تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

اینهم از روز جهانی مقابله با بیابانزایی سال 1387

 

بهترين كاري كه دكتر زرگر (معاون آب وزارت نيرو) براي مهار بيابانزايي مي تواند بكند

سرانجام روز جهاني مقابله با بيابانزايي (17 ژوئن برابر با 28 خرداد87) كه باحضور مسئولين دست اندركار و مقامات محلي و كارشناسان و انديشمندان اين حوزه در مركز آموزش منابع طبيعي دكتر جوانشير كرج برگزار شده بود در نيمه همان روز تمام شد. اگر چه در برنامه تنظيمي، حضور دو وزير جهاد كشاورزي و نيرو يعني آقاي مهندس اسكندري و مهندس پرويز فتاح و همچنين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست براي انجام سخنراني پيش بيني شده بود اما هيچيك از دو وزير نامبرده زحمت حضور در برنامه اين روز را كه مخصوصا با پديده خشكسالي هم روبرو شده است وحرفهاي بسياري هم براي گفتن داشتند بخود ندادند و معاونين خود را به اين جلسه فرستاده بودند. باز هم احسنت به خانم دكتر جوادي رياست محترم سازمان حفاظت محيط زيست كه مي توانم به جرئت بگويم بهترين سخنران امروز بودند. سخنرانان كليدي امروز به ترتيب آقاي دكتر شريفي رئيس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، خانم دكتر جوادي رئيس سازمان حفاظت محيط زيست ،آقاي دكتر خلقاني رئيس سازمان ترويج آموزش و تحقيقات جهاد كشاورزي و بلاخره آقاي دكتر زرگر معاون آب وزارت نيرو بودند بودند.

پس از خير مقدم و صحبت اقاي دكتر شريفي رئيس سازمان جنگلها و مراتع كشور،  خانم دكتر جوادي صحبت كردند ايشان برخلاف سايرين و بدون اينكه متن خود را از روي نوشته اي بخواند سخنراني خوب، كوتاه و گويايي در رابطه با بيابانزايي و تغييرات اقليمي و اثر آن بر منابع طبيعي و محيط زيست از جمله حيات وحش و آبزيان ايراد كرد. ايشان ضمن توضيحاتي در مورد آلودگي آب و هوا از جمله طوفانهاي گرد و غبار چند هفته اخير و همچنين خطراتي كه تالابها و پاركهاي محيط زيست را تهديد مي كنند به توافقنامه اي كه با وزارت نيرو در باره رها سازي آب مورد نياز براي جلوگيري از خشك شدن برخي از تالابها داشته اند،اشاره كرد.

اقاي دكتر خلقاني با ارايه تعدادي اسلايد در مورد امنيت غذايي و خشكي و خشكسالي و لزوم برنامه ريزي براي انجام پروژه هاي آبخوانداري سخنراني داشتند و اشاره اي نيز به برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 1404 جمهوري اسلامي ايران كردند

و سرانجام نوبت به اقاي زرگر معاون آب وزرات نيرو رسيد ايشان نيز با اشاره به برخي از مواد كنوانسيون مقابله با بيابانزايي در مورد وضعيت منابع اب و خشكسالي اخير صحبتهايي كردند و آمادگي خود را در بخش منابع اب براي مقابله با بيابانزايي اعلام كردند روي سخنم اما با اقاي دكتر زرگر است ايشان مي دانند كه  سفره‌هاي آب زيرزميني در اغلب دشت‌هاي كشور وضعيت مطلوبي ندارند. بر اساس آمار ارايه شده توسط وزارتخانه خودشان  حدود 6/74 ميليارد مترمكعب آب از طريق چاه‌ها، چشمه‌ها و قنوات از منابع آب زيرزميني كشور استحصال مي‌شود كه حدود60 درصد آب استحصالي از طريق بيش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط 28درصد چاه‌هاي موجود كشور عميق است اما ميزان بهره‌برداري از اين چاه‌ها بيش از 69 درصد تخليه كل چاه‌هاي كشور را شامل مي‌شود و از كل تعداد چاه‌هاي موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوي ديگر جديدترين آمار حاكي از آن است كه از 609 محدوده مطالعاتي، 225 محدوده ممنوعه اعلام و پيشنهاد ممنوعه شدن 45 محدوده ديگر نيز توسط شركت‌هاي آب منطقه‌اي كشور به وزارت نيرو ارائه شده‌ است. بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهره‌برداري آب‌هاي زيرزميني در حوزه‌هاي اصلي كشور نشان مي‌دهد كه در مقابل 7/57 ميليارد مترمكعب تخليه آب‌هاي زيرزميني حدود 7/50 ميليارد مترمكعب تغذيه صورت گرفته است. به عبارت ديگر، حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني بهره‌برداري شده بطوري كه در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. همچنين خوب مي دانند كه سالانه حجم انبوهي از پساب‌هاي كشاورزي از طريق رودخانه‌ها و زهكش‌ها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نموده است. آمار و ارقام نشان مي دهد كه هر سال حدود ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه 6۰ تا7۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. چند مورد بالا از جمله عولملي هستند كه به نوعي سبب بيابانزايي مي شوند بنا براين اگر آماده همكاري هستند بهترين همكاري براي جلوگيري از پديده بيابانزايي، انجام تمهيداتي در داخل وزارتخانه نيرو براي خروج از اين معضل است.

ازجله نکات جالب توجه مراسم امسال روز جهانی مقابله با بیابانزایی، یادآوری اصلاح واژه غلط بیابانزدایی توسط مجری برنامه(اقای اینانلو) بود. ایشان چندین بار ضمن معرفی سخنرانان تاکید داشتند به جای کلمه"بیابازدایی" باید از اصطلاح "مقابله با بیابانزایی" استفاده شود اما هر بار مجددا همان اصطلاح اشتباه در سخنرانی بیشتر سخنرانان بکار برده می شد و جالبتر اینکه بالاترین مقام متولی بیابانها چند بار از همان کلمه استفاده کرد.

                 در رابطه با روز جهانی مقابله با بیابانزایی ایجا را نیز بخوانید

مبارزه با بیابان‌زایی، سومین چالش زیست‌محیطی جامعه‌ جهانی-بخش فارسی صدای آلمان

                      مقالات کارگاه اقلیم و تخریب سرزمین- سازمان جهانی هواشناسی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 15:35  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(4)

                                                      .......ادامه مطلب

نقش آب در مهار بيابانزايي:

همانطور كه قبلا گفته شد دو جلوه اساسي آب در رابطه با بيابانزايي؛ جاري شدن سيلاب از بالادست حوضه و تجمع آن در پاياب آنهم پس از آلوده شدن به املاح گچ و نمك در طول مسير است و ديگري برداشت بيش از حد مجاز آب و در نتيجه افت سطح سفره هاي آب زيرزميني و عواقب بعدي آن است. از اين رو چنانچه تمهيداتي براي مهار و كنترل سيلاب در بالادست حوضه آبخيز انديشيده شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 8:23  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(3)

                                                           .....ادامه مطلب

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني منجر به بيابانزايي مي شود

