بر اساس گزارش های منتشر شده، حدود هفت هزار اصله درخت به صورت شبانه در پارک جنگلی لويزان قطع شده است، قطع اين درختان با توجه به ميزان بالای آلودگی هوا، حساسيت های زيادی را برانگيخته است؛ با اين حال، اختلاف نظر نهادهای مسئول در اين مورد همچنان ادامه دارد. این موضوع سبب شد که سلسله مطالب خود را قطع و در این مورد چند نکته را یادآوری کنم. و اما بعد
احتمالا مصاحبه مسئولین مربوطه را در شهرداری و شورای شهر تهران و کارشناس محترم منابع طبيعي را در شبکه 5 سیما دیديد . در اين مصاحبه آنها بهانه می تراشیدند و کارشناس محترم غرامت! برآورد کارشناس به ازای هر درخت 500 هزار تومان در طی مدت عمر درخت بود. اما بايد گفت اولا در ديني كه رسولش مي فرمايد "شكستن شاخه اي از درخت به نزد من مانند شكستن بال فرشتگان است" توجیه قلع و قمع هزاران درخت 30 تا 40 ساله به بهانه احداث اتوبان آنهم بوسيله سازماني كه خود متولي فضاي سبز شهر تهران است چه جایی دارد. نگاه كنيد به چند حديث ديگر
" درخت براي انسان آفريده شده پس او مكلف گرديد به؛ كاشتن درخت، آب دادن درخت، مواطبت نمودن درخت: امام صادق (ع)"
" يكي از كارهايي كه شخص مؤمن را بعد از مرگ بهره مند مي سازد مسئله غرس نهال و درخت است: امام صادق (ع)"
ثانيا به آن کارشناس محترم هم باید گفت برادر عزیز شما فقط هزینه های انجام شده را می بینی و زندگی این شهروندانی راکه از نعمت پالایش گازکربنیک و تولید آن به اکسیژن وسیله این درختان تامین می شود نادیده گرفته ای!!! مسلما بايد بدانيد هر یک از درختان در هنگام کربن گیری، از 264 گرم گازكربنيك هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می کند از این نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن يعني اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال را آزاد کند اكنون با قطع اين تعداد درخت حساب كن سهم اکسیژن چند نفر از شهروندان تهراني برای زندگی در این شهر آلوده از بین رفته است. اصلا مگر می توان زندگی یک انسان را با پول حساب کرد. برادر محترم مگر می توان ارزش ريالي تقویت فکر و تمدد اعصاب مردم خسته از زندگي ماشيني و پر سر و صداي شهر تهران را که به این پارک و فضای سبز هجوم می بردند ، حساب کرد. مگر مي توان ارزش بازی و تفریح بچه هایی را که دلشان از آپارتمانهای کوچک و دنج و خفه تهران گرفته و در این فضا نفسی تازه می کردند محاسبه كرد و مگر مي توان ............ مگر ارزش این چند هزار اصله درخت با پول حساب می شود که شما غرامت بخواهید و آنها بپردازند و کار تمام شود. بقیه فواید و مزایای درختان را در همین تارنما می توانید بخوانید. قطعا اگر كار كارشناسي بيشتري صورت مي گرفت راه حلهاي بهتري وجود داشت
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:19  توسط محمد خسروشاهي
|
بر اساس آخرین آمار، مساحت کل جنگل هاي ايران (طبیعی و دست کاشت) حدود 14.2 ميليون هكتار برآورد شده است که قریب یک میلیون هکتار آن را جنگل های دست کاشت تشکیل می دهد. در گذشتة نه چندان دور مساحت جنگل هاي ايران به 18 ميليون هكتار مي رسيد كه در اثر افزايش جمعيت، توسعة شهرها و اراضي كشاورزي و تاسيسات و صنايع و همچنين تخريب و تجاوز، كاهش قابل توجهي يافته است. تمامي اين جنگل ها ارزش صنعتي ندارند. آنچه كه به عنوان توليد چوب و تأمين مصارف صنعتي قابل بهره برداري مي باشد جنگل هاي شمال كشور است. جنگل هاي خارج از شمال نيز از نظر حفاظت خاك، تغذية دام، تلطيف هوا و رطوبت نسبي محيط و نفوذپذيري آب و زيستگاه حيوانات وحشي از اهميت زيادي برخوردارند. سهم سرانة مردم ايران از مجموع جنگل هاي موجود قريب 0.25 هكتار است. جدول 2 پراکنش مساحت جنگل های ایران را نشان می دهد.
سطح جنگل های ایران (هکتار)
|
نوع جنگل |
سطح خارج از شمال |
سطح شمال |
جمع |
درصد |
|
جنگل انبوه |
755.777 |
940.826 |
1.696.603 |
12 |
|
جنگل نیمه انبوه |
286.846 |
593.927 |
3.400.773 |
9/23 |
|
جنگل تنک |
7.842.183 |
313.133 |
8.155.316 |
4/57 |
|
جنگل ماندآبی |
30.400 |
- |
30.400 |
2/0 |
|
جنگل دست کاشت |
919.468 |
- |
919.468 |
5/6 |
|
جمع |
12.354.673 |
1.847.886 |
14.202.559 |
100 |
جنگل هاي شمال ايران:

