تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

2- تکنیک های فنی کنترل بیابان:

روش هاي مورد استفاده براي كنترل بيابانهاي شني در چين به دو دسته تقسيم مي شوند (بيابانهاي شني واراضي شني با يكديگر تفا وت دارند ) يك روش كاشت در ختان ،بوته ها يا علفي ها براي توسعه پوشش گياهي روي تپه هاي شني ويا در مناطقي است كه پوشش گياهي در آنجا تخريب شده است. مواد مورد استفاده در اين روش زنده هستند. اين نوع مبارزه روش بيولوژيكي يا روش گياهي براي كنترل بيابان است. روش ديگر مستقر كردن خاك، خار و خاشاك روي تپه هاي شني است. تمام مواد مورد استفاده در اين روش غير زنده هستند، مانند ساقه هاي گندم، شاخه هاي درختان، بامبو، ني وحصير، ساقه هاي ذرت، خاك رس، سنگ ريزه ومواد شيميايي نفتي و امثال آن. اين نوع مبارزه را، روش مكانيكي يا روش مهندسي براي كنترل بيابان مي نامند.

2-1 ايجاد موانع :

احداث موانع بر سر راه حركت شن ها پيش شرط لازم براي متوقف كردن آنهاست. موانع ايجاد شده(sand barrier) روي تپه هاي شني سرعت باد را كاهش مي دهند و با كاهش سرعت باد شن ها در اطراف اين موانع متوقف مي شوند. بر اساس مطالعات انجام شده 80 تا90 درصد ظرفيت حمل شن ها بوسيله باد در ارتفاع 20 تا30 سانتي متري از سطح زمين اتفاق مي افتد و در محدوده اين ارتفاع 20 تا30 سانتي متري، اكثر شن ها در ارتفاع 10 سانتي متري از سطح زمين حمل مي شوند. بنا براين اگر موانع خاكي يا گياهي در ارتفاع بين 30 تا 50 و حداكثر 100 سانتي متري ايجاد شوند اكثر شن هايي را كه بوسيله وزش باد حمل مي شوند، مي توان كنترل كرد.

بطور معمول سرعت باد در شيبهاي پشتي تپه هاي شني (شيب هاي پشتي و جلو شيب هاي رو به باد)ضعيف مي شود. كاشتن گياه روي سطوح لخت تپه هاي شني مانع از حركت ماسه ها مي شود و براي اين كار موانع گياهي و گاهي خاكي عمود به جهت باد روي تپه ها ايجاد مي شود. معمولا موانعي كه ارتفاع آنها بين50 تا100 سانتي متر است، موانع (بادشكن هاي) بلند ناميده مي شوند و موانعي كه ارتفاع آنها بين 20 تا50 سانتي متراست بادشكن (موانع) كوتاه ناميده مي شود. مواد مورد استفاده در اين موانع عبارتند از ساقه هاي گندم و غلات، شاخه هاي درختان و امثال آن.  احداث موانع برای تثبیت شن (sand barrier ) بر اساس مواد، ساختمان والگو به سه دسته 1)موانع با منافذ زياد   2)موانع با منافذ متوسط  3) موانع با ساختمان متراكم تقسيم مي شوند.                                                        

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 8:53  توسط محمد خسروشاهي  | 

2- تکنیک های فنی کنترل بیابان:

روش هاي مورد استفاده براي كنترل بيابانهاي شني در چين به دو دسته تقسيم مي شوند (بيابانهاي شني واراضي شني با يكديگر تفا وت دارند ) يك روش كاشت در ختان ،بوته ها يا علفي ها براي توسعه پوشش گياهي روي تپه هاي شني ويا در مناطقي است كه پوشش گياهي در آنجا تخريب شده است. مواد مورد استفاده در اين روش زنده هستند. اين نوع مبارزه روش بيولوژيكي يا روش گياهي براي كنترل بيابان است. روش ديگر مستقر كردن خاك، خار و خاشاك روي تپه هاي شني است. تمام مواد مورد استفاده در اين روش غير زنده هستند، مانند ساقه هاي گندم، شاخه هاي درختان، بامبو، ني وحصير، ساقه هاي ذرت، خاك رس، سنگ ريزه ومواد شيميايي نفتي و امثال آن. اين نوع مبارزه را، روش مكانيكي يا روش مهندسي براي كنترل بيابان مي نامند.

2-1 ايجاد موانع :

احداث موانع بر سر راه حركت شن ها پيش شرط لازم براي متوقف كردن آنهاست. موانع ايجاد شده(sand barrier) روي تپه هاي شني سرعت باد را كاهش مي دهند و با كاهش سرعت باد شن ها در اطراف اين موانع متوقف مي شوند. بر اساس مطالعات انجام شده 80 تا90 درصد ظرفيت حمل شن ها بوسيله باد در ارتفاع 20 تا30 سانتي متري از سطح زمين اتفاق مي افتد و در محدوده اين ارتفاع 20 تا30 سانتي متري، اكثر شن ها در ارتفاع 10 سانتي متري از سطح زمين حمل مي شوند. بنا براين اگر موانع خاكي يا گياهي در ارتفاع بين 30 تا 50 و حداكثر 100 سانتي متري ايجاد شوند اكثر شن هايي را كه بوسيله وزش باد حمل مي شوند، مي توان كنترل كرد.

