تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(12)

                       استان بوشهر                                ....ادامه مطلب

3-6-2- تجزيه و تحليل خاك‌هاي منطقه

                با توجه به خصوصيات منطقه‌اي استان و شرايط خاص توپوگرافي و اقليمي، وضعيت خاك‌هايي كه در قسمت دشت‌هاي استان قرار گرفته‌اند مورد ارزيابي كامل قرار گرفت. باید اضافه کرد که خاك‌هاي مناطق كوهستاني و پشتكوه بعلت دارا نبودن خصوصيات بياباني، در حد نقشه قابليت اراضي در اين طرح بررسي شده‌اند.

بطور كلي منطقه مورد مطالعه از مجاورت ادامه رشته كوه زاگرس شروع و به خليج فارس منتهي مي‌شوند، از رسوبات آبرفتي دوران چهارم تشكيل شده و قسمتي از آن بشكل دشت‌هاي مرتفع يا فلات، قسمتي بصورت دشت آبرفتي دامنه‌اي و يا دشت آبرفتي رودخانه‌اي مي‌باشد كه بسته به نوع و جنس ماده اوليه تشكيل دهنده و همچنين ساير عوامل مانند آب و هوا، موقعيت اراضي و دخالت بشر خاك‌هاي مشخص تشكيل شده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 8:16  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(11)

استان بوشهر:

به منظور تعيين مناطق بياباني از ديدگاه خاكشناسي، ابتدا نسبت به جمع‌آوري اطلاعات اقدام گرديد. در اين مرحله كليه مطالعات خاك در مقياس‌هاي مختلف اجمالي، نيمه تفصيلي و تفصيلي كه توسط موسسه خاك و آب و يا مشاوران ديگر تهيه شده بود بشرح زير گردآوري شدند:

- مطالعات ارزيابي منابع و قابليت اراضي كازرون ـ برازجان

- مطالعات ارزيابي منابع و قابليت اراضي منطقه فراشبند ـ خورموج

- مطالعات ارزيابي منابع و قابليت اراضي گناوه

- مطالعات ارزيابي منابع و قابليت اراضي دير و كنگان

- مطالعات اجمالي خاكشناسي و طبقه بندي اراضي مند و دشتي

- مطالعات خاكشناسي نيمه تفصيلي شاپور ـ دالكي

- مطالعات خاكشناسي تفصيلي و نيمه تفصيلي شبانكاره

همچنين از تصاوير ماهواره‌اي لندست + ETM مربوط به سال 2000، نقشه‌هاي توپوگرافي 1:250000 سازمان جغرافيايي استفاده شده است. پس از جمع‌بندي اطلاعات گردآوري شده از مطالعات مربوط به موسسه خاك و آب به عنوان منبع اصلي استفاده گرديد.

پس از انتخاب مطالعات مورد نظر، نسبت به ورود اطلاعات به سيستم جغرافيايي GIS اقدام و همزمان محل كليه پروفيل‌هاي موجود  بر روي نقشه تعيين و خصوصيات آنها به صورت جدول تهيه گرديد. عوامل محدود كننده خاك‌ها در پروفيل‌هاي مختلف تعيين و براي هر محدوديت نقشه‌اي مجزا در سيستم اطلاعات جغرافيايي ترسيم گرديده و نهايتاً نقشه اراضي بياباني از ديدگاه خاكشناسي تهيه شد. به منظور تحليل پروفيل‌هاي خاكشناسي، از متوسط وزني محدوديت‌ها با توجه به عمق آنها استفاده و بيابان‌ها تعيين شدند.

 

توجه دوستان را به مطلب آقای مهندس درویش در رابطه با برپایی سیرک در پارک پردیسان جلب می کنم

 

با تشکر از آقای مهندس فخری مجری استانی زیرطرح قلمرو بیابان های ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 8:22  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(10)

قلمرو بيابانها خاکشناسي استان اصفهان :

با توجه به معيارهاي توضيح داده شده در پست هاي قبلي و در نظر گرفتن پارامترهائي كه محدوديت رشد بيولوژيكي و شرايط اكولوژيكي را فراهم مي كنند. نقشه مناطق بياباني استان اصفهان تهيه گرديد. به استناد نقشه مذكور 44528  كيلو متر مربع از مساحت استان را بيابانهاي خاكشناسي تشكيل مي دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:25  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(9)

استان اصفهان                                    ادامه مطلب قبل 

3-7-3- سريهاي خاك داراي محدوديت:

          در استان اصفهان  51 سري خاك داراي محدوديت اعم از شوري ، قليائيت، سنگريزه و غيره تشخيص داده شده كه بشرح ذيل مي باشد. هر كدام از اين سريها داراي زير سري و يا فازهاي مختلفي هستند كه بر اساس خصوصيات بافت سطحي و درصد شيب  از هم تفكيك مي گردند.اين اطلاعات در جدول 1 مندرج گرديده است.خاكهاي عنوان شده در جدول مذكور داراي محدوديتهائي هستند. كه ميتوان آنها را جزء خاكهاي بياباني محسوب كرد. بهمين جهت ذكر سري خاكهاي عنوان شده و همچنين بررسي نيمرخ اين خاكها ميتواند از اهميت زيادي جهت بررسي بيابان از ديد خاكشناسي باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 7:50  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(8)

استان اصفهان                                          .....ادامه مطلب قبل.. 

