امروز صبح كه مهندس درویش براي حال و احوال روزمره به اطاقم آمد از او در باره كنفرانس ديروزش سئوال كردم. ايشان از برگزاري آن همايش (همايش سدهاي بزرگ را مي گويم كه توسط انجمن كوه نوردان در خيابان استاد نجات الهي برگزار شده بود) رضايت كامل داشت هر چند كه در پاره اي موارد اختلاف نظرهاي جزئي هم با ايشان دارم. ضمن صحبت، نمي دانم چطور شد بحث استفاده از انرژي خورشيدي پيش آمد و ايشان از جلسه اي كه با نماينده وزارت نيرو در موسسه داشتند و اينكه اين مبحث را بايد در برنامه هاي راهبردي بخش تحقيقات بيابان بطور جدي تر دنبال كرد گفتگو مي كرديم. حقيقت اين است كه موسسات و سازمانها اجرايي و تحقيقاتي در بسياري موارد فصول كاري مشترك دارند اما هر يك از آنها بدون توجه به اين اشتراكات، كار خود را انجام می دهند آنچنانكه حتي در يك وزارتخانه يا سازمان، بخش هاي مختلف از كار يكديگر خبر ندارند. بطور مثال ما از پتانسيل هاي انرژي خورشيدي، انرژي باد و انرژي زمين گرمايي موجود در بيابان صحبت مي كنيم در حاليكه سازمان انرژي هاي نو در وزارت نيرو از سالهاي پيش پروژه هاي تحقيقاتي و عملياتي متعددي در اين زمينه انجام داده است و حتي يكبار هم نشست مشتركي نداشته ايم. ما در بخش تحقيقات بيابان سيل و سيلخيزي را يكي از شاخص هاي بيابانزايي معرفي مي كنيم اما وقتي كه طرحي تحقيقاتي براي اين منظور نوشته مي شود در مراجع سازماني بالاتر، آن طرح از زمره وظايف سازمان يا مركز ديگري در همان وزارتخانه عنوان مي شود. حتي در بسياري از موارد كارهاي مشتركي با وزارت نيرو داريم كه با يك هدف انجام مي شود اما هيچکدام از برنامه هاي يكديگر خبر نداريم. در بخش هاي اجرايي مهار بيابان زايي و آبخيزداري كه نهايتا در بسياري موارد اهداف مشتركي دنبال مي شود هر يك در گستره كاري خود بدون تعريف سرفصل هاي كاري مشترك كار خود را انجام مي دهند بطور مثال بخش بيابان زدايي بدون توجه به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز عمليات مهار بيابان زايي خود را در مناطق پايين دست متمركز كرده است و اگر طرحی برای مهار سیل در سرمنشاء آن یعنی مناطق بالادست حوضه آبخیز از جنبه آورد سیل یا رسوب که منبع پایان ناپذیری از شن و ماسه های روان را در پایاب حوضه برای باد سبب می شود پیشنهاد شود آنرا از جمله وظایف بخش آبخیزداری قلمداد می کند. از اين رو ضمن تاکید بر تغییر نوع نگرش مدیریت سازمانی، باید گفت هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد و يا هر گونه اقدامي كه براي استفاده از انرژي هاي موجود در بيابان صورت مي گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي باشد و يا وزارت نيرو . لذا تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي هم افزايي امور مربوط به آبخيزداري و مهار بيابانزايي و استفاده از انرژی های موجود در بیابان آنهم در زماني كه تمامي دستگاههاي دولتي براي ارايه برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران (افق 1404) بسيج شده اند يكي از ضروريات كار است.
روش تحقیق ...... ادامه
2- بررسي اقليمي موضوع
2-1- به منظور انتخاب سيل هاي مورد بررسي در هرحوضه از روش سريهاي جزئي (Partial series) استفاده مي شود براي اينکار پس از جمع آوری دبی های روزانه- حداکثر سالانه و پیک لحظه ای و بررسی صحت و سقم آنها اقدام به تعيين آستانه اي (سيل مبنا) براي انتخاب سيلهاي مربوطه مي شود. براي انتخاب سيل مبنا با توجه به اینکه معمولا آمار دبی های پیک لحظه ای در دوره های ثبت و ضبط همواره با کمبود هایی همراه هستند در صورت لزوم ابتدا کمبود ها و نواقص احتمالی با استفاده از دبی های حداکثر سالانه که از کمیت بیشتری برخوردارند تکمیل خواهند شد (مسلما کنترل اینگونه دبی ها با داده های بارندگی ضروری است). سپس محاسبات فراواني روي آمار پیک لحظه ای ايستگاه ها با استفاده از انواع توزیعهای آماری معمول در هیدرولوژی انجام شده و سپس بر اساس بهترین توزیع سيل مبنا تعيين مي شود. هر سيلابي که مقدار آن بيشتر از سيل مبنا بود براي هر دهه به طور مجرد شمارش مي شود.
2-2 - با مقايسه تعداد سيلاب ها در هر دهه ميزان افزايش يا کاهش و همچنين بزرگي آنها در هر دوره مشخص مي شود. با استفاده از این آمار برای توزیع زمانی حدوث سیلابها درصد تعداد سیلهای مشاهده شده در ماهها و فصول مختلف سال نیز تعیین می شود.
2-3- براي بررسي تاثير نوسانات اقليمي روي تعداد سيلابهاي حادث شده، تعداد و عمق رگبارهاي منتهي به سيل و همچنين بارشهاي بيشتر از 1 و 10 ميليمتر در هر دوره شمارش و با تعداد آنها در دوره هاي ديگر مقايسه و مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند ضمن آنکه ميزان و روند افزايش و کاهش بارش هاي ماهانه، فصلي و سالانه در ماههاي حدوث سيل و همچنين با روند کلي وضعيت سيل خيزي بررسي خواهد شد.
