تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

 

تامين امنيت غذايي آن هم در دنياي پر تحول امروز، قطعاً مستلزم امنيت در ساير زمينه ها مي باشد كه اين زمينه ها داراي روابط متقابل با هم هستند و در مواردي هم در تعامل و يا حتي تعارض با هم مي‌باشد‌. در فعاليت هاي كشاورزي به عنوان بخش مهمي از اقتصاد  و توليد  كشور به ناچار مسئله بهره برداري از منابع طبيعي مطرح است و مانند هر نوع فعاليت توسعه اي كه انسان دارد،‌در اين زمينه از فعاليت هم بايد از منابع طبيعي استفاده و بهره برداري نمود. منابعي كه شايد در بسياري از جهات ارزش واقعي آن در محاسبات اقتصادي مورد توجه قرارنمي گيرد. به اين ترتيب مي توان گفت منابع طبيعي با وجود نقش حياتي كه در تامين غذا بازي مي كنند و از اجزاء اصلي  محيط زيست به شمار مي روند، هيچ گاه از توجهي كه در خور اهميت آنها است برخوردار نبوده اند و بهره برداريهاي بي رويه و شتابزده موجب تخريب كيفيت و گاه نابودي كامل آنها شده است. نكته اين است كه اگر در بهره برداري از منابع طبيعي به ويژه در كاربري آب و اراضي تعادلي منطقي بين هدفهاي توليدي كوتاه مدت و ضروري حفاظت منابع براي هدف هاي توليدي و زيست محيطي دراز مدت بر قرار گردد، تامين غذا و حفظ سلامت جامعه در صورتي كه رشد جمعيت در حد معقول مهار شود هدفي دست يافتني خواهد بود[1].

ـ جمعيت :

به منظور يك نتيجه گيري كلي در شرايط اقتصادي ،‌اجتماعي و فرهنگي جاري و با توجه به نرخ هاي مختلف رشد 8/1، 3/2 و 3 درصد جمعيت كشور در سال 1400 هجري شمسي به ترتيب 99 ميليون، 120 میلیون و 134 ميليون نفر خواهد بود . به اين ترتيب چنانچه ميانگين رشد جمعيت را 3/2 درصد در نظر بگيريم. ايران در سال 1400 داراي 120 ميليون نفر جمعيت مي باشد. با این جمعیت مسئله تامین مواد غذایی در سال مورد نظر چگونه خواهد بود؟

 

غلات و مواد پروتئني:

