تبليغاتX
منابع طبیعی

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

 

محاسبه ‌جريان ‌پايه‌:

دو مولفه ‌قابل ‌تشخيص‌ جريان ‌رودخانه ‌عبارت ‌از رواناب ‌مستقيم ‌و سريع‌ بارش‌ و جريان ‌پايه ‌است‌ كه‌ روشهاي‌ متعددي‌ براي ‌جداسازي ‌مؤلفه ‌آبهاي ‌سطحي‌از آبهاي ‌زيرزميني ‌معمول‌ است‌. اغلب ‌اين ‌روشها بر تحليل ‌منحني ‌برگشت‌ آبهاي ‌زيرزميني ‌يا منحني ‌تخليه ‌استوار مي‌باشد. شكل‌ شاخه‌ صعود آب‌ نمود، به‌ طور كلي‌، توسط بارش ‌ايجاد كننده ‌آن‌ تعيين ‌مي‌شود. حال‌ آنكه‌، شكل‌ شاخه ‌نزولي ‌بستگي ‌به ‌وضعيت ‌حوضه ‌دارد و عموماً مستقل ‌از مشخصات‌ بارش‌ مربوطه‌ است‌. مدل‌ HEC-HMS سه ‌روش‌ را براي ‌جداسازي ‌يا محاسبه‌ جريان‌ پايه ‌بكار مي‌برد

-جريان ‌پايه ‌ثابت‌ با تغييرات‌ ماهانه:(Constant, Monthly- varing Baseflow)

-مدل‌ كاهش‌ نمايي‌(Exponential Recession Model)

-مدل ‌محاسبه‌ حجم‌ مخزن‌ خطي‌(Linear-reservior volum accounting Model)

براي‌ جداسازي‌ جريان ‌پايه ‌در منطقه ‌مورد مطالعه ‌از مدل‌ كاهش‌ نمايي ‌استفاده ‌شده ‌است‌.

اين ‌مدل‌ بصورت‌ زير نشان‌ داده‌ مي‌شود:

                                                                                                Qt=Q0Kt            

كه‌ در آن‌:

=Qtجريان ‌پايه ‌در هر فاصله ‌زماني‌

=Q0جريان ‌اوليه ‌)در زمان ‌صفر)

=Kثابت‌ كاهش‌ نمايي‌

در مدل ‌HEC-HMS مقدار K بصورت‌ نسبت‌ جريان ‌پايه ‌در زمان‌ t به ‌جريان ‌پايه ‌روز قبل‌ تعيين‌ مي‌شود و مقدار آغازين‌ جريان‌ پايه‌ ،Q0،شرايط اوليه ‌مدل ‌است‌ كه‌ ممكن ‌است‌ بصورت‌ متر مكعب‌ بر ثانيه ‌و يا متر مكعب‌ بر ثانيه ‌در كيلومتر مربع ‌تعيين ‌شود.

- برآورد پارامترهاي‌ مدل‌:

پــارامترهاي ‌ايـن ‌مــدل ‌شامل‌ جريان ‌اوليه‌، نسبت‌ كاهش‌ و جريان ‌آستانه‌ (Threshhold flow) است ‌براي ‌تحليل ‌رواناب ‌رگبار فرضي‌، جريان ‌اوليه ‌بايد بصورت ‌جريان ‌متوسطي‌ انتخاب‌ شود كه ‌در آغاز جريان ‌به ‌وقوع‌ مي‌پيوندد. براي ‌مثال ‌ممكن ‌است‌ بصورت‌ جريان ‌متوسط سالانه ‌در رودخانه ‌در نظر گرفته ‌شود. بازديدهاي‌ صحرايي ‌مي‌تواند به‌ اين‌ موضوع‌ كمك‌ كند. ممكن ‌است‌ اين‌ مقدار برابر با دبي ‌اوليه ‌در آغاز هيدروگراف‌ سيل‌ نيز در نظر گرفته ‌شود.