بمنظور آگاهي از وضعيت نوع نزولات جوي و تغييرات احتمالي آنها در طول دوره آماري، با استفاده از داده هاي برف سنجي و در غياب آن با محاسبه خط برف حوضه (بوسيله داده هاي دما-بارش) و نحوه پسروي و پيشروي آن در ماههاي سرد سال (ماههاي برفي) و مقايسه آن در دهه هاي انتخابي اين موضوع بررسي خواهد شد.
برای واسنجی مدل HMS به ترتيب زير عمل می شود
قبل از اجرای مدل لازم است خصوصیات فیزیکی حوضه از طریق GIS تهيه شود. برای اینکار نقشه حوضه ( با استفاده از نقشههاي توپوگرافي یا تصاویر رقومی ، مــدل ارتفاع رقومي حوضه(DEM) ، (با استفاده از منحنيهاي تراز رقومي در محيط ILWIS) ، نقشه كاربري اراضي (با اســتفاده از پردازش تصاوير ماهوارهاي یا سایر نقشه های موجود ) ، نقشه CN (با تلفيق نقشه گروههاي هيدرولوژيكي خاك و كاربري اراضي با استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS ) در محيط ILWIS تهيه خواهد شد. اینکار برای دو مقطع زمانی که کاربری حوضه تغییر کرده است انجام می شود.
برای هر مقطع زمانی که احتمالا یک دوره چند ساله را در بر می گیرد حداقل 4 رگبار و هیدروگراف سیل مربوطه شناسایی می شود. نیمی ازآنها برای واسنجی و نیم دیگر برای صحت یابی مدل بکار گرفته می شود. پس از واسنجی مدل چند رگبار از دوره زمانی ابتدایی با عمق و شدت معین که حتی الامکان واجد داده های هیدروگراف و یا دست کم داده های دبی باشند انتخاب شده و با خصوصیات کاربری جدید(دوره زمانی بعدی که کاربری ها تغییر کرده است)به مدل وارد می شود. پس از اجرای مدل با عنایت به اینکه داده های بارش در هردو وضعیت یکسان بوده بنا براین نتایج حاصل اثر تغییر کاربری را بخوبی در هیدروگراف سیل نشان خواهد داد. باید این نکته را اضافه کرد که مدل HMS مجهز به قابليت كاليبره (واسنجي) كردن خودكار پارامترها در دامنه مورد نظر مي باشد. اين تغيير تا زماني كه بهترين تطبيق هيدروگراف مشاهدهاي و شبيهسازي حاصل شود ادامه پيدا ميكند و مناسبترين مقادير پارامترهاي واسنجي ارائه ميشود. در مرحله واسنجي به لحاظ اهميت دبي اوج در وقايع سيل، حداكثر دبي به عنوان شاخص كاليبراسيون مد نظر قرار خواهد گرفت. با توجه به انتخاب روش هيدروگراف SCS براي تبديل بارش-رواناب، تلفات اوليه(Initial loss) و زمان تأخير و شماره منحني(CN) وزني حوضه یا زير حوضهها بعنوان پارامترهاي واسنجي در نظر گرفته خواهند شد هر چند در برخی منابع پیشنها شده است که در هنگام کالیبراسیون بهتر است علاوه بر جریان پیک- حجم زیر منحنی هیدروگراف و زمان رسیدن به پیک در مقابل داده های اندازه گیری شده کنترل شود(16). محدودیت فعلی مدل نامبرده نداشتن انتخاب (option) ذوب برف است که در نسخه جدید آن این محدودیت برطرف گردیده و بزودی منتشر می شود. البته در این تحقیق تاکید بر استفاده از مدل خاصی نیست بلکه داده های فراهم شده را می توان با هریک از مدلهای هیدرولوژیکی که بتواند اهداف طرح را تامین نماید مورد تحلیل قرار داد.
2-4 پس از دسته بندي حوضه هاي آبخيز در مناطق اقليمي و اکولوژيکي مربوطه، تحليل هاي لازم در مورد افزايش يا کاهش سيل و دلايل آن در هر منطقه بيان خواهد شد.
بنا به دعوت قبلي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تربيت مدرس براي انجام يك سخنراني در جمع دانشجويان اين دانشكده روز سه شنبه مورخ 17/2/87 مهمان اين عزيزان بودم. سعي كردم اين سخنراني طوري باشد كه منوط به يك رشته تخصصي خاص نباشد و بتواند تا حدودي افق ديد دانشجويان را با زمينه كاري آينده آنها روشن تر كند
بحثي را كه بميان كشيدم رابطه نزديك و هماهنگ آبخيزداري و بيابان زدايي بود كه متاسفانه در بخش هاي اجرايي و بعضا تحقيقاتي اگر چه هر يك از بخش هاي مربوطه از سالها پيش عمليات آبخيزداري و مهار بيابان زايي را در گستره كاري خود بدون توجه به آثار مشترك اين دو بخش كاري انجام مي دهند ولي كماكان هر بخشي و بويژه بخش بيابانزدايي بدون توجه به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز عمليات خود را در مناطق پايين دست متمركز كرده است لذا سخنان من براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي بود. اقدامي كه تا كنون از طرف بخشهاي اجرايي به آن توجه كافي نشده و صرفا عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي باشد و يا وزارت نيرو . لذا تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي هم افزايي امور مربوط به آبخيزداري و مهار بيابانزايي آنهم در زماني كه تمامي دستگاههاي دولتي براي ارايه برنامه هاي راهبردي سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران (افق 1404) بسيج شده اند يكي از ضروريات كار است.
در اين نشست بنا به رشته تحصيلي دانشجويان شاخص هاي بيابانزايي فقط از جنبه آب مطرح شد و به ساير جنبه هاي بيابان زايي اشاره اي نكردم. در اين زمينه سه شاخص مهم به شرح معرفي شد:
سيلخيزي و فزوني سيلابهاي مخرب
فزوني و جاري شدن سيلابهاي مخرب يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند چرا كه باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند. اين سيلابها در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند. نتيجه اين وضعيت كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها در سراب حوضه و پيشروي آبهاي شور كوير به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف مي باشد. علاوه براين ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند.