بطور معمول سرعت باد در شيبهاي پشتي تپه هاي شني (شيب هاي پشتي و جلو شيب هاي رو به باد)ضعيف مي شود. كاشتن گياه روي سطوح لخت تپه هاي شني مانع از حركت ماسه ها مي شود و براي اين كار موانع گياهي و گاهي خاكي عمود به جهت باد روي تپه ها ايجاد مي شود. معمولا موانعي كه ارتفاع آنها بين50 تا100 سانتي متر است، موانع (بادشكن هاي) بلند ناميده مي شوند و موانعي كه ارتفاع آنها بين 20 تا50 سانتي متراست بادشكن (موانع) كوتاه ناميده مي شود. مواد مورد استفاده در اين موانع عبارتند از ساقه هاي گندم و غلات، شاخه هاي درختان و امثال آن.  احداث موانع برای تثبیت شن (sand barrier ) بر اساس مواد، ساختمان والگو به سه دسته 1)موانع با منافذ زياد   2)موانع با منافذ متوسط  3) موانع با ساختمان متراكم تقسيم مي شوند.                                                        

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 8:42  توسط محمد خسروشاهي  | 

1-5  احداث باد شكن زنده:

يكي از پروژه هاي موفقی که چینی ها براي حفاظت مزارع كشاورزي و خطوط مواصلاتی از هجوم باد و شنهاي روان ايجاد کرده اند شبكه هاي بزرگ و بسيار عظيم بادشكن زنده است. ترکیب و ارتفاع این بادشکن ها متناسب با اهداف خاص و مناطق مختلف، تفاوت می کند ولی در هر صورت رابطه آنها بر پایه شناخت مکانیسم فرایند بیابان زایی از دیدگاه اکولوژیک استوار است. بطور مثال سیستم کنترل ماسه در واحه ها[1] بر اساس اصل تاثیر مجموعه سیستم، مشتمل بر کمربند سبز گراسها و بوته ای ها (Grass&shrub)که برای جلوگیری از ماسه ها در سمت رو به باد دامنه های خارجی واحه کاشته شده و بادشکن های پیرامونی واحه و نیز سه شبکه درختی درون آن پایه ریزی شده است. این سه نوع کشت بر اساس آرایش و ساختمان و بر طبق وظیفه حفاظتی مربوطه دارای شکل و اندازه خاص خود هستند. هر سیستم فرعی به عنوان جزئی از کل سیستم بوسیله وظیفه و ساختمان خود معین می گردد. مثلا کمربند گراسها و شراب ها در جلوی واحه که با هدف فرود آوردن و انباشته کردن دانه های ماسه بادی بعنوان اولین سپر دفاعی ایجاد شده است، به عرض (معمولا300 – 100 متر) و مساحت معین و مرکب از گیاهانی با ارتفاع مختلف است که موجب زبری سطحی میگردد این کمربند عملیات پیشگام برای احداث سراسری کل سیستم است زیرا این کمربند بسادگی ایجاد شده و اثرات خود را خیلی سریع اعمال می نماید. کمربند بعدی که به کمربند تثبیت معروف است با عرضی حدود 1000 متر با استفاده از گونه هایی مانند تاغ و نیتراریا و یا اسکنبیل همراه با عملیات مکانیکی مانند ایجاد پشته های رسی(Bariers) احداث می شوند(شکل5).

مشارکت این دو کمربند ضمن شکستن سرعت باد، ذرات ماسه بادی ها را از حرکت باز می دارند . احداث این سیستم ها در نواحی مختلف قدری متفاوت است. همین روش با هدف کنترل و تثبیت ماسه در ناحیه تورپان که در بیابان گبی قرار دارند با منطقه مین چین قدری تفاوت دارد(شکل6). همين نوع بادشكن ها نيز معمولاً براي محافظت كانال هاي آبياري، جاده هاي دسترسي، راه آهن و غيره نيز به فراواني مورد استفاده قرار مي گيرد که شرح آن در پی خواهد امد.

  شبکه های حفاظتی اراضی زراعی که برای تضعیف سرعت باد و بهبود میکروکلیمای اینگونه مناطق طراحی شده است به بررسی دقیق خلل و فرج شبکه و انتخاب گونه های گیاهی تثبیت کننده ماسه نیاز دارد[2].  این وضعیت در مناطق بیابانی گانسو، جائيكه در بيشتر ايام سال، اراضي زراعي  و باغات ميوه در معرض هجوم بادهاي سهمگين حاوي ذرات معلق بويژه از طرف بيابان بزرگ گبي(Gobi) هستند کاملا چشمگیر است. معمولاهجوم طوفانهای ماسه خسارت و صدمات جبران ناپذيري به توليدات كشاورزي اين منطقه وارد مي کند، لذا اهالی این مناطق با ايجاد شبكه هاي بزرگ باد شكن عمدتاً ازگونه هاي مختلف صنوبر، كاج و همچنين درختان مقاوم به خشكي مانند سنجد موفق شده اند ميزان توليد در اراضي زراعتي و باغات را افزايش دهند(تصاویر شماره 7 یکی از مناطق اجرای پروژه های احداث کمربند سبز را در مناطق شمال غرب چین نشان می دهد ).



