يا با نفوذ در دل خاك طي ساليان متمادي آبهاي زيرزميني را آلوده كرده و آبهاي زيرزميني آلوده با حفر چاه به مصارف گوناگون بخصوص آبياري محصولات كشاورزي از جمله سبزي و صيفي‌كاريهاي جنوب شهر تهران‌ مي‌رسد و حتي گاهي اوقات زه‌‌آبهاي آلوده، بركه‌ها و درياچه‌هايي مانند درياچه عشق‌آباد در جنوب شهر ري را بوجود مي‌آورند كه حتي در آن ماهي نيز پرورش‌ داده مي شود. نيترات موجود در آب اگر ميزانش بالا باشد، در بافت‌هاي بدن آبزيان رسوب مي‌كند و وقتي مردم از اين ماهي‌ها استفاده مي‌كنند، اين ماده خطرناك وارد بدن آن‌ها مي‌شود.  منابع آلاينده هوا و آبهاي سطحي و زيرزميني شهر تهران و جنوب آن كه از طريق آلودگيهاي منازل، بيمارستانها و آلودگيهاي صنعتي حاصل از كارگاهها و كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ كه گروه بزرگي از آلاينده‌ها را شامل‌ مي‌شوند از طريق آب آبياري سبزيجات و صيفي جاتي كه در جنوب تهران كشت مي شوند به مصرف اهالي پايتخت مي رسد. به هر حال وضعيت منابع آبي پايتخت بويژه آب شرب مردم گاهي اوقات آنچنان وخيم مي شود كه از نظر فزوني برخي عناصر از جمله درصد بالاتر از حد استاندارد نيترات بويژه در مناطق جنوب و جنوب شرقي تهران در رتبه اول كشور قرار مي گيرد[1] .  آلودگی هوای پايتخت كه عمدتا ناشی از فعالیت وسایل نقلیه موتوري است نيازي به گفتن ندارد. موقعيت جغرافيايي پايتخت هم مزيد بر علت شده بطوري كه متاسفانه اين هواي آلوده در صورت نبود باد، در روي شهر ماندگار مي شود. وضعيت آلودگي هوا در شهر تهران بگونه اي شده است كه بصورت يك بحران زيست محيطي جلوه گر شده و همواره جان انسانها را مي گيرد آنچنانكه شمار قربانيان آلودگي هواي تهران در يك دوره هشت‌ساله از تعداد كشته‌شدگان جنگ هشت‌ساله با عراق بيشتر بوده است. آمار رسمي مرگ و مير ناشي از آلودگي هوا در تهران از سال ۸۴ تا ۸۶، ماهانه حدود ۱۴۰۰ نفر و سالانه ۱۶ هزار نفر اعلام شده است[2] كه مي توان گفت اينهم نوعي بيابانزايي است منتها از نوع انساني آن[3]! . به هر روي ذرات سمي معلق در هوا توسط باران يا آرام شدن هوا سرانجام به خاك نشسته و خاك را آلوده مي كنند. با استناد به علم اكولوژي و محيط شناسي بايد بدانيم كه خاك هم يك محيط است، محيطي پويا و ديناميك و همين پويايي خاك سبب برقراري روابط متقابل و ايجاد تعادل بين اعضاي تشكيل دهنده اكوسيستم خاك گشته و بدين نحو با محيط اطراف خود چون آتمسفر و گياهان به تبادل انرزي و ماده مي پردازد لذا هر جسم وارد شده به اين محيط در نظامي و مداري قرار مي گيرد كه لاجرم يا با مجموعه سيستم در ارتباط است و يا تجزيه شده به فرمي تغيير شكل مي دهد كه ديگر قادر به بروز خصيصه يا ماهيت اصلي خود نيست و اين ويژگي خاك در حقيقت همان خاصيت پالايندگي آنست ولي هرگاه تراكم مواد افزوده شده از حدي بگذرد كه محيط خاك قادر به هضم آن نباشد آلودگي بر خاك عارض مي شود. اكنون توسعه و گسترش دامنه فعاليت هاي بشري كه با دستيابي او به زندگي ماشيني ميسر گرديده بر دامنه آلودگيهاي خاك افزوده است. از ميان آلوده كننده هاي عمده اي كه حاصل  فعاليت مجتمعهاي صنعتي و يا مراكز شهري مي باشد تعداد زيادي در رديف آلاينده هاي شميايي محسوب مي شوند كه بعد از انتشار در هوا ، خاك اولين ميزبان يا دريافت كننده آنها خواهد بود بنا براين در كلانشهر تهران كه با نزول هر باراني به دليل كاهش دود و ذرات معلق هوا و خوشحالي ساكنين از شعاع  بيشتر ديدشان در شهر، اين نكته را هم بايد در نظر داشته باشيم كه اين ذرات اگر در محيط شهر به زمين فرود آيند چه بسا منجر به آلودگي منابع آب آنهم از نوع نيتراتي آن شود و اگر در اطراف پايتخت به خاك نشينند خاك و آب را آلوده مي كنند و آلودگي خاك هم سرآغازي است براي بروز و يا تشديد پديده بيابانزايي. مشكلي كه هم اكنون در مناطق همجوار و بيخ گوش پايتخت خودنمايي مي كند و اين كلانشهر هم ندانسته (يا دانسته) و ناخواسته از نعمات آن! متنعم مي شود.                    ....ادامه دارد.....

