تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

گزرو هالوفيت ها

 

Suaeda fruticosa

اين گياهان در محيط هاي نمكي خشك مي رويند چنين محيط هايي معمولا در داخل حوضه هاي با تبخير بالا و اراضي پست بيابانهاي توپوگرافي ديده مي شوند.خاكها در اين مناطق تا حدود 6 درصد نمك داشته و سطح آب زيرزميني پايين تر از يك متر است. گزروهالوفيت ها بر خلاف هيگرو هالوفيت ها سيستم ريشه اي عميق ندارند بنا براين نمي تواتند از آب زيرزميني استفاده كنند از اين رو آنها به يك سيتم ريشه اي كم عمق خاصي مجهز شده اند كه بتوانند نيازهاي خود را  از آب باران، شبنم و ساير آبهاي موجود در خاك[1] بدست آورند. نوع اخير يك منبع عمده آب براي پايداري گزروهالوفيت ها محسوب مي شود. افزايش اندازه و تراكم گزروهالوفيت ها از لحاظ موقعيت مكاني نسبت به پلايا، كمي دورتر از ساحل پلايا شكل مي گيرد اما در ساحل پلايا بطور متناوب و معمولا روي پشته هاي خاكي ديده مي شوند. حضور اين گونه ها در ساحل پلايا به واسطه وجود مواد بادبزني شكل درشت دانه اي است كه از كوهستان بطرف ساحل پلايا امتداد يافته اند. در اين نواحي كه سطح آب زيرزميني عمق تر است گزروهالوفيت ها رونق بيشتري دارند. برخي گونه هاي شناسايي شده در بيابانهاي جنوبي آمريكا به شرح زير است.

  Ambrosia dumosa   Artemisia arbuscula   Artemisia spinescens   Artemisia tridentata   Atriplex canescens   Atriplex confertifolia   Atriplex corrugata    Atriplex cuneata    Atriplex falcata   Atriplex hymenelytra   Atriplex polycarpa   Atriplex gardneri   Atriplex parryi    Atriplex polycarpa      Atriplex spinosa   Atriplex tridentata   Baccharis viminea   Bromus tectorum   Ceratoides lanata   Chrysothamnus nauseosus   Coleogyne ramosissima   Elymus cinereus   Encelia farinosa   Eriogonum inflatum   Euphorbia prostrata   Grayia spinosa   Halogeton glomeratus   Hymenoclea salsola   Kochia american    Larrea tridentata   Lepidum perfoliatum   Lycium andersonii    Menodora spinescens    Oryzopsis hymenoides   Purshia glandulosa   Purshia tridentata    Salsola kali   Sitanion hystrix   Sphaeralcea ambigua    Suaeda fruticosa auct   Suaeda suffrutescens   Tetradymia axillaris   Tidestromia oblongifolia   Wyethia mollis



[1] Vadose

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 13:25  توسط محمد خسروشاهي  | 

گزرو هالوفيت ها:

اين گياهان در محيط هاي نمكي خشك مي رويند چنين محيط هايي معمولا در داخل حوضه هاي با تبخير بالا و اراضي پست بيابانهاي توپوگرافي ديده مي شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 13:10  توسط محمد خسروشاهي  | 

هيگرو-هالوفيت ها:

 