جنگل هاي شمال ایران كه به جنگلهای رویشی هیرکانی یا خزری شهرت دارند در استانهاي گيلان ، مازندران و گلستان قرار دارند اين جنگل ها که به بركت رطوبت ناشي از درياي خزر رشد و تكامل يافته اند به صورت نواري با طول تقريبي 800 كيلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر و با مساحتی حدود 1.84 ميليون هکتار نیمرخ شمالی البرز از آستارا تا گلیداغی را در بر می گیرند. جنگلهای شمال متعلق به اواخر دوران سوم زمین شناسی است به همین دلیل به عنوان کهن ترین جنگلهای جهان بشمار می روند. تا کنون بالغ بر 80 گونه درختی عمدتا پهن برگ و چهار گونه سوزنی برگ و 50 گونه درختچه ای شناسایی شده اند که از این نظر نیز می توان این ناحیه را در زمره ذخایر ژنتیکی جهان قلمداد کرد. این نکته را نباید از یاد برد که این جنگلها در ایران از وسعت قابل توجهی بر خوردار نبوده ولی از سایر جنبه ها بویژه حفاظت آب و خاک در این ناحیه بسیار مهم هستند. هر گونه بر خورد نابخردانه با این جنگلها عواقب وخیمی به دنبال خواهد داشت که از جمله آنها می توان به سیلابهای مخرب چند سال گذشته در استانهای شمالی کشور مانند سیل نکا و استان گلستان اشاره کرد. خوشبختانه در سالهای اخیر با توجه به اهمیت و نقش مهم این منابع خدا دادی در جلوگیری از بروز اینگونه حوادث ناگوار و در راستای توسعه پایدار، دولت جمهوری اسلامی ایران در جهت حفظ و صیانت از جنگلهای شمال اعتبارات قابل توجهی را برای اینکار اختصاص داده است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 10:36  توسط محمد خسروشاهي
|

اگر چه نشر فرهنگ منابع طبیعی در بعد تخصصی و عمومی همواره مد نظر متولیان منابع طبیعی بوده است اکنون مشاهده می شود که پس از گذشت یک ربع قرن از عمر حمهوری اسلامی، با وجود آنکه در زمینه مسایل تخصصی اقدامات مؤثری صورت گرفته ولی در زمینه آگاهی عامه مردم و حتی برخی مسئولین و علما که با نفوذ کلام خود می توانند در زمینه توجه دادن مردم به نقش مهم جنگلها و مراتع تاثیر بسزایی در بالا بردن فرهنگ منابع طبیعی داشته باشند صورت نگرفته است. به نظر می رسد اهمیت منابع طبیعی در جلوگیری از بروز بحران های زیست محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مملکت ایجاب می کند که هر از چند گاهی اهمیت این منابع خدا دادی از طریق منابر و تریبونهای ائمه جمعه و جماعات برای مردم بیان شود و بقدرت کلام و بیان خود آنها را ارشاد نمایند. همت وسایل ارتباط جمعی و مخصوصا رادیو و تلویزیون نباید تنها به هفته منابع طبیعی محدود شود. دریغ که سیمای جمهموری اسلامی برای تبلیغ پفک نمکی و انواع نمکی ها از هر فرصتی استفاده می کند اما در طول سال و در میان پرده های خود حتی چند ثانیه هم به نقش منابع طبیعی (اعم از جنگل، مرتع، آب ، خاک و رودخانه و امثال آن) اشاره ای نمی شود. بر کسی پوشیده نیست که هرچند موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در امور منابع طبیعی و محیط زیست پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند، اما هنوز از سطح جنگلهای کشور کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛

نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. به قول درویش چرا با وجود آن همه کوشش های شایان تقدیر، پژوهش های متعدد، برپایی همایش ها ، کارگاه ها، نمایشگاه های متنوع و جذاب، تشکیل دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت و شرکت در جلسه های کارشناسی و اجرایی در سطوح مختلف مملکتی، نمی توان آن چنان که سزاوار است بازخوردهای اصلی، یعنی شاخص هایی در تایید بهبود نسبی وضعیت منابع طبیعی کشور ملاحظه کرد. چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟ چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟

چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ این ها سئوالاتی است که همواره به ذهن بسیاری از افراد علاقمند به منابع طبیعی کشور می رسد، افرادی که هنوز امیدواری را برای نجات منابع طبیعی کشور از این وضعیت از دست نداده اند. ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت. آشکار است که دولت و سازمانهای ذیربط در زمینه ترویج فرهنگ زیست محیطی و منابع طبیعی اقدام بایسته ای انجام نداده اند و هنوز راه درازی در پیش است که باید پیموده شود. با نگاهی گذرا به زندگی روزمره مردم به خوبی متوجه می شویم که همه ما به نحوی نسبت به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست خود بی اعتنا و بی تفاوت هستیم. از چکه کردن شیر آب در منزل گرفته تا اسراف های آنچنانی آب و کثیف کردن کوچه و منزل و ساحل و قطع بیرحمانه درختان جنگل و تخریب مراتع. بسیاری از ما دانسته و یا ندانسته مرتکب این اعمال می شویم. یک روستایی فقیر ممكن است برای بقای خویش دست به جنگلتراشی بزند اما یک پیمانکار برای کسب سود بیشتر اين كار را انجام مي دهد. فرازناي كلام آنكه تا مردم به حفظ و حراست از منابع طبیعی معتقد نباشند و به اهمیت حیاتی آن برای خود و آیندگان خویش آگاهی نیابند، اقدامات اداری به تنهایی کارساز نخواهد بود.کار در این زمینه باید اساسی و بنیادی باشد و آموزش از پایین ترین سطح جامعه یعنی خانواده شروع و به دبستان و دبیرستان و دانشگاه بصورت قصه و تئاتر و مطالب درسی و سرانجام تا وسایل ارتباط جمعی بصورت مستمر ادامه یابد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 10:28  توسط محمد خسروشاهي
|
جنگل، مادر چشمه ها و رودخانه ها ست

