
اين گياهان در محيط هاي نمكي خشك مي رويند چنين محيط هايي معمولا در داخل حوضه هاي با تبخير بالا و اراضي پست بيابانهاي توپوگرافي ديده مي شوند.خاكها در اين مناطق تا حدود 6 درصد نمك داشته و سطح آب زيرزميني پايين تر از يك متر است. گزروهالوفيت ها بر خلاف هيگرو هالوفيت ها سيستم ريشه اي عميق ندارند بنا براين نمي تواتند از آب زيرزميني استفاده كنند از اين رو آنها به يك سيتم ريشه اي كم عمق خاصي مجهز شده اند كه بتوانند نيازهاي خود را از آب باران، شبنم و ساير آبهاي موجود در خاك[1] بدست آورند. نوع اخير يك منبع عمده آب براي پايداري گزروهالوفيت ها محسوب مي شود. افزايش اندازه و تراكم گزروهالوفيت ها از لحاظ موقعيت مكاني نسبت به پلايا، كمي دورتر از ساحل پلايا شكل مي گيرد اما در ساحل پلايا بطور متناوب و معمولا روي پشته هاي خاكي ديده مي شوند. حضور اين گونه ها در ساحل پلايا به واسطه وجود مواد بادبزني شكل درشت دانه اي است كه از كوهستان بطرف ساحل پلايا امتداد يافته اند. در اين نواحي كه سطح آب زيرزميني عمق تر است گزروهالوفيت ها رونق بيشتري دارند. برخي گونه هاي شناسايي شده در بيابانهاي جنوبي آمريكا به شرح زير است.
Ambrosia dumosa Artemisia arbuscula Artemisia spinescens Artemisia tridentata Atriplex canescens Atriplex confertifolia Atriplex corrugata Atriplex cuneata Atriplex falcata Atriplex hymenelytra Atriplex polycarpa Atriplex gardneri Atriplex parryi Atriplex polycarpa Atriplex spinosa Atriplex tridentata Baccharis viminea Bromus tectorum Ceratoides lanata Chrysothamnus nauseosus Coleogyne ramosissima Elymus cinereus Encelia farinosa Eriogonum inflatum Euphorbia prostrata Grayia spinosa Halogeton glomeratus Hymenoclea salsola Kochia american Larrea tridentata Lepidum perfoliatum Lycium andersonii Menodora spinescens Oryzopsis hymenoides Purshia glandulosa Purshia tridentata Salsola kali Sitanion hystrix Sphaeralcea ambigua Suaeda fruticosa auct Suaeda suffrutescens Tetradymia axillaris Tidestromia oblongifolia Wyethia mollis
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 13:25  توسط محمد خسروشاهي
|
اين گياهان در محيط هاي نمكي خشك مي رويند چنين محيط هايي معمولا در داخل حوضه هاي با تبخير بالا و اراضي پست بيابانهاي توپوگرافي ديده مي شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 13:10  توسط محمد خسروشاهي
|

هيگرو هالوفيت ها گونه هايي از گياهان هستند كه در اراضي پست بيابان كه بطور طبيعي تحت شرايط شوري طبيعي قرار دارند مي رويند در اين مناطق سطح آب زيرزميني معمولا در عمق يك متري قرار دارد كه گاهي اوقات در روي زمين نيز ديده مي شود. آبي كه در فاصله كمتر از يك متري سطح زمين قرار دارد در نتيجه نفوذ بارندگي هاي كوهستاني بداخل آبخانه هاي سراب حوضه و سپس ورود آنها به آبخانه هاي زيرزميني منطقه اي و جريان يافتن آنها بسمت مركز حوضه و يا بستر رودخانه ها صورت مي گيرد در اين حالت سطح آب زيرزميني مي تواند به روي زمين برسد و جريان پايه اي را براي رودخانه ها و آبي را نيز براي گياهان تهيه كند. هيگرو هالوفيت ها همچنين در بستر رودخانه هاي خشك و حاشيه كويرها كه سطح آب زيرزميني نزديك به سطح زمين است يافت مي شوند. از آنجا كه بطور معمول ريشه اين گونه گياهان به منبع دائمي آب زيرزميني نمي رسد لذا براي سازگاري يك سيستم ريشه اي ليف مانندي در آنها بوجود آمده است كه مي تواند از رطوبت ناشي از بارندگيهاي اندك رسيده به سطح زمين نيز بخوبي استفاده كند. براي نمونه مي توان به گونه اي از هيگروهالوفيت ها به نام Allenrolfea occidentalis اشاره كرد كه در پلاياهاي جنوبي آمريكا ديده مي شود و يكي از مقاومترين گونه ها به شوري است. اين گونه گياهي كه در دراي واش ها و سواحل پلايا ها ديده مي شود، روي كفه هاي نمكي زمين كه بصورت سطوحي تاول مانند با ابعادي داراي 2 تا 5 سانتيمتر ارتفاع و 15 تا 30 سانتيمتر عرض هستند ديده مي شود. اين سطوح نمكي مي توانند حدود 20 درصد آب حاوي نمكهاي محلول را در خود نگهدارند كه براي دوره هاي طولاني و بدون بارندگي، رطوبت كافي را براي گياه تامين مي كند.برخي گونه هاي هيگروهالوفيت بشرح زير شناسايي شده اند(لیچوار و دیکسون، ۲۰۰۷). ..ادامه دارد...