Halopeplis perfoliata

هيگرو هالوفيت ها گونه هايي از گياهان هستند كه در اراضي پست بيابان كه بطور طبيعي تحت شرايط شوري طبيعي قرار دارند مي رويند در اين مناطق سطح آب زيرزميني معمولا در عمق يك متري قرار دارد كه گاهي اوقات در روي زمين نيز ديده مي شود. آبي كه در فاصله كمتر از يك متري سطح زمين قرار دارد در نتيجه نفوذ بارندگي هاي كوهستاني بداخل آبخانه هاي سراب حوضه و سپس ورود آنها به آبخانه هاي زيرزميني منطقه اي و جريان يافتن آنها بسمت مركز حوضه و يا بستر رودخانه ها صورت مي گيرد در اين حالت سطح آب زيرزميني مي تواند به روي زمين برسد و جريان پايه اي را براي رودخانه ها و آبي را نيز براي گياهان تهيه كند. هيگرو هالوفيت ها  همچنين در بستر رودخانه هاي خشك و حاشيه كويرها كه سطح آب زيرزميني نزديك به سطح زمين است يافت مي شوند. از آنجا كه بطور معمول ريشه اين گونه گياهان به منبع دائمي آب زيرزميني نمي رسد لذا براي سازگاري يك سيستم ريشه اي ليف مانندي در آنها بوجود آمده است كه مي تواند از رطوبت ناشي از بارندگيهاي اندك رسيده به سطح زمين نيز بخوبي استفاده كند. براي نمونه مي توان به گونه اي از هيگروهالوفيت ها به نام Allenrolfea occidentalis اشاره كرد كه در پلاياهاي جنوبي آمريكا ديده مي شود و يكي از مقاومترين گونه ها به شوري است. اين گونه گياهي كه در دراي واش ها و سواحل پلايا ها ديده مي شود، روي كفه هاي نمكي زمين كه بصورت سطوحي تاول مانند با ابعادي  داراي 2 تا 5 سانتيمتر ارتفاع و 15 تا 30 سانتيمتر عرض هستند ديده مي شود. اين سطوح نمكي مي توانند حدود 20 درصد آب حاوي نمكهاي محلول را در خود نگهدارند كه براي دوره هاي طولاني و بدون بارندگي، رطوبت كافي را براي گياه تامين مي كند.برخي گونه هاي هيگروهالوفيت بشرح زير شناسايي شده اند(لیچوار و دیکسون، ۲۰۰۷).    ..ادامه دارد...

 Ambrosia dumosa    Artemisia arbuscula    Artemisia spinescens    Artemisia tridentata   Atriplex canescens     Atriplex confertifolia     Atriplex corrugata    Atriplex cuneata    Atriplex falcata     Atriplex gardneri    Atriplex hymenelytra   Atriplex parryi   Atriplex polycarpa   Atriplex polycarpa   Atriplex spinosa   Atriplex tridentata Baccharis viminea      Bromus tectorum   Ceratoides lanata   Chrysothamnus nauseosus Coleogyne ramosissima    Elymus cinereus        Encelia farinosa    Eriogonum inflatumEuphorbia prostrata    Grayia spinosa     Halogeton glomeratus   Hymenoclea salsola     Kochia american    Larrea tridentata    Lepidum  perfoliatum     Lycium andersonii     Menodora spinescens    Oryzopsis hymenoides       Purshia glandulosa   Purshia tridentata    Salsola kali    Sitanion hystrix   Sphaeralcea ambigua     Suaeda fruticosa   Suaeda suffrutescens   Tetradymia axillaris     Tidestromia oblongifolia      Wyethia mollis

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 10:3  توسط محمد خسروشاهي  | 

هيگرو-هالوفيت ها:

هيگرو هالوفيت ها گونه هايي از گياهان هستند كه در اراضي پست بيابان كه بطور طبيعي تحت شرايط شوري طبيعي قرار دارند مي رويند در اين مناطق سطح آب زيرزميني معمولا در عمق يك متري قرار دارد كه گاهي اوقات در روي زمين نيز ديده مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 9:47  توسط محمد خسروشاهي  | 

نوع پلايا و ارتباط آن با گياهان شور روي

اگر چه ارتباط بين پوشش گياهي و سطح آب و همچنين حضور و يا وفور گونه هاي معيني از ماكروفيت ها مي تواند بعنوان يك روشي براي تعيين محدوده اراضي مرطوب پلاياها بكار گرفته شود ولي اين كار بدليل تحت تاثير قرار گرفتن آن بوسيله فاكتور هاي ديگري از جمله توزيع مكاني و فضايي چرخه هيدرولوژي و مقادير حدي شوري و خشكي هميشه امكان پذير نيست.

هالكنموم گونه اي شورپسند و مناسب براي احياي كويرها(عكس از مركز تحقيقات شوري يزد)