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني يكي ديگر از چالش‌هاي اساسي كشور در رابطه با بيابان زايي محسوب مي شود. اين موضوع اگرچه در اكثر دشت هاي كشور نمود كاملا آشكاري دارد اما در مناطق بياباني كشور كه غالب اين دشت ها در اطراف كويرها و ماندابهاي شور مركزي و ساحلي (جنوب) آنهم با خشكسالي هاي پي در پي قرار گرفته است سبب شده است كه سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده (نمودار شماره 6) و نفوذ آبهاي شور را به آبخانه هاي مجاور كوير فراهم آورد. مطالعات انجام شده در اطراف درياچه نمك و حوض سلطان قم نشان مي دهد كه در يك دوره سي ساله (1382-1352) جبهه آب شور حدود 5 كيلومتر بسمت آبخانه هاي آب شيرين پيشروي داشته كه اين عامل موجب تشديد بيابانزايي در منطقه مذكور شده است(5). بررسي آمار و ارقام موجود نشان مي‌دهد كه در اكثر دشت هاي كشور به دليل افت سطح سفره‌هاي آب زيرزميني تراز آنها منفي است و میزان تخلیه غیر مجاز بوسیله چاههای عمیق توازن و تعادل آب های زیر زمینی را بر هم زده است. از این رو باید اين واقعیت را قبول كنيم که نرخ مجاز برداشت از منابع آب را بايد استعداد طبیعی منطقه در تغذیه آبخوان تعیین کند و نه نیاز بشر به آب و چه بسا بیابان زایی عقوبت عدم درک این آموزه است. بايد گفت اگرچه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند. از طرفي توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري و فقدان مديريت مصرف آب از عمده‌ترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب مي شوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي به‌طور متوسط حدود 30 درصد برآورد مي‌شود در حاليكه اين رقم در دنيا در حد 40 تا 45 درصد است. اين موضوع وقتي اهميت پيدا مي كند كه بدانيم در كشورهايي مثل هند و پاكستان بالابردن بازده آبياري به اندازه 10درصد مي تواند آب اضافي براي آبياري 2 ميليون هكتار زمين را تامين كند(6). اكنون كاملا پيداست كه بالابردن راندمان آبياري ولو به اندازه 5 تا 10درصد براي كشاورزي ايران كه حدود 95 درصد آب كشور را بخود اختصاص داده است چقدر مهم و كارساز است و مي تواند سهم قابل توجهي از پمپاژ آبهاي زيرزميني را جبران نمايد. گذشته از راندمان پايين آبياري، متاسفانه راندمان توليد محصول به ازاي واحد آب مصرفي نيز در كشور پايين است. در بهترين حالت، كارايي مصرف آب در ايران، 7/. كيلوگرم محصول براي مصرف يك متر مكعب آب برآورد مي شود در حاليكه متوسط جهاني يك كيلو گرم محصول است(10). با در نظر گرفتن محدوديت هاي فوق متاسفانه هنوز هم به جاي پرداختن به افزايش توليد در واحد سطح، در بسياري موارد صحبت از افزايش سطح زير كشت مي شود غافل از اينكه اين موضوع، دو معضل بوجود آورده است؛ مشكل اول يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها گسترده ترشده است ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب هم بدتر شده است و با اين روش خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته مي شود زيرا بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي شود! آب كه پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم مي‌خورد، آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفره‌ي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژ‌هاي بعدي به مرور زمان، آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور مي‌كند خاك كه شور شد محصول كم ميشود  محصول كه كم شد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كرد.

مشكل ديگري كه در اثر افت سطح آبهاي زيرزميني خودنمايي مي كند نشست زمين است. پديده اي كه هم اكنون نشانه هاي آن در مناطق مختلف كشور از جمله ورامین، رفسنجان، زرند كرمان و همدان بروز كرده است. بررسی‌های كارشناسان سازمان نقشه‌برداری و زمین‌شناسی نيز حاكی از بروز این پدیده مخرب در جنوب تهران است. براساس محاسبات و اندازه‌گیری‌های صورت گرفته از سوی سازمان نقشه‌برداری(9) از سال 74 تاكنون سطح وسیعی از اراضی جنوب تهران در محدوده مناطق 17، 18 و 19 به ویژه اطراف محدوده اتوبان آزادگان بین 60 تا 187 سانتی‌متر فرونشست داشته است

          .....ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:32  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(3)

                                                                                        .....ادامه مطلب

 

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني منجر به بيابانزايي مي شود

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني يكي ديگر از چالش‌هاي اساسي كشور در رابطه با بيابان زايي محسوب مي شود. اين موضوع اگرچه در اكثر دشت هاي كشور نمود كاملا آشكاري دارد اما در مناطق بياباني كشور كه غالب اين دشت ها در اطراف كويرها و ماندابهاي شور مركزي و ساحلي (جنوب) آنهم با خشكسالي هاي پي در پي قرار گرفته است سبب شده است كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:30  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(2)

                                                                  .....ادامه مطلب.....

نقش آب و سيلاب در بيابان زايي

روند رو به افزايش سيل در كشور (جدول1) به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است. افزايش‌ جمعيت‌، همراه‌ با ضعف‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ بهره‌وري‌ از زمين‌ سبب‌ شده‌ است‌ تا جنگلها به‌ مرتع‌ يا زمين‌ زراعتي‌ تبديل‌ شوند، در نتيجه‌ آب‌ كمتري‌ در بالادست‌ رودخانه‌ها به‌ زمين‌ نفوذ كرده‌ و سريعتر به‌ طرف‌ دشت‌ جريان‌پيدا كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ سيل‌ها فراوانتر، شديدتر و ناگهاني‌تر شده‌ و مردم‌ بيشتري‌ از سيل‌هاي‌ شديدتري‌ آسيب‌ مي‌بينند. لذا سيل‌ را بايد يكي‌ از جدي‌ ترين‌ بلاياي‌ طبيعي‌ بشمار آورد كه‌ همواره‌ جوامع‌ بشري‌ را مورد تهديد قرار مي‌ دهد. از طرف‌ ديگر پديده‌ سيل‌ كه‌ باخرابي‌ و انهدام‌ تأسيسات‌ آبي‌، چاههاي‌ آب‌ و قنوات‌ همراه‌ است‌، خود به‌ نوعي‌ باعث‌ بحران‌ آب‌ مي‌شود. به اين ترتيب سيلاب، گذشته از صدماتي كه به اماكن و ابنيه و اراضي كشاورزي وارد مي كند يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند چرا كه باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند. اين سيلابها در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند (تصوير ا و 2). براي مثال مطالعات انجام شده (3) در ايستگاه هيدرومتري شريف آباد از رودخانه جاجرود نشان مي دهد كه سالانه حجمي معادل 150 ميليون متر مكعب آب از اين ايستگاه عبور مي كند و از آن طريق بيش از 505620 تن نمكهاي محلول وسيله اين رودخانه به سمت دشت حمل مي شود. گفتني است هر چقدر به سمت مناطق بالادست حوضه پيش رويم از ميزان نمك حمل شده وسيله اين رودخانه كمتر مي شود بطوريكه مقدار نمك محلول همين رودخانه در محل ايستگاه هيدرومتري ماملو  به حدود 31480 مي رسد. اگر چه تعداد رودهاي شور و بويژه رودهاي موقتي و فصلي در ايران زياد است ولي اكثر اين رودها در منشاء خود شور نيستند بلكه پس از طي مسافتي در قسمت هاي پايين دست حوضه و بيشتر تحت تاثير عوامل زمين شناسي و آب و هوايي و هيدرولوژيكي شور شده بطوريكه در بيشتر مناطق غير قابل استفاده مي شوند. بايد گفت نتيجه هرز روي رواناب ها، علاوه بر كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه سبب پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي باشد. مضافا اينكه ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. در اين مناطق دانه های ریز نمک همراه با ذرات دیگری که با نمک همراه است، موجب می شود که باد آنها را به آسانی جا به جا کند و مسیر کم و بیش طولانی را همراه خود ببرد و سپس مواد حمل شده تحت تاثیر مکانیسم های خاصی در ناحیه معینی به جا گذاشته شود. ذرات نمکی که اینگونه توسط بادها حمل می شوند، از خاکهای شور زمینهای کویری، حاصل می شود (شاهد مثال تصوير 3 و 4). در مناطق بياباني, بخشی از زمین های زراعتی که در مجاور کویرها قرار گرفته اند در نتیجه وزش بادهای نسبتا تند تابستان یا اوایل پاییز , شور می شوند و به تدریج ارزش خود را از دست داده و سرانجام به حالت لم یزرع در می آیند. گاهی شدت انتقال املاح از زمین های کویری بسیار زیاد است به طوری که در اندک مدتی ده ها و حتی صدها هکتار از زمین های زراعی در پوششی از نمک فرو می روند. بررسی هایی که در روسیه صورت گرفته است نشان می دهد که در یکی از استپ هاي شور با مساحتي حدود 6 کیلومتر مربع ظرف مدت یک ساعت 7200 تن نمک محلول که قسمت اعظم آن کلرور سدیم بوده به وسیله باد حمل شده است. این مقدار نمک کافی است که 45 هکتار از زمینی را که قبلا شور نبوده است به حالت كويري و شور تبدیل کند(4).