Ambrosia dumosa Artemisia arbuscula Artemisia spinescens Artemisia tridentata Atriplex canescens Atriplex confertifolia Atriplex corrugata Atriplex cuneata Atriplex falcata Atriplex gardneri Atriplex hymenelytra Atriplex parryi Atriplex polycarpa Atriplex polycarpa Atriplex spinosa Atriplex tridentata Baccharis viminea Bromus tectorum Ceratoides lanata Chrysothamnus nauseosus Coleogyne ramosissima Elymus cinereus Encelia farinosa Eriogonum inflatumEuphorbia prostrata Grayia spinosa Halogeton glomeratus Hymenoclea salsola Kochia american Larrea tridentata Lepidum perfoliatum Lycium andersonii Menodora spinescens Oryzopsis hymenoides Purshia glandulosa Purshia tridentata Salsola kali Sitanion hystrix Sphaeralcea ambigua Suaeda fruticosa Suaeda suffrutescens Tetradymia axillaris Tidestromia oblongifolia Wyethia mollis
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 10:3  توسط محمد خسروشاهي
|
هيگرو هالوفيت ها گونه هايي از گياهان هستند كه در اراضي پست بيابان كه بطور طبيعي تحت شرايط شوري طبيعي قرار دارند مي رويند در اين مناطق سطح آب زيرزميني معمولا در عمق يك متري قرار دارد كه گاهي اوقات در روي زمين نيز ديده مي شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 9:47  توسط محمد خسروشاهي
|
اگر چه ارتباط بين پوشش گياهي و سطح آب و همچنين حضور و يا وفور گونه هاي معيني از ماكروفيت ها مي تواند بعنوان يك روشي براي تعيين محدوده اراضي مرطوب پلاياها بكار گرفته شود ولي اين كار بدليل تحت تاثير قرار گرفتن آن بوسيله فاكتور هاي ديگري از جمله توزيع مكاني و فضايي چرخه هيدرولوژي و مقادير حدي شوري و خشكي هميشه امكان پذير نيست.