 

                     نمونه اي از آلودگيهاي فاضلابهاي پايتخت در جنوب شهر


+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 15:41  توسط محمد خسروشاهي  | 

آثار آشكار بيابانزايي در پايتخت ایران (1)

تا زماني كه انسان در عرصه گيتي زندگي مي كند و پيش از آنكه يك رويداد فلكي طومار زندگي او را در هم پيچيد، همواره بايد بياموزد كه چگونه زندگي كند و به چه نحو از مواهب طبيعي استفاده كند. كم توجهي يا بي توجهي به قوانين طبيعت به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه امروز در عرصه منابع طبيعي و محيط زيست با‌ آن مواجهيم.  آلودگي هوا و آب در كلانشهرها، فرسایش بادي و آبي خاك در عرصه هاي طبيعي،افت شديد آبخوانها، فرونشت زمين ، تحريب روز افزون مراتع و جنگلها، گستردگي شوره زاها و كويرها و نهايتا  تاخت و تاز بیشتر فرایند ویرانگر بيابانزايي را مي توان ازجمله نمونه هاي عيني اين كم توجهي به منابع طبيعي و محيط زيست به حساب آورد. بروز پديده گرد و غبار طي چند ماه گذشته در مناطق جنوب و جنوب غرب كشور كه همراه با مشكلات فراواني براي ساكنان اين خطه از كشور بود سر انجام دامنه گسترده تري يافت و در اواسط تيرماه سالجاري ضمن درنوردیدن 20 استان كشور خود را به پايتخت ايران رساند بلكه مسئولين مربوطه كه غرق در مسايل روزمره سياسي شده اند قدري هم بفكر مشكلات منابع طبيعي و محيط زيست كشور باشند. مسايلي كه اگر امروز با‌ آن برخورد صحيح و مسئولانه نشود در آينده ممكن است خطراتي ايجاد كند كه جلوگيري از آنها امكان پذير نبوده و يا با هزينه اي سنگين و مشكلات فراوان انجام پذير باشد. حقيقت اين است كه كلان‌شهر تهران به عنوان پايتخت جمهوري اسلامي ايران در حدود يك چهارم جمعيت ايران را در خود جاي داده و اين امر منجر به گسترش و شدت فشارهاي وارده بر محيط‌زيست و بروز انواع آلودگي‌هاي زيست‌محيطي، تخريب منابع و كاهش فضاهاي طبيعي شده است. از طرفي اين موضوع را نبايد از نظر دور داشت كه پايتخت ايران و نواحي همجوار از نظر مشخصه هاي عوامل طبيعي (اقليم، زمين شناسي، ژئومرفولوژي، خاكشناسي، هيدرولوژي و پوشش گياهي) در قلمرو مناطق بياباني قرار دارد. اگرچه باد غالب اين منطقه باد غربي است اما بادهاي جنوب شرقي كه از سمت كوير مركزي به شهر تهران مي وزند موجب انتقال گرماي كوير و حمل گرد و غبار و آلودگي به سطح شهر تهران مي شوند. بنا براين قرار گرفتن پايتخت در مجاورت كوير بزرگ نمك و دشت كوير سبب شده است كه روزهاي گرد و غباري را در طول سال تجربه كند اما متاسفانه بدليل هواي بيش از حد آلوده ناشي از دود و ذرات پراكنده ناشي از تردد وسايط نقليه موتوري بصورت روزانه، اين موضوع كمتر به چشم مي آيد.