امروز با داشتن جمعيتي بالغ بر 65 ميليون نفر نظاره گر نابودي نه تنها باغها و كشتزارها بلكه شاهد از بين رفتن خانه و كاشانه و احشام و حتي جان مردم بوسيلة سيلابهای مهیبی هستيم که کمتر سابقه داشته است. با نگاهي به گذشتة نه چندان دور در مي يابيم بسیاری از مناطقی که زمانی بوسيلة درخت و درختچه و بوته و گياهان علوفه اي پوشيده شده بود، امروز بر اثر قطع بي روية درختان، درختچه ها و بوته كني و چراي مفرط و آتش سوزي حتي آثاري از درختان و درختچه هاي بومي در بعضي از استانها به چشم نمي خورد ، حال چه انتظاري غير از اين وقايع تلخ و ناگوار مي توان داشت، كه گفته اند هر كسي آن درود، عاقبت كار، كه كشت.
با روندی که از سالها قبل در مورد قطع درختان در جنگل هاي شمال و جنگل هاي حفاظتي و حمايتي ساير نقاط كشور وجود داشته و کماکان نیز شاهد هستیم، اکنون نظاره گر بروز سيلابهای خطرسازی شده ایم که دست کم تا کنون در استانهاي سرسبز شمال كشور مشاهده نشده است. اين حوادث ناگوار در مناطق سرسبز شمال كشور كه روزگار درازي به بركت وجود پوشش جنگلي انبوه، بارشهاي منظم و كافي، خاكهاي عميق و حاصلخيز و تعادل پايدار اكوسيستم، بعنوان جزيرههاي امن و مصون از آفات و بلاياي طبيعي همچون سيل محسوب ميشد بصورت وحشتناكي عيان شده است. سیل مرداد 1380 فقط در منطقه مينودشت و كلاله) استان گلستان) بيش از 300 كشته و 270 مفقود و 600 ميليارد ريال خسارت بجاي گذاشت (). می توان گفت هر چند سيلابها ناشي از بارندگي هستند ولي آنچه بيشتر موجب بروز سيلابها شدهاند، عمل متقابل و قانونمند طبيعت در برابر بهرهبرداريهاي بيرويه انسان، كاربريهاي نادرست اراضي و استفادههاي نابخردانه انسان از منابع بيكران آن است. طبيعت بويژه مناطق كوهستاني بنا به ماهيت خود شكنندهاند و فشارهاي جمعيت رو به رشد انسان و استفادههاي نامعقول آنها را بر نميتابند به همين دليل با آهنگي سريع رو به تخريب گذاشتهاند و براي انسان پيامدهاي ويرانگري نظير سيل به بار ميآورند.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 9:45  توسط محمد خسروشاهي
|
..........ادامه مطلب
10ـ نقش اقتصادي جنگل:

به طور كلي درآمد جنگل را به صورت ملموس و غير ملموس بررسي مي نمايند، درآمد غير ملموس آن در ارتباط با نقش و ويژگيهاي جنگل است كه قبلاً بر شمرده شده است و غير از توليد مستقيم آن است. بررسيهاي كارشناسي نشان مي دهد در صورت احياء جنگلهاي شمال و غرب و جنوب كشور و استفاده كامل از تمامي استعداد توليد جنگل در يك برنامة دراز مدت به درآمد ساليانه اي معادل 280 ميليارد ريال دست خواهيم يافت و برخلاف درآمد حاصل از نفت كه روزي پايان خواهد يافت، جنگل به عنوان يك واحد توليدي پايا با درآمد مستمر مي تواند نقش اقتصادي ارزنده اي در دراز مدت داشته باشد. گذشته از اين فرآورده هاي جنگلي اعم از چوب و يا ساير محصولات فرعي ديگر چرخ هزاران هزار واحد توليدي اعم از كوچك و بزرگ را در سراسر جهان به گردش در مي آورند، زيرا جنگل تامين كننده مواد اوليه بسياري از صنايع بوده كه آن صنايع با يكديگر روابط متقابل بنيادي دارند. بطور مثال كارخانجات صنايع چوب و صنايع كاغذ با صنايع ديگر بيش از 100 نوع تبادل كالا دارند كه اين موضوع نقش قابل توجهي در تحرك اقتصاد كشور دارد. علاوه بر اين درختان منبع تامين مواد اوليه براي صنعت داروسازي مدرن نيز مي باشند بطوري كه بيش از 25 درصد مواد مورد نياز صنعت داروسازي مستقيماً از درختان بدست مي آيد.
فواید دیگر جنگلها و مراتع را می توان در حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری، تامین غذا و مامنی برای وحوش و پرندگان و بالاخره اکوتوریسم دانست.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 15:6  توسط محمد خسروشاهي
|
.........ادامه مطلب
9- نقش جنگلها و مراتع در جلوگيري از رانش زمين:

رشد درختان در دامنهها سبب افزايش پايداري خاك ميگردد.ريشه درختان با فرو رفتن درخاكهاي حساس به لغزش مانند ستونهايي عمل كرده و با ايجاد شبكه متراكم ريشهاي از بهمپاشيدن قطعات يا بلوكهاي لغزشي جلوگيري ميكنند.مطالعات انجام شده در منطقه جنوبشرقي آلاسكا نشان داد كه پس از قطع درختان، افزايش قآبل ملاحظهاي در تعداد لغزشهاصورت گرفت آنها نتيجه گرفتند كه نابودي و فساد تدريجي سيستمهاي تداخلي ريشه درختان(پس از قطع آنها) عامل وقوع لغزشها بودند. هر چند عدهاي اعتقاد دارند كه در بعضي موارد درختان به دليل نيروي وزن خود و يا بر اثر نيرويي كه توسط باد در بعضي از مناطق به درختانوارد ميشود ممكن است باعث لغزش شوند ولي به دلايل زير نقش پوشش گياهي در جلوگيرياز حركت زمين كاملاً آشكار است:

يكي از عوامل مهم و مؤثر در حركتهاي تودهاي يا رانش زمين وجود رطوبت در خاكاست در ايران نيز اكثر لغزشها معمولاً در دامنههاي رو به شمال (سايهگير)كه رطوبت بيشترينسبت به دامنه جنوبي دارند اتفاِق ميافتد.بنآبراين درختان با انجام عمل تبخير و تعرِق و درنتيجه كم كردن ظرفيت نگهداري آب خاك، نقشي اساسي در اين مورد ايفا ميكنند درختان بامصرف بالاي آب و تعرِق زياد در حقيقت عمل زهكشي خاك را انجام ميدهند و در نتيجه آن راسبك نگه ميدارند. مطالعات انجام شده در امريكا (ايالت اوهايو)نشان ميدهد كه ضريب اطميناندر برآبر لغزش، در دامنههاي جنگلي پوشيده از درخت 9 برابر بيشتر از دامنههاي بدون درختاست.
- نقش ديگر درختان در حفظ خاك از خطر لغزش، وجود فرايندي بنام برگآب(Interception) است. يعني در طي هر بارندگي مقداري از بارش توسط تاج درختان گرفته شده و قبل از رسيدن به خاك تبخير ميگردد. اين مقدار بارندگي از اين جهت كه در خاك نفوذ نميكند در خشكي خاك و جلوگيري از حركت زمين مؤثر ميباشد. ميزان برگاب بستگي به شكل برگها وتاج درختان دارد و ميزان آن بسته به اينكه درخت در چند ماه از سال برگ داشته باشد تغييرميكند. بنآبراين در درختكاريها استفاده از نهال درختاني كه در زمستان برگ دارند براي اينگونهمحلها مناسب تر است.

همانگونه كه قبلاً گفته شد ريشه درختان از طريق جذب بخشي از آب زيرزميني و خشككردن خاك نقش عمدهاي در پايداري دامنهها دارند.از اين لحاظ گياهان داراي ريشههاي عميقتر و با انشعابات بيشتر نقش بهتري در حفظ خاك خواهند داشت. متأسفانه انسان بر اثر تخريبپوشش گياهي از قبيل تبديل جنگل به زمين زراعتي، شهرسازي و همچنين جادهسازي غيراصولي و ايجاد تأسيسات ارتباطي نقش مهمي در ايجاد لغزش دارد. نتايج حاصل از يكتحقيق در يك منطقه جنگلي شمال كشور (حوضه واز از توابع شهرستان نور)نشان داده استبيشترين لغزشها در دامنههايي اتفاِق افتاده است كه قطع يكسره جنگل وجود داشته است. اينقطع جنگل به منظور عبور دكل های برِق فشار قوي و احداث جاده صورت گرفته است.
در اين زمينه تحقيق ديگري در غرب كشور (چهار محال بختياريمنطقه اردل) صورت گرفته است. به استناد اين تحقيق منطقهاي كه در آن لغزش حادث شدهدر 40 سال گذشته (با استناد به عكسهاي هوايي سال 1335) داراي جنگل بلوط با تاج پوششيحدود 40 درصد بوده كه بر اثر قطع بيرويه و تبديل اراضي جنگلي به زراعت ديم، هماكنوندرصد تاج پوشش آن به حدود 2 درصد رسيده است. بنابراين تخريب و قطع پوشش گياهيباعث تغيير چرخه آب بصورت كاهش تبخير و تعرقِ در منطقه و افزايش آب زيرزميني در دامنهلغزش يافته شده است. به اين ترتيب نقش ارزنده جنگلها با استناد به تحقيقات مستدل در مورداين بليه نيز كاملاً آشكار است.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:24  توسط محمد خسروشاهي
|
........ادامه مطلب
۸- نقش جنگلها و مراتع در جلوگيري از وقوع بهمن