 چنانچه مصرف سرانه گندم خوراكي بر اساس الگوي مصرف فعلي 157 كيلوگرم در سال در نظر گرفته شود[2] ميزان گندم مورد نياز براي 120 ميليون نفر 8/18 ميليون تن بر آورد مي شود و اگر كل مصرف سرانه گندم ( خوراك، بذر، ضايعات، دام و . . . ) 212 كيلوگرم[3] در نظر گرفته شود گندم مورد نياز به 5/25 ميليون تن افزايش خواهد يافت[4]‌. اين‌ مقدار توليد در صورتي‌ ميسر مي‌شود كه‌ سطح‌ زير كشت‌ آبي‌ از 5/2ميليون‌ هكتار فعلي‌ به‌ 4 ميليون‌ هكتار و عملكرد متوسط‌ گندم‌ آبي‌ از حدود 3 تن‌ در هكتار به‌ 5 تن‌ در هكتار افزايش‌ يابد[5]. به‌ همين‌ ترتيب ‌با افزايش‌ سطح‌ زير كشت‌ جو آبي‌ به‌ 5/1 ميليون‌ هكتار و متوسط‌ عملكرد آن‌ به‌ 5/4تن‌ در هكتار، توليد جو آبي‌ در سال‌ 1400 به‌ 7/6 ميليون‌ تن‌ خواهد رسد[6] و در يك‌ كلام‌ در سال‌ 1400 فقط‌ سطح‌ زير كشت‌ آبي‌ از 6/7ميليون‌ هكتار كنوني‌ بايد به‌ 1/13 ميليون‌ هكتار (علاوه‌ بر 10 ميليون‌ هكتار ديم‌فعلي‌) و كل‌ توليد محصولات‌ كشاورزي‌ از 56 ميليون‌ تن‌ فعلي‌ به‌ 222 ميليون‌ تن افزايش‌ يابد[7]. براورد گوشت‌ قرمز مورد نياز كشور در سال‌ 1400، بيش‌ از 1/2 ميليون‌ تن‌مي‌باشد. در حالي‌ كه‌ توليد گوشت‌ قرمز در سال‌ 1376 حدود 720 هزار تن‌ بوه‌است‌. در سال‌ 74-73 كل‌ توليد نباتات‌ علوفه‌اي‌ كشور 8 ميليون‌ تن‌ بوده‌ كه‌ حدود97 درصد در اراضي‌ آبي‌ و 3 درصد به‌ صورت‌ ديم‌ كشت‌ شده‌ است‌ متوسط‌ عملكرد نباتات‌ علوفه‌اي‌ از قبيل‌ يونجه‌، شبدر، اسپرس‌ و... در اراضي‌ آبي‌ 5/9 تن‌ و در اراضي‌ ديم‌ 9/1 تن‌ در هكتار است‌. توليد علوفه‌ خشك‌ مراتع‌ كشور نيز حدود 10ميليون‌ تن‌ برآورد مي‌شود. توليد علوفه‌اي‌ كه‌ بتواند بيش‌ از 2 ميليون‌ تن‌ فقط‌گوشت‌ قرمز توليد كند چگونه‌ خواهد بود؟ با دو برابر شدن‌ جمعيت‌ فعلي‌ در سال‌ 1400 ‌ مسلما ميزان‌مواد لبني‌ و پروتئيني‌ مورد نياز چند برابر مي‌شود. براي‌ افزايش‌ توليد آيا مي‌توان‌سطح‌ زير كشت‌ را آن‌ هم‌ با وضعيت‌ فعلي‌ منابع‌ طبيعي‌ افزايش‌ داد؟

 


[1] - گزارش نهايي طرح آينده غذا، آذرماه 1376 گروه كشاورزي فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران

[2] - ماهنامه کشاورز ، مرداد 1384. شماره 3085

[3]- مصرف سرانه گندم در ایران نسبت به سایر کشورها بسیار بالاتر است. در سال 1378 مصرف سرانه گندم در ایران 145.5 کیلوگرم و در کشور هند 61.3 کیلو گرم بوده است. در همین سال مصرف سرانه گندم در کشورهایی مثل عربستان، آمریکا، آلمان و فرانسه به ترتیب 114، 89.3، 71.8 و 95.5 کیلو گرم بوده است. از طرف دیگر در ایران سالانه حدود 2 میلیون تن گندم به دلیل بی توجهی به معیارهای روز جهانی در بخش های مختلف فرایند تولید هدر می رود. ارزش این مقدار ضایعات گندم، آرد و نان در سال 68 از بودجه عمومی کشور 45 میلیارد ریال بوده است و در سال 81 به 10 میلیارد افزایش یافته است .

[4] - مصرف سرانه گندم ایران در سال 1338 حدود140 گیلوگرم بوده و در حال حاضر به 240 گیلوگرم افزاییش یافته است

[5] - سطح‌ زير كشت‌ گندم‌ در سال‌ 3-1382 حدود 6.240 ميليون‌ هكتار بوده‌ كه‌ 3 میلیون و 730 هزار هکتار آن‌ ديم‌ و 2 میلیون و 510 هزار هکتار آن آبي‌ بوده‌ است.‌

[6] - سطح‌ زيركشت‌ جو در كل‌ كشور حدود 8/1 ميليون‌ هكتار است‌ كه‌ 62 درصد به‌ صورت‌ ديم و38 درصد آبي‌ است‌ متوسط‌ عملكرد جو آبي‌ و ديم‌ در كشور به‌ ترتيب‌ حدود 7/2 و يك‌ تن‌ در هكتار است‌.