افت سطح آبهاي زيرزميني و فرو نشست زمين:

 برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني در بسياري از نقاط جهان سبب افت شديد سطح سفره هاي آب زيرزميني شده است. برآوردها نشان مي دهد كسري حجم مخزن آب زيرزميني جهان سالانه بين 750 تا 800 ميليارد متر مكعب است كه يك درصد آن متعلق به كشور ايران است. برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني بحران ديگري به صورت شور شدن ذخائر آبي را نيز سبب مي شود كه اين پديده در بيشتر نقاط ايران از جمله مناطق همجوار پايتخت ديده مي شود.  از سوي ديگر جديدترين آمار حاكي از آن است كه حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني برداشت مي شود بطوري كه در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. اين نكته را بايد متذكر شد كه در بسياري از مناطق ايران  متعاقب افت سطح آب، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. به گزارش سازمان زمين شناسي به دليل برداشت بى رويه و غيراستاندارد از ذخيرة آبهاى زيرزمينى در مناطقى از جنوب و جنوب غربى تهران بروز پديده فرونشست اتفاق افتاده است که در صورت گسترش بى رويه اين پديده در آينده اى نزديک شاهد تبديل مناطقى از تهران به بيابان خواهيم بود. مطالعات وزارت نيرو نشان مي دهد كه يكي از آبخوانهاي محدوده تهران-كرج در طول 14 سال (84-1371) حدود 12 متر افت سطح آب داشته است در طول همين مدت سطح آب زيرزميني در آبخوان هاي ورامين و ايوانكي نيز به ترتيب 16 متر و 20 متر افت كرده است كه پديده فرو نشست زمين در همين مناطق نيز كاملا آشكار شده است. اين نكته را بايد يادآوري كرد كه  پديده فرونشست زمين مثل زلزله خسارات لحظه اى ندارد اما براى آيندگان خطرات زيادى در بردارد زيرا نشستها باعث از دست دادن آبخوان آب زيرزمينى مى شود و ما را به سمت بيابانى شدن مناطقى از اطراف شهرها خصوصا" در تهران پيش خواهد برد.  در خصوص علت ايجاد اين پديده بايد گفت: اگر بيش از اندازه از ذخيره آبهاى زيرزمينى در دشتها استفاده شود، پديده فرونشست با سرعتى بيشتر از آنچه معمولا" در طبيعت روى مى دهد، اتفاق مى افتد و اين پديده اى است که متاسفانه در چند سال اخير به علت رشد و توسعه صنايع و کشاورزى در اطراف شهرها با سرعت رو به رشدى در حال وقوع مى باشد. در پايتخت ايران  نواحى عمده اى از مناطق 17، 18، 19 شهردارى تهران طى 9 سال 150 تا 180 سانتيمتر نشست كرده اند که معادل 25 سانتيمتر در سال مى شود. مهمترين خطر ايجاد شده در اين خصوص برش شريانهاى حياتى از جمله خطوط نفت، گاز، بنزين و آب مى باشد که دچار تغييرات قائم مى شوند و از طرفى سازه هاى حساس دچار تغيير شکل خواهند شد که احتمال ايجاد خطرات جبران ناپذيرى در آنها به شدت وجود دارد.                 .....ادامه دارد...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 15:7  توسط محمد خسروشاهي  |