[1] طراحی سیستم حفاظت واحه ها با جاده ها و یا راه آهن و یا مزارع و در مناطق مختلف با یکدیگر قدری تفاوت دارد

[2] البته تمام ویژگیهای مهندسی احداث بادشکن در حال حاضر که این تکنیک جنبه عمومی به خود گرفته است بویژه در اطراف مزارع کشاورزی به چشم نمی خورد ولی رعایت احداث بادشکن بویژه در اکثر زراعت های موجود در مناطق بیابانی فضای این گونه مناطق را کاملا دگرگون کرده است(نگارنده)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 7:59  توسط محمد خسروشاهي  | 

1-5  احداث باد شكن زنده:

يكي از پروژه هاي موفق که چینی ها براي حفاظت مزارع كشاورزي و خطوط مواصلاتی از هجوم باد و شنهاي روان ايجاد کرده اند شبكه هاي بزرگ و بسيار عظيم بادشكن زنده است. ترکیب و ارتفاع این بادشکن ها متناسب با اهداف خاص و مناطق مختلف، تفاوت می کند ولی در هر صورت رابطه آنها بر پایه شناخت مکانیسم فرایند بیابان زایی از دیدگاه اکولوژیک استوار است. بطور مثال سیستم کنترل ماسه در واحه ها[1] بر اساس اصل تاثیر مجموعه سیستم، مشتمل بر کمربند سبز گراسها و بوته ای ها (Grass&shrub)که برای جلوگیری از ماسه ها در سمت رو به باد دامنه های خارجی واحه کاشته شده و بادشکن های پیرامونی واحه و نیز سه شبکه درختی درون آن پایه ریزی شده است. این سه نوع کشت بر اساس آرایش و ساختمان و بر طبق وظیفه حفاظتی مربوطه دارای شکل و اندازه خاص خود هستند. هر سیستم فرعی به عنوان جزئی از کل سیستم بوسیله وظیفه و ساختمان خود معین می گردد. مثلا کمربند گراسها و شراب ها در جلوی واحه که با هدف فرود آوردن و انباشته کردن دانه های ماسه بادی بعنوان اولین سپر دفاعی ایجاد شده است، به عرض (معمولا300 – 100 متر) و مساحت معین و مرکب از گیاهانی با ارتفاع مختلف است که موجب زبری سطحی میگردد این کمربند عملیات پیشگام برای احداث سراسری کل سیستم است زیرا این کمربند بسادگی ایجاد شده و اثرات خود را خیلی سریع اعمال می نماید. کمربند بعدی که به کمربند تثبیت معروف است با عرضی حدود 1000 متر با استفاده از گونه هایی مانند تاغ و نیتراریا و یا اسکنبیل همراه با عملیات مکانیکی مانند ایجاد پشته های رسی(Bariers) احداث می شوند(شکل5).

 

مشارکت این دو کمربند ضمن شکستن سرعت باد، ذرات ماسه بادی ها را از حرکت باز می دارند . احداث این سیستم ها در نواحی مختلف قدری متفاوت است. همین روش با هدف کنترل و تثبیت ماسه در ناحیه تورپان که در بیابان گبی قرار دارند با منطقه مین چین قدری تفاوت دارد(شکل6). همين نوع بادشكن ها نيز معمولاً براي محافظت كانال هاي آبياري، جاده هاي دسترسي، راه آهن و غيره نيز به فراواني مورد استفاده قرار مي گيرد که شرح آن در پی خواهد امد.

  شبکه های حفاظتی اراضی زراعی که برای تضعیف سرعت باد و بهبود میکروکلیمای اینگونه مناطق طراحی شده است به بررسی دقیق خلل و فرج شبکه و انتخاب گونه های گیاهی تثبیت کننده ماسه نیاز دارد[2].  این وضعیت در مناطق بیابانی گانسو، جائيكه در بيشتر ايام سال، اراضي زراعي  و باغات ميوه در معرض هجوم بادهاي سهمگين حاوي ذرات معلق بويژه از طرف بيابان بزرگ گبي(Gobi) هستند کاملا چشمگیر است. معمولاهجوم طوفانهای ماسه خسارت و صدمات جبران ناپذيري به توليدات كشاورزي اين منطقه وارد مي کند، لذا اهالی این مناطق با ايجاد شبكه هاي بزرگ باد شكن عمدتاً ازگونه هاي مختلف صنوبر، كاج و همچنين درختان مقاوم به خشكي مانند سنجد موفق شده اند ميزان توليد در اراضي زراعتي و باغات را افزايش دهند(تصاویر شماره 7 یکی از مناطق اجرای پروژه های احداث کمربند سبز را در مناطق شمال غرب چین نشان می دهد ).