افت سطح آبهاي زيرزميني:
بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهرهبرداري آبهاي زيرزميني در حوزههاي اصلي كشور نشان ميدهد كه حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آبهاي زيرزميني بهرهبرداري مي شود از اين نظر در اكثر نواحي كشور سطح سفرههاي آب زيرزميني بهشدت افت نموده و تراز آن منفي است. اين در حالي است كه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند. توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري و فقدان مديريت مصرف آب از عمدهترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب مي شوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي بهطور متوسط حدود 30 درصد برآورد ميشود. اين نكته را بايد متذكر شد كه در بسياري از مناطق ايران متعاقب افت سطح آب، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب، نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد.
- آلودگي و شور شدن آب
يكي از منابع عمده آلودگي آب استفاده روز افزون از نهادههاي كشاورزي از جمله كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات است. سموم كشاورزي و كودهاي شيميايي كه در سالهاي اخير براي مبارزه با آفات و تقويت خاك كاربردهاي زيادي پيدا كرده است، با نفوذ در منابع آبهاي سطحي و زيرزميني، زمينه آلودگي منابع آبي كشور را فراهم نمودهاست. سالانه حجم انبوهي از پسابهاي كشاورزي از طريق رودخانهها و زهكشها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نموده است. آمار و ارقام نشان مي دهد كه هر سال حدود ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه 6۰ تا7۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. علاوه بر شوري آب كه بر اثر كشاورزي نادرست صورت مي گيرد با توجه به تشكيلات زمين شناسي شور در بسياري از مناطق خشك ايران، شور شدن آب بطور طبيعي نيز اتفاق مي افتد بايد گفت گسترش شوري در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاقهاي نمك و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست، بزرگترين مشكل وجود تشكيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك مي باشد كه تقريباً در اكثر نقاط ايران وجود دارد. بطور كلي كويرهاي نمكي به صورت مركز اصلي پخش نمك عمل مي كنند كه در بخش سطحي توسط آب و باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجای ميگذارند به اين ترتيب روان آبهايي كه از مناطق بالادست حوضه بسمت پاياب جاري مي شوند در بسياري از موارد به دليل عبور از همين سازندهاي آلوده به گچ و نمك شور شده و گذشته از اينكه كيفيت نامناسبي براي شرب و يا كشاورزي پيدا مي كنند، مناطق پايين دست خود را نيز آلوده كرده و به نوعي سبب بروز و تشكيل بيابانهاي ثانويه مي شوند.
عمليات آبخيزداري در جهت مهار بيابانزايي است :
در حال حاضر عمده عمليات آبخيزداري در دو قسمت از حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد.
الف-پخش و گسترش سیلاب در پایاب حوضه
بطور معمول پخش و گسترش سيلاب با اهداف زير انجام مي گيرد:
1- تغديه مصنوعي آبخوانها به منظور جلوگيري از:
Ø پيشروي آبهاي شور در لايه هاي آب شيرين
Ø نشست زمين
2-تثبيت شن هاي روان با استفاده از مواد معلق موجود در سيلاب مانند لاي، رس و مواد آلي،
3- آبشويي خاكهاي شور
4- احياي زمين هاي فرسايش يافته از طريق ايجاد بندهاي خاكي،
5- احياي مراتع و پوشش گياهي منطقه و درختكاري بمنظور ايجاد بادشكن،
با نگاهي به اهداف پخش سيلاب متوجه مي شويم كه تمام سرفصل هاي كاري مربوطه هر يك به نوعي در جهت مهار بيابان زايي است
ب-مديريت وكاربري حوضه در سراب (برای کاهش سیلاب)
همانطور كه ديده مي شود عموما كارهايي كه در سراب حوضه هاي آبخيز صورت مي گيرد بيشتر مربوط به مديريت و كاربري حوضه است در واقع مدیریت و كاربري اراضي همان اقداماتي است كه برای حفاظت از آب وخاك و درنهايت كاهش رواناب وسيلاب )كاهش ومهار خسارات سيل ) انجام می شود در اين مورد دو هدف كلي زير مورد توجه قرار مي گيرد
1-ایجاد و توسعه پوشش گياهي به منظور افزايش نفوذ پذيري و ذخيره رطوبت،
2- عمليات سازه اي كوچك ومتوسط در آبراهه ها براي كاهش فرسايش وافزايش ذخيره آب.