تقسيم بندي كلي پلایا: پلاياها به دو نوع پلاياي سخت[1] و پلاياي نرم[2] تقسيم مي شوند: پلاياهاي سخت تا عمق 5 متري سطح زمين فاقد آبند در حاليكه در پلاياهاي نرم سطح آب زيرزميني در فاصله اي كمتر از 5 متري سطح زمين قرار دارد. پلاياهاي نرم در طول تابستان سطحي خشك و در زمستان سطحي مرطوب دارند آنچنانكه در برخي از پلاياها سطح آب از 3 تا 5 سانتمتر در طول فصل مرطوب و تا حدود 30 سانتيمتر در فصل خشك تغيير مي كند از اين رو خاك در تمام سال مرطوب است. در اين گونه مناطق وقتي كه سطح آب پايين تر از سطح زمين قرار مي گيرد يك پوسته نمكي در سطح پلايا تشكيل مي شود. به هر حال دو شرط فوق نوع گونه و حضور جوامع گياهي را در حاشيه پلايا تحت تاثير قرار مي دهد. پوشش گياهي پلاياي سخت از گونه هاي مقاوم به خشكي (در نواحي خشك شور يافت مي شود) كه تقريبا با گونه هاي همنوع آنها در مناطق بالادست مشابهت دارند تا گونه هاي شور پسند (در نواحي مرطوب شور يافت مي شوند) خاص مناطق پست قليايي تغيير مي كند(به نقل از باربور و همكاران، 1987). پوشش گياهي پلاياي نرم شامل كنوپودياسه هاي گوشتي ( و آبدار) نواحي قليايي است(ليچوار و همكاران، 2006). تورن[3](1976) پوشش گياهي سواحل پلايا را تحت عنوان "بوته هاي كوتاه قد قليا دوست"[4] طبقه بندي كرده است پوشش گياهي مناطق مذكور معمولا شامل بوته هاي پراكنده گياهان شورپسند و اكثرا شامل كنوپودياسه، آستراسه، براسيكاسه، فاباسه و خانواده پوآسه هستند. بعقيده باربور و بيلينگز(1988) 20 درصد اين نوع پوشش گياهي شامل گونه هاي پاياي منفرد است. پوشش گياهي حاشيه پلايا اغلب فراتوفيت هايي[5] هستند كه در روي برآمدگيهاي پشته مانند (توده هاي برجسته خاك و پوشش گياهي) پيدا مي شوند. اين پشته هاي خاكي-گياهي 1تا 5 متر ارتفاع و 2 تا10 متر قطر دارند.(به نوعي نبكا هستند). هرقدر از لبه پلايا دور شويم شوري كاهش يافته و در نتيجه پوشش گياهي هالوفيت(مقاوم به شوري) به تدريج و با يك زون انتقالي جاي خود را به گونه هاي گزروفيت(مقاوم به خشكي) شور واگذار مي كند. بين لبه شني پلايا و پايكوه، مناطق بادبزني درشت دانه با قابليت نفوذپذيري بالا وجود دارد در اين مناطق سطح آب زيرزميني عميق است و گزروفيت ها رونق بيشتري دارند. در ارتفاعات پايين تر كه نواحي بادبزني درشت دانه با شنزارهاي لبه پلايا تداخل مي كنند سطح آب زيرزميني در عمق كمتري قرار مي گيرد و گياهان اطراف حاشيه پلايا بسته به نياز آنها و موقعيت محل، شامل هر دو نوع گياهان مقاوم به خشكي و نمك مي باشند. تجربيات عملي نشان داده است كه اعتبار دسته بندي وضعيت گونه هاي گياهي اراضي مرطوب حاشيه پلايا بعنوان يك شاخص بوسيله تركيبي از هالوفيت ها و فراتوفيت ها و پاسخ آنها به خاكهاي نمكي و هيدرولوژي آب زيرزميني نسبت به دوري و نزديكي به سطح زمين است كه مي تواند معياري براي تفكيك اين گونه اراضي در نظر گرفته شود. ......ادامه دارد....

[5] - گياهان با ريشه عميق
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 15:17  توسط محمد خسروشاهي
|
اگر چه ارتباط بين پوشش گياهي و سطح آب و همچنين حضور و يا وفور گونه هاي معيني از ماكروفيت ها مي تواند بعنوان يك روشي براي تعيين محدوده اراضي مرطوب پلاياها بكار گرفته شود ولي اين كار بدليل تحت تاثير قرار گرفتن آن بوسيله فاكتور هاي ديگري از جمله توزيع مكاني و فضايي چرخه هيدرولوژي و مقادير حدي شوري و خشكي هميشه امكان پذير نيست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:1  توسط محمد خسروشاهي
|
....ادامه مطلب قبلی....