[1] طراحی سیستم حفاظت واحه ها با جاده ها و یا راه آهن و یا مزارع و در مناطق مختلف با یکدیگر قدری تفاوت دارد

[2] البته تمام ویژگیهای مهندسی احداث بادشکن در حال حاضر که این تکنیک جنبه عمومی به خود گرفته است بویژه در اطراف مزارع کشاورزی به چشم نمی خورد ولی رعایت احداث بادشکن بویژه در اکثر زراعت های موجود در مناطق بیابانی فضای این گونه مناطق را کاملا دگرگون کرده است(نگارنده)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 7:45  توسط محمد خسروشاهي  | 

مقدمه:

 در محافل و مجامع مختلف، ایران همواره به عنوان کشوری موفق در امر مهار بیابان زایی و تثبیت شنهای روان بشمار می رود. این امر مرهون تلاش و پشتکار محققین، کارشناسان و دست اندرکارانی است که از مرکز تا اقصا نقاط دورافتاده بیابانی رنج گرما و سرما را با گوشت و پوست و استخوان چشیده اند و چه بسا اکنون بسیاری از آنان عمر خدمتی خود را سپری کرده و در این جمع نیستند. اما جسارتا باید به این نکته اذعان کرد که به رغم تلاشهای صورت گرفته، متاسفانه راهکارهای تحقیقاتی و اجرایی و نتایج ارزشمند آن برای استفاده و ارایه بعنوان یک فناوری در بسیاری از موارد به صورت مدون دیده نمی شود. کشورهای دیگری مثل چین که با مشکل بیابان و بیابان زایی مواجه هستند و کارهای خوبی نیز در این زمینه انجام داده اند، به دلیل ارایه همین راهکارها بصورت مدون و علمی خود را به عنوان کشوری صاحب فناوری در زمینه مدیریت بیابان و مهار بیابان زایی به جهانیان شناسانده اند. از آنجا که معرفی، انتقال و تبادل این دانش فنی بین کشوری می تواند در بهبود و ارتقاء روشهای بهینه کنترل بیابان زایی موثر باشد، در این مقاله روشهای مدیریتی و فناوریهای بکار گرفته شده در کشور چین در این حوزه برای دست اندرکاران بیابان زدایی کشورمان معرفی می شود،  باشد که ارایه آن تجربیات بتواند تعامل علمی کاراتری را در بین بخشهای سه گانه اجرایی، تحقیقاتی و آموزشی مرتبط با بیابان در درون کشور بوجود آورد.

این نکته را باید یادآوری کرد که، چين طي دهه هاي اخير توسعه اقتصادي و اجتماعي قابل توجهي يافته است. گرچه به نظر مي رسد كه اين پيشرفت ها و سرمايه گذاري ها بيشتر در بخش هاي صنعتي كشور صورت گرفته و بخش هاي كشاورزي و خدماتي چنين وضعيتي را نداشته اند، ولي در حال حاضر كشور چين در زمينه توليدات كشاورزي با جمعيت عظيم 3/1 ميلياردي به خودكفايي مورد نياز رسيده است.  در اين زمينه نبايد اين نكته را از ياد برد كه، چيني ها عمدتا مردمي پركار، سخت كوش وكم توقع بوده و فرهنگ تجملگرايي (هنوز) در زندگي آنها رسوخ نكرده است و دیگر اینکه چيني ها معتقدند «آنچه را عامه مردم به آن مي انديشند، ناظم آسمان نيز به آن مي انديشد.» از اين جهت تلاش مي كنند تا بدانند عامه مردم به چه مي انديشند و دانستن اين كه عامه مردم واقعاً به چه مي انديشند راهي جز تحقيق و پژوهش علمي و عيني ندارد .

اشاره

چين يكي از كشور هايي است كه كه با مسئله جدي بيابان زايي موا جه است. قسمت هاي مركزي وقسمت اعظم شمال غرب چين تحت تاثيراين پديده قرار دارد بطوري كه 791كانتي (مركز بخش)در 13 استان از كشور چين مورد تهديد بيابانزايي هستند .سطح كل اراضي تحت تا ثير اين پديده حدود 6/2ميليون كيلو متر مربع است كه 3/27 درصد از گستره كشور چين را تشكيل مي دهد. حدود 400 ميليون نفر از جمعيت كشور چين كه در اين مناطق زندگي مي كنند به نوعي از اثرات پديده بيابانزايي صدمه مي بينند. بر اساس برآورد هاي انجام شده گسترش سالانه پديده بيابانزايي در كل كشور حدود 2460 كيلومتر مربع است. بيابانزايي در چين اساسا ريشه اقليمي دارد، اما فعاليت هاي انساني از قبيل فشار توسعه اقتصادي، رشد جمعيت، احياءغير اصولي دشت ها ومراتع براي توليدات كشاورزي، عدم مديريت منابع آب، چراي مفرط و بيش از ظرفيت، قطع درختچه ها براي سوخت و كندن بوته هاي دارويي، تراس بندي روي شيب هاي تند و تپه ماهو رها، نمكي شدن/ قليايي شدن، استخراج نفت و معدن كاوي،كشتار پرندگان و فزوني جانوراني مثل موش از عوامل اصلي بيابان زايي در كشور چين است. مردم چين براي جلوگيري وغلبه بر اين پديده خطر ناك تلاش مداومي  داشته اند.ازدهه 1950 كه دولت چين بررسي هاي علمي ومطالعاتي را براي اولويت مقابله با اين پديده در منا طق ياد شده بطور جدي سازماندهي كرد، دانشمندان چيني روش هايي را براي تثبيت شن هاي روان در مناطق مختلف بكار گرفتند و پروژه اي را برای تجديد حيات اكو لوژ يكي از جمله پروژه احداث كمر بند سبز در مناطق شمال وشما ل غرب چين به عنوان يك اقدام ملي براي بيابان زدايي طراحي كردند. از سال 1950 تا 1988 شن زار هايي كه از طريق ايجاد پوشش گياهي تثبيت شدند بالغ بر 106×10هكتار مي شود  همچنين واحه ها و كشتزارهاي جديدي كه در مناطق بياباني براي كشا ورزي ايجاد كردند بالغ بر 106×5/0 هكتار ميشود.