[7] - آمار نامه كشاورزي شهريور 1375

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:50  توسط محمد خسروشاهي  | 

توسعه‌ پايدار، توسعه‌اي‌ است‌ به‌ سمت‌ بهره‌ برداري‌ همه‌ جانبه‌ و كلي‌ از منابع‌طبيعي‌[1] به‌ نحوي‌ كه‌ اين‌ منابع‌ و امكانات‌ اوليه‌ براي‌ حيات‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ هم‌ قابل‌بهره‌ برداري‌ باشد (2) به‌ عبارت‌ ديگر توسعه‌ پايدار، توسعه‌اي‌ است‌ كه‌ نيازهاي‌نسل‌ حاضر را براورده‌ سازد بدون‌ اين‌ كه‌ توانايي‌ نسل‌ آينده‌ را در براورده‌ كردن‌نيازهايشان‌ دچار مشكل‌ كند.

به‌ اين‌ ترتيب‌ توسعه‌ پايدار دو هدف‌ اساسي‌ را مد نظر قرار مي‌دهد.

1- تامين‌ نيازهاي‌ اساسي‌ مردم‌

2- پايداري‌ و حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌.

در اين‌ راستا وزارت‌ جهاد کشاورزی‌ حفظ‌، احياء، توسعه‌ و بهره‌ برداري‌ از منابع‌طبيعي‌ تجديد شونده‌ را رمز توسعه‌ پايدار كشور خصوصاً در مناطق‌ روستايي‌ مي‌داند و به‌ عنوان‌ يكي‌ از متوليان‌ اصلي‌، اين‌ امر را در صدر اهداف‌ و برنامه‌ ريزي‌هاي‌خود قرار داده‌ است‌ و در صورت‌ انجام‌ يك‌ برنامه‌ ريزي‌ جامع‌ و هماهنگ‌ با اهداف‌توسعه‌ يا در حول‌ محور حفظ‌، احياء توسعه‌ و بهره‌ برداري‌ از منابع‌ آب‌، خاك‌،پوشش‌ گياهي‌ و ساير منابع‌ تجديد شونده‌ خواهد توانست‌ روند فزاينده‌ تخريب‌منابع‌ طبيعي‌ را كند و يا متوقف‌ نمايد. بديهي‌ است‌ حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌ تجديد شونده‌پیس‌ از آنکه‌ در مقايسه‌ با بخشهاي‌ صنعت‌ و خدمات‌، نياز به‌ سرمايه‌ گذاري‌هاي‌كلان‌ و اجراي‌ پروژه‌هاي‌ عظيم‌ داشته‌ باشد. محتاج‌ نگرش‌ها و برنامه‌ ريزي‌هاي‌جامع‌ و هماهنگ‌ فرابخشي‌ و فرا سازماني‌ است‌ و همكاري‌ و هماهنگي‌ همه‌ارگانهاي‌ ذيربط‌ دولتي‌ و بهره‌ برداران‌ خصوصي‌ را در چهارچوب‌ يك‌ عزم‌ ملي‌نياز دارد. خوشبختانه‌ در برنامه‌ ريزي‌هاي‌ كلان‌ كشور بخش‌ محيط‌ زيست‌ وتوسعه‌ پايدار نيز اهميت‌ خود را پيدا كرده‌ است‌ به‌ طوري‌ كه‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌، بخش‌ جداگانه‌اي‌ تحت‌ عنوان‌ محيط‌ زيست‌ و توسعه‌ پايدار در جامعه‌ بايد به‌ يك‌فرهنگ‌ تبديل‌ شود. فرهنگ‌ توسعه‌ پايدار را نمي‌توان‌ از بالا به‌ پايين‌ به‌ جامعه‌ تزريق‌كرد، بلكه‌ بايد باورهاي‌ جامعه‌ بر اين‌ فرهنگ‌ استوار شود. در اين‌ خصوص‌ گنجينه‌ارزشمند فرهنگ‌ ملي‌ و باورها و ارزش‌هاي‌ اصيل‌ همراه‌ با آموزش‌ و ترويج‌ درسطوح‌ مختلف‌ كشور به‌ ويژه‌ در مدارس‌، دانشگاه‌ها، مزارع‌، كارخانه‌ها و درسطوح‌ مختلف‌ جامعه‌ با استفاده‌ از تجارب‌ موفق‌ جهاني‌ از ساز و كارهاي‌ مطمئن‌در دستيابي‌ به‌ توسعه‌ پايدار است‌. آموزش‌ بايد در اولويت‌ قرار گيرد و در همين‌زمينه‌ دانشمندان‌ و استادان‌ با ارائه‌ كتابها، مقالات‌، سخنراني‌ها و صدا و سيما بانمايش‌ فيلم‌ها و تبليغات‌ و مروجين‌ با رفتن‌ به‌ روستاها و تشكيل‌ كلاسهاياموزشي‌ و... نقش‌ اساسي‌ دارند مشاركت‌ مردمي‌ در تصميم‌ گيريها و نقش‌ فعال‌آنها نبايد در اين‌ مجموعه‌ فراموش‌ شود. شركت‌ فعال‌ بانكها در سهيم‌ شدن‌ ومشاركت‌ مالي‌ به‌ ويژه‌ با نرخ‌ آهنگ‌ مناسب‌ و وام‌هاي‌ كم‌ بهره‌ براي‌ شركت‌ فعال‌ دربخشهاي‌ منابع‌ طبيعي‌ و كشاورزي‌ و دامپروري‌ كه‌ در آغاز بازده‌ اقتصادي‌كمتري‌ نسبت‌ به‌ ديگر بخش‌هاي‌ اقتصادي‌ دارند، از كارهاي‌ اساسي‌ ديگر است‌. به‌طور كلي‌ اگر فرايند توسعه‌ به‌ نحوي‌ جهت‌گيري‌ شود كه‌ حداقل‌ ضرر و زيان‌ را براي‌ منابع‌ طبيعي‌ داشته‌ باشد اين‌ يك‌ جريان‌ مداوم‌ و پايدار خواهد بود. يعني‌ اگربتوانيم‌ يك‌ بهره‌ وري‌ كافي‌ و در عين‌ حال‌ قابل‌ اعتماد براي‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ داشته‌باشيم‌ و اين‌ پايداري‌ را به‌ نحوي‌ تداوم‌ بدهيم‌ كه‌ تعادل‌ منابع‌ طبيعي‌ را بر هم‌ نزند مي‌توانيم‌ نسبت‌ به‌ دستاوردهاي‌ آن‌ خوشبين‌ باشيم‌.


[1] - امروزه جنگل ها، مراتع و فضای سبز از عوامل رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ها محسوب می شود، به همین دلیل توجه به منابع طبیعی بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار گرفته است به طوری که برخورداری از شاخص مناسب فضای سبز و سرانه جنگل از نشانه های مهم پیشرفت و توسعه پایدار قلمداد می شود.