در زبان يوناني "Halo " بمعني نمك و "phyte " بمعني گياه است از اين نظر هالوفيت ها را گياهان نمك دوست يا بعبارت بهتر گياهان مقاوم به نمك مي گويند. واژه هالوفيت از سالها پيش در علوم گياهي براي گياهان بردبار به نمك مورد استفاده قرار گرفته شده است. بويكو (1966) جزو اولين كساني بود كه پيشنهاد گياهان هالوفيت(شورپسند) را براي نمكزدايي آب و خاك مطرح كرد. اگرچه فرضيه انتخابي بويكو تفاوت بين سديم و ساير نمكها را متمايز نمي كند ولي آن به اين دليل انتخاب شده است كه اين گياهان قادرند نمكهاي سديم را انباشته كرده و از زيرلايه هاي خاكي كه در آن رشد مي كنند دور كنند
مكانيسم هاي مقاومت به خشكي
هالوفيت ها مكانيسمهاي مختلفي را براي زدودن سديم و ساير نمكهاي اضافي موجود در محيط زندگي از خود مي دهند كه در زير به شرح تعدادي از آنها پرداخته مي شود
- انباشتگرهاي يون[۱]:
تعدادي از هالوفيت هاي آوندي سطح بالايي از سديم و ساير نمكها را در بافت هاي اندامهاي هوايي جمع مي كنند و سپس آنها را دور مي ريزند (گرهام و همكاران، 1987). دو دسته از هالوفيت هاي مورد نظر شامل انباشتگرهاي يوني و دوركننده هاي يوني هستند. هولمز(2001) بررسيهاي وسيع ازمايشگاهي و صحرايي اكولوژي گياهان را در محيط هاي حدي در يك تلاشي به منظور انتخاب گياهاني كه براي اصلاح گياهي خاك در محيط هاي نمكي مناسب هستند انجام داده است. وي بطور موفقيت آميزي گياهان هالوفيت بومي را براي احياء خاكهاي آلوده به نمك بكار گرفته است. به استناد تحقيق وي مقدار سديم خاك دو سال پس از كاشت با گياهان انباشت كننده خاك تا 65درصد كاهش يافته است. از سال 1964 گونه هاي انباشتگر يون براي اصلاح خاك در محيط هاي نمكي بكار گرفته شده است. Chaudhri و همكاران (1964) بررسيهاي تست توانايي گياهي به نام Suaeda fruticosa را براي انباشت سديم و ساير نمكها گزارش كرده اند. بر اساس اين آزمايش مقدار 9.06 درصدوزن تر برگها و 4.29درصد وزن تر ساقه را نمكهاي جذب شده تشكيل مي داد. بطور متوسط يك بوته گياه به تنهايي قادر است 935 گرم نمك را در برگها و 232 گرم را در بافت ساقه تازه انباشته كند. با استناد به مقادير فوق و با توجه به باينكه يك بوته گياه Suaeda fruticosa سطحي معادل 0.36 متر مربع از زمين را پوشش مي دهد مي توان گفت اين بوته گياه به تنهايي توانايي انباشت 95 گرم نمك را در بيوماس بالاي سطح زمين(اندام هوايي) دارد. از اين رو در طول سال تقريبا 2353 كيلوگرم نمك در هكتار از زمين برداشت مي شود. به نظر محققين اگر اين گياهان بطور مؤثرتري كشت مي شدند تا سه براير اين مقدار نمك از زمين جمع آوري مي شد ( Chaudhriو همكاران، 1964 ؛ Rengamasay وSumner ، 1998).
دفع كننده هاي يون[۲]
هالوفيت هاي دفعي[۳] بعنوان دومين مولفه اصلاح كننده هاي گياهي بشمار مي روند. فرايند سيستم كنار زني نمك در هالوفيت هاي دفعي، سلولهاي غده اي يا كركهاي كيسه اي(تارهاي برگ) است كه قادرند سديم و ساير نمكها را از طريق بافتهاي برگ دور بريزند. در فرايند كنار زني نمك مكانيسم ورود نمك به گياه از طريق سيستم ريشه اي محدود شده و يا از رسيدن نمك به اندامهاي هوايي جلوگيري مي شود علاوه بر آن گياهان با مكانيسم كنار زني، يون هاي نمك را از سيستم انتقال برداشت و در بافت هاي خاصي مجزا مي كند. گونه هاي گز و آتريپلكس نمونه هايي از اين گياهان هستند كه فرايند نمك زدايي به ترتيب از طريق سلولها و مويرگها صورت مي گيرد. آتريپلكس از خانواده كنوپودياسه است كه حدود 20درصد از تمام گونه هاي هالوفيت را به خود اختصاص مي دهد(گلن و همكاران،2001) و بدليل تمركز بالاي يون سديم در بافتهاي داخلي خود شهرت دارد. پتانسيل استفاده آتريپلكس بعنوان يك گونه علوفه اي يا خوراك دامي و يك گونه مفيد كه مقدار سديم و نمك خاك را نيز كاهش مي دهد مورد نظر بسياري از محققين بوده است. يك هكتار آتريپلكس در طول يكسال قادر است تا 16000 كيلو گرم علوفه خشك قابل استفاده توليد كند(گودين و مك كل، 1970).