با توجه به توضيحات مشروحي كه در بخش سيلخيزي بدان اشاره شد تامين دو هدف فوق از نظر آبخيزداري نيز هر يك منجر به مهار بيابان زايي مي شود بنا براين از نظر علوم مربوطه عرصه كاري عمليات آبخيزداري و بيابان زدايي نمي توانند جداي از هم باشند و در عمل نيز مديريتي درست و كارآمد است كه بتواند هرچه بيشتر ديدگاهها و تعاملات درون و برون سازماني را به هم نزديك كند. مشكلي كه هم اكنون بوضوح در سطوح مختلف سازماني ديده مي شود
سرانجام، انجمن علمي مديريت و كنترل مناطق بياباني ، به همت دكتر محمّدرضا اختصاصي و جمعي از علاقهمندان و متخصصين شاغل در اين حوزه كاري ، پس از سه سال پيگيري مستمر روز جمعه مورخ 13/2/87 در تالار دانشكده منابع طبيعي دانشگاه يزد بطور رسمي شروع بكار خود را اعلام كرد. اگر چه اين انجمن نسبت به انجمن هاي علمي حوزه منابع طبيعي از جمله انجمن هاي علمي آبخيزداري، مرتعداري و جنگلباني ديرتر پا به عرصه وجود گذاشت علي ايحال تولد ميمون و مباركي است بويژه آنكه فراخ ترين عرصه سرزمين ايران را مناطق بياباني در بر گرفته اند. در اين مورد لازم مي دانم به يك نكته اشاره كنم هرچند بيان اين واقعيت براي برخي از همكاران دست اندركار در حوزه فعاليت بيابان شايد قدري ناخوش آيد ولي تجربيابت چندين ساله ام در بيابان كه در گفتار كوتاه آقاي دكتر جزيره اي در ابتداي جلسه نيز نمود پيدا كرد نشان مي دهد که، بيشتر كارهاي طاقت فرساي بيابان و بيابان زدايي بر اساس اصول علمي استوار نبوده است[1]. بسياري از روش هاي بكارگرفته سالهاي پيش براي مهار بيابان زايي در سراسر كشور كه يقينا در گرماي طاقت فرساي بيابان براي همكاران احرايي ام سخت و دشوارهم بوده است براساس ازمون و خطا انجام شده است. بنده به سختي كار در مناطق بياباني كاملا واقفم چرا كه چندين سال در مناطق بياباني نيشابور، گناباد و قاين در امر تثبيت ماسه هاي روان كار كرده ام . بهر حال اميدوارم اين نهاد نوپاي علمي بقول مهندس درويش بتواند به همافزايي و تعامل بيشتر آرا و انديشگان موجود در حوزه دانش مديريت بيابان (بيابانداري) كمك كرده و نسبت به ارزشهاي ناهمتاي اين بومسازگان پهناور وطن، روشنگري نمايد.اخبار كاملتر اين نشست را در سایت مهندس درویش ببينيد
[1] -ناگفته نماند درجند سال اخير كه همكاري و تعامل بيشتري بين سازمانهاي اجرايي و موسسات تحقيقاتي و دانشگاهها بوجود آمده است وضعيت بهتري بوجود آمده است
- روش تحقيق
روش انجام تحقيق تحليلي- آماري است و بر حسب مورد از روش شبيه سازي هيدرولوژيکي در تبديل رابطه بارش- رواناب با استفاده از مدل هيدرولوژيکي HEC-HMS استفاده خواهد شد. تکيه گاه اساسي تحقيق نمونه هاي مشخصي از حوضه هاي آبخيز است که تا حد امکان واجد داده هاي اقليمي و هيدرومتري دراز مدت باشند نقشه هاي خاک- پوشش گياهي- کاربري اراضي – توپوگرافي- تصاوير ماهواره اي و در صورت لزوم عکس هاي هوايي از ديگر مواد مورد نياز است.
مراحل انجام کار:
1- بررسي تخريب پوشش گياهي وکاربري اراضي:
1-1- براي بررسي کاربري اراضي و تخريب پوشش گياهي از گذشته تا حال از کليه منابع و اطلاعات موجود اعم از تصاوير ماهواره اي، عکس هاي هوايي، نقشه هاي توپوگرافي و مطالعات انجام شده احتمالي در حوضه هاي کاري در جهت تکميل و همزمان نمودن با دروه هاي مطالعه اقليم استفاده بعمل خواهد آمد. بديهي است تهيه سالانه اين اطلاعات مقدور نبوده بلکه براي مقاطع خاصي امکان پذير است( در صورت ناهمزماني با دوره هاي انتخابي اقليم، دوره هاي در دسترس کاربري اراضي، ملاک عمل قرار مي گيرد). در هر مقطع زمانی (که پس از جمع آوری و بررسی داده های هیدرواقلیمی تعیین خواهد شد) تغییرات پوشش گیاهی و کاربری اراضی با استفاده از داده های دورسنجی (تصاویر رقومی) و یا مطالعات انجام شده احتمالی در حوضه مربوطه مشخص می شود.
1-2- در بررسي مقدماتي بطور نظري، افزايش (يا کاهش) تعداد سيلابها در دوره هايي که وضعيت پوشش گياهي و ياکاربري اراضي تغيير يافته است بررسي مي شود همچنين در صورت امکان تعداد افزايش جمعيت دامي که از حوضه مربوطه استفاده مي کنند بمنظور تاثير غير مستقيم آنها در افزايش سيلاب در طول دوره مطالعاتي از طريق همبستگي مورد بررسي قرار مي گيرد.
1-3- در صورتي که وضعيت اقليمي حوضه اي در طول دوره مطالعاتي، تغيير قابل ملاحظه اي نکرده باشد ولي وضعيت پوشش گياهي و کاربري اراضي در آن حوضه تغيير کرده باشد براي نشان دادن تاثير تغيير پوشش گياهي و نوع کاربري در افزايش و کاهش سيلاب، وضعيت گذشته و حال حوضه با استفاده از مدل هيدرولوژيکي (HEC- HMS) شبيه ساري مي شود. براي اينکار به ترتيب زير عمل مي شود
1-3-1 با استفاده از نقشه خاکشناسي حوضه، گروههاي هيدرولوژيکي خاک تعيين مي شوند(لازم به توضيح است چون تغيير و تحول خاک مانند پوشش گياهي سريع نمي باشد لذا يک لايه نقشه که از اطلاعات در دسترس و موجود تهيه شود براي کل دوره کفايت مي کند).
1-3-2 با استفاده از نقشه هاي پوشش گياهي وکاربري اراضي تهيه شده براي مقاطع مختلف مطالعاتي و نقشه گروههاي هيدرولوژيکي خاک، نقشه و يا مقادير عددي CN (شماره منحني در روش SCS ) براي هر دوره تهيه مي شود
1-3-3 با استفاده از بارشهاي با عمق معين و مشترک در دوره هاي مطالعاتي، مقادير سيلاب در هر دوره با استفاده از روش SCS محاسبه مي شود. با توجه به اينکه در هر بار اجراي مدل (امکان محاسبه سيلاب در روش SCS بدون اجراي مدل هم امکان پذير مي باشد) و در هر دوره شرايط اقليمي ثابت بوده و فقط پوشش گياهي و کاربري اراضي تغيير کرده است لذا افزايش يا کاهش سیلاب محاسبه شده در هر يک از دوره هاي مطالعاتي فقط ناشي از تغييرات کاربري و پوشش گياهي خواهد بود. علاوه بر آن در اين مرحله مي توان بارش هايي را شناسايي کرد که در دوره هاي قبلي سيلابي نبوده اند و در دوره اخير منجر به سيلاب شده اند.