روشهاي كنترل بيابان در کشور چين

1- روشهای جامع کنترل بیابان:

1-1 اصل وحدت اکولوژیک:  کنترل بیابان در کشور چین براساس اصل وحدت نتایج اکولوژیک و فواید اقتصادی اراضی با توجه به ویژگیهای منابع طبیعی و مسایل اجتماعی-اقتصادی صورت می گیرد (یا سعی می شود که اینگونه باشد). بطور مثال در راستای تغییر محیط اکولوژیک و توسعه تولیدات کشاورزی، اصل تنظیم نسبت اراضی (طرحهای یکپارچه) باید در نظر گرفته شود و نسبت های استفاده از زمین برای اهداف کشت و زرع، دامپروری، چراگاه و امثال آن معین شود. در مناطقی که بیابان زایی صورت گرفته با رعایت اجرای صحیح این موضوع فرایند بیابانی شدن زمین متوقف شده و وضعیت اقتصادی و اکولوژیکی منطقه بهبود یافته است. نمونه روشن آن را می توان در منطقه ای از توابع شهرستان Nianman  واقع در یک ناحیه شنزار مشاهده کرد. در این منطقه بر اثر کشت و زرع زیاد و قطع قبل از موعد درختان، بیابان زایی بسرعت گسترش یافته و 81 درصد از کل اراضی به بیابان تبدیل شده بود. در این ناحیه میانگین سالانه محصولات کشاورزی حدود 420 کیلو گرم در هکتار بود. پس از کنترل و محدود کردن اراضی دیمکاری و افزایش نواحی تحت کشت درختان و علوفه و احداث کمربندهای سبز بوسیله درختان ، بوته ها و گراس ها ، اراضی زراعی مورد تهدید بیابان زایی به تدریج کاهش یافت و با رعایت نسبت استفاده از اراضی( 21درصد برای اراضی زراعی، 52درصد برای درختکاری  و 27 درصد برای مراتع) ضمن تحت کنترل قرار گرفتن بیابان زایی، محصول زراعی در مقایسه با قبل از اجرای این الگو، معادل 436درصد افزایش یافت و فرایند بیابان زایی معکوس گردید.

 

 

 

1-2 اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی:

در مناطق خشک و نیمه خشک چین و بویژه استان گانزو ( Gansu) و قسمتی از استانهای Ningxia  و Shaanxi ، برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی بطور وسیعی از انرژی خورشیدی و در برخی موارد از انرژی بادی (تصویر1) استفاده می شود. قسمت اعظم نیازمندیهای شهری نیز از طریق انرژی خورشیدی تامین می شود. این مسئله یکی از اقدامات مهم برای بهبود محیط اکولوژیک، کاهش قطع درختان ، تامین علوفه و کنترل بیابان زایی است. در مجموع می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی[1] مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد. در مناطق شیب داری که گاها کشاورزی دیم صورت می گیرد باید اراضی الزاما بصورت تراس بندی شده و بر اساس اصول علمی استوار باشد (تصویر شماره 2 ).

تصویر شماره ۱

 

تصویر شماره ۲

[1] در بسیاری از روستاها (و در ایستگاه کنترل بیابان Jingtai) وسیله ای شبیه آنتن ماهواره وجود داشت که برای جوش آوردن آب برای مصارف گوناگون از آن استفاده می شد. این بشقاب بزرگ که سطح داخلی آن  آینه کاری شده بصورتی طراحی شده است که نور خورشید را پس از انعکاس در یک نقطه که محل قرار گرفتن ظرف آب است متمرکز میکند(شبیه کاری که ذره بین انجام می دهد)و بدینوسیله پس از مدتی کوتاه آب به جوش می اید

 

 

 

1-4 انتقال آب به مناطق بیابانی برای کشت و کار و احیاء زمین:

وجود منابع آب زیر زمینی و روی زمینی از جمله رودخانه زرد چین که از استان گانزو می گذرد امکان خوبی را برای استفاده از این منابع در امر کشاورزی در بیابان فراهم کرده است.  مدیریت و هوشمندی چینی ها در بکارگیری و استفاده بهینه از این منابع بویژه در مناطق بیابانی قابل توجه است.