مقدار ثابت k‌، بستگي‌ به‌ منبع ‌جريان ‌پايه‌ دارد. اگر k=1 انتخاب ‌شود يعني‌ اينكه Qt=Q0‌ و مشاركت‌ جريان ‌اوليه ‌ثابت‌ است‌ بنابراين‌ k بايد كمتر از عدد يك‌ انتخاب ‌شود. جدول‌ زير مقادير پيشنهادي ‌Pilgrim و Cordery را نشان‌ مي‌دهد. اين ‌مقادير براي‌ حوضه‌هاي ‌120 تا6500 كيلومتر مربع‌ كاربرد دارد.

                                                    مقادير ثابت ‌كاهشي (K)

ثابت كاهش روزانه

مؤلفه جريان

95/0

9/0-8/0

8/0-3/0

آبهاي زير زميني

جريان بين لايه اي

رواناب سطحي

 

مقدار K از داده‌هاي‌ جريان ‌در ايستگاههاي ‌اندازه‌گيري ‌شده‌ نيز قابل ‌محاسبه ‌است‌ مقدار آستانه ‌نيز از گراف ‌جريان ‌مشاهده ‌شده ‌در مقابل ‌زمان ‌برآورد مي‌شود. جرياني ‌كه ‌در آن‌ شاخه ‌نزولي ‌بوسيله ‌يك‌ خط مستقيم ‌كه ‌مقدار آستانه ‌را تعيين ‌مي‌كند، تخمين‌ زده‌ مي‌شود. اين‌ پارامترها را مي‌توان ‌بوسيله‌ مدل‌ نيز كاليبره‌ كرد.

  

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 13:28  توسط محمد خسروشاهي  | 

یکی از مدلهایی که برای مطالعات آبخیزداری و سیلخیزی کاربرد فراوانی دارد مدل ‌HEC-HMS[1] است. این مدل نسخه‌ توسعه‌ يافته ‌HEC-1 و تحت ‌ويندوز است که براي ‌شبيه‌سازي ‌پاسخ ‌رواناب ‌سطحي‌ يك‌ حوضه‌ آبخيز نسبت‌ به ‌بارندگي‌هاي ‌معين ‌طراحي‌ شده‌ است‌. اين‌ مدل‌، حوضه‌ آبخيز را به‌ عنوان ‌يك ‌سيستم‌ بهم‌ پيوسته‌ با مولفه‌هاي ‌هيدرولوژيكي ‌و هيدروليكي ‌نمايش‌ مي‌دهد. هر مولفه ‌مدل ‌يك‌ جنبه‌ از فرايند بارش‌ - رواناب ‌را در داخل ‌بخشي‌ از حوضه‌ كه‌ معمولاً به ‌عنوان ‌زيرحوضه‌ در نظر گرفته ‌مي‌شود شبيه‌سازي ‌مي‌كند. بعبارت ‌ديگر مولفه‌هاي ‌مختلفي ‌براي‌ شبيه‌سازي ‌سيستم‌ فيزيكي‌ حوضه‌ تركيب ‌مي‌شوند و هر مولفه ‌قسمتي ‌از محاسبات ‌لازم ‌را براي ‌يك‌ هيدروگراف‌ كامل‌ انجام ‌مي‌دهد.

- ساختار مدل‌ :بخش‌هاي ‌اصلي‌ مدل‌ را سه‌ مجموعه ‌به ‌شرح ‌ذيل ‌تشكيل‌ مي‌دهند:

الف- مــدل ‌حـوضه ‌:(Basin Model) كه‌ شامل ‌پارامترها و داده‌هاي ‌مرتبط با عناصر(Element) هيدرولوژيكي ‌است‌. اين ‌عناصر عبارتند از زيرحوضه‌ها، بازه‌هاي ‌رونديابي‌، محل‌ اتصال ‌آبراهه‌ها (Junction)، مخازن‌، چشمه‌، منبع و محل‌ انحراف‌ آب‌(Diversion) رواناب ‌زيرحوضه‌ها مي‌تواند بصورت‌ يكپارچه ‌و يا توزيعي‌ محاسبه‌ شود. در مدل‌ يكپارچه‌، بارش ‌و تلفات بصــورت ‌ميانگين ‌مكاني ‌روي‌ زيرحوضه‌ در نظر گرفته ‌مي‌شود. در روش‌ توزيعي ‌بارش‌ مؤثر در سطح‌ كوچكترين ‌جزء تقسيم‌ )سلول) محاسبه ‌شده ‌و تبديل ‌بارش‌ مؤثر به‌ رواناب ‌مستقيم ‌بوسيله ‌روش‌ اصلاح‌ شده‌ كلارك ‌(Modclark)صورت ‌مي‌گيرد.