كشور ايران با توجه به موقعيت جغرافيايي حساس خود، اكنون در مقطعي از تاريخ و در مرحله اي از توسعه قرار گرفته است كه تحت هر شرايطي بايد مقوله امنيت غذايي و توسعة پايدار را به طور جدي مورد توجه قرار دهد. تحقق اين امر هم زماني ممكن است كه بتوانيم منابع طبيعی خود را حفظ كرده و آنها را به نحو مطلوب بهره برداري کنیم. مسلما بدون حفاظت از منابع آب، خاك، جنگل، مرتع و بهره برداري بهينه از آنها نمي توان به توسعه پايدار و توليد مطمئني در كشاورزي دست يافت. در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در شرايط نامطلوبي، مورد بهره برداري قرار مي گيرند. اگر چه اين هشدارها به طرق مختلف به مسئولين داده مي شود ولي از آنجا كه كشور ايران متنعم از ذخاير نفت و گاز است متاسفانه توجه چنداني به منابع طبيعي نمي شود. از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری را جایگزین آن نمود. در اين مورد نقش بهره گيري بيشتر از منابع طبيعي تجديد شونده تعيين كننده است.
اكنون رشد و تعالي جوامع، بر مبناي معيارهاي گذشته ارزيابي نميشود بلكه ميزانپايبندي جوامع به مسايل زيست محيطي و حفاظت از منابع طبيعي و به ويژه درسالهاي اخير، رعايت اصول توسعه پايدار و حفظ تنوع زيستي، يعني حفظ طبيعت و گسترش فرهنگ آن معيارهايي اساسي براي ارزيابي رشد جوامع به شمار مي روند. در جهان امروز، توسعهپايدار و حفظ منابع طبيعي و محيط زيست، به عنوان دو فراز و هدف ارزشمند،يگانگي بوم شناختي طبيعت و جامعه را نه تنها در سطح كشورها بلكه در سطح كرهمسكوني مورد توجه قرار دادهاند. تفكر زيست محيطي زمين شايد بتواند بسياري از آمال و آرزوهاي بشري را تحققبخشد اما اين امر ممكن نخواهد بود مگر از طريق ترويج و نشر گسترده و مستمرفرهنگ زيست محيطي در ميان اقشار مختلف جامعه. مسايل زيست محيطي امروزهدامنه وسيعي پيدا كرده و از حد مسايل فني گذشته عميقا داراي مفهوم اجتماعيهستند. به هر حال دستيابي به مفهوم توسعه پايدار در كنار حفاظت از منابع طبيعيو محيط زيست، وظيفه خطيري است كه بر عهده سازمانها، نهادها، مسئولان و كليهدست اندركاران مسايل توسعه و محيط زيست گذاشته شده است چنين وظيفهخطيري جديت و تلاش همه جانبهاي ميطلبد كه بايد بر آن همت گماشت. اما سئواليكه هم اكنون فرا روي ماست اين است كه به جاي ادامه شيوههاي غارتگرانهاي كهطبيعت را به نحوي خطرناك از مايه تهي و نظامهاي حامي حيات را نابود ميكند،چگونه ميتوان با ورود در معاملهاي سودبخش با طبيعت، بر سرعت توسعهاجتماعي - اقتصادي افزود؟ چگونه ميتوان مفهوم همزيستي جامعه و طبيعت را جانشين مفهوم سلطه برطبيعت كرد؟ آن هم در زماني كه شواهد علمي به نحو روز افزوني حاكي ازمخاطرات ناشي از داد و ستدي ويرانگر است. اكنون زمان آن رسيده است كه در قبال قصور و بي تفاوتيخويش نسبت به طبيعت به جبران مافات بپردازيم تا از اين طريق براي نسلهاي آيندهمحيطي قابل زيست فراهم آيد.
اهداف طرح:
با توجه به نقش بارز پوشش گیاهی در کاهش بروز سیلاب ضمن بررسی ارتباط این عامل در تشدید و فزونی سیلابها در چند دهه گذشته رابطه نوسانات احتمالی اقلیم با بروز این پدیده و همچنین سهم مشارکت هر یک از این دو عامل در فراوانی سیلاب ها نیز بررسی می شود. بنا براین اهداف اصلی این طرح را می توان بشرح زیر بر شمرد.
- بررسي تاثير تخريب پوشش گياهي و تغييرات کاربري اراضي در روند افزايشي و تشديد سيلاب در چند دهه اخير
- بررسي روند وقوع و شدت سيلابها و ارتباط آن با نوسانات احتمالي اقليم در چند دهه اخير
آگاهي از وجود يا عدم وجود تغيير در نوع نزولات جوي نيز هدف فرعي طرح را تشکيل مي دهد
سوابق تحقيق در داخل و خارج از كشور با تاكيد بر نتايج آنها :
پيش بيني آب و هواشناسان و هيدرولوژيست ها حاکي از آن است که در طول قرن حاضر اقليم مرطوب تر و رگباري تر خواهد شد و تراز سطح آب درياها نيز بالا خواهد آمد(13). اين موضوع منجر به خطر سيل در رودخانه هاي داخلي و ساحلي شده و صدماتي را به وضعيت اقتصادي و اجتماعي بعضي از کشورها وارد خواهد کرد. Werritty و همکاران(13) از تحليل آمار و داده هاي بلندمدت رودخانه هاي اسکاتلند دريافتند که از دهه 1950 سيلابها فراوانتر و شديدتر شده اند. هرچند در مورد افزايش غيرمعمول وقوع سيلابهاي بزرگ بر اثر تغيير اقليم مدرک آشکاري در دست نيست اما اين وضعيت با دوره هاي سيلابي در گذشته و پيش بيني هاي جاري سيلابها که تحت نام سناريوي تغيير اقليم از آن ياد مي شود توافق دارد. هرچند بعضي از محققين افزايش سيلابهاي بزرگتر و شديدتري را در اثر تغيير اقليم نويد مي دهند اما بعضي ديگر کم شدن رواناب متوسط سالانه و افزايش سريع دبي هاي حداقل را نيز ناشي از تغيير اقليم مي دانند(11).