پروژه انحراف آب زانگ پو   Zhongpu Zhuanglang River Canal : يكي از پروژه هاي بزرگ دیگری كه براي آبياري و عمران اراضي در مناطق دشتي اطراف شهر لانجو (Lanzhou) طراحي و به مورد اجرا گذاشته شده است، پروژه كانال انحراف آب از رودخانه زوهانگ لانگ است كه دو شاخه دارد و طول يكي از آنها به 83 كيلومتر مي رسد. اين طرح عظيم كه در سطح ملي و بين المللي داراي اعتبار زيادي است طولاني ترين كانال زيرزميني در آسيا به حساب مي آيد. حدود 75 كيلومتر از كانال فوق با استفاده از لوله اي به قطر 2.7 متر و در عمق 404 متري از ميان كوههاي بسيار بزرگ عبور مي نمايد. اين كانال در بعضي از مناطق كه از زير كوه خارج مي شود بوسيله كانال هاي هوايي آب را به مناطق پايين دست هدايت مي كند. اولين قسمت كاتال 107 متر از سطح زمين فاصله دارد و دومين قسمت كه طول آن 2195 متر است بوسيله 76 پايه در ارتفاع 43 متري سطح زمين قرار دارد و دبي عبوري در اين قسمت 18 متر مكعب بر ثانيه است(تصویر شماره 3 ). دبي ورودي به كانال اصلي 33 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. سطح اراضي آبياري براي اولين كانال 300.000 مو و براي دومين كانال 500.000 مو است. محل اراضي زراعي تقريبا در فاصله 60 كيلومتري شهر لانجو(مركز استان گانسو) قرار دارد و 3 كانتي با جمعيتي حدود 220000 نفر در اين منطقه ساكن هستند. كشاورزي در اين منطقه قبلا بصورت ديم بوده است.

 

قسمتی از کانال هوایی انتقال اب از رودخانه زوهانگ لانگ به اراضی اطراف شهر لانجو 

پروژه انتقال آب از رودخانه زرد به منطقه Jingtai: یکی از پروژه های عظیم انتقال آب از رودخانه زرد که به نوعی در کنترل بیابان زایی نیز تاثیر بسزایی داشته است مربوط به منطقه Jingtai است(تصویر شماره 4 ). در بخش اول پروژه که در سال 1969 شروع شده انتقال آب از رودخانه زرد برای کشاورزی در منطقه مذکور که یک منطقه بیابانی بوده و طوفانهای شن مزاحمت هایی را برای مردم در بر داشته صورت گرفته است. ارتفاع پمپاژ آب 472 متر با دبی 10.6 متر مکعب بر ثانیه و سطح زیر کشت آبی بالغ بر 300000 مو (هر مو تقريبا 0.67 هكتار است) است. در بخش دوم پروژه که در سال  1989 شروع شده ارتفاع پمپاژ آب 602 متر با دبی 18 متر مکب بر ثانیه و سطحی معادل 200000 مو تحت کشت قرار گرفته است. با انتقال آب و رواج کشاورزی آبی در این منطقه ضمن اینکه 300000 نفر از آن بهره مند می شوند طوفانهای گرد وخاک تا 50% کاهش یافته و درآمد مردم که در گذشته نامطلوب بوده است بطور چشمگیری افزایش یافته است. بنا به اظهار کارشناسان چینی کل اراضی محدوده شهر Jingtai قبلا بیابانی همرا با طوفانهای گرد و خاک بوده که اکنون بر اثر کشت آبی این اراضی، طوفانهای مذکور بنحو چشمگیری کاهش یافته است. لازم بیادآوری است مازاد آب، از همین محل به منطقه بیابانی دیگری بنام مین چین (Minqin) در فاصله 245 کیلومتری منتقل می شود که سطحی معادل 150000 مو را آبیاری می کند.

  محل پمپاژ آب از رودخانه زرد برای انتقال به منطقه Jingtai

 

+ نوشته شده در  شنبه بيست و پنجم آذر 1385ساعت 8:40  توسط محمد خسروشاهي  |  2 نظر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 7:14  توسط محمد خسروشاهي  | 

1-4 انتقال آب به مناطق بیابانی برای کشت و کار و احیاء زمین:

وجود منابع آب زیر زمینی و روی زمینی از جمله رودخانه زرد چین که از استان گانزو می گذرد امکان خوبی را برای استفاده از این منابع در امر کشاورزی در بیابان فراهم کرده است.  مدیریت و هوشمندی چینی ها در بکارگیری و استفاده بهینه از این منابع بویژه در مناطق بیابانی قابل توجه است.