- در بــخش‌ تــلفات ‌(Losses) حوضه ‌انتخابهاي‌ متعددي ‌و جود دارد.از جمله ‌مي‌توان ‌به‌ روشهاي ‌شماره ‌منحني ‌(SCS-CN)، تلفات ‌اوليه‌(Initial/constant)، كمبود اشباع ‌(Deficit/constant)، گرين‌ -آمپت‌(Green-Ampt)، شماره ‌منحني ‌سلولي ‌(Gridded SCS-CN) و محاسبه ‌رطوبت ‌اشباع ‌(SMA) اشاره ‌نمود.

-در بــخش‌ تــبديل ‌روانـاب ‌(Runoff Transformation) نيز انتخابهاي ‌متعددي ‌از قبيل ‌روش‌ هيدروگراف ‌واحد SCS،اشنايدر، كلارك‌، كلارك‌ اصلاح ‌شده (Modclark) و نيز روش‌ موج‌ سينماتيك ‌براي ‌تبديل ‌بارش ‌مازاد به‌ رواناب ‌وجود دارد.

- در بخش‌ رونديابي ‌آبراهه‌ها (Routing)، انتخاب‌هايي ‌از قبيل‌ روش‌ ماسكينگام‌، پالس ‌اصلاح ‌شده‌، موج ‌سينماتيك‌، روش‌ تـــاخـير(Lag model) و روش‌ ماسكينگام‌-كانژ موجود است‌ كه‌ استفاده ‌هر يك‌ از اين ‌روشها نياز به‌ داده‌هاي ‌خاص ‌خود)بعنوان ‌ورودي‌(دارد.

ب- مــدل ‌بــارش‌ :(Precipitation Model) شامل ‌مجموعه ‌اطلاعات ‌مورد نياز براي ‌تعيين ‌بارش‌ تاريخي ‌يا طراحي ‌است ‌كه ‌براي ‌اتصال ‌با مدل‌ حوضه ‌بكار مي‌رود. روش‌هاي‌ محاسباتي ‌بارش ‌در اين ‌مدل‌ شامل‌: روش‌ رگبار استاندارد پروژه ‌و ‌برآورد فراواني ‌‌رگبار  (USACE,1989)، روش‌ وزني ‌مجذور عكس ‌فاصله‌(Inverse distance weighting)، روش‌ وزني ‌دلــخواه ‌كاربر (User-specified gagewei ghting)، روش‌هاي ‌تعيين ‌سطوح ‌تحت‌ تاثير ايستگاهها مانند چندضلــعي‌هاي ‌تيـــسن‌، روش‌ تعـــيين ‌هــيتوگـــراف ‌بــارش (User-specified Hyetograph) و روش ‌بارش ‌سلولي‌ (Grid-Based Precipitation) است ‌كه ‌روش‌ اخير بصورت‌ يك‌ مدل‌ توزيعي ‌در روش‌ Modclark استفاده ‌مي‌شود.

ج- شاخص‌هاي ‌كنترل ‌:(Control specifications) شامل ‌تاريخ ‌و زمان ‌شروع ‌و خاتمه ‌بارش ‌و همچنين ‌گام ‌زماني‌ (Time nterval) براي‌ محاسبات ‌شبيه‌سازي ‌است. علاوه ‌بر موارد فوق‌ مدل ‌HMS يك‌ برنامه‌ خودكار براي‌ واسنجي‌ پارامترها دارد كه‌ هر يك‌ از پارامترها را باداشتن‌ مقادير اوليه ‌تا نقطه‌ بهترين ‌تطبيق ‌با داده‌هاي ‌دبي ‌مشاهده‌اي ‌كنترل ‌مي‌نمايد و در پايان مناسب‌ترين ‌مقدار را معرفي ‌مي‌كند.