 3-7-2- تجزيه و تحليل خاكهاي منطقه:

در اين قسمت گروههاي بزرگ خاك موجود در منطقه با روش آمريكائي (Soil taxonomy1990) مقايسه شده و خاكهاي مناطق بياباني مورد تجزيه و تحليل دقيق تر قرار گرفته‌است. گروه بندي خاكها بر اساس خواص و مشخصات متفاوتي بوده و مي‌توان به شرايط اقليمي وضعيت پستي و بلندي، مسائل بيولوژيك و حتي اثر انسان نيز اشاره كرد. مشخصات كمي در طبقه بندي هاي جديد از ارزش زيادي برخوردار است به همين جهت در مطالعه و بررسي خاكهاي منطقه تا حد امكان سعي گشته كه نتايج بر اساس مشخصات كمي عنوان گردد و در صورت عدم دسترسي به بعضي از اين اطلاعات از فرمولهاي تجربي و شرايط حاكم بر منطقه نتايج تجزيه و تحليل ارائه شود.

3-7-2-1- خاكهاي رگوسل:

به خاكهاي جوان اطلاق مي‌گردد كه داراي پروفيل مشخص نبوده و منشا آنها از رسوبات آبي هم نيست، اين خاك بصورت قشري سست و متزلزل روي شنهاي روان يا روي خاكسترهاي آتشفشاني واقع مي‌گردد. اين خاكها تا زماني آزونال هستند كه هنوز تكاملي را شروع نكرده باشند و يا حداقل در مرحله اوليه آن قرار داشته باشند. رگوسول از لحاظ پوشش گياهي فقير است، معذالك اين كيفيت كمتر به خاك يا درجه ثبات آن بستگي داشته بلكه وضع آب و هوائي در درجه اول اهميت قرار دارد.

در اين خاكها از سطح زمين تا عمق 50 سانتيمتري خواص هيدرومورفيك وجود ندارد و فاقد مشخصات خاكهاي   Andosols و vertisols بوده و خواص Sodic در آن ديده نمي‌شود. معادل خاكهاي فوق در روش آمريكائي Torriorthents و Xerothents از ردة Orthents  و ردة Entisols است.

3-7-2-1-1- تحت گروه Calcaric Regosols :

خاكهاي كم عمق تا عميق سنگريزه‌دار كه بر روي سنگريزه داراي پوشش آهكي قرار گرفته و در منطقه  از گسترش زيادي برخوردار است (در واحدهاي اراضي 1.5, 9.1 ,3.2 ,3.10 ,8.1 ,8.2 ,8.3 ,9.1 ,9.2 ,c.1 ,c.3 و X4 ). در بعضي قسمتها خاكهاي مذكور با خاكهاي ديگر از جمله Lithic Leptosol بصورت مخلوط مشاهده ميشود. (واحدهاي 1.3 و 2.2 ).

معادل خاكهاي فوق در طبقه بندي آمريكائي Typic Xerorthents و در طبقه بندي ايراني Colluvial Soils است.

3-7-2-1-2- تحت گروه Gypsic Regosols :

خاكهاي كم عمق با بافت سنگين كه بر روي تشكيلات مارني گچي ، نمكي و آهكي داراي افق Gypsic در فاصلة 20 تا 30 سانتيمتر از سطح خاك قرار دارند (واحدهاي 2.4 و 3.4) از مهمترين خصوصيات آنها پائين بودن حاصخليزي، وجود سنگريزه و درصد اشباع بازي بالاي 50 درصد است. معادل خاكهاي فوق در طبقه بندي آمريكائي Lithic torriorthents و در طبقه بندي ايراني Colluvial Soils است.

3-7-2-2- خاكهاي Leptosols :

خاكهائي كه در عمق 30 سانتيمتري از سطح زمين، بوسيله يك طبقه سنگي سخت و مقدار زيادي آهك و يا مواد ديگر سخت محدود مي‌گردند، و يا اينكه از سطح زمين تا عمق 75 سانتيمتري كمتر از 20 درصد خاكريز داشته باشند گفته مي‌شود. معادل خاكهاي فوق در روش آمريكائي Xerothents مي‌باشد.

3-7-2-2-1- تحت گروه Lithic Leptosols :

خاكهاي بسيار كم عمق تا كم عمق با بافت متوسط را شامل مي‌شود. اين خاك واحدهاي 1.1 , 1.2 , 2.1 , 2.3 , 3.3  را در بر مي‌گيرد، معادل اين خاك در روش آمريكائي Lithic Xerortents است.

3-7-2-3- خاكهاي Solonchaks :

خاكهاي شور با زهكشي نا مناسب هستند. در اين خاكها مقادير متنابهي از املاح محلول وجود دارند و رنگ خاك معمولا" روشن و مواد آلي آن كم است. تنها افق مشخصة آن Calcic، Cambic و Gypsic است معادل اين خاك در روش آمريكائي calcid, Gypsid,Salid و  بعضا" Calciaquolls است.

3-7-2-3-1- تحت گروه Haplic Solonchaks :

خاكهاي عميق با بافت سنگين تا خيلي سنگين با شوري متوسط تا زياد كه در واحدهاي 6.1 , 7.3 , 4.5/3 , 4.3 مشاهده مي‌شود.

3-7-2-3-2- تحت گروه Sodic solonchaks :

خاكهاي عميق با بافت بسيار سنگين، سطوح پف كرده و شوري زيادكه بيشتر اراضي پست و شور و شوره زارهاي حاشية درياچة نمك را شامل مي‌شود. (واحدهاي 6.2 , 6.3 ).