پروژه انحراف آب زانگ پو   Zhongpu Zhuanglang River Canal : يكي از پروژه هاي بزرگ دیگری كه براي آبياري و عمران اراضي در مناطق دشتي اطراف شهر لانجو (Lanzhou) طراحي و به مورد اجرا گذاشته شده است، پروژه كانال انحراف آب از رودخانه زوهانگ لانگ است كه دو شاخه دارد و طول يكي از آنها به 83 كيلومتر مي رسد. اين طرح عظيم كه در سطح ملي و بين المللي داراي اعتبار زيادي است طولاني ترين كانال زيرزميني در آسيا به حساب مي آيد. حدود 75 كيلومتر از كانال فوق با استفاده از لوله اي به قطر 2.7 متر و در عمق 404 متري از ميان كوههاي بسيار بزرگ عبور مي نمايد. اين كانال در بعضي از مناطق كه از زير كوه خارج مي شود بوسيله كانال هاي هوايي آب را به مناطق پايين دست هدايت مي كند. اولين قسمت كاتال 107 متر از سطح زمين فاصله دارد و دومين قسمت كه طول آن 2195 متر است بوسيله 76 پايه در ارتفاع 43 متري سطح زمين قرار دارد و دبي عبوري در اين قسمت 18 متر مكعب بر ثانيه است(تصویر شماره 3 ). دبي ورودي به كانال اصلي 33 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. سطح اراضي آبياري براي اولين كانال 300.000 مو و براي دومين كانال 500.000 مو است. محل اراضي زراعي تقريبا در فاصله 60 كيلومتري شهر لانجو(مركز استان گانسو) قرار دارد و 3 كانتي با جمعيتي حدود 220000 نفر در اين منطقه ساكن هستند. كشاورزي در اين منطقه قبلا بصورت ديم بوده است.

 

قسمتی از کانال هوایی انتقال اب از رودخانه زوهانگ لانگ به اراضی اطراف شهر لانجو 

پروژه انتقال آب از رودخانه زرد به منطقه Jingtai: یکی از پروژه های عظیم انتقال آب از رودخانه زرد که به نوعی در کنترل بیابان زایی نیز تاثیر بسزایی داشته است مربوط به منطقه Jingtai است(تصویر شماره 4 ). در بخش اول پروژه که در سال 1969 شروع شده انتقال آب از رودخانه زرد برای کشاورزی در منطقه مذکور که یک منطقه بیابانی بوده و طوفانهای شن مزاحمت هایی را برای مردم در بر داشته صورت گرفته است. ارتفاع پمپاژ آب 472 متر با دبی 10.6 متر مکعب بر ثانیه و سطح زیر کشت آبی بالغ بر 300000 مو (هر مو تقريبا 0.67 هكتار است) است. در بخش دوم پروژه که در سال  1989 شروع شده ارتفاع پمپاژ آب 602 متر با دبی 18 متر مکب بر ثانیه و سطحی معادل 200000 مو تحت کشت قرار گرفته است. با انتقال آب و رواج کشاورزی آبی در این منطقه ضمن اینکه 300000 نفر از آن بهره مند می شوند طوفانهای گرد وخاک تا 50% کاهش یافته و درآمد مردم که در گذشته نامطلوب بوده است بطور چشمگیری افزایش یافته است. بنا به اظهار کارشناسان چینی کل اراضی محدوده شهر Jingtai قبلا بیابانی همرا با طوفانهای گرد و خاک بوده که اکنون بر اثر کشت آبی این اراضی، طوفانهای مذکور بنحو چشمگیری کاهش یافته است. لازم بیادآوری است مازاد آب، از همین محل به منطقه بیابانی دیگری بنام مین چین (Minqin) در فاصله 245 کیلومتری منتقل می شود که سطحی معادل 150000 مو را آبیاری می کند.

  محل پمپاژ آب از رودخانه زرد برای انتقال به منطقه Jingtai

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 8:40  توسط محمد خسروشاهي  | 

چرا انتقاد پذير نيستيم و فكر مي كنيم كسي كه عيب ما را به ما بگويد بدخواه ما است؟

چرا بجای تلاش براي ارتقاء شايستگي خودمان، سعي مي كنيم افراد شايسته را خراب كنيم؟

هنگامي كه مي بينيم درب خودرو كسي باز است، هر طور شده سعي مي كنيم با اشاره و بوق زدن به او بفهمانيم كه درب خودرويش باز است. اما سر چهار راهي كه چراغ راهنمائيش چشمك زن است فرصت رفتن به كسي را نمي دهيم.

ساعتها در صف دريافت دو پاكت شيرسوبسيدي مي ايستيم، آنهم با تفاوت قيمتي نا چيز با شير آزاد، ولي تحمل يك ثانيه دير حركت كردن راننده جلويمان را پشت چراغ راهنمايي نداريم.

در ايران فارغ التحصيلان مديريت و علوم سياسي غالبا” بيكارند، اما در عوض سياستمداران و مديران كشور همه پزشك، مهندس، يا بنحوي كارشناسان رشته هاي ديگرند.

در غرب هنگامي كه دبستان ها تعطيل ميشوند دانش آموزان ناراحت مي شوند، اما در ايران دانش آموزان از شادي كيف هايشان را به هوا پرت مي كنند.

•چرا برآيند كار دو نفر هميشه كمتر از دو است.