 

و باز هم جنایتی دیگر برای محافظان منابع طبیعی و محیط زیست کشور!!!

يحيي شاه كوه محلي بدست نابکاران شهید شد



- Hydrologic Engineering Center's - Hydrologic Modeling System [1]

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 8:4  توسط محمد خسروشاهي  | 

بطور كلي خصوصيات يك حوضه آبخيز كوچك را مي توان به شرح زير بر شمرد :

1-      بارش مي‌تواند با توزيع زماني يكنواخت فرض شود.

2-      بارش در مكان نيز با توزيع يكنواخت فرض مي‌شود.

3-      تداوم (مدت) رگبار معمولاً از زمان تمركز بيشتر است .

4-      رواناب ابتدائاً (primarly) بصورت جريان روي زميني است.

5-      فرايندهاي ذخيره كانال قابل چشم‌پوشي است.

در عمل حد بالايي حوضه بوسيله زمان تمركز و مساحت حوضه تعيين مي‌شود. بعضي زمان تمركز يك ساعت و كمتر از آنرا براي حوضه‌هاي كوچك در نظر مي‌گيرند.

خصوصيات يك حوضه آبخيز متوسط را نيزبه شرح زير مي توان بر شمرد:

1-     شدت بارش در طول رگبار تغيير مي‌كند.

2-      بارش مي‌تواند با توزيع مكاني يكنواخت فرض شود.

3-     - رواناب بصورت جريان روي زميني و جريان آبراهه‌اي است.

4-      فرايندهاي ذخيره كانال قابل چشم‌پوشي هستند.

پاسخ چنين حوضه‌هايي كه شدت بارش در مدت تداوم رگبار تغيير مي‌كند بوسيله روشهاي صريح كه تغييرات زماني شدت بارش را در بر دارند توصيف مي ‌شود. روشي كه بطور گسترده در چنين حوضه‌هايي بكار برده مي‌شود تكنيك هيدروگراف واحد است.

فرض توزيع مكاني يكنواخت بارش يك مشخصه حوضه‌هاي متوسط است. اين فرض به ما اجازه مي‌دهد كه از روشهاي يكپارچه مانند هيدروگراف واحد استفاده كنيم.

خصوصيات يك حوضه آبخيز بزرگ هم اينگونه توصيف شده است: بر خلاف حوضه‌هاي متوسط، بارش در حوضه‌هاي بزرگ احتمالاًَ از لحاظ مكاني متغيير است زيرا رگبارهاي محلي با شدت بالا و يا رگبارهاي معمولي فقط بخشي از حوضه را در بر مي‌گيرد. يك شكل مهمي كه حوضه‌هاي وسيع را از حوضه‌هاي متوسط تفكيك مي‌كند قابليت (توانايي) ذاتي Substantial)) قابل توجه ذخيره آبراهه‌اي است. فرآيند ذخيره كانال، جريان را تا زمانيكه در حال عبور از كانالهاي رودخانه است كاهش مي‌دهد. اين كاهش مي‌تواند ناشي از ذخيره طولي (براي جريان‌هاي داخل ساحل (inbank) يا ذخيره جانبي (براي جريانهاي خارج ساحل) overbank باشد. در وهله اول مقدار ذخيره وسيعاً با شيب كانال اصلي در ارتباط است. براي حوضه‌هاي با شيب كانال (ملايم) ذخيره كانال قابل توجه است برعكس براي حوضه‌هاي با شيب تند كانال، ذخيره قابل چشم‌پوشي (ناچيز) است.