Loucas و همکاران(9) بمنظور بررسي پتانسيل اثرات تغيير اقليم آينده روي وقوع جريانات سيلابي تحقيقي را در دو حوضه کوهستاني واقع در دو ناحيه اقليمي مختلف کانادا انجام دادند نامبردگان در اين تحقيق که با استفاده از يک مدل حوضه آبخيزانجام شد هنگام شبيه سازي تغييراتي را در دما، بارش، پوشش گياهي، پوشش ابري و ساير پارامترهاي دخيل در توليد سيلاب بوجود آوردند0 نتايج نشان داد که اقليم آينده در دو حوضه مورد مطالعه مرطوب تر و گرم تر از حال حاضر خواهد شد و اکثريت وقايع سيل در حوضه هاي باراني ساحلي اتفاق خواهد اقتاد همچنين تحليل ها نشان دادند رويهم رفته بزرگي و فراواني وقوع سيلابها در بعضي ازحوضه ها افزايش پيدا مي کند. نامبردگان براساس اين يافته ها عمليات مديريتي مختلف را براي غلبه بر اثرات تغيير اقليم آينده در دو حوضه مورد مطالعه پيشنهاد کردند.
Niehoff و همکاران(12) اثرات تغيير پوشش گياهي وکاربري اراضي را در توليد رگبار-رواناب (Storm-runoff ) در يک حوضه متوسط مقياس در آلمان (SW-Germany ) بررسي کردند اين محققين بر اساس سناريوهاي مختلف کاربري، اثر خصوصيات کاربري اراضي را با استفاده از مدلهاي فيزيکي هيدرولوژيکي در توليد سيل شبيه ساري کردند. نتايج نشان داد که اثر شرايط کاربري اراضي روي توليد سيل بستگي زيادي به خصوصيات بارش و مقياس مکاني (حوضه) دارد بطور مثال تاثير کاربري اراضي براي رگبارهاي همرفتي(Convective storm ) که با شدت بالا همراه هستند با رگبارهاي فرارفتي(Advective storm ) که با تداوم بيشتر ولي شدت کمتر بوقوع مي پيوندند تفاوت دارد. براي بارش هاي همرفتي شرايط کاربري اراضي بويژه در حوضه هاي بزرگ مقياس تاثير کمي در تشکيل سيلاب دارد، زيرا اين نوع بارش ها مقياس کوچکتري را در بر مي گيرند و لذا تمام سطح حوضه در تشکيل سيلاب مشارکت نمي کند.
Suwanwerakamtorn (14) با استفاده از مدل هيدرولوژيكي HEC-1 وGIS اثرات تغيير كاربري اراضي بالادست حوضه را روي الگوي سيلاب در نواحي پايين دست حوضه مورد ارزيابي قرار داده است. پنج مجموعه متغيرهاي مورد نياز براي ورود به سيستم شاملبارش، ميزان نفود، رواناب سطحي، مساحت حوضه و رونديابي سيل بود. هدف نامبرده توسعه و اصلاح مدل هيدرولوژيكي و سيستم GIS براي ارزيابي كمي تغييرات كاربري اراضي روي هيدروگراف سيل خروجي بود، حتي براي اثبات توانايي مدل در شبيهسازي هيدروگرافهاي سيل در گذشته و آينده با كاهش و افزايش سطح جنگلهاي حوضه نشان داد موقعي كه مساحت جنگل كاهش پيدا مي كند، رواناب حوضه و زير حوضهها بيشتر ميشود. به اين ترتيب تأثير تغييرات كاربري اراضي در بالادست حوضه، در تراز سيل پايين دست حوضه نشان داده شد.
در همين زمينه در يک تحقيق علمي در ژاپن(7) براي ارزيابي چند نوع کاربري اراضي(جنگلها- شاليزارها و مزارع شيب دار و مناطق مسکوني ) يک حوضه آبخيز به مساحت 100کيلومتر مربع انتخاب گرديد. 60 درصد اين حوضه داراي پوشش جنگلي 34 درصد اراضي زراعي و 6 درصد باقيمانده را اراضي مسکوني تشکيل مي داد. با انجام اين تحقيق، محققان دريافتند که نوع کاربري اراضي در يک حوضه آبخيز در ميزان آب خروجي از حوضه موثر است زيرا در نواحي کاملا جنگلي ميزان آبدهي 55 درصد ريزش جوي و در اراضي مسکوني 85 درصد ريزش را به خود اختصاص داده بود.
در تحقيق ديگري (4) به منظور نشان دادن نقش درختان در کاهش رواناب، حوضه آبخيزي به مساحت 24 هکتار که پوشيده از گياه بود انتخاب گرديد. در اين حوضه که روزانه حدود 6 ليتر آب از خروجي آن خارج مي شد پس از سوزاندن پوشش گياهي همين حوضه، آب خروجي روزانه به حدود 1400 ليتر رسيد (در فاصله اين دو مطالعه بارندگي وجود نداشته است). اين افزايش جريان آب پس از سوزاندن درختان در واقع ناشي از آبي است که پيش از آن بوسيله پوشش گياهي تبخير و تعرق مي شد و در نتيجه ظرفيت ذخيره آب خاک براي بارانهاي بعدي افزايش مي يافت. بر همين باور يکي از علل موثر وقوع سيل در ايران تخريب جنگلها و مراتع قلمداد مي شود و بسياري از متخصصين و کارشناسان اجرايي تخريب پوشش گياهي و منابع جنگلي را در افزايش سيل خيزي و خسارات ناشي از آن امري انکارناپذير مي دانند(1). در تحقیقی که در حوضه شفارود(استان گیلان) به منظور اثر بهره برداری جنگل در سیل خیزی حوضه در دو دوره قبل و بعد از بهره برداری انجام شده است نتایج گویای تاثیر مستقیم تعداد و حجم درختان بهره برداری شده در دبی های پیک و رژیم آبدهی حوضه بوده است(5 ) این در حالی است که نتایج تحقیق دیگری که به همین منظور در حوضه آبخیز گرگانرود انجام گرفته تغییرات آبدهی اکثر ایستگاههای مورد مطالعه را ناشی از تغییر در مقدار بارندگی و حتی نوع بارش می داند که در اثر تغییر در شرایط اقلیمی منطقه بوقوع پیوسته است (6 ). هر چند بعضي اعتقاد دارند که اينگونه سيلها در گذشته نيز وجود داشته ولي چون جمعيت انساني و دامي و کشاورزي کم بوده و گسترش مراکز جمعيتي در سيلابدشتها به اندازه امروز نبوده است لذا خسارات بسيارکمتر بوده و جريان سيل انعکاس وسيعي نداشته است. بطور کلي اکثريت تحقيقاتي که در قالب پايان نامه هاي دانشجويي و طرحهاي تحقيقاتي در رابطه با اين موضوع در ايران انجام شده بطور مجرد به بررسي عوامل موثر بر سيلاب پرداخته اند و تحقيق مستندي براي بررسي علل اقزايش سيل در چند دهه اخير به چشم نمي خورد.