                   

                        جدول 1: نمودار دفعات وقوع سيل در طول سالهای 1383-1330

دوره آماري

1330-39

1340-49

1350-59

1360-69

1370-80

1380-83

تعداد وقوع سيل

179

215

405

812

2053

521

                                                                    منبع: بانك اطلاعات سيل كشور، دفتر مهندسي و ارزيابي طرحها

اگر چه اين موضوع در مناطق مركزي ايران كه عموما سيلابها در چاله هاي بسته داخلي مي ريزند مصداق پيدا مي كند اما در مناطق ساحلي جنوب پديده شور شدن اراضي بوسيله آب دريا صورت مي گيرد. در مناطق مذكور اين موضوع بقدري بارز است كه در برخي موارد امكان استقرار گياه در اين مناطق فراهم نمي شود. شاهد مثال بازديد منطقه اي از استان هرمزگان است كه از حوالي اسكله ماهيگيري شرق بندر جاسك شروع مي شود و طولي حدود 35 تا 40 كيلومتر و عرضی برابر با 3 تا 4 كيلومتر را در بر گرفته است در اين منطقه فرسايش بادي بشدت عمل نموده و مزاحمت هايي را براي جاده هاي ارتباطي و روستاهاي بزرگي مانند ونك و پي وشك و ساير روستاهاي كوچكتر بوجود آورده است. بايد گفت علت اصلي عدم استقرار گياه در منطقه مذكور شوري خاك و بالا بودن سطح آب زيرزميني عنوان مي شود در اينگونه مناطق معمولا نمك دار شدن زمين منشأ دريائي داشته(7) و اولين فرآيند آن مربوط به پوشيده شدن قسمتي از زمين بوسيله آب دريا در هنگام طوفان‌ها يا مدهاي غير عادي و يا حركت شديد آب حاصل از مد است و دومين فرآيند نمك‌دار شدن در اثر نمكهاي موجود در قطرات بسيار ريز آب حاصل از امواج دريا بوسيله باد بر روي زمين يا گياهان است (تصوير شماره 5). در اين منطقه كه شرايط مساعدي براي وزش بادهاي شديد فراهم است و بنا به گفته كارشناسان محلي همراه ، گاهي اوقات سرعت باد به بيش از 100 كيلومتر بر ساعت نيز رسيده است. فراواني طوفان هاي شديد بر روي سواحل كه تشكيل قطرات بسيار كوچك آب را تسهيل ميكند تراكم هاي غيرعادي نمك را در مناطق اطراف سبب ميشود كه براي كشت و كار گياهان مضر است. وجود باد زياد سبب تسهيل حركت قطرات آب از سطح دريا به خشكي است و خشكي آب و هوا هم عامل مساعدي براي تراكمهاي غير عادي نمك مي شود. طبق بررسیهای مختلفی که در استرالیای غربی وجنوبی انجام گرفته است, نمک هایی که بدین طریق موجب شوری خاکهای نقاط مختلف می شوند به 2 تا 47 تن در کیلو متر مربع تخمین زده شده است.

تصوير5 : پودر سفيد نمك حاصل از مد آب در نواحي ساحلي خليج فارس

(نمكهاي موجود در قطرات بسيار ريز آب حاصل از امواج دريا نيز بوسيله باد به اراضي مجاور منتقل مي شود)

                                               ........ ادامه دارد.........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 8:31  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(2)

                                                                                                   .....ادامه مطلب.....

نقش آب و سيلاب در بيابان زايي

روند رو به افزايش سيل در كشور (جدول1) به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است. افزايش‌ جمعيت‌، همراه‌ با ضعف‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ بهره‌وري‌ از زمين‌ سبب‌ شده‌ است‌ تا جنگلها به‌ مرتع‌ يا زمين‌ زراعتي‌ تبديل‌ شوند، در نتيجه‌ آب‌ كمتري‌ در بالادست‌ رودخانه‌ها به‌ زمين‌ نفوذ كرده‌ و سريعتر به‌ طرف‌ دشت‌ جريان‌پيدا كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ سيل‌ها فراوانتر، شديدتر و ناگهاني‌تر شده‌ و مردم‌ بيشتري‌ از سيل‌هاي‌ شديدتري‌ آسيب‌ مي‌بينند. لذا سيل‌ را بايد يكي‌ از جدي‌ ترين‌ بلاياي‌ طبيعي‌ بشمار آورد كه‌ همواره‌ جوامع‌ بشري‌ را مورد تهديد قرار مي‌ دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 8:19  توسط محمد خسروشاهي  | 

به بهانه روز جهاني محيط زيست

 

در روزگار قدیم كه عده انسانها بر سطح زمين كم بودند زيان و دستبردي كه آدمي به محيط زيست پيرامون خود وارد مي كرد در طول زمان وسيله خود طبيعت و محيط قابل جبران بود. درختان را قطع مي كرد اما اين تخريب آنقدر وسعت و دامنه نداشت كه نسل جنگل و بيشه اي را براندازد، بوته ها را مي كند و حيوانات را شكار مي كرد اما اين شكار و بوته كني به دليل كمي عدد انسانها آنقدر كم و محدود بود كه منتهي به قطع نسل نوعي از انواع نمي شد، از آبها مي گذشت و بر آنها مي نشست و آبها را آلوده مي كرد اما حجم اين فعاليت ها آنقدر نبود كه منتهي به بي استفاده  شدن آنها شود.