3-7-2-4- خاكهاي Solontez :

خاكهاي قليائي كه شرائط زهكشي مناسبي ندارند. رنگ سطح الارض روشن ولي تحت الارض تيره تر بوده، ساختمان ستوني يا منشوري دارند. معادل اين خاكها در طبقه بندي آمريكائي Natrargids  و يا Natrustolls مي‌باشد.

3-7-2-4-1- تحت گروه Gypsic solontenz :

خاكهاي بسيار عميق با بافت بسيارسنگين و قليائيت بسيار زياد و آب زيرزميني بالا. اين خاك در واحد اراضي 6.3 به همراه Sodic solonchaks ديده مي‌شود.

3-7-2-4-2- تحت گروه Gleyic solonetz :

خاكهاي عميق با قليائيت بالا و بافت سنگين. اين خاك در واحد 7.3 بهمراه Sodic solonchaks ديده مي‌شود.

3-7-2-5- خاكهاي Fluvisols :

به خاكهاي جوان لايه لايه و مطبق كه از مواد آبرفتي جديد تشكيل شود و تكامل پروفيلي نداشته باشند اطلاق مي‌گردد. اين خاكها ممكن است داراي افقهاي A ، Mollic , Ochric , Umbric , Histic و افق سولفوريك باشند.

3-7-2-5-1- تحت گروه Calcaric fluvisols :

اين خاكها دشتهاي سيلابي نسبتا" مسطح با شيب ملايم (واحد 7.1) را به همراه Calcaric cambisols تشكيل مي‌دهند.

3-7-2-6- خاكهاي Cambisols :

به خاكهائي كه داراي افق Cambic , B باشند اطلاق مي‌شود. در اين خاكها هيچگونه طبقه مشخصه ديگري بجز افق A ، Achric  يا Mollic كه روي طبقه Cambic با درصد اشباع بازي كمتر از 50 درصد باشد طبقه ديگري وجود ندارد. اين خاكها فاقد شوري هستند و در عمق 50 سانتيمتري از سطح خاك خواص هيدرومورفيك وجود ندارد. معادل خاكهاي فوق در روش آمريكائي Cambids است.

3-7-2-6-1- تحت گروه Calcaric cambisols :

اين خاكها دشتهاي سيلابي نسبتا" مسطح با شيب ملايم (واحد 7.1) را به همراه Calcaric fluvisols تشكيل مي‌دهد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 7:32  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(7)

استان اصفهان                                     ......ادامه مطلب قبل

3-7-1-17- واحد اراضي 4.1 :

دشتهاي دامنه‌اي با شيب ملايم و پستي و بلندي كم و شيب 5/2 تا 2 درصد مي‌باشد. داراي خاكهاي عميق با بافت سنگين و عموما" همراه با تكامل پروفيلي و متمركز طبقه آهكي مي‌باشد كه عموما" تحت كشت زراعتهاي آبي و باغات است. Haplic Calcisols  و Calcaric cambisiols (Yermic phase) . داراي مساحتي برابر 205.308 هكتار مي‌باشد كه 92/1 درصد مساحت كل استان اصفهان است.

3-7-1-18- واحد اراضي4.2 ::

دشتهاي دامنه‌اي مسطح با شوري و قليائيت كم تا متوسط با شيب حدود 5/0 است. خاكهاي عميق با بافت سنگين تا خيلي سنگين و تكامل پروفيلي مي‌باشد. Haplic calcisols (Yermic and Saline phase) عموما"  تحت كشت زراعتهاي آبي يكساله و چند ساله است و مساحتي برابر 96.199 هكتار كه 9/0 درصد مساحت كل استان اصفهان مي‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:36  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(6)

استان اصفهان 

براي انجام اين مطالعه از منابع اطلاعاتي زير  استفاده شده است

- مطالعات قابليت اراضي استان اصفهان به همراه نقشه‌هاي مربوطه در مقياس 250.000 : 1

- مطالعات همبستگي خاكهاي جنوب منطقه خشك مركزي ايران جلد اول: منطقه مركزي استان اصفهان(ميمه، شهرضا).

- مطالعات نيمه تفضيلي خاكشناسي منطقه رودشت استان اصفهان.

- مطالعات اجمالي خاكشناسي منطقه قم – كاشان.

- مطالعات اجمالي خاكشناسي و طبقه بندي اراضي منطقه مركزي استان اصفهان(شهرضا و دهاقان).

- مطالعات اجمالي خاكشناسي و طبقه بندي اراضي منطقه مركزي استان اصفهان(كوهپايه – سگزي).

- مطالعات اجمالي و نيمه تفضيلي خاكشناسي و طبقه بندي اراضي منطقة فريدن.

- مطالعات نيمه تفضيلي خاكشناسي و طبقه بندي اراضي منطقة گلپايگان.

- مطالعات اجمالي خاكشناسي و طبقه بندي اراضي مناطق اردستان، نطنز و كاشان استان اصفهان.

همچنين كلية نقشه‌هاي رقومي قابليت آبياري اراضي جاماب محدودة استان اصفهان تهيه شد. از آنجائي كه مطالعات فوق در مقياسهاي متفاوت صورت گرفته و پارامترهاي متعددي را شامل مي شد، به صورت گزينشي و با توجه به اهداف طرح اطلاعات مورد نياز جمع آوري و با مطالعات و بررسيهاي صحرائي تكميل گرديد.