بالاخره هم انديشي وبلاگ نويسان زيست محيطي ديروز عصر در تالار مركز صلح و محيط زيست برگزار شد هر چند برغم قول و قرار قبلي كه هدف از اين نشست آشنايي حقيقي وبلاگ نويسان با يكديگر اعلام شده بود ولي بنده بجز چندنفري كه پشت تريبون رفتند با كس ديگري آشنا نشدم. خلاصه اي از گزارش اين نشست را در زير بخوانيد:
اولين سخنران سیدمحمد مجابی بود كه يكي دو بار هم اعلام كرد چون خجالتي هست!!!! زياد صحبت نمي كند. تازه فهميدم كه طفلكي چرا اينقدر نسبت به سالهاي قبل لاغر و آب كشيده شده است آخه نه اينكه ايشان سالها در سمت هاي مديريتي بوده و جلسات زيادي هم داشته در هر جلسه هم از خجالت قدري آب شده تا امروز كه چندين كيلو لاغر شده است. ایشان کوچکترین وبلاگ نویس زیست محیطی که دختر خودشان بود معرفی کردند ولی مسن ترین وبلاگ نویس را معرفی نکردند شاید هم شانس با من یا خانم دکتر ابتکار بود که مسن ترین را معرفی نکرد هرچند بعید می دانم از بین خانم ها کسی خود را معرفی می کرد ولی به احتمال زیاد من مسن ترین بودم (شجاعت مرا می بینید) به هرحال دستش درد نكند كه تمهيدات لازم را براي برگزاري اين نشست فراهم كرده بود.
دومين سخنران خانم فولادزاده مدير روابط عمومي پرشين بلاگ بود كه گزارشي از وبلاگهاي زيست محيطي در دنيا و محيط پرشين بلاگ داد. اين خانم را هم چون زودتر از نوبتش براي سخنراني صدا كردند حضار را به ذكر صلوات دعوت كرد تا اعتماد به نفسش سر جا بيايد و صدايش نلرزد البته ايشان قدري شكسته نفسي كردند به هرحال گزارش خوبي با عدد و رقم از وبلاگ نويس ها ارايه كردند.
سومين سخنران همكار خوبم مهندس درویش بود . اگر تعريف بنده را از سخنراني ايشان به حساب دوستي ما نگذاريد حقيقتا سخنراني جذابي بود مهندس درويش قلم خوبي دارد و در طول اين چند سال در سخنراني هم حرفه اي شده است و لذا لحن سخنرانيش هم گيرا بود تنها عيبي كه دارد رشد قطري ايشان است كه عنقريب قطر و طولش برابر شود هرقدر هم براي كوچك كردن شكمش تذكر مي دهم بگوشش نمي رود و آنرا بحساب كم كاري تيروئيدش مي گذارد. به هرحال آينده درخشاني را براي اين عزيز در حوزه محيط زيست پيش بيني و آرزو مي كنم البته اگر به توصيه هاي من گوش كند!
و بالاخره آخرين سخنران خانم دكتر ابتکار بود كه مجري با آب و تاب بيشتري ايشان را معرفي كرد هر چند خانم ابتكار در سخنرانيش در رابطه با محيط زيست ابتكاري به خرج نداد تنها ابتكارش اجراي ديالوگي مربوط به يكي از پست هاي سال گذشته اش بود. به هرحال حضور اين چهره شناخته شده سياسي و زيست محيطي در اينگونه مجامع آنهم در زمانه اي كه بسياري از رجال سياسي كشور بهاي كمتري به منابع طبيعي و محيط زيست مي دهند غنيمت است.
و اما بشنويد از صاحبان وبلاگهاي برتر كه براي چند لحظه اي پشت ميكروفون قرار مي گرفتند.
محسن اديب مدير سایت کویرهای ایران (كه بنده پيشنهاد مي كنم بهتر است بجاي كلمه كوير از لفظ بيابان استفاده كند) كه بالاترين نمره را هم كسب كرده است به پشت ميكروفون فراخوانده شد. اين طفلكي هم كه در مقابل جمعيت قرار گرفت مثل اينكه قدري هول شد. ناگفته نماند سخنراني در مقابل جمعيت براي كساني كه تجربه كمتري هم دارند (بجز آخوندها) بسيار سخت است. يادم نمي رود اولين باري كه چندين سال پيش سر كلاس دانشجويان رفتم با همين مشكل مواجه شدم و سعي داشتم مطالب را پشت به دانشجويان و روي تخته بنويسم تا كمتر چشم دانشجويان به من خيره شود و خلاصه وقتي كه از كلاس بيرون آمدم ديدم نصف جزوه درسي كه براي يك ترم تهيه كرده بودم در همين 2 ساعت اول گفته ام. بهرحال آقاي مهندس اديب سايت خوبي را مديريت مي كنند و مطالب و عكسهاي جذاب و ديدني فراواني از بيابانهاي ايران در اين سايت ديده مي شود.