از آنجايي كه حوضه‌هاي بزرگ كانالهايي با شيب ملايم (Mild) دارند بنابراين توانايي قابل توجهي براي ذخيره كانال دارند. در عمل اين بدان معني است كه حوضه‌هاي بزرگ با استفاده از روش يكپارچه مكاني مانند هيدروگراف واحد نمي‌توانند تحليل شوند، چون اين روشها محاسبه فرآيندهاي ذخيره كانال را به سادگي در نظر نمي‌گيرند بنابراين بر خلاف حوضه‌هاي متوسط مقياس، براي حوضه‌هاي بزرگ ضروري است تا رونديابي كانال مورد استفاده قرار گيرد تا محاسبه نقش جريان رودخانه در پاسخ رواناب كلي (overall) بسط داده شوند.

اختلاف محدوده بين حوضه‌هاي متوسط و بزرگ خيلي ساده نيست و دامنه مقادير از صد تا پنج هزار كيلومترمربع تفاوت مي‌كند در عمل اين احتمال هست كه براي تفكيك اين دو نوع حوضه از تكنيك قابل كاربرد استفاده شود. گرچه هر قدر هم سطح حوضه بزرگتر باشد روشهاي يكپارچه توانايي تهيه جزئيات مكاني مورد لزوم را دارند.

يك حوضه مي‌تواند به صورت تجمعي از حوضه‌هاي متوسط مقياس در نظر گرفته شود.تكنيكهاي هيدروگراف واحد مي‌تواند براي توليد رواناب زيرحوضه‌ها با استفاده از رونديابي كانال صورت گيرد كه اين رونديابي‌ها به صورت يك شبكه درختي به هم ملحق مي‌شوند. محاسبات اين گونه حوضه ها به كمك كامپيوتر انجام مي‌شود. نمونه مدلهاي هيدرولوژي كامپيوتري به كار گرفته شده براي ايده‌هاي شبكه‌اي، Hec-1 و TR-20 است. در عمل تكنيكهاي رونديابي كانال لزوماً به حوضه‌هاي وسيع محدود نمي‌شوند. آنها مي‌توانند براي حوضه‌هاي متوسط و حتي كوچك هم به كار گرفته شوند. هر چند روش رونديابي به طور قابل ملاحظه‌اي پيچيده‌تر از تكنيك هيدروگراف واحد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 13:12  توسط محمد خسروشاهي  | 

 

ارتباط اندازه حوضه و رگبار براي مدلبندي بارش-رواناب

با توجه به اينكه در طبيعت بارش در زمان و مكان تغيير مي‌كند لذا در مهندسي هيدرولوژي بارش مي‌تواند به يكي از سه طريق زير فرض شود. الف: در زمان و مكان ثابت، ب: در مكان ثابت اما در زمان متغيير ج: در زمان و مكان متغير. سه فرضيه فوق به كمك مقياس حوضه مي‌تواند در روي زمين تنظيم و يا تعديل (Justified) شود. از اين نظر [1]Ponce (1989) حوضه‌هاي آبخيز را به سه دسته زير تقسيم‌بندي نموده است.

- حوضه‌هاي كوچك: حوضه‌هايي هستند كه براي مدل‌بندي رواناب در آنها مي‌توان تغييرات بارش را در زمان و مكان ثابت فرض كرد.

-  حوضه‌هاي متوسط: حوضه‌هايي هستند كه براي مدل‌بندي رواناب در آنها بارش در مكان ثابت ولي در زمان تغيير مي‌كند.

- حوضه‌هاي بزرگ: حوضه‌هايي هستند كه براي مدل‌بندي رواناب در آنها بارش در مكان و زمان متغيير فرض مي‌شود.