اين اطلاعات شامل كليه سريهاي خاكهاي موجود در مناطق خشك استان به همراه خصوصيات آنها، رده‌هاي خاكهاي موجود در مناطق بياباني استان و واحدهاي اراضي بود.در نهايت اين اطلاعات در محيط GIS وارد و نقشه خاكهاي شور، شور و قليا، رگوسل،تكامل نيافته،گچي و بدون ساختمان رسي و شور با آب زيرزميني بالا تهيه و مساحت هريك محاسبه گرديد. سپس با تلفيق نقشه‌هاي فوق نقشه بيابان از ديدگاه خاكشناسي ترسيم شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 9:51  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(5)

                                                                 ......ادامه مطلب فبلی....

الف) معيارهايي كه شرط لازم و كافي براي بياباني بودن خاك  مي باشند .

در صورت وجود هر كدام از اين ويژگيها در خاك منطقه، بدون توجه به ساير خصوصيات بطور قطع و مسلم خاك اين منطقه بياباني است. اين معيارها عمدتاً شامل ويژگيهاي مورفولوژيكي مي باشند كه ممكن است برآيند چندين خصوصيت خاك بوده كه در قالب يك ويژگي مورفولوژيكي نمود پيدا مي كنند. به بيان ديگر هر زمان كه يكي از خصوصيات مورفولوژيكي زير در خاكي مشاهده گردد. نشان دهندة وجود حداقل يك معيار بياباني (عمدتاً شوري، بافت و سطح آب زيرزميني) به ميزان حداكثر است. خصوصيات در نظر گرفته شده براي اين گروه عبارتند ار:

  سنگفرش بياباني:

در هر منطقه يا واحد اراضي كه اين عارضه مشاهده گردد، آن خاك بياباني مي باشد. اين پديده وابسته به ميزان سنگريزه در خاك يا روي سطح آن، وجود فرسايش بادي،آبي و يا آثارآن مي باشد.

قشرهاي سخت شده و يا نسبتاً سخت سطحي ناشي از تجمع املاح:

وجود اين پديده بيانگر شرايط بياباني است كه به ميزان شوري و نيز سختي سطح خاك ناشي از رسوب و سيماني شدن املاح و تركيبات آن، ارتباط دارد. به بيان ديگر اين وضعيت ميتواند بعلت شوري زياد و يا سيماني شدن سطح باشدكه جهت تشخيص و تصميم گيري نياز به تعيين كميت شوري نيست.

وجود نمك و املاح بدون سختي يا رسوبات تبخيري و نيز خاك پف كرده:

اين وضعيت وابسته به شوري و وجود نمك و املاح فراوان در سطح خاك( ناشي از انتقال املاح به محل، استفاده از آب شور، آب زيرزميني شور بالا و ) است كه مبين بياباني بودن خاك و يا واحد اراضي است.

وجود شن زارهاي فعال و يا غير فعال:

اين عارضه در مناطقي كه رژيم رطوبتي خاك اريديك مي باشد، جزئي از مشخصةهاي مناطق بياباني است. بنا براين وجود شنزار در هر استان دليل بر بياباني بودن آن منطقه است.

وجود افقها و كفةهاي نمكي و رسي در نزديك سطح يا سطح، دقها ي رسي و يا لايه هاي ضخيم گچ و نمك در خاك:

اين پديده به شوري و املاح زياد و نيز بافت خاك مرتبط است. وجود اين عارضه موجب مي شود، كه شرايط خاك خصوصاً از جهت شوري بسيار نامطلوب گردد.

وجود هزار دره:

يكي از علل ظهور اين پديده وجود املاح و گچ زيا د در خاك است كه منجر به بي ثباتي و فرسايش پذيري بالاي خاك مي شود. اين چهره از اراضي يعني هزاردره ها يا بدلندها (Bad Lands)  اگر داراي رزيم اريديك باشند به اين مفهوم است كه اين خاكها بياباني هستند.

سطح بالاي آب زيرزميني شور:

سطح آب زيرزميني معمولاً در  نقاطي بالا است كه بافت خاك سنگين و يا خيلي سنگين بوده و آب تجمع يافته معمولا داراي شوري خيلي بالا است. بطور معمول عمق سطح آب زيرزميني در نقاط بياباني كمتر از5/2 متر است.

 هر كدام از عوارض يا معيارهاي فوق بعلت وجود يا تاثير يك يا چند خصوصيت است كه به جهت شدت اثر و قابل تشخيص و مشاهده بودن مستقيم آثار و علائم آن، نياز به تعيين و اندازه گيري كميت آن نمي باشد و لذا بدون ترديد آن خاك يا واحد اراضي به شرط غالبيت آن پديده، در گسترة بيابان قرار مي گيرد.

 ب ) معيارهايي كه شرط لازم براي بياباني بودن منطقه هستند، اما كافي نمي باشند:

اين معيارها، شامل شوري، نسبت جذب سديم(SAR)، عمق خاك، بافت خاك، درصد سنگريزه و قلوه سنگ، موادآلي، اسيديته، تكامل پروفيلي، ميزان گچ، رنگ خاك، ساختمان، فعاليت ميكروارگانيزمها و امثال آن بوده كه بدليل وابستگي برخي از آنها به يكديگر لازم است معيارهاي ديگري همراه آن در نظر گرفته شود .