2-ابتكار ـ معصومه، 1376. تحقيقات و توسعه پايدار ( مصاحبه) فصلنامه رهيافت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 15:36  توسط محمد خسروشاهي  | 

واقعيت امر آن است كه ما امروز در مقطعي از تاريخ و در مرحله اي از توسعه و نيز در موقعيت جغرافيايي حساسي قرار گرفته ايم و تحت هر شرايطي پرداختن به مقولة‌ توسعة‌ پايدار و امنيت غذايي را بايد به طور جدي مورد توجه قرار دهيم. تحقق اين امر زماني ممكن است كه بتوانيم منابع طبيعی خود را حفظ كرده و آنها را به نحو مطلوب بهره برداري کنیم. مسلما بدون حفاظت از منابع آب، خاك، جنگل، مرتع و بهره برداري بهينه از آنها نمي توان به توسعه پايدار  و توليد مطمئني در كشاورزي دست يافت. در حال حاضر منابع طبيعي تجديد شونده موجود در نامطلوبترين شرايط، مورد بهره برداري قرار مي گيرند. اگر چه اين هشدارها به طرق مختلف به مسئولين داده مي شود ولي از آنجا كه كشور ايران متنعم از ذخاير نفت و گاز است متاسفانه توجه چنداني به منابع طبيعي نمي شود. از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری جایگزین آن نمود. در اين مورد نقش بهره گيري بيشتر از منابع طبيعي تجديد شونده تعيين كننده است. عرصه منابع طبيعي تجديد شونده مي تواند با برنامه‌ريزي‌ صحيح و اصولي وسيعترين سطح توليد و اشتغال فعال و مولد را در كشور ايجاد نمايند.
منابع‌ طبيعي‌ و توسعه‌ پايدار
مفهوم‌ توسعه‌ پايدار و ابعاد چند گانه‌ آن‌ و حفظ‌ محيط‌ زيست‌ و به‌ ويژه‌ بعد مهم‌ آن‌يعني‌ تنوع‌ زيستي‌ كه‌ هر دو زاده‌ كنفرانس‌ ريو (كنفرانس‌ زمين‌) هستند از جمله‌مفاهيم‌ نويني‌ هستند كه‌ اكنون‌ دل‌ مشغولي‌ اكثر كشورها را تشكيل‌ مي‌دهند.امروزه‌ رشد و تعالي‌ جوامع‌، بر مبناي‌ معيارهاي‌ گذشته‌ ارزيابي‌ نمي‌شود. ميزان‌پايبندي‌ جوامع‌ به‌ مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ و حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌ و به‌ ويژه‌ درسالهاي‌ اخير، رعايت‌ اصول‌ توسعه‌ پايدار و حفظ‌ تنوع‌ زيستي‌، يعني‌ حفظ‌ طبيعت‌ وگسترش‌ فرهنگ‌ آن‌ معيارهايي‌ اساسي‌ براي‌ ارزيابي‌ رشد جوامع‌ به‌ شمار مي روند. بر همين‌ اساس‌ بي‌ دليل‌ نيست‌ كه‌ بسياري‌ بر اين‌ باور هستند كه‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ در وراي‌ آنچه‌ امروز به‌ دنيا مي‌گذرد، اين‌ خوشوقتي‌ و شانس‌ را خواهند داشت‌ كه‌ درگستره‌ روابط‌ موزون‌تري‌ با طبيعت‌ از نظر حفاظت ازآن‌ قرار گرفته‌ و احتمالاً دنياي‌ بهتري‌ خواهند داشت‌ در جهان‌ امروز، توسعه‌پايدار و حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌ و محيط‌ زيست‌، به‌ عنوان‌ دو فراز و هدف‌ ارزشمند،يگانگي‌ بوم‌ شناختي‌ طبيعت‌ و جامعه‌ را نه‌ تنها در سطح‌ كشورها بلكه‌ در سطح‌ كره‌مسكوني‌ مورد توجه‌ قرار داده‌اند.
تفكر زيست‌ محيطي‌ زمين‌ شايد بتواند بسياري‌ از آمال و آرزوهاي‌ بشري‌ را تحقق‌بخشد. اما اين‌ امر ممكن‌ نخواهد بود مگر از طريق‌ ترويج‌ و نشر گسترده‌ و مستمرفرهنگ‌ زيست‌ محيطي‌ در ميان‌ اقشار مختلف‌ جامعه‌. مسايل‌ زيست‌ محيطي‌ امروزه‌دامنه‌ وسيعي‌ پيدا كرده‌ و از حد مسايل‌ فني‌ گذشته‌ عميقا داراي‌ مفهوم‌ اجتماعي‌هستند. به‌ هر حال‌ دستيابي‌ به‌ مفهوم‌ توسعه‌ پايدار در كنار حفاظت‌ از منابع‌ طبيعي‌و محيط‌ زيست‌، وظيفه‌ خطيري‌ است‌ كه‌ بر عهده‌ سازمانها، نهادها، مسئولان‌ و كليه‌دست‌ اندركاران‌ مسايل‌ توسعه‌ و محيط‌ زيست‌ گذاشته‌ شده‌ است‌ چنين‌ وظيفه‌خطيري‌ جديت‌ و تلاش‌ همه‌ جانبه‌اي‌ مي‌طلبد كه‌ بايد بر آن‌ همت‌ گماشت‌. اما سئوالي‌كه‌ هم‌ اكنون‌ فرا روي‌ ماست‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ ادامه‌ شيوه‌هاي‌ غارتگرانه‌اي‌ كه‌طبيعت‌ را به‌ نحوي‌ خطرناك‌ از مايه‌ تهي‌ و نظامهاي‌ حامي‌ حيات‌ را نابود مي‌كند،چگونه‌ مي‌توان‌ با ورود در معامله‌اي‌ سودبخش‌ با طبيعت‌، بر سرعت‌ توسعه‌اجتماعي‌ - اقتصادي‌ افزود؟ چگونه‌ مي‌توان‌ مفهوم‌ همزيستي‌ جامعه‌ و طبيعت‌ را جانشين‌ مفهوم‌ سلطه‌ برطبيعت‌ كرد؟ آن‌ هم‌ در زماني‌ كه‌ شواهد علمي‌ به‌ نحو روز افزوني‌ حاكي‌ ازمخاطرات‌ ناشي‌ از داد و ستدي‌ ويرانگر است‌. اكنون‌ زمان‌ آن‌ رسيده‌ است‌ كه‌ در قبال‌ قصور و بي‌ تفاوتي‌خويش‌ نسبت‌ به‌ طبيعت‌ به‌ جبران‌ مافات‌ بپردازيم‌ تا از اين‌ طريق‌ براي‌ نسلهاي‌ آينده‌محيطي‌ قابل‌ زيست‌ فراهم‌ آيد[1].