بمرور زمان كه افزايش جمعيت انساني رخ داد اين افزايش به نوعي از  بهره برداري محيط منتهي شد كه ديگر جبران آن بوسيله طبيعت ميسر نمي شد. اين انسان سرتا پا نيازمند طبيعت كه نيازمنديهاي اساسي موتور وجودش در شبانه روز به 20 متر مكعب هوا، 720 ليتر اكسيژن و 2.7 ليتر آب نياز دارد و آنقدر ضعيف است كه اگر چند لحظه هوا به او نرسد از بين خواهد رفت كوهها را مي تراشد، دشتها را بر مي كند، تركيب خاكها را برهم مي زند، جنگلها را مي برد و سرانجام محيط را به نحو دلخواه خود تغيير مي دهد و حاصل آن چيزي نيست جز تخريب و آلودگي محيط زيست. نتيجه اين كار تغييرات عظيمي است كه در شرايط طبيعي كره زمين در حال وقوع است، كه مهمترين آنها گرم شدن كره زمين است. اكنون جنگل ها و مراتع كه در تعديل آب و هوا و رطوبت خاك نقشي بسزا دارند، قبل از آنكه بتوانند احيا شوند نابود مي شوند. لاية ازن كه كره زمين را از گزند اثرات زيانبار اشعه ماوراي بنفش خورشيد محفوظ مي دارد روز بروز نازكتر مي شود و احتمال بروز انواع سرطانها را افزايش مي دهد. قدرت توليد مواد غذايي در سطح جهان به علت فرسايش خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب در حال كاهش است و آثار آن كه همانا كمبود مواد غذايي است اكنون بيش از پيش نمايان شده است. درياچه ها ، رودخانه ها و حتي درياها در طي اين مدت تبديل به زباله دانهاي صنعتي و مراكز فاضلاب شده اند، صدها و بلكه هزاران گونه مختلف گياهي و جانوري كه در زندگي روي كره زمين با ما مشاركت داشته اند محو گرديده اند و متاسفانه انسان در بروز و ظهور اين عواقب ناگوار تخريب محيط زيست مقام نخست را دارد چرا كه با دست يافتن به ابزارها و تكنولوژيهاي پيشرفته، بر محيط زيست و كره اي كه در آن زندگي مي كنيم مسلط تر شده است و از اين راه آسيب هاي جدي به محيط زيست وارد كرده و حتي مي توان گفت تعادل محيط زيست را برهم زده است. اين نكته را بايد يادآور شد كه در نظام اكولوژيك ، انسان از محيط پيرامون خود جدا نيست بنا براين نبايد انسان را جدا و محيط را جدا فرض كرد، در اين نظام انسان به لحاظي جزء طبيعت و به لحاظي صاحب طبيعت است يعني هم مالك است و هم مملوك، هم نافذ است هم تحت نفوذ، هم دهنده است و هم گيرنده ، هم موثر است و هم تحت تاثير و خلاصه روابطش پيچيده تر از آن است كه بتوان او را جدا از محيط بر نگريست. مسئله اساسي اين است كه براي ادامه حيات بر سطح زمين بايد چنان رفتار كرد كه محيطي كه حياتمان بدان وابسته است بر اثر دستكاريهاي ما آنچنان ويران نشود كه نتواند خود را بازسازد و يا نتوان آن را بازساخت. از طرفي بايد گفت خطر ويران سازي محيط تنها از افزايش جمعيت نيست بلكه نحوه بهره برداري ما از محيط است كه مي تواند آنرا به تعادل يا سير قهقرايي سوق دهد. بهره برداريهاي ما بايد دقيقا سازمان يافته و از پيش انديشيده باشد. آدمي حق ندارد بيش از سهم خود از محيط بهره برداري كند چرا كه محيط زنده است و عكس العمل سزاوارنه اي از خود بروز مي دهد ملموس ترين عكس العمل محيط طبيعي را بارها و بارها به چشم خود ديده ايم. مگر خسارات خشكساليها را بارها تجربه نكرده ايم؟ مگر شاهد طوفانهاي گرد و خاك در مناطق بياباني نبوده ايم؟ مگر خرابي و صدمات سيل ها را بارها به چشم خود نديده ايم؟. مگر نه اين است كه حوادث‌ ناگوار بروز سيلابهاي متعدد در  مناطق ‌سرسبز شمال‌كشور كه ‌روزگاران‌درازي ‌به ‌بركت وجود پوشش جنگلي ‌انبوه‌، بارشهاي منظم ‌و كافي‌،خاكهاي ‌عميق و  حاصلخيز و تعادل ‌پايدار اكوسيستم‌،  بعنوان‌جزيره‌هاي ‌امن‌و مصون ‌از آفات و بلاياي ‌طبيعي‌همچون ‌سيل‌محسوب مي‌شد بصورت ‌وحشتناكي‌عيان ‌شده ‌است‌. اما بازهم نظاره گر تخريب جنگلهاي كجور و كلاردشت و لاكان و ساير مناطق هستيم، باشد تا پاسخ طبيعت را دگر باره ببيينم!. با چه زباني بايد گفت كه آنچه ‌بيشتر موجب‌ بروز طوفانهاي گرد و خاك و يا سيلابها شده‌ و مي شوند، عمل‌متقابل و قانونمند طبيعت‌ در  برابر  بهره‌برداري‌هاي  ‌بي‌رويه ‌انسان‌،  كاربري‌هاي ‌نادرست‌ اراضي و استفاده‌هاي ‌نابخردانه‌ انسان ‌از منابع ‌بيكران‌آن است‌. طبيعت ‌چه در مناطق خشك و بياباني و چه در‌ مناطق‌ كوهستاني ‌بنا به ‌ماهيت خود شكننده‌اند و فشارهاي‌جمعيت رو  به ‌رشد انسان ‌و  استفاده‌هاي ‌نامعقول آنها را بر نمي‌تابند و به ‌همين ‌دليل ‌با آهنگي ‌سريع ‌رو به ‌تخريب ‌گذاشته‌اند و براي‌ انسان‌ چنين پيامدهاي ‌ويرانگري‌ ‌به ‌بار مي‌آورند. به هر روي و با تاسف بسيار بايد بگويم كه اگر وضع بهمين منوال باشد براي منابع طبيعي و محيط زيست كشور آينده خوبي را پيش بيني نمي كنم چرا كه در حال حاضر بهره برداران طبيعت را دو گروه مي بينم. گروهي سودجو و گروهي ناآگاه. سودجويان براي منافع خويش و با ترفندهاي خود دانسته از هيچ چيز فروگذار نمي كنند آنها نه بفكر منابع طبيعي و محيط زيست بلكه فقط به فكر جيب خود هستند و احتمالا از بعضی جهات هم پشت شان گرم است، اما گروه ناآگاه كه نه از روي غرض و مرض بلكه ندانسته و يا از سر ناچاري اعمالي را مرتكب مي شوند كه سبب ساز تخريب منابع طبيعي و محيط زيست كشور مي شوند و متاسفانه بسياري از دولتمردان و سياست گزاران نيز در اين دسته هستند. از موج سبز هم براي حركتي كه به منظور  پاسداشت حرمت محيط زيست براه انداخته است سپاسگذارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 9:8  توسط محمد خسروشاهي  | 

يزد شهري كه با تمام وجود حال و هواي خشكسالي را درك كرده است(گزارش سفر)

     

     هفته گذشته را براي انجام بازديدي از طرحهاي تحقيقاتي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي و مركز ملي تحقيقات شوري يزد به اتفاق گروهي ديگر از موسسات ذيربط در استان يزد بسر بردم. استان يزد اگر چه با توجه به شاخصه هاي اقليمي و اكولوژيك در رديف مناطق بياباني قرار دارد امسال اما به دليل سرماهاي زمستاني و خشكسالي فعلي وضعيت بغرنجي دارد. از حدود 106 ميليمتر ميانگين سالانه بارندگي اين استان تاكنون حدود 20 ميليمتر بر سر يزديها باريده است. رودخانه هاي فصلي و نادر اين استان به دليل خشكسالي، خشكتر از هميشه و باغهاي پسته كه بنا به اظهار كاشناسان يزدي رتبه دوم را به لحاظ سطح زير كشت به خود اختصاص داده است امسال بدون بار است. با اين وضعيت اضافه كنيد دماي روزانه 45 درجه سانتيگراد و تبخير بيشتر از 3000 ميليمتر و اگر بدشانسي حادث شود بادهاي با سرعت بيش از 100 كيلومتر در ساعت كه اگر امسال بوزد با خشكي بيش از حد سطح زمين گرد وخاكهاي مثال زدني بپا خواهد كرد چه، آفتاب سوزان دل ظهر در هنگام بازديد از عرصه هاي مورد بازديد اردكان و ميبد و يزد، من بياباني را كلافه كرده بود چه رسد به برخي از همراهانم كه كمتر به اينگونه مناطق رفت و آمد دارند. بگذريم، مركز ملي تحقيقات شوري يزد كه با هدف تحقيق و بررسي در زمينة مسائل آب و خاك شور و ارائه راهكارهاي علمي و اقتصادي براي بهبود توليدات كشاورزي در اراضي شور و مسئلهدار و پيشگيري از گسترش شوري خاك در سال 1379 تاسيس گرديده و فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي خود را عملاً از سال 1380 آغاز نموده است داراي چهار بخش تحقيقاتي؛ شامل بخش زراعت و باغباني، تغذيه و شيمي خاك، آبياري و فيزيك خاك و خدمات فني و تحقيقاتي مي باشد. اين مركز گذشته از كارهاي تحقيقاتي خوبي كه در رابطه با محصولات زراعي انجام داده، در زمينه استفاده از خاك و آبهاي شور براي بهره برداري و توليد علوفه از گياهان شورپسند كه به نوعي زمينه هاي تحقيقاتي مشابهي با هم داريم انجام داده است. عرصه بسيار وسيع اراضي شور در ايران كه بيش از 8 ميليون هكتار از آن را فقط كويرها و ماندابهاي شور تشكيل مي دهد، منابع عظيم آبهاي شور زيرزميني و روي زميني در مناطق بياباني كه بخشي از آنها را روانابها و سيلابهاي شور سالانه تشكيل مي دهد، سير قهقرايي مراتع ضعيف در اين عرصه هاي واجد آب و خاك شور همگي حكايت از تمهيداتي براي تجديد حيات مراتع در حال احتضار اين عرصه ها دارد و مسلما نقش هالوفيت ها در جهت تامين علوفه، جلوگيري از تخريب مراتع و احيا و بازسازي آنها در مناطق شور از اهميت قابل ملاحظه اي برخوردار است از اين رو انجام چنين طرحهايي نيز بايد در دستور كار بخش هاي مرتبط قرار گيرد اما از آنجا كه بطور معمول هر بخش يا سازماني كار خود را مي كند و كمتر به دور و بر خود نگاه مي كند چه بسا بسياري از ما يا همكارانمان از كارهاي انجام شده يكديگر خبر نداريم و اين چيزي نيست جز ارتباظ ضعيف درون سازماني و درون بخشي كه گريبان اكثر بخش ها و سازمانهاي وزارتخانه هاي دست اندركار را گرفته است. مسئله ديگري كه در اين مورد بوضوح قابل لمس بود اطلاع رساني ضعيف محققيني است كه طرحهاي تحقيقاتي خود را به پايان رسانده اند. اين موضوع جاي خالي بخش ترويج را در ارايه نتايج تحقيقات نشان مي دهد موضوعي كه اگر به آن پرداخته نشود زحمات چندين ساله انجام يك طرح تحقيقاتي تلف مي شود. بنا به اذعان رئيس مركز تحقيقات شوري، با اينكه نتايج مقايسه دو روش آبياري، عملكرد گندم را به ميزان 1334 كيلوگرم در هكتار و ميزان كارايي مصرف آب را از 0.6 به 0.91 كيلوگرم به ازاي يك متر مكعب آب در استان فارس افزايش داده است ، اما كشاورزان كماكان براي كاشت گندم از روش سنتي خود استفاده مي كنند. و اما مركزتحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي يزد  كه بمراتب امكانات بيشتري از جمله 8 بخش تحقيقاتي، 10  ايستگاه و مزرعه تحقيقاتي، 7  آزمايشگاه تخصصي وحدود 45 نفر محقق دارد در سال جاري 102 طرح مصوب را كه شامل50  طرح تحقيقاتي ملي، 41 طرح تحقيقاتي استاني و خاص و 11 طرح تحقيقي _ تطبيقي و يا تحقيقي _ ترويجي است،در دست اجرا دارد. در همين جا لازم مي دانم ضمن تشكر از همكاري و همراهي خوب رؤساي عزيز دو مركز فوق و همكاران ارجمندشان به اين عزيزان توصيه كنم كه استفاده از امكانات مشترك اعم از عرصه ها ، آزمايشگاهها و نيروهاي هم رشته موجود در مركز تحقيقات كشاورزي و منايع طبيعي و مركز ملي تحقيقات شوري يزد (که در کنار هم و در یک محل قرار گرفته اند) و استفاده از تجربيات يكديگر مي تواند گامهاي بلندتري در رسيدن به اهداف مشترك بويژه در راستاي مديريت و بهره برداري از عرصه هاي وسيع بياباني و شور آن استان و ساير نقاط مشابه محسوب شود. در رابطه با خسارات خشکسالی و سرمازدگی در استان یزد همکار عزیزم آقای دکتر مشکوه رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یزد جدولی را شرح زیر ارایه کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 12:26  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بیابان زایی و مهار آن(1)