دومين وبلاگ نويس برنده مدير وبلاگ آتش نوشت بود. متاسفانه بنده با وبلاگ ايشان آشنايي نداشتم از امروز سعي مي كنم مطالب اين وبلاگ را هم ببينم .ايشان پشت تريبون صريحا اعلام كردند كه با چنين نشستي مخالف بوده اند و حضورش در اين جمع صرفا كنكاش خبرنگاري است چون ايشان خبرنگار است. اميدوارم اين جايزه سبيلش را چرب كند و با اينگونه نشست ها توافق كند. راستي ايشان سبيل نداشت!
سومين وبلاگ نويس برنده خانم مژگان جمشيدي بود كه البته مجري مراسم هم براي ايشان مايه بيشتري گذاشت و سهام عدالت را بين برندگان بخوبي تقسيم نكرد! هر چند ايشان نياز به تعريف ندارد چرا كه عطر آنست كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد. بهرحال توفيقي دست داد كه در آخر جلسه همزمان با ترك سالن با هم سلام و عليكي داشته باشيم و اين وبلاگ نويس زيست محيطي را كه معمولا هفته اي چندبار به وبلاگش رجوع مي كنم از نزديك ببينم. برخلاف مطالب تند و تيز و نيشدارش، چهره معصوم و دوست داشتني دارد بنده قصد داشتم پس از تر كردن گلويي در بيرون سالن صحبت بيشتري با ايشان داشته باشم و به ايشان بگويم تا كنون مطلبي دال بر تعريف از كارهاي شهرداري و متوليان منابع طبيعي و محيط زيست در بين مطالبش نديده ام چقدر خوبست كه لااقل براي يكبار هم از كارهاي خوبي كه اينها انجام داده اند بنويسد تا اين توهم ايجاد نشود كه ايشان همه چيز را منفي مي بيند. از بد حادثه مهندس درويش بايد به فرودگاه مي رفت و ديرش مي شد لذا با عجله سالن را ترك كرديم و فرصت خداحافظي هم با ایشان میسر نشد. از نكات جالب توجه صحبت هاي ايشان داستان وبلاگ نويس شدنش بود كه در شيراز اتفاق افتاده است و برای نیتی دیگر از حافظ مدد گرفته بوده که این نیت به راه اندازی وبلاگ منجر شده بود. البته از نیتش چیزی نگفت. بهر حال براي مژگان جمشیدی عزيز آرزوي توفيق بيشتر دارم.
چهارمين برنده آقاي مهندس درويش بود كه قبلا سخنراني كرده بود و برنده پنجم هم آقاي مهندس مجابي بود كه ايشان به تقليد از مهران مديري گفت : آقا اشتباه شده من اشتباهي هستم و برنده نبودم كه اين مطلب هم خنده اي را برلبها نشاند.
آخرين فردي كه پشت ميكروفون رفت آقاي محرابي و يا همان فرزند ايران (مجري مسابقه وبلاگها)بود كه ايشان هم مثل من رشد طولي زيادي داشته و تقريبا يك متر بالاتر از ميكروفون قرار گرفته بود. ايشان هم برندگان را براي گرفتن جايزه فرا حواند البته ایکاش عبداللطیف می بود و می دید که این محرابی(فرزند ایران) همان دولتشاهی(همنهاد) و دولتشاهی همان وحید نوروزی نیست و هر سه یک نفر نیستند بلکه سه نفرند و سه تا وبلاگ راه اندازی کرده اند و به ایشان بد و بیره نمی گویند. پس از اتمام جلسه هم افراد براي پذيرايي مختصري به خارج سالن هدايت شدند و به اين ترتيب جلسه هم انديشي به پايان رسيد.
بررسي علل افزايش و تشديد سيل در ايران[1]

مقدمه: بررسي آمار و ارقام نشان مي دهد 58 درصد کل افرادي که در اثر بلاياي طبيعي در جهان کشته شده اند مربوط به سيلاب بوده است(14) از اين نظر مي توان گفت سيلاب از نظر تلفات جاني و مالي مهيب ترين بلاي طبيعي در جهان محسوب مي شود. بر اساس جديدترين آمار ارايه شده[۲] در ايران در طول 53 سال گذشته )1330تا 1383) تعداد 4185 مورد سیل حادثه خيز به ثبت رسيده است آمار مذكور نشان مي دهد فراواني وقوع سيل در دهه 1330 تا 1339 تعداد 179 مورد بوده است و اين تعداد در دهه 1370 تا 1379 به 2053 مورد افزايش پيدا كرده است. به استناد آمار و ارقام موجود در گزارش موصوف، در طول 53 سال گذشته 5821 شهر، و 245567 واحد مسكوني در اثر سيلابخسارتديدهاند. تعداد 11739 نفر تلفات انساني و 470691 رأس تــلفات دامي وجــود داشته است و جمــعاً 1206504 هـكتار از اراضي كشاورزي خسارت ديدهاند. گزارشهايي که از وقوع سيلاب در ايران تهيه شده نشان مي دهد هر چه به زمان حاضر نزديکتر مي شويم تعداد سيلها و خسارات آنها بيشتر شده است. بطوري که متوسط خسارات سالانه سيل از 17.2 ميليون دلار در دهه 1330 به 134 ميليون دلار در دهه 70 رسيده است. از طرف ديگربررسي هاي کارشناسي نشان مي دهد که سطح مناطق سيلگير در حاشيه رودخانهها و مسيلها نيز افزايش يافته است بطوريکه بــخش وسيعياز جادههاي كشور و تأسيساتصنعتي در معرض خطر سيلگيري و تخريب قرار گرفته اند. خسارات دو سيل مهيب و سراسري سالهاي 1365 و 1371 همچنان در اذهان باقي مانده است. خسارتي كه بر اثر سيل سال 1371 به بيش از 12 استان ايران وارد شد پس از زلزله بهار 1369 )استان هاي گيلان و مازندران) سنگينترين صدمه بوده است. در جريان اين