تقسيم بندي كلي پلایا:  پلاياها به دو نوع پلاياي سخت[1] و پلاياي نرم[2] تقسيم مي شوند: پلاياهاي سخت تا عمق 5 متري سطح زمين فاقد آبند در حاليكه در پلاياهاي نرم سطح آب زيرزميني در فاصله اي كمتر از 5 متري سطح زمين قرار دارد. پلاياهاي نرم در طول تابستان سطحي خشك و در زمستان سطحي مرطوب دارند آنچنانكه در برخي از پلاياها سطح آب از 3 تا 5 سانتمتر در طول فصل مرطوب و تا حدود 30 سانتيمتر در فصل خشك تغيير مي كند از اين رو خاك در تمام سال مرطوب است. در اين گونه مناطق وقتي كه سطح آب پايين تر از سطح زمين قرار مي گيرد يك پوسته نمكي در سطح پلايا تشكيل مي شود. به هر حال دو شرط فوق نوع گونه و حضور جوامع گياهي را در حاشيه پلايا تحت تاثير قرار مي دهد. پوشش گياهي پلاياي سخت از گونه هاي مقاوم به خشكي (در نواحي خشك شور يافت مي شود) كه تقريبا با گونه هاي همنوع آنها در مناطق بالادست مشابهت دارند تا گونه هاي شور پسند (در نواحي مرطوب شور يافت مي شوند) خاص مناطق پست قليايي تغيير مي كند(به نقل از باربور و همكاران، 1987). پوشش گياهي پلاياي نرم شامل كنوپودياسه هاي گوشتي ( و آبدار) نواحي قليايي است(ليچوار و همكاران، 2006). تورن[3](1976) پوشش گياهي سواحل پلايا را تحت عنوان "بوته هاي كوتاه قد قليا دوست"[4] طبقه بندي كرده است پوشش گياهي مناطق مذكور معمولا شامل بوته هاي پراكنده گياهان شورپسند و اكثرا شامل كنوپودياسه، آستراسه، براسيكاسه، فاباسه و خانواده پوآسه هستند. بعقيده باربور و بيلينگز(1988) 20 درصد اين نوع پوشش گياهي شامل گونه هاي پاياي منفرد است. پوشش گياهي حاشيه پلايا اغلب فراتوفيت هايي[5] هستند كه در روي برآمدگيهاي پشته مانند (توده هاي برجسته خاك و پوشش گياهي) پيدا مي شوند. اين پشته هاي خاكي-گياهي 1تا 5 متر ارتفاع و 2 تا10 متر قطر دارند.(به نوعي نبكا هستند). هرقدر از لبه پلايا دور شويم شوري كاهش يافته و در نتيجه پوشش گياهي هالوفيت(مقاوم به شوري) به تدريج و با يك زون انتقالي جاي خود را به گونه هاي گزروفيت(مقاوم به خشكي) شور واگذار مي كند. بين لبه شني پلايا و پايكوه، مناطق بادبزني درشت دانه با قابليت نفوذپذيري بالا وجود دارد در اين مناطق سطح آب زيرزميني عميق است و گزروفيت ها رونق بيشتري دارند. در ارتفاعات پايين تر كه نواحي بادبزني درشت دانه با شنزارهاي لبه پلايا تداخل مي كنند سطح آب زيرزميني در عمق كمتري قرار مي گيرد و گياهان اطراف حاشيه پلايا بسته به نياز آنها و موقعيت محل، شامل هر دو نوع گياهان مقاوم به خشكي و نمك مي باشند. تجربيات عملي نشان داده است كه اعتبار دسته بندي وضعيت گونه هاي گياهي اراضي مرطوب حاشيه پلايا بعنوان يك شاخص بوسيله تركيبي از هالوفيت ها و فراتوفيت ها و پاسخ آنها به خاكهاي نمكي و هيدرولوژي آب زيرزميني نسبت به دوري و نزديكي به سطح زمين است كه مي تواند معياري براي تفكيك اين گونه اراضي در نظر گرفته شود.                                             ......ادامه دارد....

 تصاويري از پلاياهاي سخت و نرم (آمريكا)
 

 

[1] -hard playa

[2] -soft playa

[3] -Thorne

[4] - alkaline scrub

[5] - گياهان با ريشه عميق

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 15:17  توسط محمد خسروشاهي  | 

نوع پلايا و ارتباط آن با گياهان شور روي

اگر چه ارتباط بين پوشش گياهي و سطح آب و همچنين حضور و يا وفور گونه هاي معيني از ماكروفيت ها مي تواند بعنوان يك روشي براي تعيين محدوده اراضي مرطوب پلاياها بكار گرفته شود ولي اين كار بدليل تحت تاثير قرار گرفتن آن بوسيله فاكتور هاي ديگري از جمله توزيع مكاني و فضايي چرخه هيدرولوژي و مقادير حدي شوري و خشكي هميشه امكان پذير نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:1  توسط محمد خسروشاهي  | 

هالوفيت ها (گیاهان مقاوم به شوری)

....ادامه مطلب قبلی....