مقدمه:

با بروز خشكسالي شديد سال جاري مديريت منابع آب در ايران اينك به جايي رسيده است كه به يكي از مهمترين مباحث رايج در سطح كلان كشور تبديل شده و كارشناسان زيادي را در وزارتخانه ها و سازمان‌هاي مختلف واداشته است تا با نشست هاي كارشناسي براي برون رفت از اين بحران راه چاره اي بيانديشند. انتظار اين است كه برنامه هاي كلان كشور بويژه در مورد آب و سيلاب بصورتي باشد كه علاج واقعه قبل از وقوع  صورت گيرد. متاسفانه علاوه بر مشكلات ناشي از خشكسالي در مورد بروز وقايع سيل نيز چنين مسايلي به چشم مي خورد و هميشه سازمانهاي دست اندركار براي كمك و برون رفت از بحران، بعد از وقوع سيل دست بكار مي شوند. اگرچه پيش بيني خشكساليها به دليل تغييرات غير قابل پيش بيني آب و هوا دشوار است اما در طول ساليان گذشته بسياري از دانشمندان نسبت به بروز و ظهور چنين مسايلي هشدارهاي لازم را داده اند. آنچنانكه سازمان ملل متحد كمبود منابع آب را سبب كاهش زمين هاي كشاورزي اعلام كرده و متعاقب آن كاهش توليد مواد غذايي را نيز در دهه هاي اخير هشدار داده است چه بسا كمبود آب اثرات جانبي و غير مستقيمي نظير افزايش فقر و گرسنگي ، تخريب اكوسيستم ، بيابان زايي ، تغييرات آب و هوا و حتي تهديد صلح جهاني را نيز در پي دارد. از طرف ديگر پديده زمين گرمايي كه سر و صداي زيادي هم در جهان به پا كرده است نيز خود در بروز و ظهور اين گونه پديده ها نقشي اساسي دارد. به استناد برنامه زيست محيطي سازمان ملل متحد پديده ال نينو كه از گرم شدن آب اقيانوس آرام آغاز مي شود خود معلول گرم شدن كره زمين مي باشد. پديده ال نينو كه با بروز سيلابهاي شديد و خشكسالي هاي متناوب همراه است تهديد بالقوه اي براي كشاورزي و منابع آب محسوب ميشود . به علاوه دماي زياد زمين نيز ميزان تبخير آب و كاهش رطوبت خاك را سبب مي شوند بطوريكه گسترش بيابان ها در آفريقا و ديگر نقاط جهان از عوارض پديده ال نينو اعلام شده است و از اين نظر تقريباً 100 كشور جهان از جمله ايران در حال حاضر با پديده بيابان زايي مواجه هستند.  اين موضوع براي كشور ايران كه بيش از 80 درصد خاكش را اقليمي خشك و فراخشك در بر گرفته و مجموعه اي از چالش هاي مديريتي مربوط به آب نظير سيل، خشكسالي، بي نظمي زماني و مكاني بارش، پايين بودن بهره وري آب، ناشناخته بودن ارزش اقتصادي آب، بالابودن مصرف آب در بخش كشاورزي ( به ميزان 25 درصد بيشتر از متوسط جهاني)، پايين بودن راندمان آبياري و توليد محصول و مشكلات و مسايل آبهاي مرزي و مشترك در همه مرزهاي كشور را در آغاز هزاره سوم بخود اختصاص داده است و هر يك از موارد برشمرده نيز به نوعي با پديده بيابانزايي مرتبط هستند، بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد. از طرفي عليرغم محدوديت هاي برشمرده فوق در همين مناطق خشك و فراخشك شاهد رواناب و سيلابهاي فراواني هستيم كه هر ساله از دسترس خارج شده و در مناطق پاياب حوضه مسايلي همچون پيشروي كوير و ظهور طوفانهاي گرد و خاك را در پي دارد. از اين رو به استناد بيانيه سومين نشست جهاني آب در بهار سال 1382مي توان گفت كشور ما نيز بيشتر از « بحران مديريت آب رنج مي برد تا كمبود آب». در اين مقاله نيز با توجه به موضوع پيش رو، بروز و ظهور پديده بيابان زايي و مهار آن، فقط از جنبه آب و سيلاب مطرح شده است و به ساير جنبه هاي بيابان زايي اشاره اي نشده است.            .....ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 14:35  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بيابان زايي و مهار آن

مجله جنگل و مرتع شماره ۷۸ ،انتشارات سازمان جنگلها و مراتع کشور، بهار ۱۳۸۷

مقدمه:

با بروز خشكسالي شديد سال جاري مديريت منابع آب در ايران اينك به جايي رسيده است كه به يكي از مهمترين مباحث رايج در سطح كلان كشور تبديل شده و كارشناسان زيادي را در وزارتخانه ها و سازمان‌هاي مختلف واداشته است تا با نشست هاي كارشناسي براي برون رفت از اين بحران راه چاره اي بيانديشند. انتظار اين است كه برنامه هاي كلان كشور بويژه در مورد آب و سيلاب بصورتي باشد كه علاج واقعه قبل از وقوع  صورت گيرد. متاسفانه علاوه بر مشكلات ناشي از خشكسالي در مورد بروز وقايع سيل نيز چنين مسايلي به چشم مي خورد و هميشه سازمانهاي دست اندركار براي كمك و برون رفت از بحران، بعد از وقوع سيل دست بكار مي شوند. اگرچه پيش بيني خشكساليها به دليل تغييرات غير قابل پيش بيني آب و هوا دشوار است اما در طول ساليان گذشته بسياري از دانشمندان نسبت به بروز و ظهور چنين مسايلي هشدارهاي لازم را داده اند. آنچنانكه سازمان ملل متحد كمبود منابع آب را سبب كاهش زمين هاي كشاورزي اعلام كرده و متعاقب آن كاهش توليد مواد غذايي را نيز در دهه هاي اخير هشدار داده است چه بسا كمبود آب اثرات جانبي و غير مستقيمي نظير افزايش فقر و گرسنگي ، تخريب اكوسيستم ، بيابان زايي ، تغييرات آب و هوا و حتي تهديد صلح جهاني را نيز در پي دارد. از طرف ديگر پديده زمين گرمايي كه سر و صداي زيادي هم در جهان به پا كرده است نيز خود در بروز و ظهور اين گونه پديده ها نقشي اساسي دارد. به استناد برنامه زيست محيطي سازمان ملل متحد پديده ال نينو كه از گرم شدن آب اقيانوس آرام آغاز مي شود خود معلول گرم شدن كره زمين مي باشد. پديده ال نينو كه با بروز سيلابهاي شديد و خشكسالي هاي متناوب همراه است تهديد بالقوه اي براي كشاورزي و منابع آب محسوب ميشود . به علاوه دماي زياد زمين نيز ميزان تبخير آب و كاهش رطوبت خاك را سبب مي شوند بطوريكه گسترش بيابان ها در آفريقا و ديگر نقاط جهان از عوارض پديده ال نينو اعلام شده است و از اين نظر تقريباً 100 كشور جهان از جمله ايران در حال حاضر با پديده بيابان زايي مواجه هستند.  اين موضوع براي كشور ايران كه بيش از 80 درصد خاكش را اقليمي خشك و فراخشك در بر گرفته و مجموعه اي از چالش هاي مديريتي مربوط به آب نظير سيل، خشكسالي، بي نظمي زماني و مكاني بارش، پايين بودن بهره وري آب، ناشناخته بودن ارزش اقتصادي آب، بالابودن مصرف آب در بخش كشاورزي ( به ميزان 25 درصد بيشتر از متوسط جهاني)، پايين بودن راندمان آبياري و توليد محصول و مشكلات و مسايل آبهاي مرزي و مشترك در همه مرزهاي كشور را در آغاز هزاره سوم بخود اختصاص داده است و هر يك از موارد برشمرده نيز به نوعي با پديده بيابانزايي مرتبط هستند، بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد. از طرفي عليرغم محدوديت هاي برشمرده فوق در همين مناطق خشك و فراخشك شاهد رواناب و سيلابهاي فراواني هستيم كه هر ساله از دسترس خارج شده و در مناطق پاياب حوضه مسايلي همچون پيشروي كوير و ظهور طوفانهاي گرد و خاك را در پي دارد. از اين رو به استناد بيانيه سومين نشست جهاني آب در بهار سال 1382مي توان گفت كشور ما نيز بيشتر از « بحران مديريت آب رنج مي برد تا كمبود آب». در اين مقاله نيز با توجه به موضوع پيش رو، بروز و ظهور پديده بيابان زايي و مهار آن، فقط از جنبه آب و سيلاب مطرح شده است و به ساير جنبه هاي بيابان زايي اشاره اي نشده است.

 

  نقش آب و سيلاب در بيابان زايي

روند رو به افزايش سيل در كشور (جدول1) به خوبي نشانگر بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي وارد شده است. افزايش‌ جمعيت‌، همراه‌ با ضعف‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ بهره‌وري‌ از زمين‌ سبب‌ شده‌ است‌ تا جنگلها به‌ مرتع‌ يا زمين‌ زراعتي‌ تبديل‌ شوند، در نتيجه‌ آب‌ كمتري‌ در بالادست‌ رودخانه‌ها به‌ زمين‌ نفوذ كرده‌ و سريعتر به‌ طرف‌ دشت‌ جريان‌پيدا كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ سيل‌ها فراوانتر، شديدتر و ناگهاني‌تر شده‌ و مردم‌ بيشتري‌ از سيل‌هاي‌ شديدتري‌ آسيب‌ مي‌بينند. لذا سيل‌ رابايد يكي‌ از جدي‌ ترين‌ بلاياي‌ طبيعي‌ بشمار آورد كه‌ همواره‌ جوامع‌ بشري‌ را مورد تهديد قرار مي‌ دهد. از طرف‌ ديگر پديده‌ سيل‌ كه‌ باخرابي‌ و انهدام‌ تأسيسات‌ آبي‌، چاههاي‌ آب‌ و قنوات‌ همراه‌ است‌، خود به‌ نوعي‌ باعث‌ بحران‌ آب‌ مي‌شود. به اين ترتيب سيلاب، گذشته از صدماتي كه به اماكن و ابنيه و اراضي كشاورزي وارد مي كند يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند چرا كه باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند. اين سيلابها در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند (تصوير ا و 2). براي مثال مطالعات انجام شده (3) در ايستگاه هيدرومتري شريف آباد از رودخانه جاجرود نشان مي دهد كه سالانه حجمي معادل 150 ميليون متر مكعب آب از اين ايستگاه عبور مي كند و از آن طريق بيش از 505620 تن نمكهاي محلول وسيله اين رودخانه به سمت دشت حمل مي شود. گفتني است هر چقدر به سمت مناطق بالادست حوضه پيش رويم از ميزان نمك حمل شده وسيله اين رودخانه كمتر مي شود بطوريكه مقدار نمك محلول همين رودخانه در محل ايستگاه هيدرومتري ماملو  به حدود 31480 مي رسد. اگر چه تعداد رودهاي شور و بويژه رودهاي موقتي و فصلي در ايران زياد است ولي اكثر اين رودها در منشاء خود شور نيستند بلكه پس از طي مسافتي در قسمت هاي پايين دست حوضه و بيشتر تحت تاثير عوامل زمين شناسي و آب و هوايي و هيدرولوژيكي شور شده بطوريكه در بيشتر مناطق غير قابل استفاده مي شوند. بايد گفت نتيجه هرز روي رواناب ها، علاوه بر كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه سبب پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي باشد. مضافا اينكه ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند. در اين مناطق دانه های ریز نمک همراه با ذرات دیگری که با نمک همراه است، موجب می شود که باد آنها را به آسانی جا به جا کند و مسیر کم و بیش طولانی را همراه خود ببرد و سپس مواد حمل شده تحت تاثیر مکانیسم های خاصی در ناحیه معینی به جا گذاشته شود. ذرات نمکی که اینگونه توسط بادها حمل می شوند، از خاکهای شور زمینهای کویری، حاصل می شود (شاهد مثال تصوير 3 و 4). در مناطق بياباني, بخشی از زمین های زراعتی که در مجاور کویرها قرار گرفته اند در نتیجه وزش بادهای نسبتا تند تابستان یا اوایل پاییز , شور می شوند و به تدریج ارزش خود را از دست داده و سرانجام به حالت لم یزرع در می آیند. گاهی شدت انتقال املاح از زمین های کویری بسیار زیاد است به طوری که در اندک مدتی ده ها و حتی صدها هکتار از زمین های زراعی در پوششی از نمک فرو می روند. بررسی هایی که در روسیه صورت گرفته است نشان می دهد که در یکی از استپ هاي شور با مساحتي حدود 6 کیلومتر مربع ظرف مدت یک ساعت 7200 تن نمک محلول که قسمت اعظم آن کلرور سدیم بوده به وسیله باد حمل شده است. این مقدار نمک کافی است که 45 هکتار از زمینی را که قبلا شور نبوده است به حالت كويري و شور تبدیل کند(4).