-برون ريزي نمك:
برخي از گياهان نمك را از طريق ريشه ها و بخش هاي هوايي بيرون مي ريزند. تعداد ديگري از گياهان نمك را به نواحي ذخيره اي انتقال داده و در آنجا انباشته مي كنند و در فرصت هاي مناسب آنها را دور مي ريزند در اپيدرم بعضي از گونه هاي گياهي محل هاي خاصي براي بيرون ريزي نمك وجود دارد اين محل ها شامل غده هاي نمكي انتقال يون به خارج از گياه بصورت مستقيم و از طريق ريشه و برگ مي باشد. بطور مثال سطح برگ، شاخه و ساقه برخي از گونه هاي آتريپلكس توسط كرك پوشيده شده است. اين كرك ها كه از تقسيم يك سلول از بشره حاصل مي شود، اغلب درهم ريخته و يك لايه پودري سفيد و شور تشكيل مي دهند اين وضعيت در عملكرد دفع نمك و تعادل انرژي برگ و انعكاس نور به برگ نقش مهمي دارند.
-آبدار و گوشتي شدن:
رقيق كردن غلظت يونها يكي از مكانيسم هاي دفاعي در برابر شوري در بافتهاي گياهي مي باشد. گياهان اين عمل را بوسيله افزايش حجم ذخيره اي خود بوسيله توسعه ساختمان هاي گوشتي، آبدار و ضخيم انجام مي دهند.
تعديل اسمزي :
تنظيم اسمزي به عنوان يك واكنش سازگاري در گياهان آوندي و غير آوندي و حتي در جلبك ها، باكتري ها و قارچ ها در پاسخ به تنش هاي محيطي بويژه تعييرات اسمزي محيط بروز ميكند
جدول زير تعدادي از گونه هاي مورد بحث را نشان مي دهد
|
Common Name |
Scientific Name |
Function |
|
Amshot Grass |
Echinochloa stagnina |
ion accumulator |
|
Suada vera Forsk |
Suaeda fruiticosa |
ion accumulator |
|
Rice |
Oryza sitiva |
ion accumulator |
|
Sunflower |
Helianthus annuus |
ion accumulator |
|
Sharp-leaved rush |
Juncus acutus |
ion accumulator |
|
Samaar morr |
Juncus rigidus |
ion accumulator |
|
Salt Cedar |
Tamarix L. |
ion excretor |
|
Goosefoot |
Chenopodium spp. |
ion excretor |
|
Summer Cypress |
Kochia spp. |
ion excretor |
|
Salt Wort |
Salicornia spp. |
ion excretor |
|
Russian Thistle |
Salsola spp. |
ion excretor |
|
Seablite |
Suaeda spp. |
ion excretor |
|
Sorghum-sudan grass |
Sorghum-sudanese |
soil pore size enhancer |
|
Barley |
Hordium spp. |
limited ion accumalator |
|
Wheat |
Triticum spp. |
limited ion accumulator |
|
Cotton |
Gossypium spp. |
limited ion accumulator |
|
Sugarbeet |
Heterodera spp. |
limited ion accumulator |
....مطلب ادامه دارد...