[1] -در این زمینه بسیاری از کشورها اقدامات قابل توجهی انجام داده اند؛ چین نرخ باروری خود را به کمتر از دو فرزند به ازای هر زن تقلیل داده و احتمالا تا چند دهه ی آینده به ثبات جمعیتی دست خواهد یافت . دانمارک احداث نیرو گاههای زغال سوز را ممنوع کرده است . اسراییل پیشتاز فناوری های نو در زمینه ی افزایش بهره وری آب بوده است. کره ی جنوبی تپه ها و کوهستان ها را لباس سبز پوشانده است . کاستاریکا برای اتکای کامل اقتصاد کشور به انرژی های نو برنامه ای در سطح کشور به اجرا گذاشته است . آلمان در زمینه ی تغییر سیاست مالیاتی و کاهش مالیات بر در آمد و جبران آن از طریق وضع مالیات بر انرژی پیش قدم شده است . ایسلند اولین اقتصاد متکی بر درآمد جهان را طرح ریزی کرده است . ایالت متحده فرسایش خاک را از سال 1982 تا کنون قریب 40% کاهش داده است .هلند به جهان نشان داده که چگونه میتوان نظام حمل و نقلی ایجاد کرد که در آن دوچرخه در افزایش تحرک مردم و بهبود کیفیت زندگی نقش اصلی را داشته باشد و فنلاند هم مصرف قوطی های یک بار مصرف نوشآبه را ممنوع کرده است . اکنون مساله اینست که هر کشور سعی می کند تمام قطعات اقتصاد زیست محیطی را کنار هم قرار دهد.