•چرا جراهان ايران برخلاف تعرفه هاي رسمي مبلغ كلاني از بيمار جداگانه دريافت مي كنند؟

با وجود اينكه مي دانيم اغلب برندگان جوايز المپياد هاي علمي ما سر از خارج در مي آورند ولي كاري نمي كنيم و همچنان به برنده شدن افتخار مي كنيم.

چرا يك ايراني در كانادا يا آمريكا به سرعت پيشرفت مي كند، ولي غالبا هموطنان او در ايران در حال درجا زدن هستند؟

در ايران به مجردي كه برف سنگینی مي آيد مدارس تعطيل مي شود، حتما” در كانادا، روسيه و كشور سوئد مدارس بيشتر سال تعطيل است!

چرا اغلب خانم ها ي ايراني اضافه وزن دارند، ولي در مهماني ها تظاهر به رژيم لاغري مي كنند؟

در غرب دختران جوان آرايش نمي كنند و آرايش خاص پير زنها است، ولي در ايران عكس اين كار جريان دارد.

در غرب كارمندان بعد از بازنشستگي به گشت و گذار مي پردازند، ولي در ايران اغلب آنها گوشه نشين و افسرده مي شوند.

چرا عده اي  جنس ارزان و با كيفيت پايين را به جنس گران و با كيفيت بالا ترجيح مي دهند؟

چرا به هنگام مديريت در سازماني غالبا زور را به درايت ترجيح مي دهيم؟

چرا در غالب خانواده ها فرزندان بايد از والدين «حساب» ببرند، بجای اينكه به آنها احترام بگذارند؟

چرا فكر مي كنيم اگر كارمند جديد كار ما را ياد بگيرد ما از كار بيكار ميشويم؟

چرا صبر مي كنيم تا وسيله مورد استفاده مان خراب شود بعد به فكر رفع نقص آن مي افتيم.

چرا فكر ميكنيم با صدقه دادن، خود را در مقابل اقدامات نابخردانه مان بيمه مي كنيم.

•چرا فروشندگان ايراني به مرغ آب مي بندند، آيا جنبه بهداشتي دارد يا سود جويي؟

•آيا يك دامدار ايراني حاضراست گاوي را كه يك ميليون تومان مي ارزد و به علت بيماري جان داده معدوم نمايد و گوشت آنرا نفروشد؟

•چرا قصاب با همان دستي كه پول مي شمارد گوشت هم خرد مي كند؟

در زلزله 3/6 ريشتري بم 45000 نفر جان خود را از دست دادند و هزاران نفر زخمي و بي خانمان شدند ولي در زلزله كوبه ژاپن به قدرت 3/8 ريشتر تنها 5000 نفر جان باختند.

تعداد معتادان ايران به مواد مخدر از كشور توليد كننده مواد مخدر افغانستان بيشتر است.

در ايران موتور سوار و عابر پياده مختارند هر طور در معابر عمومي رفت و آمد كنند و اگر با آنها تصادف شود هميشه راننده خودرو مقصر است.

در ايران اغلب عابران پياده عبور از خيابان را به عبور از روي پل هوايي ترجيح مي دهد.

•چرا هنگامي كه تكه ناني را روي زمين مي بينيم آنرابرداشته و در جاي محترمي قرار مي دهيم ولي نانواها با پخت نان نا مرغوب هزاران تن آرد را بهدر مي دهند؟

چرا فكر مي كنيم ماليات پول زور است، ولي هنگامي كه خودرو ما به چاله هاي خيابان مي افتد به دولت ناسزا مي گوييم.

•چرا تنبيه برايمان راحت تر از تشويق است؟

چرا مديريت را با فرمانروائي و حكومت برابر ميدانيم؟

•چرا زرنگي را به شايستگي ترجيح مي دهيم؟

•چرا عدم موفقيت خود را در محيط كار غالبا” ناشي از بي عدالتي مديران ميدانيم و حاضر نيستيم كمي هم خود را مقصر بدانيم؟

چرا هنگامي كه مدير يا سرپرست مي شويم فكر مي كنيم بقيه بايد از ما «حساب» ببرند؟

•چرا غالبا” رابطه را به ضابطه ترجيح مي دهيم؟

 

 در اين نوشتار قصد توهين به كسي نيست مسلما بسياري از مردم شريف ما، از جمله جنابعالي، از اين نواقص بدور هستيد ولي بقول يكي از دوستان، انتقاد از خود شهامت مي خواهد. انتقاد سازنده هم سبب اصلاح رفتار و عملكرد اشتباه كساني خواهد شد كه خود را بي عيب و نقص مي دانند و اين تلنگري است براي آنها.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 11:48  توسط محمد خسروشاهي  | 

غربي ها به دانشگاه مي روند تا دانش بياموزند، ما ميرويم كه مدرك بگيريم.

غالبا” مهارت را به دانش ترجيح ميدهيم.

اغلب تخيل را به تفكر ترجيح مي دهيم؟

غربي ها اطلاعات متعارف خود را روي شبكه اينترت در دسترس عموم قرار مي دهند، ولي ما آنها را برداشته و از همكارمان پنهان ميكنيم.