[1] -Ion Accumulators
[۲] -Ion Excretors
[۳] -Excretive
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:36  توسط محمد خسروشاهي
|
ادامه مطلب قبل
در زبان يوناني "Halo " بمعني نمك و "phyte " بمعني گياه است از اين نظر هالوفيت ها را گياهان نمك دوست يا بعبارت بهتر گياهان مقاوم به نمك مي گويند. واژه هالوفيت از سالها پيش در علوم گياهي براي گياهان بردبار به نمك مورد استفاده قرار گرفته شده است. بويكو1966) جزو اولين كساني بود كه پيشنهاد گياهان هالوفيت(شورپسند) را براي نمكزدايي آب و خاك مطرح كرد. اگرچه فرضيه انتخابي بويكو تفاوت بين سديم و ساير نمكها را متمايز نمي كند ولي آن به اين دليل انتخاب شده است كه اين گياهان قادرند نمكهاي سديم را انباشته كرده و از زيرلايه هاي خاكي كه در آن رشد مي كنند دور كنند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:21  توسط محمد خسروشاهي
|
پلايا يك ناحيه صاف در بخش انتهايي يك حوضه آبخيز نواحی بیابانی با زهكشي داخلي است كه گاهي اوقات داراي آب نيز مي باشد (در ایران گاهی به آن کویر نیز گفته می شود). به بياني ديگر پلايا ها لندفرمهايي از يك حوضه آبخيزند كه منحصرا آب را از طريق تبخير از دست مي دهند و در طول زمان در معرض نوسانات طبيعي تراز سطح آب هستند . اين نوسانات سطوح وسيعي از عرصه هاي پلايا را عاري از پوشش گياهي كرده و آنها را براي توالي اوليه آماده مي كند. در برخي از نواحي مجاور ساحل پلايا پوسته نمكي موجود بوضوح خاكهاي قليايي را براي گياهان غير قابل تحمل كرده است.هرچند مناطقي از پلاياها فاقد اين قشر نمكي اند و خاكهاي موجود مي توانند به رشد گياهان كمك كنند . به دليل شرايط سخت فيزيكي داخل پلايا، مانند خاك متراكم، شوري بالا و چرخه غير قابل پيش بيني غرقاب شدن يا خشك شدن، رويش بسياري از گياهان به نواحي ساحلي يا كناري پلايا محدود مي شود. شکل زیر نمایی تصوری از یک پلایا را نشان می دهد

يكي ديگر از دلايل عدم وجود گياه در حواشي پلايا را بايد در وجود سطوح صاف و هموار پلايا و بادهاي نسبتا شديد اين محيط جستجو كرد چه سطح صاف پلايا نمي تواند مانعي براي بدام انداختن بذور گياهان موجود در اين نواحي فراهم كند. بطور مثال در تحقيقي كه در سواحل صاف و هموار پلاياي مونو-كاليفرنيا براي ميزان پراكندگي بذور چند گونه گياهي انجام شد حداقل فاصله براي گونه Chrysothamnus spp. حدود 1300 متر و براي گونه Sarcobatus vermiculatus حدود 700 متر بود(كوين و همكاران، 1998). از اين رو چنانچه مانعي براي بدام انداختن بذور گياهي در اين عرصه ها ايجاد شود امكان استقرار و رشد گونه هاي مقاوم بشوري وجود خواهد داشت . اگر مركز پلايا بدليل تجمع بيش از حد آبهاي شور و وجود پوسته هاي نمكي در اطراف آن شرايط حادي براي استقرار گياه فراهم كرده اند اما زهكشي نواحي شور اطراف ساحل پلايا در اين مناطق و رطوبت كافي موجود در خاك مي تواند امكان رشد برخي گونه هاي گياهي مقاوم را فراهم آورد. این مطلب ادامه دارد...
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14:1  توسط محمد خسروشاهي
|
پلايا يك ناحيه صاف در بخش انتهايي يك حوضه آبخيز نواحی بیابانی با زهكشي داخلي است كه گاهي اوقات داراي آب نيز مي باشد (در ایران گاهی به آن کویر نیز گفته می شود). به بياني ديگر پلايا ها لندفرمهايي از يك حوضه آبخيزند كه منحصرا آب را از طريق تبخير از دست مي دهند و در طول زمان در معرض نوسانات طبيعي تراز سطح آب هستند . اين نوسانات سطوح وسيعي از عرصه هاي پلايا را عاري از پوشش گياهي كرده و آنها را براي توالي اوليه آماده مي كند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 13:42  توسط محمد خسروشاهي
|