 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 9:4  توسط محمد خسروشاهي  | 

.....ادامه مطلب....

اثرات اکولوژیک تثبیت ماسه های روان:

بعد از چند دهه کو شش در این راستا اثرات اکولوژیک کنترل خطرات ماسه پدیدار گشته اند. زبری سطحی در ناحیه ای که درون کمربند های حفاظتی آن چپرهای حصیری تعبیه شده نسبت به سطح تلماسه های متحرک 600- 400 برابر افزایش یافته است. در ارتفاع 2 متری سطح زمین سرعت باد در مقایسه با سرعت آن در سطح تلماسه های روان حدود 10درصد و در ارتفاع 50 سانتی متری حدود 20 تا40 درصد کاهش یافته است. در نتیجه از سرعت جابه جایی ماسه ها بوسیله باد بطور چشمگیری کاسته شده است. همچنین سرعت جا به جایی ماسه در داخل چپرهای حصیری کمتر از 1درصد سرعت جا به جایی آن در سطح ماسه های لخت رسیده است.به علت رشد گونه های گیاهی بر روی تلماسه ها، مواد آلی در قشر سطحی تلماسه ها به 2/16درصد رسیده که 23 بار بیشتر از مقدار آن در سطح ماسه های لخت است. به علاوه پوشش گیاهی نسبت به قبل که معادل 5 درصد بوده، به 20 تا40 درصد افزایش یافته است و شکل اراضی تلماسه های متحرک از حالت قبل به شکل جدیدی متحول شده است. بدین طریق هجوم ماسه ها تحت کنترل درآمده و خطوط راه آهن جهت عبور و مرور قطارها از طریق حاشیه جنوب شرقی بیابان از امنیت کافی برخوردار گشته اند. همچنین در مورد تلماسه های متحرک واقع بر تراسهای پست تر شمال رودخانه زرد پمپاژ سیلاب ها از مسیر اصلی جهت پخش و رسوب دادن گل ولای آن صورت پذیرفته است که در نتیجه تلماسه ها مسطح تر و خاک ماسه ای اصلاح و کمربندهای سبز حفاظتی ایجاد شده اند. با این روش شکل اراضی تلماسه های متحرک قدیمی بهبود یافته است. در این اراضی تلماسه های مسطح به مدت 15 سال با مواد رسوبی کود داده شده اند که باعث ایجاد خاکی سطحی به عمق 20 سانتیمتر گشته وهم اکنون ذرات رس کوچکتر از 01/0میلیمتر نسبت به قبل افزایش یافته و مواد آلی از مقدار اولیه( 076/0درصد) در ماسه های روان به رقم 314/1 درصد افزایش یافته و اراضی ماسه ای فوق به مجموعه ای زراعی وباغ میوه دست کاشت انسان تبدیل گردیده است.

سیستم حفاظت راه آهن از هجوم ماسه های روان در مناطق خشک:

سیستم حفاظت راه آهن از هجوم ماسه های روان در مناطق خشک بستگی به وجود یا عدم وجود تلماسه های اطراف آن دارد. اگر خطوط راه آهن از منطقه ای عبور کند که در اطراف آن ماسه های روان وجود داشته باشد طراحی سیستم بصورت شکل شماره 19 انجام می شود و برای ایجاد بادشکن بیشتر از گونه هایی مانند بید، درمنه و کاراگانا استفاده می شود. چنانچه ماسه های روان در اطراف خطوط راه آهن نباشد ولی طوفانهای گرد و خاک سبب بروز مشکلات عبور و مرور شود، طراحی سیستم بصورت نمودار شماره 20   بوده و گونه های مورد استفاده برای بادشکن بیشتر شامل صنوبر، سنجد و بید است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 8:10  توسط محمد خسروشاهي  |