حــوضه‌هاي آبخيز ممكن است بر حسب اندازه‌ و كاربري اراضي نيز طبقه‌بندي شوند Singh[2]  (1996) . بر حسب اندازه؛ كوچك، متوسط و بزرگ هستند. از اين نظر حوضه‌هاي تا 100 مايل مربع (256 كيلومتر مربع) بعنوان حوضه‌هاي كوچك، تا 1000 مايل مربع (2560 كيلومتر مربع) بعنوان حوضه‌هاي متوسط و بيشتر از 1000 مايل مربع حوضه‌هاي بزرگ ناميده مي‌شوند. به عقيده Ghosh اگر زمان تمركز حوضه كمتر از يك روز باشد و رگبار تمامي منطقه را بپوشاند آن را حوضه‌اي كوچك مي‌نامند. بر حسب كاربري ممكن است به حوضه‌هاي كشاورزي، شهري، روستايي، جنگل، بياباني، كوهستاني، باتلاقي و يا مركب (2 يا چند گونه از اين حوضه‌ها) تقسيم شوند. در هيدرولوژي سيل، حوضه‌هاي كوچك معمولاً با يك روش ساده تجربي (مانند روش منطقي) مدل‌بندي مي‌شوند. براي حوضه‌هاي متوسط يك مدل مفهومي (Conceptual) يكپارچه مانند هيدروگراف واحد (كه مورد استفاده اكثر مهندسين است) ترجيح دارد. براي حوضه‌هاي بزرگ كه با تغييرات مكاني و زماني بارش و رواناب همراه هستند ممكن است يك روش مدل‌بندي توزيعي مشتمل بر رونديابي رودخانه و مخزن پيشنهاد شود. شكل زير ماتريس رابطه بين مقياس حوضه‌ و سه روش مورد استفاده عمومي را كه بوسيله Ponce (1989) براي مطالعات سيل پيشنهاد شده است نمايش مي‌دهد.

 

اندازه حوضه

روش مورد استفاده

 

كوچك

متوسط

بزرگ

روش منطقي

عموماً

غيرقابل كاربرد

غيرقابل كاربرد

روش هيدرو گراف واحد

غيرقابل كاربرد

عموماً

گاهي اوقات

روش رونديابي

گاهي اوقات

گاهي اوقات

عموماً

                                   رابطه بين مقياس حوضه و سه روش مورد استفاده عام براي هيدرولوژي سيل

 



[1] - Ponce, M. V., 1989, Engineering Hydrdogy Principle and practices, Prentice Hall.

[2] - Singh, V. P., 1996, Hydrology of disasters, Water science and tecnology library Vol 24, Kluwer academic puplishers

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 13:37  توسط محمد خسروشاهي  | 

معرفي طرح ملی[1]


[1] - لازم می دانم به اطلاع دوستان عزیز برسانم که در مورد سیل و سیلخیزی در ایران هم اکنون طرحی ملی در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع با مسئولیت اجرایی اینجانب در حال اجراست. چنانچه دانشجویان عزیز دانشگاهها پایان نامه ای در این زمینه دارند می توانند از طریق این وبلاگ با بنده در تماس باشند

 

 

بررسي علل افزايش و تشديد سيل در ايران با تاکید بر نقش پوشش گیاهی

 

مجری مسئول: محمد خسروشاهی

 

چكيده:

 روند رو به ‌افزايش‌ سيل ‌در سالهاي ‌اخير حاكي ‌از آن‌ است‌ كه ‌اكثر مناطق ‌كشور در معرض‌ تهاجم ‌سيلابهاي ‌ادواري‌ و مخرب‌ قرار داشته و ابعاد خسارات ‌و تلفات‌ جاني ‌و مالي ‌سيل ‌افزايش ‌يافته ‌است‌. چنانچه ‌ابعاد و گستردگي ‌پيامدهاي وقوع ‌سيل‌)مستقيم‌وغيرمستقيم‌) از لحاظ اقتصادي‌ مورد ارزيابي‌ قرار گيرد آنگاه‌ پرداختن‌ به‌ مسائلي ‌چون‌ سيل‌ در اولويت‌ قرار مي‌گيرد. در  ايران‌  از  بررسي  سيلهاي  ‌خسارت  ‌آفرين  ‌70  سال  ‌گذشته‌)1305-1375)  كه‌  از  طريق  ‌آرشيو  روزنامه‌هاي  ‌اطلاعات  ‌و  كيهان  ‌جمع‌آوري  ‌گرديده  ‌است‌،  تعداد  2681  مورد  سيل  ‌حادثه  ‌خيز  به  ‌ثبت  ‌رسيده  ‌است(1). آخرين آمار منتشره تعداد دفعات وقوع سيل در طول سالهاي 1330 تا 1380 را 3700 مورد اعلام نموده است(2) . براساس آمار اخير تعداد وقوع سيل در دهه 70 نسبت به دهه 30 تقريبا 10 برابر شده است. از اين نظر درک علت واقعي بروز سيلاب هاي مخرب و خسارت آفرين از اهميت شايان توجهي برخوردار است زيرا مي تواند در انتخاب استراتژي و راه حل هاي مناسب مورد استفاده قرارگيرد و از اقدامات نسنجيده و زيان هاي مالي آن ( که متاسفانه به يک معضل تبديل شده است) تا حدودي جلوگيري نمايد. از آنجا که مباحث مطرح شدهء علل افزايش سيل  در محافل ذيصلاح در بسياري از موارد بر حدس و گمان استوار بوده و پايه و اساس مستندي ندارد لذا تحقيق حاضر بر آن است تا با استفاده از آمار و ارقام موجود و بطور مستند رابطه شدت و فراواني وقوع سيلابها را با دو عامل اساسي و موثر در تشکيل و تشديد آن يعني تخريب پوشش گياهي (کاربري اراضي) و نوسانات اقليمي مورد بررسي قرار دهد. بدين منظور پس از انتخاب تعدادي حوضه آبخيز واجد آمار مناسب در مناطق اقليمي و اکولوژيکي مختلف کشور نسبت به جمع آوري آمار دبي های روزانه حداکثر سالانه و لحظه اي آنها و بارش هاي مربوطه در طول دوره مطالعاتي اقدام شده، سپس با تعيين آستانه اي براي انتخاب سيل هاي مورد بررسي و استفاده از روش سريهاي جزئي(Partial series ) آمار مربوطه مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند. پس از مشخص شدن تعداد سيل هاي حادث شده در هر دهه براي علل افزايش (ياکاهش) آنها وضعيت کاربري حوضه و بارش هاي مربوطه (به شرح روش تحقيق) تجزيه و تحليل مي شوند. در پايان کار کليه حوضه ها با توجه به موقعيت اقليمي و اکولوژيکي دسته بندي شده و ميزان و سهم مشارکت هر يک از عوامل در افزايش سيلابها تعيين مي شود 

 

- اهداف طرح:

 با توجه به نقش بارز پوشش گیاهی در کاهش بروز سیلاب ضمن بررسی ارتباط این عامل در تشدید و فزونی سیلابها در چند دهه گذشته رابطه نوسانات احتمالی اقلیم با بروز این پدیده و همچنین سهم مشارکت هر یک از این دو عامل در فراوانی سیلاب ها نیز بررسی می شود. بنا براین اهداف اصلی این طرح را می توان بشرح زیر بر شمرد.    

 - بررسي تاثير تخريب پوشش گياهي و تغييرات کاربري اراضي در روند افزايشي و تشديد سيلاب در چند دهه اخير

- بررسي روند وقوع و شدت سيلابها و ارتباط آن با نوسانات احتمالي اقليم  در چند دهه اخير.

آگاهي از وجود يا عدم وجود تغيير در نوع نزولات جوي نيز هدف فرعي طرح را تشکيل مي دهد

 

محل اجرا :

 اين طرح ملي در 8  منطقه به نامهاي: شيراز حوضه مهارلو ، تهران حوضه طالقان،  خراسان حوضه کارده، گلستان حوضه گرگانرود، لرستان حوضه تيره ، هرمزگان حوضه میناب و تبریز حوضه صوفی چای پيشنهاد شده است (تعداد حوضه هاي آبخيز طوري انتخاب شده است که حتي الامكان مناطق اقليمي و اکولوژيکي مختلف را در کشور پوشش دهد.)