                   

                        جدول 1: نمودار دفعات وقوع سيل در طول سالهای 1383-1330

دوره آماري

1330-39

1340-49

1350-59

1360-69

1370-80

1380-83

تعداد وقوع سيل

179

215

405

812

2053

521

                                                                                      منبع: بانك اطلاعات سيل كشور، دفتر مهندسي و ارزيابي طرحها

 

 اگر چه اين موضوع در مناطق مركزي ايران كه عموما سيلابها در چاله هاي بسته داخلي مي ريزند مصداق پيدا مي كند اما در مناطق ساحلي جنوب پديده شور شدن اراضي بوسيله آب دريا صورت مي گيرد. در مناطق مذكور اين موضوع بقدري بارز است كه در برخي موارد امكان استقرار گياه در اين مناطق فراهم نمي شود. شاهد مثال بازديد منطقه اي از استان هرمزگان است كه از حوالي اسكله ماهيگيري شرق بندر جاسك شروع مي شود و طولي حدود 35 تا 40 كيلومتر و عرضی برابر با 3 تا 4 كيلومتر را در بر گرفته است در اين منطقه فرسايش بادي بشدت عمل نموده و مزاحمت هايي را براي جاده هاي ارتباطي و روستاهاي بزرگي مانند ونك و پي وشك و ساير روستاهاي كوچكتر بوجود آورده است. بايد گفت علت اصلي عدم استقرار گياه در منطقه مذكور شوري خاك و بالا بودن سطح آب زيرزميني عنوان مي شود در اينگونه مناطق معمولا نمك دار شدن زمين منشأ دريائي داشته(7) و اولين فرآيند آن مربوط به پوشيده شدن قسمتي از زمين بوسيله آب دريا در هنگام طوفان‌ها يا مدهاي غير عادي و يا حركت شديد آب حاصل از مد است و دومين فرآيند نمك‌دار شدن در اثر نمكهاي موجود در قطرات بسيار ريز آب حاصل از امواج دريا بوسيله باد بر روي زمين يا گياهان است (تصوير شماره 5). در اين منطقه كه شرايط مساعدي براي وزش بادهاي شديد فراهم است و بنا به گفته كارشناسان محلي همراه ، گاهي اوقات سرعت باد به بيش از 100 كيلومتر بر ساعت نيز رسيده است. فراواني طوفان هاي شديد بر روي سواحل كه تشكيل قطرات بسيار كوچك آب را تسهيل ميكند تراكم هاي غيرعادي نمك را در مناطق اطراف سبب ميشود كه براي كشت و كار گياهان مضر است. وجود باد زياد سبب تسهيل حركت قطرات آب از سطح دريا به خشكي است و خشكي آب و هوا هم عامل مساعدي براي تراكمهاي غير عادي نمك مي شود. طبق بررسیهای مختلفی که در استرالیای غربی وجنوبی انجام گرفته است, نمک هایی که بدین طریق موجب شوری خاکهای نقاط مختلف می شوند به 2 تا 47 تن در کیلو متر مربع تخمین زده شده است.

         

                           تصوير5 : پودر سفيد نمك حاصل از مد آب در نواحي ساحلي خليج فارس

 

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني منجر به بيابانزايي مي شود

برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني يكي ديگر از چالش‌هاي اساسي كشور در رابطه با بيابان زايي محسوب مي شود. اين موضوع اگرچه در اكثر دشت هاي كشور نمود كاملا آشكاري دارد اما در مناطق بياباني كشور كه غالب اين دشت ها در اطراف كويرها و ماندابهاي شور مركزي و ساحلي (جنوب) آنهم با خشكسالي هاي پي در پي قرار گرفته است سبب شده است كه سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده (نمودار شماره 6) و نفوذ آبهاي شور را به آبخانه هاي مجاور كوير فراهم آورد. مطالعات انجام شده در اطراف درياچه نمك و حوض سلطان قم نشان مي دهد كه در يك دوره سي ساله (1382-1352) جبهه آب شور حدود 5 كيلومتر بسمت آبخانه هاي آب شيرين پيشروي داشته كه اين عامل موجب تشديد بيابانزايي در منطقه مذكور شده است(5). بررسي آمار و ارقام موجود نشان مي‌دهد كه در اكثر دشت هاي كشور به دليل افت سطح سفره‌هاي آب زيرزميني تراز آنها منفي است و میزان تخلیه غیر مجاز بوسیله چاههای عمیق توازن و تعادل آب های زیر زمینی را بر هم زده است. از این رو باید اين واقعیت را قبول كنيم که نرخ مجاز برداشت از منابع آب را بايد استعداد طبیعی منطقه در تغذیه آبخوان تعیین کند و نه نیاز بشر به آب و چه بسا بیابان زایی عقوبت عدم درک این آموزه است. بايد گفت اگرچه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند. از طرفي توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري و فقدان مديريت مصرف آب از عمده‌ترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب مي شوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي به‌طور متوسط حدود 30 درصد برآورد مي‌شود در حاليكه اين رقم در دنيا در حد 40 تا 45 درصد است. اين موضوع وقتي اهميت پيدا مي كند كه بدانيم در كشورهايي مثل هند و پاكستان بالابردن بازده آبياري به اندازه 10درصد مي تواند آب اضافي براي آبياري 2 ميليون هكتار زمين را تامين كند(6). اكنون كاملا پيداست كه بالابردن راندمان آبياري ولو به اندازه 5 تا 10درصد براي كشاورزي ايران كه حدود 95 درصد آب كشور را بخود اختصاص داده است چقدر مهم و كارساز است و مي تواند سهم قابل توجهي از پمپاژ آبهاي زيرزميني را جبران نمايد. گذشته از راندمان پايين آبياري، متاسفانه راندمان توليد محصول به ازاي واحد آب مصرفي نيز در كشور پايين است. در بهترين حالت، كارايي مصرف آب در ايران، 7/. كيلوگرم محصول براي مصرف يك متر مكعب آب برآورد مي شود در حاليكه متوسط جهاني يك كيلو گرم محصول است(10). با در نظر گرفتن محدوديت هاي فوق متاسفانه هنوز هم به جاي پرداختن به افزايش توليد در واحد سطح، در بسياري موارد صحبت از افزايش سطح زير كشت مي شود غافل از اينكه اين موضوع، دو معضل بوجود آورده است؛ مشكل اول يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها گسترده ترشده است ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب هم بدتر شده است و با اين روش خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته مي شود زيرا بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي شود! آب كه پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم مي‌خورد، آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفره‌ي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژ‌هاي بعدي به مرور زمان، آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور مي‌كند خاك كه شور شد محصول كم ميشود  محصول كه كم شد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كرد.

بد نيست به اين مطلب اشاره كنم كه؛ مشكل ديگري كه در اثر افت سطح آبهاي زيرزميني خودنمايي مي كند نشست زمين است. پديده اي كه هم اكنون نشانه هاي آن در مناطق مختلف كشور از جمله ورامین، رفسنجان، زرند كرمان و همدان بروز كرده است. بررسی‌های كارشناسان سازمان نقشه‌برداری و زمین‌شناسی نيز حاكی از بروز این پدیده مخرب در جنوب تهران است. براساس محاسبات و اندازه‌گیری‌های صورت گرفته از سوی سازمان نقشه‌برداری(9) از سال 74 تاكنون سطح وسیعی از اراضی جنوب تهران در محدوده مناطق 17، 18 و 19 به ویژه اطراف محدوده اتوبان آزادگان بین 60 تا 187 سانتی‌متر فرونشست داشته‌اند(تصوير شماره 7).

 

نقش آب در مهار بيابانزايي:

همانطور كه قبلا گفته شد دو جلوه اساسي آب در رابطه با بيابانزايي؛ جاري شدن سيلاب از بالادست حوضه و تجمع آن در پاياب آنهم پس از آلوده شدن به املاح گچ و نمك در طول مسير است و ديگري برداشت بيش از حد مجاز آب و در نتيجه افت سطح سفره هاي آب زيرزميني و عواقب بعدي آن است. از اين رو چنانچه تمهيداتي براي مهار و كنترل سيلاب در بالادست حوضه آبخيز انديشيده شود از عوافب بعدي آن كه منجر به بيابانزايي مي شود كاسته خواهد شد. اين موضوع رابطه نزديك و هماهنگ آبخيزداري و بيابان زدايي را نشان مي دهد. موضوعي كه متاسفانه در بخش هاي اجرايي و بعضا تحقيقاتي كمتر بدان توجه مي شود. چه، هر يك از بخش هاي مربوطه از سالها پيش عمليات آبخيزداري و مهار بيابان زايي را در گستره كاري خود بدون تعريف سرفصل هاي كاري مشترك انجام مي دهند ولي كماكان هر بخشي و بويژه بخش بيابانزدايي بدون توجه به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز عمليات خود را در مناطق پايين دست متمركز كرده است.  لذا ذكر اين موارد براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي است. اقدامي كه تا كنون از طرف بخشهاي اجرايي به آن توجه كافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو  و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي باشد و يا وزارت نيرو . لذا تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي هم افزايي امور مربوط به آبخيزداري و مهار بيابانزايي آنهم در زماني كه تمامي دستگاههاي دولتي براي ارايه برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران (افق 1404) بسيج شده اند يكي از ضروريات كار است.