همانگونه كه بيان شده است، زماني كه مقادير شوري، SAR ، اسيديته و گچ به حد بياباني شدن رسيده و يا از آن تجاوز نمايد، ممكن است در قالب و شكل ظاهري يكي از معيارهائي كه در بند الف (شرط لازم و كافي براي بياباني بودن) بيان شد، بروز نمايد. و يا اينكه با وجود بالا بودن ميزان فاكتور(خصوصيت) و بياباني بودن خاك ويژگيهاي مورفولوژيك ذكر شده مشاهده نگردد. زماني كه ويژگيهاي مورفولوژيكي بياباني مشاهده گرديد، نياز به اندازه گيري مقدار هيچيك از معيارها نيست. بعبارتي اين وضعيت بعنوان شرط لازم وكافي براي بياباني بودن خاك مي باشد. اما اگر شكل ظاهر بيان كنندة عدم بروز ويژگيهاي مورفولوژيكي تعريف شده براي بيابان باشد، ضرورت تعيين كميت خصوصيات يا معيارها وجود دارد. در اين حالت اگر كميت آنها در حدود تعريف شده براي بيابان باشد، شرط لازم وكافي بوده و منطقه بياباني است. اما اگر مقادير معيارها در حدي باشد كه بياباني بودن خاك   محرز نشود. شرط لازم است، اما كافي نمي باشد. بنا براين با اين شرط در صورتي خاك بياباني است كه علاوه بر اين معيار با مقدار ذكر شده، حداقل يك يا دو شرط تكميلي ديگر(با نظر كارشناسي) نيز وجود داشته باشد.

 

با تشکر از مهنس کاشکی و مهندس انگشتری، مجری و همکار استانی زیرطرح

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 7:57  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(4)

 معيارهاي تفكيك خاكهاي مناطق بياباني

براساس بررسي گزارشات و اطلاعات استخراجي از آنها و نيز تطابق مشخصات پروفيلي خاك بيابانهاي واقعي با يكديگر و ديگر مناطق، ويژگيهاي ذيل با كميت هاي ذكر شده به عنوان معيار تشخيص و تفكيك بيابان از غيربيابان معرفي و تشريح مي گردد.  به دليل اهميت خاك سطحي در بروز پديدة بيابان ، فاكتورهاي مورد نظر درافق سطحي و در خصوص خاكهاي عميق حداكثر تا عمق 50 سانتيمتري به روش وزني محاسبه و مورد استفاده قرارگرفته است. ضمن اينكه اطلاعات تمامي افقها نيز مورد توجه بوده است.

1  شوري خاك:

هدايت الكتريكي عصاره اشباع خاك افق سطحي در خاكهاي كم عمق و در خاكهاي عميق تا عمق 50 سانتيمتري با استفاده از منابع موجود به روش وزني محاسبه و به عنوان معيار شوري خاك در نظر گرفته شده است . براساس بررسي منابع موجود و نظرات كارشناسي دامنه تفكيك براي گروه بندي اين معيار به شرح ذيل پيشنهاد شده است.

الف) خاكهايي كه داراي هدايت الكتريكي عصاره اشباع بيش از 8 دسي زيمنس برمتر (ميلي موس بر سانتيمتر) هستند . در گروه خاك بياباني قرار مي گيرند.

ب ) خاكهايي كه داراي هدايت الكتريكي عصاره اشباع بيش از 4 و كمتر از 8 دسي زيمنس برمتر (ميلي موس بر سانتيمتر ) هستند، مي توانند خاك بياباني باشند يا نباشند. به عبارت ديگر در صورتي اين خاكها بياباني مي باشند،كه علاوه بر اين خصوصيت، يك يا چند خصوصيت تكميلي ديگر بياباني را نيز دارا باشند در غير اينصورت خاك نيمه بياباني بشمار مي روند.

ج ) خاكهايي كه داراي هدايت الكتريكي عصاره اشباع كمتر از 4 دسي زيمنس برمتر (ميلي موس بر سانتيمتر ) هستند . خاك غير بياباني مي باشند.

  2- نسبت جذب سديم SAR) )  يا درصد سديم تبادلي ESP) ) :

فاكتورهاي  فوق نشان دهندة قليا Alkali) ) يا سديمي Sodic) ) بودن خاك است. اين دو فاكتور بر اساس رابطه اي قابل تبديل به يكديگر بوده و بكارگيري آنها تقريباً معادل هم مي باشند، لذا به جهت سهولت اندازه گيري و در دسترس بودن ميزان SAR)   ) از اين معيار استفاده شده است. بر اساس بررسي انجام شده تفكيك خاكهاي بياباني و غير بياباني باتوجه به محاسبه ميزان اين فاكتور به روش وزني در افق سطحي و يا حداكثر تا عمق 50 سانتيمتري، براساس مقادير زير پيشنهاد شده است.

الف ) خاكهايي كه داراي نسبت جذب سديمي SAR) ) بيش از 13 مي باشند در محدودة خاكهاي بياباني قرار مي گيرند.

ب) خاكهايي كه داراي نسبت جذب سديمي SAR) ) بيش از 8 و كمتر از 13 مي باشند مي توانند در محدودة خاكهاي نيمه بياباني  قرار گيرند.                                       

 ب) خاكهايي كه داراي نسبت جذب سديمي SAR) ) كمتراز 8 مي باشند در محدودة خاكهاي غيربياباني  قرار ميگيرند.                                       

 3- عمق خاك :

عمق خاك مشخصه اي است كه به دليل فعاليت و گسترش ريشه در آن، محل استقرار، جذب و انتقال  مواد غذايي براي  رشد و توليد گياهان، اهميت زيادي دارد. اگر چه  اين خصوصيت به تنهايي نمي تواند معيار قطعي بياباني يا غيربياباني بودن خاك باشد. اما مي توان پيشنهاد ذيل را براي اين معيار ارائه كرد.