پوشش گياهي از نوع بوتهاي يا بالشتكي سطوح ناهمواري ايجاد كرده وخطر سقوط بهمن را كاهش ميدهد.لذا در نقاطي كه حتي براي ورزش اسكي استفاده می شود، بهتر است هم محل اسكي و هم ارتفاعات مشرف به آن را با گونههاي مرتعي نوع بوتهاي و بالشتكي تقويت كرد. براي جلوگيري از وقوع بهمن علاوه بر اقدامات مكانيكي (مانند پايههايچوبي، نردههاي فلزي و ديوارههاي سنگي)، عمليات بيولوژيكي از قبيل جنگلكاري در صدر برنامههاي مبارزه با اينگونه خطرات است.در مناطق بهمن خيز براي جلوگيري از خطرات ناشياز آن در محلهاي آغاز حركت تودههاي برفي اقدام به جنگلكاري ميشود. معمولاً جنگلكاري در روي خطوط تراز و با ايجاد بانكت صورت ميگيرد (البته به روشهاي ديگر هم اقدام بهجنگلكاري ميشود).
انتخاب نوع گونه براي اينكار حائز اهميت است و كاشت رديفي گونههاي جنگلي سوزنيبرگ و پهنبرگان مقاوم ميتوانند مانع اينگونه خسارتها شوندبرای اینکار درختان بصورت شبكهاي طراحي شده و مورد استفاده قرار می گيرند.در بسياري از مناطق كه بوسيله عمليات مكانيكي با حركت بهمن مبارزه ميشود بازهم نقش جنگلكاري از نظر دور نميماند زيرا پس از احداث بهمنشكنها در پناه و يا بين آنها يك شبكه چند رديفي جنگلكاريميشود چرا كه عمر موانع مكانيكي كوتاه است و پس از مدتي مستهلك ميشود در حاليكهگونههاي جنگلي در اين مدت رشد نموده و با از بين رفتن موانع، بصورت يك ديوارهبيولوژيكي (زنده) عمل ميكنند. به اين ترتيب در مورد جلوگيري و يا كاهش اثرات اين بليه طبيعينيز استقرار گونههاي جنگلي بهترين روش مبارزه است همچنانكه در هر محلي كه گونههايجنگلي وجود دارند بهمن اتفاقِ نميافتد زيرا قبل از اينكه برفي رويهم انباشته شود مقدار زيادياز آن بوسيله تاج پوشش درختان گرفته ميشود و به زمين نميرسد.
سايت مرتبط با بهمن http://www.pbs.org/wgbh/nova/avalanche/elements.html
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 11:11  توسط محمد خسروشاهي
|
............ادامه مطلب
7ـ اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا:

جنگل ها و مراتع و به طور كلي گياهان سبز در نتيجه عمل كربنگيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس حيوانات و انسان و فعل و انفعالات شيميايي و آلودگيهاي محيط زيست وارد هوا مي شوند جذب نموده و گاز اكسيژن را كه يك ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند. بررسی های انجام شده نشان داده است هنگام کربن گیری درختان، از 264 گرم انیدرید کربنیک هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می شود از این نظر هر هکتار جنگل قادر است سالانه 2.5 تن اکسیژن (اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند. با این حسآب فقط جنگل های شمال کشور می تواند اکسیژن لازم برای 19 میلیون نفر را در طول یک سال تامین کند. در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان بوسيله فضاي سبز تامين مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اكسيژن مورد نياز جانداران از فوايد مهم جنگل و فضاي سبز مي باشد.
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 8:30  توسط محمد خسروشاهي
|