 

عمليات آبخيزداري در جهت مهار بيابانزايي است :

آبخيزداري و مديريت كاربري اراضي در درجه اول نقش پيشگيري سيلاب را تاقبل از تشكيل آبراهه هاي بزرگ و توليد رواناب و رسوب قابل ملاحظه درمحلي كه بارش نازل ميشود برعهده دارد چرا كه بررسي فرايند توليد رواناب و سيلاب به خوبي روشن مي سازد كه غير از ويژگيهاي رگبارش و يا ذوب برف و برخي اختصاصات نسبتا" پايدار حوضه آبخيز، مي توان در سايرمولفه ها نظير نفوذ، ظرفيت ذخيره ، تبخير و تعرق، افزايش زمان متمركز و يا انتقال رواناب تغييراتي را براي كاهش دبي اوج و يا حجم سيلاب بوجود آورد بنا براين يكي از مهمترين عملكردهاي عمليات آبخيزداري افزايش ميزان نفوذ و كاهش سرعت رواناب سطحي توام با حفظ آب و خاك درسطح حوضه مي باشد. مديريت صحيح اراضي از جمله رعايت اصول درست و علمي كشاورزي در اراضي شيبدار و متناسب باعمق وحاصلخيزي خاك توام با انتخاب گونه يا گونه هاي مناسب و سازگار نقش بسيار مفيد و مثبتي در افزايش ميزان خلل وفرج ، نفوذ و كاهش سرعت رواناب سطحي و آبراهه اي دارد. از جمله اين عمليات مي توان به كشت نواري و درجهت عمود برشيب دامنه ها، رعايت حدود شيب مناسب براي انواع زراعت ها وهمچنين تناوب زراعي را برشمرد. عمليات بيولوژيك همگام با عمليات مكانيكي سازه اي آبخيزداري نظير بانكت بندي ، تراس بندي و ساير روشهاي ذخيره نزولات در دامنه ها و احداث بندهاي اصلاحي و حفاظتي در آبراهه ها تاثير چشم گيري در افزايش نفوذ و كاهش سرعت جريانهاي سطحي و آبراهه اي به خصوص در سيلابهاي كوچك و متوسط دارد. بديهي است پس از انجام عمليات برشمرده فوق، از رواناب اضافي جاري شده از سراب حوضه مي توان در پاياب حوضه در جهت پخش و گسترش سيلاب استفاده كرد. بنابراين در حال حاضر عمده عمليات آبخيزداري براي مهار آب و سيلاب در دو قسمت از حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد.

الف- مديريت وكاربري حوضه در سراب (برای کاهش سیلاب)

همانطور كه ديده مي شود عموما كارهايي كه در سراب حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد بيشتر مربوط به مديريت و كاربري حوضه است در واقع مدیریت و كاربري اراضي همان اقداماتي است كه برای حفاظت از آب وخاك و درنهايت كاهش سيلاب و رسوب )كاهش و مهار خسارات سيل) انجام می شود در اين مورد دو هدف كلي زير مورد توجه قرار مي گيرد

1-ایجاد و توسعه پوشش گياهي به منظور افزايش نفوذ پذيري و ذخيره رطوبت،

2- عمليات سازه اي كوچك و متوسط در آبراهه ها براي كاهش فرسايش و افزايش ذخيره آب.

با توجه به توضيحات مشروحي كه  فوقا بدان اشاره شد تامين دو هدف فوق از نظر آبخيزداري كه سبب نفوذ آب به سفره هاي آب زيرزميني و جلوگيري از فرسايش خاك و انباشت آن در پاياب حوضه مي شوند، هر يك به نوعي منجر به مهار بيابان زايي مي شود

ب-پخش و گسترش سیلاب در پایاب حوضه

بطور معمول پخش و گسترش سيلاب با اهداف زير انجام مي گيرد:

1- تغديه مصنوعي آبخوانها به منظور جلوگيري از:

Ø        پيشروي آبهاي شور در  لايه هاي آب شيرين

Ø         نشست زمين

2-تثبيت شن هاي روان با استفاده از مواد معلق موجود در سيلاب مانند لاي، رس و مواد آلي،

3- آبشويي خاكهاي شور،

4- احياي زمين هاي فرسايش يافته از طريق ايجاد بندهاي خاكي،

5- احياي مراتع و پوشش گياهي منطقه و درختكاري بمنظور ايجاد بادشكن،

با نگاهي به اهداف پخش سيلاب متوجه مي شويم كه تمام سرفصل هاي كاري مربوطه هر يك به نوعي در جهت مهار بيابان زايي است

در يك نتيجه گيري كلي مي توان گفت، اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب ، تغذيه مصنوعي ، ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند. بنا براين از نظر علوم مربوطه عرصه كاري عمليات آبخيزداري و بيابان زدايي نمي تواند جداي از هم باشند و در عمل نيز مديريتي درست و كارآمد است  كه بتواند هرچه بيشتر ديدگاهها و تعاملات درون و برون سازماني را به هم نزديك كند. مشكلي كه هم اكنون بوضوح در سطوح مختلف سازماني ديده مي شود .

 

 منابع:

1-آهنگ كوثر، 1372. بيابان زدايي با گسترش سيلاب كوششي هماهنگ، مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان فارس.

2- خسروشاهی محمد، 1386 . شاحص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب و معرفي زمينه هاي پژوهشي مرتبط با موضوع، مجله جنگل و مرتع شماره 74، بهار 86. انتشارات سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور

3- رفيعي عمار و سيدكاظم علوي پناه و محمد جعفري 1382. بررسي كيفيت آب رودخانه جاجرود در ورامين، مجله بيابان شماره 2 ، جلد هشتم، انتشارات مركز تحقيقات بين المللي همزيستي با كوير

4- زمرديان جعفر،1374. كاربرد ژئومرفولوژي در آمايش سرزمين و مديريت محيط، انتشارات نشر قومس

5- دولتي سعيد صديقه ترابي و عباس ترابي، 1383. تعيين فصل مشترك منابع آب شور درياچه نمك با منابع آبرفتي مجاور (دشت قم)، سازمان مديريت و برنامه ريزي استان قم.

6- لطفي احمد، 1381. مديريت آب در كشاورزي با پيامدهاي اقتصادي-اجتماعي (ترجمه)، كميته ملي آبياري و زهكشي ايران

7-معتمد احمد و فرامرز پورمعتمد، 1360. زمين شناسي،ژئومرفولوژي و هيدرولوژي زمين هاي شور(ترجمه)، انتشارات دانشگاه تهران.

8- ويژه نامه پيام آب 1384، وزارت نيرو

9-http://www.gsi.ir/Science/Lang_fa/Page_01-01-08-01-02/content.html

10- http://www.moe.org.ir/

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 8:48  توسط محمد خسروشاهي  | 

نقش دوگانه آب در بيابان زايي و مهار آن

 

 

مقدمه:

با بروز خشكسالي شديد سال جاري مديريت منابع آب در ايران اينك به جايي رسيده است كه به يكي از مهمترين مباحث رايج در سطح كلان كشور تبديل شده و كارشناسان زيادي را در وزارتخانه ها و سازمان‌هاي مختلف واداشته است تا با نشست هاي كارشناسي براي برون رفت از اين بحران راه چاره اي بيانديشند. انتظار اين است كه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:16  توسط محمد خسروشاهي  | 

پرانتز باز-- دمی با حافظ

منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن        منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن

جفا بريم و ملامت كشيم و خوش باشيم     كه در شريعت ما كافريست رنجيدن

به مي پرستي از آن نقش خود بر آب زدم     كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن

به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات       بخواست جام مي و گفت راز پوشيدن

مبوس جز لب ساقي و جام مي حافظ      كه دست زهد فروشان خطاست بوسيدن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:2  توسط محمد خسروشاهي  |