الف) خاكهاي با عمق كمتر از 10 سانتيمتر در گروه خاكهاي بياباني قرار مي گيرند.

ب) خاكهاي با عمق بيش از 10 سانتيمتر در گروه خاكهاي غيربياباني قرار مي گيرند.

 4-  بافت خاك:

 بافت سطحي و يا حداكثر تا عمق 50 سانتيمتري خاك مي تواند به عنوان معياري جهت تفكيك خاكهاي بياباني از غير بياباني باشد. براي خاكهاي مورد مطالعه در استان هاي مختلف در رابطه با بافت مي توان گفت  خاكهاي با بافت سنگين و خيلي سنگين و يا بافت خيلي سبك ميتوانند در رديف خاكهاي بياباني قرار گيرند. بدين معني كه اگر اين مشخصه همراه با يك شرط تكميلي ديگرمثلاً شوري بيش از 4 ميلي موس بر سانتيمتر باشد، باعث بياباني شدن خاك مي گردد. در صورتيكه  بافت سنگين و يا خيلي سنگين اگر چه محدوديتهائي را ايجاد مي كند، شايد به تنهائي معيار مناسبي براي بياباني بودن خاك نباشد.

 5- درصد سنگريزه و قلوه سنگ:

درصد سنگريزه و قلوه سنگ بر روي سطح و عمق خاك به صورت زير بعنوان معياري براي تفكيك  خاك بياباني از غير بياباني پيشنهاد شده است.

الف) وجود سنگريزه و قلوه سنگ بر روي سطح و  يا درون افق سطحي بيش از 75 درصد حجمي بيانگر بياباني بودن خاك است.

ب) وجود سنگريزه و قلوه سنگ درون افق سطحي و يا عمق 50 سانتيمتربيش از 35 درصد حجمي مي تواند بيانگر خاك بياباني است. اين خصيصه اگر همراه با يك شرط تكميلي ديگر باشد، بياباني بودن خاك تائيد ميگردد.

ج) وجود سنگريزه و قلوه سنگ بر روي سطح  يا درون افق سطحي كمتر  از35 درصد حجمي  بيانگر خاك غيربياباني است.

 6- موادآلي:

بدليل نقش و اهميت مواد آلي در ايجاد شرايط مناسب خاك براي استقرار، رشد و توان توليد گياهان و وابستگي ميزان مواد آلي به فاكتورهاي متعدد، براي خاكهاي مورد مطالعه در استانهاي مختلف طبقه بندي زير به عنوان يك معيار پيشنهاد شده است.

 خاكهاي با ميزان مادة آلي كمتر از 2/0 درصد مي تواند به عنوان خاك بياباني در نظر گرفته شود. مشروط بر اينكه همراه با يك يا چند شرط تكميلي باشد . اين مطلب به اين مفهوم است كه اين معيار به تنهايي تعيين كنندة خاك بياباني يا غير بياباني نيست.

 7- اسيديته ياPH  :

اين خصوصيت از خاك بيان كنندة شرايط اكولوژيكي، فعاليت موجودات ميكروسكوپي ، قابليت جذب عناصر غذايي و 000 در خاك است كه نقش بسزايي در استقرار و توليد گياهان دارد. براي خاكهاي مورد مطالعه در استانهاي مختلف دسته بندي زير براي اين فاكتور جهت تفكيك خاكهاي بياباني ازغيربياباني مد نظر قرار گرفته است.

الف ) خاكهاي باPH  بيش از 5/8 خاكهاي بياباني مي باشند .

ب)  خاكهاي با PH  بين 7 تا 5/8  مي تواند خاك بياباني باشد، يا نباشد (نيمه بياباني). در صورتي كه اين معيار همراه با يك شرط تكميلي ديگر باشد، مي توان آن خاك را در رديف خاكهاي بياباني قرار داد .

ج )  خاكهاي با PH  كمتر از 7 خاك غير بياباني است.

 8- تكامل پروفيلي :

خاكهاي كه داراي تكامل پروفيلي نبوده و هيچ گونه افق مشخصةسطحي و عمقي ندارند، در گروه خاكهاي بياباني قرار مي گيرند .

 9- كفه هاي رسي و يا دق هاي رسي:

وجود كفه ها رسي در سطح ويا نزديك سطح و يا دق هاي رسي، موجب ايجاد سله و عدم نفوذپذيري و شوري خاك شده كه در صورت وجود اين عارضه،  خاك مربوطه جزء خاكهاي بياباني محسوب مي گردد.

 10- لايه يا افق نمكي:

اين لايه ها در اراضي ماندابي و در نقاطي كه آب زيرزميني شور بالا بوده و نوساناتي دارد، مشاهده مي شود. وجود نمك زياد در نزديك و يا روي سطح خاك  منجر به عدم استقرار و يا استقرار بسيار كم گياهان حتي از نوع نمكدوست مي شود. خاكهائي كه داراي اين لايه خصوصاً در سطح و يا نزديك سطح خاك باشند، در گروه خاكهاي بياباني قرار ميگيرند.