در زبان يوناني "Halo " بمعني نمك و "phyte " بمعني گياه است از اين نظر هالوفيت ها را گياهان نمك دوست يا بعبارت بهتر گياهان مقاوم به نمك مي گويند. واژه هالوفيت از سالها پيش در علوم گياهي براي گياهان بردبار به نمك مورد استفاده قرار گرفته شده است. بويكو (1966) جزو اولين كساني بود كه پيشنهاد گياهان هالوفيت(شورپسند) را براي نمكزدايي آب و خاك مطرح كرد. اگرچه فرضيه انتخابي بويكو تفاوت بين سديم و ساير نمكها را متمايز نمي كند ولي آن به اين دليل انتخاب شده است كه اين گياهان قادرند نمكهاي سديم را انباشته كرده و از زيرلايه هاي خاكي كه در آن رشد مي كنند دور كنند

 مكانيسم هاي مقاومت به خشكي

هالوفيت ها مكانيسمهاي مختلفي را براي زدودن سديم و ساير نمكهاي اضافي موجود در محيط زندگي از خود مي دهند كه در زير به شرح تعدادي از آنها پرداخته مي شود

- انباشتگرهاي يون[۱]

تعدادي از هالوفيت هاي آوندي سطح بالايي از سديم و ساير نمكها را در بافت هاي اندامهاي هوايي جمع مي كنند و سپس آنها را دور مي ريزند (گرهام و همكاران، 1987). دو دسته از هالوفيت هاي مورد نظر شامل انباشتگرهاي يوني و دوركننده هاي يوني هستند. هولمز(2001) بررسيهاي وسيع ازمايشگاهي و صحرايي اكولوژي گياهان را در محيط هاي حدي در يك تلاشي به منظور انتخاب گياهاني كه براي اصلاح گياهي خاك در محيط هاي نمكي مناسب هستند انجام داده است. وي بطور موفقيت آميزي گياهان هالوفيت بومي را براي احياء خاكهاي آلوده به نمك بكار گرفته است. به استناد تحقيق وي مقدار سديم خاك دو سال پس از كاشت با گياهان انباشت كننده خاك تا 65درصد كاهش يافته است.  از سال 1964 گونه هاي انباشتگر يون براي اصلاح خاك در محيط هاي نمكي بكار گرفته شده است. Chaudhri  و همكاران (1964) بررسيهاي تست توانايي گياهي به نام Suaeda fruticosa را براي انباشت سديم و ساير نمكها گزارش كرده اند. بر اساس اين آزمايش مقدار 9.06 درصدوزن تر برگها و  4.29درصد وزن تر ساقه را نمكهاي جذب شده تشكيل مي داد. بطور متوسط يك بوته گياه به تنهايي قادر است 935 گرم نمك را در برگها و 232 گرم را در بافت ساقه تازه انباشته كند. با استناد به مقادير فوق و با توجه به باينكه يك بوته گياه Suaeda fruticosa سطحي معادل 0.36 متر مربع از زمين را پوشش مي دهد مي توان گفت اين بوته گياه به تنهايي توانايي انباشت 95 گرم نمك را در بيوماس بالاي سطح زمين(اندام هوايي) دارد. از اين رو در طول سال تقريبا 2353 كيلوگرم نمك در هكتار از زمين برداشت مي شود. به نظر محققين اگر اين گياهان بطور مؤثرتري كشت مي شدند تا سه براير اين مقدار نمك از زمين جمع آوري مي شد ( Chaudhriو همكاران، 1964 ؛ Rengamasay وSumner ، 1998).

دفع كننده هاي يون[۲]