 

سال شروع و مدت اجرای طرح:  1383 بمدت 5 سال

 

متن گفتگوی زنده خسروشاهی و دکتر فرحپور در برنامه پرتو شبکه۴ سیما به مناسبت روزجهانی بیابانزدایی منتشر شد

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:18  توسط محمد خسروشاهي  | 

 

۳- تفکیک عوامل‌ موثر بر سيلاب ‌برای مدیریت سیل

بر پايه‌ تقسيم‌بندي‌ عوامل‌ موثر بر هيدروگراف‌ سيل ‌که در دو بخش قبلی بر شمرده شد این عوامل را به سه ‌دسته‌ مشخص‌ می توان‌تفكيك‌ نمود:

دسته‌اول‌ شامل ‌عواملي ‌است‌ كه ‌تاثيرگذاري‌ بر آنها از قدرت ‌بشر خارج ‌بوده ‌و عملاً نمي‌توان ‌با تغيير آنها اقدام ‌به‌ تعديل‌ هيدروگراف‌ حاصل‌ از بارش‌ مؤثر در يك ‌نقطه ‌خاص‌ نمود. اين ‌عوامل‌ عمدتاً شامل ‌عوامل ‌اقليمي ‌و پاره‌اي‌ از خصوصيات ‌فيزيوگرافي ‌حوضه‌ مي‌شوند.

دسته ‌دوم‌، عواملي ‌هستند كه ‌تا حدي‌ قابل ‌تغيير بوده‌ و در موارد خاصي‌ ممكن ‌است‌ براي ‌تغيير دبي ‌اوج ‌و يا شكل‌ هيدروگراف ‌به ‌تغيير و يا اصلاح ‌آنها اقدام ‌شود. اين ‌دسته ‌غالباً شامل ‌خصوصيات ‌آبراهه‌اي ‌مي‌شوند.

دسته‌سوم‌ عواملي‌هستندكه‌درامورآبخيزداري‌ونيزطرحهاي‌كنترل‌سيل‌با استفاده‌ازآنها مي‌توان ‌دبي‌ اوج ‌هيدروگراف‌ يك‌ حوضه‌ را كاهش‌ داد. از جمله‌ آنها بايد به ‌شيب‌ حوضه‌، پوشش‌ و كاربري‌ اراضي‌ ‌اشاره‌ نمود. با توجه‌ به ‌تفكيك‌ عوامل ‌ذكر شده‌، از جمله ‌سؤالاتي‌ كه‌ مي‌توان به ‌آن‌ پاسخ‌ دهد اين‌ است‌ كه‌ در كنترل‌ دبي‌ اوج ‌حوضه‌هاي ‌آبخيز و كنترل ‌سيل‌ كداميك ‌از سه ‌دسته‌ عوامل‌ فوق‌ در كاهش‌)يا افزايش‌) دبي ‌اوج ‌سيل ‌تأثير بيشتري‌ دارد. بانگاهي ‌دقيق‌ به ‌عوامل‌ دسته‌ سوم ‌مشاهده ‌مي‌شود كه ‌نحوه‌ تاثير اين ‌عوامل‌ بر جريان‌ رواناب‌ به ‌دو صورت مي‌باشد:

1-تاثير بر ميزان ‌سهمي‌ از بارش ‌كه ‌به ‌صورت‌ ذخيره‌، تلفات‌ اوليه ‌و نفوذ در زمين ‌سبب‌ مي‌گردد كه ‌حجم ‌بيشتري ‌از بارش ‌در سطح ‌حوضه‌ نگهداشته ‌شده ‌و از مشاركت‌ اين‌ حجم ‌در ايجاد رواناب سطحي ‌جلوگيري ‌شود. عواملي ‌چون‌ پوشش‌ و نوع‌ بهره‌برداري ‌از اراضي‌، سطح‌ مناطق‌ نفوذ ناپذير در حوضه‌، درياچه‌ها، باتلاق‌ها و مناطق‌ ايجاد ذخيره‌ در اين ‌دسته ‌قرار مي‌گيرند.

2-تاثيري ‌كه‌ این عوامل با تغيير در زمان ‌پيمايش‌ جريان ‌بر نحوه ‌شكل‌گيري ‌هيدروگراف‌ مي‌گذارند. در اين ‌دسته‌ مي‌توان ‌شيب‌ حوضه‌ و خصوصيات‌ آبراهه‌ها را نام‌ برد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 9:43  توسط محمد خسروشاهي  |