 11- سطح آب زيرزميني:

بالا بودن سطح آب زيرزميني علاوه بر كاهش تهويه و در نتيجه كاهش رشد و استقرار گياهان، به دليل شور بودن، موجب انتقال نمك به سطح و نزديكي سطح خاك شده و شور شدن اراضي را بدنبال دارد. به جهت اثرات نامطلوب اين پديده بر روي خاك، اين عامل بعنوان معياري براي تفكيك خاك بياباني مد نظر قرار گرفته و دامنه تفكيك به شرح زير پيشنهاد شده است.

الف) خاكهائي كه داراي سطح آب زيرزميني كمتر از 5/2 متر مي باشند، در گروه خاكهاي بياباني قرار مي گيرند.

ب) خاكهائي كه داراي سطح آب زيرزميني بين 5/2 تا 5/3  متر مي باشند، بسته به شرايط جانبي ديگرمي توانند در گروه خاكهاي  بياباني قرار  گيرند.

ج) خاكهائي كه داراي سطح آب زيرزميني بيش از 5/3 متر مي باشند، در گروه خاكهاي غير بياباني قرار مي گيرند.

 12- گچ :

ميزان گچ موجود در خاك برروي شوري، ميزان رطوبت، خصوصيات فيزيكي و شيميائي و در نهايت رشد گياهان اثر مي گذارد. لذا به دليل اهميت گچ و اينكه اين ماده در خاكهاي مناطق حشك و نيمه حشك غالباً بصورت لايه ها يا افقهائي مشاهده شده و خصوصاً در تشكيلات مارني به ميزان زياد ديده مي شوند، تقسيم بندي ذيل جهت تفكيك خاكهاي بياباني ارائه شده است.

الف) خاكهائي كه ميزان گچ افق سطحي و يا حداكثر تا عمق 50 سانتيمتري آنها بيش از 35 درصد مي باشند،  بياباني هستند. 

ب) خاكهائي كه ميزان گچ افق سطحي و يا حداكثر تا عمق 50 سانتيمتري آنها بين 15 تا 35 درصد مي باشند،مشروط به همراه بودن يك يا چند شرط تكميلي  ديگر خاك  بياباني مي  باشد.

ج) خاكهائي كه ميزان گچ افق سطحي و يا حداكثر تا عمق 50 سانتيمتري آنها كمتر از 15 درصد مي باشند،  غيربياباني هستند.

     بر اساس بررسي انجام شده و با توجه به مواردي كه بيان گرديد، خصوصياتي از خاك كه به عنوان معيار تفكيك بيابان از غير بيابان در نظر گرفته شده اند، به دو شكل زير نمود پيدا كرده و پيشنهاد مي شود.      ...ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:23  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(3)

- شاخص هاي معرف‌ خاك براي تعيين قلمرو بيابان

بطوركلي عامل اصلي ايجاد و شكل گيري بيابان ناشي از شرايط اقليمي است به همين دليل خصوصيات خشكي(Aridic Charachtristics)  يكي از ويژگيهاي معمول بيابانها بشمار مي رود. اقليم در تشكيل و تكامل خاك نيز  نقش اساسي داشته و عمدتاً ويژگيها و خصوصيات خاكها بطور مستقيم و يا غير مستقيم تحت تاثير آن مي باشد. لذا در اين بخش از مطالعه چون بيابان از ديد خاكشناسي مد نظر مي باشد، طبيعتاً به موضوع اقليم بعنوان يك عامل اشاره نمي شود. اما بايد توجه داشت كه بدليل اثرات مستقيم و غيرمستقيم آن در بروز كليه صفات و خصوصيات خاكها، اين فاكتور خود به خود تقريباً در تمامي موارد مستتر بوده و نقش خود را ايفا مي كند.

اصولاً زماني خاك را ميتوان بياباني ناميدكه يك يا چند مورد از ويژگيها و خصوصيات مورفولوژيكي زيردرسطح و يا خاك سطحي وجود داشته باشد. اينكه چه ويژگيها و يا خصوصياتي  و با چه شدتي باعث بياباني شدن خاك ميشوند بحث اصلي اين بررسي است كه در پي مي آيد.

الف-  خصوصيات مورفولوژي سطح خاكهاي بياباني:

1 -  سنگفرش بياباني (Desert Pavement)   و يا درصد سنگريزه بر روي سط‍ح.

2 سطوح جلادار و براق سنگها: اين سطوح در صورتي كه در ارتباط با سنگريزه هاي موجود بر روي سطح خاك باشند، مورد توجه هستند. لذا سطوح براق سنگ ها با عنايت به توضيحات  قبلي و اينكه خاك نيستند، مورد نظر نخواهد بود.

۳  دق هاي رسي.

۴ -  قشرهاي سخت شده يا نسبتاً سخت سطحي ناشي از تجمع املاح.

۵ -  وجود نمك واملاح بدون سختي يا رسوبات تبخيري و يا خاك پف كرده.

۶  -  وجود شن زارهاي فعال و غير فعال.

۷  -  فرسايش بادي و آبي و ياآثار آن در قشر سطحي خاك .

۸-  - وجود هزار دره هاو يا اراضي بدلند (Badland ).

۹  -  عدم پوشش و يا پوشش گياهي ضعيف خصوصاً از نوع شور رويها.

ب-  ويژگي خاكهاي مناطق بياباني:

1   عدم تكامل پروفيلي ،تشكيل كانيهاي رسي درحد مي نيمم،  عدم وجود ساختمان و يا  نوع آن،  عمق كم خاك، سختي زياد خاك.

2 -  وجود افق ها وكفه هاي نمكي و رسي در نزديك سطح، وجود لايه هاي ضخيم گچ و نمك در خاك.