هالوفيت هاي دفعي[۳] بعنوان دومين مولفه اصلاح كننده هاي گياهي بشمار مي روند. فرايند سيستم كنار زني نمك در هالوفيت هاي دفعي، سلولهاي غده اي يا كركهاي كيسه اي(تارهاي برگ) است كه قادرند سديم و ساير نمكها را از طريق بافتهاي برگ دور بريزند. در فرايند كنار زني نمك مكانيسم ورود نمك به گياه از طريق سيستم ريشه اي محدود شده و يا از رسيدن نمك به اندامهاي هوايي جلوگيري مي شود علاوه بر آن گياهان با مكانيسم كنار زني، يون هاي نمك را از سيستم انتقال برداشت و در بافت هاي خاصي مجزا مي كند. گونه هاي گز و آتريپلكس نمونه هايي از اين گياهان هستند كه فرايند نمك زدايي به ترتيب از طريق سلولها و مويرگها صورت مي گيرد. آتريپلكس از خانواده كنوپودياسه است كه حدود 20درصد از تمام گونه هاي هالوفيت را به خود اختصاص مي دهد(گلن و همكاران،2001) و بدليل تمركز بالاي يون سديم در بافتهاي داخلي خود شهرت دارد. پتانسيل استفاده آتريپلكس بعنوان يك گونه علوفه اي يا خوراك دامي و يك گونه مفيد كه مقدار سديم و نمك خاك را نيز كاهش مي دهد مورد نظر بسياري از محققين بوده است. يك هكتار آتريپلكس در طول يكسال قادر است تا 16000 كيلو گرم علوفه خشك قابل استفاده توليد كند(گودين و مك كل، 1970).

-برون ريزي نمك:

برخي از گياهان نمك را از طريق ريشه ها و بخش هاي هوايي بيرون مي ريزند. تعداد ديگري از گياهان نمك را به نواحي ذخيره اي انتقال داده و در آنجا انباشته مي كنند و در فرصت هاي مناسب آنها را دور مي ريزند در اپيدرم بعضي از گونه هاي گياهي محل هاي خاصي براي بيرون ريزي نمك وجود دارد اين محل ها شامل غده هاي نمكي انتقال يون به خارج از گياه بصورت مستقيم و از طريق ريشه و برگ مي باشد. بطور مثال سطح برگ، شاخه و ساقه برخي از گونه هاي آتريپلكس توسط كرك پوشيده شده است. اين كرك ها كه از تقسيم يك سلول از بشره حاصل مي شود، اغلب درهم ريخته و يك لايه پودري سفيد و شور تشكيل مي دهند اين وضعيت در عملكرد دفع نمك و تعادل انرژي برگ و انعكاس نور به برگ نقش مهمي دارند.

-آبدار و گوشتي شدن:

رقيق كردن غلظت يونها يكي از مكانيسم هاي دفاعي در برابر شوري در بافتهاي گياهي مي باشد. گياهان اين عمل را بوسيله افزايش حجم ذخيره اي خود بوسيله توسعه ساختمان هاي گوشتي، آبدار و ضخيم انجام مي دهند.

تعديل اسمزي :

تنظيم اسمزي به عنوان يك واكنش سازگاري در گياهان آوندي و غير آوندي و حتي در جلبك ها، باكتري ها و قارچ ها در پاسخ به تنش هاي محيطي بويژه تعييرات اسمزي محيط بروز ميكند                            

                                  جدول زير تعدادي از گونه هاي مورد بحث را نشان مي دهد

Common Name

Scientific Name

Function

Amshot Grass

Echinochloa stagnina

ion accumulator

Suada vera Forsk

Suaeda fruiticosa

ion accumulator

Rice

Oryza sitiva

ion accumulator

Sunflower

Helianthus annuus

ion accumulator

Sharp-leaved rush

Juncus acutus

ion accumulator

Samaar morr

Juncus rigidus

ion accumulator

Salt Cedar

Tamarix L.

ion excretor

Goosefoot

Chenopodium spp.

ion excretor

Summer Cypress

Kochia spp.

ion excretor

Salt Wort

Salicornia spp.

ion excretor

Russian Thistle

Salsola spp.

ion excretor

Seablite

Suaeda spp.

ion excretor

Sorghum-sudan grass

Sorghum-sudanese

soil pore size enhancer

Barley

Hordium spp.

limited ion accumalator

Wheat

Triticum spp.

limited ion accumulator

Cotton

Gossypium spp.

limited ion accumulator

Sugarbeet

Heterodera spp.

limited ion accumulator

....مطلب ادامه دارد...

[1] -Ion Accumulators

[۲] -Ion Excretors

 [۳] -Excretive

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:36  توسط محمد خسروشاهي  | 

هالوفيت ها

ادامه مطلب قبل

در زبان يوناني "Halo " بمعني نمك و "phyte " بمعني گياه است از اين نظر هالوفيت ها را گياهان نمك دوست يا بعبارت بهتر گياهان مقاوم به نمك مي گويند. واژه هالوفيت از سالها پيش در علوم گياهي براي گياهان بردبار به نمك مورد استفاده قرار گرفته شده است. بويكو1966) جزو اولين كساني بود كه پيشنهاد گياهان هالوفيت(شورپسند) را براي نمكزدايي آب و خاك مطرح كرد. اگرچه فرضيه انتخابي بويكو تفاوت بين سديم و ساير نمكها را متمايز نمي كند ولي آن به اين دليل انتخاب شده است كه اين گياهان قادرند نمكهاي سديم را انباشته كرده و از زيرلايه هاي خاكي كه در آن رشد مي كنند دور كنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:21  توسط محمد خسروشاهي  | 

جايگاه گياهان در پلاياهاي مرطوب

 پلايا يك ناحيه صاف در بخش انتهايي يك حوضه آبخيز نواحی بیابانی با زهكشي داخلي است كه گاهي اوقات داراي آب نيز مي باشد (در ایران گاهی به آن کویر نیز گفته می شود). به بياني ديگر پلايا ها لندفرمهايي از يك حوضه آبخيزند كه منحصرا آب را از طريق تبخير از دست مي دهند و در طول زمان در معرض نوسانات طبيعي تراز سطح آب هستند . اين نوسانات سطوح وسيعي از عرصه هاي پلايا را عاري از پوشش گياهي كرده و آنها را براي توالي اوليه آماده مي كند. در برخي از نواحي مجاور ساحل پلايا پوسته نمكي موجود بوضوح خاكهاي قليايي را براي گياهان غير قابل تحمل كرده است.هرچند مناطقي از پلاياها فاقد اين قشر نمكي اند و خاكهاي موجود مي توانند به رشد گياهان كمك كنند . به دليل شرايط سخت فيزيكي داخل پلايا، مانند خاك متراكم، شوري بالا و چرخه غير قابل پيش بيني غرقاب شدن يا خشك شدن، رويش بسياري از گياهان به نواحي ساحلي يا كناري پلايا محدود مي شود. شکل زیر نمایی تصوری از یک پلایا را نشان می دهد

نمايي از يك پلاياي تصوري

يكي ديگر از دلايل عدم وجود گياه در حواشي پلايا را بايد در وجود سطوح صاف و هموار پلايا و بادهاي نسبتا شديد اين محيط جستجو كرد چه سطح صاف پلايا نمي تواند مانعي براي بدام انداختن بذور گياهان موجود در اين نواحي فراهم كند. بطور مثال در تحقيقي كه در سواحل صاف و هموار پلاياي مونو-كاليفرنيا براي ميزان پراكندگي بذور چند گونه گياهي انجام شد حداقل فاصله براي گونه Chrysothamnus spp. حدود 1300 متر و براي گونه Sarcobatus vermiculatus  حدود 700 متر بود(كوين و همكاران، 1998).  از اين رو چنانچه مانعي براي بدام انداختن بذور گياهي در اين عرصه ها ايجاد شود امكان استقرار و رشد گونه هاي مقاوم بشوري وجود خواهد داشت . اگر مركز پلايا بدليل تجمع بيش از حد آبهاي شور و وجود پوسته هاي نمكي در اطراف آن شرايط حادي براي استقرار گياه فراهم كرده اند اما زهكشي نواحي شور اطراف ساحل پلايا در اين مناطق و رطوبت كافي موجود در خاك مي تواند امكان رشد برخي گونه هاي گياهي مقاوم را فراهم آورد.                این مطلب ادامه دارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14:1  توسط محمد خسروشاهي  | 

جايگاه گياهان در پلاياهاي مرطوب

پلايا يك ناحيه صاف در بخش انتهايي يك حوضه آبخيز نواحی بیابانی با زهكشي داخلي است كه گاهي اوقات داراي آب نيز مي باشد (در ایران گاهی به آن کویر نیز گفته می شود). به بياني ديگر پلايا ها لندفرمهايي از يك حوضه آبخيزند كه منحصرا آب را از طريق تبخير از دست مي دهند و در طول زمان در معرض نوسانات طبيعي تراز سطح آب هستند . اين نوسانات سطوح وسيعي از عرصه هاي پلايا را عاري از پوشش گياهي كرده و آنها را براي توالي اوليه آماده مي كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 13:42  توسط محمد خسروشاهي  |