3 -  ميزان موادآلي كم، فعاليت خيلي كم ميكروارگانيزمها، رنگ روشن خاك، كمبود عناصر غذايي، اسيديته  بالا.

4 -  شوري بالا ( غالبيت عناصر سديم، پتاسيم،كلسيم و منيزيم)، پتانسيل كم آب، ميزان شستشوي بسيار كم، درصد اشباع بازي بالا.

5 -  بافت سبك يا خيلي سنگين، نفوذپذيري كم آب. 

6 -  سطح بالاي آب زير زميني، شوري بيش از حد آبهاي زيرزميني.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 7:9  توسط محمد خسروشاهي  | 

قلمرو بيابانهاي ایران از جنبه خاکشناسی(2)

پيشينه تحقيق:

اثر متقابل بين اقليم ، پوشش گياهي کليماکس و .. باعث بوجود آمدن تيپ هاي مختلف خاک مي شود که مي توان به عنوان معياري براي ترسيم محدوده هاي بياباني استفاده کرد (برادي،1974).نفوذ پذيري ضعيف ، تبخير و تعرق شديد و ميزان کم پوشش گياهي در بيابان ها باعث بوجود آمدن خاکهايي با مواد آلي پايين ، لايه هاي تجمع نمک در سطح ، رس هاي کم توسعه يافته ، ظرفيت پايين تبادل کاتيوني ، رنگ قرمز تيره و توسعه کم افق هاي خاک به سبب کمبود آب تراوش شده است(23). بدين صورت درگني[1] (1983) اعلام کرد: آنتي سول ها که محدوده اي از خاک هاي نابالغ و شن هاي لخت تا رسوبات مخروط افکنه اي بسيار حاصل خيز را در بر مي گيرند ، 5/41 درصد از بيابان ها را پوشانده است. اريدي سول ها که خاکهاي بياباني قرمز – قهوه اي و خشک بوده و عمدتا براي احداث مراتع، بدون آبياري مناسب مي باشند 9/35 درصد بيابان ها و ورتي سول ها که رس هاي نسبتا عميق متورم هستند و براي زراعت چندان مناسب نيستند  1/4 درصد بيابان ها را تشکيل مي دهند. مالي سول که يکي از مهمترين خاک هاي کشاورزي جهان مي باشد9/11 درصد از سطح مناطق خشک و آلفي سول که داراي پايه اشباع بالا و ميزان بالاي رس مي باشد و جهت کشاورزي حاصلخيز مي باشد، 6/6 درصد از مناطق خشک بيابان ها را پوشش مي دهند.

در مناطق بياباني كمبود بارندگي،سازندهاي زمين شناسي تبخيري داراي املاح، فزوني  تبخير از سطح خاك سبب تجمع نمكهاي محلول در سطح خاك مي شود، همچنين بعلت بارندگي كم ممكن است سطح خاك توسط رسوبات بادي در نتيجه فرسايش بادي پوشيده شود. بنابراين  خاكهاي مناطق خشك برعكس خاكهاي مناطق مرطوب كه پدالفرهاي[2] آبشويي شده مي‌باشند،پدوكال[3] هستند. (شانتز[4] -(1956 عقيده دارد که پدوکال ها بيش از 43 درصد سطح زمين را پوشانده اند.بررسيهاي درگني(1976) كه به طور همزمان با برداشت هاي اداره نقشه برداري خاك امريكا انجام گرفت، منجر به تهيه نقشه خاكهاي مناطق خشك جهان گرديد كه خاكهاي اين مناطق را در 5 رده بزرگ اريدي سول‌ها، انتي سول‌ها، آلفي سول‌ها، مولي سول‌ها و ورتي سول‌ها طبقه‌بندي شدند(Dregne, H.E.1976). دو رده مهم خاكهاي مناطق خشك، اريدي سولها با بالاترين مساحت و انتي‌سولها، بخصوص تپه‌هاي شني(sand dun) هستند كه  در مجموع حدود 77 درصد اراضي خشك جهان را مي‌پوشانند. در مناطق بياباني ايران تاكنون گزارشي مبني بر وجود آلفي سولها، مولي‌سولها و ورتي سولها در دست نيست. فاموري مساحت كل خاكهاي بياباني كشور را 376000هكتاربرآورد كرده است كه شامل خاكهاي بياباني، بياباني و تپه‌هاي شني،بياباني و شور، بياباني و ريگوسول، سيروزم و رگوسول مي‌باشندكه اين مقدار معادل 1/23 درصد مساحت كشور است (فاموري و همكاران، 1349). همانطور كه از نام خاكهاي بالا برمي‌آيد، خاكهاي گزارش شده در بوم‌سازگان بياباني ايران معادل انتي‌سولها و اريدي‌سولها در طبقه‌بندي آمريكايي مي‌باشند. از ديدگاه خاك شناسي گروههاي بزرگ خاك شامل Calciarthids، Gypciorthids و Solonchak كه حاوي گچ، آهك و نمك قابل توجهي مي‌باشند نيز به عنوان محدوده‌هاي بيابان در نظر گرفته مي‌شوند (باي بوردي، 1372 . رفيع، 1366. ، متقي، 1377).



[1] Dregne

 pedalfer [۲] خاكهايي كه مقدار آهن و آلومينيوم بصورت اكسيد در آن قابل توجه است.

[3] -pedocal خاكهايي كه مقدار كربنات كلسيم در آن زياد مي باشد.

[4] Shantz

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 10:41  توسط محمد خسروشاهي  |